گروه نجوم تیشتر لشت نشا (گیلان)

گروه نجوم تیشتر گیلان به ارائه خبر علمی با اولویت خبر نجومی می پردازد

هشدار دانشمندان در مورد تضعیف میدان مغناطیسی زمین

هشدار دانشمندان در مورد تضعیف میدان مغناطیسی زمین

میدان مغناطیسی زمین در حال ضعیف‌شدن است و این موضوع اثرات مخربی بر آب و هوا و سلامت انسان‌ها خواهد داشت.

 

در اعماق زمین یک هسته‌ مذاب در حال تولید میدان مغناطیسی است و این میدان از سیاره خاکی در مقابل بادهای مخرب خورشیدی محافظت می‌کند. چنین میدان محافظی، هزاران کیلومتر به درون فضا گسترش یافته و نیروی مغناطیسی آن بر هر مولفه‌ای از ارتباطات جهانی گرفته تا مهاجرت حیوانات و الگوهای آب‌و‌هوایی تاثیرگذار است. با این حال، این میدان که تا این اندازه برای حیات زمین حائز اهمیت است، طی 200 سال اخیر 15 درصد تضعیف شده و به ادعای دانشمندان مرکز تحقیقات زمین‌شناسی بریتانیا، این موضوع نشان می‌دهد قطب‌های زمین در حال تغییر بوده و به دنبال آن، قطبیت میدان مغناطیسی آن در آستانه معکوس‌شدن است. اگرچه کارشناسان از زمان رخداد این امر آگاهی ندارند.

 

در صورت روی‌دادن چنین وضعیتی، انسان‌ها در معرض بادهای خورشیدی قرار خواهند گرفت که می‌توانند روزنه‌هایی را در لایه ازن ایجاد کنند. این اثر می‌تواند برای نوع بشر نابودکننده باشد، شبکه‌های برق را از کار انداخته، به طور قابل‌توجهی آب‌وهوای زمین را دستخوش تغییر کند و همچنین میزان ابتلا به سرطان را افزایش دهد. مطالعات اخیر دانشمندان دانمارکی نیز حاکی از آن است گرمای جهانی مستقیما با میدان مغناطیسی زمین و نه انتشارات دی‌اکسید‌کربن مرتبط است.

 

محققان معتقدند در صورت تغییر قطب‌ها، سالانه 100 هزار انسان به دلیل سطوح افزایش‌یافته تشعشع فضایی جان خود را از دست خواهند داد و در این میان، دکتر «کولین فورسیت» از آزمایشگاه علوم فضایی مولارد در کالج لندن نیز مدعی است، تشعشع فضایی می‌تواند دو تا سه برابر بیشتر از میزان تشعشع ناشی از حفره‌های ازنی بوجود آمده در اثر فعالیت‌های انسانی باشد. افزون بر این، در صورت تغییر قطب‌ها، روزنه‌های ازن بزرگ‌تر بوده و همچنین مدت‌ زمان طولانی‌تری وجود خواهند داشت. آژانس‌های فضایی هم‌اکنون این تهدید را جدی گرفته‌اند و در ماه نوامبر سه فضاپیما به عنوان بخشی از ماموریت SWARM و با هدف پوشش‌دهی چگونگی تغییر میدان مغناطیسی زمین به فضا پرتاب شدند. چنانچه افت میدان مغناطیسی زمین ادامه یابد، طی میلیاردها سال، زمین نیز سرنوشتی مانند مریخ خواهد داشت؛ مریخ که زمانی جهانی اقیانوسی بود، طی مدت‌های طولانی به سیاره‌ خشکی تبدیل شد که قادر به پشتیبانی از حیات نیست.

منبع: آسمان پارس - ایسنا

نویسنده : علی : ۱:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

اولین گزارش هواشناسی سیاره‌ای خارج از منظومه شمسی

اولین گزارش هواشناسی سیاره‌ای خارج از منظومه شمسی

دانشمندان با رصد جو مملو از ابر در 2 سیاره فراخورشیدی دریافته‌اند که ابرها پدیده‌ای مختص زمین نیستند، و در آسمان خیلی از سیارات دیگر زمین مانند هم می‌توان آنها را یافت.

مجید جویا: پژوهشگران دریافته‌اند که یکی از شناخته شده‌ترین سیارات خارج از منظومه شمسی که فقط اندکی بزرگ‌تر از زمین است، آسمانی شدیدا ابری دارد. این کوچک‌ترین و زمین مانندترین سیاره‌ای است که تاکنون اسرار جو آن برای دانشمندان فاش شده است. (برای مشاهده مقاله مربوط به این نتایج، اینجا را کلیک کنید)

در یک پژوهش دیگر هم، ابرهای آسمان یک سیاره بزرگ‌تر (هم اندازه نپتون) مشاهده شده‌اند. از این دو گزارش هواشناسی می‌توان چنین نتیجه گرفت که احتمالا آسمان خیلی از سیارات با ابر پوشیده شده است.

هیتر ناتسون، اخترشناس سیاره‌ای از کالتک (انستیتو صنعتی کالیفرنیا در پاسادنا) و نویسنده مقاله دوم، می‌گوید: «ما همیشه می‌دانستیم که برخی از سیارات باید جوی مملو از ابر داشته باشند، ولی اکنون موجی از نتایج داریم که به ما می‌گویند که ابرها خیلی هم معمول‌اند».

 

این دو سیاره از جمله نزدیک‌ترین سیارات به منظومه شمسی هستند که تاکنون کشف شده‌اند. سیاره GJ 1214b تنها 13 پارسک (تقریبا 42 سال نوری) با ما فاصله دارد، و هر 38 ساعت یک بار، به دور یک ستاره کوتوله سرخ می‌چرخد. وقتی سیاره از مقابل ستاره مادر می‌گذرد، بخشی از نور ستاره از میان جو سیاره گذشته و به زمین می‌رسد، که با استفاده از آن می‌توان به ترکیباتش پی برد.

در سال 2010/1389، پژوهشگران گزارش کرده بودند که نتوانسته‌اند هیچ اثری از اتمسفر GJ 1214b را در طیف نور دریافتی از ستاره میزبان آن پیدا کنند. در آن زمان دو تفسیر برای علت این رویداد مطرح شد. یکی از آنها این بود که که ابرهای سیاره، به طور کامل مانع از عبور نور ستاره از میان خود شده‌اند.

انتخاب دیگر این بود که جو سیاره به جای مولکول سبک هیدروژن، عمدتا از مولکول‌های سنگین مانند آب تشکیل شده باشد. اگر چنین می‌بود، در آن صورت جاذبه سیاره می‌بایست موجب شود که جو سیاره یک لایه نازک پرچگال باشد. این لایه نازک موجب می‌شود که بخشی از طیف نور دریافتی از ستاره که از فیلتر جو سیاره گذشته است، به حدی ضعیف باشد که قابل تشخیص توسط ابزارهای زمینی نباشد.

پژوهشگران در آن زمان نمی‌توانستند تفاوتی بین این دو تحلیل قائل شوند. حال، مشاهدات تلسکوپ فضایی هابل نشان می‌دهند که گزینه ابرهای سیاره‌ای درست بوده است.

گروهی به رهبری لارا کرایدبرگ از دانشگاه شیکاگو در ایلینویز، نور نزدیک فروسرخ فیلتر شده در اطراف GJ 1214b را در جریان 15 عبور آن از مقابل ستاره مادر، بررسی کردند. به این ترتیب دانشمندان به داده‌های کافی دست پیدا کردند تا بتوانند رد یک اتمسفر سرشار از آب را در طیف نور ستاره بیابند.

به گفته کرایدبرگ، جو این سیاره عمدتا از بخار آب تشکیل شده است: «ولی دریافتیم که در آنجا ابر هم وجود دارد».
با توجه به دما و فشار جو این سیارات، ابرهای جو آن سیارات در جو زمین دیده نخواهند شد. آنها احتمالا از جنس چیزی مانند سولفید روی یا کلرید پتاسیم تشکیل شده‌اند، چرا که هر دوی این ترکیبات می‌توانند چگالیده شده و تبدیل به قطرات میکروسکوپی شوند، و به این ترتیب سبب تشکیل ابر شوند. کرایدلبرگ می‌گوید: «این اولین باری است که ما توانسته‌ایم ویژگی‌های جو یک سیاره کوچک‌تر از نپتون را مشخص کنیم».

ابرهای مشابهی هم سیاره بزرگ‌تر و نپتون‌مانند GJ 436b را که در فاصله 10 پارسک (33 سال نوری) قرار دارد، پوشانده‌اند. علت انتخاب سیاره از سوی ناتسون و همکارانش در دانشگاه کلتک این بود که تعداد بی‌شماری سیاره با این اندازه وجود دارند و این یکی مدل خوبی برای مطالعه آنان است. این دانشمندان هم مانند گروه کرایدبرگ، از تلسکوپ هابل برای مشاهده تغییرات نور ستاره در هنگام عبور سیاره از مقابل آن استفاده کردند.

یک بار دیگر، طیف ستاره هیچ نشانی از اتمسفر سیاره نداشت. و یک بار دیگر، دو گزینه احتمالی وجود داشت: یکی جو ابرناک و دیگری لایه نازک اتمسفر حاوی مولکول‌های سنگین مانند آب یا متان.

نپتون عمدتا از هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است، در نتیجه به گفته ناتسون، یک جسم هم اندازه نپتون با یک جو سنگین، دور از انتظار خواهد بود. او می‌گوید: «ما فکر می‌کردیم که این فقط یک سیاره مشابه نپتون است، ولی اگر هیدروژن زیادی نداشته باشد، در آن صورت باید به این فکر کنیم که چطور می‌توان چنین سیاره‌ای ساخت».

جولیان موزس از انستیتوی علوم فضایی بولدر کلرادو می‌گوید هر دو تحقیق تازه نشان می‌دهند که ابرها چطور بیشتر و بیشتر در سیارات ظاهر می‌شوند. در ماه اکتبر/مهر، گروهی به رهبری دانشمندان ام‌آی‌تی گزارش کردند که توانسته‌اند ابرها را در دو نیم کره سیاره کپلر 7b مشاهده کنند.

 

منبع: خبرآنلاین

نویسنده : علی : ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٥
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

مشاهده اشباح تابستانی در آغاز بهار!

مشاهده اشباح تابستانی در آغاز بهار!

شبح تابستانی، پدیده‌ای ناشناخته و سرخ‌رنگ در آسمان آمریکای شمالی است که معمولا به‌دنبال رعدوبرق‌های قوی روی می‌دهد. این پدیده تخلیه الکتریکی برفراز ابرهای طوفانی روی می‌دهد و جهت آن به سمت بالا است.

شبح تابستانی (Sprite) تا ارتفاع 90 کیلومتری از سطح زمین نیز روی می‌دهد و به همین دلیل کارشناسان آن‌را پدیده‌ای با منشا فضایی (مانند ابرهای شب‌تاب، شفق قطبی و شهاب‌ها) دسته‌بندی می‌کنند. از آن‌جا که شبح تابستانی با وقوع رعدوبرق مرتبط است، اغلب در تابستان‌ها که رعدوبرق‌ها به وفور اتفاق می‌افتند، دیده می‌شود. اما نخستین شبح تابستانی 2012 در اوایل بهار مشاهده شد! برای مشاهده عکس در ابعاد بزرگ، اینجا را کلیک کنید.

 

منبع: خبرآنلاین

نویسنده : علی : ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۱٥
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

الگوهای ریاضی در طبیعت گل‌ها

گل‌ها و گیاهان با تنوع بی‌نظیری در رنگ، ‌بافت، طرح و ترکیب‌بندی، الگوهای کم‌نظیری را در طبیعت خلق می‌کنند. برخی از این گیاهان بومی یک منطقه خاص هستند و برخی دیگر را در سراسر جهان می‌توان یافت

بهنوش خرم‌روز: طبیعت اطراف ما با رنگ‌ها، خطوط و ترکیب‌بندی‌های متنوع،‌ الگوهای ویژه‌ای را به وجود می‌آورد. این الگوها را در همه نقاط زمین و در همه بافت‌ها و موجودات،‌ از بیابان‌های خشک و داغ گرفته تا اعماق اقیانوس، از ماسه‌های ساحلی گرفته تا برگ‌ها و گل‌ها و حتی حیوانات می‌توان یافت.

نشنال‌جئوگرافیک به سراغ الگوهای طبیعت در میان گل‌ها رفته است. برخی از الگوهای متنوع و زیبایی که در گل‌ها و گیاهان زمین دیده می‌شوند را ببینید.

رگه‌های این برگ باعث ایجاد بافتی ویژه روی آن شده‌اند.

لاله‌های سرخ در زمینه سبزرنگ، با شکل یکسان خود، الگوی طبیعی ویژه‌ای را به وجود می‌آورند.

برگ‌های گیاه توتون هندی بزرگ (Lobelia)،‌ چنان که می‌بینید، در اطراف مرکز این گیاه چیده شده‌اند. این تصویر روی کوه‌ کلیمانجارو در تانزانیا گرفته شده است.

طرح این برگ درست مانند الگوی بافت تارهای عنکبوت است. این تصویر در مجارستان گرفته شده است.

به الگوی زیبایی که در میانه این گل با وجود گرده‌ها به وجود آمده دقت کنید.

در این تصویر قطرات کوچک شبنم را می‌بینید که از گلچه‌های وسط گل آفتابگردان آویزان شده‌اند.

منبع: خبرآنلاین

نویسنده : علی : ٩:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

گردبادهای مریخی

گردبادهای سیاره سرخ

 

این تصویر را مدارگرد شناسایی مریخ، ام.آر.او از ارتفاع 250 کیلومتری نواحی جنوبی سیاره سرخ، مریخ گرفته و در آن می‌توان رد گردبادهای گردوغبار مریخی را مشاهده کرد که چطور تپه‌های شن را به‌هم ریخته‌اند.

گردباد، تپه‌های شن روان (نواحی روشن عکس)را به‌هم ریخته و مواد معدنی تیره‌رنگی را که در زیر آنها پنهان شده بود، آشکار کرده است.

منبع: خبرآنلاین

نویسنده : علی : ٤:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٥
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

گردباد ویرانگر

گردباد: جریانی از هوا که خانه‌ها را متلاشی می‌کند

گردباد اخیر در ایالات متحده که چند صد کشته برجا گذاشت، قدرت ویرانگر جریان هوا را به بشر نشان داد. گردبادها به سرعت 480 کیلومتر در ساعت می‌توانند خانه‌ها را از جای کنده و به دوردست پرت کنند.

در اینفوگراف امروز با چگونگی تشکیل گردباد (Tornado) و مقیاس رده‌بندی شدت گردباد آشنا می‌شوید. برای مشاهده فایل پی.دی.اف اینفوگراف، اینجا را کلیک کنید.

گردباد : جریانی از هوا که خانه‌ها را متلاشی می‌کند

منبع: خبرآنلاین

نویسنده : علی : ٤:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱۳
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

ژاپنی‌ها آبهای آلوده به رادیواکتیو را مستقیما وارد دریا می‌کنند

ژاپنی‌ها آبهای آلوده به رادیواکتیو را مستقیما وارد دریا می‌کنند

تپکو چند عملیات را با هم آغاز کرده است:‌ نصب یک دیواره استیلی در اطراف نیروگاه در دریا برای جلوگیری از وارد شدن آب‌های به‌شدت آلوده به دریا و از طرف دیگر،‌ تخلیه آب‌های کم‌تر آلوده به درون دریا

بهنوش خرم‌روز:‌ کم‌تر از یک ماه پیش، زلزله بی‌سابقه‌ای در ژاپن و  به دنبال آن، ‌سونامی،‌ به تاسیسات نیروگاه داییچی فوکوشیما در این کشور آسیب رساند و  بحران هسته‌ای در این کشور آغاز شد. مسئولین ژاپن و اپراتور نیروگاه، شرکت انرژی توکیو الکتریک از همان روز در تلاش برای مهار بحران بوده‌اند. آسیب رآکتور شماره 2 باعث آلوده شدن آب‌های جمع‌شده در نیروگاه به مواد رادیواکتیو شده و این حجم عظیم آب‌های آلوده (بیش از 60 هزار تن) ‌ممکن است به آب‌های آزاد سرازیر شود. هنوز کسی نمی‌داند این حجم عظیم آب بر اثر سونامی در گودال‌های زیر رآکتورها جمع شده است یا که این آبی است که برای خنک نگه داشتن رآکتورها روی آن‌ها ریخته می‌شد. توکیو الکتریک اقدامات متفاوتی را برای جمع‌آوری آب‌های آلوده انجام داده است. از طرف دیگر هم می‌کوشد جلوی انتشار بیشتر این آب‌ها در اقیانوس را بگیرد. در همین راستا، از روز شنبه عملیاتی را آغاز کرده که طی آن یک حصار استیلی در اطراف محل آلوده کشیده خواهد شد تا آب‌های حاوی مقادیر بسیار بالای رادیواکتیو به اقیانوس نرسند.

به گزارش وال‌استریت‌ژورنال، اگر چه توکیو الکتریک (یا به اختصار تپکو)‌ موفق شد شکاف رآکتور شماره 2 را مسدود کند،‌ اما نصب چنین حصار مانعی را در آب‌های نزدیک به نیروگاه ضروری می‌داند. آن‌ها می‌خواهند لوله‌ای که آب دریا را به نیروگاه می‌آورد مسدود شود و به دیواره‌های از جنس فولاد زنگ‌نزن هم اکتفا نخواهند کرد، بلکه مانعی از ماده‌ای لجن مانند هم اطراف آن به وجود می‌آورند تا مطمئن شوند که آب آلوده از آب دریا مجزا می‌ماند.

همچنین تپکو تصمیم داشت تا پایان روز شنبه، آب‌های آلوده به میزان کم مواد رادیواکتیو را که بعد از سونامی مانند سیلاب نیروگاه را گرفته‌اند،‌ روانه دریا کند. بدین ترتیب فضای بیشتری برای نگهداری آ‌ب‌های آلوده به سطوح بالای رادیواکتیو در نیروگاه باز می‌شود. با پایان گرفتن این عملیات در آستانه ورود به ماه دوم بحران، ‌تپکو روز یکشنبه به وقت ژاپن (بامداد امروز به وقت ایران)، انتقال آب‌های بسیار آلوده به رادیواکتیو را از رآکتور شماره 2 شروع می‌کند. باید اضافه کرد که بعد از مسدود کردن شکاف، سطح آب در گودال زیر رآکتور شماره 2، 10 سانتی‌متر بالاتر آمده و این نشان می‌دهد که منبع این آب‌ها هنوز به درستی شناسایی نشده است.

تخلیه آب‌های آلوده درون دریا، ‌نه تنها صنعت ماهی‌گیری ژاپن که کشورهای همسایه را تهدید می‌کند و ژاپن تنها توانسته در این زمینه از همسایگان خود عذرخواهی کند. ژاپن بسیار امیدوار است که حجم انبوه آب اقیانوس،‌ آب‌های آلوده را رقیق کرده و سطح مواد رادیواکتیو را به حد مجاز برساند.

همچنین روز شنبه وزیر اقتصاد،‌ بازرگانی و صنعت ژاپن،‌ بنری کاییدا به عنوان اولین وزیر دولت برای دیدار از نیروگاه، بعد از سونامی راهی فوکوشیما شد. سخنگوی این وزارتخانه اعلام کرده که دیدار آقای وزیر برای چک کردن شرایط و بالا بردن روحیه کارکنان بوده است. همچنین آقای کاییدا اعلام کرده که دولت کمک‌های بیشتری به این منطقه خواهد کرد.

این در حالی است که بعد از پس‌لرزه 7.1 ریشتری روز پنجشنبه و خسارت‌های مختصری که به ژنراتورهای دیزلی نیروگاه هیگاشیدوری در آموری،‌ تنها  در چندصد کیلومتری شمال فوکوشیما وارد کرد، آژانس امنیت صنعتی و هسته‌ای ژاپن در خواست پشتیبانی اورژانسی قوی‌تر برای نیروگاه‌های هسته‌ای ژاپن نموده است.

نیروگاه‌های ژاپن به نظر بسیار  امن می‌رسیدند،‌ اما حوادث اخیر لزوم بازنگری کامل در امنیت این نیروگاه‌ها را نشان داد. روز شنبه مقامات ژاپن اعلام کردند که عملیات تخلیه مردم از مناطق اطراف نیروگاه داییچی همچنان ادامه دارد. به نظر می‌رسد تا کنترل کامل بحران هسته‌ای در ژاپن هنوز راه طولانی در پیش است.

منبع: خبرآنلاین

نویسنده : علی : ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/٢۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

عامل تشکیل سه حفره در ابرها بر فراز سواحل کارولینای جنوبی : یوفو یا هارپ ؟

تشکیل سه حفره تقریبا برابر در ابرها بر فراز سواحل کارولینای جنوبی بحث‌برانگیز شده است. پروژه هارپ، آزمایش‌های نظامی محرمانه، پرواز هواپیماها یا طبیعت کدامیک می‌تواند عامل ایجاد این تصویر نادر باشد؟

محبوبه عمیدی: این دومین بار طی چند هفته گذشته است که بحث بر سر فعالیت‌های محرمانه نظامی در ایالات متحده بالا می‌گیرد. اولین‌بار مرگ دسته‌جمعی پرندگان در آرکانزاس و پس از آن در لوئیزیانا باعث شد امکان انجام آزمایش‌های محرمانه نظامی مطرح شود و این‌بار نیز ظهور ابرهای کهربایی یوفو‌شکل بر فراز ساحل میرتل در کارولینای جنوبی باعث شده عده‌ای انگشت اتهام را به سمت پروژه هارپ نشانه بگیرند. هرچند که مشخص شد عامل مرگ پرندگان، سمپاشی گسترده در شهرهای اطراف بوده است.

وزلی تایلر، تکنسین رایانه که با این ابرها برخورد کرده و از آنها عکس گرفته، با دیدن ابرهای یوفو‌شکل احتمال داده دارد طوفانی شکل می‌گیرد اما طبیعت کاملا آرام بوده است. تایلر می‌گوید: «سال‌هاست که در ساحل زندگی می‌کنم و می‌توانم بگویم اتفاق نادری رخ داده است».

عامل تشکیل سه حفره در ابرها بر فراز سواحل کارولینای جنوبی : یوفو یا هارپ ؟

به گزارش نشنال جئوگرافی، عکس‌هایی که تایلر در بازگشت به خانه آپلود کرده، سه تکه ابر یوفوشکل را که «ابرهای پانچ شده» یا Hole-punch clouds نام دارند، نشان می‌دهد. این حفره‌ها در حقیقت توفان‌های مینیاتوری هستند که در سطح لایه‌های نازک ابر در دماهای زیرصفر شکل می‌گیرند.

برای توضیح این پدیده باید بگوییم در ارتفاع بالا، عدم وجود ذرات ناخالصی در کنار قطرات آب باعث می‌شود، آب حتی تا دمای 36 درجه سانتیگراد زیرصفر سرد شود اما هنوز حالت مایع را حفظ کرده باشد. کافی است این آب که آب فوق‌سرد نام دارد تا این دما سرد شود یا ذره‌ای ناخالصی به آن وارد شود تا به سرعت و در سطح وسیعی یخ بزند. عبور هواپیماها از کنار لایه‌های نازک ابر و نیروی رانش حاصل از پروانه‌ها یا بال‌های آنها می‌تواند با گسترش هوای اطراف ذرات آب چنین سیستم بسته‌ای را شکل دهد و به گسترش سریع یخ در ابرها بیانجامد.

گسترش این لایه یخی که حدود 45 دقیقه طول می‌کشد همزمان با توفان کوچک 30 دقیقه‌ای در این بخش متمرکز و بسته از ابر خواهد بود که همان حفره ابری را شکل می‌دهد.

پروژه هارپ این ترکیب سه‌تایی را شکل داده است؟
تایلر می‌گوید: «من عکس‌های موجود در اینترنت را جستجو کردم، همیشه یک حفره وجود داشته است. علاوه بر این تحقیقات نشان می‌دهند این ابرها باید در ارتفاعی بالای 6هزار متر شکل بگیرند، در حالی که این ابرها بسیار نزدیک‌تر به زمین تشکیل شده‌اند. شک دارم عامل ایجاد آنها یک هواپیما باشد».

عده‌ای دیگر نیز تشکیل این ابرها را حاصل پروژه هارپ که تاکنون علت تعدادی از زمین‌لرزه‌ها، سندرم خستگی مزمن در افراد، افزایش دمای کره زمین، مرگ ناگهانی جانداران و مواردی دیگر ذکر شده، عنوان کرده‌اند.

پروژه هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی با استفاده از امواج رادیویی است که تجهیزات آن در آلاسکا نصب شده و می‌تواند روی لایه یونوسفر مؤثر باشد، شاید این امواج بتوانند دالانی در ابرها برای عبور امواج الکترومغناطیس ایجاد کرده باشند.

هواپیماها، هارپ یا طبیعت
اندرو هیمسفیلد، فیزیک‌دان مرکز ملی تحقیقات جوی در بولدر، کلرادو خیلی ساده به این قضیه نگاه می‌کند و آنرا اصلا عجیب نمی‌داند. او می‌گوید: «آنطور که تصویر نشان می‌دهد این ابر تک‌لایه است و مطابق اطلاعات ثبت شده توسط سازمان ملی هواشناسی، دمای این لایه حدود منفی 10 درجه سانتیگراد بوده که برای تشکیل چنین حفره‌هایی مناسب است. این ابر در ارتفاع 2700 متری قرار داشته است».

اما چرا سه حفره تشکیل شده است؟
هیمسفیلد می‌گوید: اندازه و شکل حفره‌ها نشان می‌دهد هر سه در یک زمان تشکیل شده‌اند. حدس من اینست که چندین هواپیمای کوچک نظامی همزمان بر فراز منطقه پرواز کرده‌اند».

حدس هیمسفیلد بسیارنزدیک به واقعیت است، چون یک پایگاه هوایی در نزدیکی ساحل وجود دارد و بسیاری از مانورهای آموزشی آن بر فراز ساحل میرتل انجام می‌شود. در روز تشکیل این حفره‌ها نیز از ساعت 9 صبح تا 2 بعدازظهر چندین مانور آموزشی در برنامه وجود داشته است.

منبع: خبرآنلاین

نویسنده : علی : ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/۱۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

اسرار هسته زمین با تحلیل اطلاعات 3 زمین‌لرزه در دو سوی زمین آشکار ‌شد

اسرار هسته زمین با تحلیل اطلاعات 3 زمین‌لرزه در دو سوی زمین آشکار ‌شد

 

زلزله‌شناسان با استفاده از امواج فراصوت به شواهدی دست پیدا کرده‌اند که نشان می‌دهد عناصر سبکی مانند اکسیژن و گوگرد در لبه هسته زمین جمع شده‌اند. اگر این یافته تایید شود، می‌تواند توضیحی برای پابرجا ماندن میدان مغناطیسی زمین ارائه دهد. این یافته همچنین می‌تواند به افزایش دانش دانشمندان در خصوص نحوه شکل‌گیری زمین در میلیاردها سال قبل کمک کند.

به گزارش نیچر، بسیاری از زمین‌شناسان عقیده دارند که هسته زمین یک هسته درونی جامد دارد که توسط یک هسته خارجی مایع به ضخامت 7 هزار کیلومتر احاطه شده است. این نظریه با مطالعه امواج لرزه‌ای زمین‌لرزه‌هایی که از نزدیک هسته زمین عبور می‌کنند، تایید می‌شود. با اندازه‌گیری سرعت امواج در حین عبور آنها از هسته، محققان تخمین زده‌اند که چگالی این هسته مشابه چگالی آهن است.

اما جرج هلفریش، زلزله‌شناس دانشگاه بریستول انگلستان می‌گوید: «مشابه است، اما دقیقا یکی نیست. از گذشته این شک وجود داشت که حضور یک عنصر سبک‌تر علاوه بر آهن، باعث شده که هسته کمی سبک‌تر باشد.» بسیاری از محققان عقیده دارند که این عنصر یا عناصر، ممکن است از شکل‌گیری زمین در حدود 4.5 میلیارد سال قبل باقی مانده باشند.

هلفریش برای این‌که بتواند نگاه دقیق‌تری به هسته زمین داشته باشد، به همراه همکارش ساتوشی کانشیما، متخصص علوم سیاره‌ای در دانشگاه کیوشو ژاپن، داده‌های مربوط به سه زمین‌لرزه را که توسط آشکارسازهایی در دو طرف مخالف زمین ثبت شده بودند، بررسی کرد. با بررسی زمین‌لرزه‌ای در آمریکای جنوبی با استفاده از اطلاعات صدها آشکارساز در ژاپن، و بررسی دو زمین‌لرزه دیگر در فیجی در اقیانوس اطلس جنوبی از روی اطلاعات آشکارسازهای اروپا، گروه توانست نحوه عبور امواج لرزه‌ای را از میان هسته زمین با جزئیات دقیق مطالعه کند.

با اندازه‌گیری بازتاب مضاعف امواج هنگام عبور انعکاس آنها از مرزهای بین هسته و گوشته -لایه‌ای از صخره‌های مذاب در اطراف هسته- گروه نشان داد که 300 کیلومتر خارجی هسته به طرز معناداری سبک‌تر از باقی قسمت‌های آن است. این تفاوت ظاهری به گفته هلفریش، ترکیبی از 3 تا 5 درصد گوگرد و اکسیژن در لبه هسته است.

ژنراتور سیاره‌ای
هلفریش می‌گوید هنگامی‌که هسته داخلی جامد می‌شد، عناصر سبک‌تر شروع به متمرکز شدن در هسته خارجی کردند. علاوه بر آن، وی گمان می‌کند که وقتی عناصر سبک‌تر شروع به حرکت به سطح هسته کردند، حرکت آنها ژنراتوری را به راه انداخت که نیروی لازم برای میدان مغناطیسی محافظ زمین را فراهم کرد. محققان در گذشته همواره به دنبال یافتن پاسخ این سوال بوده‌اند که چه عاملی این مولد را پابرجا نگه می‌دارد. اما آن طور که هلفریش می‌گوید، بالا آمدن عناصر سبک مقدار عظیمی از انرژی پتانسیل گرانشی را آزاد می‌کند.

بروس بافرت متخصص علوم زمین دانشگاه برکلی می‌گوید: «این مشاهدات واقعا هیجان‌انگیز هستند. اما من به سختی می‌توانم نحوه شکل‌گیری لایه‌ای را که آنها از آن صحبت می‌کنند، تصور کنم. اگر اکسیژن و گوگرد در اثر فشرده شدن هسته داخلی زمین به بیرون فرستاده شده‌اند، انتظار می‌رود که این مواد به جای این‌که در 300 کیلومتر خارجی آن تجمع کنند، مجددا در هسته خارجی مایع حل شوند».

دیوید استیونسون، متخصص علوم زمین در موسسه فناوری کالیفرنیا در پاسادانا نیز عقیده دارد که اندرکنش بین هسته و گوشته می‌‌تواند این تجمع ظاهری را توضیح دهد. البته وی نیز تصدیق می‌کند که محققان اطلاعات کافی در اختیار ندارند تا بتوانند به یک نتیجه‌گیری قطعی برسند.

بافت می‌گوید شاید مدل‌های مربوط به هسته زمین نیاز به اصلاح داشته باشند. مشاهدات بیشتر می‌تواند به توضیح نتایج هلفریش کمک کند. وی می‌گوید: «این حقیقت که شما نمی‌توانید بلافاصله توضیحی برای این مساله پیدا کنید، به این معنا نیست که این نتیجه‌گیری درست نیست.»

منبع: www.khabaronline.ir

نویسنده : علی : ٩:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

دوره های زمین شناسی

دوره های زمین شناسی را از نظر طول مدت زمان بشرح ذیل طبقه بندی کرده اند:

 

دوران

دوره

تقسیمات دوره ای

طول تقریبی دوران

 

 

 

سنوزوئیک

(حیات جدید)

 

کواترنری

 

هولوسن

پلئستوسن

 

 

عصر حاضر

 

 

ترشیاری

پلیوسن

میوسن

الیگوسن

ائوسن

پالئوسن

 

 

65 میلیون سال

 

مزوزوئیک

(حیات میانی)

 

کرتاسه

ژوراسیک

تریاس

 

 

 

 

160 میلیون سال

 

 

 

پالئوزوئیک

(حیات قدیمی)

 

 

پرمین

کربونیفر

دونین

سیلورین

اوردوویسین

کامبرین

 

 

 

 

 

345 میلیون سال

 

پرکامبرین

(پیش از حیات)

 

 

پروتروزوئیک

آرکئوزوئیک

 

 

 

اینک خلاصه ای از پیدایش انواع گیاهان و جانوران را در هریک از ادوار زمین شناسی بررسی میکنیم.

 

نام دوره

بیان پیدایش و تحولات حیات (گیاهان و جانوران)

 

پرو تروزوئیک

(از دوران پر کامبرین)

Pre – Cambrian

 

 

احتمالا گیاهان و جانوران ابتدائی و ساده آبزی (مانند جلبکها) وجود داشته اند اما آثار و بقایای (فسیل) معتبر و مستدلی بدست نیامده است.

 

کامبرین

Cambrian

 

 

زندگی محدود به دریا ها بوده جلبکها منبع اصلی تغذیه جانوران دیگر بوده اند. آثاری که نشان دهنده وجود کرم ها خرچنگها و بلوطهای دریائی و تری لوبیتها (فراوانترین جانوران این دوره) میباشند در دوره کامبرین مشاهده گردیده است.

 

 

اوردوویسین

Ordovisian

 

 

بعلت شرایط نامساعد آب و هوائی در روی سطح زمین زندگی هنوز محدود به آبها است در خشکی زندگی وجود ندارد بی مهرگان دریائی پا بر سران (مانند اختاپوس) نرم تنان نمونه های حیات این دوره اند نخستین مهره داران بنام ماهیهای اولیه در این دوره بوجود آمده اند.

 

 

سیلورین

Silurian

 

 

نخستین گیاهان در خشکی ظاهر میشوند تنوع بی مهرگان دریائی ادامه میابد کرینوئیدها و مرجانها فراوان بوده اند اجداد غقربهای اولیه که شاید نخستین جانوران خشکی بوده باشند پیدایش مییابند.

 

دونین

devonian

 

گیاهانی از تیره پنجه گرگی ها مخروطیان پدیدار و گسترش یافتند تنوع این نباتات در خشکی باعث سر سبز شدن زمین گشت و جانوران در خشکی پدیدار گشتند مانند دوزیستان حشرات (فراوانترین جانوران این دوره ) عنکبوتیان در آب ها ماهیهای زره دارو کوسه ها بوجود آمدند.

 

 

کربونیفر

Carboniferous

 

 

رشد سرخسهای غول پیکر تنوع و ازدیاد پنجه گرگی ها و دم اسبان از ویژگی های گیاهی این دوره است کرینوئیدها روزن داران و کوسه های تکامل یافته از موجودات دریائی عمده این دوره میباشند دوزیستان به گسترش خود ادامه میدهند حشرات گوناگون و درشت بوجود میایند خزندگان نخستین موجوداتی هستند که در خشکی زاد و ولد میکنند(مانند دیمترودون).

 

 

پرمین

Premian

 

 

تغییرات شدید و غیر قابل تحمل آب و هوائی این دوره باعث از بین رفتن بسیاری از گیاهان و جانوران گردید فقط تعدادی که توانستند خود را با این شرایط آب و هوائی وفق دهند تنوع یافتند (مانند مخروطیان و حشرات) ظهور انواع خزندگان انحطاط دوزیستان از ویژگی های حیات این دوره است.

 

 

تریاس

(تریاسیک)

Triassic

 

 

مخروطیان و سرخسها و دم اسبیان گسترش یافتند. نرم تنان و شکم پائیان و مرجانهای واقعی در دریاها تنوع یافتند. از ویژگیهای مهم این دوره ظهور خزندگان عظیم بنام دینوزورها میباشد دینوزور (دایناسور) ها که بنام سوسمار ترسناک ترجمه شده اند هیکلی بینهایت درشت و دمی بلاند و قوی و سری بسیار کوچک داشته اند وزن دینوزور (برو نتو ساروس) را تا حدود چهل هزار کیلو تخمین زده اند.

 

 

ژوراسیک

Jurassiic

 

 

تنوع جانوران زمینی بر دریائی در این دوره مشهود است خزندگان گوناگون زمینی و دریائی و پرنده پدیدار میگردند (از معروفترین خزندگان پرنده که سری عظیم و بالهائی حدود 6 متر داشته است پتروداکتیل را میتوان نام برد) پدیدار شدن و کثرت حشراتی مانند زنبور و مورچه و مگس از ویژگی های این دوره است. گیاهانی به نام سیکاسها در این دوره به اوج رشد و تکثیر خود رسیده اند.

 

 

کرتاسه

Cretaceous

 

 

از مهمترین ویژگیهای این دوره تنوع و ظهور گیاهان جدید مانند گیاهان دانه دار – درختان برگ ریز علفها و غلات میباشد. ظهور پستانداران کیسه دار و جفت دار و از بین رفتن خزندگان پرنده و دینوزور ها از دیگر مظاهر حیات در این دوره میباشد.

 

 

پالئوس

Paleocene

 

 

گیاهان دانه دار و درختان برگ ریز جنگلها را بوجود می آورند زمین پوشیده از علف و سبزه میشود پیدایش تمساح ها و پستانداران خونگرم منجمله حیوان کوچکی شبیه به اسب و انحطاط کامل نسل خزندگان غول پیکر در این دوره بوده است.

 

 

ائوسن

Eocene

 

 

تغییرات چندانی در گیاهان بوجود نمیآید. اجداد بسیاری از پستانداران مانند فیل کرگردن خوک و گاو و مهمتر از همه شبه اسبی بنام eohippus ظاهر میشودند. پیدایش نخستین پستانداران آدم نما را به این دوره نسبت میدهند.

 

 

اولیگوسن

Oligocene

 

 

از تعداد گیاهان تنومند و وسعت جنگلها کاسته میشود  اما علفزار ها و مراتع گسترش مییابند اجداد گربه ها و سگها ظاهر میشوند گوشتخواران واقعی و جویندگان پدید میآیند شتر خوکهای قوی هیکل (elotherus) گاو کوهان دار (bison) و میمونهای راست قامت پیدایش مییابند.

 

 

میوسن

Miocene

 

 

جنگلها بشدت کاهش مییابند اما علفزارها و مراتع با تکامل جانوران چرنده وسعت پیدا میکنند تیره های سگ و گربه بشدت رشد و افزایش مییابد. در افریقا و آسیا و اروپا میمونهای آدم نما (یا انسان هایدلبرگ) پدید میآیند(25 میلیون سال پیش)

 

 

پلیوس

Pliocene

 

 

پیدایش تیره های جدید گیاهان شبیه به گیاهان امروزی – تنوع و تکثیر قابل ملاحظه پستاندارن پیدایش نخستین اسب شبیه به اسب امروزی بنام protohippus از ویژگیهای این دوره است. آدم نمایان اولیه احتمالا در این دوره ابزار سنگی ابتدائی بکار برده اند.

 

 

پلئیستوسن

Pleistocene

 

 

بعلت تغییرات شدید آب و هوائی مجددا بسیاری از جانداران منقرض یا تغییر مکان داده اند. فیلهای واقعی و گاوها و اسب امروزی equs ظاهر میشوند آدم نخستین از افریقا به آسیا و اروپا گام مینهد.

 

 

هولوسن

Holocene

 

 

گسترش مجدد جنگلهابخصوص در سراسر اروپا – تنوع گیاهان امروزی از نظر حیات گیاهی در این دوره قابل ذکر است – اهلی کردن حیوانات وکشت گیاهان و بدست آوردن مواد غذائی از آنها توسط انسان از ویژگیهای مهم این دوره است . حیوانات دریائی امروزی بوجود میایند و انسان به نیمکره غربی مهاجرت میکند.

 

منبع: http://www.hadigeo.blogfa.com/post-28.aspx

نویسنده : علی : ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

انواع ابرها

معمولا انواع مختلف ابرها را به صورت زیر طبقه بندی می کنند

 

1- ابرهای سیروس (Cirrus) : این ابرها از مرتفع‌ترین ابرها بوده واغلب به صورت پرمانند و سفید رنگ و شفاف (ملو از بلورهای یخ) در آسمان دیده می‌شوند. این ابرها بعضاً به صورت دسته‌های منظم جدا از هم، در آسمان دیده می‌شوند در این صورت موسوم به سیروس‌های هوای خوب بوده و اگر توأم با ابرهای سیرواستراتوس و آلتواستراتوس گردند. معمولاً علامت هوای بد می‌باشند.

 

Cirrus_clouds ابرهای سیروس 

 

ادامه مطلب
نویسنده : علی : ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۱٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

گسل های فعال استان گیلان

گسل های فعال استان گیلان

 

 استان گیلان در قلمرو چین خوردگیهای آلپی قرار دارد و جزء قلمروهای ناپایدار کرة زمین محسوب می‌شود و پوسته جامد در حوضة این سیستم هنوز از نظر حرکات زمین ساخت به مرحله تعادل قطعی نرسیده است و می‌تواند یکی از کانونهای ناپایدار و آسیب‌پذیر به حساب آید. مهمترین گسلهای استان گیلان عبارتند از گسل البرز ، گسل آستارا ، گسل سفیدرود ، گسل قز‌‌ل‌اوزن ، گسلهای میانی البرز غربی و تالش جنوبی و گسلهای بغروداغ

 

گسلهای مهم و میزان زلزله خیزی استان گیلان :

در بحث چینهشناسی به ویژه مراحل زمین ساخت ناهمواریهای گیلان به ایجاد گسلهای متعدد منطقهای یا ناحیهای اشاره شده است این گسلها در زمانهای متفاوت ایجاد شده و به احتمال زیاد، در اثنای هر حرکت علاوه بر ایجاد گسلهای جدید متناسب با کیفیت نیرو و چگونگی مقاومت سنگها در برابر آن گسلهای قدیمی تر نیز فعال می شده اند اصولاً استان گیلان که در قلمرو چین خوردگیهای آلپ- هیمالیا قرار دارد جزء قلمروهای ناپایدار کرة زمین حسوب میشود و پوسته جامد در حوضة این سیستم به تعادل قطعی دست نیافته است. مهمترین گسلهای استان گیلان شامل: گسل البرز، گسل آستارا، گسل سفیدرود، گسل قزلاوزن، گسلهای میانی البرز غربی و تالش جنوبی و سرانجام گسلهای بغروداغ میباشند که در آینده به معرفی تکتک این گسلها خواهیم پرداخت. علاوه بر این گسلهای مهم، صدها گسل فرعی و محلی دیگر، در جهات متفاوت و با ابعاد مختلف، گاهی موازی با گسلهای مهم و زمانی به صورت رابط آنها، کوهستانها را در هم شکستهاند.
   
 زلزله 31 خرداد سال 1369
   در حدود 30 دقیقه و 38 ثانیه بامداد روز پنجشنبه 31 خرداد ماه 1369، زلزلهای بسیار شدید بخشی از شمال غربی ایران را به لرزه درآورد تکانهای ناشی از این زلزله تقریباً در دورترین نواحی سرزمین ایران به خوبی احساس شد و چند اظهار نظرهای مختلفی در سراسر دنیا در قبال قدرت و میزان تخریب حاصل از آن به عمل آمد اما با توجه به آثاری که زلزله بر روی زمین گذاشته میتوان نظر مؤسسهژئوفیزیک دانشگاه تهران را بیش از سایر نظرات به واقعیت نزدیک دانست این مؤسسه قدرت زلزله را حدود 3/7 ریشتر و مختصات آنرا 36 درجه و 49 دقیقة عرض شمالی و 49 درجه و 24 دقیقه و 51 ثانیة طول شرقی، اعلام نکود که منطبق بر بخش جنوبی استان گیلان میباشد بر اثر این زلزله بخش وسیعی از گیلان و زنجان و قزوین به ویژه مناطق مجاور کانون زلزله خسارات مالی و جانی زیادی را متحمل گردید دهها هزار تن جان خود را ازدست دادند و هزاران خانواده مجبور به ترک محل زندگی خود شدند. قمرو اصلی تخریب زلزله در اطراف سفیدرود بود و به درههای سفیدرود و شاهرود و دیلمان و شمال زنجان خسارات زیادتری وارد گردید. متخصصین زلزلهشناس که از نواحی آسیب دیده بازدید کردهاند، عمق کانون زلزله را از 10 تا30 کیلومتر تخمین زدهاند اما عمق 10 کیلومتر به واقعیت نزدیکتر است شعاع تخریب آن را 40 تا50 کیلومتر میدانند چون عمق کانونی آن زیاد نبوده از خسارات ناشی از آن بسیار فراوان و چشمگیر بوده است. حاصل این زمین لرزه گسلهای جدید و متعددی است که زمین شناسان امتداد غالب آنها را حدود 65 درجه شمال غربی ثبت کردهاند.
   
  گسل آستارا (تالش)
   گسل ترادیس آستارا، یکی از گسل‎های شمالی- جنوبی ایران است که در طول 1400 کیلومتر از ناحیة آستارا تا قفقاز کشیده شده است. دربارة این گسل دانسته‎های زیادی در دست نیست ولی بدون شک در ریخت شناسی ناحیه نقش بزرگی داشته و فروافتادگی دریای خزر در خاور آن بسیار آشکار است. ریخت‎شناسی ناحیه، اشاره به عملکرد یک گسل معکوس با افت خیلی زیاد بین ارتفاعات تالش و دریای خزر دارد به طوری که، نهشته‎های پالئوزوییک را در کنار نهشته‎های جوان قرار میدهد.سازوکار ژرفی این گسل، نشانگر شیب بسیار ملایم صفحة گسل به سوی جنوب باختر است. این گسل توان لرزه‎ای دارد و در زمین‎لرزه‎های 1978 و 1953 قفقاز، سازوکار فشاری داشته است.

گسل البرز
   این گسل در دامنة شمالی البرز، در طول 550 کیلومتر، از لاهیجان تا جنوب گنبدکاووس ادامه دارد. روند عمومی آن کم و بیش خاوری- باختری است ولی، به دلیل خمش به سمت جنوب، بخش میانی آن، سیمایی کمانی دارد. اگرچه در بیشتر گزارش‎ها (نبوی، 1355، بربریان، 1983) شیب گسل البرز به سمت جنوب دانسته شده است ولی در نقشة زمین‎ساخت خاورمیانه (علوی، 1991) گسل البرز نوعی راندگی با شیب به سمت شمال است. در باختر لاهیجان، گسل چپگردی به نام گسل سفیدرود با روند شمال خاوری- جنوب باختری این گسل را جابه‎جا کرده است. گسل البرز جدا کنندة البرز از حوضة ترشیری حاشیة جنوبی خزر است و این احتمال وجود دارد که این گسل نشانگر محل تقریبی زمیندرز تتیس کهن باشد. گسل البرز در ریخت‎ زمین‎ساخت منطقه اثرگذار است. یاسینی (1970)، اختلاف ارتفاع رأس واحدهای قاره‎ای پلیوسن در دو سوی گسل البرز را حدود 1000 تا 1500 متر میداند. ولی بربریان (1983)، به جابه‎جایی حدود 3000 متر طی 2 میلیون سال اعتقاد دارد. موسوی روحبخش (1380)، با توجه به حفاری نفتی در دو طرف گسل البرز، این اختلاف ارتفاع را بین 1900 متر در خاور تا 2300 متر در باختر میداند. بلوک شمالی این گسل، در بیشتر زمان‎ها حرکت رو به پایین داشته است. شاید نخستین حرکت رو به پایین در زمان میوسن بوده که در نتیجة آن رخساره‎های دریایی میوسن (رخسارة خزر) در شمال این گسل نهشته شده‎اند. ولی آغاز فرونشینی ممکن است به زمان ژوراسیک برسد. در حال حاضر گسل البرز به شدت فعال به نظر میرسد و احتمال دارد بسیاری از زمین ‎لرزه‎های گیلان و مازندران نتیجة جابه‎جایی در طول این گسل باشد.

 

تعداد 7 زمین لرزه تاریخی در استان گیلان گزارش شده است.
  
   قدیمی ترین و بزرگترین زمین لرزه تاریخی رویداده در استان گیلان 45 هزار سال قبل از میلاد ثبت شده است.
   طول و عرض جغرافیایی رو مرکز آن ، به ترتیب، 98/49 و 70/36 می باشد.
   بزرگای آن در مقیاس امواج سطحی 8 می باشد. منبع ثبت کننده آن BER است.
  
   آخرین زمین لرزه تاریخی رویداده در استان گیلان در سال 1713 ثبت شده است.
   طول و عرض جغرافیایی رو مرکز آن ، به ترتیب، 60/49 و 30/37 می باشد.
   منبع ثبت کننده آن AMB می باشد.

 

قدیمی ترین زمین لرزه دستگاهی رویداده در استان گیلان در تاریخ5/7/1903 ثبت شده است.
   طول و عرض جغرافیایی رو مرکز آن ، به ترتیب 48/37 و96/48 میباشد.
   بزرگای آن در مقیاس امواج سطحی 9/5 می باشد و منبع ثبت کننده آنPAS است.
  
   آخرین زمین لرزه دستگاهی رویداده در استان گیلان در تاریخ 26/5/2005 در ساعت 8 :59 :1 ثبت شده است.
   طول و عرض جغرافیایی رو مرکز آن ، به ترتیب 4/38 و64/48 میباشد.
   بزرگای آن در مقیاس امواج درونی 4.2می باشدو منبع ثبت کننده آن THR است.
  
   بزرگترین زمین لرزه دستگاهی رویداده در استان گیلان در تاریخ 20/6/1990 در ساعت 21:00:10 ثبت شده است.
   طول و عرض جغرافیایی رو مرکز آن ، به ترتیب 989/36 و346/49 میباشد.
   بزرگای آن درمقیاس امواج سطحی 4/7 ، امواج درونی 2/6 میباشد و منبع ثبت کننده آن ISC است.

 

با اتکاء به نتایج از امواج زلزله، فدینسکی درسال 1972 شمائی از ساختمان حفره جنوبی دریای خزر ارائه داده است که محققین بعدی نیز در مطالعه این قلمرو به آن استناد جستهاند بر اساس نظریات این محقق تودة سختی در کف این گودال وجود دارد که ضخامت آن حدود 20 کیلومتر میباشد و آن را پوستة اقیانوسی تصور نموده است سطح این توده در عمق 20 کیلومتری کف دریای خزر قرار دارد. یعنی به عبارت دیگر بر روی این پوستة سخت اقیانوسی، رسوبهای فراوانی با ضخامت 20 کیلومتر تهنشین شدهاند گسستگی موهوروویچ از عمق 40 کیلومتری کف گودال یعنی بلافاصله بعد از پوستة اقیانوسی آغاز میشود. ضخامت آن در زیر گودال 40 کیلومتر و در زیر نواحی کوهستانی تا عمق 150 کیلومتر یعنی تا مجاورت استنوسفر پائین میورد. کف خزر را نمیتوان با اتکاء به شواهد شناخته شدة چینهشناسی تعیین نمود. ناچار در این زمینه تناقضات و مشکلاتی وجود دارد و نظریات مختلفی ارائه شدهاند. در مجموع میتوان گفت که چاله جنوبی خزر گودالی ساختمانی است که در داخل سیستم چین خوردگیهای آلپی تشکیل شده است . مغرب و جنوب این حفره را به ترتیب کوههای تالش و البرز محدود میکنند و مرز شمالی آن را یک برجستگی زیر دریائی در امتداد شمال غربی- جنوب شرقی تشکیل شده است که مرتفعترین قسمتهای آن در عمق 200 متری از سطح دریای خزر قرار دارد در واقع این برجستگی زیرآبی، بخش میانی کوهستانهائی است که در قفقاز در جمهوری آذربایجان تا کپهداغ در خراسان شمالی کشیده شده است.

 

منبع: www.ngdir.ir و

نویسنده : علی : ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

کشف بزرگترین استخوان یک دایناسور در اسپانیا

کشف بزرگترین استخوان یک دایناسور در اسپانیا

 

کشف بزرگترین استخوان یک دایناسور در اسپانیا! تلاش یک موسسه تحقیقاتى براى ساخت اسکلت 145میلیون ساله 
 
زمین‌شناسان در استرالیا استخوان ران دایناسورى را پیدا کردند که دو متر طول دارد و در نوع خود بزگترین استخوانى است که تا به حال در اروپا پیدا شده است بر اساس گفته این زمین‌شناسان به نظر مى‌رسد این استخوان متعلق به یک دایناسور غول پیکر با گردن بسیار بلند و وزنى بیش از 40 تن و قد 30متر باشد. موسسه دایناپلیس که در مورد دایناسورها تحقیق مى‌کند، معتقد است این فسیل جدید به علاوه فسیل‌هایى که در سال 2004 از همین منطقه جمع آورى شده، به آن‌ها کمک خواهد کرد تا اسکلت این حیوان که 145 میلیون سال پیش زندگى مى‌کرده است را بسازند. این فسیل  مربوط به دوره زمین شناسى کرتاسه بین 120 تا 150 میلیون سال گذشته است.

منبع: ایسنا - GSI

نویسنده : علی : ۱:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/۱۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

کشف بقایای دایناسور گوژپشت در اسپانیا

کشف بقایای دایناسور گوژپشت در اسپانیا

 

بقایای دایناسور گوژپشتی که در حدود 130 میلیون سال پیش بر روی زمین زندگی می کرده است در کشور اسپانیا کشف شد.این جاندار گوشتخوار 6 متر طول و یک متر ارتفاع داشته و وزن آن در حدود چهار و نیم تن محاسبه شده است. این دایناسور که در نزدیکی شهر "چوئنکا" در غرب اسپانیا کشف شده "شکارچی گوژپشت لاس اویاس" نام گرفته است.فسیل کشف شده این دایناسور ناشناخته یکی از کامل ترین فسیلهای دایناسوری است که تا کنون در اروپا کشف شده است. به گفته محققان دانشگاه ملی تحصیل از راه دور مادرید، این فسیل که به خوبی حفظ شده است، گونه ای جدید از "کارچارودونتوسوریدها"، خانواده ای از دایناسورهای شکارچی "تروپاد" که تی-رکس نیز جزئی از آنها است را معرفی می کند.در گذشته قلمرو زندگی این جانداران به جنوب خط استوا محدود می شد اما کشف جدید که گزارش آن در نشریه نیچر منتشر شده است دیدگاهی تازه را درباره تکامل نخستین "تروپادها" به وجود آورده است.به گفته محققان این شکارچی گوژپشت با نام رسمی "سی-کورکواتوس" از دو ویژگی عجیب برخوردار است: ساختار نوک تیز و کوهان مانند در پشت و برجستگی های کوچک بر روی دستها. سی-کورکواتوس" علاوه بر برآمدگی منحصر به فردی که در پشت دارد، می تواند به کشف منشا پرها بر بدن تروپادها نیز کمک کند.به گفته دانشمندان این خانواده از دایناسورها یکی از بزرگترین دایناسورهای شکارچی به شمار می رفته اند که اکنون به نظر می رسد تاریخچه تکاملی آنها پیچیده تر از چیزی باشد که در گذشته تصور می شد.بر اساس گزارش لایو ساینس، محققان امیدوارند این کشف جدید بتواند در شناسایی بقایای به جا مانده از تراپادها که به بخشی از دوره کرتاسه ای تعلق دارند، بخشی از دوره زمین شناسی که از 146 تا 100 میلیون سال پیش را شامل می شود، کمک کند

منبع: مهر - GSI

نویسنده : علی : ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/۱۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

دایناسورها با برخورد چند شهاب سنگ منقرض شدند ؟

دایناسورها توسط چند شهاب‌سنگ منقرض شدند؟

 

65 میلیون سال پیش، دایناسورها ناگهان از روی زمین محو شدند. تاکنون تصور می‌شد برخورد جسمی آسمانی به مکزیک عامل این انقراض بود، اما با کشف 2 گودال برخوردی بزرگ دیگر، به نظر می‌رسد حداقل 3 شهاب‌سنگ بزرگ عامل این انقراض بوده است.

ابوالفضل کریمی: تحقیقات جدید نشان می‌دهد دایناسورها 65 میلیون سال پیش نه تنها با یک شهاب‌سنگ، بلکه حداقل با برخورد 3 شهاب‌سنگ به زمین نابود شده‌اند.

دانشمندان پیش از این دو حفره بزرگ را که بر اثر برخورد شهاب‌سنگ به زمین به وجود آمده بودند، یکی در خلیج مکزیک و دیگری در اقیانوس هند شناسایی کرده بودند؛ اما اکنون سومین محل برخورد شهاب‌سنگ نیز در اوکراین کشف شده است.

به این ترتیب احتمالاتی مطرح شده که نشان می‌دهد دایناسورها ممکن است با مجموعه‌ای از بارش‌های شهابی بمباران شده و نسل آن‌ها منقرض شده است. آخرین یافته‌ها در این زمینه در نشریه زمین‌شناسی و با تلاش‌های پروفسور دیوید جلی از دانشگاه آبردین به چاپ رسیده است.

ادامه مطلب
نویسنده : علی : ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

تغییرات غیر عادی در قطب های مغناطیسی زمین

حرکت غیرعادی قطب‌های مغناطیسی زمین

 

قطب‌های مغناطیسی زمین هر 300هزار یکبار و با روندی آرام جابجا می‌شوند. اما تحقیقات تازه نشان می‌دهند گاهی این روند شتابی غیرعادی می‌گیرد و باعث ایجاد مشکل در مهاجرت پرندگان و سیستم‌های ناوبری می‌شود.

محبوبه عمیدی: به طور معمول هر 300هزار سال یکبار دو قطب مغناطیسی زمین با یکدیگر جابجا می‌شوند. این جابجایی تقریبا 5000 سال به طول می‌انجامد. این روند ثابت میلیونها سال است که ادامه داشته، اما تحقیقات تازه نشان می‌دهند این دو قطب می‌توانند با سرعت سرسام‌آوری به سمت قطب مخالف حرکت کنند. یک نمونه از این حرکت حدود 16میلیون سال پیش به وقوع پیوسته است.

به گزارش نیوساینتیست، این دومین باری است که اثبات می‌شود گاهی حرکت قطب‌های مغناطیسی زمین به سمت قطب مخالف شتابی غیرعادی داشته است. پیش از این در سال 1995 گدازه‌های باستانی در ناحیه اورگان کشف شدند که نشان می‌دادند شتاب حرکت این قطب‌ها به سمت یکدیگر حداقل 10هزار برابر بیشتر از شرایط همیشگی بوده است. در واقع قطب‌ها هر روز نزدیک به 6 درجه حرکت می‌کردند! کمتر کسی این پدیده را باور می‌کرد اما به نظر می‌رسد این شرایط غیرمعمول می‌تواند باز هم تکرار شود.

جاناتان گلن و همکارانش در مرکز بررسی‌های زمین‌شناسی ایالات متحده در منلو پارک، کالیفرنیا می‌گویند آنها نمونه دیگری از این شتاب را در نوادا کشف کرده‌اند. سنگ آتشفشانی پیداشده توسط این گروه نشان می‌دهد قطب‌های مغناطیسی زمین ظرف مدت یک‌سال 53 درجه جابجا شده‌اند. اگر این روند ادامه پیدا کرده باشد، قطب‌های مغناظیسی زمین تنها ظرف مدت 4 سال به طور کامل جابجا شده‌اند.

این شتاب غیرعادی می‌تواند سیستم ناوبری هواپیماها و کشتی‌ها را دچار اختلال کند و از سوی دیگر پرندگان مهاجر را با مشکلات متعددی روبرو خواهد کرد.

عده‌ای از زمین‌شناسان معتقدند این پدیده غیرعادی می‌تواند منطقه‌ای باشد. هنوز دلیلی برای این شتاب سرسام‌آور ارائه نشده است.

منبع: خبرآنلاین

نویسنده : علی : ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

ارائه نقشه میدان جاذبه زمین

 

 

ماهواره اروپایی موفق شد اولین نقشه میدان جاذبه زمین را ارائه کند و تائید کند که زمین کاملا کروی نیست و بیشتر شبیه به یک کدو است.ماهواره  (مکتشف میدان گرانشی و حالت پایدار چرخش اقیانوسی) در مارس 2009 از سوی آژانس فضایی اروپا به مدار پرتاب شد.اکنون نتایج بررسیهای این ماهواره که در اجلاس "سیاره زنده" اسا در نروژ ارائه شده است نشان می دهد که میدان گرانش زمین به گونه ای گسترده شده که به زمین شکلی شبیه به کدو داده است.این نقشه جدید با دقیق ترین اندازه گیریهای نیروهای جاذبه تهیه شده است.راینر رامل مدیر علمی این ماموریت از دانشگاه فنی مونیخ در خصوص این نقشه جدید اظهار داشت: "ما با استفاده از داده های Goce در حال رسیدن به اطلاعات بسیار خوبی درباره نقاط کلیدی سیستم آب و هوایی زمین هستیم. این اطلاعات حاصل دو ماه اندازه گیریهای دقیق این ماهواره در دوره نوامبر- دسامبر 2009 است."دانشمندان حاضر در این پروژه توضیح دادند: "تصاویر جدید ماهواره Goce زمین را همانند یک سیب زمینی یا کدو نشان می دهند. این تصاویر و اطلاعات می توانند خط افق را با دقت بیشتری شرح دهند و بنابراین در مراحل مختلف کارهای ساختمانی از اهمیت بالایی برخوردارند."براساس گزارش آنسا، اندازه گیری میدان جاذبه زمین به درک بهتر چرخش جریانهای اقیانوسی کمک کرده و روند چرخش جریانهای اقیانوسی نیز نقش مهمی در درک روند آب و هوای زمین ایفا می کنند.طبق پیش بینی های رسمی، ماموریت ماهواره Goce تا آوریل 2011 به طول می انجامد اما تا پایان سال جاری باید برای طولانی تر کردن مدت فعالیت این ماهواره تصمیم گیری شود.در ساخت این ماهواره بیش از 40 موسسه تحقیقاتی از 13 کشور اروپایی شرکت کرده اند. Goce سیاره زمین را از فاصله 250 کیلومتری رصد می کند.

منبع: مهر - gsi.ir

نویسنده : علی : ٩:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

حرکت 80 سانتیمتری یک شهر در اثر زلزله

 

تصاویر راداری سازمان ناسا نشان می دهند زلزله قدرتمندی که در ماه آوریل شهر کالیفرنیا و جنوب غرب ایالات متحده آمریکا را لرزاند کل مرزهای شهر مرزی در کالیفرنیا را حرکت داده است.شهر "کلکسیو" در نزدیکی مرز آمریکا - مکزیک تحت تاثیر این زمین لرزه منفی 7.2 درجه ای در حدود 80 سانتیمتر به سوی جنوب کشیده شده است. منشا این زلزله در 52 کیلومتری جنوب و جنوب شرق کلکسیو بوده و طی 120 سال گذشته قدرتمندترین زمین لرزه ای بوده که این منطقه را تحت تاثیر خود قرار داده است.این اولین باری نیست که یک شهر در اثر زلزله حرکت می کند. زلزله هولناک 8.8 درجه ای شیلی نیز شهر "کنسپسیون" را به اندازه سه متر به سمت غرب جا به جا کرد. این زلزله پنجمین زلزله شدید در تاریخ ثبت شده جهان بوده است. نمونه دیگر از قدرت حرکت دادن شهرها توسط زلزله  شهر "لوما پریتا" است که در سال 1989 در اثر وقوع زمین لرزه ای 6.9 درجه ای دو متر به سمت شمال غرب و 1.3 متر به سمت بالا به سوی شمال حرکت کرد.در طولانی مدت، زمین لرزه ها و جا به جا شدن خطوط گسلها چهره ای جدید به سیاره زمین بخشیده اند. حرکات لغزشی گسل سن آندریاس منجر شده است سن فرانسیسکو سالانه 5 سانتیمتر به سوی لس آنجلس حرکت کند، سرعتی که با سرعت رشد ناخن دست انسان برابری می کند. به گفته دانشمندان این دو شهر طی چند میلیون سال آینده با یکدیگر ادغام خواهند شد.از سویی دیگر زمین لرزه های قدرتمند می توانند محور حرکتی زمین را نیز تغییر داده و به این شکل طول روزهای زمین را کوتاه یا بلند کنند. برای مثال زمین لرزه بزرگ شیلی طول روزهای زمینی را به میزان 1.26 میکرو ثانیه کوتاه کرده است.بر اساس گزارش لایو ساینس، سازمان ناسا حرکات شهرها را با استفاده از تصویربرداری رادارها از منطقه ای که زمین لرزه در آن رخ داده به ثبت رسانده است.به این شکل هواپیمای جت Gulfstream-III با پرواز در ارتفاع 12 هزار و 469 کیلومتری از سیستم گسلی که عامل اصلی زمین لرزه بوده، چهره دگرگون شده زمین در این مناطق را با استفاده از رادار , ناسا به ثبت رسانده است

منبع: مهر - GSI.ir

نویسنده : علی : ٩:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

دایناسوری که اصلا وجود نداشته است

 

دیرینه شناسان دریافتند که دایناسور شاخداری که معروفترین شخصیت کارتونهای کودکان است اصلا وجود ندارد و درواقع شکل جوان گونه ای دیگر از دایناسورها است.از بیش از 100 سال قبل دانشمندان تصور می کردند که دایناسورهای شاخدار "تریسراتوپس" و "توروساروز" دو گونه کاملا متمایزند.اکنون دیرینه شناسان دانشگاه ایالت مونتانا دریافتند که گونه تریسراتوپس درواقع همان " توروساروز " است که هنوز رشد نکرده و به سن بزرگسالی نرسیده و بنابراین طول شاخها و قطر استخوان گردن آن کوچکتر است.براساس گزارش دیسکاور نیوز، این محققان به منظور رسیدن به این نتایج بیش از 50 بقایای فسیلی از تریسراتوپس را مورد بررسی قرار دادند و ابعاد و قطر ضخامت جمجمه، پوشش سطحی، ریزساختارها و تغییرات استخوان گردن آن را اندازه گیری کرده و سپس این ارزیابیها را با اندازه های مربوط به "توروساروس" مقایسه کردند.این محققان در این خصوص توضیح دادند: "اگر تورساروس قطعا شکل بالغ تریسراتوپس است باید از خود این سئوال را بپرسیم که چرا بقایای توروساروز نسبت به فسیلهای تریسراتوپس تا این حد نادر است. این احتمال وجود دارد که این بسیاری از این جانوران ماقبل تاریخ پیش از آنکه به رشد و بلوغ برسد درجوانی می مرده اند و بنابراین به شکل بزرگسال خود در نمی آمدند."دایناسور "تریسراتوپس" به خاطر سه شاخی که روی صورت خود دارد در بسیاری از کارتونهای کودکان حضور دیده می شود درحالی که اکنون به نظر می رسد این گونه اصلا وجود نداشته است.

منبع: GSI.ir

نویسنده : علی : ٩:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

نقش نور فرابنفش در شکل گیرى حیات

 

دانشمند‌ان مى‌گویند:‌ انفجار نور فرابنفش احتمالا به شکل گیرى یک عنصر مولکولى مهم براى خلق حیات کمک کرده است. گروهى از محققان مرکز تحقیقاتى و فن‌آورى‌ جورجیا در آتلانتا و دانشگاه رومى لاساپنیزا نتیجه این مطالعات و یافته‌هاى خود را در هفته نامه «ChemBioChem» منتشر کرده‌اند. این تحقیق معمول‌ترین سناریو درباره خلق مولکول RNA را که تصور مى‌شود ابتدایى‌ترین سیستم‌ کد گذارى براى حیات باشد به نمایش مى‌گذارد. به گفته پژوهشگران، این یافته دیدى گسترده تر درباره تکامل حیات نه تنها روى کره زمین بلکه احتمالا در هر نقطه دیگرى در منظومه خورشیدى یا فراتر از آن ارائه مى‌کند. به گزارش دیسکاورى، محققان در این پژوهش روى مولکول فورمامید متمرکز شده‌اند که ساده ترین ساختار حاوى چهار عنصر اصلى تشکیل دهنده حیات یعنى کربن، هیدروژن، اکسیژن و نیتروژن است. در مطالعات پیشین نشان داده شده است که گرم کردن فورمامید در یک ترکیب معدنى چطور مى‌تواند بیشترین محتویات جزو اصلى RNA را تولید کند. محققان معتقدند که RNA به عنوان ابتدایى‌ترین سیستم‌ عامل براى حیات عمل کرده است. این یافته همچنین نشان مى‌دهد که وجود حیات در سایر نقاط منظومه خورشیدى چندان هم غیر ممکن نیست.

منبع:  ایسنا - GSI.ir

نویسنده : علی : ٩:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

حرکت اسرار آمیز سنگ ها در دره مرگ

دره مرگ

 

"دره مرگ" منطقه ای در کالیفرنیای جنوبی، نزدیک صحرای نوادا در آمریکای شمالی است که طول آن 225 کیلومتر و پهنایش بین 8 تا 24 کیلومتر است. این منطقه پست ترین نقطه در نیمکره غربی جهان نیز به شمار می آید. ارتفاع پست ترین قسمت آن 86 متر پایین تر از سطح آب های آزاد است. در سال 1849، گروه بزرگی از جویندگان طلا به این منطقه هجوم آوردند و بسیاری از آنان در اثر گرما، تشنگی و خستگی بیش از حد، از پای درآمدند. به همین علت، این منطقه را دره مرگ نامیده اند.
در تابستان، دمای این منطقه به 50 درجه می رسد و گزارش شده است که در سال 1913 دمایش به 6/56 درجه نیز رسیده بود. این دره، زمستان ها هوای ملایمی دارد. اما دمای شب های زمستانی آن گاهی زیر صفر است. در نقاط مختلف این دره، آبگیرهای نمکی، نمکزارها و تپه های آتشفشانی عجیبی دیده می شود. با وجود این، خرگوش ها، موش ها، کانگوروها، مارمولک ها و جانوران صحرایی بسیاری در آن زندگی می کنند. با شروع بارندگی های اندک بهاری، نیز انواع گل های وحشی، علف و بوته هایی که با زمین های نمکی سازگارند، در آن ظاهر می شوند.

گفتنی است این منطقه از نظر معادن و سنگهای زینتی و قیمتی یکی از مناطق مهم آمریکا میباشد و دیگر اینکه بعضی از بومی های مناطق اطراف دره مرگ بر این باورند که این منطقه توسط پیشینیان نفرین شده است.

از عوامل مهمی که توجه زمین شناسان را بخود جلب کرده، همانطور که در تصاویر بالا مشاهده می کنید حرکت اسرار آمیز سنگ ها در این منطقه است! سنگ های دره مرگ در ایالات متحده آمریکا خودبخود و بدون دخالت عامل انسانی یا غیر انسانی به طور مرموزی حرکت می کنند. عامل این حرکت اسرارآمیز پدیده های ژئولوژیکی است که هنوز برای دانشمندان این علم شناخته شده نیست!

 

عکس ها در ادامه مطلب

منبع: climatology88.blogfa.com

ادامه مطلب
نویسنده : علی : ٩:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

زلزله‌های تربت‌حیدریه و کرمان هیچ ربطی به هم ندارند

زلزله‌های تربت‌حیدریه و کرمان هیچ ربطی به هم ندارند

 

معاون پژوهشی پژوهشگاه زلزله شناسی و مهندسی زلزله با اشاره به زلزله های کرمان و تربت حیدریه گفت: این دو منطقه مناطق زلزله خیز هستند و گسله های آن همواره فعال بوده به گونه ای که در این دو منطقه 87 سال پیش زلزله های متوسطی رخ داده است.

دکتر مهدی زارع در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به زلزله امروز کرمان به جزئیات آن اشاره کرد و افزود: بزرگای این زلزله در کرمان 8 / 5 درجه ریشتر بوده که در منطقه "لاله زار" در جنوب کرمان اتفاق افتاده است.

وی با تاکید بر اینکه در سال 1923 / 1302 در این منطقه زلزله متوسطی رخ داده است اظهار داشت: در 87 سال پیش در زلزله ای رخ داده که همانند زلزله امروز متوسط بوده است.

معاون پژوهشی پژوهشگاه زلزله شناسی و مهندسی زلزله با بیان اینکه این منطقه به عنوان منطقه زلزله خیز در فلات ایران معرفی می شود خاطرنشان کرد: گسله های این منطقه در طول 100 سال اخیر فعال بوده است.

وی همچنین به زلزله روز گذشته تربت حیدریه اشاره کرد و ادامه داد: پهنه گسله این زلزله در منطقه "درونه" اتفاق افتاد. این گسله یکی از گسله های مهم کشور است که در ساعت 6 و 20 دقیقه روز گذشته منطقه تربت حیدریه را لرزاند.

زارع با بیان اینکه در منطقه "کاج درخت" نزدیک "درونه" نیز در سال 1923 شاهد زلزله بوده است، اضافه کرد: منطقه کاج درخت در نزدیکی کاشمر است که در 87 سال پیش زلزله ای اتفاق افتاد.

معاون پژوهشی پژوهشگاه زلزله شناسی و مهندسی زلزله تاکید کرد: دلیل زلزله روز گذشته تربیت حیدریه انحراف لغزش چپگرد گسله بوده است که با توجه به ساختار و مشخصال گسله این منطقه رخ دادن این زلزله قابل توجیه است.
وی با تاکید بر اینکه این دو زلزله تربیت حیدریه و کرمان ربطی به یکدیگر ندارند یادآور شد: هر دو منطقه مناطق زلزله خیز هستند و دارای گسله های فعال هستند.

پس لرزه های زلزله منطقه فارس ادامه دارد
زارع همچنین به زلزله 30 تیر منطقه فارس اشاره کرد و گفت: این زلزله با بزرگای گشتاوری 8 / 5 در ساعت ۸ دقیقه بامداد روز 30 تیر به وقت محلی در منطقه پیرامون روستای "اهل" در غرب و جنوب غرب بستک در استان هرمزگان و در مرز این استان با استان فارس رخ داد.

وی با بیان اینکه گسل این زلزله مربوط به گسل زاگرس است ادامه داد: داده های لرزه خیزی این منطقه نشان می دهد که پس لرزه های این زلزله در این منطقه همچنان ادامه دارد.

منبع: خبرآنلاین

نویسنده : علی : ۳:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

آلودگی نوری = آسمان بی ستاره

آلودگی نوری = آسمان بی ستاره

 

بابک امین‌تفرشی، روزنامه‌نگار علمی و چهره شناخته شده نجوم آماتوری ایران در یادداشتی به وضعیت آلودگی نوری و عوامل احتمالی آن در سطح کشور پرداخته است.

نور بیشتر، آبادتر! متاسفانه این طرز فکر عقب افتاده و به نوعی خودخواهانه مدتی است در ایران هم رایج شده. به خصوص این‌که استفاده زیاد از برق برای بسیاری هزینه سنگینی ندارد و به رخ‌نمایی نورانی بودن یا به احساس امنیت حاصل از روزشدن محیط طبیعی شب می‌ارزد. روستاهای کوچک به اندازه یک شهر نورانی می‌شوند تا در مقابل هم قد علم کنند، به خصوص وقتی که جاذبه‌ای گردشگری در آنها معرفی شود یا جمعیت آنجا به حدی برسد که با کمی نمادهای شهری، مثل نورهای خیره‌کننده و نابودکننده آرامش و طبیعت شب، بتوان آن روستا را به شهر تغییر داد. ویلایی تفریحی که به‌جز چند روز سال که میزبان توانگرانی است که در هر ییلاق یک خانه ساخته‌‌اند، در طول سال خالی از سکنه با چراغ‌های روشن و بی‌علت خودنمایی می‌کند، که شاید همه به یادشان باشد که این خانه فلان توانگر است و در طبیعت شب هیچ چیزی به‌جز نور خیره‌کننده آنجا را نبینند. یک بقالی کوچک در شهر آن قدر سردر خود را نورانی می‌کند که زیر آن احساس می‌کنید ساعت 12 ظهر است. پمپ بنزینی کوچک یا حتی یک رستوران میان‌راهی آن قدر مملو از نورافکن‌های شدید می‌شود که از کیلومترها دورتر نور آن به چشم آید و مشتری را جذب کند بی‌خبر از آن‌که خیرگی حاصل از نور آن در چشم راننده می‌تواند سبب حادثه و حتی مرگ یک یا چند انسان شود. آیا نورافشانان در مقابل چنین احتمالی احساس مسئولیت می‌کنند؟

 

مشکل آلودگی نوری مسئله جدیدی نیست اما در سال‌های اخیر رشد بی سابقه‌ای در ایران داشته است. تبعات آن فقط به حادثه‌های احتمالی و از دست رفتن آرامش شب ختم نمی‌شود. بخش دیگر آسمانی است که بالای سر از دست می‌رود. آسمان‌شب بخشی از طبیعت است و همان‌قدر که ساخته‌شدن یک برج درست مقابل دید دریا یا یک کوه زیبا از پنجره شما آزار‌دهنده است، برای آنهایی که این بخش از طبیعت را می‌شناسند تابیدن نورهای اضافه به آسمان همان‌قدر دل‌آزار است. انسان هزاران سال با این بخش از طبیعت اخت بوده است. هنوز تعدادی هستند که در شب‌های تابستان در حیاط و ایوان خانه روستایی خود با رواندازی از ستاره‌ها می‌خوابند یا آنهایی که تهران سی‌چهل سال پیش را به یاد ما می‌آورند که چطور تک شهاب‌ها را از بام خانه می‌شمردند و با فکری آرام به خواب می‌رفتند. از دست رفتن طبیعت فقط نابودی یک منظره نیست، نابودی آرامش زندگی است. برخی از ما در زندگی روزمره سیاره زمین یا حتی شهر و کشور خودمان را دریایی بی‌انتها تصور می‌کنیم که خراب‌کاری‌ها را می‌شورد و می‌برد. کیسه پلاستیک یا بطری را که در طبیعت پرت می‌کنیم احتمالا باد یا موج آب با خود می‌برد. اما کجا می‌برد؟ آیا این‌که فقط از مقابل چشم شما دورکند کافی است؟ آیا اگر روستای بالایی زباله‌های خود در دره پایینی بریزند چون آن‌ها را دیگر در محیط خود نمی‌بینند کافی است؟ به مرور بر سر روستای پایین دره چه می‌آید. آیا چون زمین سیاره بزرگی است بریدن چند درخت، روشن‌کردن صد نورافکن بی‌مصرف، و نابودشدن چند دریاچه بی‌اهمیت است؟ این تفکر شاید در جامعه‌ای قبیله‌ای با جمعیت‌های چند صدنفره برای زمین بی‌خطر بوده ‌است اما حالا که هفت میلیاردنفر هستیم چطور؟
شاید بپرسید که چرا اثر تخریبی نورهای اضافی را با مشکلات بزرگی مثل نابودی جنگل‌ها مقایسه می‌کنم. بزرگنمایی‌ای در کار نیست. زمین و محیط زیست آن بسیار کوچک‌تر و حساس‌تر از آن است که تفکر قبیله‌ای تصور می‌کند. اشتباهات و خواسته‌های افسارگریخته انسان طبیعت را عاجز کرده. ظاهرا بخشی از جامعه بشری با فرهنگی تازه به دوران‌رسیده نمی‌دانند چطور از امکانات علم و فناوری قرن بیست و یکم بهره ببرند بدون آنکه خانه خود را به ویرانه تبدیل کنند. فقط تا حدود یک قرن پیش موجودات روی زمین نسل در نسل در شب‌های طبیعی زندگی می‌کردند. حالا موجودات شبگرد در محیط زندگی خود باید به خورشید‌‌های تازه‌ای ‌عادت‌کنند که انسان ساخته است. نورهای شدید مسیر پرندگان مهاجر را به بیراهه تغییر می‌دهد یا سبب مرگ انبوه بچه لاک پشت‌هایی می‌شود که پس از تولد به جای اقیانوس به سوی نور هتل‌های کنار دریا کشیده می‌شوند.

و اما انسان. گرچه هنوز تایید قطعی علمی بر ارتباط برخی بیماری‌های خاص و مشکلات روان‌شناختی با شب‌های بیش از حد روشن شهرها در دست نیست اما پژوهش‌های جدی در این زمینه شروع شده و برخی آمارهای گرفته شده آن را تایید می‌کند.

اما آیا وقتی شهرها به ظلماتی ترسناک تبدیل شود که آسمان شب آن فرشی از ستاره باشد، ستاره شناسان بالاخره راضی می‌شوند؟ حقیقت این است که کسی به دنبال این نیست. نورها نیاز زندگی در دنیای مدرن است اما فقط شیوه و میزان استفاده از آن است که باید بیاموزیم. در چراغ‌های معابر که حباب شیشیه‌ای آنها بیرون آمده یا برای پوشش‌دهی بیشتر زاویه غیرعمود پیدا کرده‌‌اند 30 تا 40 درصد نور به افق یا مسقیم به آسمان هدر می‌رود. برخی نورافکن‌های که برای تزیین یا امنیت به یک بنا تابیده‌اند هدردهی حتی بیش از این دارند. حتما تلالو این نورهای چشمگیر را از هواپیما دیده‌اید اگر قرار است زمین را روشن کنند چرا به طور مستقیم از بلندی‌ها دیده می‌شوند؟ آماری که چند سال پیش در اروپا گرفته شد این هدردهی انرژی برای چراغ خیابان در سال معادل صد لیتر نفت حساب کرده است. فقط کافی است به جمع این هزینه برای هزاران چراغ یک شهر فکر کنید.

منبع: خبرآنلاین

نویسنده : علی : ۳:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

آلودگی نوری بلای جان موجودات زمین

برای نجات حیات‌وحش، ‌شب‌ها را برگردانید

 

هر چه ما انسان‌ها، نور‌های مصنوعی بیشتری را در شب روشن می‌کنیم، بیشتر شب طبیعی را محو می‌کنیم و باعث می‌شویم که حیوانات به دردسر بیافتند. تا جایی که بسیاری از آن‌ها را به کام مرگ می‌کشانیم

تازگی‌ها در شب‌ها سعی کرده‌اید ستاره‌‌های آسمان را تماشا کنید؟ اگر در یکی از شهرهای بزرگ بوده‌اید، به احتمال زیاد موفق نشده‌اید. در واقع شهرهای بزرگ در سراسر دنیا مدت‌هاست که نگذاشته‌اند شب، شب بماند.

بر اساس گزارش نیوساینتیست، مهم‌ترین خواسته جلسه اخیر جامعه برای نجات زیست، که در کانادا برگزار شد، این بوده که برای نجات حیات وحش،‌ باید بگذاریم که شب‌ها، شب باقی بمانند. بچه لاک‌پشت‌های تازه به دنیا آمده، به جای این که به سمت انعکاس نور ماه روی آب روند تا به اقیانوس برسند، نورهای شهرهای ساحلی را دنبال می‌کنند. پرنده‌های زیادی هم در شب به طور گروهی با ساختمان‌های روشن برخورد می‌کنند. همچنین رشد، رفتار و شانس زنده ماندن بسیاری از حیواناتی که در شب زندگی می‌کنند،‌ تغییر کرده است. ما شب را از بین برده‌ایم.

در واقع راهش این نیست که مثلا تمام شب جاده‌ها را تاریک نگه داریم، بلکه تنها کافی است از ابزاری برای روشنایی استفاده کنیم که با مواد و طراحی خود، کم‌تر آلودگی نوری به وجود بیاورند. فقط باید کمی هم به حیات وحش و جانوران اهمیت بدهیم.

www.khabaronline.ir

نویسنده : علی : ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

توفان‌ها هم الگوی ریاضی دارند

توفان‌ها هم الگوی ریاضی دارند

 

هر روز برای یک پدیده طبیعی تازه یک الگوی ریاضیاتی پیدا می‌شود و پدیده‌های ناشناخته برای ما آشناتر و قابل‌ پیش‌بینی‌تر می‌شوند. این بار نوبت توفان‌های سهمگین است.

بهنوش خرم‌روز: روز به روز الگوهای ریاضیاتی بیشتری برای پدیده‌های طبیعی مختلف پیدا می‌شود. این بار هم نوبت توفان‌های سهمگین است. بر اساس گزارشی که نیوساینتیست دیروز منتشر کرده، شدت توفان‌ها از یک قانون ریاضی ساده پیروی می‌کند. دانستن این مسئله می‌تواند به پیش‌بینی نحوه واکنش توفان‌ها نسبت به تغییرات آب و هوایی که در پیش داریم کمک کند. محققین مرکز مطالعات ریاضی بارسلونا توفان‌های مهم سال‌های 1966 تا 2007 را بررسی کرده‌اند. آن‌ها میزان انرژی آزاد شده هر توفان را بر اساس سرعت باد و طول مدت توفان محاسبه کردند. به نظر می‌رسد که توفان‌های متوسط که فراوان‌تر هم هستند، هر جا که باشند و در هر دریایی  که پدیدار شوند، همه از یک الگو پیروی می‌کنند و فقط توفان‌های خیلی خیلی ضعیف و یا برعکس خیلی خیلی قوی از این الگو پیروی نمی‌کنند. گروه محققین همچنین دمای سطح آب دریا را در زمان روی دادن توفان‌های مختلف بررسی کردند و متوجه شدند که بیشتر توفان‌های شدید در سال‌هایی که گرم‌تر بوده‌اند، اتفاق افتاده‌اند.  البته این احتمال وجود دارد که با افزایش گرمای زمین، شدت توفان‌ها بیشتر بشوند، اما خب چون رو به سمتی می‌رویم که ممکن است دمای زمین به درجه‌ای برسد که تا به حال تجربه نکرده‌ایم، ممکن است برخی تغییرها و رویدادها قابل پیش‌بینی کامل نباشند.

منبع:خبرآنلاین

نویسنده : علی : ۱:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢٤
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

تاریخچه یخبندان های کره زمین

تاریخ زمین مجموعه‌ای از دوره‌های متناوب یخ‌بندان و افزایش دما را نشان می‌دهد که هر یک نقش مؤثری در انقراض و حیات گونه‌ها داشته‌اند. فکر می‌کنید آخرین عصر یخ‌بندان با انسان بخرد چه خواهد کرد؟

محبوبه عمیدی: شاید شما هم وقتی به عصر یخ‌بندان فکر می‌کنید، انسان‌های اولیه‌ای در خیال‌تان مجسم می‌شوند که پوشیده در پوست گرم شکارهای پیشین در زمینی سراسر یخ‌زده و سرد، با ناامیدی به دنبال غذا می‌گردند.

اما در واقع زمین با اعصار یخ‌بندان بسیاری دست‌و‌پنجه نرم کرده که اغلب آنها پیش از پیدایش انسان به وقوع پیوسته‌اند. از سوی دیگر تصویر آشنایی که هر یک از ما از عصر یخ‌بندان داریم، نمونه‌ای نسبتا ملایم از آن است، زمین در خلال بعضی از اعصار یخ‌بندان برای ده‌ها گاهی صدها میلیون سال پوشیده از قشر عظیمی از یخ بوده است.

می‌توان برای زمین سه دوره آب‌و‌هوایی متناوب را تعریف کرد:

دوره گلخانه‌ای: که در آن درجه حرارت گرمسیری تا قطبهای زمین امتداد داشته و هیچ لایه یخی روی زمین نبوده است.

دوره یخچالی: دوره‌ای که بخشی از زمین پوشش یخ دائمی داشته اما وسعت این پوشش متغیر بوده است.

زمین گلوله برفی: زمانی که سرتاسر زمین پوشیده از قشر عظیم یخ بوده است.

این که چرا گاهی شاهد ظهور اعصار یخ‌بندان هستیم و گاهی دمای زمین رو به گرم‌شدن می‌رود، معمایی است که به گزارش نیوساینتیست  یخ‌بندان‌شناسان به تازگی شروع به حل آن کرده‌اند. آنها به بررسی تاریخچه یخ روی زمین پرداخته‌اند تا ارتباط آن با تغییر ترکیب گازهای جو زمین یا بزرگ‌ترین رویدادهای زمین‌شناسی را با دقت بیشتری بررسی کنند.

زمین گلوله برفی: 2.4 تا 2.1‌میلیارد سال پیش
گلوله برفیعصر یخ‌بندان دوران پارینه‌زیستی، قدیمی‌ترین عصر یخ‌بندانی است که تاکنون بشر موفق به شناسایی آن شده است. کره زمین در این دوران تنها 2‌میلیارد سال عمر داشته و زندگی روی آن به حیات در اشکال تک سلولی منحصر می‌شده است. به نظر می‌رسد زمین در آغاز این دوران، زمانی بین 2.3 تا 2.4‌میلیارد سال پیش با عصر یخ‌بندان بسیار‌ سختی روبرو بوده که یکی از دوره‌های «زمین گلوله برفی» به شمار می‌رود. محققان علت ظهور این عصر یخ‌بندان و شدت آن را کاهش دی‌اکسید‌کربن جو زمین به دلیل خاموشی 250‌میلیون ساله آتشفشان‌ها و کاهش اثر گلخانه‌ای ناشی از آن می‌دانند.

یخ‌بندان شدید: 850 تا 630‌میلیون سال پیش
زمین در این دوره 200‌میلیون ساله که کریوژنیان نام دارد، یکی از سخت‌ترین اعصار یخ‌بندان شناخته‌شده را تجربه کرده است. دیرین‌شناسان احتمال می‌دهند علت آغاز این عصر یخ‌بندان هم‌زمانی آن با ظهور اشکال پیچیده حیات روی زمین باشد.

این نظریه می‌گوید یخ‌بندان به دلیل تکامل سلولهای بزرگ و احتمالا جانداران پرسلولی که پس از مرگ در بستر دریاها و اقیانوس‌ها غرق‌شده و باعث جذب دی‌اکسید‌کربن جو زمین و کاهش اثر گلخانه‌ای آن شده‌اند، به وقوع پیوسته است.

کریوژنیان را به دو عصر یخ‌بندان متمایز تقسیم می‌کنند که یکی بین 750 و 700‌میلیون سال پیش ظاهر شده و دیگری به دنبال آن حدود 660 تا 635‌میلیون سال پیش به وقوع پیوسته است. محققان احتمال می‌دهند بخش از این یخ‌بندان زمین را به گلوله برفی تبدیل کرده باشد.

نخستین انقراض بزرگ: 460 تا 430‌میلیون سال پیش
عصر یخ‌بندانی که اواخر دوره اوردوویسین و اوایل دوره سیلورین رخ داده یکی از بزرگ‌ترین انقراض‌های روی زمین را رقم زده است. این دوره دومین عصر یخ‌بندان سخت زمین به شمار می‌رود.

این انقراض پس از انقراض بزرگ جانداران کره زمین در دوره پرمین، بزرگ‌ترین انقراض گونه‌های گیاهی و جانوری زمین به شمار می‌رود. با این حال با پایان این عصر، زیست‌بوم حیات را از سر گرفته و گونه‌های گیاهی بسیاری رشد یافته‌اند. احتمالا همین انبوهی پوشش گیاهی دوره سیلورین باعث ظهور عصر یخ‌بندان بعدی شده است.

 

ادامه مطلب
نویسنده : علی : ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/۱۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

اقلیم گذشته با بررسى قندیل هاى آهکى در غارها مشخص مى شود

اقلیم گذشته با بررسى قندیل هاى آهکى در غارها مشخص مى شود

 

معاون پژوهشى مرکز ملى اقیانوس شناسى گفت: اقلیم آب و هوایى گذشته با بررسى قندیل هاى آهکى داخل غارها مشخص مى شود. حمید علیزاده لاهیجانى افزود: بارانى که بر روى رسوبات آهکى مى ریزد، موجب حل شدن آهک ها و جمع شدن آنها در مکان دیگرى مى شود. وى اظهارداشت: دراین حالت ستون هاى آهکى استالاکتیت‌ها (Stalactites) و چکیده‌هاى آهکى یا استلاگمیت‌ها ایجاد مى شود.وى ادامه داد: با بررسى این قندیل هاى آهکى مى توان به اقلیم گذشته و تغییراتى که در طول زمان پدید آمده پى برد.علیزاده گفت: دراین راستا اول خرداد ماه کارگاه " کاربرد نهشته‌هاى آهکى غار در بازسازى شرایط اقلیم دیرینه مناطق دریایى ، دریاچه اى و ساحلى " در مرکز ملى اقیانوس شناسى برگزار می‏شود.وى با اشاره به اینکه امروزه مطالعات اقلیم دیرینه یکى از مهم‏ترین سرفصل‌ها در بررسى تغییرات اقلیمى در دنیا است اظهار داشت: با شناختن اقلیم گذشته و اینکه چه تغییراتى در آن بوجود آمده مى توان پیش بینى کرد که در آینده، اقلیم چگونه خواهد بود.رییس کارگاه ادامه داد: به عبارتى دیرینه اقلیم، اطلاعات محیطى گذشته را در اختیار ما قرار می‏دهد که با تکیه بر این اطلاعات مى‌توان تصویرى روشن از این تغییرات در آینده فراهم کرد.علیزاده گفت: با استفاده از مدل‌هاى کمى و کیفى و با بکار‌گیرى پارامتر‌هاى متفاوت ثبت شده در رسوبات مى توان اقلیم گذشته در مناطق مختلف را بازسازى کرد.وى اظهارداشت: بکار‌گیرى نهشته‌هاى ثبت شده در غار‌ها یکى از روش‌هاى مطالعاتى دیرینه اقلیم است، اما در ایران تاکنون بر روى غار‌هاى مناطق ساحلى و غیر ساحلى چنین مطالعه‌اى صورت نگرفته است؛ از این‏رو بررسى این مناطق مى‌تواند بستر اطلاعاتى مناسبى را در ارتباط با تغییرات جوى گذشته در اختیار ما قرار دهد.معاون پژوهشى مرکز ملى اقیانوس شناسى معتقد است ؛ با مطالعه بر روى نهشته‌هاى غارى لایه‌اى اسپلوتم‌ها (Speleothems) و چکنده‌هاى آهکى یا استالاکتیت‌ها (Stalactites) و چکیده‌هاى آهکى یا استلاگمیت‌ها(Stalagmites) و دیگر سوابق رسوبى ثبت شده مى‌توان اطلاعات گوناگونى را در ارتباط با تغییرات اقلیم دیرینه، نوع پوشش گیاهى، تغییرات نرخ بارش، تعیین ترکیب ایزوتوپى بارش‌هاى دیرین و میزان رطوبت موجود در سیستم‌هاى جوى حاکم بر مناطق در گذشته به دست آورد.وى گفت: همچنین با استفاده از خاصیت لومینسانس در آهک‌هاى غارى مى‌توان اطلاعاتى در ارتباط با خاک‌ها و نوع پوشش گیاهى محیط پیرامون غار به دست آورد، همچنین با بررسى ترکیب ایزوتوپى در چکنده‌ و چکیده‌ غارهاى آهکى مناطق ساحلى علاوه بر اطلاعات فوق مى ‌توان تغییرات تراز آب دریاها را نیز بازسازى کرد.رییس کارگاه افزود: بررسى ترکیب ایزوتوپى، تعیین عناصر ردیاب ، مقدار ماده آلى و نرخ رشد رسوبات آهکى غارى در کنار تعیین سن مطلق آنها مى‌توان جزئیات زیادى را در ارتباط با محیط پیرامون غار و اقلیم دیرینه آن منطقه بدست آورد.معاون پژوهشى مرکز ملى اقیانوس شناسى در پایان گفت: با توجه به اهمیت این موضوع ، این کارگاه با حضور دکتر " على پورمند " استاد دانشگاه " میامى " امریکا و مهندس آرش شریفى دانشجوى دکتراى این دانشگاه و متخصصان فعال دراین زمینه در مرکز ملى اقیانوسى شناسى برگزار مى شود.

منبع: GSI

نویسنده : علی : ۱:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

انواع شمال های زمین و نقشه برداری زمینی

انواع شمال های زمین و نقشه برداری زمینی

 

شمال ها

3 شمال وجود دارد که در زمان استفاده از نقشه از آن استفاده می کنیم.

شمال حقیقی یا جغرافیایی

امتداد یک نقطه از سطح زمین به سمت قطب شمال سمتی پیدا می شود که به آن شمال حقیقی یا جغرافیایی می گویند و با علامت ستاره قطبی مشخص می گردد.

شمال مغناطیسی

از چرخش زمین به دور خود یک نیروی جاذبه مغناطیسی به وجود می آید که در قطب شمال متمرکز می شود و نوک عقربه قطب نما را به طرف خود جذب می کند. به عبارتی امتدادی را که عقربه قطب نما نشان می دهد شمال مغناطیسی نام دارد و با علامت نیم فلش یا حروف M . N  یعنی شمال مغناطیسی مشخص می گردد. (Magnetic North)

شمال شبکه

امتداد خطوط عمودی روی نقشه را در جهت بالا شمال شبکه می گویند و با علامت GN مشخص می گردد. Grid North

باید توجه داشته باشیم که قطب شمال مغناطیسی حدود چند درجه با شمال حقیقی اختلاف دارد، که چنانچه از نقشه استفاده می کنیم باید مقدار اختلاف آن را در نقشه تاثیر دهیم. معمولا این اختلاف را در نقشه های دقیق مشخص کرده اند.

 

 نقشه برداری زمینی

 

این بخش شامل توصیف کلمات و مفاهیم پایه زیر است :

بیان موقعیت نقاط در سطح زمین

مختصات نقطه در نقشه

مقیاس

انواع مقیاس ها

سطح مبنا

توجیه نقشه

شمال جغرافیایی یا شمال حقیقی

شبکه بندی نقشه

 گرا یا   Azimut

انحراف مغناطیسی

ترازیابی

سطح تراز مبنا

ادامه مطلب
نویسنده : علی : ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

آتشفشان ایسلند ذوب یخ‌هاى قطبى را سرعت بخشیده است

آتشفشان ایسلند ذوب یخ‌هاى قطبى را سرعت بخشیده است

 

نتایج تحقیقات جدید دانشمندان حاکى از آن است که فوران اخیر آتشفشان ایسلند، به فرایند ذوب یخ‌هاى قطبى سرعت بخشیده است.بنا بر اعلام کارشناسان، فوران اخیر آتشفشان ایسلند که در زیر سطح لایه‌هاى یخ‌ها رخ داد، بیش از گرم‌شدن هوا منجر به ناپدید شدن قطعات یخ شد.میزان ذوب شدن یخ‌ها بیش از آن است که به طور سالانه قابل اندازه‌گیرى باشد؛ پیش‌بینى مى‌شود بین 10 تا 20 سال در شرایط ثابت آب‌ و هوایى زمان لازم باشد تا این کوه یخ به وضعیت عادى خود بازگردد. قرن‌‌ها طول مى‌کشد تا حفره ناشى از فوران مواد مذاب از دهانه این آتشفشان پر شود.

 

منبع: خبرگزاریفارس

نویسنده : علی : ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

نوسانات هسته زمین طی 6 سال گذشته مسیر چرخش سیاره را مقداری تغییر داد

نوسانات هسته زمین طی 6 سال گذشته مسیر چرخش سیاره را مقداری تغییر داد

 

محققان بر این باورند شبهای تاریک و روزهای درخشان زندگی ما تحت اختیار قلب آشفته سیاره زمین قرار دارند و نوسانات هسته زمین طی 6 سال گذشته توانسته است مسیر چرخش سیاره را به اندازه ای تغییر دهد."نیکولاس گیله" به همراه تیمی از دانشمندان دانشگاه "جوزف فوریه" در فرانسه رفتارهای سیالات هسته زمین را بر اساس محاسبه نوسانات میدان مغناطیسی سیاره، مدلسازی کردند.به گفته گیله درونی ترین بخش هسته خارجی زمین به صورت دوره ای از جریاناتی تند یا کند برخوردار است که این رفتار در میدان مغناطیسی زمین نوسان به وجود می آورد.این میدان مانند رشته ای از نورهای لاستیکی منطقه تحت تاثیر نوسان را به سمت موقعیت اصلی آن می کشاند، رفتاری که به صورت لایه به لایه به بخشهای بالایی نفوذ کرده و درجه چرخش آنها را تحت تاثیر خود قرار می دهد.محققان تاثیر این پدیده را که می تواند منجر به تغییر دادن حرکت زاویه ای زمین شود، بر روی درجه چرخش کل سیاره مورد مطالعه قرار داده و دریافتند طی دوره ای 6 ساله طول روزها با تغییری 0.4 میلی ثانیه ای مواجه شده است، محاسبه ای که نتیجه آن با محاسبات طول روزها در سالهای 1925 تا 1997 همخوانی دارد.بر اساس گزارش نیوساینتیست، در گذشته باور بر این بود که این پدیده در دوره های 60 ساله بر روی طول روزها تاثیر می گذارد اما درجه چرخشی که در طی این مطالعه به دست آمده است، این دیدگاه قدیمی را رد می کند، دیدگاهی که دانشمندان برای 40 سال به آن اعتقاد داشتند.

منبع: خبرگزاری مهر - GSI.IR

نویسنده : علی : ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

کشف حفره لایه اوزون شانسی بوده است

کشف حفره لایه اوزون شانسی بوده است

 

دانشمند انگلیسی که 25 سال پیش در قالب یک تیم موفق به کشف حفره لایه اوزون شده بود اعلام کرد این کشف کاملا شانسی بوده و مطالعات در آن زمان در راستای بررسی چنین بحرانی انجام نمی گرفته است.25 سال پیش یعنی در اواخر قرن بیستم یکی از بزرگترین تهدیدهای زیست محیطی به صورت شانسی کشف شد. در ماه می سال 1985 حفره ای در لایه اوزون در ارتفاعات اتمسفر و بر فراز قطب جنوب کشف شد. دانشمندان با دیدن این حفره هشدار دادند احتمال گسترش این حفره به دیگر نقاط جهان و افزایش میزان خطر ابتلا به سرطان تحت تاثیر پرتوهای خورشیدی وجود خواهد داشت.کاهش تدریجی لایه محافظتی اوزون که تمامی گونه های حیات بر روی زمین را از آسیبهای پرتوهای ماورا بنفش خورشیدی حفظ می کند تحت تاثیر آزادسازی مواد شیمیایی دست ساز بشر در اتمسفر، خطر ابتلا به سرطان کشنده پوست و عوامل نابینا کننده را افزایش داد. بحرانی که سیاستمداران را مجبور به واکنش سریع و شدید کرد.درست دو سال پس از این کشف که توسط تیمی سه نفره از دانشمندان انگلیسی صورت گرفته بود، جوامع بین المللی پیش نویس پروتوکل مونترآل را آماده کردند. توافق نامه ای که به منظور ممانعت و کاهش تدریجی استفاده از مواد شیمیایی مخرب لایه اوزون از قبیل کلروفلروکربنها یا CFC های مورد استفاده در صنایع تولید یخچال و اسپری های خوشبو کننده ارائه شده بود.این پیش نویس به سرعت باعث متوقف شدن استفاده از این مواد شیمیایی در بسیاری از کشورهای جهان شد. بریتانیا تولید و مصرف این مواد را در سال 1995 متوقف کرد. حرکتی که پنج سال بعد توسط دیگر کشورهای توسعه یافته دنبال شد. در سال 2009 تمامی اعضای سازمان ملل متحد پروتوکل اصلی منع استفاده از مواد مخرب لایه اوزون را امضا کردند. قراردادی که به عنوان یکی از موفقیت آمیزترین قراردادهای زیست محیطی بین المللی شناخته می شود.اکنون با گذشت یک چهارم قرن از انتشار اولین اخبار در رابطه با این بحران یکی از اعضای تیم سه نفره از دانشمندان انگلیسی اعلام کرده در کشف این پدیده شانس نقش بسیار مهمی را ایفا کرده است."جاناتان شنکلین" که به همراه دو دانشمند دیگر اطلاعات کلیدی این کشف را در "اکتشاف قطبی انگلستان" جمع آوری کرده بود می گوید شانس همانطور که در بسیاری از دیگر اکتشافات علمی نقش دارد در این کشف علمی نیز نقشی کلیدی به عهده داشته است.در آن زمان یعنی در اوایل دهه 1980 دانشمندان انگلیسی به شدت تحت فشار دولت محافظه کار "مارگارت تاچر" قرار داشتند. به ویژه برنامه های طولانی مدت نظارتی علمی با مشکلات فراوانی مواجه بودند. یکی از این برنامه ها ویژه اندازه گیری سالانه گاز اوزون اتمسفر طراحی شده بود که از دهه 1950 به عهده ایستگاه تحقیقاتی هالی برنامه اکتشاف قطبی انگلستان گذاشته شده بود.شنکلین می گوید: "در دهه 1980 این برنامه به شدت در جستجوی یافتن مسیری برای اقتصادی شدن بود و برنامه کنترل اوزون در ایستگاه هالی در معرض متوقف شدن قرار گرفته بود. به نظر نمی آمد چیزی در حال تغییر کردن باشد و دلایل بسیار محدودی برای ادامه فعالیت این برنامه وجود داشت. اما این برنامه در دسته برنامه هایی قرار داشت که می توانست شواهد مهمی را برای اتخاذ تصمیمهای جدی سیاسی با هدف نجات سیاره زمین فراهم آورد."در واقع محاسبات به عمل آمده در هالی به منظور کنترل طولانی مدت لایه اوزون نبوده است بلکه با هدف بهبود پیش بینی آب و هوا و تایید نظریه هایی در رابطه با چرخه اتمسفری انجام می گرفت. با این حال به تدریج آشکار شد که لایه های اوزون اتمسفر در بهار قطب جنوب یعنی در ماه های اکتبر و سپتامبر به اندازه قابل توجهی کاهش پیدا می کنند در حالی که میزان بازگشت آن در فصل تابستان قطبی نیز بسیار محدود بود.در آن زمان حدسیات علمی بر اساس نظریه های جدید در رابطه با چگونگی تاثیر مواد شیمیایی دست ساز بشر بر روی لایه اوزون در استراتوسفیر اتمسفر وجود داشت. با این همه در اوایل دهه 1980 هیچ کس توجهی به کاهش شدید گاز در لایه اوزون قطب جنوب در پایان هر زمستان قطبی نداشت. منطقه ای که اولین پرتوهای خورشیدی در آسمانش رسوخ کرده و باعث شکل گیری واکنش اوزون و مواد مخرب شیمیایی این گاز می شد. مطالعه سال 1985 نشان داد که کمترین مقادیر اوزون که در اواسط اکتبر مشاهده می شود در میان سالهای 1975 تا 1984 در حدود 40 درصد کاهش یافته است. آماری که نشان دهنده یک حفره واقعی نبود اما در هر حال نگران کننده به شمار می رفت.شکلین می گوید: "تا آنجایی که به یاد دارم هیچ لحظه افتخار آمیز اکتشافی در این مطالعه وجود نداشت و بیشتر ترکیبی از کنار هم قرار گرفتن قطعات اطلاعاتی بود تا اکتشاف." اطلاعات با استفاده از تجهیزات بسیار ساده ای که برای کنترل میزان طول موجهای مختلف ماورا بنفش آسمان را تحت نظر می گرفت، جمع آوری شدند.این مطالعه باعث آشفتگی و نگرانی شدید شد و حتی برخی از دانشمندان آمریکایی که با استفاده از ماهواره های پیچیده در حال کنترل لایه اوزون بودند آن را باور نکردند. تحلیلهای ابتدایی آنها هیچ نوع کاهشی را در گاز موجود در لایه اوزون نشان نمی داد، اما بررسی دوباره اطلاعات به دست آمده از ماهواره ها، نظریه دانشمندان انگلیسی را تایید کرد. شنکلین معتقد است دانشمندان آمریکایی در دریایی از اطلاعات به دست آمده از ماهواره ها غرق شده بودند و از این رو نتوانستند این بحران را ردیابی کنند.بر اساس گزارش ایندیپندنت، 20 سال پس از پروتوکل مونترآل، اکنون می توان نشانه هایی را از احیای حفره لایه اوزون مشاهده کرد، بحرانی که برای بازسازی کامل به چندین دهه دیگر زمان و توجه نیاز خواهد بود.

منبع: خبرگزاری مهر - GSI.IR

نویسنده : علی : ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

خلیج فارس یک آزمایشگاه زیست محیطى طبیعى است

خلیج فارس یک آزمایشگاه زیست محیطى طبیعى است

 

حمید علیزاده در آستانه روز ملى خلیج فارس، در خصوص پدیده زیست محیطى گرم شدن زمین و محیط هاى آبى گفت: خلیج فارس در نزدیک حاره واقع شده و عمق کمى دارد. وى با اشاره به اینکه از این رو آبزیان موجود در آن در شرایط سخت زندگى مى کنند اظهار داشت: در صورت تغییر اقلیم اتفاقى که ممکن است در‌آینده در محیط هاى آبى تجربه کنیم هم اکنون در خلیج فارس مشاهده مى شود از این رو یک آزمایشگاه زیست محیطى بسیار با ارزش است. علیزاده در خصوص اهمیت و ارزش اقتصادى خلیج فارس نیز گفت: استقرار صنایع پتروشیمی‏ ایران در سواحل خلیج فارس و استفاده از سواحل براى توسعه صنعتى و گسترش صنایع پتروشیمى بیش از پیش اهمیت این بخش را مشخص مى کند. وى افزود: در خلیج فارس صنایع پتروشیمى ، نفتى ، انتقال ، اکتشاف و بهره بهردارى نفت و گاز صورت مى گیرد و بخش عمده ترابرى کالا و آبزیان مصرفى کشور نیز از محیط هاى دریایى پیرامون آن انجام مى شود. معاون پژوهشى موسسه ملى اقیانوس شناسى با تاکید بر لزوم شناخت روش‏هاى حفاظت از سواحل اظهارداشت: در ‏این راستا، لزوم انتقال و آموزش دانش حفاظت از محیط‏ هاى آبى ، مهم و حیاتى است. علیزاده با اشاره به برگزارى دوره هاى آموزشى کوتاه مدت از سوى موسسه ملى اقیانوس شناسى گفت: آموزش دانش دریایى بین متخصصان و تصمیم سازان توسعه دریایى یکى از برنامه‏هاى راهبردى این موسسه است. وى به برگزارى دوره‏هاى آموزشى کوتاه مدت به عنوان یکى از وظایف جارى این موسسه اشاره کرد و اظهار داشت: ‏این موسسه سالانه بیش از 15 دوره آموزشى را با موضوعات مختلف در دفتر مرکزى تهران و یا در ‏ایستگاه هاى پژوهشى نوشهر، بوشهر و چابهار برگزار می‏کند. علیزاده که استادى دوره آموزشى حفاظت از سواحل خلیج فارس را در کارنامه خود دارد، گفت: کارگاه آموزشى حفاظت از سواحل خلیج فارس، به منظور آگاهى کارشناسان شرکت ملى صنایع پتروشیمى ‏ایران در ‏ایستگاه پژوهشى اقیانوس ‏شناسى موسسه ملى اقیانوس شناسى در شهرستان چابهار برگزار شد. وى با بیان اینکه این کارگاه به منظور آشنایى کارشناسان شرکت ملى صنایع پتروشیمى ‏ایران برگزار شد افزود: در واقع اقیانوس‏شناسى علمى است که داراى شاخه هاى متعدد و پیچیده است ازاین رو برگزارى چنین دوره هاى آموزشى با هدف آشنایى بیشتر کارشناسان با این مقوله الزامى است. معاون پژوهشى موسسه ملى اقیانوس‏شناسى، با بیان اینکه آب‏ها و اقیانوس‏ها براى کره زمین حیاتى است، اظهار داشت: بحث وجود و عدم وجود آب و اقیانوس‏ها در زمین و کرات دیگر، از جمله موضوعات مورد بررسى در حوزه اقیانوس‏شناسى است. علیزاده در پایان سخنان خود گفت: یکى از دستاوردهاى اصلى ‏این کارگاه آموزشى، شناساندن ویژگی‏هاى مختلف محیط دریایى خلیج فارس به متخصصانى است که وظیفه حفاظت از ‏این محیط را برعهده دارند. روز ملى خلیج فارس در تقویم رسمى کشور 10 اردیبهشت ماه است.

GSI

نویسنده : علی : ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

7 خطری که زمین را تهدید می کنند

7 خطری که زمین را تهدید می کنند

 

ناتوانی انسان و جوامع مدرن و پیشرفته انسانی در برابر بلایای طبیعی نکته ای تامل برانگیز است که در شرایط بحرانی می تواند منجر به خسارات باور نکردنی جانی یا مالی شود. در گزارشی به برخی از این شرایط که انسانها در برابر آن عملا ناتوانند اشاره شده است.پیش از اینکه آتشفشان "ایجافجالاجوکول" تصمیم به آتش بازی بگیرد تعدادی از افراد پیش بینی می کردند یک انفجار کوچک آتشفشانی قادر خواهد بود برای یک هفته تقریبا تمامی پروازها را در سرتاسر اروپا مختل کند. انسان بر این باور است در جامعه مدرن، پیچیده و قابل انعطاف زندگی می کند از این رو درماندگی سریع انسانها و جوامع در زمان آغاز فعالیت یک آتشفشان کمی غافلگیر کننده است.با این حال آتشفشانها تنها سلاحهای مغلوب کننده طبیعت به شمار نمی روند. در واقع سلسله ای از فجایع بالقوه وجود دارند که می توانند نتایج غیر قابل پیش بینی و ترسناکی در پی داشته باشند. در ادامه به برخی از این وقایع که نشریه تلگراف آنها را منتشر کرده است اشاره خواهد شد:

طوفانهای خورشیدی: هر چند روز یک بار تغییرات در میدان مغناطیسی خورشید طوفانهای عظیمی به وجود می آورد که به فورانهای توده ای خورشیدی یا CME شهرت دارند. به گفته محققان این فورانها بیلیونها تن از مواد و ذرات را با سرعتی برابر هشت میلیون کیلومتر بر ساعت به بیرون پرتاب می کنند و این شرایط اقلیمی معمولا برای زمینیان دردسر ساز می شود.در مارچ 1989 CME بزرگی نیمکره شمالی زمین را تحت تاثیر خود قرار داد و در حدود هزار و 500 گیگاوات الکتریسیته را (الکتریسیته ای 25 برابر میزان الکتریسیته شبکه ملی انرژی در آمریکا) به اتمسفر وارد کرد. در اثر این رویداد شبکه برق کانادا تخریب شد و برای 9 ساعت دسترسی حدود 6 میلیون نفر به الکتریسیته قطع شد.اطلاعات تاریخی نشان می دهند امکان اینکه انرژی چنین طوفانهایی 10 برابر بیشتر باشد نیز وجود دارد. به گفته جان کاپنمن از شرکت Metatech دورانهای طولانی مدت قطعی برق می تواند از ابعاد قاره ای به کل سیاره سرایت پیدا کند. به گفته وی در صورتی که یکی از این طوفانها به آمریکا یا شمال اروپا وارد شود، بازسازی و بازیافت انرژی الکتریسیته در این مناطق از ماه ها تا سالها به طول خواهد انجامید. همچنین احتمال اختلال بخشهای حیاتی از سازه های انسانی از قبیل سیستم آب آشامیدنی، نگهداری از مواد غذایی و داروهای فاسد شدنی، سیستم فاضلاب و سیستم حمل و نقل و ارتباطات برای چندین روز وجود دارد. برای مثال اختلال در مصرف دارو برای بیماران دیابتی می تواند تاثیرات خطرناک و کشنده ای در بر داشته باشد.در واقع این بخشهای گسترش یافته جهان با شبکه های پیچیده انرژی اند که بیشترین خسارتها را از چنین طوفانهای سهمگینی خواهند دید. در این میان احتمال از کار افتادگی ماهواره ها نیز وجود دارد که در این صورت هواپیماها و کشتی ها باید برای مسیر یابی از شیوه های قدیمی استفاده کرده و توانایی پیش بینی آب و هوایی انسانها تا حد قابل توجهی کاسته خواهد شد. تمایل بیشتر این طوفانها به سوی قطبهای زمین است به همین دلیل عرض جغرافیایی بالای 40 درجه در معرض خطر بیشتری قرار دارند. پیش بینی زمان وقوع این طوفانها بسیار مشکل است اما احتمال همزمان بودن آنها با دوران فعال بودن خورشیدی زیاد است که به گفته دانشمندان دوره جدید فعالیتهای خورشیدی به تازگی آغاز شده و زمین طی سالهای آینده شاهد طوفانهای بیشتری خواهد بود.

برخورد شهابسنگ: تقریبا هر هزار سال یکبار زمین مورد اصابت یک شهابسنگ نسبتا کوچک با عرض 50 متر یا بیشتر قرار می گیرد. در حالی که این اجرام به نسبت صخره چند کیلومتری که نسل دایناسورها را از روی زمین برداشت، سنگریزه به نظر می آیند اما همچنان می توانند حفره های بزرگی را بر روی زمین به وجود آورند. در 30 ژوئن 1908 شهابسنگی 30 متری با رودخانه تانگوسکا در سیبری برخورد کرد.  به گزارش مهر، انفجار ناشی از این برخورد برابر انفجار دو مگاتن TNT بوده و موج انفجار آن باعث مسطح شدن هزار و 36 کیلومتر مربع از جنگلهای آن منطقه و نابودی تعداد زیادی از جانداران جنگلها شد. در صورتی که چنین شهابسنگی با یکی از مناطق مسکونی و پرجمعیت زمین برخورد می کرد میزان خسارتهای به بار آمده بسیار گزاف و باور نکردنی می شد.خوشبختانه احتمال وقوع چنین رویدادهایی بسیار کوچک است زیرا بیشترین بخش زمین از آب پوشیده شده و یا جمعیت در آن متمرکز نیست. با این همه برخورد یک شهابسنگ با یک منطقه دور افتاده و خالی از سکنه نیز می تواند عواقبی در بر داشته باشد، برای مثال برخورد یک شهابسنگ در منطقه ای خالی در میان محدوده ای که تنشهای سیاسی در آن وجود دارد می تواند با حمله اتمی به اشتباه گرفته شده و منجر به مقابله به مثل شود.

واژگونی میدانهای مغناطیسی: هر از چند گاهی فعالیتها در اعماق هسته آهنی زمین منجر به واژگونی میدان مغناطیسی زمین می شود، به بیانی دیگر قطب جنوبی این میدان به قطب شمالی و قطب شمالی به جنوبی تبدیل می شود. آخرین واژگونی در این میدان در حدود 780 هزار سال پیش رخ داده و نشانه هایی وجود دارد که به زودی واژگونی دیگری نیز در راه است. به گفته "نیلز اولسن" شدت میدان مغناطیسی زمین طی 150 سال گذشته در حدود هشت درصد کاهش یافته است، این کاهش در برخی مناطق به 10 یا 20 درصد نیز رسیده است.وقوع این فرایند به چندین هزار سال زمان نیاز دارد و طی این مدت زمان لایه میدان مغناطیسی محافظتی که زمین را از طوفانهای خورشیدی محفوظ نگه می دارد نیز از بین خواهد رفت. حیات در زمین طی دوره پیشین واژگونی آسیب چندانی ندیده است و از این رو انتظار نمی رود واژگونی آینده نیز خطری جدی به شمار آید اما انتظار مشاهده تاثیرات جانبی از جمله انباشتگی نیروی الکتریسیته در اتمسفر زمین وجود دارد.

زمین لرزه: زمین لرزه، همانطور که در شیلی، هائیتی و چین مشاهده کردید می تواند مخرب و کشنده باشد. تاثیرات مخرب این پدیده معمولا در منطقه ای به وجود می آید که زمین لرزه رخ داده است اما زمزمه آن در تمامی جهان طنین انداز می شود. در مارچ سال 2010 تایوان مورد هجوم لرزه ای 6.4 درجه ای قرار گرفت. این رویداد خسارت جانی در بر نداشت اما میزان تخریب ساختمانها و پلها بسیار زیاد بوده و پارک علمی "تائینان" بزرگترین تولید کننده تراشه های حافظه رایانه ای و نمایشگرها و تلویزیونهای LCD برای چند روز تعطیل شد. خوشبختانه این تجارت به سرعت کار را از سر گرفت و هیچ کس متوجه کمبود محصولات آن در بازارها نشد اما شاید زلزله بعدی رفتار نرمی با انسانها نداشته باشد.

آتشفشانها: شاید آتش بازی هفته گذشته در ایسلند تنها پیش درآمدی بر رویدادی بود که در حال وقوع است. به گفته محققان افزایش میزان زمین لرزه و فعالیتهای آتشفشانی طی 10 سال گذشته نشان می دهند ایسلند وارد مرحله ای فعالتر شده است. دوره های فعالیتهای بالای آتشفشانی فجایع بزرگی مانند حادثه انفجار آتشفشان "لاکی" در سال 1783 را از خود به جا گذاشته است، در این حادثه بیش از نیمی از جانداران جزیره نابود شده و یک چهارم ساکنان این منطقه در اثر قحطی جان خود را از دست دادند. محققان معتقدند جوامع مدرن باید انطباق پذیری بیشتری با وقوع چنین انفجارهایی پیدا کنند اما خسارتهای اقتصادی و جانی این وقایع بسیار شدید خواهد بود. برای مثال احتمال غیر فعال شدن خطوط هوایی برای بیش از پنج ماه وجود خواهد داشت.فاز فعالیت ایسلند بر اساس تخمین دانشمندان در حدود 60 سال دیگر ادامه خواهد داشت و در سالهای 2030و 2040 به اوج خود خواهد رسید. به گزارش مهر، در این میان زمین لغزه نیز بحران دیگری است که محققان احتمال وقوع آن را در جزایر قناری پیش بینی کرده اند، در صورت وقوع چنین حادثه ای تسونامی عظیمی روی داده، تمامی کابلهای زیر دریا قطع شده و بخش شرقی سواحل آمریکا را سیل فراخواهد گرفت.

فورانهای متانی: آزادسازی ناگهانی توده هایی از گاز گلخانه ای متان از بستر اقیانوسها مشابه آنچه در گذشته رخ داده است می تواند باعث سرعت بخشیدن به گرمای جهانی شود.

تابشهای کیهانی: افزایش ناگهانی پرتوهای کیهانی که از منظومه خورشیدی ساطع می شوند می تواند منجر به آغاز عصر یخبندانی دیگر بر روی زمین شده و شاید زمینه انقراض حیات بر روی زمین به وجود آید. در چنین شرایطی فعالیتهای آتشفشانها چندان هم بد و آزار دهنده به نظر نمی آیند

منبع: خبرگزاری مهر - GSI

نویسنده : علی : ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

فوران آتشفشان ایسلند مى تواند باعث خنک شدن زمین شود

فوران آتشفشان ایسلند مى تواند باعث خنک شدن زمین شود

 

هربرت فورمایر هواشناس دانشگاه وین افزود: میزان بالاى ذرات غبار که از زیر یخچال طبیعى آتشفشان ایسلند خارج شده به لایه استراتوسفر زمین وارد شده و چندین سال آنجا خواهد ماند.استراتوسفر دومین لایه جو زمین است که در ارتفاع 12 کیلومترى زمین قرار دارد.این لایه خشک و حاوى میزان کمى بخار آب است؛ به همین دلیل باد و باران کمى در این لایه مشاهده مى شود و هرگونه ذره غبارى که به این لایه برسد مى تواند مدتها در آنجا باقى بماند.فورمایر مى گوید :"ذرات غبار آتشفشان ایسلند احتمالا یک، دو و حتى سه سال در این لایه باقى خواهند ماند."به گفته وى از آنجا که ذرات غبار مانع از رسیدن اشعه خورشید به زمین شود ، طى این مدت، مى تواند موجب خنک شدن جهانى زمین شود.فوران این آتشفشان و گسترش ابرهایى از خاکستر در آسمان کشورهاى اسکاندیناوى و اروپاى مرکزى موجب لغو پروازهاى هوایى در برخى از این مناطق شده است.

منبع: GSI

نویسنده : علی : ۱:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٤
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

کشف ارتباط بین زمستانهای سرد و لکه های خورشیدی

کشف ارتباط بین زمستانهای سرد و لکه های خورشیدی

 

یک استاد فیزیک محیط فضایی با بررسی تغییرات آب و هوایی انگلیس و شمال اروپا در مدت 300 سال گذشته توانست ارتباط بین زمستانهای سرد و لکه های خورشیدی را کشف کند.مایک لاک وود استاد فیزیک محیط فضایی دانشگاه ردینگ در انگلیس به این نتایج دست یافت.دمای هوا در مرکز انگلیس به طور منظم از 351 سال قبل ثبت شده است. با کمک این اطلاعات دانشمندان می توانند مطالعات آماری مفیدی درخصوص تغییرات آب و هوایی به دست آورند. این اطلاعات هواشناسی می توانند دوره "کمینه مائوندر" را هم در بر گیرند.کمینه مائوندر به دوره بین 1645 تا 1715 گفته می شود که در آن فعالیت خورشیدی به حداقل میزان خود رسید. در این دوره در انگلیس و بسیاری از بخشهای قاره اروپا زمستانهای بسیار سرد و طولانی را پشت سر گذاشتند به طوری که از آن به عنوان "عصر یخبندان کوچک" یاد می شود.این دانشمند تاکید کرد که فعالیت خورشیدی برای یک دوره 300 ساله افزایش می یابد و در100 بعد از آن، این فعالیت رو به کاهش می رود. این بدان معنی است که حداکثر فعالیت خورشیدی در 1985 رخ داد و در حال حاضر در فاز نزول به سمت موقعیت مشابه "کمینه مائوندر" پیش می رود.براساس گزارش تلگراف، در این مکانیزم، فعالیت خورشیدی بر روی آب و هوا اثر گذاشته و به این ترتیب پرتوهای فرابنفش بر روی تشکیل بادهای شدید در لایه استراتسفر زمین تاثیر می گذارند. این پدیده موجب می شود که در بخشهای شرقی اروپا یخبندان شود در حالی که بادهای گرمتر از مناطق غربی می وزند

منبع: خبرگزاری مهر - GSI

نویسنده : علی : ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٤
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

عامل اصلى عصر یخبندان عظیم کشف شد

عامل اصلى عصر یخبندان عظیم کشف شد

 

 

دانشمندان در یک پژوهش جدید موفق شده‌اند فاکتور کلیدى را که موجب سرد شدن سریع جهان در حدود 13 هزار سال پیش در دوره‌اى موسوم به یخبندان بزرگ شده بود، شناسایى کنند. تیم پژوهشى شامل دکتر مارک بیتمن از دپارتمان ژئوگرافى در دانشگاه شیفلد یک مسیر سیلاب عظیم را در آمریکاى شمالى شناسایى کرده‌اند که آب‌هاى حاصل از ذوب شدن یک ورقه عظیم یخى را به درون اقیانوس‌ها هدایت مى‌کرده و به عصر یخبندان بزرگ به طور ناگهانى خاتمه داده است. محققان دریافته‌اند که این جریان سیلاب عظیم باعث شده که مقدار بسیار زیادى آب شیرین با آب شور اقیانوس منجمد شمالى ترکیب شود. در نتیجه به دلیل سرماى این منطقه یخ‌هاى بیشترى شکل گرفته به سمت آتلانتیک شمالى جریان یافته و باعث شده که ادامه جریان Gulf Stream به سمت شمال متوقف شود. وقتى گرماى حاصل از جریان Gulf Stream به آتلانتیک نرسد دماى هوا در منطقه اروپا از آنچه که امروزه هست به دماهاى یخبندان و انجماد با متوسط دماهاى زمستانى منهاى 25 درجه سانتى گراد مى‌رسد. این پدیده سرد کننده تحت عنوان Younger Dryas یا یخبندان بزرگ شناخته شده است که شرایط سرد آن حدود 1400 سال طول مى کشیده است.

منبع: GSI

نویسنده : علی : ٢:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۳٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

کشف منابع آب در زمین با استفاده از فناورى مریخى

 

کشف منابع آب در زمین با استفاده از فناورى مریخى

 

بنا بر ادعاى دانشمندان ناسا این کار مى تواند از درگیرى و جنگ بر سرآب جلوگیرى کند.به گزارش تایم او ایندیا؛ این فناورى ناسا که "مارسیس" نام دارد، شامل یک رادار عمق سنج با یک آنتن 40 مترى است.در سال 2007 این کاوشگر کشف کرد که در زیر بیابانى که سطح مریخ را پوشانده آن قدر آب منجمد وجود دارد که مى تواند این سیاره سرخ را در خود فرو برد.این کاوشگر توانست امواج رادیویى را به عمق 7/3 کیلومترى زیر سطح مریخ گسیل کند.به گفته متخصصان ناسا، از همین فناورى مى توان براى یافتن آب هاى مخفى در بیابانهاى خاورمیانه و شمال آفریقا بهره برد.این فناورى مى تواند آب را در عمق بیش از هشتصد مترى زیر سطح بیابانهایى که بخش عمده اى از خاورمیانه و شمال آفریقا را شامل مى شود، کشف کند

منبع:  ایرنا - GSI

نویسنده : علی : ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۳٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

برای مقابله با گرمایش جهانی باید زمین را دست‌کاری کرد

برای مقابله با گرمایش جهانی باید زمین را دست‌کاری کرد

 

تا همین چند سال پیش، پیشنهادهایی مانند نصب سایبان‌های وسیع و جذب دی‌اکسیدکربن از جو برای خنک کردن زمین به نظر خیالی می‌رسید، اما امروز حتی سیاستمداران هم به چنین ایده‌هایی توجه می‌کنند.

 

فاطمه محمدی‌نژاد: تا همین چند سال پیش، پیشنهادهایی مانند نصب سایبان‌های وسیع و جذب دی‌اکسیدکربن از جو برای خنک کردن زمین به نظر خیالی می‌رسید، اما اکنون سیاستمداران کشورهای آمریکا و انگلیس چنین ایده‌هایی را نیز مد نظر قرار می‌دهند. در نشستی متشکل از دانشمندان و خبرگان سیاسی که هفته گذشته در آسیلومار کالیفرنیا برگزار شد، مذاکرات جزئی در رابطه با اینکه چه کسی عملیات نجات سیاره را بر عهده خواهد گرفت، انجام شد.

به گزارش نیوساینتیست، در این نشست توافق نظر بر این بود که کاهش شدید انتشار گازهای گلخانه‌ای بهترین روش برای محدود کردن خشک‌سالی‌های فاجعه‌بار و افزایش سطح دریاها ناشی از گرمایش زمین خواهد بود. اما شکست اجلاس کپنهاگ دانمارک در آذر 2009 / 1388 و انتشار بی‌رحمانه گاز CO2 در جهان، بسیاری را بر آن داشته است تا به راه‌حل‌های مهندسی جغرافیایی روی آورند.

برای مقابله با گرمایش جهانی باید زمین را دست‌کاری کرد.
درختان مصنوعی
برای مقابله با گرمایش جهانی باید زمین را دست‌کاری کرد..برخی در مقابل نظریه تولید درختان مصنوعی که دی‌اکسیدکربن را مستقیما از اتمسفر می‌مکند، به مخالفت پرداختند. اما از طرفی نیز در مورد نظریات جنجالی‌تری چون بازگرداندن انرژی به فضا، سیاست‌گذاران به دانشمندان هشدار دادند که این امر می‌تواند واکنش شدید عمومی را در پی داشته باشد.

اولیور وینگنتر از موسسه معدن و فناوری در نیومکزیکو، جزئیات برنامه‌ای را برای تغییر مسیر بادهای غربی تشریح کرد. تصور می‌شود تغییرات دما و فشار در اقیانوس جنوبی طی 50 سال گذشته باعث تغییر جهت 3 تا 4 درجه‌ای بادهای غربی به سمت جنوب شده است. این تغییرات باعث می‌شود جریان‌های اقیانوسی که آب گرم و شور را به سطح می‌آورند، تقویت شده و در نتیجه یخ‌های قطب جنوب ذوب شوند.

وینگنتر پیشنهاد می‌کند تا اقیانوس را با ذرات آهن بذرپاشی کرده و شرایط رشد بیشتر و سریع‌تر فیتوپلانکتون‌ها را فراهم آورند. پلانکتون‌ها ماده‌ای شیمیایی با نام دیمتیل سولفید را به جو می‌فرستند که باعث شکل‌گیری قطرات ریز ابر می‌شود. قطرات بیشتر به معنای ابرهای سفیدتری است که انرژی بیشتری را از زمین دور نگاه می‌دارند. طبق محاسبات وینگنتر این عمل می‌تواند دمای منطقه را به میزان 0.5 درجه سانتی‌گراد کاهش دهد که این امر نیز موجب بازگشت بادهای غربی به موقعیت اصلی خود را فراهم می‌کند.

تاثیرات جانبی
برای مقابله با گرمایش جهانی باید زمین را دست‌کاری کرد...با این حال هنوز اطلاعی در مورد تاثیرات جانبی در دست نیست. خنک کردن منطقه‌ای کوچک به میزان 0.5 درجه می‌تواند تغییراتی اساسی در الگوهای بارش ایجاد کند. تاثیر رشد و نمو پلانکتون‌ها بر زندگی اقیانوسی نیز ناشناخته است. مدل‌های رایانه‌ای تا حدودی می‌توانند این خلاءها را پر کنند و وینگنتر حداقل ده سال مطالعه کامپیوتری را پیش از آغاز چنین عملیاتی پیش‌بینی می‌کند. روش‌های دیگر ممکن است سریع‌تر از مرحله آزمایش عبور کنند، اما این سوال مطرح است که آیا باید اجازه چنین آزمایش‌هایی داده شود یا خیر.

مدل‌سازی‌ها تاکنون نشان داده‌اند که ابرهای استراتوسفری متشکل از سولفات به سرعت می‌توانند سیاره را خنک کنند. دیوید کیت از دانشگاه کالگاری کانادا در مقاله‌ای که به نیچر ارسال کرده،‌ پیشنهادی را در مورد پاشیدن یک تن ذرات سولفات از هواپیمای ناسا از ارتفاع 20 کیلومتری مطرح کرده است. این نتایج ممکن است به محققان برای بازسازی مدل‌هایشان کمک کند و تعداد ذرات پخش شده مسلما بسیار کمتر از میزان لازم برای خنک کردن محسوس خواهد بود.

راه‌حل نمکی
برای مقابله با گرمایش جهانی باید زمین را دست‌کاری کرد....سیلور لاینینگ، یک شرکت غیرانتفاعی که توسط کلی وانسر در سن‌فرانسیسکوی کالیفرنیا تاسیس شد، گروهی از 35 دانشمند را در اختیار دارد که بر روی یک روش خنک کننده کار می‌کنند. در این روش ناوگان کوچکی از قایق‌ها ذرات نمک دریایی را به جو شلیک می‌کنند که این امر باعث سفید شدن ابرها می‌شود.

این گروه به دنبال سرمایه برای انجام تحقیقات ناوبری شامل 10 کشتی و ده‌هزار کیلومتر مربع از اقیانوس است. کلی وانسر معتقد است این عملیات می‌تواند در 3 یا 4 سال انجام شود. در این تحقیقات از ذرات زیادی برای ایجاد سردی قابل ملاحظه استفاده نخواهد شد. بسیاری از دانشمندان آب‌وهوا در آسیلومار معتقدند جریان‌های معمول اقیانوسی که دیگر آزمایش‌های اقیانوس‌شناسی را نیز کنترل می‌کند، ممکن است باعث بروز خطاهایی در این پروژه شود.

وانسر اعلام کرد جریان‌های اضافی ممکن است تاخیرات خطرناکی را ایجاد کند، بطوری که دولت‌ها مدتی بعد مجبور به استفاده از فناوری‌هایی شوند که پیش از این به‌درستی آزمایش نشده است. آن‌ها نسبت به یک واکنش عمومی هشدار دادند مگر این‌که مهندسین جغرافیایی پیش از انجام چنین تحقیقاتی با عموم صحبت کنند. شوبیتا پارتاساراتی از دانشگاه میشیگان گفت:« هدف، توسعه این فرایند است. مسیر از قبل مشخص شده است.»

چشم‌انداز جهانی
برای مقابله با گرمایش جهانی باید زمین را دست‌کاری کرد.....اگر آزمایش‌ها تا مقیاسی بزرگ‌تر پیش روند، مشکل دوم به‌وجود خواهد آمد. کدام ملت باید در مورد امنیت یک طرح و اجرای آن نظر دهد؟ بسیاری بر این عقیده هستند که برخی از راه‌حل‌ها تاثیر جهانی دارند و تنها پس از مذاکرات جهانی امکان اجرای آن‌ها مثلا توسط سازمان ملل وجود دارد. این مذاکرات باید شامل برنامه‌هایی برای جبران خسارت افرادی باشد که محل زندگیشان احتمالا به علت تاثیرات جانبی تخریب خواهد شد. اما برخی معتقدند که مذاکرات جهانی غیرممکن خواهد بود.

ریچارد بندیکت، رئیس شورای ملی علم و محیط آمریکا و مذاکره‌کننده سابق دولت آمریکا، اسنادی را جمع‌آوری کرده و در آن اعلام کرده است که کنترل اصلی تحقیقات مهندسی جغرافیایی باید بوسیله گروهی متشکل از 14 کشور شامل آمریکا، چندین کشور اروپایی، هند و چین انجام گیرد. این پیشنهاد توجه بسیاری را به خود جلب کرد، اما حداقل یک نفر نارضایتی خود را ابراز داشت. پابلو سوارز که در دانشگاه بوستون در رابطه با آب‌وهوا و فجایع بشری مطالعه می‌کند، گفت:« من نمی‌توانم تصور کنم که چند کشور برای همه تصمیم‌گیری کنند. شرکت دادن همه در این کار مشکل است اما این توجیهی برای انجام ندادن این کار نیست.»

پارتاساراتی هشدار داد، نبود مشاوره ممکن است مخالفت‌هایی را در رابطه با مهندسی جغرافیایی برانگیزد، درست همانند مخالفت‌هایی که در مورد استفاده از محصولات اصلاح‌شده ژنتیکی صورت گرفت. به نظر می‌رسد از هم‌اکنون این اعتراض‌ها آغاز شده است. در حالی که نمایندگان در حال مذاکره در آسیلومار بودند، یگانی از 70 گروه محیطی، بهداشتی و اجتماعی با انتشار نامه‌ای سرگشاده به این نشست حمله کردند. در این نامه نوشته شده است: «چنین مذاکراتی نمی‌تواند بدون حضور تمامی اعضای سازمان ملل انجام گیرد. تصمیم‌گیری برای تحقیقات مهندسی جغرافیایی و آزمایش آن در غیاب این گروه نابجا و غیرمسئولانه است.» 

منبع: خبر آنلاین

نویسنده : علی : ٤:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/٢٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

دیوار صوتی

 دیوار صوتی

 

در اعصار آغازین دوران هوانوردی ابتدایی، هواپیما ها بیشتر با سرعت های بسیار پایین نسبت به هواپیما های امروزی پرواز می کردند که حتی به بیشتر از ۳۰۰ کیلومتر در ساعت نمی رسید؛ در حالی که چنین سرعتی، سرعت مطلوب برای تیک آف یا برخاست یک هواپیمای جنگنده امروزی است و رسیدن به چنین سرعتی، ابداً مستلزم تلاش بسیار و فشار آوردن بیش از حد به موتور نمی باشد.

 

 

اما رفته رفته، سرعت هواپیما ها حتی با موتورهای پیستونی به گاه بالای ۶۵۰ کیلومتر بر ساعت رسیده و از آن زمان بود که دانشمندان علوم آیرودینامیک دریافتند که با افزایش سرعت، به تدریج میزان پسا افزایش پیدا کرده و در سرعت معینی، دیگر هواپیما قادر به سرعت گرفتن نبوده، گاه نیز استال می شوند.

در آن زمان، علت این موضوع بدین گونه بیان شد که با افزایش سرعت، به تدریج سرعت گردش انتها یا نوک پره های پروانه ی موتور، به سرعت صوت نزدیک شده و سرانجام در حداکثر سرعت یک هواپیمای پیستونی که حدود ۹۵۰ کیلومتر می باشد، سرعت انتهای پره ها از سرعت صوت گذشته و پسا یا درگ بسیاری ایجاد می شود که خود مانع سرعت گرفتن بیشتر هواپیماست.

در چنین سرعت هایی، پروانه موتور هواپیماهای پیستونی، نه تنها تراست یا نیروی کشش تولید نمی کند، بلکه در اثر سرعت بسیار زیاد، تبدیل به یک دیسک یا دایره توپر چرخنده می شود که جز ایجاد درگ و پسا، کار دیگری انجام نمی دهد.

آیرودینامیست های آن زمان این حد را یک محدوده سرعت یا همان دیوار صوتی در نظر گرفته و بسیاری از آنان نیز بر این عقیده بودند که گذشتن از دیوار صوتی و پشت سر گذاشتن آن، کاریست غیر ممکن؛ اما با ورود به عصر جت و پیشرفت علم آیرودینامیک، همه ما شاهد هستیم که این کار برای جنگنده های امروزی کاری بس سهل و آسان است.

حال، پس بررسی تاریخچه آن، بهتر است به اصل موضوع بپردازیم و نخست، ببینیم که خصوصیات صوت و دیوار صوتی چیست و چرا گذر از آن نیازمند قدرت و کشش و توانایی زیادی است.

صوت، در شرایط عادی (دما، فشار و … معمولی) در سطح دریا دارای سرعتی معادل ۳۳۲ متر بر ثانیه یا ۱,۱۹۵ کیلومتر بر ساعت می باشد که این سرعت، با افزایش ارتفاع و کاهش فشار و تراکم هوا، کاهش یافته و در ارتفاعات بالاتر، صوت فواصل را با سرعت کمتری می پیماید.

این مسئله بدین صورت است که صوت همانطور که می دانیم، از طریق ضربات ملکول های هوا به یکدیگر و انتقال انرژی آن ها فضا را طی می کند و هرچه تعداد مولکول ها در یک حجم معین بیشتر باشند، انتقال انرژی زودتر صورت پذیرفته و صوت با سرعت بیشتری انتقال می یابد؛ چنانکه سرعت صوت در مایعات بیشتر از هوا و در جامدات بسیار بیشتر از مایعات و هوا و معادل ۶۰۰۰ کیلومتر بر ساعت است. پس در نتیجه افزایش ارتفاع، تعداد ملکول ها در یک حجم معین کاهش یافته و صوت با سرعت کمتری فضا را می پیماید.

دیوار صوتی، شیئی فیزیکی و قابل روئیت نیست؛ بلکه، به دلیل اینکه گذشتن از سرعت صوت نیازمند توان بسیار بالای موتور و آیرودینامیک بسیار خوب می باشد، این حد را یک مانع برای رسیدن به سرعت های بالاتر دانسته و از آن به نام دیوار صوتی یاد می کنند.

عدد ماخ، در حقیقت همان نسبت سرعت شی پرنده یا همان هواپیما به سرعت صوت محیط است که به احترام دانشمندی آلمانی که برای اولین بار چنین مقیاسی را در نظر گرفت، آن را «ماخ» نام نهادند. پس عدد ماخ، کمیتی متغیر است و بسته به خصوصیات هوا مانند دما و فشار، تغییر کرده و کاهش یا افزایش می یابد.

اما حال که با عدد ماخ آشنا شدیم، به مهمترین و اصلی ترین عامل ایجاد دیوار صوتی یعنی همان «امواج ضربه ای یا Shockwaves» پرداخته و دلیل ایجاد درگ و پسای زیاد را در سرعت های نزدیک سرعت صوت، بررسی خواهیم کرد.

امواج ضربه ای یا شاک ویو ها، در حقیقت همان عامل اصلی ایجاد دیوار صوتی هستند. امواج ضربه ای، تغییری ناگهانی در فشار و دمای یک لایه از هواست که می تواند به لایه های دیگر منتقل شده و به صورت یک موج فضا را بپیماید.

برای درک بهتر مطلب، وقتی که سنگی در آب انداخته می شود، موج های در آب به وجود می آیند که به سمت خارج در حال حرکتند. این امواج، نتیجه افزایش سرعت یا اعمال نیرو به لایه ای از ملکول های آب است که قادر به انتقال به لایه های دیگر نیز می باشد، و امواج ضربه ای نیز، همان امواج درون آب هستند، با این تفاوت که آن ها در سیالی دیگر به جای آب به نام هوا، تشکیل می شوند.

در سرعت های نزدیک سرعت صوت، فرضیه غیر قابل تراکم بودن هوا رد شده و ضریب تراکم هوا به ۱۶% در می رسد، که مقداری غیر قابل چشم پوشی است. در این سرعت ها هوای جلوی بال یا لبه حمله به شدت متراکم گشته و دما و فشار آن به طرز قابل توجهی افزایش می یابد، همین مسئله، یکی از عوامل ایجاد امواج ضربه ای است. هواپیما با حرکت خود در هوا، نظم فشار هوای محیط را بر هم می زند و همانند قایقی که در آب در حال حرکت است، امواجی از آن ساطع شده و به دلیل اینکه این امواج با سرعت صوت حرکت می کنند و هواپیما زیر سرعت صوت در حال سیر است، از آن دور می شوند. اما کم کم، با نزدیک شدن به سرعت های ترانسونیک و حدود سرعت صوت، این امواج فرصت دور شدن از هواپیما را نداشته و در جلوی بال متراکم می شوند. در مناطقی از بدنه هواپیما که سطوح ناموزونی نسبت به جهت حرکت هواپیما دارد، سرعت گذر هوا افزایش یافته و بر اساس اصل برنولی، با افزایش سرعت سیال، فشار آن کاهش می یابد.

در چنین سرعت هایی، هوای اطراف این سطوح به سرعت صوت می رسد، گرچه هواپیما هنوز به سرعت صوت نرسیده باشد. در نتیجه رسیدن بعضی سطوح به سرعت صوت، امواج ضربه ای تولید شده و درگ یا پسای فراوانی را قبل از رسیدن به سرعت صوت تولید می کنند، که همین مسئله گذر از دیوار صوتی را مشکل می نماید.

به سرعتی که در آن حداقل یکی از سطوح هواپیما به سرعت صوت رسیده باشد،( گرچه این پدیده در مورد خود هواپیما صادق نباشد)، عدد ماخ بحرانی یا Critical Mach Number می گویند.

عدد ماخ بحرانی را می توان به سرعتی که نمودار پسا در مقابل سرعت سیر صعودی می گیرد، نیز تعریف نمود. در این سرعت، فرامین هواپیما کم کم شروع به درست جواب ندادن کرده و حالتی شبیه به کوبیدن بر روی بال توسط امواج ضربه ای به وجود می آید که با گذر از دیوار صوتی، فرامین هواپیما به حالت طبیعی خود باز می گردند.

بنابراین، در سرعتی که هواپیما به عدد ماخ بحرانی خویش می رسد، پسا به دلیل ایجاد امواج ضربه ای به طور قابل توجهی افزایش می یابد، پس، باید تلاش بر آن باشد تا عدد ماخ بحرانی هر چه بیشتر با بهبود ویژگی های آیرودینامیکی افزایش یابد، چون اگر این اتفاق در سرعت های پایین تر رخ دهد، هواپیما نیز باید از سرعت پایین تری جدال با افزایش پسا را شروع کند.

حال ببینیم که چرا با تولید امواج ضربه ای، پسا افزایش می یابد.

قانونی در مبحث دیوار صوتی بیان می کند که هر جریان هوایی که از یک موج ضربه ای بگذرد، موج ضربه ای انرژی کنتیکی یا جنشی سرعتی آن را گرفته و در خور تبدیل به گرما و افزایش فشار می کند، در نیتجه سرعت جریان هوای گذرنده از موج ضربه ای به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. با کاهش سرعت جریان هوا در جلوی بال ها در سرعت های نزدیک سرعت صوت، تلاش پیشرانه یا موتورهای هواپیما باید چند برابر شود تا اثر کاهش سرعت در اثر موج ضربه ای را خنثی نماید. در صورتی که عدد ماخ بحرانی هواپیمایی پایین باشد، در سرعت های پایین باید نیروی رانشی هواپیما چند برابر شود که مصرف سوخت فوق العاده ای را برای گذر از دیوار صوتی به دنبال خواهد داشت؛ اما، در صورت بالا بودن عدد ماخ بحرانی، هواپیما فقط مدت کوتاهی نیازمند قدرت و کشش بسیار زیاد برای شکستن دیوار صوتی می باشد.

با اعمال نیروی فراوان رانشی، سرانجام هواپیما بر مشکل پسای زیاد فائق آمده و از دیوار صوتی می گذرد. در نتیجه این عمل، امواج تولید شده توسط هواپیما از آن جا مانده و پشت سر هواپیما حرکت می کنند. در این حالت، وضعیت به حالت عادی بازگشته و پسای ایجاد شده به وضعیت نرمال باز می گردد. بعضی از هواپیما ها از تمام نیروی پس سوزشان یا ۱۰۰% قدرت موتور برای گذر از دیوار صوتی و یا سرعت ۱,۱۹۵ کیلومتر بر ساعت استفاده می کنند، در حالی که در سرعت های بسیار بالاتر، تنها از ۳۰% قدرت موتور برای رانش به جلو بهره می جویند. با دقت در این مثال، می توان به خوبی افزایش درگ و پسا و قدرت فروان لازم برای غلبه بر آن در سرعت های نزدیک به سرعت صوت را درک و تجزیه و تحلیل نمود.

امواج ضربه ای توسط هواپیما در سرعت صوت، بسیار قدرتمند می باشند، چنانکه در صورت پرواز هواپیما نزدیک به زمین و گذر آن از دیوار صوتی، امواج ضربه ای با منتهای قدرت به اجسام زمینی مانند شیشه های منازل و ساختمانها برخورد نموده و باعث شکستن آن ها می شود، یا حتی اگر شخصی در معرض امواج ضربه ای به طور مستقیم قرار گیرد، احتمال از دست دادن شنوایی و پاره شدن پرده گوش بسیار است. از امواج ضربه ای، در بمب ها و تسلیحات دیگر نیز استفاده می شود.

بمب ها با یک افزایش دما و فشار ناگهانی در لایه هایی از هوا، امواج ضربه ای به وجود آورده که از طریق هوا انتقال یافته و باعث شکستن شیشه ها و تخریب دیوار ها نیز می شود. اگر شخصی در فاصله ای نسبتاً نزدیک در فضایی تهی از هوا و خلاء، حتی نزدیک یک بمب ده تنی ایستاده باشد، بر فرض منفجر کردن بمب، آسیبی به وی نخواهد رسید، چون هوایی برای انتقال امواج ضربه ای وجود ندارد.

به دلیل تولید امواج ضربه ای در سرعت های حدود سرعت صوت، خلبانان سعی می کنند فقط مدت کوتاهی در چنین سرعت هایی ترانسونیک پرواز کرده و به زودی از دیوار صوتی گذر کنند، چون پرواز در این سرعت ها نیروی بسیار زیاد موتور در نیتجه افزایش فوق العاده میزان مصرف سوخت را در پی دارد.

اما حال ببینیم صدایی انفجار مانند که در هنگام شکستن دیوار صوتی تولید می شود نتیجه چیست. امواج حاصله از حرکت هواپیما یا صدای تولید شده در اثر حرکت، هر بار در سرعت های زیر سرعت صوت از هواپیما دور شده و به گوش شنونده می رسد. اما با رسیدن هواپیما به سرعت صوت، این صداها دیگر فرصت دور شدن از هواپیما را نداشته و کلاً در جلوی هواپیما جمع می شوند.

با گذر از سرعت صوت، صدایی چند ده برابر شده از حرکت هواپیما با هم به گوش شنونده می رسد که مانند یک انفجار شدید یا صدای رعد و برقی بسیار قدرتمند می باشد. شاید در تصاویر هواپیماهای در حال گذر از دیوار صوتی، هاله ای سفید رنگ را در اطراف هواپیما مشاهده کرده باشید. در هنگام گذر از دیوار صوتی، اگر هواپیما نزدیک به زمین و در محیطی مرطوب با درصد بخار آب زیاد باشد، بخار آب هوا در اثر امواج ضربه ای فشرده شده و ابر سفیدی را برای چند ثانیه پدید می آورند که همان هاله سفید رنگ قابل روئیت در تصاویر است. اما از امواج ضربه ای در موتورهای جت نیز استفاده می شود. بدین گونه که، هوا ورودی در موتورهای جت، حتی اگر هواپیما با سرعت های بالای صوت پروزا نماید، باید زیر سرعت صوت باشد تا قابلیت احتراق را در موتور داشته باشد.

بنابراین، اکثراً در ورودی موتورهای هواپیماهای جنگنده مخروطی را به شکل کامل یا نصف مانند هواپیماهای میگ ۲۱ یا اف ۱۰۴ ستارفایتر می بینیم، که فلسفه ایجاد این مخروط تولید عمدی امواج ضربه ای است.

در صورت تولید امواج ضربه ای، هوای عبوری از میان آن با سرعت کاهش یافته یا زیر صوت وارد موتور می شود و فرآیند احتراق به طور کامل انجام می پذیرد. برای انجام پرواز های مافوق صوت، اغلب هواپیماهای جنگنده از مقطع بال های ویژه ای که عدد ماخ بحرانی را به حداکثر می رسانند، استفاده می نمایند و مقطع بال ها معمولاً بسیار نازک و متقارن می باشد. به عقب برگشتگی بال های هواپیماهای مدرن نیز در نتیجه تلاش برای افزایش عدد ماخ بحرانی بوده چرا که آزمایش های تونل باد نشان داده که با به عقب برگشتگی بال ها به میزان چند درجه عدد ماخ بحرانی به میزان قابل توجهی افزایش می یابد، تا جایی که هواپیماهای مسافربری سریع السیر مانند بوئینگ ۷۴۷ که در حدود سرعت صوت یا حدود ۹۸۰ کیلومتر بر ساعت پرواز می کنند، نیز به بال هایی به عقب برگشته مجهزند. در برخی از هواپیماها، مانند هواپیمای اف ۱۴ تامکت، از سیستم بال های متغیر استفاده شده که در این سیستم، در سرعت های پایین که از عدد ماخ بحرانی خبری نیست بال ها گسترده می شوند و برای فراوانی تولید می کنند، ولی رفته رفته با نزدیک شدن به سرعت صوت، کامپیوتر موجود در این سیستم خود زاویه لازم برای افزایش عدد ماخ بحرانی را محاسبه کرده و بال را متناسب با زوایه آن تغییر داده و به عقب بر می گرداند. این سیستم به دلیل هزینه های بالا و سنگینی بیش از حد آن، دارای استفاده محدودی می باشد. هواپیماها کلاً از نظر سرعت نسبت به سرعت صوت به چند دسته زیر تقسیم می شوند:

▪ هواپیماهای زیر سرعت صوت یا مادون صوت با محدوده سرعت ۳۵۰ تا ۹۵۰ کیلومتر بر ساعت، Subsonic

▪ هواپیماهای حدود سرعت صوت با محدوده سرعت ۹۵۰ تا ۱۲۰۰ کیلومتر بر ساعت، Transonic

▪ هواپیماهای سرعت صوت با محدوده سرعت دقیقاً سرعت صوت نسبت به محیط، Sonic

▪ هواپیماهای بالای سرعت صوت یا مافوق سرعت صوت با محدوده سرعت ۱ ماخ تا ۵ ماخ، Supersonic

▪ هواپیماهای با سرعت بسیار بیشتر از سرعت صوت با محدوده سرعت ۵ ماخ و بالاتر، Hypersonic

لازم به ذکر است، اولین بار، خلبانی آزمایشی آمریکایی به نام چاک ییگر، با انجام اصلاحاتی بر روی یک بمب افکن قدیمی آن را به چهار موتور موشکی مجهز کرده و بر فراز بیایانی در آمریکا، پس از جدا شدن از هواپیمای مادر، به پرواز در آورد. پس چند ثانیه پرواز هواپیمای پرتقالی رنگ ملقب به X-۱ به صورت گلاید، خلبان چهار موتور موشکی خود را روشن کرده و پس از چند لحظه صدایی رعد آسا در آسمان شنیده شد که همان نتیجه شکستن دیوار صوتی برای اولین بار در جهان بود. در این آزمایش، این هواپیما به سرعت ۱۶/۱ ماخ دست یافت، و با ورود به عصر جت، رویای شکستن دیوار صوتی و پا گذاشتن به سرعت صوت نیز به واقعیتی بسیار قابل لمس مبدل گشت.

منبع: ایران دانش

دیوار صوتی 2

نویسنده : علی : ۱:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/٢٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

انرژی جزر و مد

ترجمه: مهندس عرفان کسراﻳﻰ

انرژی جزر و مد

مقدمه

 

نیروهای گرانشی مابین ماه  و خورشید و زمین  سبب بالا و پایین رفتن منظم آب اقیانوس ها در سراسر جهان گردیده که نتیجه آن امواج جزر و مدی می باشد. ماه نیرویی بیش از دو برابر نیرویی که خورشید بر امواج جزر و مد ﺗﺄثیر می گذارد اعمال می کند. در نتیجه جزر و مد به وضوح تابعی است از گردش ماه به دور زمین . ایجاد موج در روز و سیکل جزر در سطح هر جزئی از اقیانوس وجود دارد. دامنه ارتفاع موج  جزر و مد در اقیانوسهای آزاد در جایی که چندین سانتی متر آشفتگی در مرکز موج بالغ بر صدها کیلومتر آشفتگی می شود بسیار کم است.

 

به هر حال موج می تواند مطابق دستورالعمل خاصی زمانی که به نواحی اقلیمی می رسد افزایش پیدا کند و حجم عظیمی از آب را به فواصل کوچک رودخانه ها و دهانه ی رودها در وار ساحلی سرازیر ماید.                                                                                                        

 

برای نمونه جزرومد در دهانه رودخانه  فاندی در کانادا با دامنه ای در حدود ۱۶و ۱۷ متر از کرانه دریا در دنیا ازسایر نواحی بیشتر است.                                                                  

 

جزر و مدهای عظیم از این نوع را در سایر نواحی در سراسر جهان می توان مشاهده نمود. نظیر کانال بریستول در انگلستان. ساحل کیمبرلی در استرالیا و دریای اخوستسک در روسیه. جدول 1 شامل گستره ی دامنه ی جزر و مد در مناطق با موج بلند است.                                           

 

اغلب جزر و مدهای ساحلی کشندی شامل دو طغیان و دو فروکش با یک دوره نیم روزی دوازده ساعت و بیست و پنج دقیقه ای هستند. از این رو  برخی از سواحل وجود دارند که در آنجا جزر و مد تا دو مرتبه از لحاظ زمان جزر و مد  روزانه طولانی تر هستند یا اینکه دست کم تلفیقی از هر دو با اختلاف و نابرابری روزانه. اما به هر حال همیشه در دورهء روزانه یا نیم روزی ثابت هستند. میزان جزر و مد  در هر ماه قمری متغیر است. بلندترین جزر و مد ها جزر و مدهای بهاری نامیده می شوند که زمانی رخ می دهد که ماه و زمین و خورشید از نظر موقعیت مکانی  در یک خط مستقیم قرار می گیرند. (استقرار نقطه سه گانه)                                                                                                                           

 

 یا کهکشند نامیده می شوند. و زمانی رخ می دهند که (neap)  کوتاهترین جزر و مد ها

 

ماه و زمین و خورشید در زوایای قائم نسبت به یکدیگر قرار بگیرند. (تربیع ماه)

 

ایزاک نیوتن پدیده نخست را چنین فرموله کرد " هر روز اقیانوس می بایست دو مرتبه طغیان و فروکش کند و بیشترین ارتفاع آب نیز باید قاعدتاً در ساعت سوم پس از نزدیک شدن به نیمروز ظهر آن مکان اتفاق بیفتد."

 

نخستین جدول جزر و مدی به همراه پیش بینی رویداد دامنه جزر و مد توسط نیروی دریایی انگلستان در سال 1833 میلادی متتشر گردید. هرچند اطلاعات راجع به نوسانات جزر و مد

 

مدتها پیش از آن و در قرن چهارده میلادی در دسترس بود.

 

طغیان و فروکش جزر و مد در طول خط ساحلی منطقه می تواند به صورت زیر توضیح داده شود: ارتفاع کم موج جزر و مد از صدها کیلومتر در سطح اقیانوس ها براساس چرخش به دور زمین تا زمانی که امواج در آن اقلیم به لب دریا برخورد نماید زیر ماه امتداد پیدا می کند.

 

جرم آب توسط گرانش ماه کشیده می شود و دهانه رودخانه ها را پر می نماید. جایی که این جرم آب هیچ راهی برای گریز و پراکنده شدن در اقیانوس نمی یابد این امر به تداخل امواج و انباشته شدن آب در دهانه رودخانه ها منجر می شود. در نتیجه سطح آب بالا می آید (سیکل جزر و مد)

 

جزر و مد در مسیر حرکت ماه مجدداً فروکش می کند و از سمت اقیانوس دور شده به زمین نزدیک می شود و اثر این گرانش روی آب اقیانوس ها تدریجاً کاهش پیدا می کند. (سیکل فروکش)

ادامه مطلب
نویسنده : علی : ۱:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/٢٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

چرا گدازه‌های آتشفشانی باعث صاعقه می‌شوند؟

چرا گدازه‌های آتشفشانی باعث صاعقه می‌شوند؟

 

توده ذرات ریز، به طور معمول در کنار هم خنثی هستند. اما به محض برخورد صاعقه،‌ با جریان یافتن بار الکتریکی درون ابر ذرات، این ذرات باردار شده و باعث تخلیه الکتریکی می‌شوند.

بهنوش خرم‌روز: یکی از سوال‌هایی که مدت‌ها در فیزیک بی‌جواب مانده،‌ این است که چگونه ابری از ذرات می‌تواند جریان الکتریکی را از خود عبور دهد و در موارد برخورد صاعقه باعث تخلیه بار الکتریکی آن بشود.

بر اساس مشاهدات، وقتی ذرات ماسه یا سایر ذرات ریز به هم می‌رسند، به نوعی بار الکتریکی تولید می‌کنند،‌ گاهی از این طریق در طوفان‌های غبار یا غبار برخاسته از خاکستر آتشفشان‌ها،‌ تخلیه بار صاعقه دیده می‌شود. چگونگی این رویداد تا مدت‌ها برای دانشمندان یک معما بود. اما مطالعه جدیدی نشان داده که درست مانند حرکت بار الکتریکی درون ابر، در هنگام برخورد صاعقه با توده‌های ذرات ریز، بار مثبت رو به پایین جریان می‌یابد و بار منفی رو به بالا.

به گزارش وایرد، این یافته جدید می‌تواند در بسیاری مسائل عملکردی کمک کننده باشد. برای مثال در چسبندگی ذرات غبار باردار به صفحه‌های خورشیدی و یا در تخلیه بار الکتریکی‌های خطرناکی که گاهی هنگام فرود هلیگوپتر در صحرا اتفاق می‌افتد.

به گفته هانس هرمان، محقق مواد در زوریخ، ابرهای غبار در سیلوهای نگهداری دانه‌ها و حبوبات و در صنعت داروسازی مشکل ایجاد می‌کند و گاهی باعث روی دادن انفجار در آن‌ها می‌شود.

هرمان وقتی به این موضوع علاقه‌مند شد که زدن صاعقه به تپه‌های شنی را تماشا می‌کرد. وی در این باره می‌گوید: «فکر کردم معمولا وقتی ذرات به هم می‌رسند خنثی می‌شوند. پس چه طور ممکن است که بار الکتریکی در این ذرات این طور زیاد شود؟»

هرمان برای رسیدن به پاسخ به اتفاق همکارانش یک مدل طراحی کرد. بر اساس این مدل، ذرات قبل از برخورد صاعقه خنثی هستند اما تحت تاثیر زمینه الکتریکی محیط،‌ قطبی‌شده‌اند؛‌ قطب منفی رو به بالا و قطب مثبت رو به پایین (نسبت به زمین). به محض برخورد، ذرات یکدیگر را خنثی می‌کنند اما تا از هم جدا می‌شوند، هر کدام مجددا قطبی می‌شوند و این بار، بار الکتریکی بیشتری دارند.

پژوهشگران با مدل‌های رایانه‌ای و آزمایش روی ذرات مختلف به آزمودن فرضیه خود پرداختند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که این فرایند به اندازه ذرات هم بستگی دارد، ذرات کوچک‌تر بیشتر بار منفی می‌گیرند و ذرات بزرگ‌تر بیشتر بار مثبت.

برای جلوگیری از جریان یافتن بار الکتریکی در میان ابری از ذرات، یک مانع لازم است که برای مثال باعث شود برخی ذرات بار مثبت بگیرند و برخی دیگر بار منفی. فرضیه ذراتی که از نظر اندازه با هم یکی نباشند،‌ در این شرایط ممکن است جواب بدهد. در مورد ذرات هم‌اندازه هم، دست کم این فرضیه به یک سوال دیرینه جواب می‌دهد.

با این که معماهای بسیار در این مورد باقی مانده است، ‌مانند این که زمینه الکتریکی محیط از کجا می‌آید. اما این پژوهشگران از نتیجه کار خود بسیار خرسندند و آن را آغازی برای حل بسیاری مسائل و مشکلات کاربردی می‌دانند.

منبع: www.khabaronline.ir

نویسنده : علی : ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

زلزله شیلی و انحراف محور زمین

زلزله شیلی و انحراف محور زمین

 

دیدن تصاویر منتشر شده از زلزله 8.8 ریشتری شیلی جای هیچ بحثی باقی نمی‌گذارد. این زلزله قوی بوده است. اما در پاسخ به پرسشی درباره میزان قدرت این زلزله باید به گفته‌های دانشمندان ناسا استناد کرد که می‌گویند این زلزله آنقدر قوی بوده که محور زمین را جابجا کند!

ریچارد گراس ژئوفیزیکدانی از آزمایشگاه پیشرانه جت (JPL)در پاسادنای ایالت کالیفرنیا در این زمینه می‌گوید: "اگر محاسبات ما درست باشد، این زمین لرزه محور شکلی زمین را حدود 8 سانتیمتر جابجا کرده است."

اما اصلاً توقع نداشته باشید که لنگر زدن زمین را در اثر این جابجایی 10 سانتیمتری حس کنید، چونکه این جابجایی مفهوم دیگری دارد.

ریچارد گراس در این زمینه توضیح می‌دهد که "جابجایی محور شکلی زمین در واقع اصلاً ربطی به لنگر زدن زمین در حین چرخش ندارد، بلکه این جابجایی اصولاً نشان می‌دهد که زمین چگونه حول محور چرخش خود بالانس می‌شود."

برای درک بیشتر این موضوع توجه داشته باشید که زمین یک کره کامل نیست. دریاها و خشکی‌های زمین بسیار نامتقارن در اطراف این سیاره پخش شده‌اند. بیشتر خشکی‌های سیاره ما در نیم‌کره شمالی است و این در حالی است که در نیم‌کره جنوبی، ما بیشتر شاهد اقیانوسهای بزرگ هستیم. همچنین در غرب یک اقیانوس عظیم داریم و عمیق‌ترین دره زمین، در حالیکه در شرق سلسله کوه‌های سر به فلک کشیده هیمالیا خودنمایی می‌کنند. به همین دلیل است که زمین قدری می‌لنگد. بنابراین محور شکلی زمین در واقع محوری فرضی است که محور چرخش زمین گرداگرد آن لنگ می‌زند.

گراس معتقد است که زلزله مهیب شیلی به قدر کافی مواد در دل زمین جابجا کرده است که باعث شود بالانس جرمی سیاره آبی رنگ ما به هم ریزد. اما نباید زیاد نگران بود چراکه جابجایی محور شکلی زمین اصلاً موضوع جدیدی نیست. این محور هر سال به دلیل ذوب یخهای قطبی حدود 10 سانتیمتر جابجا می‌شود. پس از آخرین عصر یخبندان که حدود یازده هزار سال پیش روی داد، مقادیر بسیار بسیار زیادی آب به صورت یخ در دو قطب زمین انباشته شده است. هر سال بخشی از این یخها ذوب شده و بنابراین بالانس جرمی زمین عوض می‌شود. این فرایند باعث می‌شود که زمین هر سال بیش از سال قبل از آن به شکل کروی کامل نزدیکتر شده و به قول معروف راحتتر و با لنگی کمتر بچرخد.

با این حساب زلزله قدرتمند 27 فوریه 2010 شیلی در عرض چند دقیقه کاری را کرد که قرار بود در طول یک سال انجام پذیرد. اما همه اینها فرض و محاسبه و گمان است. دانشمندان زمین‌شناس هنوز اندازه‌گیریهای واقعی را در این زمینه انجام نداده‌اند، کاری که انتظار می‌رود به زودی انجام پذیرد.

گراس معتقد است که جی‌پی‌اس (GPS) کلید حل این معما است. او می‌گوید که: "با شبکه‌ای جهانی از دریافت‌کننده‌های جی‌پی‌اس قادر خواهیم بود کوچکترین تغییر در لنگ زدن زمین را اندازه‌گیری کنیم." او همچنین اضافه می‌کند که: "با تغییر محور چرخش زمین، فاز و زمان دریافت سیگنالهای دریافتی توسط دستگاههای محلی جی‌پی‌اس عوض می‌شود.  با محاسبه دقیق آنها می‌توان میزان جابجایی محور شکلی زمین را اندازه‌گیری کرد."

ادامه مطلب
نویسنده : علی : ۱:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۳
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

زلزله روزها را کوتاه می کند ( چرخش زمین را کند می کند )

زلزله روزها را کوتاه می کند ( چرخش زمین را کند می کند )

 

محققان و دانشمندان پس از زلزله ناگوار و مخربی که در شیلی رخ داد با بررسی هایی که توسط دستگاه ها و ابر رایانه ها انجام داده اند گفته اند که روز ها کوتاه تر شده اند!

زلزله ای که رخ داد نیروی ۶۶٫۶ اگزاژول تولید کرد ( برای تبدیل به ژول آن را ضرب در ده به توان نوزده کنید) و علاوه بر ایجاد خطر سونامی ، این نیرو باعث تغییر مکان جزئی محور زمین شده و همین تغییر محور بسیار اندک باعث شده که روز ها به مقدار ۱٫۲۶ میکروثانیه یا به عبارتی ۰٫۰۰۰۰۰۱۲۶ ثانیه کوتاه تر شوند . درسته که این تغییر بسیار نامحسوس است اما این واقعیت که یک زلزله می تواند تاثیری بر کل زمین بگذارد هر فردی را به فکر فرو می برد .

جالب است که این اولین باری نیست که یک زلزله در تغییر مکان محور زمین تاثیر گذاشته .

منبع: www.persiancall.net

نویسنده : علی : ۱:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

زلزله در شیلی ، سونامی در ژاپن

زلزله در شیلی، سونامی در ژاپن

 

در پی زلزله 8.8 ریشتری روز گذشته در شیلی، سونامی به ژاپن رسید و نخستین امواج آن به ارتفاع 1.2 متر، سواحل شمالی این کشور را تحت تاثیر قرار داد. تاکنون گزارشی از تلفات جانی و مالی منتشر نشده است.

این درحالی است که ژاپن نسبت به وقوع این سونامی هشدار داده بود و بیش‌از 540هزار خانوار ساکن در نواحی ساحلی را تخلیه و به مناطق مرتفع‌تر منتقل کرده بود.

به گزارش سی.ان.ان، ژاپن از صبح امروز به وقت محلی، هشدار سونامی بزرگ را که از 15 سال پیش تاکنون اعلام نکرده بود، به صدا درآورد.

 

زلزله در شیلی ، سونامی در ژاپن .

 

تصویر فوق، حرکت امواج سونامی را در اقیانوس آرام نمایش میدهد و رنگها، نمایانگر ارتفاع امواج سونامی بر حسب سانتیمتر است.

منبع: خبر آنلاین

نویسنده : علی : ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

زلزله ( زمین لرزه )

زلزله ( زمین لرزه )
زمین لرزه یکی از وحشتناک ترین پدیده های طبیعت محسوب می شود. اغلب زمینی را که روی آن ایستاده ایم، به صورت تخته سنگ های صلب و محکمی تصور می کنیم که از استحکام زیادی برخوردار است. هنگامی که زمین لرزه ای روی می دهد برای لحظه ای این تصور بر هم می ریزد، اما طی همان لحظه کوتاه خسارت های شدیدی وارد می شود. با توجه به پیشرفت هایی که در حوزه علوم مختلف صورت گرفته است، دانشمندان توانسته اند نیروهایی را که باعث زمین لرزه می شود، شناسایی کنند. علاوه بر آن با استفاده از فناوری های نوین می توان شدت یک زلزله و مکان آن را حدس زد. مهم ترین کار باقی مانده آن است که راهی برای پیش گویی زمین لرزه بیابیم تا مردم هنگام وقوع آن غافلگیر نشوند.

تکان های زمین:

زمین لرزه در واقع ارتعاشی است که در طول پوسته زمین به حرکت در می آید. اگر یک کامیون بزرگ از نزدیکی منزل شما عبور کند، خیابان را به لرزه می آورد و شما احتمالاً لرزه های خانه را احساس می کنید، در این حالت می توان گفت که زمین لرزه کوچکی رخ داده است، اما کلمه زمین لرزه معمولی به حوادثی اطلاق می شود که در آن منطقه بزرگی همانند یک شهر تحت تأثیر این لرزش قرار گیرد.

برای وقوع یک زمین لرزه چند دلیل می توان ذکر کرد:

 

زلزله ( زمین لرزه ).



- فوران گدازه های آتشفشانی

- برخورد یک شهاب سنگ

- انفجارهای زیرزمینی (برای مثال یک آزمایش هسته ای زیرزمینی)

- فرو ریختن یک سازه (همانند تخریب یک معدن)

اما اصلی ترین دلیل وقوع زمین لرزه را می توان حرکات صفحه های (Plates) زمین دانست.هر از گاهی در اخبار می شنویم که زمین لرزه ای روی داده است، اما باید دانست که زمین لرزه پدیده ای است که هر روز در کره زمین روی می دهد. براساس تحقیقات جدید هرساله حدود سه میلیون زمین لرزه روی می دهد، یعنی هشت هزار زمین لرزه در روز یا هر 11 ثانیه یک زمین لرزه.

- حرکت صفحه ها در خلاف جهت یکدیگر و دور شدن از هم.

- ضمن حرکت در خلاف جهت به همدیگر بمالند.

اگر دو صفحه از یکدیگر دور شوند گدازه هایی که از سنگ های مذاب تشکیل شده اند، از بین صفحه های پوسته زمین خارج می شوند (این عمل اغلب در کف اقیانوس ها روی می دهد) هنگامی که این گدازه ها سرد شوند، سخت شده و به شکل پوسته های جدید در می آیند که فاصله بین دو صفحه را پر می کنند. اگر دو صفحه به سمت یکدیگر به حرکت درآیند، معمولاً یک صفحه به زیر صفحه دیگر می خزد. در بعضی موارد، هنگامی که دو صفحه به یکدیگر فشار می آورند، برای هیچ کدام از صفحه ها امکان ندارد که به زیر صفحه دیگر برود، در این صورت این دو صفحه ضمن فشار آوردن به همدیگر یک رشته کوه را به وجود می آورند. در بعضی مواقع نیز صفحه ها ضمن عبور از کنار یکدیگر به همدیگر فشار وارد می کنند. برای مثال تصور کنید یک صفحه به سمت شمال و دیگری به سمت جنوب حرکت کند. در این صورت این صفحه ها از محل تماس به یکدیگر نیرو وارد می سازند.

در جایی که این صفحات به یکدیگر می رسند، گسل تشکیل می شود. در حقیقت گسل ترک هایی در پوسته زمین است که در دو طرف صفحه هایی که در خلاف جهت یکدیگر در حال حرکت هستند، مشاهده می شود. احتمال وقوع زلزله در اطراف خطوط گسل بیشتر از هر جای دیگر است. گسل ها انواع مختلفی دارند که براساس موقعیت خط گسل و چگونگی حرکت دو صفحه نسبت به هم تقسیم بندی می شود. در تمام انواع گسل ها، صفحه ها کاملاً به یکدیگر فشار وارد می سازند و در نتیجه هنگام حرکت آنها اصطکاک شدیدی به وجود می آید. اگر نیروی اصطکاک بسیار شدید باشد مانع حرکت آنها می شود در این حالت فشاری که باعث ایجاد گسل می شود افزایش می یابد. اگر میزان این فشار از حد معینی بیشتر شود، بر نیروی اصطکاک غلبه می کند و صخره ها ناگهان می شکنند.به عبارت دیگر، هنگامی که صخره ها به یکدیگر فشار وارد می کنند، انرژی پتانسیل به وجود می آید و هنگامی که صخره ها به حرکت درمی آیند، انرژی پتانسیل به جنبشی تبدیل می شود. اغلب زمین لرزه ها در اطراف مرز صفحه های زمین ساختی روی می دهد زیرا در این منطقه در اثر حرکت صفحه ها منطقه گسل به وجود می آید که دارای گسل های متعدد و به هم پیوسته ای است. در منطقه گسل، آزاد شدن انرژی جنبشی در یک گسل ممکن است باعث افزایش انرژی پتانسیل در گسل کناری شود که این عمل به زمین لرزه دیگری منجر می شود. به همین دلیل است که گاهی در یک منطقه کوچک زلزله های متعددی در فاصله های زمانی کم روی می دهد.البته گاهی اوقات زمین لرزه هایی در وسط این صفحه ها نیز روی می دهد. یکی از شدیدترین زمین لرزه های ثبت شده زمین لرزه ای است که در صفحه قاره ای آمریکای شمالی در سال 1811 و 1812 اتفاق افتاد. دانشمندان در دهه 1970 دریافتند که احتمالاً منشاء این زمین لرزه یک منطقه گسل 600 میلیون ساله است که زیر لایه های متعدد سنگ و صخره مدفون شده بود.

امواج زمین لرزه :

درست مثل هنگامی که درسطح آب اغتشاش روی می دهد، انرژی آن به صورت امواج منتقل می شود، وقتی که شکست یا جابه جایی در پوسته زمین روی می دهد، انرژی آن به صورت امواج زمین لرزه منتقل می شود. در هر زمین لرزه ای چند نوع موج مختلف مشاهده می شود. امواج اصلی از لایه های داخلی زمین عبور می کنند، در حالی که امواج سطحی از سطح می گذرند. اغلب ویرانی های زلزله توسط امواج سطحی - که امواج L هم نامیده می شوند _ به وجود می آید، زیرا این امواج ارتعاشات شدیدی را به وجود می آورند. هنگامی که امواج اصلی به سطح زمین رسیدند، امواج سطحی را به وجود می آورند.امواج اصلی خود به دو گروه مهم تقسیم بندی می شوند:

امواج اولیه که امواج P نیز نامیده می شوند، با سرعت 5/1 تا 8 کیلومتر در ساعت حرکت می کنند. سرعت حرکت این امواج به جنس زمینی که این امواج از آنها عبور می کنند بستگی دارد. سرعت این امواج از موج های دیگر بیشتر است و بنابراین سریع تر به سطح زمین می رسند. این امواج قابلیت عبور از جامدات، مایعات و گازها را دارند و به همین دلیل به طور کامل از زمین عبور می کنند. وقتی که این امواج از صخره ها عبور می کنند، در مسیر حرکت خود به آنها به سمت جلو و عقب فشار وارد می کنند.

امواج ثانویه امواج S نامیده می شوند و مدت کوتاهی بعد از امواج P می رسند. این امواج هنگام حرکت خود، صخره ها را به سمت بالا فشار می دهند، یعنی ارتعاش صخره ها عمود بر مسیر حرکت این امواج است. امواج S برخلاف امواج P نمی توانند در داخل زمین به خط مستقیم حرکت کنند. این امواج فقط از مواد جامد می گذرند و به همین دلیل هنگامی که در مرکز زمین به مایع برسند، متوقف می شوند.با این همه هر دو نوع موج از سطح زمین می گذرند و بنابراین می توان آنها را در آن سوی نقطه ای که زمین لرزه روی داده است، شناسایی کرد. در هر لحظه تعداد زیادی امواج زلزله ای ضعیف در قسمت های مختلف زمین قابل شناسایی است.

امواج سطحی را می توان تا حدودی به امواج آب تشبیه کرد. چرا که امواج سطحی حین حرکت، سطح زمین را به سمت بالا و پایین می رانند. حرکت این امواج باعث ویرانی های شدیدی می شود، چرا که صخره ها و پی ساختمان ها را به ارتعاش می آورد. امواج L از همه کندتر هستند به همین دلیل شدیدترین لرزش ها در پایان یک زمین لرزه روی می دهد.

شناسایی کانون زلزله :

همان طور که ذکر شد سه نوع مختلف موج زلزله وجود دارد که هر کدام با سرعت مشخصی حرکت می کند. به رغم آنکه سرعت دقیق امواج P و S بسته به جنس و نوع ماده ای که این امواج از آن عبور می کنند، متغیر است، نسبت سرعت حرکت آن دو در تمام زمین لرزه ها تقریباً ثابت باقی می ماند.معمولاًسرعت امواج P،حدود6/1برابرسرعت امواج S است.

دانشمندان می توانند با استفاده از این نسبت، فاصله بین هرنقطه از سطح زمین را با کانون زمین لرزه محاسبه کنند. کانون زلزله مکانی است که امواج زمین لرزه از آنها شروع شده اند. برای تشخیص کانون زلزله از ابزاری استفاده می شود که زلزله نگار نامیده می شود. زلزله نگار دستگاهی است که امواج مختلف را ثبت می کند. برای یافتن فاصله بین زلزله نگار و کانون زلزله، دانستن زمان رسیدن این امواج نیز ضروری است. با در اختیار داشتن این اطلاعات، اختلاف زمانی بین رسیدن این امواج محاسبه شده و سپس نمودار ویژه ای رسم می شود که در آن فاصله ای را که موج می تواند طی مدت اختلاف زمانی محاسبه شده طی کند، به دست می آید.

اگر اطلاعاتی از این دست را از سه یا چند نقطه مختلف به دست آوریم، می توان مکان کانون زلزله را به دست آورد. برای این کار کافی است که کره ای فرضی حول هر یک از زلزله نگار ها رسم کرد که در آن مکان اندازه گیری به عنوان مرکز کره و فاصله محاسبه شده تا کانون زلزله به عنوان شعاع کره در نظر گرفته می شود. پس سطح کره مورد نظر نشان دهنده تمام نقاطی است که از زلزله نگار به اندازه مورد نظر فاصله دارد. بنابراین کانون زلزله مورد نظر باید در جایی در سطح این کره قرار داشته باشد. اگر دو کره را بر اساس اطلاعات به دست آمده از دو زلزله نگار مختلف رسم کنید، از تقاطع دو کره یک دایره به دست می آید. از آنجایی که کانون زلزله باید در سطح هر دو کره قرار گرفته باشد، محیط دایره ای که از تقاطع دو کره به دست می آید، نشان دهنده تمام کانون های ممکن برای زلزله مورد نظر است.

از تقاطع کره سوم با این دایره فقط دو نقطه حاصل می شود که نشان دهنده کانون های محتمل برای زلزله است. از این دو نقطه یکی در سطح زمین قرار دارد و دیگری در هوا، با توجه به آنکه کانون زلزله همیشه در سطح زمین قرار دارد، نقطه موجود در هوا کنار گذاشته شده و نقطه موجود در سطح زمین نشان دهنده مکان واقعی کانون زلزله است.
ادامه مطلب
نویسنده : علی : ٢:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

سونامی

سونامی چگونه به وجود می‌آید؟
 

سونامیکلمه سونامی (tsunami) از کلمات ژاپنی tsu (بندر) و nami (امواج) تشکیل شده است. سونامی موج یا رشته‌ای از امواج است که در اقیانوس به دنبال زلزله های دریایی بوجود می‌آید.
این امواج ممکن است صدها کیلومتر پهنا داشته باشد و هنگام رسیدن به ساحل به ارتفاع آن به 10.5 برسد.این "دیوارهای آب" با سرعتی تندتر از یک هواپیمای جت پهنه اقیانوس را می‌پبمایند،به ساحل کوبیده می‌شوند و تخریب وسیعی را باعث می‌شوند.
برای درک سونامی باید ساختمان موج را شناخت. امواج معمولی ما در کنار ساحل دریا یا در حوضچه‌های آب می‌بینیم، از یک ستیغ(بالاترین نقطه موج) (crest)و یک ناوه (پایین‌‌ترین نقطه موج)(trough)تشکیل می‌شوند.
امواج را به دو طریق اندازه می‌گیرند:
*ارتفاع موج (wave heigth):فاصله بین ستیغ و ناوه.
*طول موج(wave length): فاصله افقی بین ستیغ دو موج متوالی.
بسامد یا فرکانس امواج بر حسب زمانی کف طول می‌کشد تا دو موج متوالی از یک نقطه بگذرند – که به آن دوره موج می‌گویند- اندازه‌گیری می‌شود.
هم سونامی‌ها و هم امواج معمولی دارای این بخش‌ها هستند و به طریق مشابهی اندازه‌گیری می‌شوند. اما تفاوت‌های زیادی میان آن دو از لحاظ اندازه، سرعت، و منشا وجود دارد: 

خصوصیت موج

موج ناشی از باد 

موج سونامی

سرعت موج   8 تا 100 کیلومتر در ساعت  800 تا 1000 کیلومتر در ساعت
دوره موج  5 تا 20 ثانیه  10 دقیقه تا 2 ساعت
طول موج   100 تا 200 متر  100 تا 200 کیلومتر

 

امواج در اقیانوس‌ها به علل مختلفی مانند فعالیت‌های زیرآبی، فشار جوی، و کشش جاذبه رخ می‌دهند، اما شایع‌ترین علت آنها باد است.
باد منبع انرژی موج حاصل است و اندازه سرعت باد به قدرت باد وابسته است. نکته مهمی که باید به خاطر داشت این است که امواج نشان‌دهنده حرکت آب نیستند، بلکه حرکت انرژی از طریق آب را نشان می‌دهند.

ادامه مطلب
نویسنده : علی : ۱:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

انرژی خورشیدی راه گشای کشورهای فاقد منابع زیرزمینی

انرژی خورشیدی راه گشای کشورهای فاقد منابع زیرزمینی
رئیس انجمن انرژی خورشیدی در گفت‌و‌گو با فارس:
انرژی خورشیدی مشکل‌گشای کشورهای فاقد منایع انرژی زیرزمینی است

استفاده از انرژی خورشیدی در کشور نوپا است و هنوز بسیاری از افراد اطلاعات کافی را در این باره ندارند، اصغر حاج‌سقطی، رئیس انجمن انرژی خورشیدی ایران در گفت‌وگو با این خبرگزاری درباره این انرژی به تفصیل سخن گفت.
مشروح این گفت‌و‌گو را بخوانید:

فارس: وضعیت کشور و پیشرفت‌هایی که تاکنون در این زمینه داشته‌ایم چگونه است؟

حاج‌سقطی: تحقیقات، اختراعات و بهره‌گیری از انرژی‌های مختلف، از اساسی‌ترین و مهمترین گام‌هایی هستند که انسان‌ها در طول تاریخ در راه پیشرفت جوامع خود برداشته‌اند. رشد علم و صنعت و فن‌آوری در جهان امروز، روشهای مختلف استفاده از انرژی را که در دوران قبل از انقلاب صنعتی معمول بود دگرگون کرده، و شناخت منابع انرژی‌های جدید، تحولی عظیم در توسعه صنعتی و تکامل اجتماعی بشر به وجود آورده است.

فارس: از انرژی چه استفاده‌هایی می‌توان کرد؟

حاج‌سقطی: خورشید عامل و منشاء انرژی‌های گوناگونی است که در طبیعت موجود است، از جمله سوخت‌های فسیلی که در اعماق زمین ذخیره شده‌اند، انرژی آبشارها و باد، رشد گیاهان که بیشتر حیوانات و انسان برای بقای خود از آنها استفاده می‌کنند، مواد آلی که قابل تبدیل به انرژی حرارتی و مکانیکی هستند، امواج دریاها، قدرت جزر و مد که بر اساس جاذبه و حرکت زمین به‌دور خورشید و ماه حاصل می‌شود،‌اینها همه نهادهایی از انرژی خورشید هستند. انرژی هسته‌ای را می‌توان یک استثناء کلی دانست، با اینکه امروزه یکی از منابع مهم تولید انرژی در جهان شناخته شده است.
انرژی اتمی احتیاج به فن‌آوری بسیار پیشرفته و پرهزینه دارد که در موقع استفاده از آن، خطرات احتمالی و مضرات آنرا نیز باید مد نظر داشت.

فارس: آیا در گذشته نیز از انرژی خورشیدی استفاده می‌شد؟

حاج‌سقطی: با مطالعه در تاریخ زندگی انسان‌ها، مشاهده می‌شود که انرژی قابل استفاده برای انسان نخستین، تنها قدرت بدنی او بود. مدت‌ها گذشت تا توانست با رام کردن حیوانات و به خدمت گرفتن سایر انسان‌ها و همچنین سوزاندن درختان، احتیاجات خود را برطرف کند. بالاخره انسان با دستیابی به منابع سوخت‌های فسیلی مثل ذغال سنگ و نفت و گاز قدرت مادی خویش را به طرز بی‌سابقه‌ای افزایش داد.

فارس: تاکنون امکان استفاده از چه انرژی‌هایی در کشور فراهم شده است؟

حاج‌سقطی: استفاده از قدرت باد در آسیاب‌ها و توربین‌ها، و کشتیرانی و بکارگیری انرژی آب در چرخ‌ها و توربین‌های آبی، پس از گسترش معلومات علمی و فن‌آوری بشر و نیز انرژی خورشیدی امکان‌پذیر شد.

فارس: بکارگیری انرژی خورشیدی در زندگی بشر چه تحولی را ایجاد کرده است؟

حاج‌سقطی: دستیابی به قوانین فیزیکی و اصول علمی انرژی‌های مختلف و نحوه استفاده‌های گوناگون از آنها، زندگی بشر را راحت‌تر و طرز فکر او را متوجه مادیات ساخت.
وابستگی شدید جوامع صنعتی به منابع انرژی بخصوص سوخت‌های نفتی و بکارگیری و مصرف بی‌رویه آنها، منابع عظیمی را که طی قرون متمادی در لایه‌های زیرین زمین تشکیل شده است تخلیه می‌کند. با توجه به اینکه منابع انرژی زیرزمینی با سرعت فوق‌العاده‌ای مصرف می‌شوند و در آینده‌ای نه چندان دور چیزی از آنها باقی نخواهد ماند، نسل فعلی وظیفه دارد به آن‌دسته از منابع انرژی که دارای عمر و توان زیادی هستند روی آورده و دانش خود را برای بهره‌برداری از آنها گسترش دهد.

فارس: از اهمیت انرژی خورشیدی بگویید؟

حاج‌سقطی: خورشید یکی از دو منبع مهم انرژی است که باید به آن روی آورد، زیرا به فن‌آوری‌های پیشرفته و پرهزینه نیاز نداشته و می‌تواند به‌عنوان یک منبع مفید و تأمین کننده انرژی در اکثر نقاط جهان بکار گرفته شود. بعلاوه استفاده از آن برخلاف انرژی هسته‌ای، خطر و اثرات نامطلوبی از خود باقی نمی‌گذارد و برای کشورهایی‌ که فاقد منابع انرژی زیرزمینی هستند، مناسبترین راه برای دستیابی به نیرو و رشد و توسعه اقتصاد است.

فارس: نظر شما در مورد بکارگیری از طرح‌های خورشیدی چیست؟

حاج‌سقطی: ایران با وجود اینکه یکی از کشورهای نفت‌خیز جهان به‌شمار می‌رود و دارای منابع عظیم گاز طبیعی نیز است، خوشبختانه به‌علت شدت تابش خورشید در اکثر مناطق کشور، اجرای طرح‌های خورشیدی الزامی و امکان استفاده از انرژی خورشید در شهرها و 60 هزار روستای پراکنده در سطح مملکت، می‌تواند صرفه‌جویی مهمی در مصرف نفت و گاز را به همراه داشته باشد.
فن‌آوری ساده، آلوده نشدن هوا و محیط زیست و از همه مهمتر ذخیره شدن سوختهای فسیلی برای آیندگان، یا تبدیل آنها بمواد و مصنوعات پر ارزش با استفاده از تکنیک پتروشیمی، از عمده دلایلی هستند که لزوم استفاده از انرژی خورشید را برای کشور ما آشکار می‌سازند.
تبدیل انرژی به‌هر شکلی مطلوب است، ولی امکانات اقتصادی طرح‌های مختلف باید دقیقاً سنجیده شوند. امروزه استفاده از انرژی حرارتی خورشید برای گرم کردن منازل، از لحاظ فن‌آوری امکان‌پذیر است. از نظر اقتصادی نیز به‌علت افزایش روز افزون قیمت سوخت‌های فسیلی و سایر منابع انرژی و تلاش متخصصان در کاهش هزینه مواد اولیه و لوازم مورد نیاز برای جمع‌آوری حرارت و پرتوهای خورشیدی محققان و دانشمندان را در جهت مطالعه و بهینه‌سازی سیستم‌های خورشیدی تشویق کرده و به پیشرفت‌های مهمی نیز دست یافته‌اند.
مراکز و سازمان‌های معتبر علمی و پژوهشی جهان نیز همه ساله سمینارها و کنفرانس‌های مختلفی را در رابطه با مسائل انرژی، بخصوص انرژی خورشیدی تشکیل داده و تبادل اطلاعات از پژوهش‌های جدید را ممکن می‌سازند. امید است در ایران نیز تشکیل سمینارها و سخنرانی‌ها،‌مردم را با روش‌های استفاده از انرژی خورشیدی آشنا ساخته و کاربرد آنها را میسر سازد.

نویسنده : علی : ۱:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٤
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

یک کوه یخی بزرگ از یخچالی در قطب جنوب جدا شد

یک کوه یخی بزرگ از یخچالی در قطب جنوب جدا شد

 

تهران- مطالعه مشترک محققان فرانسوی و استرالیایی نشان می دهد، یک کوه یخ بزرگ از یخچال "مرتز" در منطقه قطب جنوب استرالیا جدا شده است.
به گزارش روز یکشنبه ایرنا و به نقل از پایگاه اینترنتی ساینس دیلی، این کوه یخ که طول آن 78 کیلومتر و مساحت سطح آن تقریبا دو هزار و 500 کیلومتر مربع است، در پی برخورد یک کوه یخ دیگر به طول 97 کیلومتر از یخچال مرتز جدا شد.
این مطالعه که در "مرکز تحقیقات مشترک اقلیمی و زیست بوم ها" در "هوبارت" واقع در فرانسه انجام شد ، در سال 2007 در جریان "سال بین المللی قطبی غاز شد.
یخچال مرتز مدت دو دهه یک شکاف بزرگ داشت.
در اوایل قرن 21 شکاف دیگری در مقابل شکاف اول در این یخچال بوجود آمد.
نویسنده : علی : ٢:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

دایناسورها بیشتر عمرشان را ساکن آب بوده‌اند

دایناسورها بیشتر عمرشان را ساکن آب بوده‌اند

 

بررسی سنگواره‌های قدیمی از حیات آبزی دایناسورها پرده برداشت. این کشف با تغییر بسیاری از معادلات زیستی، دلیل خوبی برای ادامه حیات این جانداران در کنار شکارچیان عظیم‌الجثه‌ای آن‌دوران ارایه می‌دهد.

محبوبه عمیدی:  محققان به شواهد و مدارکی دست‌ پیدا کرده‌اند که نشان می‌دهد، دایناسور‌ها بخش عمده‌ای از دوران زندگی‌شان را ساکن آب بوده‌اند. این یافته جدید حاصل بررسی میزان ایزوتوپ‌های اکسیژن در سنگواره‌های باقی‌مانده از اسپینوسوروس، نوعی دایناسور گوشت‌خوار است که از ماهی‌ها تغذیه می‌کرده است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهند چطور این دایناسور می‌توانسته با شکارچیان عظیم‌الجثه‌ای مانند تیرانازاروس زیستگاهی مشترک داشته باشد.

به گزارش نیچر،این یافته‌ها که توسط رومین آمیوت و گروهی از همکارانش از دانشگاه لیون فرانسه در نشریه ژئولوژی منتشر شده است، نشان می‌دهد دایناسورها به آن شکل که پیش از این تصور می‌شد، خشکی‌زی نبوده‌اند. این در حالی است که همین تحقیق اثبات می‌کند، گونه‌های آبزی منقرض شده‌ای مانند پلسیوزوروس و ایکتیوسوروس که ظاهری شبیه به دایناسورها داشته‌اند، نیز از این خزندگان ماقبل تاریخ مشتق نشده‌اند.

برای اولین بار مطالعات سنگواره  از خانواده اسپینوسورویدا که جمجمه‌ای کشیده و پوزه‌مانند شبیه به کروکودیل‌های امروزی و ردیفی از دندان‌های بلند مخروطی‌شکل داشت، باعث شد تئوری‌ها دندان‌های مخروطی بلند را نیز در کنار دندان‌های دندانه‌داری که پیش از این از سنگواره‌های متعلق به دایناسورهای گوشت‌خوار دیگری مانند تیرانوزوروس رکس و یک پوزه بلند ماهی‌خوار دیده شده بودند، بپذیرند.

 

یافتن فلس‌های نیمه‌هضم‌شده ماهی درون دستگاه گوارشی یک باریونیکس فسیل‌شده که سال 1983 / 1362 در انگلستان کشف شده بود، نیز نشان از رفتار ماهی‌خواری این جاندار داشت. علاوه بر این محتویات معده باریونیکس شامل بقایای یک دایناسور هضم‌شده بود و شواهد دیگری نیز وجود داشتند که نشان می‌دادند، پتروساروس که نوعی دایناسور پرنده بوده، نیز جزیی از رژیم غذایی این جاندار را تشکیل می‌داده است. موضوع پیچیده شده بود، اما نشانه‌هایی از باله‌ها، آبشش و دم جلو برنده در این سنگواره وجود نداشت و همین باعث شد حیات دریایی باریونیکس چندان منطقی به نظر نرسد.

این یافته آمیوت و همکارانش را به بررسی ایزوتوپ‌های اکسیژنی که روی دندان‌ها و درون بخش‌های گوارشی سنگواره اسپینوسوروس گرفتار شده بودند، ترغیب کرد. جداسازی و مقایسه این ایزوتوپ‌های اکسیژن با ایزوتوپ‌های موجود روی دندان‌های سوسمار‌ها، سایر دایناسورها و قطعات به جا‌مانده از لاک‌ لاک‌پشت‌های این دوره از زمین‌شناسی می‌توانست رازهای بسیاری را بر ملا کند.

دندان‌ها راز بزرگ را فاش کردند
دایناسورجانداران ساکن خشکی یا حیواناتی که بخش عمده‌ای از عمر آنها روی زمین می‌گذرد، بخشی از آب بدن را در حین تنفس یا تعریق از دست می‌دهند و به این دلیل که ایزوتوپ اکسیژن16، سبک‌تر از ایزوتوپ 18 آن است، این ایزوتوپ سبک، سریع‌تر همراه با تعریق یا تنفس از بدن دفع می‌شود. در نتیجه ایزوتوپ اکسیژن 18 در بافت‌ها و منیای دندان جانداران ساکن خشکی - درحین تشکیل- به میزان بالاتری متمرکز‌شده است.

در مقابل جانداران آبزی میزان کمتری آب را در طول زمان از دست می‌دهند و به همین دلیل تراکم ایزوتوپ اکسیژن 18 در بافت‌های آنها نسبتا کمتر است. علاوه بر این نوشیدن آب و دفع آن در جانداران آبزی در فاصل زمانی کوتاه‌تری صورت می‌گیرد و این در کنار وجود دائمی آب در اطراف بافت‌ها باعث می‌شود سطح ایزوتوپ 18 در بدن آنها پایین‌تر باشد.

محققان بر اساس این دانسته‌ها استدلال کردند که اگر اسپیناسوروس آبزی-خشکی‌زی بوده باشد، باید غلظت ایزوتوپ 18 در سنگواره این جاندار معادل بافت سوسمارها و لاک‌پشت‌های این دوره زمین‌شناسی باشد و در مجموع غلظت کمتری نسبت به دایناسورهای دیگر دوره کرتاسه داشته باشد.

بررسی این فرض با جمع‌آوری 133 نمونه سنگواره متعلق به دوران کرتاسه، دسته‌بندی آنها و تعیین میزان ایزوتوپ 18 در هر یک آغاز شد. این نمونه‌ها ترکیبی از اسپینوسوروس، سایر دایناسورها، سوسمارها و لاک‌پشت‌هایی از چهار قاره متفاوت بودند. گزارش نهایی نشان می‌داد سطح ایزوتوپ 18 در سنگواره اسپینوسوروس 3/1% پایین‌تر از دایناسورهای ساکن خشکی است. این تفاوت از لحاظ آماری معنی‌دار است، در حالی که چنین تفاوتی میان میزان این ایزوتوپ در اسپینوسوروس نسبت به گروه آبزی- خشکی‌زی مانند سوسمارها محسوس نبود. این نشان می‌داد اسپینوسوروس می‌توانسته رفتار آبزی نیز داشته باشد.

مایکل بنتون، دیرینه‌شناس داشنگاه بریستول در انگلستان می‌گوید: « این نمونه عجیب نشان می‌دهد، اندازه‌گیری دقیق میزان ایزوتوپ 18 چقدر می‌تواند در شناخت بهتر رفتار دایناسورها و زیستگاه‌های آنها مؤثر باشد».

رژیم غذایی تعیین‌کننده است یا زیستگاه
یکی از قوی‌ترین فرض‌هایی که می‌تواند این بحث و نتایج حاصل از آن را نقض کند، مسئله نوع رژیم غذایی اسپینوسوروس و اثر آن بر میزان غلظت ایزوتوپ 18 در این جاندار است. مخالفان این فرضیه معتقدند تغذیه این جاندار از حیوانات آبزی می‌تواند غلظت ایزوتوپ 18 را در بدن اسپینوسوروس کاهش دهد.

آمیوت می‌گوید: «حتی اگر رژیم غذایی اسپینوسوروس منحصر به ماهی‌ها بوده باشد، باز هم خشکی‌زی بودن این جاندار باید به فرایندهای تنفس و تعرق و در نتیجه افزایش درصد ایزوتوپ 18 در بدن اسپینوسوروس منجر شود».

بنتون می‌گوید: «آمیوت و همکارانش روشی هوشمندانه و بحث‌برانگیز را به کار گرفته‌اند، انتخاب این تعداد فسیل از مناطق مختلف جهان می‌تواند اعتبار قابل‌قبولی به این نتایج بدهد».

پال برت، دیرینه‌شناس موزه تاریخ طبیعی لندن می‌گوید: «با همه این اعلام نظرها و نتایج هنوز هم نمی‌شود ساختار استخوانی این دایناسور را که با حیات و شکار در خشکی سازگار شده است، نادیده گرفت. من به نتایج حاصل از تخمین میزان ایزوتوپ‌ها اطمینان دارم اما در سنگواره‌ها هیچ اثری از تغییر در اندام‌های حرکتی دیده نمی‌شود و از دم بلند منعطف و جلو برنده هم خبری نیست».

آمیوت هنوز نتوانسته پاسخ روشنی به این پرسش بدهد. او امیدوارست با بررسی دوره‌های زمین‌شناسی و اتفاقات گوناگون هر دوره بتواند زمان تغییر رفتار اسپینوسوروس و آغاز حیات دریایی این جاندار را تخمین بزند و با شناخت دلایل این تغییر رفتار بتواند پاسخ دقیقی برای این معما و شاید بسیاری از معماهای زیستی دیگر پیدا کند.

منبع: خبر آنلاین

نویسنده : علی : ۳:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٤
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

تصویر مورچه وزنه بردار برنده مسابقه عکاسی شد

تصویر مورچه وزنه بردار برنده مسابقه عکاسی شد

 

یک تصویر خارق العاده که مورچه ای را در حال بلند کردن وزنه ای که صد برابر از خودش سنگین تر است نشان می دهد، برنده جایزه نخست رقابت های عکاسی علمی شده است.

 

این تصویر یک مورچه آسیایی را نشان می دهد که از سطحی مانند شیشه آویزان شده و با دهانش وزنه ای 500 میلی گرمی را بلند کرده است.

عکاس این تصویر دکتر توماس اندلاین، استاد جانورشناسی دانشگاه کمبریج است که درباره پاهای چسبناک حشرات تحقیق می کند.

شورای تحقیقات فناوری زیستی و زیست شناسی بریتانیا جایزه 700 پوندی خود را به عکس دکتر اندلاین اختصاص داد.

تحقیقات اندلاین نشان می دهد مورچه ها هنگام حمل بارهای سنگین شکل کف پای خود را متناسب با وزن آن تغییر می دهند.

توماس اندلاین می گوید: "کف پای مورچه ها خود به خود تمیز می شوند و می توانند به هر نوع سطحی بچسبند."

او امیدوار است با تحقیق بیشتر بتواند به تولید چسب های بهتر کمک کند.

به گفته دکتر اندلاین، او امیدوار از نتیجه تحقیقاتش برای تولید چسب های هوشمند استفاده کند.

منبع: aent.persianblog.ir

نویسنده : علی : ٢:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٤
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

تغییر شمال و جنوب مغناطیسی زمین

سرگردانی طبیعی شمال مغناطیسی زمین !
نگاهی به سرعت گرفتن پدیده جابه‌جایی قطب‌های مغناطیسی زمین
شمال مغناطیسی از استوا سردرمی‌آورد؟
.
جام جم آنلاین: شفق قطبی در آسمان تهران! شاید در چند دهه پیش موضوع جذاب و هیجان‌انگیز جابه‌جایی قطب‌های زمین صرفا با ترسیم فرضی شرایط زمین در آینده مورد بحث و بررسی قرار می‌گرفت، اما بتدریج به آن آینده نزدیک می‌شویم. موضوع بسیار ساده است؛ قطب‌های مغناطیسی زمین در حال حرکت و جابه‌جایی هستند.
تغییر شمال و جنوب مغناطیسی زمین

در این صورت دور از ذهن نخواهد بود که تا چند دهه آتی، شفق چشم‌نواز قطبی در آسمان تهران و کشورهای اطراف هم قابل روِیت باشد!

شاید بهتر باشد از این پس بابانوئل با دقت بیشتری به قطب نمای خود نگاه کند، زیرا قطب شمال مغناطیسی زمین در حال جابه‌جایی و عوض کردن جای خود با قطب جنوب مغناطیسی است. البته نباید خیلی هم نگران بود، چون خبر از جابه‌جایی جغرافیایی دو قطب نیست، بلکه تنها از بعد مغناطیسی جای خود را با یکدیگر عوض می‌کنند. بحث جابه‌جایی قطب‌های مغناطیسی زمین، موضوع بحث‌برانگیز چندان تازه‌ای نیست. نخستین نشانه‌های قطعی و علمی جابه‌جایی قطب‌های مغناطیسی زمین به مقاله‌ای باز می‌گردد که سال 1872 از سوی چالز اسین براشر منتشر شد، گرچه نخستین بار در سال 1831 گروهی از محققان متوجه وجود چنین تغییری شده بودند. او با تفسیر افسانه‌های مکزیکی به این نتیجه علمی رسید که قطب‌های مغناطیسی زمین تاکنون 4 بار از بیش از 10 هزار و 500 سالپیش از میلاد تاکنون جابه‌جا شده‌اند. در دهه‌های گذشته تحقیقات دامنه‌داری در این زمینه انجام شده و حتی در ناسا رشته مطالعات گسترده‌ای با تمرکز بر سرعت و دیگر فاکتورهای تعیین‌کننده در این فرآیند به مرحله اجرا درآمده است؛ اما تحقیقات جدیدی در این زمینه به عمل آمده که موجب حیرت دانشمندان علوم زمین‌شناسی شده است؛ فرآیند جابه‌جایی قطب‌های مغناطیسی زمین با سرعت خیره‌کننده 64 کیلومتر در سال در حال انجام است!

آرنولد شالت، زمین‌شناسی است که در انستیتو فیزیک زمین در فرانسه تحقیقات دامنه‌داری در این خصوص داشته است. تازه‌ترین تحقیقات وی نشان می‌دهد قطب شمال مغناطیسی زمین با سرعت 64 کیلومتر در سال به سوی روسیه در حال نزدیک شدن است. نتیجه تحقیقات وی در نشریه معتبر نشنال جغرافی منتشر شده است، اما نکته جالب این داستان از همین جا پررنگ‌تر می‌شود. دقیقا 5 سال پیش و در همین نشریه گزارشی منتشر شد که نتیجه تحقیقات دامنه‌دار گروهی از زمین‌شناسان درباره سرعت حرکت میدان مغناطیسی شمال زمین به سوی روسیه بود. در آن گزارش آمده بود، قطب شمال مغناطیسی زمین با سرعت 40 کیلومتر در سال به سوی روسیه نزدیک می‌شود. این‌که تنها در مدت کمتر از 5 سال با انجام دور تازه‌ای از تحقیقات مشخص شود که سرعت حرکت قطب شمال مغناطیسی زمین بیش از 20 کیلومتر در سال افزایش یافته، موجی از حیرت و هیجان را در میان زمین‌شناسان ایجاد کرده است.

زمین‌شناسان در توجیه این فرآیند به هسته زمین اشاره می‌کنند و آن را عامل اصلی بروز این رویداد می‌دانند؛ البته هسته زمین آنقدر عمیق است که دانشمندان نمی‌توانند مستقیم میدان مغناطیسی سیاره مادر را مورد بررسی قرار دهند، اما با تکیه بر فناوری‌های نوین این امکان برای آنها فراهم شده است تا با دنبال کردن حرکات و جابه‌جایی‌های میدان مغناطیسی زمین در سطح و فضا، به گمانه‌زنی بپردازند. تحقیقات اخیر دانشمندان نشان می‌دهد منطقه‌ای مغناطیسی در سطح هسته زمین وجود دارد که تغییرات در آن بسیار سریع و فراتر از تصور صورت می‌گیرد. آرنولد شالت، تغییر قطب شمال مغناطیسی زمین را بر گردن همین منطقه مرموز از هسته زمین انداخته و پیش‌بینی می‌کند در دهه‌های آتی مردم کشورهایی که به دور از قطب شمال زندگی می‌کنند احتمالا شاهد پدیده جذاب و دلفریب شفق قطبی خواهند بود؛ البته او در طرح این موضوع که مردم کشورهای نزدیک‌تر به قطب نیز چنین امکانی را به دست آورند هنوز تردید دارد.

در حالی که بسیاری از زمین‌شناسان نزدیک شدن شمال مغناطیسی زمین به استوا را مورد بررسی قرار می‌دهند،‌ بسیاری نیز درباره مسیر آینده حرکت شمال مغناطیسی زمین تردید دارند‌

شمال مغناطیسی زمین، جایی که عقربه‌های قطب‌نما آن را نشان می‌دهند در حوالی نقطه‌ای از زمین است که به آن در علم جغرافیا، قطب شمال گفته می‌شود. در حال حاضر شمال مغناطیسی زمین نزدیک به جزیره السمر کاناداست. قرن‌هاست که مسیریاب‌ها از شمال مغناطیسی برای هدایت کاروان‌ها و مسافران استفاده کرده‌اند و حتی هنوز هم در مناطق دورافتاده و محروم از فناوری‌های نوین، استفاده از این شیوه مسیریابی رواج دارد. با توجه به تغییراتی که در حال انجام است اختلالات زیادی در فرآیند جهت‌یابی آنها روی می‌دهد و شاید به همین دلیل است که می‌شنویم بسیاری از آنها که سال‌ها از این روش استفاده می‌کرده‌اند، دیگر اعتماد چندانی به تعیین مسیر با تکیه صرف بر شمال مغناطیسی ندارند! از سال 1831 که نخستین نشانه‌ها درخصوص جابه‌جایی شمال مغناطیسی زمین دیده شد، دانشمندان این فرآیند را در گذر زمان دنبال کرده‌اند. در سال 1904 گروهی از زمین‌شناسان متوجه شدند شمال مغناطیسی زمین با سرعت 15 کیلومتر در سال به سوی شمال شرقی در حال جابه‌جاشدن است. در طول یک قرن گذشته این فرآیند همواره زیرنظر زمین‌شناسان بوده است تا آن‌که در سال 1989 این روند، سرعت قابل‌توجهی گرفت و در نهایت در سال 2007 دانشمندان به این نتیجه رسیدند که قطب شمال مغناطیسی زمین با سرعتی بین 55 تا 60 کیلومتر در سال به سوی سیبری روسیه در حال پیشروی است.

جابه‌جایی سریع قطبین مغناطیسی زمین گویای آن است که اعمال تغییرات اساسی و به روز کردن نقشه‌های میدان مغناطیسی زمین کاملا ضروری است.

در قرن گذشته شمال مغناطیسی زمین 1100 کیلومتر به سوی سیبری حرکت کرده است. این آمار جالب توجهی است که از سوی جو استونر از دانشگاه اورگان و حدود 5 سال پیش ارائه شد. وی عقیده دارد اگر جابه‌جایی قطب‌های مغناطیسی زمین با همین روند ادامه داشته باشد، تا نیم قرن آینده یعنی حدود سال 2060 قطب شمال مغناطیسی زمین در سیبری خواهد بود. او می‌گوید: با پدیده‌ای طبیعی سر و کار داریم که بسیار سریع در حال روی دادن است. این پدیده حداقل در 500 سال گذشته مشاهده نشده است. تحقیقات وی نشان می‌دهند چنین جابه‌جایی‌ 400 بار در 330 میلیون سال گذشته روی داده است. این ارقام در نوع خود هیجان‌انگیز هستند، اما استونر طور دیگری فکر می‌کند: ما فقط شاهد سرگردانی طبیعی شمال مغناطیسی زمین هستیم!

قطب سرگردان

زمین‌شناسان بر این عقیده‌اند که زمین دارای میدان مغناطیسی است؛ چون هسته سیاره مادر از مرکز یونی آهنی تشکیل شده که اطراف آن را فلزی مایع احاطه کرده است. این مجموعه به دینامی شباهت دارد که افسار میدان مغناطیسی زمین را در اختیار دارد. دانشمندان در گذشته بر این گمان بودند که چون هسته مذاب زمین همواره در حال حرکت است، بروز تغییرات در میدان مغناطیسی آن می‌تواند مکان سطحی شمال مغناطیسی را نیز تحت‌الشعاع قرار دهد. اگرچه تحقیقات دانشمندان در یک دهه گذشته مهر تأییدی بر این ایده است اما زمین‌شناسانی همچون شالت نیز هنوز در گفتن این‌که روزی شمال مغناطیسی زمین از روسیه عبور خواهد کرد تردید دارند. او می‌گوید: پیش‌بینی آینده بسیار دشوار است. البته این پایان ابهامات موجود نیست. در حالی که بسیاری از زمین‌شناسان نزدیک شدن شمال مغناطیسی زمین به استوا را مورد بررسی قرار می‌دهند، بسیاری نیز درباره مسیر آینده حرکت شمال مغناطیسی زمین تردید دارند، مسیری که ممکن است به هر سمتی باشد.

 

مترجم:‌ مهدی پیرگزی
منبع : National Geographic - sadrizadeh.persianblog.ir

نویسنده : علی : ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

آتشفشانها و زمین ساخت ورقه ای ( تکتونیک صفحه ای )

آتشفشانها و زمین ساخت ورقه ای ( تکتونیک صفحه ای )

چرخه زمین ساخت و رتبه‌ای با مطالعه آتشفشانها شروع می شود. زمین ساخت صفحه‌ای نظریه ای می‌باشد که توسط زمین شناسانی که حرکات پوسته و گوشته خارجی زمین را توضیح می‌دهند، گسترش یافت. این دو لایه لیتوسفر یا سنگ کره زمین یا پوسته خارجی سنگ های جامد را می‌سازند. زمین ساخت صفحه‌ای همچنین منشاء بیماری از وقایع زمین شناختی را توضیح می‌دهد که شامل آتشفشانها و زمین لرزه ها می‌باشد. برعکس حضور آتشفشانها و زمین لرزه ها داده ها را برای فهم بیشتر در مورد زمین ساخت ورقه ای فراهم می‌کند. در آزمایشگاه کلاس ششم، دانش آموزان روی طرح ریزی داده ها و تفسیر نتایج تمرکزی بیشتری خواهند داشت نظریه زمین ساخت ورقه ای کمک می کند تا توضیح دهیم که چرا و کجا آتشفشانها اتفاق می‌افتند. صفحات حرکت می کنند، در لبه ها یا مرزها با هم برخورد می‌کنند. این باعث ذوب می‌شود، مخصوصاً در مرز صفحات همگراد زمانی که دو صفحه به هم نزدیک می‌شوند. و مرز صفحات ؟؟ زمانی که دو صفحه از هم دور می شوند. همان طور که شکل زیر نشان داده شده است.

 

آتشفشانها و زمین ساخت ورقه ای ( تکتونیک صفحه ای ).

 

 

2 – درباره سه نوع آتشفشان را با مرور نمودارهای نشان داده شده در زیر بحث کنید. ببینید که دانش آموزان می‌توانند بخشهای آتشفشانها را قبل از اینکه شما نامگذاری کنید، نامگذاری کنند. از آنها بخواهید تا در مورد اینکه آیا یک الگوی توزیع برای آتشفشانها وجود دارد یا آنها در مکانهای یکسان قرار داردند، فکر کنند. در آزمایش آنها خواهند فهمید که هیچ الگویی که بتوان آن را یافت وجود ندارد. بگذارید آن را در آزمایش بفهمند. این آزمایش مثالی از یک فرضیه بی معنی می باشد، ؟؟؟ که جواب آن نه می باشد.

 

ماگما از سنگ جامد لم چگالتر می‌باشد، بنابراین به سمت سطح زمین حرکت خواهد کرد. زمانی که به سطح می رسد، باعث فوران می‌شود. بنابراین تعدادی از فعالیتهای آتشفشانی، نظیر جزایر هاوایی، با مدل ریش ساخت ورقه ای متناسب نیست. هاوایی در وسط صفحه اقیانوس آرام قرار دارد و در مرز صفحه قرار ندارد. این آتشفشان و آتشفشانهای دیگر که در داخل صفحه اتفاق می‌افتد و در لبه ها قرار ندارد (بین صفحه‌ای) احتمالا توسط نقاط داغ ایجاد می‌شوند که منشاء ماگما در گوشته زمین زیر صفحات هستند. تشکیل ماگمای نقاط داغ، کاملاً قابل فهم نیست. در آزمایشگاه مکان چندین آتشفشان را در مرز صفحات همگرا و سری بین صفحه‌ای طرح ریزی خواهند کرد.

ماسه شکل آتشفشان را مشخص می‌کنیم. اول، یک آتشفشان سپری که از گدازه تشکیل شده است. نام سپر ساختار کوتاه و پهن آتشفشان نظیر یک سپر معکوس را تشریح می‌کند. آتشفشانهای هاوایی از نوع سپری هستند. دوم، مخروط خاکستر که یک ساختار پر شیب تر می‌باشد و از خاکسترها (سنگهای خرد شده دانه ریز) که به طور انفجاری از آتشفشان فوران کرده سات تشکیل شده است. سرانجام، یک آتشفشان مرکب که از لایه های مختلط خاکستر و گدازه تشکیل شده است. آتشفشانهای مرکب غالباً مرتفع تر از آتشفشانهای سپری هستند اما شیب مخروط های خاکستر را ندارند. کوه شاستا MT.Shasta در کالیفرنیا و کوه فوجی در ژاپن مثالهایی از آتشفشانهای مرکب هستند.

روشها:

1 – با کلاس این مطلب را مرور کنید که آتشفشانها و زمین لرزه ها داده های لازم برای زمین شناسان برای تفسیر فرآیندهای زمین را فراهم می‌کنند، نظیر حرکات صفحات. از دانش آموزان بخواهید که ایالت ها و کشورهای زیر را در روی نقشه یا کره قرار دهند. ارگان، واشینگتن، کالیفرنیا، ایتالیا، فیلیپین، ژاپن، هاوایی، ایسلند، آریزونا، نیکاراگوا، مکزیک و شیلی. این به آنها کمک خواهد کرد تا آنها به سرعت جایگزاری کنند زمانی که آزمایش را کامل می‌کنند.

ادامه مطلب
نویسنده : علی : ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢٤
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

آتشفشان

آیا تا به حال در مورد آتشفشان‌ها که یکی از جالبترین و در عین حال خطرناکترین پدیده‌های طبیعی هستند فکر کرده‌اید؟

آتشفشان


وقتی خبری از فعال شدن آتشفشانی می‌شنویم و یا در جریان عکس‌ها و فیلم‌هایش قرار می‌گیریم، پس از برطرف شدن آن شگفتی همیشگی که از دیدن مقدار زیاد مایعات مذاب حاصل می‌شود اولین چیزی که به ذهنمان خطور می‌کند قدرت لایتناهی خداوند و تغییرات طبیعت است که چطور کوه بلند و آرامی که سال‌های سال در یک نقطه بی‌صدا و حرکت بوده است را ناگهان به چنین جنبشی واردار می‌کند.
گرچه تاکنون دانشمندان جزئیات بسیار زیادی از علل این فعالیت‌ها عنوان کرده‌اند اما تعجب و جذابیت این اتفاق برای بسیاری از ما همچنان ادامه دارد.
تعریف کلی که از کوههای آتشفشانی ارائه شده است نشان می‌دهد که "آتشفشان‌ها در هر جایی از دنیا که مواد داخل اعماق زمین بتوانند راه خود را به سطح باز کنند به وقوع می‌پیوندد." که در اکثر مواقع این مواد از دهانه کوههای مستعد خارج می‌شوند.
توضیح علمی دیگزی که وجود دارد آن است که آتشفشان یک ساختمان زمین شناسی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی (به صورت مذاب، گاز، قطعات جامد یا هر سه) از درون زمین به سطح آن راه می‌یابند. انباشتگی این مواد در محل خروج، برجستگی هایی به نام کوه آتشفشان ایجاد می‌نماید..
سوال کلی که می‌تواند برای هر کسی پیش آید آن است که موادی که از دهانه آتشفشانها خارج می‌شوند که گرمای غیر قابل توصیفی دارند دقیقا چه هستند؟

ماگما Magma:

ماده طبیعی، داغ و سیال که عمدتا سیلیکاتی بوده و ماده اصلی سازنده سنگ‌ها به شمار می‌رود.

گدازه Lava:

ماگمایی است که به سطح زمین راه یافته است. گدازه می تواند در سطح زمین مانند رودخانه جریان یابد یا تشکیل دریاچه را بدهد.
و در نهایت سنگ های آتشفشانی که به صورت ماگمای گداخته در سطح زمین به سرعت سرد می‌شوند و انواع بسیار متنوع آنها تاکنون شناسایی شده است.
اینکه ما تصور می‌کنیم این پدیده‌ها تنها در دنیای ما صورت می‌پذیرد کاملا اشتباه است زیرا تحقیقات نشان می‌دهد که آتشفشانها پدیده‌های جهانی هستند و در سایر کرات منظومه شمسی به ویژه سیارات مشابه زمین نیز صورت می‌پذیرند چنان که پوشش سطحی ماه اغلب با سنگ های آتشفشانی پوشیده شده است و بارزترین ارتفاعات مریخ توسط آتش فشانها ساخته شده است..
در تاریخ بشر از 200 سال قبل تاکنون حدود 19 فعالیت آتش فشانی به ثبت رسیده است که طی آنها دست کم 1000 نفر جان خود را از دست داده‌اند و هزاران نفر دیگر نیز زخمی شده‌اند.
هم اکنون بیش از 500 کوه آتش فشانی فعال در دنیا وجود دارد که هر چند وقت یکبار به اشکال مختلف فعالیت خود را با بیرون دادن گازها و یا ابرها و حتی پرتاب گدازه‌ها نشان می‌دهند و خطراتی را برای ساکنین منطقه بوجود می‌آورند.
منبع:www.hamshahrionline.ir  - www.rasekhoon.net

نویسنده : علی : ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢٤
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

آتشفشان‌های بستر اقیانوس و تغییرات اقلیم

یک گروه تحقیقاتی به رهبری بیل چادویک از دانشگاه ایالتی اورگان، فعالیت‌های مجموعه عظیم آتش‌فشان‌های زیر‌دریایی «نورث‌وست روتا1» را در اقیانوس آرام، از سیزدهم فروردین‌ماه گذشته به مدت دوهفته بررسی کردند. این تحقیق نتایج فوق‌العاده‌ای برای آنها در برداشت. آنها موفق به کشف گونه‌های جانوردی جدیدی شدند که تاکنون ناشناخته مانده بود. چادویک در گفتگو با بخش خبری نشریه نیچر درباره درس‌هایی صحبت کرده که می‌توان از آتش‌فشان‌ها آموخت.

نورث‌وست روتا1 در کجا واقع شده است؟
در بخش غربی اقیانوس آرام و حدود100 کیلومتری شمال جزیره گوام، زنجیره کاملی از آتش‌فشان‌های فعال وجود دارد که کمان آتش‌فشانی ماریانا نامیده می‌شود. این کمان شامل 9 جزیره است، اما بیشتر آتش‌فشان‌های آن زیردریا واقع است. بیش از 50 آتش‌فشان‌ زیر‌دریایی در این منطقه وجود دارد.

آتش‌فشانی که درموردش تحقیق کردی، چقدر بزرگ است؟
این آتش‌فشان در 3هزار متری عمق بستر اقیانوس قرار دارد و ارتفاع قله آن هم حدود 2500 متر است.

چرا این منطقه را انتخاب کردی؟ آیا دلایل خاصی داشتی؟
ما کار بررسی این منطقه را از چند سال پیش آغاز کرده‌ بودیم. در ابتدا تمام منطقه را نقشه‌برداری کردیم تا ببینیم کدام مکان‌ها از لحاظ گرمایی فعال است. در واقع می‌خواستیم محل چشمه‌های آب بسیارداغ را در بستر اقیانوس همراه با گونه‌های جانوری ساکن این مناطق بهتر بشناسیم. پس از آن به عملیات غواصی و جستجوی بیشتر به وسیله ابزارهای عملیاتی متحرک در مکان‌هایی پرداختیم که برای ما جالب‌تر بودند. این منطقه هم یکی از جالب‌ترین بخش‌ها بود و در واقع همیشه ما را متحیر می‌کرد، چرا که دائم فعال بود و فوران‌های زیر‌دریایی داشت. این منطقه تنها نقطه روی زمین بود که ما توانسته بودیم انفجارها و فوران‌های زیرآبی را تماشا کنیم. گروه اکتشافی دیگری هم که در حال حاضر در حوزه لائو، جایی بین فیجی و تانگا مستقر شده، توانسته‌است انفجارهای زیردریایی را در این منطقه شناسایی کند. ما اطلاعات چندانی در این زمینه نداریم، اما عکس‌هایی که دیده‌ام، بسیار چشمگیر به نظر می‌رسند.

آتشفشانهای بستر اقیانوس و تغییرات اقلیم

نورث‌وست روتا1 را می‌شود به چه چیز تشبیه کرد ؟
ما از یک ماشین خودکار استفاده می‌کنیم، که به وسیله یک‌سری کابل از کشتی به اعماق اقیانوس فرستاده می‌شود. این دستگاه امکان دیدن تصاویر زنده و دریافت اطلاعات را برای تیم تحقیقاتی فراهم می‌کند. در ابتدا همه چیز آرام به نظر می‌رسد، شما هرگز نمی‌توانید حدس بزنید بالای سطح یک آتش‌فشان زنده ایستاده‌اید؛ مگر این‌که سری به اتاق فرمان بزنید و آنجاست که روی مانیتورها، آتش‌فشانی را می‌بینید که کاملا فعال است.

هر بار به سراغ روتا1 می‌رویم، با اتفاق تازه‌ای مواجه می‌شویم؛ از خروج آرام گازها از دهانه آتش‌فشان گرفته تا بیرون زدن گازهای آتشفشانی برای آهسته کردن خروج گدازه‌ها، که هم‌زمان با آن تمام بستر اقیانوس تکان می‌خورد، می‌لرزد و قطعه‌های عظیم با خروج گدازه‌های تازه به آهستگی از دهانه آتش‌فشان کنار زده می‌شوند. سال‌های قبل ما آنرا قدرتمند‌تر دیده‌ایم: گدازه‌ها ممکن بود تکه‌تکه‌ درون آب پرتاب شوند و رد سرخی در دهانه آتش‌فشان دیده شود. این اتفاق آن‌قدر سریع می‌افتاد که آب فرصت سرد کردن گدازه‌ها را پیدا نمی‌کرد. این آتشفشان روز به روز و ساعت به ساعت تغییر می‌کند.

آتشفشانهای بستر اقیانوس و تغییرات اقلیمچه گونه‌های جانوری جدیدی را کشف کردی؟
در کنار چشمه‌های آب داغ، ما اغلب با وفور جانوری متفاوتی برخورد می‌کنیم، جاندارانی که با حیات دریایی مورد انتظار ما یکی نیستند، چرا که آنها برای تأمین انرژی مورد نیازشان از مواد شیمیایی حاصل از فعالیت آتشفشانی در بستر اقیانوس استفاده می‌کنند. اولین حلقه زنجیره غذایی را معمولا باکتری‌ها و سایر میکروارگانیسم‌ها تشکیل می‌دهند که توسط حیوانات دیگر خورده‌ خواهند شد؛ اما در کمان ماریانا، ما جمعیت‌های زیستی متفاوتی را می‌بینیم. در نورث‌وست روتا1، زنجیره غذایی با دو نوع میگوی گوشتخوار آغاز می‌شود: یکی از آنها پیش از این فقط در کوه‌های دریایی هاوایی دیده شده بود و دیگری، گونه‌ای کاملا جدید است. علاوه بر این دو، با نوعی صدف کوهی ناشناخته هم برخورد کردیم و امسال نوعی صدف سرسخت هم به این جمعیت اضافه شد.

چگونه فوران‌های آتش‌فشانی پیوسته، حیات دریایی نزدیک به آن‌را تحت تأثیر قرار داده است ؟
در ابتدا، فقط چند گونه میگو و انواعی از صدف‌های کوهی وجود داشتند. اما امسال متفاوت بود، جانداران متنوع‌تر شده بودند. صدف سرسخت هم به آنها اضافه شده بود و جمعیت میگو و صدف کوهی به شدت افرایش پیدا کرده بود. حیرت‌آور است، شما اصلا فکر نمی‌کنید یک آتشفشان فعال بتواند بهترین زیست‌بوم برای جانوران باشد، در حالی‌که بعضی گونه‌ها آن‌را به سرتاسر اقیانوس ترجیح می‌دهند.

ما شاهد بودیم که گازهای حاصل از آتش‌فشان می‌توانند بعضی گونه‌های دریایی ساکن در منطقه را مانند تعدادی از ماهی‌ها، میگوها یا سرپاوران 10 بازویی، هنگام شنا به نزدیکی آتشفشان‌ها بکشند. اجساد این جانوران به بستر اقیانوس سقوط می‌کند و میگوهای گوشتخوار که با منطقه آتش‌فشانی سازگارند، غذای مورد نیازشان را بدست می‌آورند. آتشفشان از یک سو حیات دریایی را حمایت می‌کند و از سوی دیگر، موجب مرگ تعدادی از آبزیان می‌شود.

آتشفشانهای بستر اقیانوس و تغییرات اقلیمچه کسی اسامی آتش‌فشان‌های زیر دریایی را انتخاب می‌کند؟
فکر می‌کنم اولین کسانی که آنها را پیدا می‌کنند، اسامی را هم انتخاب کنند. ما در اولین بازدید از کمان ماریانا در سال 1382 / 2003 این آتشفشان را پیدا کردیم و آن‌را «نورث وست روتا1» نامیدیم، برای این‌که در شمال غربی جزیره روتا واقع شده بود، جایی‌که در مجموع چهار رشته از کوه‌های دریایی کنار هم قرار داشتند و هر کدام علاوه بر نام، به یک شماره هم نیاز داشتند.

پس شما با آتشفشان زیردریایی عظیمی مواجهید که با فوران‌های دائمی‌اش، جانوران دریایی را از بین می‌برد و شما نمی‌خواهید آن‌را چیزی شبیه مونت دوم (کوه هلاکت، برگرفته از داستان ارباب حلقه‌ها) بنامید؟
در زمان نام‌گذاری نمی‌دانستیم که این آتشفشان فعال است؛ تا سال بعد که با تجهیزات عملیاتی به این منطقه برگشتیم. ما این نام را در گزارش‌ها و نشریات استفاده کرده‌ایم و گمان می‌کنم چاره‌ای جز استفاده همیشگی از آن نداشته باشیم.

منبع: خبر آنلاین

نویسنده : علی : ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢٤
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

آتشفشان های فعال کره زمین

آتشفشان های فعال کره زمین

 

آتشفشانهای مهم کره زمین

 

·       در ایتالیا کوه وزوویوس در 79 میلادی فعالیت کرد و پمپئی در زیر مواد

 

آتشفشانی این کوه مدفوع شد.

 

·       در شمال سیسیل در جزایر لیپاری کو استرومبولی در 1956 فعالیت کرد،

 

این کوه 926متر ارتفاع داشته و به چراغ دریای مدیترانه معروف است.

 

·       در جزیره ایسلند بیش از 25 آتشفشان فعال وجود دارد، آتشفشان اسک جا

 

بزرگترین و فعالترین آنها است.

 

·       در جزایر کومور(جنوب شرقی افریقا)آتشفشان فعال کارتالا وجود دارد،

 

آخرین انفجار بزرگ آن در سال 1904 بوده است.

 

·       در جزیره رئونیون در شرق مادگاسکار(جنوب شرقی افریقا)آتشفشان فعال

 

پیتون دولافرنرز وجود دارد.

 

·       در جزایر کوریل(بین ژاپن و روسیه )13 آتشفشانوجود دارد که تعدادی از آنها

 

زیر دریا می باشند.

 

در ژاپن حداقل34 مخرج آتشفشانی وجود دارد(مثلا فوجی یاما در جنوب

 

غربی توکیو به ارتفاع3773 متر که به کوه مقدس معروف است) و یا آدزو

 

مایاما و اسامایاما که فعالند.

 

 

 

آتشفشان Volcano

 

·       ئر جزایر فیلیپین بیش از یکصد مرکز انفجار وجود دارد که مهمترین آنها

 

هیبوک هیوک در جزیره کامی گونتن است.

 

·       در هاوایی نیز آتشفشانهای فعال وجود دارد مانند مالونالو(4170 متر) که بسش

 

از آتشفشانهای دیگر لاو از آن خارج میشود، انفجار عظیم آن در 1950 به وقوع

 

پیوست.

 

·       در جزابر سوماترا و جاوه اندونزی نیز آتشفشانهای زیادی وجود دارد که

 

معروفترین آنها کراکانو می باشد

 

·       در گواتمالا نیز کوه هایی مانند سانتامار یا کوئیزال(خطرناکترین آتشفشان

 

آمریکای مرکزی) و ناهومولکووسان بدرو از آتشفشانهای فعال می باشد

 

·       در السالوادر کوه انرالکو که در 1956 فعالیت کرد به چراغ دریایی معروف

 

است

 

·       در شیلی و آرژانتین بیش از 25 آتشفشان فعال ونیمه فعال وجود دارد که

 

خلال سالهای(1948-1960)بسیار فعالیت کرده اند

 

·       بزرگترین مجموعه آتشفشانهای جهان در اندونزی قرار دارد(167 کوه)

 

·       بلند ترین کوه آتشفشان فعال جهان کوه آنتوفالا در آرژانتین است(6450 متر)

 

آتشفشان های فعال کره زمین .

 

·       بلند ترین کوه آتشفشان خاموش جهان آکونگاگوا در آرژانتین است

 

(6960 متر)

 

·       طویل ترین جریان مواد مذاب آتشفشانی بر اثر انفجار کوه لکی در ایسلند بوده

 

(به طول 70 کیلومتر)

 

·       بزرگترین دهانه آتشفشان دنیا متعلق به قله کالدرا از کوه آسو در جزیره

 

کیوشو ژاپن با 5/27 کیلو متر عرض- قله آتشفشان نگرونگرو نیز در شمال

 

تانزانیا 20 کیلومتر عرض است.

 

·       بزرگترین انفجار آتشفشانی متعلق به کوه کراکاتو اندونزی بوده که در ساعت 10

 

 صبح روز27 اوت 1883 به وقوع پیوست .163 دهکده ویران و 36880 نفر در

 

اثر امواج زلزله کشته شدند. این انفجار 26 برابر قدرت بمب هیدروژنی بوده است

 

(5 برابر این انفجار در سانتورنی اقیانوس آرام در 1470سال قبل از میلاد به

 

وقوع پیوست).

 

منبع: www.farabanafsh.blogfa.com

نویسنده : علی : ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢٤
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

تولید برق از آب‌های روان

تولید برق از آب‌های روانبه گزارش خبرنگار اجتماعی فارس، در نمایشگاه نوآوری و شکوفایی اختراعات بسیاری از سوی مخترعان و نوآوران جوان کشور ارائه شده است اما در همین نمایشگاه مخترعی دیده می‌شود که مسن‌تر از مخترعان دیگر است و انگیزه بالایی برای نوآوری و ابداع دارد.
حسینعلی رفیع زاده، مخترع 64 ساله که اهل اصفهان است می‌گوید: از نظر مالی نیز در سطح بالایی نیستم اما با همین بضاعت کم به دنبال ثبت اختراع و کمک به کشورم هستم و تا جایی که بتوانم این فعالیت را ادامه می‌دهم.
وی در خصوص طرح خود تولید برق از آب‌های روان گفت: امروزه کمبود انرژی یکی از مشکلات روز است و هرچه از نیروهایی که در حال گذر هستند بتوان استفاده کرد، انرژی ارزان‌تری می‌توان به دست آورد.
این مخترع افزود: سرتاسر رودخانه‌ها از مبداء تا مقصد انرژی زیادی را در خود دارند با قرار دادن این دستگاهی که ساخته‌ام می‌توان برق مورد نیاز محدوده رودخانه را تولید کرد.
وی ادامه داد: جریان آب از خروجی لوله‌های آب موتورهای دیزل کشاورزی انرژی زیادی دارد که بلا استفاده است و با قرار دادن طرح مذکور می‌توان توربینی را به گردش درآورد و از انرژی آن مولد برقی را به گردش درآورد و یا از نیروی توربین پمپ آبی را به کار انداخت و با لوله آب را در بالا دست هم هدایت کرد.

نویسنده : علی : ٤:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢٤
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

آب عجیب ترین مایع جهان ( مایع حیات )

آب عجیب ترین مایع جهان ( مایع حیات )

آب، فراوان‌ترین مایع و به‌جرات مهم‌ترین مایعی است که روی زمین وجود دارد؛ اما اهمیت آن به پدیده‌های زیستی منحصر نمی‌شود. ویژگی‌های فیزیکی آب در مقایسه با دیگر مواد روی زمین، بی‌نظیر است.

محمود حاج‌زمان: ما با معما‌های زیادی مواجه هستیم، از طبیعت ماده تاریک و سر منشاء جهان گرفته، تا تحقیق برای نظریه همه‌چیز. اینها همه معماهایی در مقیاس بزرگ هستند، اما شما می‌توانید معمای دیگری را از جهان فیزیکی مشاهده کنید که از آشپزخانه شما می‌آید (و اگر همان‌قدر بزرگ نباشد، به همان اندازه گیج‌کننده باشد). فقط یک لیوان را از آب سرد پر کنید، یک قالب یخ در آن بیاندازید و صبر کنید تا آب از تلاطم بیفتد.

این واقعیت که یخ شناور می‌شود، اولین مورد عجیب این ماده است. زمانی معما عمیق‌تر می‌شود که با استفاده از یک دماسنج دمای آب را در اعماق مختلف اندازه بگیرید. در بالا و در نزدیک قالب یخ، می‌بینید که دمای آب نزدیک به صفر درجه است، اما در انتهای لیوان دما به 4 درجه می‌رسد. دلیل آن این است که چگالی آب در دمای 4 درجه سلسیوس، از هر دمای دیگری بیشتر است (یک ویژگی عجیب دیگر که آن را از هر مایع دیگری متمایز می‌سازد).

به گزارش نیوساینتیست، خواص عجیب آب همچنان ادامه دارد و برخی از آنها برای زندگی حیاتی هستند. به دلیل اینکه چگالی یخ از آب کمتر است و چگالی آب در نقطه انجماد کمتر از زمانی است که آب تا چهار درجه گرم‌تر باشد، آب نسبت به ته لیوان، از بالا به پایین منجمد می‌شود. بنابراین حتی در طول عصر یخ بندان، زندگی در اعماق دریاها و اقیانوس‌ها همچنان ادامه داشت. آب ظرفیت خارق‌العاده‌ای برای گرفتن گرما دارد و این به ملایم‌تر کردن تغییرات آب‌و هوایی کمک می‌کند، که در غیر این صورت می‌تواند اکوسیستم‌ها را نابود کند.

با این حال، به رغم اهمیت بسیار زیاد آب برای حیات، هیچ نظریه واحدی دست کم تا کنون نتوانسته یک توضیح قابل قبول برای خصوصیات اسرارآمیز آن ارائه کند. اگر ما بتوانیم نظریات اندرس نیلسون از فیزیکدانان دانشگاه استنفورد کالیفرنیا، و لارس پترسون از دانشگاه استکهلم سوئد، و همکاران این دو را بپذیریم؛ بالاخره توانسته‌ایم به دلیل واقعی خیلی از این خصوصیات غیر عادی پی ببریم.

نظریات جنجالی این دو، بسط دهنده نظریه‌ای است که بیش از یک قرن پیش از این توسط ویلهلم رونتگن، کاشف اشعه ایکس، ارائه شده است. او ادعا کرده بود که مولکول‌ها در آب مایع آن گونه که در کتاب‌های امروزی می‌بینیم، تنها از یک طریق به هم نپیوسته‌اند، بلکه این اتصال از دو مسیر کاملا متفاوت انجام می‌شود.

ساختار اسرارآمیز آب
کلید فهم اسرار آب، نحوه تعامل مولکول‌های آن با همدیگر است، مولکول‌هایی که از یک اتم اکسیژن و دو اتم هیدروژن تشکیل شده‌اند. اتم اکسیژن بار منفی ناچیزی دارد و اتم‌های هیدروژن، در مجموع بار مثبتی معادل آن دارند. به همین ترتیب، اتم‌های هیدروژن و اکسیژن مولکول‌های همسایه، از طریق تشکیل پیوندی به نام پیوند هیدروژنی به همدیگر جذب می‌شوند.

پیوندهای هیدروژنی، خیلی ضعیف‌تر از پیوندهایی هستند که اتم‌ها را در مولکول‌ها در کنار هم قرار می‌دهند، و به همین دلیل همواره در حال گسیختن و بازپیوستن هستند. این پیوندها هنگامی به حداکثر قدرت خود می‌رسند که مولکول‌ها به نحوی کنار هم قرار گرفته باشند که هر پیوند هیدوژنی در امتداد یک پویند مولکولی قرار بگیرد. شکل یک مولکول آب به نحوی است که هر مولکول H2O در میان چهار مولکول همسایه قرار می‌گیرد و یک هرم با قاعده مثلثی را تشکیل می‌دهد، که معمولا به نام تتراهدرون یا چهارسطحی شناخته می‌شود.

ادامه مطلب
نویسنده : علی : ۱:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

چالش ها و حفره‌های هواشناسی

چالش ها و حفره‌های هواشناسی

 

تحقیقات آب‌وهوایی نیز مثل خیلی موضوع‌های دیگر دارای شکاف‌هایی بنیادین است که مهم‌ترین آنها مربوط به پیش‌بینی‌های هواشناسی محلی، پیش‌بینی بارندگی، ذرات معلق و اطلاعات هواشناسی قرون گذسته است.

محمود حاج‌زمان: ای‌میل‌های فاش شده واحد تحقیات آب‌وهوایی (CRU) دانشگاه آنجلیای انگلستان، در حکم یک هدیه زودرس کریسمس برای منکران تغییرات آب‌وهوایی بود. از قرار معلوم این نامه‌ها نشان می‌دهند که دانشمندان علم هواشناسی اطلاعات زیادی را از دید عموم پنهان کرده‌اند.

به گزارش نیچر، شواهد نشان می‌دهد شکاف‌های جدی در دانش هواشناسی فعلی وجود دارد. در گزارش آخر گردهمایی بین دولتی تغییرات آب‌وهوایی (IPCC) که در سال 2007 / 1386 منتشر شد، به 54 مورد عدم قطعیت کلیدی اشاره شده بود که باعث پیچیده‌تر شدن علم هواشناسی می‌شود.

برخی از این مشکلات مانند عدم قطعیت تخمین‌های مربوط به دمای هوا در قرن‌های گذشته، باعث ایجاد بحث‌های جدی در رسانه‌ها شده‌است. با این وجود، این نتیجه‌گیری بنیادین که فعالیت‌های بشر منجر به گرم شدن کره زمین شده، در اثر شکاف‌های موجود از بین نمی‌رود. این نتیجه‌گیری بر پایه نرخ شدید تغییرات دمایی قرن بیستم و ناتوانی مدل‌های هواشناسی در شبیه‌سازی چنین گرمایشی، بدون در نظر گرفتن نقش آلودگی گازهای گلخانه‌ای است.

گوین اشمیت، از تحلیل‌گران موسسه گدارد ناسا در خصوص مطالعات فضایی و یکی از افراد بانفوذ در این زمینه می‌گوید: «شکاف‌هایی در دانش ما درباره سیستم آب‌وهوایی زمین و اجزای آن وجود دارد و مسائل به اندازه کافی برای عموم مردم روشن نشده است. اما این جو بدگمانی که ما مشغول کار کردن در آن هستیم، احمقانه است.»

مهم‌ترین مسائلی که در گزارش IPCC وجود دارد، پیش‌بینی‌های محلی هواشناسی، پیش‌بینی بارندگی، ذرات معلق و اطلاعات هواشناسی مربوط به گذشته است.

پیش‌بینی‌های محلی هواشناسی
واقعیت ناراحت کننده در خصوص دانش هواشناسی این است که حیاتی‌ترین اطلاعات از کمترین اعتبار برخوردار هستند. ابزار اصلی شبیه‌سازی آب‌وهوای زمین، مدل‌های جریان عمومی (GCMs) هستند که فرایندهای فیزیکی را در اتمسفر، اقیانوس‌ها، صفحات یخی و سطح خشکی نشان می‌دهند.

قابلیت تفکیک این مدل‌ها عموما بین 1 تا 3 درجه عرض و طول جغرافیایی است. لذا هواشناسان برای شبیه‌سازی تغییرات محلی، از بزرگ‌نمایی مدل‌های جهانی استفاده می‌کنند و با استفاده از معادلات مشابه، آنها را برای تعداد گره‌های بیشتری و در موقعیت‌های جغرافیایی خاص حل می‌کنند. اما بالا بردن قدرت تفکیک به این روش مشکلاتی دارد. بزرگ‌نمایی مدل GCM، خطای ناشی از ضعف مدل اصلی را افزایش می‌دهد. به همین دلیل بسیاری از متخصصان برای پیش‌بینی‌های محلی خیلی محتاط عمل می‌کنند.

همچنین مدل‌های تقلیل یافته هواشناسی در مواردی مانند نواحی دارای توپوگرافی پیچیده یا انتشار گازهای گلخانه‌ای که به میزان توسعه اقتصادی هر منطقه بستگی دارد، با عدم قطعیت‌هایی نیز مواجه هستند.

اما مشکلات موجود، شبیه‌سازی‌های محلی را بی‌ارزش نمی‌کند و تنها باید محدودیت‌های آنها را مدنظر قرار داد. شبیه‌سازی‌ها ابزار مهمی برای درک فرایندهایی مانند تغییر جریان رودخانه‌ها هستند که مدل‌های جریان عمومی در مقیاس جهانی نمی‌توانند آنها را مدل کنند. محققان امیدوارند که با بهبود شبیه‌سازی متغیرهای هواشناسی مانند پوشش ابر و دمای سطح دریا بتوانند عدم قطعیت‌ها را در پیش‌بینی‌های محلی هواشناسی کاهش دهند.

بارندگی
افزایش جهانی دما در دهه‌های آینده، احتمالا میزان تبخیر آب‌های سطحی را افزایش داده و سیکل هیدرولوژیکی جهانی را شتاب می‌بخشد. در اثر این پدیده نواحی گرمسیری خشک می‌شود و در عرض‌های جغرافیایی بالاتر بارندگی افرایش می‌یابد. چنین تغییراتی هم اکنون نیز مشاهده شده و تقریبا تمام مدل‌های هواشناسی که برای شبیه‌سازی گرمایش جهانی استفاده می‌شود، این الگوی عمومی را نشان می‌دهد.

توضیح عکس: تصویر فوق، تغییرات بارندگی برای سال‌های 2090 تا 2099 می‌دهد. رنگ آبی افزایش بارندگی و رنگ قهوه‌ای نواحی خشک شده را نشان می‌دهد. رنگ سفید نشان دهنده مناطقی است که پیش‌بینی‌ها درباره آنها با عدم قطعیت مواجه هستند. کمتر از دو سوم مدل‌ها درباره افزایش یا کاهش بارندگی‌ها نتایج یکسانی دارند.

شبیه‌سازی‌های مختلفی که در گزارش IPCC سال 2007 از آن استفاده شده، تصاویر کاملا متفاوتی را درباره وضعیت برف و باران در آینده می‌دهد. این وضعیت به ویژه در مورد بارندگی‌های زمستانی که نقش اصلی را در تغذیه منابع آبی دارد، بدتر است. شبیه‌سازی‌های IPCC در تهیه تصویری از تغییرات بارش‌‌های زمستانی در انتهای قرن حاضر با شکست مواجهه می‌شود.

از طرف دیگر مدل‌های هواشناسی ظاهرا میزان تغییرات بارندگی را دست پایین تخمین می‌زنند. هواشناسان فکر می‌کنند نقطه ضعف اصلی مدل‌ها، توانایی محدود آنها در شبیه‌سازی حرکات عمودی هوا است. به دلیل این‌که دانشمندان دقیقا نمی‌دانند که ذرات معلق موجود در هوا چطور ابرها را تحت تاثیر قرار می‌دهند، دقت شبیه‌سازی‌ها کاهش می‌یابد. داده‌های مربوط به الگوهای بارندگی قبلی در سراسر دنیا شاید بتواند در حل برخی از این مشکلات به مدل‌سازان کمک کند، اما این اندازه‌گیری‌ها در بسیاری از مناطق کافی نیستند.

ذرات معلق
ذرات معلق موجود در جو یکی از منابع عدم قطعیت در علم هواشناسی هستند. به‌طور کلی تصور می‌شود که ذرات معلق با جذب نور خورشید باعث خنک شدن هوا می‌شوند. یکی از مهم‌ترین مشکلات در این زمینه کمبود داده است. به گفته اشمیت، اطلاعات ناکافی هواشناسان از ذرات معلق موجود در هوا، باعث بروز عدم قطعیت در فرایند کلیدی استخراج آب‌وهوای گذشته و آینده است.

برخی از ذرات معلق مانند کربن سیاه نور خورشید را جذب می‌کنند و تاثیر گرمایشی دارند. ذرات دیگر مانند سولفات‌ها با بازتاب نور خورشید، اثر سرمایشی ایجاد می‌کنند. تاثیر کلی آلودگی ناشی از ذرات معلق بر دمای هوا به خوبی شناخته نشده است. تحقیقات مختلف نتایج متضادی در خصوص نقش کاهشی یا افزایشی ذرات معلق بر آب‌وهوای جهانی داشته‌اند.

رابطه بین ذرات معلق موجود در هوا و ابرها بر پیچیدگی مساله افزوده است. اگرچه بعضی از ذرات معلق پوشش ابر را افزایش می‌دهند، اما به نظر می‌رسد ذرات دیگری باعث کاهش این پوشش می‌شوند. ذرات معلق با دگرگون کردن شکل‌گیری ابرها در ارتفاع پایین، که نور خورشید را منعکس می‌کنند و باعث خنک شدن سطح زمین می‌شوند اثر شگرفی بر دمای هوا می‌گذارند.

حلقه‌های تنه درختان
مدارک مربوط به اندازه‌گیری‌های دما در طول 150 سال گذشته، افزایش شدیدی را در طوی دهه‌های اخیر نشان می‌دهد که با هیچ الگوی طبیعی توضیح داده نمی‌شود. به احتمال زیاد این افزایش دما در اثر انتشار گازهای گلخانه‌ای ناشی از فعالیت‌های بشری به‌وجود آمده است. اما داده‌های معتبر دماسنجی مربوط به قبل از سال 1850 / 1230 بسیار کم است و محققان باید راه‌های دیگری را برای مشخص کردن الگوهای دمایی گذشته پیدا کنند.

هواشناسی باستانی بر داده‌هایی استوار است که از منابعی مانند حلقه‌های تنه درختان، تپه‌های مرجانی، رسوبات دریاچه‌ها و حرکات یخچال‌ها به‌دست آمده‌است. تنه درختان در طول رشد خود حلقه‌های سالیانه‌ای تولید می‌کنند که ضخامت آنها، بازتابی از درجه حرارت و بارندگی زمان حیات درخت به شمار می‌رود. چنین ابزاری بخش اعظم دانش ما را درباره نوسان‌های آب‌وهوایی گذشته، مانند دوره گرمایی بین سال‌های 800 تا 1300 میلادی و عصر یخبندان کوتاه حوالی سال 1700 میلادی تشکیل می‌دهد.

دانشمندان تردیدهایی درباره اطلاعات به دست آمده از حلقه‌های تنه درختان دارند. در مناطقی از نیمکره شمالی داده‌های اندازه‌گیری دمای هوا با نتایج به‌دست آمده از تنه درختانی که در این نواحی رشد کرده‌اند، مقایسه شده و نتایج، نشان می‌دهد که نتایج تنه درختان با بخش اعظمی از مقادیر واقعی دمای هوا در دهه‌های اخیر تفاوت دارند. این مساله ممکن است به این دلیل باشد که رشد درختان با فراتر رفتن درجه حرارت از یک آستانه خاص واکنش متفاوتی نشان می‌دهد.

همچنین مشکل بزرگ دیگری در تحقیقات وجود دارد، که مربوط به محدوده وسیع عدم قطعیت در دمای هوای قبل از قرن پانردهم است.

با وجود سوال‌های مداوم درباره داده‌هایی که با استفاده از روش‌های غیرمستقیم به‌دست آمده، بیانیه کلیدی IPCC کماکان به قوت خود باقی می‌ماند. این بیانیه اظهار می‌کند که بخش اعظم گرمایش زمین از اواسط قرن بیستم، به احتمال زیاد مربوط به فعالیت‌های بشر است که منجر به افزایش غلظت گازهای گلخانه‌ای شده است. این اظهارنظر نتیجه تحقیقات گروه‌های مختلفی است که به بررسی جنبه‌های مختلف سیستم آب‌وهوایی پرداخته‌اند.

منبع: www.khabaronline.ir

نویسنده : علی : ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۳
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

وجود آب وابسته به وجود آهنربا است

وجود آب وابسته به وجود آهنربا است

 

دانشمندان در تحقیقات جدیدشان به این نتیجه رسیده‌اند که عدم وجود آب در سیاره ناهید به‌دلیل عدم وجود میدان مغناطیسی است

فضاپیمای ونوس‌اکسپرس به نشانه‌های جدیدی دست یافته است که نشان می‌دهد چگونه سیاره ناهید، ذخایر آب خود را از دست داده است.

سیارات زمین و ناهید تقریبا هم‌اندازه‌اند و در یک زمان شکل گرفته‌اند، به‌همین دلیل اخترشناسان باور دارند که حجم ذخایر مایع در سطح این دو سیاره در ابتدای شکل‌گیری یکسان بوده است. اما امروز حجم آب موجود در جو و اقیانوس‌های زمین یک‌صد هزار برابر بیش از ذخایر آب موجود در ناهید است.

در سال گذشته، یکی از ابزارهای علمی ونوس‌اکسپرس به‌نام آسپرا (تحلیل‌گر پلاسما و اتم‌های پرانرژی فضایی) توانست از دست رفتن مقادیر عظیم هیدروژن و اکسیژن را نیم‌کره تاریک ناهید نشان‌دهد. وجود هیدروژن در ناهید بسیار غیرعادی است، اما عجیب‌تر از آن، این است که مقدار هیدروژن موجود در جو ناهید تقریبا 2 برابر اکسیژن است. با درنظر گرفتن این نکته که در ترکیب آب، به ازای هر اتم اکسیژن دو اتم هیدروژن وجود دارد؛ می‌توان به سادگی نتیجه گرفت که آب گم شده در جو ناهید به اتم‌های اکسیژن و هیدروژن تبدیل شده است.

اکنون ونوس‌اکسپرس توانسته است در نیم‌کره روشن ناهید نیز به شواهد انکار‌ناپذیری از تبدیل شدن آب به هیدروژن و اکسیژن دست پیدا کند. ماگدا دلوا، رییس گروه تحقیقاتی ونوس‌اکسپرس در این مورد می‌گوید: «این فرایندی است که ما اعتقاد داشتیم در ناهید اتفاق افتاده است، اما این نخستین بار است که توانسته‌ایم آن را اندازه‌گیری کنیم.» به‌رغم فراوانی اندک آب در سطح ناهید، در هر ثانیه حدود 2 x 1024 هسته هیدروژن ، یعنی دو میلیون میلیارد میلیارد ذره از نیم‌کره روشن این سیاره ناپدید می‌شود.

وجود آب وابسته به وجود آهنربا استعامل اصلی فرآیند تخلیه ذرات جو ناهید، باد خورشیدی است؛ طوفانی از ذرات باردار که از سطح خورشید به فضای منظومه شمسی می‌وزد و حامل میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی نیرومند است. ناهید برخلاف زمین میدان مغناطیسی ندارد، بنابراین نمی‌تواند سپری برای محافظت از جو در برابر بادهای خورشیدی ایجاد کند. درنتیجه بادهای خورشیدی مستقیما به سطح بالایی جو حمله می‌کنند و ذرات باردار را با خود به فضا می‌برند. اخترشناسان چنین می‌پندارند که این سیاره بخشی از ذخایر آب مایع را در طول عمر 4.5 میلیارد ساله‌اش بدین شیوه از دست داده است.

این کشف دانشمندان را یک قدم به درک جزئیات مساله نزدیک کرده است، اما هنوز آخرین بخش مسئله باقی است. برای اطمینان از این‌که آب، منشا هیدروژن از دست‌رفته است؛ پژوهشگران باید میزان اتلاف اتم‌های اکسیژن را نیز در نیم‌کره روشن ناهید اندازه‌گیری کنند و بررسی کنند آیا مقدار آن با نیمی از مقدار هیدروژن اندازه‌گیری‌شده برابری می‌کند یا نه. البته تاکنون که نتیجه‌ای بدست نیامده است. خانم دلوا در این باره می‌گوید:«من کماکان اطلاعات ارسالی را بررسی می‌کنم، ولی تا این لحظه اثری از فرار اکسیژن از سمت روشن سیاره ندیده‌ایم.»

این موضوع همچنین معمای جدیدی را مطرح کرده است. این اندازه‌گیری‌ها نشان می‌دهد که موجودی هیدروژن در جو فوقانی ناهید دست‌کم دو برابر مقداری است که سیاره‌شناسان تاکنون می‌پنداشتند. یون‌های کشف‌شده هیدروژن می‌توانند در لایه‌های بسیار بالای جو سیاره حضور داشته باشند؛ ولی منبع این لایه‌ها هنوز ناشناخته است.

ونوس‌اکسپرس، فضاپیمایی است که از سوی آژانس فضایی اروپا به‌منظور بررسی شرایط سیاره ناهید پرتاب شده است. اکنون این فضاپیما دو سال است که در مدار این سیاره زیبا به فعالیت مشغول است و در جستجوی یافتن پاسخی برای سوالات بی‌شمار دانشمندان است. دینامیک پیچیده جو ناهید، سیستم‌های آب‌و‌هوایی محلی و منطقه‌ای و چگونگی تعامل آن با بادهای خورشیدی، مهم‌ترین اهداف ماموریت ونوس‌اکسپرس هستند. یافته‌های این فضاپیما، دانشمندان را در درک بهتر فرایند تکامل این سیاره کمک می‌کند تا آنها بتوانند به این پرسش مهم پاسخ دهند چرا این سیاره تا این حد با زمین متفاوت است.

منبع: www.khabaronline.ir

نویسنده : علی : ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

کشف مولکول‌های ضد یخ در گونه‌ای سوسک

کشف مولکول‌های ضد یخ در گونه‌ای سوسک

 

 

 

 

 

 

مولکول جدید که به xylomannan موسوم است برخلاف دیگر مولکول‌های ضد یخی که قبلا کشف شده و از پروتئین تشکیل شده بودند، متشکل از اسیدهای چرب و قند است.

دانشمندان معتقدند در حشرات ممکن است بلورهای یخ بر روی سلول نشسته و آنقدر آب از سلول‌ها بکشند تا آن سلول بمیرد، اما مولکول‌های ضد یخ این بلورهای یخی را کوچک کرده و یا اینکه به طور کلی مانع از شکل‌گیری آنها و یخ زدگی داخل سلول می شوند و همین ساز و کار راز بقا این گونه حشرات در هوای بسیار سرد می باشد.

سوسک‌های آلاسکایی [ Upis ceramboides] با استفاده از همین خصوصیت قادرند دمای کمتر از منفی 104 درجه فارنهایت را تحمل کرده و به بقا خود ادامه دهند.

مولکول ضد یخ در این گونه از سوسک‌ها دارای همان اسید چربی است که غشاء سلولی سوسک دارد که این مشابهت ممکن است به مولکول اجازه دهد تا بخشی از دیواره سلول شود و در این صورت مانع از شکل گیری بلورهای یخ در داخل سلول ‌شود.

منبع: aent.persianblog.ir

نویسنده : علی : ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

آثار باستانی،‌مرز تاریک و روشن تاریخ

آثار باستانی کدامند؟

به بناها، اشیاء ، سنگ نبشته ها، مجسمه ها،‌فسیل های انسانی و به طور کلی همه آثاری که یا ساخته دست و اندیشه انسان گذشته هستند و یا به نحوی با زندگی او ارتباط دارند، گفته می شود. آثار باستانی در بیشتر جاهایی که انسان زیسته یافت می شوند. یک بنای تاریخی فقط توده ای بی جان از سنگ،گچ،‌گل ،‌چوب و فلز که در گستره زمان باقی مانده و ا حیاناً زیبایی آن لذت بخش باشد، نیست، بلکه موضوع مهمتر این است که نشانگر اندیشه، هنر، دین ،‌علم و در یک کلام تمدن و فرهنگ سازندگان آن است.  



  باستان شناسی به عنوان یک علم :

 

آثار باستانی،‌مرز تاریک و روشن تاریخ

 

باستان شناسی در لغت به معنی بررسی و شناخت دوران قدیم است که در وهله نخست منظور از آن آشنایی با دورانهای بسیار کهن می باشد. زیرا گذشته از معنای کلمه (باستان) که حاکی از قدمت زیاد است،‌حوزه اصلی فعالیت این علم و بیشترین کمک آن در زمینه شناخت اعصار اولیه تاریخ بشر می باشد که آثار مکتوب از آنها به جا نمانده است. با این همه امروزه نمی توان محدوده زمانی مشخصی را برای دانش باستان شناسی تعیین کرد. باستان شناسی دانشی است که با کشف شناسایی آثار باقی مانده از انسان دوره پیش از تاریخ، گوشه هایی از تاریخ آن دوران را روشن می کند و درعین حال با مطالعه درباره آثار مربوط به دوران تاریخی،‌منابع اطلاعاتی تازه ای را فرا روی مورخان قرار می دهد. باستان شناسی به عنوان یک علم مشتمل بر اصل ، مهارتها و دانش هایی است که با استفاده از آنها می توان به کشف، شناسایی و استخراج مطالب از روی آثار باستانی نائل شد. از آنجا که موضوع و روشهای حوزه علم باستان شناسی بسیار متنوع و گسترده است، باستان شناسان ازدستاوردهای علومی مانند جغرافیای طبیعی و انسانی، زمین شناسی، معماری، شیمی ،‌فیزیکَ، زیست شناسی برای شناخت بهتر گذشته استفاده می کنند. باستان شناسی به عنوان یک علم، سابقه چندان طولانی ندارد و شکل گیری آن به حدود دو قرن پیش مربوط می شود.  



  باستان شناسان چه کسانی هستند؟

به افرادی که با روش های ویژه ای در زمینه کشف شناسایی و تفسیر اخبار مربوط به آثار تاریخی فعالیت می کنند، باستان شناسان می گویند باستان شناس کسی است که پس از دیدن آموزشهای نظری و عملی و کسب تجربه، بررسی آثار تاریخی می پردازد. به خاطر نیاز به چنین افرادی است که امروزه در دانشگاههای جهان رشته ای به نام (باستان شناسی) ایجاد شده است.  



  باستان شناسان چگونه کار می کنند؟

مراحل کار باستان شناسان به سه قسمت تقسیم می شود :
الف – مرحله کشف و شناسایی مکانهای آثار باستانی و تاریخی
ب – مرحله کاوش و حفاری
ج – مرحله استخراج و تنظیم اطلاعات
 



  الف – مرحله کشف و شناسایی مکانهای آثار باستانی‌:

در این مرحله باستان شناسان با کمک روشهای گوناگون به شناخت مکانهای تاریخی نائل می شوند. مهمترین این روشها عبارتند از:
1 – استفاده از آثار برجای مانده مانند ویرانه های بناها
2 – یاری گرفتن از اطلاعات موجود در نوشته های پیشینیان مانند کتابهای تاریخ، سفرنامه ها و غیره
3 – پاره ای اوقات به طور تصادفی یک مکان باستان کشف می شود.
4 – امروزه برای شناسایی اماکن باستانی و یافتن آثار صورت می گیرد که در دل خاک یا آب پنهان شده و به هر حال از دید انسان به دور مانده اند. اهمیت این مرحله در این است که با انجام آن بسیاری از شک و تردیدها و حدس های ایجاد شده در مرحله شناسایی تصحیح می شود. در این مرحله است که آموخته ها و تجربیات باستان شناس در محک آزمایش قرارگرفته و میزان توانایی او مشخص می شود. در واقع حفاری و جستجو برای یافتن آثار باستانی را باید مهمترین و مشکل ترین کار باستان شناسی محسوب کرد. حفاری و کاوش بایستی با شکیبایی و دقت بسیار همراه باشد. هر گونه سهل انگاری ممکن است به ناقص شدن و حتی از بین رفتن اثر مورد نظر بیانجامد. به دلیل همین حساسیت ها است که به قول یکی از باستان شناسان خودداری کامل از انجام حفاریها در مواقعی که منجر به از میان رفتن آثار تاریخی می شود، بهتر از انجام آن است.
 



  ج – استخراج و تنظیم اطلاعات :

این مرحله شامل انجام کارهای مختلفی مانند تاریخ گذاری و کسب اطلاعات تاریخی با توجه به ویژگیهای و مطالب موجود در آثار به دست آمده، می باشد. برای تعیین قدمت آثار باستانی راههایی وجود دارد که عبارت است از :‌
1 – کمک گرفتن از آثار و نشانه های شناخته شده :‌مانند سکه یا کتیبه ای که همراه با آثار مورد نظر کشف شده
2- روش لایه نگاری : در این روش بر اساس لایه های مختلف زمین که آثار در آنها کشف می شوند، به سن تقریبی آنهایی برده می شود
3 – تعیین سن به کمک کربن 14
 



  حفظ آثار باستانی به عنوان مدارک تاریخی :

آثار منقول آنهایی هستند که معمولاً به موزه ها انتقال یافته و در آنجا بازسازی و نگهداری می شوند مانند ظرفها، ابزارها و ... آثار غیرمنقول آثاری مانند ساختمانها هستند که در محل خود حفاظت و مرمت می شوند. اهمیت نگهداری آثار باستانی کمتر از اهمیت کشف آنها نیست. برای حفاظت از آثار تاریخی کارهای مختلفی انجام می شود : نگهداری در برابر آسیب های طبیعی مانند سیل و زلزله ، جلوگیری ازدستبردهای سودجویان و ترمیم ویرانیهای راه یافته در آثار، از جمله فعالیت های ضروری در این زمینه است. در هر کشوری مؤسسه یا مؤسساتی ایجاد شده اند و معمولاً تأکید بر این است که آثار کشف شده به این مؤسسات تحویل یا معرفی شوند تا به کمک متخصصان،‌ضمن حفظ و ترمیم آثار مذکور، به مطالعه بر روی تاریخ آنها بپردازند. در کشور ما این وظیفه به عهده سازمان میراث فرهنگی است.  



  موزه، گنجینه آثار باستانی :

کلمه موزه از ریشه یونانی موزیون گرفته شده است. سابقه تشکیل موزه به قرن نوزدهم میلادی برمی گردد. رشد احساسات ناسیونالیستی و علاقه به هویت ملی، تمایل ذاتی بشر به نگهداری اشیای کمیاب و گرانبها،‌پیشرفت علم و مهمتری از همه افزایش آگاهی نسبت به ارزش تاریخی آثار گذشتگان از جمله عوامل پیدایش و رشد روحیه گردآوری مجموعه های آثار تاریخی است. موزه ها را بر حسب نوع آثار موجود در آنها و یا براساس دوره بندی های تاریخی اشیای موجود، به روشهای مختلفی دسته بندی می کنند. موزه هنر، موزه علوم، موزه مردم شناسی، موزه تاریخ طبیعی، موزه ما قبل تاریخ و ... همگی بر همین مبنا تشکیل شده اند.
امروزه موزه های آثار تاریخی تنها محل بازدید از اشیای باستانی نیستند، بلکه در آنها کتابخانه،‌آزمایشگاه ، کارگاه مرمت و کلاسهای درس تشکیل شده و به استخدام باستان شناسان و گاه انتشار نشریه های ویژه باستان شناسی و پژوهش های تاریخی همواره چشم اندازهای تازه ای از گذشته بشر روشن می گردد. در یک موزه آثار تاریخی،‌اشیای گوناگونی به چشم می خورد که بر اساس دوره های زمانی ،‌جنس و یا ویژگیهای دیگر،‌با ترتیب خاصی طبقه بندی شده اند، بازدید از موزه ها مستلزم رعایت برخی اصول است. داشتن علاقه ، دقت نظر،‌حوصله و وقت کافی و برخی اطلاعات تاریخی برای بازدید کننده ضروری است. از موزه های معروف و بزرگ جهان می توان از موزه لوور پاریس، موزه بریتانیا و موزه ارمیتاژ ،‌سن پترزبورگ نام برد. در ایران مهمترین موزه آثار تاریخی، موزه ملی ایران است که در تهران قرار داد.
 



  باستان شناسی زیر دریا :

 آثار باستانی،‌مرز تاریک و روشن تاریخ 

به دلیل اهمیت1 این تمدنها و نقش دریا در سیر تمدن بشری است که مورخان و باستان شناسان دسته ای از تمدنهای باستانی مانند تمدنهای فنیقی، یونانی و کارتاژی را اختصاصاً به نام (تمدنهای دریایی) نامگذاری کرده اند. باستان شناسی دریایی به دنبال آن است که کشف بقایای کشتیهای غرق شده و محتویات آنها و نیز شهرها و آثار تمدنی در نقاطی بپردازند که زمانی منطقه ساحلی بوده اند ولی با گذشت زمان به زیر آب رفته اند. آثار باستانی موجود در زیر آبها از جهاتی نیز مهمتر و دست اولتر از آثار موجود در خشکی هستند، زیرا اولاً از دسترس و دستبرد انسان به دور مانده اند و ثانیاً در بسیاری مناطق دریای به دلیل دفن شدن در زیر گل و لای و آب، بویژه در اعمال زیاد، از گزند عوامل طبیعی موجود در سطح خشکی همچون فرسایش شدید، آسیب های ناشی از تفاوت دما،‌سیل و زلزله در امان بوده اند. دریای مدیترانه و سواحل آن یکی از مهمترین و آشکارترین مجموعه های آثار باستانی را در خود جای داده است.  



  آثار باستانی در خدمت تاریخ نویسی:

مورخان برای تبیین تاریخ بشر در گذشته های دور چاره ای جز استفاده از دستاوردهای باستان شناسان ندارند. چنانکه اشاره شد توجه به آثار باستانی علاوه بر افزایش اطلاعات تاریخی به تصحیح دانسته های قبلی مورخان نیز کمک می کند.  



  درباره عصر پیش از تاریخ :

تاریخ نانوشته بشر در لابه لای آثار باستانی نهفته است. به عنوان مثال آنچه ما از اعصاری مانند عصر حجر، مس،‌مفرغ می شناسیم ،‌با استفاده از اشیای به جا مانده از آنها به دست آمده است و باستان شناسان، این اعصار را بدین نام خوانده اند.  



  در دوره تاریخی :

آثار باستانی از دو جنبه مورخان را یاری می کنند:
1 – تأیید و تبیین یا رد آنچه در نوشته های تاریخی وجود دارد.
2 – روشن ساختن مسائلی از تاریخ که در منابع مکتوب نیست و یا بسیار کم به آنها توجه شده است. در مورد جنبه نخست باید دانست که آثار تاریخی، نوشته های مورخان پیشین را تأیید و بر یقین ما می افزایند. از سوی دیگر در بعضی مواقع کشف آثار تاریخی و مطالعه بر روی آنها ممکن است نوشته های مورخانی را که از سری اطلاعای یا غرض ورزی نوشته شده اند، رد کند و حقیقت را برای روشن سازد. جنبه دوم استفاده از آثار باستانی برای شناخت دوران تاریخی آن است که مکمل نوشته های مورخان هستند.
 



  نکات اساسی در استفاده از آثار باستانی برای تاریخ نویسی :

برخی از مشکلاتی که ممکن است بر سر راه استفاده صحیح از آثار مذکور وجود داشته باشد از این قرار است: 1 – اطلاعات تاریخی در مورد یک اثر می باید از سوی افراد متخصص در علم باستان شناسی تأیید شود. 2 – نکته دیگر آنکه امکان دارد بعضی اشخاص بنا به دلایل سودجویانه و یا از سربی اطلاعی، اشیای جعلی و غیرتاریخی را به نام آثار باستانی مورد عرضه یا استناد قرار دهند. 3 – نتایج حاصل از تحقیقات باستان شناسی مانند هر یافتهء تاریخی دیگر تنها تا زمانی معتبرند که آثار باستانی و اخبار تاریخی تازه ای آنها را نقض نکرده باشد زیرا اطلاعات حاصل از فعالیت های باستان شناسی گاه نسبی است.  



  باستان شناسی ، آیینه تاریخ ایران :

تا پیش از شروع کاوشها و تحقیقات باستان شناسی، آگاهی درباره تاریخ ایران پیش از اسلام محدود به اخباری بود که از طریق نوشته های پراکنده مورخان، داستانهای شفاهی و شاهنامه ها به دست می آمد و غالباً آمیخته با مطالب غیرواقعی بو. در دو قرن اخیر و در سایه یافته های باستان شناسی پرده از روی بسیاری از واقعیت های تاریخی این دوره برداشته شد و از یک طرف ناشناخته های فراوان روشن گردید و از سوی دیگر بطلان بعضی تصورات، نوشته ها و دانسته های پیشین آشکار شد. یک نمونه مهم از یافته های تاریخی بر مبنای کاوشهای باستان شناسی را در شهر سوخته سیستان می توان دید. نمونه ای دیگر در تاریخ هخامنشیان است.

شهر گمشده رومی
پس از انحطاط قدرت سیاسی یونان،‌امپراتوری روم در ایتالیا تشکیل شد . این امپراتوری که اهمیتی عمده در تاریخ اروپا دارد قرنها پا بر جا بود و با اخذ بسیاری از دستاوردهای تمدن یونانی به اوج توانایی رسید و بر بخش وسیعی از اروپا سلطه داشت. اما با ورود اقوام جدیدی چون ژرمنها، فرانکها و ... به نواحی داخلی اروپا، تجزیه شد. شناخت تاریخ روم قدیم با کمک منابع اطلاعاتی گوناگونی امکان پذیر شده است. بخشی از آن را در کتابهای مورخان رومی و البته گاه آمیخته با مطالب غیرواقعی می توان یافت. بقایای شهرهای بزرگ رومی مانند رم، سیسیل، بمبئی و غیره که توسط باستان شناسان مورد کاووش و بررسی قرارگرفته به همراه کشفیات در دریای مدیترانه و سواحل آن در این زمینه کمک های بزرگی به مورخان نموده است. پمپئی از جهت باستان شناسی اهمیتی ویژه دارد. از لحاظ میراثهای به جا مانده در آن، مهم است. پمپئی در جنوب غربی شبه جزیره ایتالیا و در دامنه که آتشفشان و زوو قرار گرفته بود. در سال 79 میلادی و در زمانی که تمدن و سیاست رومیان رو به پیشرفت داشت، این شهر به همراه ساکنانش بر اثر فوران ناگهانی آتشفشان مزبور در زیر خاکستر مدفون شد.

منبع: www2.irib.ir

نویسنده : علی : ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۳٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

معرفی تصویری کوه های گیلان ( درفک و سماموس )

ارتفاع درفک ٢٧٠٣ متر و ارتفاع سماموس ٣۶٢٠ متر می باشد

تصویر اول و دوم مربوط به درفک و بقیه تصاویر مربوط به کوه سماموس می باشند

لازم به ذکر است که تمام این تصاویر از لشت نشا گرفته شده اند که فاصله زیادی

با این دو کوه دارد و همچنین لازم به ذکر است که بیشتر این تصاویر چندین بار ویرایش شده اند و عکس اصلی بسیار بزرگتر است

عکسهایی که به صورت پانوراما ساخته شده اند ترکیبی از تعداد زیادی عکس خام هستند

 

 

پانوراما از کوه درفک ( از لشت نشا )

ادامه مطلب
نویسنده : علی : ٢:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

معرفی عجایب هفتگانه جدید جهان + عکس

دیوار بزرگ چین ، آرامگاه تاج محل (هند) ، شهر باستانی پترا (اردن) ، مجسمه حضرت مسیح ریودوژانیرو (برزیل) ، ویرانه های ماچو پیکچو متعلق به تمدن اینکا (پرو) ، هرم و بقایای شهر چیچن ایتزا متعلق به تمدن مایا (مکزیک) و کولوسئو رم (ایتالیا) به عنوان عجایب هفتگانه جدید جهان انتخاب شدند.
 
 

چیچن ایتزا

چیچن ایتزا اثری باستانی از تمدن مایا است که در کشور مکزیک واقع شده است. این اثر جزو میراث جهانی یونسکو به شمار می‌رود. در سال ۲۰۰۷ میلادی، این اثر به همراه ۶ اثر دیگر در یک رای گیری جهانی به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید معرفی شدند.

محوطه (سایت) چیچن ایتزا شامل چندین ساختمان سنگی است که قبلاا به عنوان قصر، معبد، حمام، مغازه و ... به کار می‌رفته اند. مطرح ترین قسمت های آن عبارتند از

* El Castillo (قلعه)
o مهمترین اثر این مجموعه، El Castillo ( به معنای قلعه در اسپانیولی) است که عبارتست از هرمی پلکانی که از هر چهار طرف دارای پله‌هایی تا بالای هرم است. این معبد، متعلق به خدای آسمان بوده است.

* معبد جنگجویان
* محوطه بازی
* سایر سازه ها
o معابد و سازه‌های دیگری نیز در محوطه اثر تاریخی چیچن ایتزا قرار دارند.
 
 معرفی عجایب هفتگانه جدید جهان + عکس
ادامه مطلب
نویسنده : علی : ۱:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

عجایب هفتگانه جهان

1- معبد آرتمیس در افوسوس (ترکیه )

عجایب هفتگانه جهان 1 عجایب هفتگانه جهان 2

 

معبد آرتمیس در افوسوس (ترکیه) یکی از زیباترین بناهای ایام گذشته بود . این بنا با داشتن 100 ستون مرمری زیبا که ارتفاع هر کدام از آنها به 15 متر می رسد یکی از عجایب هفتگانه به حساب می آید . این معبد فضایی را در بر می گرفت که تقریبا چندین برابر وسعت آکروپلیس در آتن بود . میتوان گفت که معبد آرتمیس صعود و سقوطهای بسیاری را در طی قرنها پشت سر گذاشت . این بنا در 600 سال قبل از میلاد ساخته و در550 سال پیش از میلاد در آتش سوخت . بعد از آن مجددا به صورت بسیار زیباتر و عظیمتری باز سازی شد . این بنا برای دومین بار دچار حریق شد البته این بار بطور عمدی توسط فردی بنام هروستراتوس که برای به یاد ماندن نامش به این کار دست زد، ولی این معبد دوباره به اندازه بزرگتر و بسیار بهتر از قبل ساخته شد . این معبد بسیار زیبا درونش با مجسمه های بی نظیر تزیین شده بود . این معبد پا بر جا بود تا زمانیکه بر اثر هجوم بربرها در 262 پس از میلاد برای همیشه از صفحه تاریخ محو شد و هرگز دوباره ساخته نشد . آنچه که از این معبد باقی ماند هم توسط زلزله ها کاملا از بین رفت.

ادامه مطلب
نویسنده : علی : ۱:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

نقشه های زمین شناسی گیلان ( و ایران ) برای کوهنوردان و رصدگران

http://www.lib.utexas.edu/maps/jog/iran

در این سایت قادر خواهید بود به جز چند نقطه از کشورمان دقیقترین نقشه های زمین شناسی از سراسر کشور را دریافت کنید

این تصاویر می توانند مورد استفاده گروههای کوهنوردی , گروههای نجوم آماتوری , گروههای رویت هلال , توریست ها ,  بیابان دوستان و گروههای مشابه قرار گیرد

 

چند نکته:

1 - این نقشه ها به زبان انگلیسی هستند

2 - وضوح هر تصویر بسیار زیاد و در حدود 5000 در 5000 پیکسل می باشد

3 - حجم هر تصویر عموما در حدود 4 یا 5 مگابایت می باشد

4 - پستی و بلندی ها با سایه زدن به دقت مشخص گردیده اند

5 - نقاط ارتفاعی برای بعضی از نقاط ( کم ارتفاع و مرتفع ) وجود دارد

6 - نقاط با ارتفاع یکسان ، در یک خط ارتفاعی قرار دارند

نویسنده : علی : ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٥
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

درخشش آفتاب بر دریاچه‌های تیتان

درخشش آفتاب بر دریاچه‌های تیتان

منشأ حیات روی زمین چه بود؟ چگونه زمین تحول پیدا کرد و بذر حیات در آن بارور شد؟ در روزگار نخستین منظومه شمسی زمین چه شرایطی را سپری می‌کرد و چگونه توانست دوران پرشتاب خود را پشت‌سر گذارد؟ به نظر می‌رسد دانشمندان هیچ‌گاه نتوانند به چهره زمین در آن روزگار بنگرند اما می‌‌توانند نقاطی را بیابند که امروز شرایطی مشابه زمین آن روزگار را تجربه می‌کنند. سیارات فراخورشیدی شاید محل مناسبی برای این جستجو باشند، اما در فاصله‌های دوردست ما هستند و هنوز تا فتح آنها راه طولانی در پیش است. در میان همسایگان‌مان اما تیتان این قمر شگفت‌انگیز زحل شاید محل مناسبی برای این جستجو باشد؛ تنها قمر منظومه‌شمسی که دارای اتمسفر است و بر سطح آن دریا‌هایی از مایعات وجود دارند هرچند این دریاچه‌ها به جای آب از متان پر شده باشند.

تیتان یا ساترن 6 بزرگ‌ترین قمر از اقمار زحل و دومین قمر بزرگ منظومه‌شمسی و تنها قمری از منظومه‌ماست که از جوی چگال برخوردار است. غیر از زمین این قمر دوردست که ابعاد آن دست کمی از یک سیاره متوسط ندارد، تنها جایی است که دانشمندان معتقدند روی سطح آن دریچه‌هایی از مایعات وجود دارند. قطر این قمر 50 درصد بزرگ‌تر از قطر ماه و جرم آن 80 درصد بیش از ماه زمین بوده و با چنین ابعادی از سیاره عطارد بزرگ‌تر است. این قمر را نخستین‌بار در سال 1655 اخترشناس آلمانی،‌ کریستیان هویگنس کشف کرد. تا پیش از سال 2004 هیچ کس نتوانسته بود چهره واقعی این قمر را ببیند. در این دوره با بررسی‌های دور ‌سنجی و تحلیل داده‌هایی که ماموریت‌های مختلف از این قمر به زمین می‌فرستادند، دانشمندان نسبت به وجود دریاهایی از متان مایع بر سطح این قمر و همچنین احتمال بارندگی در آن خبر داده بودند. در سال 2004 کاوشگر اروپایی هویگنس، فرود در جو این سیاره را با موفقیت به پایان برد و برای نخستین‌بار تصاویری از چهره سطح این قمر را آشکار کرد. اگرچه در این تصاویر نشانه‌ای از دریاها دیده نشد، اما امکان وجود بارش‌ها و بقایای دریاچه‌های موقت تایید شد و در عین حال اعلام شد؛ احتمال وجود دریاچه‌های دائمی در نواحی قطبی این قمر وجود دارد. جو این قمر عمدتا از نیتروژن تشکیل شده است و ابرهای غلیظ متان و اتان آن را پوشانده‌اند. تنوع موادآلی در این قمر بسیاری از دانشمندان را به این باور رسانده که محیط تیتان شرایط پرورش حیات را دارد و حداقل برخی میکروارگانیسم‌ها در شرایطی مشابه وضعیت تیتان می‌توانند به زندگی ادامه دهند. به همین دلیل تیتان همیشه یکی از اهداف جذاب برای کاوش‌های فضایی به شمار می‌رفته است.

دریاچه‌ای روی تیتان

از زمانی که در سال 2004 میلادی مدار گرد کاسینی در مدار زحل‌ و اقمار آن قرار گرفت، دانشمندان همیشه نیم‌نگاهی به تیتان داشته‌اند. در حقیقت تیتان یکی از هدف‌های اصلی کاوش‌های آنها به شمار می‌رفت.

یکی از مناظری که این دانشمندان از آن زمان تاکنون منتظر به دام انداختن آن هستند، بازتاب نور خورشید از دریاچه‌های احتمالی روی سطح تیتان است.

سطح‌نشین هویگنس توانسته بود امکان وجود این دریاچه‌ها را روی سطح متان ثابت کند. بررسی داده‌های این سیاره نشان می‌داد احتمالا دریاچه‌های دائمی از متان مایع بر سطح این قمر پراکنده‌اند و تعداد چنین دریاچه‌هایی در نیمکره شمالی بیشتر است. اما در این سال‌ها زاویه تابش خورشید به گونه‌ای بود که نیمکره شمالی این قمر در تاریکی فرو رفته بود تا این‌که سرانجام در ماه‌های اخیر، خورشید شروع به تابیدن بر سطح نیمکره شمالی این قمر کرد و فرصتی که تمام این سال‌ها دانشمندان منتظرش بودند، به دست آمد. 8 جولای سال جاری طیف‌سنج‌های نقشه‌برداری مرئی و فروسرخ کاسینی توانست نمایی از این قمر را به دام بیندازد که پس از پردازش و تحلیل‌های نهایی، هفته گذشته منتشر شد. جو غلیظ تیتان مانع بازتاب بسیاری از طول موج‌های بازتاب شده از سطح تیتان می‌شود، اما در این تصویر به دلیل زاویه مناسب و ابزار استفاده شده در تصویربرداری، بازتاب نور خورشید از روی دریاچه‌ای در نیمکره شمالی به وضوح مشخص شده است.

محققان با بررسی این تصویر و اصلاح بازتاب‌های آن متوجه شده‌اند این دریاچه که به دریای کراکن (Kraken) معروف شده، وسعتی معادل 400 هزار کیلومترمربع دارد و ابعاد آن از دریای خزر بزرگ‌تر است.

بررسی داده‌های پیشین این مدارگرد نشان می‌دهد این دریاچه دست‌کم مدت 3 سال بر سطح این قمر پایدار بوده است و همین مساله نشان می‌دهد چرخه‌هایی از جریان مایع مشابه زمین بر این قمر وجود دارد؛ با این تفاوت که چرخه‌های زمینی آب را در چرخش قرار می‌دهند و در تیتان این چرخه‌ها برای متان برقرارند.

منظومه ارباب حلقه‌ها

زحل یکی از زیباترین سیاره‌های منظومه شمسی است؛ سیاره‌ای با شکوه که با حلقه‌های نمایانش لقب ارباب حلقه‌های منظومه‌‌‌شمسی را به خود اختصاص داده است. این سیاره دومین سیاره بزرگ منظومه شمسی پس از مشتری است، البته اگر قطر حلقه‌های آن را حساب کنیم، از مشتری نیز بزرگ‌تر خواهد شد. این سیاره غول پیکر در عین حال کمترین چگالی را در بین اجرام منظومه شمسی دارد. چگالی متوسط این سیاره از چگالی آب نیز کمتر است و می‌توان به طور فرضی آن را روی دریایی از آب شناور نگاه داشت. این سیاره به دلیل سیستم اقماری و همچنین حلقه‌های شگفت انگیزش مورد توجه است و تاکنون 61 قمر در اطراف این سیاره شناسایی شده‌اند که 53 مورد آنها نام رسمی خود را ‌ که به تایید اتحادیه جهانی نجوم رسیده است‌ دریافت کرده‌اند. اقمار مهمی چون میماس، انسلادوس، تتیس، تیتان و یاپتوس هر یک داستانی از تاریخ منظومه شمسی را برای دانشمندان روایت کرده‌اند.

حلقه‌های این قمر که آشکارترین سیستم حلقه‌ای در کل منظومه‌‌شمسی است؛ نمایی چشمگیر را به این قمر داده است. این حلقه‌ها را در فصل‌های مختلف زحل می‌توان به شکل‌های مختلفی دید، گاهی در جهت خط دید زمین قرار می‌گیرند و دیدار آنها دشوار می‌شود. این اتفاق هنگامی که گالیله 400 سال پیش برای اولین بار آن را با تلسکوپ نگاه کرد، رخ داد و به همین دلیل وی نتوانست این اقمار را تشخیص دهد. گاهی نیز این حلقه‌ها رو به زمین قرار می‌گیرند و دیدن آنها با کمک تلسکوپ‌های کوچک بسیار آسان می‌شود.

شکل‌گیری لایه‌های مختلف این حلقه‌ها که به واسطه اثرات گرانش اقمار مختلف به این شکل قرار گرفته‌اند، یکی از بازی‌های جالب گرانش در سیارات است. هر کدام از این حلقه‌ها از تعداد بسیار زیادی قطعات کوچک یخ و غبار تشکیل شده‌اند.

1610

گالیله با کمک تلسکوپ دست‌ساز خود برای نخستین بار به زحل نگریست. او متوجه 2 زایده در اطراف زحل شد اما به دلیل ضعف اپتیک و موقعیت سیاره نتوانست حلقه‌های آن را تشخیص دهد.

1655

کریستین هویگنس با تلسکوپی قوی‌تر از گالیله به زحل نگاه کرد و توانست حلقه‌های آن را تشخیص دهد و متوجه شود حلقه‌های زحل روی صفحه استوایی آن قرار دارد.

1675

در قرن 17 ژان دونیک کاسینی از رصدخانه پاریس به مطالعه زحل پرداخت. او در این سال متوجه شد حلقه‌های زحل دارای شکاف‌هایی در بین خود هستند.

1895

در سال 1888 جیمز کیلر از رصدخانه لیک کالیفرنیا به رصد زحل پرداخت و در شب اول توانست شکاف جدیدی را درحلقه‌های زحل پیدا کند که امروز به شکاف انکه معروف است.

1944

جرارد کوی پر در این سال توانست با استفاده از طیف سنجی، جو تیتان را کشف کند.

1979

پایونیر 11 از کنار زحل گذشت و توانست شکاف جدیدی درحلقه‌های زحل کشف کند.

1980 و 1981

ویجرهای یک و 2 در جریان تور بزرگ خود از کنار زحل و اقمار‌ آن گذشتند و اطلاعات ارزشمندی را به زمین ارسال کردند.

2004

مدارگرد آمریکایی کاسینی که کاوشگر اروپایی هویگنس را با خود حمل می‌کرد، وارد منظومه زحل شد. هویگنس در همان سال بر سطح تیتان فرود آمد و نخستین تصاویر را به زمین فرستاد.

منبع: پوریا ناظمی

نویسنده : علی : ۱:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

پیش بینی تازه: آب دریاها یک متر یا بیشتر بالا خواهد آمد

 

پیش بینی تازه: آب دریاها یک متر یا بیشتر بالا خواهد آمد

 

تیمی از پژوهشگران می گوید به دلیل تغییرات در صفحات یخی قطب، سطح آب دریاها احتمالا بسیار بیش از پیش بینی های قبلی بالا خواهد آمد.

دانشمندان در یک اجلاس تغییرات آب و هوایی در شهر کپنهاگ گفتند که تخمین های قبلی سازمان ملل خیلی پایین است و سطح آب دریاها تا سال 2100 می تواند به اندازه یک متر یا بیشتر بالا آید.

آنها افزودند که این پیش بینی ها (توسط سازمان ملل) تاثیر بالقوه ذوب یخ های قطبی و جدا شدن صفحات یخی را در بر نمی گیرد.

آنها اخطار دادند که تبعات این پدیده می تواند برای میلیون ها نفر "بسیار ناگوار" باشد.

ده درصد جمعیت جهان - یعنی حدود 600 میلیون نفر - در نواحی پست زندگی می کنند.

"هیات میان دولتی سازمان ملل در امور تغییرات آب و هوایی" (آی پی سی سی) در گزارش "ارزیابی چهارم" که در سال 2007 منتشر شد گفته بود که حداکثر افزایش سطح آب دریاها در حدود 59 سانتیمتر خواهد بود.

پروفسور کنراد استفان از دانشگاه کلورادو روز سه شنبه در یک کنفرانس خبری، بر مطالعات تازه در مورد ذوب یخ های گرینلند که نشان می دهد این فرآیند طی یک دهه اخیر شتاب گرفته است انگشت گذاشت.

پروفسور استفان که طی 35 سال اخیر در مورد یخ های قطب شمال تحقیق کرده است به من گفت: "پیش بینی می کنم که بالا آمدن سطح آب دریاها تا سال 2100 در حد و اندازه یک متر باشد؛ می تواند یک و دو هم متر یا نه دهم متر باشد."

اما به گفته وی در صورت ادامه شرایط فعلی این افزایش یک متر یا بیشتر خواهد بود که "تا سه برابر بیش از میانگینی است که آی پی سی سی پیش بینی کرده است."

پروفسور استفان می گوید این تغییری عمده است که تدابیر تازه را لازم می آورد.

دکتر جان چرچ از مرکز تحقیقات آب و هواشناسی استرالیا گفت: "تازه ترین تحقیق نشان داده است که سطح دریاها از سال 1993 تاکنون سالی 3 میلیمتر در حال بالا آمدن بوده است، نرخی که خیلی بالاتر از متوسط قرن بیستم است."

آب دریاها یک متر یا بیشتر بالا خواهد آمد

جریان یخ

پروفسور اریک ریگنات، پژوهشگر ارشد در آزمایشگاه رانش جت (جی پی ال) ناسا، گفت که نتایج جمع آوری شده از زمان گزارش "آی پی سی سی" نشان داده است که نمی توان ذوب و از دست رفتن یخ ها را نادیده گرفت.

وی گفت: "در نتیجه شتاب گرفتن (ذوب) یخچال های خروجی در سطحی وسیع، صفحات یخی در گرینلند و قطب جنوب از حالا به بالا آمدن سطح دریاها با سرعت و حجم بیشتر در مقایسه با پیش بینی های قبلی دامن می زنند."

پروفسور استفان رامستورف از موسسه تحقیقات تاثیرات آب و هوایی پوتسدام گفت: "با توجه به تجارب قبلی، من انتظار دارم که بالا آمدن سطح آب دریاها با داغ تر شدن زمین شتاب بگیرد."

پیش بینی های این تیم از دانشمندان برای جوامع ساحل نشین جهان اهمیت حیاتی دارد.

در لوزتافت، واقع در ساحل شرقی بریتانیا، دیوید کمپ از سازمان محیط زیست که مسئول حفاظت از سواحل است، گفت که حتی اگر آب فقط کمی بالا بیاید نیز می تواند بسیار دردسرآفرین باشد.

وی گفت: "بی پرده بگویم، اگر 10 سانتیمتر پایین تر از دیوار دفاعی باشد، مشکلی نخواهد بود. اما اگر 10 سانتیمتر بالاتر از دیواره دفاعی باشد، آنوقت می توانیم شاید ویرانی باشیم."

او افزود: "امروز خیلی بی خطر به نظر می رسد اما دریای شمال می تواند به درنده ای خیلی خشمگین بدل شود."

منبع: tehranlondon.com

نویسنده : علی : ۱:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

نیم‌قرن در جستجوی حیات فرازمینی!

نیم‌قرن در جستجوی حیات فرازمینی!

با گذشت نیم‌قرن از آغاز جستجوی حیات فرازمینی، بشر هنوز در تلاش است با به کارگیری تکنیک‌های تازه و ابزارهای منحصر به فرد، نشانه ای هرقدر کوچک پیدا کند. آیا نخستین نشانه در پنجاهمین سالگرد ستی خواهد رسید؟

محبوبه عمیدی: ویرجینیای غربی، ساعت 6 صبح یکی از روزهای سرد اسفند 1960/ 1338؛ فرانک دریک به نقطه کانونی تلسکوپ رادیویی چشم دوخته است. پس از آن از نردبان لرزان بالا می‌رود تا به اتاقکی کوچک برسد. 45 دقیقه آینده را صرف تنظیم گیرنده داخل کابین خواهد کرد که حس روشن‌کردن یک اتومبیل قدیمی را به او می‌دهد. از نردبان پایین می‌آید و شروع به شنیدن می‌کند.

در حدود چهار‌ماه، دریک و همکارانش تجربه منحصر به فردی را از سر گذراندند، آنها اولین جستجوی تدوین‌شده برای حیات فرازمینی را آغاز کرده بودند. این گروه از تلسکوپ رادیویی Tatel در گرین‌بنک برای شنیدن سیگنال‌های هوشمند احتمالی که از دو ستاره «تاو - قیطس» و «اپسیلون- نهر» ارسال می‌شد و می‌توانست به دلیل داشتن طول‌موجی یکسان با تابش‌های طبیعی که از هیدروژن ساطع می‌شوند، در آنها ادغام شوند، استفاده کردند. این پروژه Ozma نام گرفت که برگرفته از داستان «جادوگر شهر اُز» نوشته فرانک باوم است.

به گزارش نیوساینتیست، چندماه بیشتر تا 50امین سالگرد آغاز پروژه Ozma و گرامی‌دا‌شت آن توسط تمامی دست‌اندر کاران «جستجو برای حیات فرازمینی» یا به اختصار «ستی» باقی‌نمانده است. این تلاش نه‌تنها الهام‌بخش افراد بی‌شماری شده تا این راه را ادامه دهند، بلکه جریانی از جستجو برای حیات فرازمینی را آغاز کرده که به ایجاد علم «زیست‌شناسی فضایی» منجر شده است.

پس از گذشت نیم‌قرن «ستی» به یک پروژه چند‌جانبه تبدیل‌شده است، از اطلاعات دریافتی از رادیو‌تلسکوپ عظیم آرسیبو در پورتریکو گرفته تا «آرایه تلسکوپی آلن» در کالیفرنیا که ترکیبی از حدود 40 آنتن رادیویی کوچک است و در مجموع مانند یک ابرتلسکوپ عمل می‌کند. با این حال تنها بخشی از عملیات ساخت «آرایه تلسکوپی آلن» انجام‌شده و علاوه بر این مؤسسه «ستی» نیز با دریافت بودجه تازه در سال آینده با تمام قدرت کار را ادامه خواهد داد و با بیش از 350 آنتن، بخش عظیمی از آسمان را رصد خواهد کرد.

محققان علاوه بر سیگنال‌های رادیویی به دنبال شکلهای دیگری از ارتباط با موجودات فضایی احتمالی هستند که از میان آنها می‌توان به «ستی نوری» یا دریافت پالس‌های کوتاه نور که اولین‌بار در دانشگاه هاروارد مطرح‌شده، اشاره کرد.

دریک که به 80 سالگی نزدیک می‌شود، برای سال آینده آغاز حساس‌ترین پروژه جستجوی بیگانگان را با استفاده از دیده‌بانی لیزر برنامه‌ریزی کرده است. در این پروژه از ردیابی بی‌نظیر استفاده خواهد شد که هم‌زمان می‌تواند هفت پرتو را ردیابی و شناسایی کند. این ردیاب نه‌تنها توانایی تشخیص سیگنال‌های ضعیف نور ستارگان را خواهد داشت، بلکه به شکل قابل‌توجهی در برابر هشدارهای نادرست که تجربه‌های پیشین را تحت‌تأثیر قرار داده‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند، مصون خواهد بود.

منبع: خبر آنلاین

نویسنده : علی : ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

هواپیماها هم زمین را گرم می‌کنند

هواپیماها هم زمین را گرم می‌کنند

نخستین تحلیل گازهای خروجی از هواپیماها نشان می‌دهد سهم این وسیله حمل‌ونقل از گرمایش زمین، بین 4 تا 8 درصد، معادل 0.06 درجه سانتی‌گراد است که در مناطق قطبی به 20 درصد هم بالغ می‌شود.

فاطمه محمدی‌نژاد: نخستین تحلیل گازهای منتشر شده از هواپیماهای خطوط هوایی نشان می‌دهد که این هواپیماها از زمان شروع اندازه‌گیری دمای زمین در سال 1850 تاکنون، به میزان 4 تا 8 درصد در افزایش گرمای هوا تاثیر داشته‌اند. این میزان معادل 0.03 تا 0.06 درجه سانتی‌گراد است.

به گزارش نیچر، این تحلیل‌ها که توسط دانشمندان جوی دانشگاه استنفورد کالیفرنیا انجام گرفته، هم‌چنین نشان می‌دهد که در قطب شمال اثرات بخار برجای مانده از هواپیماها حدود 15 تا 20 درصد در گرمای هوا تاثیر داشته است. به احتمال زیاد در دورانی که کشورها درصدد بررسی نقش صنعت هوانوردی بازرگانی در گرمایش هوا هستند، نتایج این تحلیل به‌دقت بررسی خواهد شد.

سالانه حدود 35 میلیون پرواز تجاری انجام می‌شود. گزارش‌های رسیده از اروپا حاکی از آن است که سران اتحادیه اروپا درصددند بر گازهای خروجی از هوپیماها مالیات کربن وضع کنند، به همین دلیل شرکت‌های هواپیمایی تحت فشار زیادی قرار گرفته‌اند. اما در آمریکا تحقیقات کمی انجام گرفته است.

مارک جاکوبسون، یکی از مهندسان استنفورد که نتایج تحلیل‌های خود را در اجلاس سالانه اتحادیه جغرافیای ایلات متحده در کالیفرنیا ارائه داده، معتقد است مطالعات پیشین تنها تاثیر پروازهای تجاری را بررسی کرده بودند، اما این نخستین تحقیقی است که از داده‌های واقعی انتشار گاز و مایعات بین سال‌های 2004 / 1383 تا 2006 / 1385 برای محاسبه گرمازایی این پروازها انجام گرفته است.

جاکوبسون و گروهش در مطالعه اخیر خود مدلی را برای ضایعات هواپیماها ارائه کردند که ترکیبات جوی، ابری بودن هوا و ترکیبات فیزیکی ضایعات بخصوص کربن سیاه را بررسی می‌کند.

جاکوبسون در ارائه خود بیان داشت که چگونه این مدل برای یک دوره 9 ساله، یعنی از سال 2004 / 1383 تا 2013 / 1392 طراحی شده است. این مدل قادر است خصوصیات بخار بر جای مانده از هواپیما را بر اساس اندازه ذرات درون ضایعات و تغییرات آن‌ها در طول زمان محاسبه کند.

در بسیاری از مطالعات پیشین تصور می‌شد که تاثیر گازهای منتشر شده از هواپیماها همه جا یکسان است. اما تحلیل‌های جدید نشان داده‌اند که این گازها میزان شکست ابرهای سیروس را در جایی که بخار منتشر شده زیاد بود، بیشتر کرده و در برخی مکان‌ها نیز در نقاط پایین‌تر جو با بالا بردن دمای هوا و کاهش رطوبت، میزان شکست ابرهای سیروسی را کمتر کرده‌اند.

به گفته جاکوبسون، اگر انتشار کربن سیاه از هواپیماها 20 برابر کمتر می‌شد، گرمایش هوا متوقف می‌شد و روند آرامی در خنک شدن هوا با بخار مایع منتشر شده از هواپیماها آغاز می‌شد. وی افزود مطالعات گروه در حال بررسی پایانی است و بزودی منتشر خواهد شد.

دیوید فاهی، از آزمایشگاه تحقیقات سیستم زمین در بولدر کلرادو می‌گوید: «مطالعاتی چون تحقیق جاکوبسون پس از تحقیقات ناقص در مورد این موضوع، برای پر کردن خلاء داده‌های انتشارات هواپیمایی، بسیار مهم هستند. اکنون سران اروپا به دنبال وضع مالیات بر روی کربن برای همه خطوط هواپیمایی هستند. اما برای رسیدن به یک مالیات واقع‌بینانه، تحقیقات با کیفیت بیشتری در زمینه تاثیر اینگونه ضایعات مورد نیازند».

منبع: خبر آنلاین

نویسنده : علی : ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

عطسه‌ های خورشیدی , واکنش عطسه وابسته به نور

عطسه‌ های خورشیدی , واکنش عطسه وابسته به نور

 

فرض کنید در یک روز آفتابی سرتان را از پنجره بیرون می ‌آورید تا نفس عمیقی بکشید. پرتوهای خورشید درست به چشمان شما می‌ تابند و ناگهان بینی شما سوزن سوزن می‌ شود، در چشمان تان اشک جمع می ‌شود، بعد به همان سرعت که این احساسات آمدند عطسه‌ ای می ‌کنید و همه چیز تمام می ‌شود.

شاید هر بار که وارد آفتاب می‌ شوید این حالت به شما دست می‌ دهد.

این اتفاق فقط مختص به شما نیست و حتما تا به حال دریافته ‌اید که دیگران نیز گاهی با این وضعیت مواجه می‌ شوند. این حالت "واکنش عطسه وابسته به نور" نام دارد و همان ‌طور که می ‌دانید عارضه شایعی است.

نور خورشید گسترده‌ ترین محرک عجیب عطسه است ولی به هیچ‌ وجه تنها محرک عجیب نیست. چرا که کندن پلک، خوردن شکلات یا نعناع هم می ‌توانند در بعضی‌ ها عطسه ایجاد کنند. افراد یک خانواده کویتی گزارش داده‌اند که هر وقت شکم شان پر است دچار عطسه می ‌شوند و یک دانشجوی پزشکی هر روز صبح در ساعت 8 و 20 دقیقه دچار عطسه می‌ شود.

همه این حالت ‌های عجیب در مقالات پزشکی ثبت شده است و همواره تحقیق برای کشف علت این حالت‌ها در حال انجام بوده است. اما همیشه یک مشکل کوچک سر راه بوده است. هنوز ما به طور کامل متوجه نشده‌ایم که چگونه سیستم عصبی برای هماهنگی یک عطسه معمولی عمل می ‌کند چه برسد به عطسه وابسته به نور.

مکانیسم عطسه وابسته به نور

عطسه یکی از شدیدترین واکنش‌هایی است که بدن شما می ‌تواند انجام دهد، این حالت توسط یک ماده محرک در غشای تولید ‌کننده مخاط سوراخ ‌های بینی شروع می ‌شود. در این موقع پایانه‌های عصبی عصب سه قلو یا همان عصب پنجم مغزی تحریک می‌ شوند. ورودی‌ های حسی از همه نقاط صورت وارد این عصب می‌ شوند. نتیجه این کار، به راه افتادن آبشاری از واکنش‌ها در نقاط مختلف بدن است: ترشح مخاط در بینی، بسته شدن لحظه‌ای چشم‌ ها و موجی از تحریکات حرکتی به سینه برای خروج ناگهانی هوا با سرعتی معادل 150 کیلومتر در ساعت، درست مانند طوفانی، که سازنده آن بدن شما است.

نور خورشید گسترده‌ ترین محرک عجیب عطسه است ولی به هیچ‌ وجه تنها محرک عجیب نیست. چرا که کندن ابرو، خوردن شکلات یا نعناع، پُر بودن شکم و ... هم می ‌توانند در بعضی‌ ها عطسه ایجاد کنند.

هماهنگ کردن یک مانور قوی با ترشح مخاط و بسته شدن چشم‌ ها به طور همزمان کار کوچکی نیست. هماهنگی عطسه برعهده اعصاب پاراسمپاتیک است که یکی از سیستم ‌های کنترل‌ کننده نیمه ‌هوشیار بدن است که فعالیت ‌های مختلف از تحریک تولید اشک و بزاق تا حرکت مواد گوارشی از معده به روده‌ ها را تنظیم می ‌کند.

اعصاب سیستم عصبی پاراسمپاتیک که عطسه‌ کردن را هماهنگ می ‌کنند وارد قسمتی از ساقه مغز می ‌شوند که بصل‌النخاع یا پیاز مغز نام دارد. یک سری از مطالعات که توسط محققان دانشکده پزشکی آساهیکاوای ژاپن در سال 1990 انجام شد، نشان از وجود این سیستم در گربه‌ ها داد و به نظر می ‌رسد که این حالت برای انسان هم به همین‌ گونه است، زیرا افرادی که بصل‌النخاع آسیب دیده داشتند توانایی عطسه کردن را از دست داده بودند.

متاسفانه، روش‌های تصویربرداری فعلی به اندازه کافی حساس نیستند که به ما نشان دهند دقیقا کدام سلول‌ های عصبی بصل‌النخاع عطسه را کنترل می ‌کنند.

راه‌ حل ‌هایی برای کشف معمای عطسه های خورشیدی

معمای عطسه وابسته به نور ردپای طولانی در تاریخ دارد. در قرن چهارم قبل از میلاد، ارسطو این پرسش را مطرح کرد که چرا حرارت خورشید موجب عطسه می ‌شود، در حالی که حرارت آتش این طور نیست. دو هزار سال بعد برای این پرسش یک جواب نسبی پیدا شد، درست وقتی که یک فیلسوف انگلیسی به نام فرانسیس باکن نشان داد که عطسه وابسته به نور او هیچ ارتباطی با حرارت ندارد. وقتی او با چشمان بسته وارد جایی که آفتاب می‌ تابد شد، عطسه نکرد با وجود این‌ که حرارت همچنان وجود داشت. او به این نتیجه رسید که علت عطسه رسیدن حرارت به بینی نیست.

هنری اورت، روان‌شناس دانشگاه جان هاپکینز در بالتیمور مریلند اولین کسی بود که تلاش گسترده ‌ای را برای شناخت این حالت آغاز کرد.

از بین 75 بیماری که مورد مطالعه قرار گرفتند 18 درصد آن ها عطسه وابسته به نور داشتند. البته به علت حجم کم نمونه، او نتوانست شیوع این حالت را پیش‌ بینی کند. اورت از افرادی که عطسه وابسته به نور داشتند خواست که در مورد وجود این حالت در خانواده خود نیز توضیحاتی بدهند. 80 درصد افرادی که عطسه وابسته به نور داشتند گفتند که این حالت در بستگان نزدیک آن ها نیز وجود دارد و فقط 20 درصد آنهایی که خود، عطسه وابسته به نور نداشتند عنوان کردند که این حالت را در بستگان نزدیک شان مشاهده کرده‌اند.

با توجه به نتایج آزمایش‌ها به نظر می‌ رسد عطسه وابسته به نور یک پاسخ ارثی برای پاسخ به وضعیت های محیطی باشد تا یک پاسخ اکتسابی. مطالعات بعدی‌ نشان داد که این حالت توسط یک ژن غالب به ارث می ‌رسد بنابراین هر کس با داشتن فقط یک نسخه از آن دچار این حالت می ‌شود. به این روش به ارث رسیدن خصوصیات از یک فرد به فرد دیگر، اتوزومی غالب گفته می ‌شود.

فرضیه‌ های متفاوت دانشمندان چه می ‌گویند؟

برای یافتن علت عطسه وابسته به نور مطالعات مختلفی انجام شد. بعضی از دانشمندان به این نتیجه رسیدند که سرعت و طبیعت غیرارادی پاسخ به این معنی است که یک علت عصبی پشت قضیه است.

این حالت ممکن است در نتیجه اختلال پیام رسانی توسط عصب سه‌ قلو که در وضعیت بیش ‌فعالی قرار گرفته است ایجاد شود. احتمال دارد در نقطه‌‌ ای در طول عصب، پیام‌ هایی که از پایانه‌های عصبی مختلف چشم و بینی می ‌آیند درهم آمیخته شوند و موجب شوند مغز نتواند به درستی منشاء پیام‌ های ورودی را شناسایی کند. از آنجایی که اعصاب پلک نیز به عصب سه ‌قلو مربوط می‌ شوند اتفاق مشابهی در عطسه به دنبال برداشتن ابرو رخ می ‌دهد.

اورت پیشنهاد کرد که عطسه وابسته به نور را می‌ توان توسط ارتباط ویژه بین عصب سه قلو و عصب بینایی توصیف کرد. البته هنوز یک نکته ناخوشایند در مورد این توضیحات وجود دارد و آن این است که هنوز هیچ کدام موفق به توضیح انواع دیگر عطسه مانند نوعی که پس از احساس پر شدن شکم رخ می دهد نشده‌‌اند.

البته دانشمند دیگری به نام بوتا علت همه انواع عطسه را مشابه دانست، با این توضیح که همه محرک‌ ها به نوعی باعث تحریک عصب پاراسمپاتیک شده که توسط بصل‌النخاع کنترل می‌ شود. وقتی نور خورشید به چشمان شما می‌ تابد، مردمک ‌های تان بی ‌اختیار تنگ می‌ شوند که این یک پاسخ پاراسمپاتیکی است. وقتی معده شما پر می ‌شود، سیستم پاراسمپاتیک فعال می ‌شود تا موجب خروج غذا از معده شود. همه این پیام‌ های عصبی از نزدیکی مرکز عطسه در بصل ‌النخاع عبور می ‌کنند. بعضی وقت ‌ها وقتی نور خورشید به چشم می ‌رسد، سیستم پاراسمپاتیک به طور مناسب پاسخ می‌ دهد و مردمک ‌ها تنگ می ‌شود. اما در بعضی از مردم که بصل‌النخاع متفاوتی دارند، نورخورشید موجب تحریک پاسخ دیگری می ‌شود، مانند عطسه کردن.

البته همه این موارد هنوز فرضیه‌ هایی هستند که بر پایه تحقیقات انجام شده تا کنون استوارند و تحقیقات آتی می ‌تواند مطالب جدیدتری را برای ما روشن کند.

ترجمه: دکتر امیر شیروانی

منبع: .tehranlondon.com

نویسنده : علی : ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

در انتظارخسوف ( ماه گرفتگی ) و کسوف ( خورشید گرفتگی ) دی ماه 88

در انتظارخسوف ( ماه گرفتگی ) و کسوف ( خورشید گرفتگی ) دی ماه 88

- ماه گرفتگی جزئی: پنج شنبه 10 دی ماه در تمام ایران قابل رؤیت است. این گرفتگی در ساعت 22 و 22 دقیقه آغاز شده و در ساعت 23 و 24 دقیقه به وقت مرکزی ایران پایان می یابد. حداکثر پوشیدگی قرص ماه 4 درصد خواهد بود. این گرفتگی در آسیا، اروپا، آفریقا و استرالیا قابل رؤیت است. قابل ذکر است که ساعت محاسبه شده برای مراحل ماه گرفتگی مربوط به ورود ماه به سایه زمین است.

 

2- خورشیدگرفتگی حلقوی: جمعه 25 دی ماه در ایران به صورت جزئی قابل رؤیت است. این گرفتگی در ساعت 9 و 21 دقیقه آغاز شده و در ساعت 11 و 30 دقیقه به وقت مرکزی ایران پایان می یابد. در تهران، ماه در ساعت 10 و 23 دقیقه، حداکثر 7 درصد از قرص خورشید را می پوشاند. زمان و حداکثر میزان پوشیدگی در سایر نقاط ایران با تهران متفاوت است. این مقدار از حداکثر 26 درصد در جنوب شرق تا حداقل 4 درصد در شمال غربی کشور متغیر است. این گرفتگی در بخشی از کشورهای جمهوری آفریقای مرکزی، زئیر، اوگاندا، کنیا، جزایر مالدیو، جنوب هند، سری لانکا، بنگلادش، میانمار و چین به صورت حلقوی دیده می شود. این گرفتگی در بیشتر آسیا، مرکز و جنوب اروپا و آفریقا(جز شمال غرب و بخش کوچکی از جنوب آن) به صورت جزئی مشاهده می گردد.

منبع: شورای مرکز تقویم - asemaneamol

نویسنده : علی : ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

کربن 14

کربن 14

در یک حفاری تکه استخوانی پیدا می شود و باستان شناسان می گویند که این استخوان 5 هزار سال عمر دارد. یک بچه ماموت در آند کشف می شود و عمر آن را بیش از 2 هزار سال تخمین می زنند. اما دانشمندان چگونه می فهمند که یک شیء یا اجساد و بقایای موجودات زنده متعلق به چه زمانی هستند. تاریخ سنجی به وسیله کربن 14 یک روش رایج و مطمئن برای تعیین قدمت بقایای موجودات زنده است ، با این شرط که حداکثر 50 هزار سال عمر داشته باشند.این روش فقط درخصوص اشیایی به کار می رود که یا خود زمانی زنده بوده اند مانند استخوان ، بقایای گیاهان و بقایای اجساد حیوانات و انسان ها و یا این که از موجودات زنده ساخته شده اند. مانند لباسهای پنبه ای یا کتانی ، وسایل چوبی و غیره.

 

کربن 14 چگونه ساخته می شود؟

اشعه کیهانی هر روز و به مقدار زیاد به اتمسفر زمین می رسد. برای مثال در هر ساعت نیم میلیون تابش کیهانی به هر فرد می تابد. این اشعه کیهانی با اتمهای اتمسفر برخورد می کند و تابشهای ثانویه را به صورت نوترون های پر انرژی به وجود می آورد. این نوترون های پرانرژی با اتمهای نیتروژن برخورد می کنند. پس از برخورد نوترون با نیتروژن 7(14پروتون و 7نوترون) این اتمها به اتمهای کربن 6(14 پروتون و 8نوترون) به اضافه اتمهای هیدروژن (یک پروتون و یک نوترون) تبدیل می شوند.کربن 14 رادیواکتیو است با نیمه عمری حدود 5700 سال. (نیمه عمر مدت زمانی است که نصف اتمهای یک ماده رادیواکتیو به دلیل تابش غیرفعال می شوند).

 

کربن 14 در موجودات زنده

اتمهای کربن 14 که بر اثر تابش کیهانی به وجود آمده اند با اتمهای اکسیژن ترکیب شده و گاز دی اکسیدکربن می دهند. گیاهان این گاز را جذب کرده و بر اثر پدیده فتوسنتز کربن 14 در فیبر گیاهان وارد می شود.حیوانات و انسان ها این گیاهان را می خورند و کربن 14وارد بدن آنها می شود. نسبت کربن 14 به کربن معمولی (کربن)12 در هوا و بدن موجودات زنده در تمام زمانها تقریبا ثابت بوده و هست. تقریبا در هر تریلیون اتم کربن یک اتم ، اتم کربن 14است.کربن 14واپاشی می کند. ولی همیشه تا زمانی که موجود زنده است ، به دلیل تبادل با محیط بیرون اتمهای واپاشیده شده با اتمهای جدید کربن 14جایگزین می شوند و این نسبت تقریبا ثابت می ماند.

 

تعیین تاریخ یک فسیل

به محض این که یک موجود زنده می میرد، دریافت کربن آن از محیط قطع می شود. نسبت کربن 12 به کربن 14 در لحظه مرگ موجود با مقدار استاندارد آن در بدن بقیه موجودات زنده برابر است ؛ ولی پس از مرگ کربن 14 واپاشیده شده و با هیچ کربن 14 جدیدی جایگزین نمی شود.کربن 14 بتدریج و با سرعت بسیار کم از بین می رود در حالی که مقدار کربن 12 ثابت است.با به دست آوردن نسبت کربن 12 به کربن 14 در نمونه مورد بررسی و مقایسه آن با مقدار استاندارد این نسبت در موجودات زنده می توان قرنی را که این موجود در آن می زیسته است ، با دقت بسیار خوبی محاسبه کرد. فرمول محاسبه عمر فسیلها با استفاده از کربن 14به شرح زیر است :

 

پس این نمونه در 18940 سال پیش می زیسته است. چون نیمه عمر کربن 14، 5700 سال است تعیین عمر اجسام با استفاده از کربن 14 فقط در مواردی معتبر است که نمونه حداکثر متعلق به 60هزار سال قبل باشد. پس از این مدت مقدار کربن 14 بسیار ناچیز می شود. البته قوانین کربن 14 برای سایر ایزوتوپ ها هم معتبر است.مواد دیگری هم وجود دارند که هم به صورت رادیواکتیو هم غیرفعال در طبیعت وجود دارند و نسبت آنها هم مقدار ثابتی است از طرفی نیمه عمر طولانی تری هم دارند.مثلا پتاسیم ماده ای است که دو ایزوتوپ فعال و غیرفعال آن در بدن موجودات زنده به طور طبیعی یافت می شود. نیمه عمر پتاسیم 40، 103 میلیون سال است. البته روش تاریخ سنجی رادیواکتیو در آینده قابل استفاده نیست. تمام موجوداتی که بعد از 1940 مرده اند، به دلیل فعالیت های هسته ای بمبهای اتمی ، رآکتورهای هسته ای و آزمایش های هسته ای در فضای باز دچار تغییرات هسته ای شده اند و در آینده تشخیص درصد رادیواکتیویته طبیعی در این موجودات از رادیواکتیویته حاصل از این فعالیت های هسته ای مشکل خواهد بود.

منبع: piranshahr - hupaa

نویسنده : علی : ٧:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۳
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

تعیین عمر اشیا و بقایای جسدهای کشف شده

تعیین عمر اشیا و بقایای جسدهای کشف شده

در حفاری های باستان شناسی تکه استخوانی پیدا می شود و باستان شناسان می گویند که این استخوان 5 هزار سال عمر دارد. یک بچه ماموت در آند کشف می شود و عمر آن را بیش از 2 هزار سال تخمین می زنند. اما دانشمندان چگونه می فهمند که یک شئ یا جسد و بقایای موجودات زنده متعلق به چه زمانی هستند ؟!
تاریخ سنجی به وسیله کربن 14 یک روش رایج و مطمئن برای تعیین قدمت بقایای موجودات زنده است، این روش فقط در خصوص شی هایی به کار می رود که یا خود زمانی زنده بوده اند مانند استخوان، بقایای گیاهان وبقایای جسد های حیوانات و انسان ها و یا این که از موجودات زنده ساخته شده اند. مانند لباس های پنبه ای یا کتانی، وسیله های چوبی وغیره.
کربن 14 رادیو اکتیو است با نیمه عمری حدود 5700 سال . ( نیمه عمر مدت زمانی است که نصف اتم های یک ماده رادیو اکتیو به دلیل تابش، غیر فعال می شوند).
کربن 14 در موجودات زنده
اتم های کربن 14 که بر اثر تابش کیهانی به وجود آمده اند، با اتم های اکسیژن ترکیب شده وگاز دی اکسید کربن می دهند .گیاهان، این گاز را جذب کرده و بر اثر پدیده فتوسنتز کربن 14 در فیبر گیاهان وارد می شود .حیوانات و انسان ها این گیاهان رامی خورند و کربن 14وارد بدن آن ها می شود .نسبت کربن 14 به کربن معمولی (کربن 12) در هوا وبدن موجودات زنده درتمام زمان ها تقریبا" ثابت بوده و هست .


تعیین قدمت یک فسیل
به محض این که یک موجود زنده می میرد، دریافت کربن آن از محیط قطع می شود. نسبت کربن 14به کربن 12 در لحظه مرگ موجود بامقدار استاندارد آن در بدن بقیه موجودات زنده برابر است، ولی پس از مرگ، کربن 14واپاشیده شده وبا هیچ کربن 14 جدیدی جایگزین نمی شود. کربن 14 به تدریج وبا سرعت بسیار کم ، از بین می رود، در حالی که مقدار کربن 12 ثابت است .با به دست آوردن نسبت کربن 14 درنمونه مورد بررسی به مقداراستاندارد آن در موجودات زنده می توان قرنی را که این موجود درآن می زیسته است، با دقت بسیار خوبی محاسبه کرد. فرمول محاسبه عمر فسیل ها با استفاده از کربن 14به شرح زیر است:
که نسبت کربن 14 در نمونه به مقدار آن دربافت های زنده و نیمه عمر کربن 14 ( برابر با 5700 سال ) است.
برای مثال اگر در یک فسیل نسبت کربن 14 نمونه به کربن 14 موجودات زنده 10درصد باشد . می توان محاسبه کرد که :


پس این نمونه در 18940سال پیش می زیسته است .
چون نیمه عمر کربن 14، 5700سال است تعیین عمر جسم ها با استفاده از کربن 14 فقط در موردهایی معتبر است که نمونه حداکثر متعلق به 60هزار سال قبل باشد.پس از این مدت مقدار کربن 14بسیار ناچیز می شود.


منبع : irib.ir - gtalk.ir

نویسنده : علی : ٧:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۳
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

تعیین قدمت اشیای قدیمی با استفاده از آب و آتش!

تعیین قدمت اشیای قدیمی با استفاده از آب و آتش!
در این تکنیک جرم یک نمونه سرامیک را اندازه می گیرند و سپس آن را در دمای 500 درجه سانتیگراد در یک کوره حرارت داده و بعد از روی آب عبور می دهند.
دانشمندان انگلیسی با استفاده از آب و آتش روش جدیدی را ارائه کردند که می تواند در تعیین قدمت اشیای قدیمی و رمزگشایی ساعت درونی اشیا در تحقیقات باستان شناسی مورد استفاده قرار گیرد.
محققان دانشگاه منچستر و دانشگاه ادیمبرا تکنیک جدیدی را کشف کرده و آن را "تعیین قدمت با هیدروکسی زدایی دوباره" نامیده اند.
این تکنیک می تواند در تحقیقات باستان شناسی و در تعیین قدمت سرامیکهای خاک رس در آتش پخته شده مثل آجر، کاشی و سفال مورد استفاده قرار گیرد.
این محققان با همکاری موزه لندن توانستند نمونه هایی از آجرهای رم باستان، قرون وسطی و عصر مدرن را تعیین قدمت کنند.
نتایج این تحقیقات که در ژورنال انجمن رویال انگلیس منتشر شده است نشان می دهد که این تکنیک می تواند سن اشیای بیش از دو هزار سال را تعیین کند و همچنین پتانسیل تعیین قدمت اشیای تا 10 هزار سال را داشته باشد.
در این تکنیک جرم یک نمونه سرامیک را اندازه می گیرند و سپس آن را در دمای 500 درجه سانتیگراد در یک کوره حرارت داده و بعد از روی آب عبور می دهند.
منبع : hamvatansalam - ravy.ir
نویسنده : علی : ٧:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۳
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

راه اندازى مرکز هشدار سونامی در کشور الزامى است

راه اندازى مرکز هشدار سونامی در کشور الزامى است

دکتر وحید چگینى گفت: راه اندازى سیستم هشدار سونامى در دریاى عمان و خلیج فارس و به طور کلى مرکز مخاطرات دریایى در کشور الزامى است. رییس مرکز ملى اقیانوس شناسى افزود: " چون لى هان" نماینده دفتر منطقه اى یونسکو در ایران به همراه دکتر مهین گزانى رییس اداره علوم کمیسیون ملى یونسکو در بازدید از مرکز ملى اقیانوس شناسى در مورد راه اندازى سیستم هشدار سونامى در دریاى عمان و خلیج فارس تاکید کردند.وى اظهار داشت: " چون لى هان" همچنین ضمن تاکید بر ایجاد دفتر منطقه اى اقیانوس شناسى براى خلیج فارس و دریاى عمان ، حمایت خود را براى راه اندازى این مرکز اعلام کرد.وى با اشاره به اینکه چند سالى است که مرکز ملى اقیانوس شناسى براى راه اندازى مرکز هشدار سونامى در دریاى عمان تلاش مى کند گفت: البته در نظر است که سایر مخاطرات دریایى را نیز به آن تعمیم دهیم.چگینى افزود: مرکز مخاطرات دریایى، قابلیت هشدار تمام مخاطرات دریایى مانند توفان هاى حاره اى ( گونو) ، کشند قرمز و غیره را دارد و هشدار سونامى هم درون آن قرار گیرد.وى ادامه داد: دراین راستا توافقات اولیه با وزارت کشور صورت گرفته و کارگروه مخاطرات دریایى با محوریت سازمان مدیریت بحران و مرکز ملى اقیانوس شناسى تشکیل شده است.به گفته چگینى، کارگروه مخاطرات دریایى طرح اولیه را تهیه و به وزارت کشور ارسال کرده تا مورد بررسى کارشناسان امر قرار گیرد.وى با اشاره به اینکه راه اندازى این مرکز هشدار به اعتبار قابل توجهى نیاز دارد گفت: اعتبارى حدود 20 تا 30 میلیارد تومان براى راه اندازى آن نیاز است که در صورت تامین شدن ، مرکز مخاطرات دریایى در مدت زمان کوتاهى راه اندازى مى شود.رییس مرکز ملى اقیانوس شناسى ادامه داد: برخى تجهیزات این مرکز مانند دستگاه هاى اندازه گیرى سطح آب و لرزه نگار در خشکى نصب شده است.وى با اشاره به خرید دستگاه سونامى نگار براى هشدار سونامى گفت:‌ هزینه خرید و نگهدارى این دستگاه بسیار زیاد است.چگینى در پایان با تاکید بر راه اندازى چنین مرکزى در کشور اظهار داشت: مرکز مخاطرات دریایى مانند یک مرکز مادر عمل مى کند به گونه اى که تمام اطلاعات و داده هاى دستگاه هاى مختلف به این مرکز ارسال و جمع بندى مى شود که با مطالعه آنها مى توان زمان وقوع مخاطرات دریایى را پیش بینى کرد. ایرنا

نویسنده : علی : ۳:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

گازهاى گلخانه اى سلامت مردم را تهدید مى کند

گازهاى گلخانه اى سلامت مردم را تهدید مى کند

سازمان حفاظت از محیط زیست آمریکا چند گاز گلخانه اى عامل پدیده تغییرات اقلیمى را خطرى براى سلامت عمومى مردم این کشور اعلام کرد. راى جدید این سازمان مى تواند به دولت این کشور کمک کند بدون اجازه کنگره براى کاهش گازهاى گلخانه اى تدابیرى اتخاذ کند. آمریکا و چین بزرگ ترین تولید کنندگان گازهاى گلخانه اى هستندناظران معتقدند که تصمیم این سازمان راه را براى وضع ضوابط و مقرراتى سختگیرانه علیه تولید گازهایى مانند دى اکسید کربن هموار مى کند.کنگره آمریکا هم اکنون در حال بررسى طرحى براى کاهش گازهاى گلخانه اى است، اما با توجه به راى جدید سازمان حفاظت از محیط زیست آمریکا، دولت باراک اوباما حالا مى تواند بدون اجازه کنگره نیز براى کاهش گازهاى مذکور تدابیر اجرایى سختى در نظر بگیرد.آمریکا پس از چین دومین تولید کننده این گازهاى آلاینده در جهان است.لیزا جکسون، مدیر سازمان حفاظت از محیط زیست آمریکا، روز دوشنبه (7 دسامبر) اعلام کرد که سازمان او اکنون موظف است که براى کاهش گازهاى گلخانه اى تلاش کند.او گفت: مدارک علمى موجود دال بر آن است که گازهاى گلخانه اى سلامت عمومى مردم آمریکا را به خطر مى اندازد.این در حالیست که نمایندگان 192 کشور دنیا در کپنهاگ، پایتخت دانمارک جمع شده اند تا راه هاى مبارزه با پدیده تغییرات اقلیمى ناشى از افزایش گازهاى گلخانه اى در جو زمین را بررسى کنند.قرار است باراک اوباما، رئیس جمهورى آمریکا نیز در این اجلاس شرکت کند.گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا، نیکولا سارکوزى رئیس جمهورى فرانسه و مانموهان سینگ نخست وزیر هند از رهبرانى هستند که در اجلاس کپنهاگ حضور خواهند یافت. ایرنا

نویسنده : علی : ۳:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

زمین در انتظار تصمیم کپنهاگ

 

متن زیر متن پرونده ای است که ۵شنبه گذشته در جام جم در باره کپنهاگ منتشر شد البته در اینجا نمی توانستم ساختارگرافیکی آن را حفظ کنم

---
زمین در انتظار تصمیم کپنهاگ

16 آذر پس از ماه‌ها بحث و جدل در سایه روشن امیدواری و ناامیدی، اجلاس کپنهاگ کار خود را در مرکز تجمعات بلا در این شهر آغاز کرد؛ بزرگ‌ترین اجلاسی که تاکنون برای چاره‌اندیشی درباره مساله محیط زیست برپا شده است. گروه زیادی از دانشمندان، متخصصان، فعالان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در کنار هیات‌هایی از بیش از 190 کشور گردهم جمع شده‌اند تا تصمیم مشترکی در زمینه مهار گرمایش زمین بگیرند. در 3 روز آخر این نشست، سران بسیاری از این 190 کشور به کپنهاگ خواهند رفت تا تصمیم بگیرند و نتیجه آن باعث قضاوت آیندگان درباره ما خواهد شد. در روز اول این نشست 65 روزنامه بزرگ جهان سرمقاله واحدی را منتشر کردند و در آن از شرکت‌کنندگان این نشست خواستند تصمیمی بگیرند که ما را در برابر نسل آینده سرافکنده نکنند. این یک مبالغه نبود. تصمیمی که در کپنهاگ گرفته خواهد شد وظیفه کشورهای جهان در زمینه کنترل انتشار گازهای گلخانه‌ای از سال 2012 به بعد را مشخص خواهد کرد، یعنی وقتی که مدت اجرای پروتکل کیوتو به پایان خواهد رسید. در اجرای پروتکل کیوتو بسیاری از تولیدکنندگان اصلی گاز‌های گلخانه‌ای نظیر آمریکا غایب بودند و برخی دیگر به بهانه‌های مختلف، مصوبات آن را اجرا نکردند، اما این بار عزم جدی‌تری جزم شده است تا کمکی به حال آینده نوع بشر شود. چشم‌های زمین و بشر با امید و ناامیدی به کپنهاگ دوخته شده است. آیا این بار هم بشر زیاده‌طلب آینده حیات روی زمین را با منافع اقتصادی کوتاه‌مدتش معامله خواهد کرد؟ یا این‌که متواضع‌تر می‌پذیرد آینده بدون زمین، سیاره‌ای که روی آن زندگی می‌کنیم، معنایی ندارد و هرچه در توان دارد برای کمک به آن انجام می‌دهد؟ این پرسشی است که تا 10 روز دیگر پاسخش مشخص خواهد شد.


گرمایش زمین چیست؟

پس از انقلاب صنعتی، بشر مدرن شروع به استفاده روزافزون از زغال‌سنگ، ‌نفت و مشتقات این سوخت‌های فسیلی کرد. سوخت‌های فسیلی، از بقایای موجودات زنده دوران قدیم زمین به وجود آمده‌اند و سوزاندن آنها همراه با آزاد کردن مقدار زیادی از گازهای گلخانه‌های و بخصوص دی‌اکسید کربن است. اگر نگاهی به فعالیت‌های روزانه خود بیندازیم، می‌بینیم تا چه حد روند تولید این گازها افزایش پیدا کرده است. چراغ برقی که در خانه ما روشن می‌شود، رادیو، تلویزیون یا هر ابزار الکتریکی دیگر، نیازمند مصرف برقی است که عمده آن در نیروگاه‌هایی تولید می‌شود که با سوخت‌های فسیلی کار می‌کنند. افزایش انتشار این گازهای گلخانه‌ای در جو زمین، باعث تشدید پدیده گلخانه‌ای و افزایش دمای میانگین سیاره زمین در سال‌های اخیر شد. با افزایش این دما، ماشه مجموعه‌ای از رویدادهای مرگبار چکانده و سیل اتفاقات بعدی جاری می‌شود. این افزایش بظاهر ناچیز در دمای میانگین سیاره زمین که در حد چند درجه سانتی‌گراد ارزیابی شده است، باعث تغییرات جدی در الگوهای آب و هوایی حاکم بر زمین می‌شود. به عبارت دیگر، اقلیم آشنای سیاره ما دچار دگرگونی می‌شود که آن دگرگونی عظیم به تغییر اقلیم شناخته می‌شود. جاری شدن سیلاب‌ها،‌ افزایش بیابان‌زایی، ‌تغییر سطح دریاهای آزاد،‌ تغییر الگوی توفان‌ها و گردبادها،‌ ذوب شدن یخ‌های قطبی،‌ تغییر الگوی جریان‌های آبی،‌ ذوب شدن یخچال‌ها و نابودی گونه‌های مختلف گیاهی و جانوری، بخش‌هایی از اثرات این تغییر اقلیم به شمار می‌رود. امروزه تغییرات اقلیمی ناشی از گرمایش زمین را در کنار افزایش جمعیت و بحران غذا، ‌3 چالش بنیادین پیش‌روی بشر معاصر ارزیابی می‌کنند.

اثر گلخانه‌ای چیست؟‌

یکی از وظایفی که اتمسفر زمین به عهده دارد، کنترل دمای میانگین سیاره است. اگر زمین جو نداشت، در طول روز که در مقابل تابش مستقیم پرتوهای خورشید قرار می‌گرفت دما بشدت بالا می‌رفت و در شب یکباره دمای زمین تا ده‌ها درجه زیر صفر کاهش پیدا می‌کرد. در چنین شرایطی از نظر تفاوت دمای شبانه‌روز، کمتر موجود زنده‌ای می‌توانست دوام بیاورد؛ اما در جو زمین پدیده‌ای به نام پدیده گلخانه‌ای وجود دارد که با متعادل نگاه داشتن دمای زمین در شب و روز، امکان ادامه فعالیت‌های حیاتی را ممکن می‌کند. وجود گازهایی که به آنها گازهای گلخانه‌ای می‌گویند و مهم‌ترین آنها دی‌اکسیدکربن است، در جو زمین باعث می‌شود شرایطی مانند یک گلخانه در زمین به وجود آید.

اگر در زمستان درون گلخانه‌ای رفته باشید می‌بینید علی رغم سرمای محیط، درون گلخانه بسیار گرم است. علتش پوشش نایلونی یا شیشه‌ای سقف گلخانه است که اجازه ورود نور و پرتوهای گرمایی به درون گلخانه را داده، اما مانع خروج بخش عمده‌ای از آنها می‌شوند. گازهای گلخانه‌ای در جو زمین هم چنین نقشی را به عهده دارند. تابش‌های گرمایی که به زمین می‌رسند از جو زمین عبور می‌کنند. گازهای جو زمین در برابر بخشی از پرتوهای گرمایی و همچنین در برابر نور مرئی طیف الکترومغناطیس شفاف است؛ اما این پرتوها پس از برخورد با سطح زمین و هنگام بازتاب، دچار تغییر طول موج می‌شوند و این لایه گازهای گلخانه‌ای، اجازه عبور مجدد این پرتوهای گرمایی را نمی‌دهد و راه بخشی از آنها را سد می‌کند. گرما درون لایه می‌ماند و هنگام شب نیز دمای میانگین بالا خواهد ماند. به این ترتیب، حیات ما وابسته به وجود این گازهای گلخانه‌ای است، اما شرایط سیاره ما خلاف آنچه به نظر می‌آید، بسیار شکننده است. تعادلی بسیار ظریف شرایط حیات روی این سیاره زیبا را به وجود آورده است و اندکی تغییر در این تعادل، می‌تواند همه شرایط را بر هم بزند. اگر حجم گازهای گلخانه‌ای در جو زمین افزایش یابد (‌که این روزها در حال افزایش است)‌، آن گاه این لایه مانع خروج بخش‌های بیشتری از پرتوهای گرمایی از جو زمین می‌شود و با انباشته شدن گرمای بیشتر، کم‌کم دمای میانگین زمین افزایش می‌یابد. این اثر است که به تشدید اثر گلخانه‌ای و افزایش دمای میانگین سیاره و در نتیجه گرمایش زمین می‌انجامد. این اتفاقی است که در نهایت باعث می‌شود چرخه متعادل سیستم‌های اقلیمی روی زمین دستخوش تغییر ‌شود و حتی حیات ما را روی زمین تغییر دهد.

عصر یخبندان در راه است؟

عصر یخبندان نام ناآشنایی برای مردم نیست. آنها شاید با شنیدن این نام به یاد مجموعه فیلم‌های انیمیشنی بیفتند که با این نام ساخته شده و روایت جذابی از شخصیت‌های خود را در دوره یخبندان بزرگ نشان می‌دهد؛ اما عصر یخبندان بارها روی زمین رخ داده است. بسیاری از دانشمندانی که روی اثرات گرمایش زمین مطالعه می‌کنند هشدار می‌دهند ادامه روند کنونی باعث ایجاد عصر یخبندانی جدید خواهد شد. اما چگونه گرم شدن سیاره ما می‌تواند دوره‌ای از سرما و یخبندان را به همراه بیاورد؟

اگر به نقشه جغرافیا نگاه کنید می‌بینید بسیاری از مناطق اروپا و نواحی اسکاندیناوی در همان عرض جغرافیایی قرار دارند. بخش‌هایی از آلاسکا و نواحی مرکزی سیبری در آن قرار گرفته است، اما هوای این مناطق بیشتر از آن‌که شبیه نواحی سردسیر آلاسکا باشد، شبیه نواحی مرکزی آمریکاست. علت هم به جریانی بازمی‌گردد که کنترل دما را در اقیانوس به عهده دارد. این جریان آبی، آب‌های گرم را با خود از نواحی استوایی به عرض‌های شمالی می‌آورد و در آنجا گرمای آب توسط نواحی یخی بزرگ مانند صفحه یخی گرینلند جذب شده و دوباره این جریان به سمت عرض‌های پایین‌تری ادامه مسیر می‌دهد. یکی از معروف‌ترین حلقه‌های این جریان که به نوعی موتور آن در این ناحیه به شمار می‌رود جریانی است که به جریان خلیج یا Gulf Stream مشهور است. این جریان به واسطه وجود صفحات یخی عظیم شمالی، نوعی جریان عظیم حرارتی اقیانوسی را شکل می‌دهد. جریان‌های آب گرم در لایه‌های سطحی به سمت عرض‌های شمالی حرکت می‌کنند و با از دست دادن گرما به اعماق اقیانوس می‌روند و رودخانه‌هایی در دل اقیانوس تشکیل می‌دهند که آب سرد را به عرض‌های پایین‌تر می‌برد و دوباره آنها را گرم می‌کند. همین جریان عظیم است که باعث ایجاد تابستان‌های مطبوع در اروپا و ساحل شرقی آمریکا می‌شود. به عبارت دیگر اگر این جریان کنترل‌کننده هوا (آبی که در این چرخه جابه‌جا می‌شود با خود جریانات هوایی را نیز جابجا می‌کند) به هر نوعی از کار بیفتد به جای وقوع تابستان‌هایی لذت‌بخش در این مناطق بخبندانی دائمی برقرار خواهد شد؛ چرا که ابزاری برای انتقال آب و هوای گرم به این عرض‌های جغرافیایی وجود نخواهد داشت.

حال با گرم شدن هوا و ذوب شدن یخ‌های قطبی و صفحات یخی شمالی عامل اصلی ایجاد چنین چرخه‌ای در معرض تهدید قرار گرفته است. بررسی دانشمندان نشان از آن دارد که پیش از این در زمانی که این چرخه با مشکل روبه‌رو شده، سیاره ما عصر بخبندانی را تجربه کرده است. اکنون به طور چشمگیری نه‌تنها یخ‌های شمالی در حال ذوب شدن هستند که برای اولین بار در صفحه یخی گرینلند که محرک جریان خلیج و کنترل‌کننده این جریان اقیانوسی است شکاف ایجاد شده است. این شکاف باعث نفوذ آب شور اقیانوس به درون این صفحه شده و نه‌تنها فرآیند انجماد مجدد آن را با مشکل مواجه می‌کند، بلکه با ایجاد منفذی برای ورود آب باعث رانده شدن قطعات صفحه یخی به اطراف می‌شود. بررسی‌ها از عمیق شدن این شکاف در سال‌های اخیر خبر می‌دهند و برای اولین بار اثرات شکاف صفحه گرینلند بخوبی قابل مشاهده است. چنانچه روند این تخریب ادامه پیدا کند، باید منتظر شروع عصر بخبندانی جدید بود؛ عصری که به گفته دانشمندان نخستین نشانه‌های خود را بروز داده است و اگر جلوی فرآیند تخریب این صفحه یخی و روند گرم شدن زمین گرفته نشود، از هم اکنون باید ورود خود به عصر بخبندان را اعلام کنیم.

واقعیتی تلخ یا توطئه‌ای جهانی؟

گرمایش زمین اگرچه موضوعی کاملا علمی به شمار می‌رود، اما همیشه با تردیدهایی نیز روبه‌رو بوده است تا حدی که برخی آن را توطئه‌ای از سوی کشورهای پیشرفته برای جلوگیری از رشد کشورهای در حال توسعه ارزیابی کرده‌اند. گروهی دیگر در کشورهای صنعتی آن را توطئه‌ای برای مانع تراشیدن ادامه رشد سریع کشورهای پیشرفته می‌دانند. چنین باورهایی به حدی عمیق بود که حتی 10 سال پیش نیز تصور این‌که سران بسیاری از کشورها را بتوان به دلیل این موضوع گردهم جمع کرد و توجه عمومی مردم را به تغییرات اقلیم جلب کرد و اجلاسی مانند کپنهاگ را بنا نهاد به افسانه می‌مانست.

بخشی از این عدم باور سیاستمداران و صاحبان صنایع به هزینه‌هایی بر می‌گردد که در صورت پذیرش این مساله ناچار به پرداخت آن هستند. آنها باید به دنبال سرمایه‌گذاری برای یافتن منابع جایگزین انرژی بروند. سیستم‌ها و محصولات خود را به گونه‌ای اصلاح کنند که تولید گازهای گلخانه‌ای آنها کاهش یابد و در نهایت کشورهای صنعتی باید با کاهش سرعت رشد خود به کشورهای در حال توسعه در بنا کردن اقتصاد خود بر پایه این روش‌های جدید کمک کنند و از سوی دیگر کشورهای در حال توسعه نیز باید زمان بیشتری برای طی مراحل توسعه یافتگی سپری کنند و هزینه بیشتری بپردازند. راحت‌ترین راه حل این مشکل پاک کردن صورت مساله و انکار آن یا نسبت دادن آن به توطئه و دسیسه و سیاست بازی است. اما از سوی دیگر برخی از کارشناسان نیز معتقدند موضوع تنها بزرگنمایی رسانه‌ای از پدیده‌ای کاملا طبیعی است آنها به نمودار تغییرات دمای میانگین زمین در طول اعصار نگاه می‌کنند. با استفاده از استخراج لایه‌های یخ از اعماق صفحات یخی می‌توان میزان جذب دی اکسید کربن در آنها و در نتیجه تغییر میزان دی اکسید کربن جو در طول تاریخ را بررسی کرد. آنها با ورق زدن کتاب تاریخ بدرستی نشان می‌دهند، طی 600 هزار سال گذشته حداقل در 5‌مورد زمین با افزایش دی‌اکسید کربن و متناسب با آن افزایش دمای میانگین مواجه شده است. این افراد معتقدند طبیعت خود قادر به کنترل این مساله است و آن را به حالت عادی باز می‌گرداند، اما همین نمودار نشان می‌دهد در هیچ یک از دوره‌‌های پیشین طی 650 هزار سال گذشته، میزان دی اکسید کربن در جو زمین از حدود دویست و هفتاد ppm (دویست و هفتاد ذره در میلیون ) بیشتر نبوده، اما این مقدار در اکتبر سال 2009 به عدد سیصد و هشتاد و چهار و سی و هشت صدم ppm رسیده است. در حالی که در سال 1960 این عدد تنها حدود ppm سیصد و پانزده بود. با این سرعت رشد و چنانچه این روند متوقف نشود، در 4 دهه آینده این عدد به حدود ششصد ppm خواهد رسید که فاجعه‌ای بزرگ را به ارمغان خواهد آورد. اگرچه پیش از این زمین به دلایل مختلف شاهد این افزایش دی‌اکسید کربن بوده است، اما در هیچ یک این دفعات عوامل مصنوعی در تولید آن دست نداشته‌اند و زمین می‌توانسته خود را به حالت اول بازگرداند اما این بار ورود دی اکسید کربن به واسطه فعالیت‌هایی است که خارج از کنترل طبیعت هستند. بشر به طور مصنوعی این حجم گازهای گلخانه‌ای را وارد جو می‌کند و اگر زمین هم بخواهد با آن مقابله کند تنها می‌تواند بخشی را جبران کند که به طور طبیعی و دوره‌ای به آن تحمیل شده است نه آن بخشی که بشر از زمان صنعتی شدن خود حریصانه به جو سیاره خود تزریق می‌کند.

جنب و جوش جهانی برای حفظ زمین

اینک بسیاری از مردم جهان با پدیده گرمایش زمین آشنا شده‌اند. ده‌ها سازمان غیرانتفاعی در کنار سازمان‌های بین‌المللی و ملی و گروه‌های دانش‌آموزی و دانشجویی برای کمک به حل این مشکل در کنار هم قرار گرفته‌اند. گویی صدایی از سراسر جهان برای درخواست از همه بلند شده است تا به کمک سیاره مادری بشتابند. برای این مهم هر کاری صورت گرفته است؛ تحقیقات جدی آکادمیک، جلسات سخنرانی عمومی، نوشتن کتاب‌های عامه‌فهم، ساخت انیمیشن، اهدای جوایز اسکار و نوبل صلح به فعالان این حوزه و سرانجام برگزاری کنسرت‌های عظیم تا هنرمندان مردم را با این پدیده آشنا کنند.

اما برای بعضی از کشورها کارهای تبلیغی که انجام می‌دهند ارزشی فراتر از یک وظیفه اخلاقی دارد. چند ماه پیش هیات دولت مالدیو جلسه کابینه خودرا با موضوع امضای طرح حفاظت از جزایر مرجانی در اعماق آب برگزار کرد. رئیس‌جمهور و وزیران با لباس‌های غواصی زیرآب رفتند تا توجه جهان را به مشکلی جلب کنند که کشور آنها را با خطری قریب‌الوقوع مواجه کرده است. مالدیو ارتفاع چندانی از سطح آب ندارد و با ادامه فرآیند گرمایش زمین تا حدود یک دهه دیگر شاید به طور کامل زیرآب برود. چندی پیش از آن رئیس‌جمهور این کشور در توری بین‌المللی به دیدار سران کشورها رفت و به آنها گفت اگر فکری برای گرمایش زمین نکنید، باید بزودی فکری برای فروش زمین به مالدیو بکنید تا بتوانیم مردم کشور را به آنجا منتقل کنیم. هفته پیش نیز هیات دولت نپال جلسه کابینه خود را در ارتفاعات هیمالیا برگزار کرد تا توجه جهان را به خطراتی که گرم شدن زمین برای یخچال‌های طبیعی ایجاد کرده است، جلب کند. این یخچال‌ها منبع اصلی تامین آب شرب بخش بزرگی از جمعیت جهان به شمار می‌رود که با از بین رفتن آنها مشکل آب شرب برای جمعیت رو به افزایش زمین بیشتر به چشم خواهد آمد و از سوی دیگر کمبود این منابع بنابر اعلام سازمان بهداشت جهانی با شیوع بیماری‌های جدید و گسترده همراه خواهد بود.

اینها تنها نمونه‌هایی از مشکلاتی است که گرمایش زمین را به تهدیدی علیه بشر تبدیل کرده و بار سنگینی را بر دوش شرکت‌کنندگان در اجلاس کپنهاگ می‌گذارد و از آنها می‌خواهد فارغ از اختلافات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود به آینده سیاره‌ای بیندیشند که خانه همه ماست.

پایانی برای سرزمین‌های یخی

اگر از فضا به زمین نگاه کنید سیاره زیبا و آبی رنگی را می‌بینید که با ابرهای پراکنده و کلاهک‌های قطبی‌اش منظره‌ای چشم نواز را در برابر چشمان شما به نمایش می‌گذارد. در 2 نیمکره شمالی و جنوبی زمین 2 کلاهک یخی باستانی، سرزمین افسانه‌های یخ‌های شمالگان و جنوبگان را تشکیل می‌دهند. جنوب این سرزمین خشک و سرد، میزبان پنگوئن‌های امپراتور و شمال، قلمرو خرس‌های شکوهمند قطبی است. این دو سرزمین یخ بسته، اما تنها دشت‌هایی افسرده و ناکارآمد نیستند، بلکه به نوعی این سرزمین‌های یخی هستند که تعادل ظریف و شکننده شرایط حیاتی روی زمین را کنترل می‌کنند. کوه‌های یخی شکوهمند و زیبای شمالگان و جنوبگان به نوعی خنک‌کننده‌های طبیعی زمین به شمار می‌روند. اینک با افزایش روند گرمایش جهانی زمین، روند تخریب این کلاهک‌های قطبی شتاب گرفته است. سال گذشته و در میانه زمستان نیمکره جنوبی بود که قطعه یخ بزرگی از یکی از دیواره‌های یخی جنوبگان جدا شد. اتفاقی که کمتر نمونه‌ای از آن در تاریخ و در این ابعاد ثبت شده است. همین روزها قطعه یخ عظیم دیگری که از صفحه یخی جنوبگان جدا شده در اقیانوس و اطراف زلاندنو سرگردان است. این روند در قطب شمال با شدت بیشتری در حال رخ دادن است. برخی پیش‌بینی‌ها حکایت از آن دارد که در دهه آینده برای اولین بار در تابستان کلاهک قطبی شمالی زمین ناپدید خواهد شد و در صورت ادامه روند موجود، این کلاهک به طور کامل در 50 سال آینده نابود خواهد شد. تنها خرس‌های قطبی نیستند که در صورت ادامه این روند امید به ادامه حضور خود بر این سیاره را ازدست خواهند داد، بلکه بیشتر از آنها انسان‌ها باید نگران باشند. 2 خطر اصلی از ناحیه ذوب شدن یخ‌های قطبی زمین را تهدید می‌کند. نخست با افزایش یخ‌های قطبی، سطح آب آزاد دریاها افزایش می‌یابد. ادامه روند کنونی و افزایش دما باعث خواهد شد بسیاری از نقاط ساحلی کشورها زیر آب فرو روند. ژاپن، استرالیا، سواحل آمریکا و کانادا، جزایر آسیای جنوب شرقی و شرق چین بیشترین صدمه را از این بابت خواهند دید. با افزایش چند متری سطح آب‌های آزاد در عمل بخش بزرگی از شهرهای ساحلی غیرقابل زیست خواهند شد. فاجعه زمانی خود را نشان می‌دهد که به یادآوریم بیش از نیمی از جمعیت شهرنشین جهان در مناطق ساحلی سکونت دارند. این افزایش سطح آب و در نتیجه آن، از میان رفتن شهرهای محل سکونت بشر، باعث خواهد شد بازماندگان و کسانی که در این شهرها زندگی می‌کنند به جستجوی مکان جدیدی برای زندگی برآیند و امواج عظیمی از مهاجرت شکل بگیرد. ضمن آن‌که وارد شدن آب حاصل از ذوب شدن یخ‌‌های قطبی، باعث تغییر چگالی و دمای میانگین آب‌ها می‌شود که خود عامل بروز برخی سوانح طبیعی عظیم است.

اما آب شدن یخ‌های قطبی مشکلات دیگری را نیز با خود به همراه دارد. یخ‌های قطبی همانند آینه عمل می‌کنند. به عبارت دیگر، ضریب انعکاس یخ بسیار بالاست. اگر پرتو نوری را به طور مداوم به یک ظرف آب که روی آن را یک قطعه یخ گرفته و یک ظرف آب بدون یخ بتابانید، طی زمان ظرف اول شما دمای خود را حفظ خواهد کرد، اما ظرف دوم که حاوی آب بدون یخ است با جذب پرتوهای گرمایی شروع به گرم شدن می‌کند. این همان وضعیتی است که زمین با آن مواجه است. پرتو‌های خورشیدی که به زمین می‌رسند بخشی توسط آب اقیانوس‌ها و زمین جذب یا بازتابانده می‌شوند، اما بخشی از آنها که به لایه‌های یخی برخورد می‌کند مستقیم و بدون آن‌که جذب شوند بازتابانده ‌شده و از جو خارج می‌شوند. با آب شدن این یخ‌ها، سطح بازتاب‌دهنده زمین کاهش پیدا می‌کند و تشعشعاتی که پیش از این به خارج جو فرستاده می‌شدند جذب آب شده و باعث افزایش دمای آن می‌شوند. به عبارت دیگر کاهش این یخ‌ها باعث سرعت گرفتن فرآیند گرمایش زمین می‌شود، گویی بار دیگر دومینو‌های طبیعت خود را این‌گونه نشان می‌دهند. کافی است ماشه اولین اتفاق چکانده شوند تا مجموعه‌ای از رویدادهای تشدید کننده آغاز شود.

انقراض‌های بزرگ در راه است

تغییرات اقلیمی چه تاثیری بر جانوران و گیاهان می‌تواند داشته باشد؟ ‌خب فرض کنیم دما چند درجه‌ای هم گرم‌تر شد. چه خطری می‌تواند موجودات زنده را تهدید کند؟ واقعیت این است که چنین رویدادی به شکل غیر قابل انکاری بر حیات جانوران مختلف تاثیر خواهد گذاشت. آشناترین چهره‌هایی که در معرض نابودی دائمی قرار گرفته‌اند خرس‌های دوست داشتنی قطبی هستند. این موجودات زیبا و با شکوه که حاکمان سرزمین‌های سپید پوش و افسانه‌ای شمالی به شمار می‌روند، از هم اکنون تاوان گرم شدن زمین را با از دست دادن جان خود می‌پردازند. برای اولین‌بار در این دهه بود که قایق‌های ماهیگیری جنازه خرس‌های قطبی را پیدا کردند که در آب‌های اقیانوس شمالی غرق شده بودند. ماهرترین شناگران به دلیل خستگی از پای در می‌آیند و علت هم چیزی جز گرم شدن زمین نیست. خرس‌های قطبی زندگی خود را بر یخ‌های شناور می‌گذرانند. آنها باید برای یافتن غذا دست به سفرهای طولانی در آبهای اقیانوسی بزنند. در شرایط عادی وقتی آنها سفرهای دریایی خود را آغاز می‌کردند، تعداد بسیار زیادی قطعه یخ شناور در آب‌های اقیانوس منجمد شمالی شناور بود و خرس‌ها می‌توانستند از آنها برای استراحت استفاده کنند. اکنون با گرم شدن دمای میانگین سیاره زمین، لایه‌های یخی کلاهک شمالی زمین با سرعت بسیار زیادی در حال آب شدن هستند. برای اولین بار درچند سال اخیر، در تابستان یخ‌های پیوسته در کلاهک قطبی شمال کمرنگ شد و پیش‌بینی می‌شود با ادامه روند فعلی تاسال 2050 نشانه‌هایی از این کلاهک‌ها باقی نماند. این نابودی کلاهک قطبی با ناپدید شدن یخ‌های شناور قطبی همراه بوده است و به این ترتیب خرس‌های قطبی بینوا به دنبال غذا، شنای بی‌بازگشت خود را آغاز می‌کنند. این موجودات شکوهمند و سپیدپوش، اما تنها قربانیان گرمایش زمین نیستند.

بر اثر این رویداد، بسیاری از موجودات کوچک‌تر و ناآشناتر در خطر نابودی قرار گرفته‌اند. گونه‌هایی مانند مرجان‌ها یکی از نمونه‌های بارز گونه‌های کوچکی هستند که بر اثر پدیده گرمایش زمین در معرض خطر قرار گرفته‌اند. این نوع از موجودات نسبت به شرایط زیست خود بسیار حساس هستند و اندکی تغییر در دمای محیط باعث خواهد شد این موجودات امکان ادامه حیات خود را از دست بدهند و با نابودی مواجه شوند، اما این بلایی نیست که تنها بر سر جزایر مرجانی بیاید، بلکه بسیاری دیگر از گونه‌های حیاتی ساده در جهان با همین مشکل دست به گریبان هستند. اما آیا لازم است نگران از میان رفتن چند گونه جانور ساده و ابتدایی باشیم؟ حقیقت این است که بیش از گونه‌های بزرگ باید نگران چنین جانوران و گونه‌های کوچک و ناشناسی باشیم که بسیار آسیب‌پذیر هستند. دلیل اصلی این نگرانی به موقعیت چنین گونه‌هایی در زنجیره غذایی باز می‌گردد. اگر این زنجیره را در نظر بگیرید، می‌بینید ابتدای آن، همین موجودات قرار دارند که منبع غذایی بسیاری از جانوران رده 2 قرار می‌گیرند. این حلقه کوچک‌تر، خوراک رده‌های بالایی و در نهایت خوراک موجودات بزرگ و انتهای حلقه را تامین می‌کنند. انسان و خوراک‌های اولیه انسان در انتهای چنین زنجیره‌ای قرار گرفته‌اند و اگر به هر دلیلی چنین زنجیره‌ای گسسته شود، فرآیند انقراض همانند مهره‌های دومینو آغاز خواهد شد و تعداد بسیاری از گونه‌های دست بالایی را نیز با خود نابود خواهد کرد. تغییرات آب و هوایی به همین دلیل عامل نگرانی جدی برای انسان باید به شمار رود اگرچه همه نگرانی‌ها فقط بابت از دست دادن امکانات غذایی نیست.


عصر هاریکن‌ها

نام‌هایی مانند کارتینا، ایوان، آنا و حتی گونو شاید به نظر نام‌های اشخاصی از ملیت‌های مختلف بیاید، اما این نام‌ها در سال‌های اخیر برای کسانی که اخبار تغییرات اقلیم را دنبال می‌کنند حکم زنگ خطری جدی در رابطه با واکنش طبیعت به گرم شدن زمین را دارند.

هنوز هم نام کاترینا مترادف یکی از بزرگ‌ترین مصیبت‌های طبیعی دوره معاصر در ایالات متحده شناخته می‌شود و از آن در کنار حوادث 11 سپتامبر به بزرگ‌ترین چالش‌های معاصر آمریکا یاد می‌شود. توفان گردابی عظیمی که منطقه نیواورلئان را در نوردید و هزاران نفر را کشت یا بی خانمان کرد و بحرانی ملی برای این کشور به وجود آورد. همه ساله توفان‌های حلقوی یا هاریکن‌ها در فصل مشخص خود از روی نواحی حاره‌ای شکل می‌گیرند و با دریافت انرژی از آب‌های اقیانوسی قدرت خود را افزایش می‌دهند و در رده‌بندی توفان‌ها افزایش قدرت پیدا می‌کنند و در نهایت با ورود به سرزمین‌های خشک انرژی خود را از دست داده، نابود می‌شوند. سازمان جهانی رصد هاریکن‌ها برای شناسایی آنها جدولی از نام‌ها را پیشنهاد ‌کرده است که هر ساله به ترتیب وقوع این نام‌ها روی توفان‌ها گذاشته می‌شود، اما در سال‌های اخیر دانشمندان متوجه شده‌اند 2 تغییر عمده در رفتار این هاریکن‌ها به چشم می‌خورد، نخست آن‌که این هاریکن‌ها قدرت بیشتری از خود به نمایش می‌گذارند و از سوی دیگر منطقه وقوع آنها نسبت به گذشته عریض‌تر شده است. به عبارت دیگر نه تنها تعداد دفعات بروز هاریکن‌های قدرتمند نسبت به گذشته بیشتر شده است که آنها در عرض‌های شمالی‌تر نیز دیده می‌شوند. در نمونه‌ای که چند سال پیش رخ داد، ساکنان جنوب ایران و نواحی جنوبی خلیج فارس برای اولین بار در طول تاریخ ثبت این پدیده‌ها، شاهد بروز یک هاریکن بودند که به نام توفان گونو مشهور شد و ساکنان جنوب ایران وقوع آن را خوب به خاطر دارند. متخصصان اقلیم با بررسی این رفتار هاریکن‌ها امکان ارتباط آن با گرمایش زمین را ممکن می‌دانند. بر اساس نظر این افراد تغییر دمای آب‌های اقیانوس هرچند به میزان اندک نه تنها قدرت این توفان‌ها را بیشتر کرده است، که بازه تشکیل آنها را افزایش داده و با ادامه روند گرمایش زمین و آب شدن یخ‌های قطبی باید منتظر تعداد بیشتری از هاریکن‌های قدرتمند در عرض‌های وسیع‌تری از سیاره خود باشیم. توفان‌هایی که می‌توانند برای بسیاری از کشورها و مردمی که در نواحی خطر زندگی می‌کنند، مصیبت بار باشند. هاریکن‌ها جلوه دیگری از پاسخی هستند که طبیعت سیاره ما به تخریب وسیعی می‌دهد که بشر در آن ایجاد کرده است.


مبارزه فردی با گرمایش زمین

آیا ما شهروندان ساکن سیاره زمین می‌توانیم کاری برای مقابله با گرمایش زمین انجام دهیم؟‌ آیا چون بزرگ‌ترین تولیدکننده‌های گازهای گلخانه‌ای تحت تاثیر سیاست‌ دولت‌ها هستند، ‌دست شهروندان عادی برای مبارزه با این پدیده بسته است؟‌ آیا اقدامات فردی هر یک از ما در مقابل انبوه تولید گازهای گلخانه‌ای توسط صنایع بزرگ اساسا فایده‌ای دارد؟ ‌واقعیت این است که اگرچه صنایع بزرگ نقش بسیار جدی در تولید گازهای گلخانه‌ای و گرمایش زمین دارند و کارهای کوچک ما نقش کوچکی در کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای دارد، اما اگر این اقدامات از سوی تعداد بسیار زیادی از شهروندان رعایت شود، حاصل جمع آن کاهش عدد قابل توجهی از تولید گازهای گلخانه‌ای خواهد بود. راه‌های زیر روش‌هایی است که هریک باعث می‌شود به طریقی در استفاده از منابعی که با تولید گازهای گلخانه‌های در ارتباط هستند صرفه‌جویی شود و شما هم می‌توانید در خانه و زندگی خود، آنها را به کار ببرید. شاید انجام همین قدم‌های کوچک، جان توله خرس‌های قطبی را نجات دهد.

1- حتی‌الامکان از وسایل نقلیه عمومی و در صورت امکان از دوچرخه ‌به جای وسایل شخصی موتوری استفاده کنید.

2- دمای ترموستات را در زمستان 2 درجه کاهش و در تابستان 2 درجه افزایش دهید.

3- فیلترهای مشعل و تهویه هوای خود را به صورت مرتب تمیز و جایگزین کنید.

4- دستگاه‌های الکتریکی مانند تلویزیون و رایانه را در حالت Standby قرار ندهید.

5- یخچال و فریزر را در مکان‌های سرد و دور از وسایل گرمایشی مانند اجاق قرار دهید.

6- برفک‌ یخچال‌ها و فریزرهای قدیمی را مرتب پاک کنید.

7- زباله‌های زیستی (Organic) را بازیافت کنید.

8- از کیسه‌های پلاستیکی استفاده مجدد کنید. پیشنهاد بهتر این است که هنگام خرید با خودتان یک زنبیل پارچه‌ای حمل کنید.‌ برخی از نمونه‌های آن به شکل تاشو طراحی شده و می‌توانید در جیب یا کیفتان بگذارید.‌ یادتان باشد شما تنها چند دقیقه از آن کیسه استفاده می‌کنید، اما برای بازگشت آن به طبیعت سال‌های طولانی زمان نیاز است.

9- زباله‌های خود را کاهش دهید.

10- به جای غذاهای یخزده، ‌غذاهای تازه خریداری کنید.

11- جنگل‌های سرتاسر جهان را در مقابل هرگونه آسیب محافظت کنید. می‌دانید که جنگل‌های هیرکانی مازندران و گیلان در رده باستانی‌ترین جنگل‌های جهان هستند که از پیش از عصر یخبندان باقی مانده‌اند و هر سانتی‌مترمربع آن یک موزه واقعی است؟

12- از اتلاف حرارتی خانه‌هایتان برای مدت زمان طولانی جلوگیری و شیشه‌های یک جداره قدیمی را با شیشه‌های دوجداره جایگزین کنید.

13- با دوستان و بستگان خود از خطرات تغییرات اقلیمی صحبت نمایید و این پیشنهادها را به آنها نیز ارائه کنید.

آیا گرمایش زمین برای ایران مهم است؟

شاید بسیاری سوال کنند در میان همه مشکلاتی که جامعه در حال توسعه‌ای مانند ایران با آن مواجه است، آیا باید نگران گرمایش زمین بود؟ مگر ما چقدر در این پدیده نقش داشته‌ایم و مگر ما چه کار می‌توانیم بکنیم؟ پیش از این‌که به نقش ایران اشاره شود، شاید بد نباشد به یاد بیاوریم که ایرانیان میراث‌دار میراثی هستند که در آن طبیعت ارج نهاده می‌شود و وارثان این فرهنگ باید خود را متعهد به احترام به طبیعت بدانند. اینک این طبیعت در خطر افتاده و حتی اگر ما نقشی هم در این میان نداشتیم به واسطه تعهدات فرهنگی خود باید در هر سطحی که می‌توانستیم برای حل آن اقدام می‌کردیم، بازهم با فرض بی‌تقصیر بودن ما در این رویداد نباید فراموش کرد که متاسفانه یا خوشبختانه مرزهای سیاسی و فرهنگی برای زمین و سیاره ما قابل تشخیص نیست. اگر سیاره ما آسیب ببیند برایش فرقی نمی‌کند که چه کسی آسیب وارد کرده یا در کجا این آسیب واقع شده است. همه سرزمین‌ها و دریاهای زمین در برابر این آسیب واکنش نشان خواهند داد و همه ما در مثل شبیه مسافران آن کشتی چوبی هستیم که اگر مسافری محل نشستن خود را سوراخ کند، همه غرق خواهند شد. وقتی توفانی مانند گونو وزیدن بگیرد، برایش دبی و بوشهر فرقی نمی‌کند. وقتی سطح آب دریاها افزایش پیدا کند، برایش سواحل شمالی و جنوبی خلیج فارس فرقی نمی‌کند و وقتی دمای زمین افزایش پیدا کرد و بیماری‌های متنوع ناشی از آن شایع شد، همه دچار آن خواهند شد. کما این‌که اگرچه ایدز از آفریقا و آنفلوآنزای خوکی از مکزیک برخواستند، اما اینک در کشور ما نیز قربانی می‌گیرند. اما فراتر از این بحث‌های اخلاقی واقعیت مهم دیگری وجود دارد که بر اساس برآوردهای سازمان ملل متحد، ایران نقش قابل توجهی در این پدیده دارد. طی سال‌های اخیر رتبه ایران در تولید گازهای گلخانه‌های به شکل چشمگیری افزایش پیدا کرده است؛ به طوری که هم‌اکنون ایران از نظر تولید گازهای گلخانه‌ای در رده دهم جهان قرار دارد و اولین کشور غیرصنعتی تولیدکننده این گازها در جهان به شمار می‌رود. کشورهایی مانند فرانسه، استرالیا و برزیل در این فهرست پس از ایران قرار گرفته‌اند. علاوه بر نقش ما در تولید گازهای گلخانه‌ای باید یادآور شد که اثرات این پدیده در ایران هم قابل ملاحظه است و یخچال‌های زمستانی کوهستان‌ها هر روز کوچک‌تر می‌شود و الگوی آب و هوایی ما در حال تغییر مشهودی است. به همین دلیل هم حضور فعال ایران در برنامه‌هایی مانند اجلاس کپنهاگ و از سوی دیگر ایفای نقش شهروندان برای کمک به حفظ سیاره خودشان، می‌تواند در کنار هم، عذر خواهی کوچکی به سهم خودمان باشد ازطبیعتی کهدر قبال آن ظلمیروا داشته‌ایم.

 

جدول زمانی  رویدادهای مهم تاریخ گرمایش:

1895 - 1894

دانشمند سوئدی، سوانت آرینوس در تلاش برای توضیح وقوع عصر یخبندان به ارتباط میزان سطح دی‌اکسیدکربن در جو زمین و این پدیده اشاره کرد.

1957

راجر روله، اقیانوس‌شناس آمریکایی که بعدها از او به نام پدر اثر گلخانه‌ای یاد کردند بر اساس تحقیقاتش نتیجه گرفت ما در حال تجربه‌ای در ابعاد جهانی هستیم که به دلیل افزایش دی‌اکسیدکربن در جو به زمین تحمیل شده است. دوره تدریس او در دانشگاه هاروارد، باعث تحت تاثیر قرارگرفتن بسیاری از دانشجویانش از جمله ال گور شد.

1970

اولین حرکت جهانی برای جلب توجه درباره اثرات تغییر اقلیم با برگزاری اولین روز زمین صورت گرفت. 20 میلیون نفر در آمریکا این را مراسم برگزار کردند و خیابان پنجم نیویورک بسته شد.

1988

دانشمندان شرکت‌کننده در اجلاس تغییرات اقلیم تورنتو برای اولین بار به طور رسمی اعلام کردند گرمایش زمین بر اثر انباشت گازهای گلخانه‌ای آغاز شده است و خواستار کاهش 20 درصدی انتشار دی‌اکسیدکربن تا 2005 شدند. دهه 80 میلادی رکورد گرم‌ترین دهه تاریخ تا آن زمان را به خود اختصاص داد.

1990

700 دانشمند و اقلیم‌شناس در هیات بین‌الدولی تغییرات اقلیم (IPCC) ‌به اجماع رسیدند که سیاره زمین با گرمایش غیرمنتظره‌ای روبه‌روست و برای حل آن نیاز به اقدام جدی و فوری برای کاهش گازهای گلخانه‌ای وجود دارد.

2001

گزارش 2600 صفحه‌ای ‌IPCC اعلام کرد که زمین با سرعتی بیش از هر زمان دیگری در طول هزار سال اخیر در حال گرم شدن است و میزان انباشت دی‌اکسیدکربن در جو زمین در طول 20 میلیون سال پیش تا کنون هیچ‌گاه به اندازه امروز نبوده است.

2005

مجلس ایران عضویت کشور در پیمان کیوتو را تصویب کرد. در همین سال پروتکل کیوتو از 16 فوریه عملیاتی شد .

2007

‌بزرگ‌ترین کنسرت موسیقی تاریخ با نام زمین، به طور زنده همزمان در شهرهای سیدنی، ‌ژوهانسبورگ،‌ نیوجرسی،‌ ریودوژانیرو، ‌قطب جنوب،‌ توکیو، ‌کیوتو، ‌شانگهای، ‌لندن، هامبورگ، ‌واشنگتن و رم با حضور ده‌ها خواننده و موسیقیدان و با هدف جلب توجه جهانیان به گرمایش زمین برگزار شد.

2007

ال گور و دفتر بین‌الدولی تغییرات اقلیم،جایزه صلح نوبل را برای تلاش به دلیل مقابله با گرمایش زمین به دست آوردند.

2009

‌اجلاس کپنهاگ برای تعیین خط مشی مقابله با روند گرم شدن زمین در سال‌های پس از 2012 برگزار می‌شود.

 

 


نویسنده : پوریا ناظمی
منبع: وبلاگ پوریا ناظمی
نویسنده : علی : ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۳٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

هشت روش فناورانه برای حل بحران گرمای زمین/ زمین عینک آفتابی می‌زند!

هشت روش فناورانه برای حل بحران گرمای زمین/ زمین عینک آفتابی می‌زند!

بحران گرمای جهانی در عین بزرگی از نظر برخی دانشمندان به اندازه ای قابل حل است که می توان آن را با توسعه دادن روشهای فناورانه مهار کرد. هشت روش فناوری برای حل این بحران پیشنهاد شده است.در حالی که رهبران جهان قصد دارند در نشست کپنهاک در رابطه با شرایط آب و هوایی جهان به صحبت و مذاکره بپردازند، بسیاری بر این باورند که تنها راه برای حل بحران آب و هوایی و گرمای جهانی برداشتن قدمهای سریع و خلاقانه و ارائه فناوری های جدید برای مهار حرارت جهان است.طی چند سال گذشته دانشمندان در این زمینه به نتایج متعددی دست پیدا کرده اند، از صخره های جذب دی اکسید کربن تا شبکه های فضایی کنترل کربن که می توانند به گونه ای در کنترل این بحران تاثیر گذار باشند. برخی از این ابداعات بر روی کاهش و جذب دی اکسید کربن تمرکز داشته و برخی دیگر راه کارهایی را برای سرد کردن زمین ارائه می کنند.نشریه ای بی سی بر همین اساس هشت شیوه خلاقانه و معمولی را که می توانند در این راه به انسانها کمک کرده و به گونه ای به مهار گرمای جهانی ختم شوند رامعرفی کرده است.

اسپری کردن در لایه اوزون: حتما به یاد دارید که باید از اسپری کردن ذرات معلق از بین برنده لایه ازون خودداری کنید، اکنون زمان آن رسیده که در این باره بازنگری کرده و این کار را در قالبی دیگر از سر بگیریم. طرح "تعبیه ذرات استراتوسفریک" بر این اساس است که مواد شیمیایی مانند دی اکسید سولفور در نزدیکترین لایه اتمسفری زمین اسپری شود تا با ترکیب با دیگر مواد شیمیایی درون اتمسفر نور خورشید را از زمین بازتاب دهد. این گاز بخشی از نور خورشید را بازتاب داده و از گرم شدن زمین تحت تاثیر این تابشهای خورشیدی جلوگیری می کند. سولفور ماده ای ارزان قیمت است که یک کیلوگرم از آن می تواند تاثیر صدها هزار کیلوگرم از دی اکسید کربن را خنثی کند. یکی از مشکلاتی که برای اجرای این طرح پیش بینی شده است، احتمال تاثیرگذاری بیش از حد آن بر روی برخی از مناطق و بروز تغییرات شدید آب و هوایی است. همچنین استفاده از یک آلاینده برای خنثی کردن آلاینده ای دیگر از دیگر انتقاداتی است که به این طرح وارد شده است.

استفاده از عینک آفتابی برای زمین: ایده استفاده از عینک آفتابی برای زمین طرح دیگری است که می تواند به گونه ای از گرم شدن زمین جلوگیری کند. چنین ساختاری باید از رشته های متقاطع آلومینیوم ساخته شده و در فضا قرار گیرد، این حصار می تواند مانند یک فیلتر از عبور برخی تابشهای مادون قرمز جلوگیری کند. به گفته برخی از دانشمندان این طرح با تمامی غیر عادی بودنش در برابر خورشید نقطه ای کوچک خواهد بود که آسیبی به رشد زمین وارد نخواهد کرد. از مشکلات اساسی این طرح، ساخت فیلتری با وسعت یک میلیون و 554 هزارکیلومتر مربع است که باید جایی میان خورشید و زمین قرار گیرد، ساخت چنین ساختاری در حال حاضر بسیار دور از ذهن به نظر رسیده و در عین حال ابزاری برای انتقال آن به مدار زمین وجود ندارد.

 

 

استفاده از سنگها برای به دام انداختن دی اکسید کربن: تشکیل مواد شیمیایی در سنگها به هزاران سال زمان نیاز دارد اما دانشمندان معتقدند می توان چنین فرایندی را در مدت زمانی کوتاه و با استفاده از کربناتی کردن معدنی انجام داد. طی این فرایند دی اکسید کربن فشرده شده، حرارت دیده و با مواد معدنی مانند سرپانتین یا الیوین و یا صخره های آهکی ترکیب می شود. نتیجه این فرایند ماده ای سخت و غیر مضر است که می توان از آن در ساختمان سازی نیز استفاده کرد. اما اجرای این طرح نیازمند کشف منابع معدنی است که قابلیت ترکیب با دی اکسید کربن را دارند که این فرایند خود نیازمند انجام عملیات اکتشافی معدنی با تمامی تاثیرات منفی آن بر روی محیط زیست است. همچنین حرارت دادن به دی اکسید کربن نیز خود عامل تولید این گاز به شکلی دیگر است.

به دام انداختن دی اکسید کربن در زیر زمین: بر اساس این طرح می توان دی اکسید کربن را جذب کرده و در زیر زمین و یا در چاه های نفت تزریق کرد. طی پروژه Weyburn در کانادا محققان میلیونها تن از دی اکسید کربن را در زیر زمین دفن کرده اند و بر این باورند در صورتی که چنین پروژه ای در سرتاسر جهان شکل گیرد می توان در حدود 200 هزار گیگاتن از گاز دی اکسید کربن را در زیر زمین دفن کرد. با این حال یکی از بزرگترین موانعی که بر سر راه اجرای این پروژه وجود دارد، نیاز به سرمایه بالا برای به دام انداختن گاز دی اکسید کربن است در حالی که احتمال نشت این گاز از زیر زمین طی سالهای متوالی نیز وجود دارد.

منبع : GSI - مهر

 

ساخت فیلترهای عظیم هوا: این طرح، ساخت فیلترهای عظیم هوا برای خارج کردن دی اکسید کربن در تئوری طرح قابل اجرایی به نظر می رسد. چنین فیلتری می تواند دی اکسید کربن موجود در هوا را جذب کرده و آن را با مواد شیمیایی فیلتر ترکیب کند و در نهایت استخراج و ذخیره کند. اما مشکلاتی مانند عظمت بالای این طرح و تعداد و وسعت چنین فیلتری برای افزایش تاثیرگذاری آن محدودیتهای بزرگی را برای اجرای آن به وجود می آورد. در عین حال استخراج دی اکسید کربن ذخیره شده در مواد شیمیایی فیلترها خود نیازمند صرف انرژی گزافی است که دی اکسید کربن بیشتری تولید خواهد کرد.

ساخت درختهای مصنوعی: درختان بخش قابل تحسینی از طبیعت هستند که نقشی قابل توجه در جذب دی اکسید کربن به عهده دارند، اما در صورتی که بتوان درختانی موثرتر از درختان طبیعی تولید کرد، میزان جذب دی اکسید کربن در سطح جهان نیز افزایش پیدا خواهد کرد. درختی مصنوعی با برگهای پلاستیکی با قابلیت جذب دی اکسید کربن می توانند این گاز مخرب را جذب کرده و در مکانی ایمن ذخیره کنند. این درختان نیازی به نور مستقیم خورشید نداشته و می توان آنها را در هر مکانی نصب کرد. در صورتی که این درختان به درستی طراحی شوند می توانند عملکردی هزار بار سریعتر از درختان واقعی داشته باشند. اما به دلیل اینکه این درختان عملکردی مانند درختان طبیعی ندارند، مشکل اساسی در استفاده از آنها سرنوشت دی اکسید کربن ذخیره شده است. در عین حال انرژی جدا سازی گاز ترکیب شده با فیلترهای جذب دی اکسید کربن بسیار بالا و خود عاملی جدید در تولید این گاز به شمار می رود.

استفاده از ابرهای نمکی: ابرها لایه ای محافظتی برای زمین به شمار می روند و به همین خاطر برخی از دانشمندان بر این باورند می توان با کمک پراکندن نمک در میان هوا ابرهای بیشتری تولید کرد. این پدیده شانس قرار گرفتن ذرات بخار آب و نمک در کنار یکدیگر و تشکیل ابرها را افزایش خواهد داد. ابرهای نمکی در عین حال سفید رنگ تر بوده و می توانند میزان بیشتری از نور خورشید را بازتاب داده و زمین را خنک تر کنند. برای پراکندن نمک در هوا نیز می توان از قایقهایی استفاده کرد که به واسطه رایانه ها هدایت شده و توده هایی عظیم از آب دریا را به هوا پرتاب می کنند. به گزارش مهر، در عین حال در صورتی که تعداد زیاد ابرها برای زمین خطر ساز شود می توان به راحتی پروژه را متوقف کرد. با این حال هیچکس نمی داند برای اجرای چنین طرحی به چند قایق نیاز خواهد بود و آیا نمکهای آب دریا برای تشکیل ابرها کافی هستند یا خیر؟

پرورش پلانکتونها: ایده اصلی این طرح استفاده از پودر آهن برای تولید بیشتر پلانکتونها در اعماق اقیانوسها است زیرا این جانداران می توانند دی اکسید کربن را بخورند. باروری از طریق پودر آهن پیشتر در اقیانوس جنوبی در قطب جنوب مورد آزمایش قرار گرفته بود که نتایج آن نشان می دهد با کمک چنین شیوه ای می توان در حدود 453 کیلوگرم دی اکسید کربن را با هزینه کمتر از 10 سنت از بین برد. اما این طرح مشکل بزرگی را در پیش رو دارد و آن این است که توده های عظیم پلانکتونها می توانند اکوسیستم را در اعماق اقیانوسها از بین ببرند و منجر به نابودی گونه های دیگر جانداران شوند.

نویسنده : علی : ٢:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

دولت بودجه نجات‌بخشی تالاب انزلی را نمی‌پردازد

دولت بودجه نجات‌بخشی تالاب انزلی را نمی‌پردازد

عضو مجمع نمایندگان گیلان در گفت‌و‌گو با ایلنا:

تالاب بین المللی انزلی در دنیا بی‌نظیر و زیستگاه بسیاری از پرندگان مهاجر هست ولی به دلیل ورود فاضلاب از طریق رودخانه‌های منتهی به آن در حال حاضر آلوده و به سمت نابودی پیش می‌رود/ دولت اعتبار 700میلیارد تومانی را نمی‌دهد.
ایلنا: عدم تخصیص اعتبار 700 میلیارد تومانی دولت برای نجات‌بخشی تالاب بین‌المللی انزلی غیرقابل توجیه است.
عضو مجمع نمایندگان گیلان در مجلس در گفت‌و‌گو با ایلنا، گفت: هیات دولت در سفر دور دوم به گیلان اعتبار 700 میلیارد تومانی برای اجرای فاضلاب صنعتی در 11 شهر این استان و نجات‌بخشی تالاب انزلی تصویب کرد، ولی متاسفانه تاکنون نسبت به پرداخت آن اقدامی نکرده و این غیر قابل توجیه است.
علی میرزایی فلاح آبادی ادامه داد: تالاب بین المللی انزلی در دنیا بی‌نظیر و زیستگاه بسیاری از پرندگان مهاجر هست ولی به دلیل ورود فاضلاب از طریق رودخانه‌های منتهی به آن در حال حاضر آلوده و به سمت نابودی پیش می‌رود.
عضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس درباره برنامه‌های در دست اجرا برای نجات‌بخشی تالاب انزلی، گفتک در سفر دوم احمدی‌نژاد در سال گذشته به گیلان، هیات دولت اعتبار 700 میلیارد تومانی برای اجرای فاضلاب صنعتی در 11 شهر فومن، صومعه‌سرا، لاهیجان، لنگرود، رودبار، انزلی، آستانه اشرفیه، آستارا و تالش اختصاص بدهد ولی متاسفانه تاکنون این اعتبار تخصیص داده نشده و شاهد آلودگی شدید تالاب انزلی و وضعیت بسیار بد آن هستیم.
میرزایی فلاح آبادی وظیفه دولت را برای نجات بخشی تالاب انزلی از آلودگی‌های موجود بسیار مهم و ضروری دانست و تاکید کرد: وظیفه دولت است که در اسرع وقت امکانات و اعتبارات لازم را برای اجرای فاضلاب صنعتی در 11 شهر گیلان و هدایت آن به تصفیه‌خانه‌ها تخصیص بدهد تا از بین رفتن تالاب بین المللی انزلی به عنوان زیستگاه بسیاری از پرندگان مهاجر، منطقه گردشگرپذیر حیات و اقتصاد گیلان جلوگیری بشود در غیر این‌صورت باید هم‌چنان شاهد مرگ آن باشیم.
نماینده مردم فومن در پایان از اداره کل محیط زیست، میراث فرهنگی و گردشگری و استانداری گیلان خواست هرچه سریعتر نسبت به مبارزه با آلودگی تالاب انزلی تا اخذ اعتبار 700 میلیارد تومانی مصوب دولت و توسعه گردشگری اقدام بکند.

منبع: iranamerica.com - ایلنا

نویسنده : علی : ۱:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

تا سی سال آینده جنگلی باقی نمی‌ماند

... کارشناسان و متخصصان محیط‌زیست با ابراز نگرانی شدید از رشد فزآینده تخریب جنگل‌ها در کشور، تغییر کاربری جنگل‌ها، نقش وزارتخانه‌ها و نهاد‌های دولتی در نابودی جنگل‌ها، قاچاق چوب، فقر گسترده ساکنان حاشیه جنگل‌ها، حضور دام در جنگل و اجرای ناقص طرح صیانت از جنگل‌ها و مراتع کشور را از دلایل عمده نابودی جنگل‌های کشور می‌دانند.

... در پنج سال اخیر به دلیل شتاب گرفتن مصوبات احداث طرح‌های صنعتی و احداث شهرک‌های صنعتی جدید و همچنین توسعه شهرک‌های صنعتی موجود، پاک‌تراشی و تغییر کاربری جنگل شتاب بیشتری گرفته است.

...تصور می‌کنم مشکل تخریب جنگل‌ها در اکثر نقاط جهان وجود دارد، اما چرا ایران که از نظر نسبت مساحت جنگل به کل مساحت کشور حتی در شمار 100 کشور اول برخوردار از پهنه‌های جنگلی نیست در شمار شش کشور اول مخرب جنگل قرار دارد؟ تصور می‌کنم اراده ملی برای حفظ جنگل‌ها ضعیف‌تر از ایران نیست. حفاظت جنگل در ایران نه یک موضوع حیاتی، ملی، جهانی و بنیادین، بلکه صرفاً دلمشغولی یکی از سازمان‌های وابسته به یکی از وزارتخانه‌های دولت است. در دولتی که آشکارا هیچ اولویتی برای محیط زیست در طبیعت قائل نیست و به گفته رئیس سازمان محیط زیستش در طول جلسات هیأت دولت حتی یک بار درباره مفهوم توسعه پایدار بحث نشده و مکرراً دولت‌مردانش به تصریح یا تلویح حفظ محیط زیست را مزاحمی در مسیر توسعه می‌دانند عجیب نیست مساحت کل جنگل‌های ایران در چهل سال گذشته به یک سوم کاهش پیدا کرده است.»

تا سی سال آینده جنگلی باقی نمی‌ماند

حسین صرافی: جنگل‌های ایران حال و روز خوشی ندارند و در معرض نابودی هستند. هر روز هزاران اصله درخت در جنگل‌ها و مناطق حفاظت شده قطع می‌شوند و سازمان‌های محیط زیست و جنگل‌ها و مراتع کشور که مسئولیت حفظ و صیانت از این میراث گران بها را به عهده دارند با سوء تدبیر و مدیریت روند نابودی را سرعت می‌بخشند.
کارشناسان و متخصصان محیط‌زیست با ابراز نگرانی شدید از رشد فزآینده تخریب جنگل‌ها در کشور، تغییر کاربری جنگل‌ها، نقش وزارتخانه‌ها و نهاد‌های دولتی در نابودی جنگل‌ها، قاچاق چوب، فقر گسترده ساکنان حاشیه جنگل‌ها، حضور دام در جنگل و اجرای ناقص طرح صیانت از جنگل‌ها و مراتع کشور را از دلایل عمده نابودی جنگل‌های کشور می‌دانند.
اهل نظر معتقدند اگر روند نابودی جنگل‌های ایران با روند فعلی ادامه یابد، در 30 سال آینده در کشور جنگلی باقی نخواهد ماند.
تغییر کاربری
مهم‌ترین دلیل نابودی جنگل‌های شمال کشور تغییر کاربری آنها است. محمد درویش، متخصص محیط زیست معتقد است: «تغییر کاربری ابتدا در دامنه‌های جلگه‌ای اتفاق افتاد. کشاورزان این مناطق را به اراضی کشاورزی تبدیل کردند، اما با افزایش رفاه مردم و رشد شهرنشینی این اراضی به خانه، ویلا و شهرک‌های ویلایی تبدیل شدند.»
دکتر مخدوم استاد محیط زیست دانشگاه تهران با اشاره به وجود تبدیل جنگل‌ها به اراضی کشاورزی و سپس ویلا می‌گوید: «در پنج سال اخیر به دلیل شتاب گرفتن مصوبات احداث طرح‌های صنعتی و احداث شهرک‌های صنعتی جدید و همچنین توسعه شهرک‌های صنعتی موجود، پاک‌تراشی و تغییر کاربری جنگل شتاب بیشتری گرفته است.»
این متخصص محیط زیست یکی دیگر از موارد تغییر کاربری جنگل‌ها را احداث راه می‌داند و می‌افزاید: «راه‌سازی غیرضروری و مخرب، در دولت نهم شتاب بیشتری گرفته است به گونه‌ای که دولت پا را فراتر گذاشته و پروژه‌هایی که تنها مطالعات و کلنگ زنی آنها در گذشته انجام شده ولی به دلیل مشکلات بسیار زیست محیطی و فشار افکار عمومی متوقف شده بود را اجرایی کرده و با نابودی اکوسیستم‌های پیوسته و آبخیزهای حیاتی سبب ساز تخریب جنگل‌ها می‌شوند.»
نقش دولت در تخریب جنگل‌ها
شواهد نشان می‌دهد تخریب جنگل‌ها توسط دولت در چند سال اخیر شدت گرفته است. دکتر ناصر کرمی، روزنامه‌نگار و اقلیم‌شناس معتقد است: «تصور می‌کنم مشکل تخریب جنگل‌ها در اکثر نقاط جهان وجود دارد، اما چرا ایران که از نظر نسبت مساحت جنگل به کل مساحت کشور حتی در شمار 100 کشور اول برخوردار از پهنه‌های جنگلی نیست در شمار شش کشور اول مخرب جنگل قرار دارد؟ تصور می‌کنم اراده ملی برای حفظ جنگل‌ها ضعیف‌تر از ایران نیست. حفاظت جنگل در ایران نه یک موضوع حیاتی، ملی، جهانی و بنیادین، بلکه صرفاً دلمشغولی یکی از سازمان‌های وابسته به یکی از وزارتخانه‌های دولت است. در دولتی که آشکارا هیچ اولویتی برای محیط زیست در طبیعت قائل نیست و به گفته رئیس سازمان محیط زیستش در طول جلسات هیأت دولت حتی یک بار درباره مفهوم توسعه پایدار بحث نشده و مکرراً دولت‌مردانش به تصریح یا تلویح حفظ محیط زیست را مزاحمی در مسیر توسعه می‌دانند عجیب نیست مساحت کل جنگل‌های ایران در چهل سال گذشته به یک سوم کاهش پیدا کرده است.»
دکتر اسماعیل کهرم، استاد محیط زیست دانشگاه آزاد با اشاره به این که نیمی از جنگل‌های ایران در 30 سال گذشته نابود شده و به 12 میلیون هکتار رسیده نقش دولت را در این تخریب مؤثر می‌داند و معتقد است: «میزان برداشت پایدار از جنگل‌ها باید 2/3 میلیون متر مکعب باشد، اما دولت 6 میلیون متر مکعب از جنگل‌های هیرکانی شمال کشور برداشت می‌کند که دست کم سه میلیون سال قدمت دارند.»
استاد دانشگاه آزاد اسلامی به داستان گسترش فضای شهرک صنعتی در منطقه لاکان رشت اشاره می‌کند و می‌گوید: «استاندار گیلان بدون اخذ نظر کارشناسان منابع طبیعی استان و سازمان جنگل‌ها و مراتع، 1200 هکتار از بهترین اراضی جلگه‌ای واقع در ضلع جنوبی شهرک را برای گسترش فضای شهرک صنعتی در نظر گرفت و از وزیر جهاد خواست تا با این درخواست موافقت کند. مجوز ساخت کارخانه‌های پتروشیمی در حالی در استان‌های گیلان، مازندران و سمنان صادر شده است که این مناطق از نظر دارا بودن جنگل‌های هیرکانی در دنیا بی‌نظیرند.»
قاچاق چوب
قاچاق چوب تا دو دهه گذشته یکی از دلایل عمده نابودی جنگل‌ها بوده اما هم اکنون به دلیل مقابله با قاچاق تأثیر زیادی در تخریب جنگل‌ها ندارد. ولی محمد درویش، متخصص محیط زیست، از قطع بی‌رویه درختان توسط کارخانه‌های تولید زغال در زاگرس خبر می‌دهد و می‌گوید: «هرساله هزاران اصله درخت قدیمی که ارزش بالایی دارند توسط کارخانه‌های تولید زغال قطع و به زغال تبدیل می‌شوند و کیسه‌ای 10 هزار تومان به فروش می‌رسد.»
فاضلاب و زباله
هم اکنون حدود 50 واحد دفع زباله به وسعت 300 هکتار در جنگل‌های شمال وجود دارد که روزانه به طور میانگین بیش از 3 هزار تن زباله در آن دفن می‌شود.
با اینکه سال‌ها درباره تبعات انباشت زباله هشدارهای بسیار داده شده ولی روند انباشت آن در جنگل ادامه دارد. سوءمدیریت پسماند‌ها و انتخاب جنگل و رودخانه به عنوان مخازن رایگان زباله و فاضلاب و آلوده‌سازی آب، خاک و جنگل در سطح و زیرزمین و به دنبال آن بروز بیماری‌های عفونی انگلی، گوارشی، پوستی، تنفسی، انواع سرطان‌ها و مرگ‌های زودرس مشکوک و...، دستاورد فاجعه بار این سوءمدیریت در شمال و دیگر مناطق کشور است که هزینه‌های هنگفت درمان آنها، بار مالی سنگینی بر مردم تحمیل کرده است.
دکتر اسماعیل کهرم می‌گوید: «یک متخصص محیط زیست انگلیسی پسماند زباله را پلیدترین عنصر روی زمین می‌داند، چون باکتری‌های موجود در خاک را نابود، زمین را عقیم، به سفره‌های آب زیر زمینی نفوذ می‌کند و دوباره به سطح خاک می‌آید و تمام موجودات زنده؛ درختان، گیاهان و بذر‌های سطح خاک را نابود می‌کند.»
حضور دام در جنگل
بر طبق بند یک ماده شش مصوبه «صیانت از جنگل‌های شمال» هیأت وزیران، سازمان جنگل‌ها و مراتع موظف بود تا سال 1388، 3/3 میلیون واحد دامی را از جنگل‌ها خارج کند. اما این مصوبه در مهلت مقرر تحقق نیافت و حتی با تأخیری چندین‌ساله هم بعید است به طور کامل اجرا شود.
دکتر مخدوم استاد محیط زیست دانشگاه تهران می‌گوید: «امید می‌رفت با اجرای دقیق طرح صیانت از جنگل‌ها و خروج دامها، یکی از عوامل مؤثر نابودی جنگل‌ها از میان برود اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد.»
استاد محیط‌زیست دانشگاه تهران می‌افزاید: «این طرح در استان گلستان به دلیل مدیریت صحیح اجرا شد اما در استان مازندران با پرداخت پول و تحویل خانه به دامداران آنها را از جنگل بیرون کردند اما دام‌ها همچنان در آنجا حضور دارند.»
یوسف گرجی بحری، پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران با اشاره به زیان‌های حضور دام در جنگل می‌گوید: «در گذشته تعداد دام کم بود و آسیب‌های وارده به جنگل نیز مهم نبود ولی اکنون به دلیل افزایش تعداد دام و افزایش جمعیت، فشار به جنگل زیاد شده است.»
او می‌افزاید: «دامداری سنتی در جنگل‌های شمال به صرفه نیست و دامداران از روی ناچاری به کار خود ادامه می‌دهند. چاره کار آن است دامداریهای صنعتی ایجاد شود و با زراعت علوفه و استفاده از غذاهای کنسانتره، دامداری سنتی به دامپروری صنعتی تبدیل شود.»
این پژوهشگر در ادامه می‌گوید: «حضور دام در جنگل از زادآوری طبیعی درختان جلوگیری می‌کند زیرا دام، نهال را می‌خورد و درختان جدید به وجود نمی‌آید و جنگل، مخروبه می‌شود.»
گرجی‌بحری معتقد است: «خسارت مخروبه شدن عرصه‌‪ ۲۰۰هکتاری، سالانه دست کم ۲۰۰ میلیون تومان است. برخی از کارشناسان معتقدند علت اصلی پیشرفت کند طرح خروج دام از جنگل‌‌های شمال، نابسامانی و ضعف تشکیلاتی است.»
ناصرقلی صفاری، مسئول سابق طرح ساماندهی جنگل‌نشینان سازمان جنگل‌ها و مراتع دراین‌باره می‌گوید: «در ادارات منابع طبیعی، بخش مشخصی برای پیگیری این امر وجود ندارد و فقط یک نفر را مسئول طرح خروج دام کرده‌اند. طبیعی است با کمبود نیروی انسانی کار به درستی انجام نشود.»
او تصریح می‌کند: «حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی جنگل‌نشینان، عشق می‌خواهد و در قالب حق ماموریت، نمی‌توان مسائل را حل کرد.»

منبع : iranamerica.com - خبر آنلاین

نویسنده : علی : ۱:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

احتمال وقوع فاجعه زیست محیطی در زمان نسل کنونی

احتمال وقوع فاجعه زیست محیطی در زمان نسل کنونی

مطالعات تازه ای که در باره تغییرات جوی صورت گرفته نشان می دهد که این احتمال که فاجعه 4 درجه سانتیگراد گرمتر شدن هوای کره زمین در دوره نسل کنونی اتفاق افتد، در حال افزایش است.

دانشمندانی که این مطالعات را انجام داده اند می گویند تا اواسط قرن حاضر احتمال گرمتر شدن هوای کره زمین تا 4 درجه سانتیگراد و جود دارد .

به گفته این دانشمندان در منطقه قطب شمال، در همین مدت ممکن است درجه حرارت هوا تا 15 درجه سانتیگراد افزایش یابد.

این بررسی که توسط نهاد تحقیقاتی معتبر Hadley Centre در بریتانیا صورت گرفته، به این نتیجه رسیده که چنانچه گازهای گلخانه ای کنترل نشود، در ظرف مدتی کمتر از 50 سال درجه حرارت هوای کره زمین افزایش خواهد یافت و در نتیجه آن ممکن است زمین های پست را سیل فرا گرفته و نیمی از تمام گونه های حیوانات و گیاهان از بین بروند و دسترسی به آب در سراسر جهان به مخاطره افتد.

ولی دانشمندانی که این گزارش را تهیه کرده اند بر این نکته پافشاری می کنند که وقوع این فاجعه اجتناب ناپذیر نیست و چنانچه میزان گازهای گلخانه ای به زودی کاهش یابد هنوز می توان از وقوع آن جلوگیری کرد.

این گزارش هنگامی انتشار می یابد که نمایندگان 190 کشور جهان برای شرکت در دور دیگری از گفتگوها قبل از تشکیل اجلاس تغییرات جوی در ماه دسامبر، در بانکوک گرد آمده اند.

این اجلاس به ابتکار سازمان ملل متحد در کپنهاگ تشکیل خواهد شد.

مقامات سازمان ملل متحد نمایندگان شرکت کننده در نشست بانکوک را ترغیب کرده اند که گام های لازم را در جهت تهیه پیش نویس متنی که در کنفرانس کپنهاگ مطرح می شود بردارند.

یکی از درخواست های مهم کشورهای در حال توسعه این است که کشورهای ثروتمند باید به کشورهای در حال توسعه برای کاهش تولید گازهای گلخانه ای کمک مالی کنند.

گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا می گوید برای مقابله با فقر از طریق استفاده از تکنولوژی پاک، به سالانه 100 میلیارد دلار نیاز است.

کشورهای اتحادیه اروپا کم و بیش با این موضوع موافقند ولی باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در اجلاس گروه 20 در هفته گذشته این موضوع را نادیده گرفت.

راجر هارابین، تحلیلگر بی بی سی در امور محیط زیست می گوید سیاست های آقای اوباما در مورد محیط زیست در مجلس سنای آمریکا با مشکل عظیمی روبروست و سناتورهای آمریکایی با تامین بودجه لازم برای کمک به حفاظت از محیط زیست موافق نیستند.

منبع : tehranlondon.com

نویسنده : علی : ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

باران شهاب سنگ ها وضع زمین را عوض کرد

باران شهاب سنگ ها وضع زمین را عوض کرد

 

رگباری از شهاب سنگ ها که حدود چهار میلیارد سال قبل بر زمین و مریخ بارید احتمالا این سیارات را گرمتر و مرطوبتر کرده است.

پژوهشگران برای اندازه گیری گازهایی که هنگام ورود شهاب سنگ ها به جو آزاد می شد، این سنگ های جوان را در معرض حرارت فوق العاده قرار دادند.

جو زمین در آن زمان هنوز در مرحله تشکیل شدن بود و بارها در معرض باران شهاب سنگ ها قرار گرفت.

محققان می گویند این رگبارها برای بدل کردن این دو سیاره به جایی گرمتر و مرطوبتر که آن را برای ایجاد حیات مساعدتر می کند کافی بوده است.

نتایج این مطالعه در نشریه "Geochimica et Cosmochimica Acta" منتشر شده است.

تیم محققان کار را با 15 قطعه شهاب سنگ کهن از سراسر جهان شروع کرد. این سنگ ها با استفاده از تکنیک خاصی به نام "پایرولیسیس-اف تی آی آر" حرارت داده شد.

در این شیوه برای افزایش دمای قطعات به حداکثر 20 هزار درجه سانتیگراد در ثانیه از الکتریسیته استفاده می شود. سنگ ها در جریان این فرآیند به گاز تجزیه می شوند که این گازها مورد تحلیل قرار گرفت.

منبع آب

محققان دریافتند که در این فرآیند حدود 12 درصد از جرم یک قطعه معمولی به بخار آب و شش درصد آن به دی اکسید کربن بدل شد.

آنها سپس با استفاده از مدل های ریاضی شمار شهاب های افتاده بر زمین در جریان "بمباران سنگین نهایی" (ال اچ بی) را حساب کردند.

"ال اچ بی" دوره ای در حدود چهار میلیارد سال قبل بود که در جریان آن شمار خارق العاده بزرگی از شهاب سنگ ها بر سیارات منظومه شمسی بارید.

این پژوهشگران براساس تخمین های منتشره از شمار شهاب های باریده در "ال اچ بی"، به این نتیجه رسیده اند که هر سال 10 میلیارد تن آب و دی اکسید کربن وارد جو زمین و مریخ می شد.

به گفته آنها این وضع باعث گرمایش کره، پیدایش اقیانوس های مایع، و محیطی قابل سکونت تر برای موجودات زنده می شد.

ریچارد کورت سرپرست این تحقیق از "امپریال کالج لندن" گفت: "احتمال داده شده است که شهاب سنگ های کهن به خاطر ترکیب شیمیایی شان یکی از علل پیدایش آب روی زمین بوده باشند."

"ما اکنون داده هایی داریم که نشان می دهد دقیقا چقدر آب و دی اکسید کربن به طور مستقیم توسط شهاب سنگ ها به اتمسفر زمین تزریق شد. این گازها فورا فرآیندی را به جریان انداختند که باعث تقویت گردش آب و گرمایش سیاره شد."

زمین از وجود یک میدان مغناطیسی بهره مند است که بادهای خورشیدی را دفع می کند؛ به گفته محققان همین بادهای خورشیدی باعث زدوده شدن اتمسفر مریخ از گازهایی می شد که شهاب سنگ ها وارد اتمسفر آن سیاره می کردند.

منبع : tehranlondon.com

نویسنده : علی : ٩:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

کشف گسست های وسیع در یخ های قطب شمال

کشف گسست های وسیع در یخ های قطب شمال

در جریان تحقیقاتی در یک سفر اکتشافی توسط ارتش کانادا، شواهدی چشمگیر از تکه تکه شدن بخشی از کلاهک یخی قطب شمال به دست آمده است.

دانشمندان همسفر با نیروهای کانادایی یک ترک بزرگ و تازه را در جریان ارزیابی وضعیت صفحات عظیم یخی در شمال دور کانادا یافتند.

این تیم شبکه ای از گسست ها را یافت که برای بیش از 16 کیلومتر در "وارد هانت"، بزرگترین صفحه یخی منطقه، کشیده می شد.

سرنوشت بلوک های وسیع یخ یکی از نشانگرهای کلیدی تغییرات آب و هوایی تلقی می شود.

دِرِک مولر، یکی از دانشمندان حاضر در آن سفر، از دانشگاه ترنت، گفت: "من از دیدن این ترک های تازه مبهوت شدم."

وی توضیح داد: "این یعنی صفحه یخی درحال تجزیه است، قطعات آن مثل یک پازل به هم وصلند اما می توانند جدا شوند."

دکتر لوک کاپلند از دانشگاه اوتاوا که از دیگر دانشمندان این سفر بود می گوید ترک های تازه با الگوی تغییرات مشاهده شده در قطب شمال سازگار است:

"ما شاهد تغییرات خیلی چشمگیری هستیم؛ از عقب نشینی یخچال ها گرفته تا ذوب یخ های دریا."

"میزان یخ های شناور در دریا سال گذشته 23 درصد کمتر از هر زمان دیگر بود و آنچه اکنون بر سر صفحات یخی (ice shelf) می آید بخشی از همین تصویر است."

وقتی صفحات یخی از بدنه اصلی جدا شوند، به صورت "جزیره های یخ" در اقیانوس شناور می شوند و جغرافیای خط ساحلی قطب را دگرگون می کنند.

سال گذشته من بخشی از تیم بی بی سی بودم که در جریان انجام نخستین رشته تحقیقات دکتر مولر و دکتر کاپلند در "جزیره ایلز آیس" - کوهی یخی به اندازه منهتن نیویورک - به آنها ملحق شد.

این کوه یخی اکنون دو نیمه شده است که هر قطعه اکنون 640 کیلومتر پایین تر از موقعیت اولیه آن در جنوب قرار دارد.

تغییرات سریع در قطب شمال نزاع بر سر مالکیت آن را زنده کرده است.

سفر اکتشافی ارتش کانادا یک "گشت حاکمیتی" نامیده شد.

پس از ذوب بی سابقه قطب شمال در سال گذشته، اکنون همه خیره شده اند تا ببینند امسال تابستان چه اتفاقی خواهد افتاد.

هرچند حداکثر پهنای کلاهک یخی قطب شمال در زمستان گذشته کمی بیش از زمستان قبل از آن بود، اما هنوز پایین تر از میانگین درازمدت است.

منبع : سایت ایرانیان انگلستان

نویسنده : علی : ٩:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

درختان پهن برگ ماموتها را منقرض کردند

درختان پهن برگ ماموتها را منقرض کردند

دیرینه شناسان آمریکایی دریافتند که علت انقراض پستانداران عظیمی چون ماموتها در آخرین عصر یخبندان گسترش جنگلهای درختان پهن برگ بوده است.دانشمندان دانشگاه ویسکونسین مدیسون در این بررسیها کشف کردند که تولد و رشد جمعیت جدیدی از گیاهان پهن برگ به خصوص درختان افرا، زبان گنجشک و نارون در آمریکای شمالی علت انقراض ماموتها بوده است. این محققان در این خصوص اظهار داشتند: "در مدت آخرین عصر یخبندان که بین پلیستوسن و اولوسن (بین 18 تا 6 هزار سال قبل) رخ داده است آمریکای شمالی شاهد بزرگترین تغییرات اکولوژیکی بوده است به طوری که یک گونه گیاهی جدید در این منطقه گسترش یافت درحالی که 34 گونه جانوری نابود شدند."این گروه جانوران عظیم شامل ماموتها، فیلهای بزرگ مستودن و ببرهای دندان شمشیری بودند. تا کنون با توجه به بقایای فسیلی این جانوران، دانشمندان نتیجه گیری کرده بودند که انقراض این گونه ها در اثر نابودی محل سکونت آنها و شکار به دست انسان بوده است. اکنون این دیرینه شناسان با بررسی رسوبات دریاچه "اپلمن" در ایندیانا خلاف فرضیات پیشین را نشان دادند و کشف کردند که انقراض و نابوی این "ابر جانوران" به خصوص گیاهخواران عظیم الجثه به دلیل رشد گیاهان پهن برگ بوده است. به خصوص این دانشمندان با بررسی گرده ها، کربن و قارچ Sporomiella که در فضولات جانوران گیاهخوار رشد می کند توانستند روند جمعیتی گونه های "ابر جانوران" را بازسازی کنند و نشان دهند که این جانوران غول پیکر بین 14 هزار 800 تا 13 هزار و 700 سال قبل و پیش از نابودی گونه جدید گیاهان پهن برگ و همچنین انقراض جمعیتهای انسانی "کلاویس" نابود شده اند. "کلاویسها" بزرگترین شکارچیان آمریکای شمالی بوده اند.این کشف همچنین فرضیه دیگری را رد می کند که براساس آن برخورد یک جرم آسمانی به زمین در حدود 12 هزار و 900 سال قبل منجر به انقراض این جانوران شده است. مهر

نویسنده : علی : ۸:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

لایه های جو زمین

مقدمه
محیط فضایی از اندرکنشهای زیادی مانند نیروهای ثقل ، ماگنتو استاتیک ، الکترو استاتیک ، الکترومغناطیس و ... نسبت به زمان و مکان تغییراتی مهم را نشان می‌دهد که طبیعت ترکیب و توزیع ماده ، دمای گاز بین سیاره‌ای خواه یونیزه و یا خواه خنثی را تغییر می‌دهد. محدوده زمینی بصورت ناحیه فضایی مورد مطالعه قرار می‌گیرد که تأثیرات زمین در آن ناحیه از اهمیت اساسی برخوردار است. این تأثیر بطور یکسان بر حسب فاصله از زمین صورت نمی‌گیرد. تأثیر میدان مغناطیسی تا دهها برابر شعاع کره زمین و نسبت به جهت تابش خورشید و فعالیت آن گسترده است و بالاخره اتمسفر زمین پس از چندین کیلومتر قابل صرفنظر کردن است.

وقتی به تدریج از سطح زمین بالا می‌رویم، بر حسب ارتقاع با طبقه بندی اتمسفری روبرو خواهیم شد که بعضی پارامترها اهمیت ویژه‌ای خواهند داشت. طبیعت مولکولها یا یونها که وابسته به میدان ثقلی زمین ، جذب تابش خورشیدی و بنابراین دما ، چگالی و همچنین یونش را تغییر می‌دهد. حدود لایه‌های فضایی نه از نظر فضایی و نه از نظر زمانی بطور مطلق ثابت نیست. زیرا که پارامترهای مداخله کننده خود نیز ثابت نیستند. دمای لایه‌های بالایی وابسته به جذب خورشیدی در هنگام روز و شب متفاوت خواهد بود. ترکیبات آنها بر اثر فعالیت خورشیدی تغییر می‌کند. به علاوه لازم است تغییرات محلی جغرافیایی را مانند میدان مغناطیسی زمین در نظر گرفت. اتمسفر زمین را بر حسب چگونگی روند دما ، اختلاف چگالی ، تغییرات فشار ، تداخل گازها و سرانجام ویژگیهای الکتریکی به لایه‌های زیر تقسیم کرده‌اند:

لایه های جو زمین

تروپوسفر (Troposphere)
تروپوسفر پایینترین لایه اتمسفر است که خود از لایه‌های کوچکتری تشکیل شده است. وجه تمایز این لایه با دیگر لایه‌های اتمسفر ، تجمع تمامی بخار آب جو زمین در آن است؛ به همین دلیل بسیاری از پدیده‌های جوی که با رطوبت ارتباط دارند و عاملی تعیین کننده در وضعیت هوا به شمار می‌آیند (از قبیل ابر ، باران ، برف ، مه و رعد و برق) تنها در این لایه رخ می‌دهند. منبع حرارتی لایه تروپوسفر انرژی تابشی سطح زمین است. از اینرو با افزایش ارتفاع با کاهش دما مواجه خواهیم بود. ضخامت تروپوسفر ، از شرایط حرارتی متفاوتی که در عرضهای جغرافیایی مختلف حاکم است تبعیت می‌کند. این ضخامت معمولا از 17 تا 18 کیلومتر در استوا به 10 تا 11 کیلومتر در مناطق معتدل و 7 تا 8 کیلومتر در قطبها تغییر می‌کند.

استراتوسفر (Stratosphere)
لایه استراتوسفر بر روی لایه تروپوسفر قرار دارد و ضخامت متوسط آن حدود 23 کیلومتر است. در 3 کیلومتر اول استراتوسفر ، دمای هوا ثابت است، اما در قسمتهای بالاتر دمای هوا با ارتفاع افزایش می‌یابد. در استراتوسفر به ندرت ابر تشکیل می‌شود و تنها در شرایط ویژه‌ای ممکن است ابرهای کوهستانی به نام ابرهای مرواریدی در ارتفاع 21 تا 29 کیلومتری از سطح زمین ظاهر شوند که علت وجود آنها حرکات موجی شکل هوا از سوی موانع می‌باشد.
از دیگر ویژگیهای مهم استراتوسفر وجود ازن در این لایه است که بخصوص در ارتفاع 20 تا 30 کیلومتری سطح زمین بر اثر واکنشهای مختلف فتوشیمیایی بدست می‌آید. مقدار ازن در این لایه معمولا روند فصلی دارد حداکثر آن در بهار و حداقل آن در پاییز مشاهده می‌شود.

لایه های جو زمین
مزوسفر (Mesosphere)
مزوسفر در بالای لایه گرم ازن لایه مزوسفر قرار دارد که دما در آن متناسب با افزایش ارتفاع با آهنگ 0.3 سانتیگراد به ازای هر 100 متر کاهش می‌یابد بطوری که دما در مرز فوقانی آن در ارتفاع 80 تا 90 کیلومتری به 80- درجه سانتیگراد می‌رسد. نتیجه این دمای پایین انجماد بخار آب ناچیز موجود در این لایه است که باعث بوجود آمدن ابرهای شب تاب می‌شوند. این ابرها در تابستان و در عرضهای بالا دیده می‌شوند. مزوسفر سردترین لایه اتمسفر تلقی می‌شود.

یونسفر (Ionosphere)
یونش اتمسفر در عرضهای مغناطیسی پایینتر از 60 درجه و به هنگام روز بر اثر یونش فوتونی اتمها و مولکولای اتمسفر با امواج الکترومغناطیسی کوتاه (XUV) تابشی از خورشید است. این گفتار در ارتفاعات بالاتر از 120 کیلومتری صحت دارد. یونسفر از بخش فوقانی مزوسفر تا ارتفاع تقریبی 1000 کیلومتری اتمسفر زمین ، بار الکتریکی شدیدی حاکم است که زاییده وجود یونها و الکترونهای آزاد است. در حقیقت پرتوهای پر انرژی خورشید که از فضای خارج به طبقات بالایی اتمسفر وارد می‌شوند باعث گسستگی پیوند یا یونیزاسیون مولکولها و اتمها می شوند.

بر اثر یونیزاسیون ، الکترون آزاد می‌شود و باقی مانده اتم بصورت یون در می‌آید؛ به همین علت این لایه از جو را یونسفر نامیده‌اند. شدت یونیزاسیون در تمام ارتفاعات یونسفر یکسان نیست؛ بنابراین لایه‌های متفاوت با تراکم الکترون و یون متفاوت با ارتفاعات مجاور خود در یونسفر وجود دارد؛ این لایه‌ها در ارتباطات رادیویی اهمیت بسیاری دارند. این لایه ها عبارتند از لایه‌های D ، E ، F.

لایه های جو زمین

اگزوسفر (Exosphere)
شرایط موجود در یونسفر در این لایه نیز حاکم است؛ بدین معنی که گازها در این لایه همچنان قابلیت هدایت الکتریکی خود را حفظ می‌کنند. سرعت ذرات در این لایه بسیار زیاد است و در مواردی به 11.2 کیلومتر در ثانیه می‌رسد. اگزوسفر لایه گذار جو به فضای کیهانی به شمار می‌آید که بخش فوقانی آن را در ارتفاع بیش از سه هزار کیلومتری از سطح زمین برآورد کرده‌اند.

ماگنتوسفر و باد خورشیدی
وقتی میدان مغناطیسی زمین از نظر فضایی دیده شود، دیگر به یک میله مغناطیسی شباهت ندارد. میدان مغناطیسی در طرف روز توسط باد خورشیدی متراکم و در صرف شب خطوط میدان باز و تا فواصل بسیار زیادی از زمین گسترش دارد. باد خورشیدی یک پلاسمای مافوق صوتی که بطور شعاعی به بیرون از تاج خورشیدی جریان می‌یابد. این جریان باد خورشیدی همیشه وجود دارد و بنابراین زمین همواره غوطه‌ور در ذرات داغی است که از اتمسفر خورشید می‌رسند. در داخل ماگنتوسفر مناطق زیر قرار دارند:

 

منطقه تله‌ای پایستار که در آنجا خطوط نیرو روی زمین بسته نمی‌شوند و جول محور مغناطیسی زمین در چرخشند.


منطقه شبه تله‌ای که در آنجا خطوط نیرو روی زمین در طرف خورشید بسته می‌شوند و خطوط نیرو در طرف شب بازند.

منبع : دانشنامه رشد

نویسنده : علی : ٤:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

جهان چشم به راه کپنهاگ ( گازهای گلخانه ای )

جهان چشم به راه کپنهاگ ( گازهای گلخانه ای )
مرکز بلا در شهر کپنهاگ دانمارک، بزرگ‌ترین مرکز اجتماعات در منطقه اسکاندیناوی است؛ مرکزی که در مساحتی به ابعاد 121800 متر مربع بنا شده و می‌تواند میزبانی 20 هزار و 200 نفر را بر عهده بگیرد. این مرکز از زمانی که اولین بخش آن در سال 1965 ساخته شد تاکنون میزبان رویدادهای بزرگی بوده است؛ از مجمع اتحادیه اروپا گرفته تا کنگره جهانی المپیک و حتی مراسم اهدای جوایز موسیقیMTV در سال 2006. اما آنچه که این مرکز در فاصله 7 تا 18 دسامبر (16 تا 27 مهرماه) شاهد آن خواهد بود شاید مهم‌ترین مجمعی باشد که تاکنون نه‌تنها در این مرکز که در سراسر سیاره ما برگزار می‌شود. 

شاید این جمله به نظر غلوآمیز بیاید، اما این کنفرانس می‌تواند سرنوشت آینده زمین را تعیین کند. اگر تصمیمی جدی و با پشتیبانی شرکت‌کنندگان در آن اتخاذ شود شاید زمین بتواند نفسی به آسودگی بکشد و در غیر این صورت، جهان با سرعت بیشتری به سوی مصیبت‌هایی خواهد رفت که انسان عامل به وجود آمدن آنها بوده است. در مرکز بلا در کپنهاگ، نه‌تنها کارشناسان درباره راه‌های مقابله با گرمایش زمین بحث خواهند کرد که مقامات رسمی کشورهای مختلف در عالی‌ترین سطوح خود به بحث و بررسی درباره تصمیماتی خواهند پرداخت که روش عمل جهانیان در مقابل یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی بشر را در تمام تاریخش مشخص خواهد کرد. این نشست اگرچه پانزدهمین کنفرانس عمومی در چارچوب تغییرات اقلیم سازمان ملل متحد و پنجمین کنفرانس بررسی شرایط توافقنامه کیوتوست، اما از آنجا که قرار است تصمیمات سیاسی در قبال رفتار کشورهای عضو پس از سال 2012 در برابر مساله تولید گازهای گلخانه‌ای و گرمایش زمین و تغییرات اقلیم در آن اتخاذ شود، اهمیتی دوچندان دارد. جهان با بیم و امید روزهای تقویم را تا رسیدن به این نشست خط می‌زند تا شاهد تصمیماتی باشد که شاید بتواند سیاره ما و به طور مشخص‌تر انسان را در برابر خطری که با آن مواجه است حفظ کند. اما هرچقدر که امیدها زیاد است، نگرانی‌ها هم بالاست. آیا سیاستمداران قادر خواهند بود این بار دعواها و منافع سیاسی و اقتصادی را کنار بگذارند و به تعهدی مسوولانه تن در دهند که آینده تمدن انسان را تضمین می‌کند یا بار دیگر منافع اقتصادی و سیاسی، مانع نگاه دقیق و واقع‌گرایانه به آینده خواهد شد؟

گفته می‌شود بشر امروز با 3 بحران واقعی مواجه است؛ بحران‌هایی که می‌تواند نقطه پایانی بر حضور انسان بر این سیاره بگذارد و به حیات تنها گونه هوشمند سیاره زمین در تاریخ حیاتش پایان دهد. این بحران‌ها انفجار جمعیت، بحران آب و غذای جهانی و از همه مهم‌تر تغییرات اقلیم است. انفجار جمعیت باعث کاهش منابع آب و غذای سالم شده و تغییرات اقلیم باعث تغییر الگوی زندگی بر سیاره ما شده است. آنچه حل آن نیازمند سیاست‌های فراملی است و هیچ فرد و کشوری نمی‌تواند به تنهایی با آن مبارزه کند، گرمایش جهان است. اما گرمایش زمین چیست؟

سیاره زمین یکی از نقاط استثنایی منظومه شمسی است. این سیاره در فاصله مشخصی از خورشید قرار گرفته که آن را منطقه کمربند حیاتی می‌نامند. اگر زمین اندکی به خورشید نزدیک‌تر بود افزایش دما باعث می‌شد بذر حیات پیش از بارور شدن بر این سیاره خشکیده شود و اگر اندکی دورتر از جای فعلی خود بود، زمهریر در زمین شکل می‌گرفت که بذرهای حیات را منجمد می‌کرد. زمین در جای مناسبی برای شکل‌گیری حیات قرار گرفته است و حیات توانست بر این سیاره شکوفا شود و رشد و تحول پیدا کند اما در کنار این فاصله مناسب و وجود منابعی مانند آب و مواد معدنی و هزاران عامل ریز و درشت دیگر این جو یا اتمسفر زمین است که تضمینی بر ادامه حیات به شمار می‌رود. جو زمین نه‌تنها لایه‌ای از گازهایی مانند نیتروژن و اکسیژن است که حیات را برای ما فراهم می‌آورد و فشار لازم برای ادامه حیات موجوداتی مانند ما را تامین می‌کند اما وظیفه‌های دیگری نیز بر عهده دارد. یکی از این وظایف محافظت از زمین در برابر پرتوهای کیهانی و تابش‌های فرابنفش مضری است که از طرف خورشید و فضا به سمت زمین می‌آید و اگر ما به طور مستقیم در معرض آن قرار بگیریم، از بین خواهیم رفت. چندی پیش که لایه ازن زمین به دلیل آزاد شدن برخی ترکیبات گازی در جو رقیق شده بود، تعداد زیادی از ساکنان نیمکره جنوبی دچار سرطان پوست شدند. یکی دیگر از کارهایی که جو زمین انجام می‌دهد، کنترل دمای سیاره است. اگر زمین جو نداشت، در طول روز که در مقابل تابش مستقیم پرتوهای خورشید قرار می‌گرفت دما بشدت بالا می‌رفت و در شب یکباره دمای زمین تا ده‌ها درجه زیر صفر کاهش پیدا می‌کرد. در چنین شرایطی از نظر تفاوت دمای شبانه‌روز کمتر موجود زنده‌ای می‌تواست دوام بیاورد. نمونه چنین رفتاری را در سیاره عطارد و یا سطح ماه می‌توانیم ببینیم. اما جو زمین پدیده‌ای به نام پدیده گلخانه‌ای به وجود می‌آورد که با متعادل نگاه داشتن دمای زمین در شب و روز امکان ادامه فعالیت‌های حیاتی را ممکن می‌کند. جو زمین به‌ دلیل وجود گازهایی که به آنها گازهای گلخانه‌ای می‌گویند و مهم‌ترین آنها دی‌اکسید کربن است. وجود این گازها شرایطی مانند یک گلخانه را به وجود می‌آورد. تابش‌های گرمایی که به زمین می‌رسد از جو زمین عبور می‌کند. گازهای جو زمین در برابر بخشی از پرتوهای گرمایی و همچنین در برابر نور مرئی طیف الکترومغناطیس شفاف است. اما این پرتوها پس از برخورد با سطح زمین و هنگام بازتاب، دچار تغییر طول موج می‌شوند و این لایه گازهای گلخانه‌های اجازه عبور مجدد این پرتوهای گرمایی را نمی‌دهد و راه بخشی از آنها را سد می‌کند. گرما درون لایه گرما کره باقی می‌ماند و هنگام شب نیز دمای میانگین بالا باقی می‌ماند. به این ترتیب حیات ما وابسته به وجود این گازهای گلخانه‌ای است، اما شرایط سیاره ما خلاف آنچه به نظر می‌آید، بسیار شکننده است. تعادلی بسیار ظریف شرایط حیات روی این سیاره زیبا را به وجود آورده است و اندکی تغییر در این تعادل، می‌تواند همه شرایط را بر هم بزند و باعث شود عواملی که باعث بقای حیات روی زمین هستند تبدیل به عوامل مرگبار شوند.گازهای گلخانه‌های نیز چنین هستند. اگر حجم گازهای گلخانه‌ای در جو زمین افزایش یابد، آنگاه این لایه مانع خروج بخش‌های بیشتری از پرتوهای گرمایی از جو زمین می‌شود و با انباشته شدن گرمای بیشتر، کم‌کم دمای میانگین زمین افزایش پیدا می‌کند. این اثر است که از آن به تشدید اثر گلخانه‌ای و افزایش دمای میانگین سیاره و در نتیجه گرمایش زمین می‌انجامد. این اتفاقی است که در نهایت باعث می‌شود تا چرخه متعادل سیستم‌های اقلیمی روی زمین دستخوش تغییر ‌شود و در نهایت حیات ما را روی زمین دستخوش تغییر کند.

پس از انقلاب صنعتی که در نتیجه آن انسان رو به استفاده بیش از پیش از سوخت‌های فسیلی از جمله ذغال‌سنگ و بعدها نفت و مشتقات آن آورد، روند تولید گازهای گلخانه‌های نیز افزایش یافت.

 

سوخت‌های فسیلی، از بقایای موجودات زنده دوران قدیم زمین به وجود آمده‌اند و سوزاندن آنها همراه با آزاد کردن مقدار بسیاری زیادی از گازهای گلخانه‌های و بخصوص دی‌اکسید کربن است. اگر نگاهی به فعالیت‌های روزانه خود بیندازیم، می‌بینیم که تا چه حد روند تولید این گازها افزایش پیدا کرده است. چراغ برقی که در خانه ما روشن می‌شود، رادیو، تلویزیون یا هر ابزار الکتریکی دیگر، نیازمند مصرف برقی است که عمده آن در نیروگاه‌هایی تولید می‌شود که با سوخت‌های فسیلی کار می‌کنند. بنابراین هر کاربری برقی به طور مستقیم و غیرمستقیم در تولید گازهای گلخانه‌های نقش ایفا می‌کند. در کنار آن ماشین‌ها، هواپیماها، اجاق‌های خوراک‌پزی و گرمایشی، به طور مستقیم از مشتقات نفتی استفاده می‌کنند و به طور مستقیم گازهای گلخانه‌های را به جو زمین می‌فرستند و باعث گرمایش زمین می‌شوند. در چند قرن اخیر، این فرآیند کم‌کم خود را به شکل مشهودی نشان داده است و در 50 سال اخیر بود که دانشمندان متوجه مسیری شدند که با افزایش این گازها پیش روی ما قرار گرفته است. بنابر نظر این دانشمندان، با افزایش تولید و آزادسازی این گازها که خود نتیجه نوع سبک زندگی و فعالیت‌های صنعتی ماست، دمای میانگین سیاره ما نیز افزایش می‌یابد. با افزایش این دما، ماشه مجموعه‌ای از رویدادهای مرگبار چکانده می‌شود و سیل اتفاقات بعدی دومینووار جاری می‌شود. با افزایش دمای میانگین زمین، چرخه حیاتی آب و هوا روی زمین دچار تغییر می‌شود. جریان‌های آبی که باعث تعادل دمای آبی می‌شوند، در اثر این رویداد تغییر می‌کنند و با این تغییر، زندگی برخی گونه‌های کوچک دریازی که در سر حلقه زنجیره‌های غذایی بزرگ‌تر قرار دارند نابود می‌شوند. در کنار آن، این فرآیند با آب شدن یخ‌های قطبی همراه خواهد بود. با آب شدن یخ‌های بیشتر و شناور شدن آنها در اقیانوس‌ها، همزمان 2 اتفاق رخ می‌دهد؛ نخست کاهش دمای اقیانوس‌ها که در نتیجه آن هاریکن‌ها با قدرت بیشتر و در کمربندهای وسیع‌تری از مناطق زمین رخ می‌دهند. این آب شدن یخ‌ها باعث می‌شود تا سطح آب‌های آزاد افزایش پیدا کند. از هم‌اکنون، اثرات این آب شدن یخ‌ها را می‌توان مشاهده کرد. برخی از محققان پیش‌بینی می‌کنند که اگر جلوی این فرآیند گرفته نشود، برخی از کشورها به طور کامل و برای همیشه زیر آب فرو خواهند رفت. مقامات کشور مالدیو از هم اکنون نگران آینده کشورشان در چند دهه آینده هستند و همین چند ماه پیش بود که رئیس‌جمهور و اعضای هیات دولت آن جلسه خود را زیر آب برگزار کردند تا توجه جهانیان را به خطرات ناشی از گرمایش زمین جلب کنند. این خطر تنها متوجه مالدیو نیست؛ مناطق ساحلی که اتفاقا بیشترین جمعیت جهان را در خود جای داده‌اند در خطر جدی قرار دارند. ایالات متحده، ژاپن، کانادا، استرالیا، چین و بسیاری دیگر از کشورها در صورت چنین رویدادی با جمعیت میلیاردی آوارگان مواجه خواهند شد.

آب شدن یخ‌ها در برخی از مناطق می‌تواند اثرات مخرب تری به جای بگذارد. اگر صفحه یخی گرینلند آب شود (که هم اکنون شکست آن آغاز شده است)، احتمالا جریان آبی موسوم به جریان خلیج از کار می‌افتد و روندی پیچیده که به نوعی کنترل‌کننده دمای آب‌های زمین و سیستم هوایی آن است، از کار خواهد افتاد و به این ترتیب، انسان با چهره‌ای خشن از رفتارهای آب و هوایی زمین مواجه می‌شود.

این تغییرات دما همچنین باعث انقراض‌های گسترده‌ای خواهد شد؛ انقراض‌هایی که از هم اکنون آغاز شده است. برخی موجودات مانند خرس‌های قطبی از هم اکنون دچار مصیبت شده‌اند و به دلیل نبودن قطعات یخ شناور، برای اولین بار در قرن‌های اخیر، مردم جنازه‌های شناور خرس‌های قطبی را در آب‌های شمالی پیدا می‌کنند. البته موجوداتی که منقرض می‌شوند بسیار بیشتر و متنوع‌تر از خرس‌ها هستند. بسیاری از سرحلقه‌های زنجیره‌های غذایی بشدت به دمای میانگین زمین حساسند و با تغییر آن نابود می‌شوند و نابودی این موجودات کوچک باعث از بین رفتن تمام زنجیره‌ای خواهد شد که از آنها سرمنشأ می‌گیرد.

همان‌طور که در نمودار روبرو می‌بینید درجه حرارت زمین چه براساس اطلاعات ایستگاه‌های هواشناسی و چه حرارت آب‌های آزاد در حال افزایش است. هرچند در بعضی سال‌ها کاهش کمی را نشان می‌دهد اما در کل میانگین منحنی صعودی است.

هم‌اکنون گرمایش زمین چهره سیاره ما را تغییر داده و برف‌های کلیمانجارو به افسانه‌ها پیوسته است. شاید تا 40 سال دیگر هیچ نشانی از یخ‌های کلاهک قطبی شمال زمین نباشد. به هر جا که نگاه می‌کنید، اثرات این پدیده دیده می‌شود و گویی زمین و زمان به ما هشدار می‌دهد.

چنین چهره تاریکی از زمین، حاصل فعالیت‌های بی‌منطق انسان و استفاده نامحدود آن از منابع سوخت فسیلی است. انسان در برابر بزرگ‌ترین خطری قرار گرفته است که از آغاز پیدایشش روی زمین تا کنون با آن مواجه بوده است. اگرچه تصور می‌شد اگر مردم بدانند در برابر چنین خطری قرار گرفته‌اند، بلافاصله همه امکانات خود را برای مقابله با آن به کار می‌گیرند، اما انسان این گونه عمل نکرد و با مطرح شدن این داستان ابتدا دست به انکار زد. بسیاری از سیاستمداران و دانشمندان گفتند زمین بزرگ‌تر از آن است که دستکاری ما چنین اثر مرگباری بر آن بگذارد. برخی گفتند که در تاریخ بارها چنین اتفاقی افتاده و خود زمین راه‌حلش را پیدا می‌کند. البته شکی در این نیست که زمین از این فرآیند جان سالم به در خواهد برد، اما بعید است انسان در چنین زمینی جایگاهی برای زیست داشته باشد. زمانی که خطر جدی شد، سیاستمداران و دانشمندان به فکر افتادند که یکی از مهم‌ترین آنها برگزاری اجلاس کیوتو بود که در سال 1997 میلادی برگزار شد و در آن همه کشورهای جهان توافق کردند تا تولید گازهای گلخانه‌ای خود را کاهش دهند. اما چنین چیزی رخ نداد و برخی از بزرگ‌ترین کشور‌ها مانند استرالیا، آمریکا و چین به آن نپیوستند؛ درحالی که بزرگ‌ترین تولیدکننده‌های گازهای گلخانه‌ای بودند.

سیاستمداران و اقتصاددانان استدلال می‌کردند که اگرچه تولید گازهای گلخانه‌ای زیانبار است، اما تبدیل صنایع به صنایع غیرآلاینده هزینه‌بر است و مانع رشد اقتصادی کشورها می‌شود و کشورهای ضعیف‌تر هم استدلال کردند که چون اقتصاد‌های بزرگ مسوول چنین رفتاری هستند، پس خود آنها هم باید راه‌حلی پیدا کنند.

موعد اجرایی پروتکل کیوتو در حالی به پایان می‌رسد که نتوانسته به اهداف خود دست پیدا کند. در ماه‌های اخیر، چندین جلسه در سطح مقامات ارشد برگزار شد تا در این باره تصمیم‌گیری کنند؛ اجلاسی مانند سران اروپا و سران اپک که در هیچ‌کدام از آنها توافقی جدی صورت نگرفت و با این‌که در همان روزها صحبت از شکست لایه یخی گرینلند و افزایش سرعت آب شدن یخ‌های قطبی منتشر می‌شد، همه آنها همه چیز را به اجلاس کپنهاگ واگذاشتند.

اینک سالن بلا در شهر کپنهاگ خود را برای اجلاسی آماده می‌کند که باید در آن سران کشورهای جهان تصمیمات خود را برای کاهش میزان تولید گازهای گلخانه‌ای در افق سال 2012 و پس از آن اعلام کنند. 2012 در تاریخ اقوام باستانی مایا‌ها به عنوان پایان دنیا مطرح شده است و شاید اگر تصمیمات این اجلاس و تلاش‌های مشابه به نتیجه نرسد، این سال به راستی آغاز نابودی زمین باشد.

اجلاس کپنهاگ موفق نخواهد شد مگر این‌که همه سیاستمداران برای یک بار فراموش کنند که روسای دولت‌هایی متفاوت هستند و به یاد بیاورند با همه اختلاف نظرهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، همه سرنشینان یک کشتی به نام زمین هستند. اگر زمین نباشد و حیات انسان روی آن نابود شود، دیگر چیزی هم به نام کشورها یا فرهنگ‌ها یا قدرت‌های اقتصادی باقی نخواهند ماند که با هم به نزاع برخیزند. کپنهاگ تنها در شرایطی موفق است که هم سران و هم مردم عادی خود را سرنشینان این کشتی فرض کنند. مسوولیت‌های دولت‌ها آسان نخواهد بود، اما تنها راه برای بقاست. از سوی دیگر، تک‌تک شهروندان سیاره هم باید مسوولیت خود را بپذیرند. اگر دولت‌های بزرگ باید با تصمیماتی شجاعانه تعهد خود را به کاهش سریع تولید گازهای گلخانه‌ای بیان و به آن عمل کنند،شهروندان عادی هم باید با تغییر روش زندگی خود به حل این مساله کمک کنند.کارهای ساده‌ای مانند استفاده کمتر از کیسه‌های پلاستیکی، استفاده از وسایل نقلیه عمومی، خاموش کردن چراغ‌های غیرضروری یا حتی خاموش کردن رایانه‌های شخصی به جای استند‌‌بای‌‌گذاشتن آنها، در کنار کارهای بزرگ سیاره ما را نجات خواهد داد.

زمین سیاره ماست و ما را بدون توجه به فرهنگ‌ها، سیاست‌ها یا نژاد و زبانمان روی خود جای داده است و اگر بخواهیم بازهم برآن زندگی کنیم، باید خود را شهروندانی مسوول در برابر سیاره خود بدانیم. این مبارزه‌ای است که اگر همه بشریت در آن شرکت نکنند، قطعا شکست خواهند خورد.

اینک زمین تب‌دار ما با چشمانی نگران به کپنهاگ می‌نگرد. آیا بشر این بار حاضر خواهد شد مسوولیت خود را بپذیرد؟

منبع : وبلاگ پوریا ناظمی

نویسنده : علی : ٢:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱۳
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

گرماى قطب شمال در دو هزار سال اخیر بى سابقه است

گرماى قطب شمال در دو هزار سال اخیر بى سابقه است

پژوهشگران دریافته اند گرماى مناطق مختلف قطب شمال به بیشترین میزان در دو هزار سال اخیر رسیده است. تغییر در مدار گردش زمین به دور خورشید باعث شد قطب شمال چندین قرن سردتر شود، اما در 100 سال گذشته با افزایش تولید گازهاى گلخانه اى از منابعى که انسان در فعالیت آنها دست داشته، دماى هواى ناحیه نیز بالا رفته است.دانشمندان یافته هاى خود را بر اساس شواهد به دست آمده از هسته هاى یخى، حلقه هاى مقطع درختان و رسوب دریاچه ها به دست آورده اندپژوهشگران دانشگاه آریزوناى شمالى، در آمریکا در گزارشى در نشریه ساینس اعلام کردند: یافته هاى آنها نشان مى دهد که نواحى قطبى به دو عامل حرارت خورشیدى و افزایش حرارت ناشى از تولید گازهاى گلخانه اى بسیار حساس است.پژوهش در 23 نقطه از قطب شمال انجام شد که در آن شواهد کافى براى به دست آمدن تصویر لازم براى مقایسه دهه به دهه تغییر وضع درجه حرارت وجود داشت.نتیجه این تحقیقات نمودارى شد که بر اساس آن یک دهه اخیر (1998-2008) گرم ترین دهه در کل دوره مورد پژوهش بوده است."درل کافمن" مجرى این تحقیقات مى گوید: "روند غالب در نمودار تولید شده، روند سرد شدنى است که در 1900 سال اول دیده مى شود."وى افزود: "اما قرن بیستم در تضاد واضحى با روند سرد شدن قرار دارد که انتظار مى رفت ادامه پیدا کند. نیم قرن آخر، گرم ترین در کل دوره مورد پژوهش بوده و 10 سال اخیر بدترین شرایط را داشته است."به طور متوسط تا سال 1900 از درجه حرارت این ناحیه حدود 0.2 درجه سانتى گراد در هر هزاره کم شد، اما از آن زمان حرارت 1.2 درجه سانتى گراد افزایش یافته است.یکى از دلایل روند کند کاهش درجه حرارت، انحراف هاى تدریجى (هر انحراف در طى هزاران سال) و مقطعى زمین از مدار حرکت خود به دور خورشید بوده است. این انحراف ها، ماهى از سال که در آن زمین از همیشه به خورشید نزدیک تر است را تغییر مى دهد.این انحراف مقطعى به تدریج از کل انرژى خورشیدى جذب شده در نواحى قطب شمال در تابستان کاست، تا اینکه گرمایش در اثر تولید گازهاى گلخانه اى شرایط را تغییر داد.پژوهش انجام شده همچنین بروز پدیده گرم شدن هوا در قرون وسطى را ثابت مى کند. برخى شواهد تاریخى حاکى از آن بود که حدود 1000 سال قبل، وقتى وایکینگ ها گرینلند را به مستعمره خود تبدیل کردند، هوا به اندازه اى گرم شده بود که آنها در ناحیه نیوفاندلند شروع به پرورش انگور کردند.پژوهش دانشگاه آریزوناى شمالى نشان داد "بر خلاف روند کاهش حرارت و به عنوان استثنایى در 19 قرن اول" هرچند در آن زمان حرارت به اندازه حال حاضر نبوده ، اما به مراتب از صد سال پیش گرم تر بوده است.روند اخیر گرمایش قطب شمال به وضوح خود را با کاهش عمده میزان سطح یخ هاى روى سطح آب در تابستان نمایان کرده است، که حداقل میزان سطح پوشیده از یخ در دریا، در سال 2007 با دوربین هاى ماهواره اى ثبت شد

منبع : ایرنا - GSI

نویسنده : علی : ۱:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

لایه اوزون

لایه اوزون

حقیقت امر لایه ازن چیست؟
لایه ازون در قسمت شمالی زمین در سال 1980 بین 15 تا 20 درصد کاهش پیدا کرده است. برای رفع این مشکل جمعی از بهترین متخصصان زمین شناسی هر سال برای تحقیق وجستجو دور یکدیگر جمع می شوند .در سال 1992 پروتکل مونترئال درباره لایه اوزون مطالعه و تحقیقی داشت که فهمید بزرگ شدن سوراخ لایه اوزون بستگی به آلودگی هوا و تولید مواد سمّی دارد. در همان سال سازمان ملل متحد و حفاظت از محیط زیست برنامه ای را طرّاحی کرد که این برنامه جهت محافظت و حمایت از محیط زیست و مخصوصا لایه اوزون به نام برنامه UNEP طراحی کرد که این برنامه جهت جلوگیری از تولید مواد سمّی و مواد شیمیایی آلوده کننده است. مولکولهای اکسیژن (O2) به اکسیژن اتمیک (O) تبدیل می شوند. اکسیژن اتمیک به سرعت با مو لکولهای بیشتری ترکیب شده و به شکل اوزون می شود. ان پوشش حرارتی که در سطح بالا رشد کرده و سلامتی لایه اوزون را به خطر انداخته است و این مورد باعث شده است که اگر استراتوسفر نباشد ما نتوانیم بدون آن زنده بمانیم. بالای استراتوسفر مقداری از آلودگی مضّر اشعه مادون بنفش را و همچنین تشعشعاتی از خورشید ( امواج بین 320 تا 240) را که باعث می شود لایه اوزون آسیب ببیند و همچنین جان گیاهان به خطر بیفتد را جذب میکند. اشعه مادون بنفش با تابیدن نور مولکولهای اوزون را می شکافد ولی اوزون می تواند تغییر شکل بدهد و عکس العمل زیر ازآن حاصل می شود:
 

O + O2 مادون قرمز + O3
O2 + O
  O3
 

همچنین اوزون در اثر عکس العمل زیر نابود میشود :

 

O3 + O   O2 + O2

 
عکس العمل دوم با افزایش پیدا کردن ارتفاع آهسته انجام می شود امّا عکس العمل سوم سریعتر انجام می شود. دربین همکاری عکس العمل ها تمرکز اوزون درحال تعا دل است. دربالای اتمسفر اکسیژن اتمیک هنگامی که اشعه مادون بنفش در سطح بالایی است، پیدا می شود. در اثر حرکت استراتوسفر هوای متراکم تری بدست می آید وجذب اشعه ی مادون بنفش افزایش می یابد و سطح اوزون به حد اکثر و تخمینا" km 20 می رسد. همراه با تئوری کمپمن یک مشکل نیز وجود داشت که این مشکل در سال 1960 تشخیص داده شد وحقیقت این بود که اوزون به وسیله عکس العمل 4 آهسته حرکت می کرد و دیده نمی شود. گرم شدن زمین ترمیم حفره اوزون را به تعویق می اندازد دانشمندان هشدار داده اند پدیده گرم شدن زمین می تواند تلاشها برای ترمیم حفره اوزون را که قرار بود تا سال 2050 انجام گیرد، حدود 30 سال به تعویق اندازد .این موضوع به رقم پیشرفت هایی است که برای از رده خارج کردن مواد شیمیایی مخرّب اوزون انجام شده است.

طبق گزارشی کاهش فراوانی در مصرف گازهای ساخته دست انسان بنام (کلروفلورو کربن) پدید آمده است .اینها گازهایی هستندکه لایه محافظ زمین را می خورند .دانشمندان گفتند:اگر کشورها مصمم به دنبال نمودن این روند باشند ،(حفره داخل لایه اوزون به آغاز به جمع شدن و کوچک شدن خواهد نمودتا اینکه ظرف 50 سال ترمیم خواهد شد . ) این جمع بندی و نتیجه گیری توسط (مجمع بررسی فرایند های استراتوسفر و نقش آن در آب و هوا SPARC به عمل آمد .این مجمع از صد ها کارشناس اقلیمی که دسامبر سال 1999در آرژانتین گرد هم آمدندو در سایه توجهات سازمان هواشناسی جهانی تشکیل جلسه دادند،شکل گرفته است. این دانشمندان هشدار دادند: حتّی اگر کاهش مصرف گازهایCFC برآورده شود،پدیده گرم شدن زمین_که نتیجه تولیید گازهای گلخانه ای با وجود کربن به عنوان عنصر اصلی آن است و از سوختهای سنگواره ای بدست می آید _میتواند محلت ترمیم حفره اوزون را چند دهه به تعویق اندازد.به عنوان یک تناقض ، گرم شدن زمین ،جو را در نزدیکی سطح زمین حرارت میدهد اما لایه پایینی (استراتوسفر) یعنی جایی را که اوزون قرار دارد همچنان سرد نگه میدارد . این دماهای پایین به ویژه درزمستان مسبب جمع شدن ابرهای استراتوسفر در نواحی قطبی میشود . این پدیده آغازگر واکنشهای نابود کننده اوزون توسط مولکولهای کلری استکه توسط کلروفلورو کربن ها آزاد میشوند. پیش بینی های دایر بر این که حفره اوزون که بالای قطب جنوب قرار دارد، به زودی کوچک خواهد شد با آخرین اطلا عات مغایرت دارد که نشان میدهد که این حفره درحال گسترش است وبه طور بی سابقه ای در چند سال اخیر بزرگ شده است.

تاریخچه سوراخ شدن لایه اوزون :


ابتدا: جریان تاسف بار سوراخ شدن لایه اوزون در لایه زیر استرا توسفر در بالای منطقه انتارکتیکا اولین بار در دهه هفتاد (1970 تا 1979) توسط یک گروه تحقیقاتی به نام BAS کشف شد .این گروه در مورد اتمسفر بالای منطقه انتارکتیکا از یک ایستگاه تحقیقاتی مشاهده می گردند. ایستگاه تحقیقاتی BAS فالکر اولین بار در حالی تحقیقات را انجام داد که اندازه گیری اولیه در سال1985برای اولین بار سوراخ شدن لایه اوزون آنچنان نگران کننده بود که دانشمندان تصور میکردند که دستگاهای اندازه گیری خراب است .آنها دستگاه های دیگری جانشین آن دستگاه ها کردند تا آنکه نتایج بدست آمده اندازه گیری های اولیه را تایید کرد . چند ماه بعد که سوراخ شدن لایه اوزون قابل مشاهده بود، (پس از مشاهده سوراخ شدن لایه اوزون تحقیقات قبلی تایید شد) از طرف دیگر اطلاعات ماهواره TOMS سوراخ شدن لایه اوزون را نشان نمی داد، بدین دلیل که نرم افزارهایی که اطلاعاتی در مورد لایه اوزون می داد به صورتی برنامه ریزی شده بود که لا یه اوزون در منطقه کوچکی مورد بررسی قرار می گرفت. بررسی های بعدی ، اطلاعات بدست آمد هنگامی که نتایج گروه BASمنتشر نشد،مورد تایید قرار گرفت و بیانگر این مطلب بود که سوراخ شدن لایه اوزون به طور سریع و در مقیاس بزرگی بر بالای منطقه انتارکتیکا انجام می شود.

اوزون لایه ای را در استراتوسفر تشکیل می دهد که منطقه استوا باریکتر و در دو قطب پهن تر است .میزان اوزون در بالای سطح کره زمین به وسیله مقیاسی به نام DU Dobson units اندازه گیری میشود که این میزان در منطقه استوایی در حدود 260DU است و به میزان بیشتری در جاهای دیگر است. این در حالی است تغییرات فصلی بسیار وسیعی اتفاق میافتد واین در حالی شکل می گیرد و اشعه ماورای بنفش در لایه استراتوسفر نفوذ میکند یا آن را می شکافد.

 

 

» منبع : سازمان هواشناسی کشور - انجمن مهندسی شیمی

نویسنده : علی : ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

کشف فسیل یک دایناسور پرنده 150 میلیون ساله با چهار بال

کشف فسیل یک دایناسور پرنده 150 میلیون ساله با چهار بال

دیرینه شناسان چینی فسیل نوعی دایناسور با قدمت 150 میلیون سال را کشف کردند که اثراتی از وجود پر روی بدن و چهار بال آن وجود دارد.این فسیل دایناسور که در کنفرانس سالانه دیرینه شناسان در بریستول انگلیس معرفی شده است را محققان چینی در شمال شرقی این کشور کشف کرده اند.بقایای این دایناسور به حدی خوب محافظت شده اند که حتی اثرات جای پر را حفظ کرده اند. این فسیل متعلق به گونه ای از دایناسور پرنده به نام Anchiornis huxleyi است که 150 سال میلیون سال قبل در شرق آسیا می زیسته است. در اطراف اسکلت این فسیل امکان دیدن پرهایی که بدن آن را کاملا پوشانده اند وجود دارد. در این خصوص این دیرینه شناسان توضیح دادند: "این دایناسور چهار بال داشته چرا که پرها نه تنها پاهای عقبی و دم را پوشانده اند بلکه پاهای جلویی نیز پوشیده از پر است. ما امسال فسیلهای دیگری هم از این نوع پیدا کردیم اما این فسیل جدید بسیار خوب محافظت شده و تائید می کند که جد پرندگان امروزی بوده است.تاکنون تئوریهای که نشان می دهند پرندگان از دایناسورها ایجاد شده اند هرگز به صورت تجربی تائید نشده بود چرا که هیچ بقایایی از پرهای قدیمی جانداران اولیه ای که پرواز می کردند وجود نداشت. قدیمی ترین فسیلهایی که حضور پر در آنها اثبات شده بود تنها 10 میلیون سال قدمت داشتند. این فسیلها متعلق به آرکئوپتریکس است که اولین گونه پرنده به شمار می رود و اولین بقایای آن در آلمان و در پایان قرن نوزدهم پیدا شدند. اکنون این دانشمندان نشان دادند که Anchiornis huxleyi می تواند حلقه گمشده میان دو گونه پرنده و دایناسور باشد. این فسیل می تواند همچنین در خصوص اولین تکنیکهای پرواز جانداران توضیح دهد.


ادامه مطلب
نویسنده : علی : ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

آب شدن یخ های قطب شمال

آب شدن یخ های قطب شمال

آب شدن یخ های قطب شمال

یخ های اقیانوس منجمد شمالی از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸ به طرز نگران کننده ای نازک تر شده اند. نتایج تازه ای که فضاپیمای ناسا ثبت کرده به روشنی گویای تسریع این روند خطرناک در طی پنج سال اخیر است.

دانشمندن ناسا و دانشگاه واشنگتن در سیاتل با کمک ماهوراه ی ICESSat این پژوهش را انجام داده اند که تاکنون جامع ترین پژوهش درباره ی وضعیت یخ های شمالگان محسوب می شود. نتایج این پژوهش در ژورنال پژوهش های ژئوفیزیک اقیانوسی منتشر شده است.

 

عکس های ماهواره ای از نتایج این پژوهش خود گویای این روند خطرناک هستند:

آب شدن یخ های قطب شمال

آب شدن یخ های قطب شمال

تصویر ۱ بالا نشان می دهد که ضخامت یخ های شمالگان سالانه ۱۷ سانتیمتر کاسته می شود. تصویر ۲ هم نشان می دهد که سالانه ۹۰۰ کیلومتر مکعب از حجم یخ های قطب شمال کاسته شده است. برای اینکه تصوری از بزرگی این فاجعه داشته باشیم تصور کنید که با این مقدار یخی که هر سال کاسته می شود می توان کل شهر تهران را به ارتفاع ۳ متر از یخ بپوشاند. دانشمندان تقریبا اتفاق نظر دارند که عامل اصلی این پدیده ی گرمایش زمین، دی اکسید کربنی است که در اثر مصرف فزاینده ی سوخت های فسیلی به طرز به سابقه ای در اتمسفر متراکم شده و موجب کاهش قدرت زمین در بازتاب اشعه ی نورانی خورشید و در نتیجه گرم تر شدن فزاینده ی کره زمین شده است. بسیاری از دانشمندان معتقدند اگر افزایش دمای متوسط سیاره به دو درجه سانتیگراد برسد این روند به معنای ورود کره ی زمین (و البته ما ساکنان این سیاره) به یک دوره ی بحران «بی بازگشت» آب و هوایی است که عملاً‌هیچ کس روی این سیاره از اثرات مخرب آن (طوفان ها، خشکسالی ها، سیل و آب گرفتگی نقاط پست ساحلی) در امان نخواهد بود. مقابله با این شرایط یک عزم راسخ جهانی را برای محدود کردن رهایش دی اکسید کربن می طلبد که تاکنون دولت های قدرتمند از آن عاجز مانده اند. به طوری که بزرگترین آلوده کننده ی محیط زیست جهان، یعنی آمریکا، هنوز حتی پیمان کیوتو را امضا نکرده است.

در این وضع اگر تک تک ما به عنوان ساکنان این سیاره در برابر این خطر قریب الوقوع احساس مسئولیت نکنیم و با تلاش جمعی خود طرحی نو برای سامان زندگی مان برپایه ی توسعه ی پایدار نیفکنیم بعید نیست نسل های آتی هرگز ما را به خاطر کاهلی مان نبخشند.

منبع:persiancall.net

نویسنده : علی : ٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

آبهای زیرزمینی در وقوع زلزله های قوی نقش کلیدی دارند

آبهای زیرزمینی در وقوع زلزله های قوی نقش کلیدی دارند

دانشمند‌ان به تازگى دریافته‌اند که آب‌هاى زیرزمینى نقش کلیدى در بروز زمین لرزه‌هاى قدرتمند ایفا مى‌کنند. این دانشمند‌ان معتقدند که یافته جدید آنها مى‌تواند به کارشناسان زلزله شناسى در جهت نجات جان انسانها کمک کند. یک گروه از دانشمند‌ان بین‌المللى، نقش آب را در شکست پوسته زمین در لایه‌هاى زیرین و عمیق و در نهایت وقوع زلزله‌هاى قدرتمند بررسى کرده‌اند. همچنین در این پژوهش نقش آبهاى زیرزمینى در تغییر حرکات پویاى گسل‌ها و در نهایت شکل‌گیرى آتشفشانها مورد ارزیابى قرار گرفت. این پژوهش از سوى گرانت کالدویل، دانشمند‌ نیوزلندى انجام شده و یافته جدید بر اساس اندازه‌گیرى‌هاى امواج الکترومغناطیس با فرکانس پایین به دست آمده است. این اندازه‌گیریها به محققان امکان داده است تا مناطقى در زیرزمین را که به لحاظ الکتریکى رسانا هستند، مشاهده کنند. از آنجا که آب مایعى رسانا است و فعالیت الکتریکى نیز در زیر گسل‌هاى بزرگ زیاد است؛ لذا مى‌تواند در بروز زمین لرزه‌ها نقش اصلى داشته باشد.

منبع: ایسنا - مرکز خبری GSI

نویسنده : علی : ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

کشف بقایاى مهمى از عصر یخ در انگلیس

کشف بقایاى مهمى از عصر یخ در انگلیس

حفاریهاى باستان شناسان در غارى در انگلیس ، به کشف دندان ها و استخوان هاى حیواناتى نظیر کفتار، گوزن و کرگدن از اواخر عصر یخ منجر شد. این حفارى در "غار کنتس" در تورکواى همچنین به کشف یک سرنیزه 15 هزار ساله موسوم به "ساگائى" که از شاخ گوزنى از همان ناحیه ساخته مى شد، منجر شده است.تصور مى شود این سرنیزه اولین نمونه کامل باشد که در انگلیس یافت مى شود.این حفارى که توسط دانشگاه دورهام و دانشگاه شفیلد سازمان داده شد بخشى از یک مطالعه درباره نئاندرتال هاست.تیم حفارى، که بودجه آن از طریق منابع خصوصى تامین شد، مى کوشد دریابد که نئاندرتال ها دقیقا چه زمانى و به چه علت منقرض شدند.این تیم همچنین امیدوار است دریابد که گونه ما انسان ها اولین بار چه زمانى وارد انگلیس شد و اینکه آیا نابودى انسان نئاندرتال به ورود انسان مدرن مربوط است یا نه. کسب اطلاعات درباره نحوه زندگى غارنشینى در اواخر عصر یخ از دیگر اهداف گروه است.بعضى از اقلامى که در جریان این حفارى پیدا شده پس از تمیز کردن براى تاریخ گذارى با شیوه کربنى به مراکز علمى ارسال مى شود.گمان مى رود که قدمت دندان ها و استخوان هاى به جا مانده از کفتارها به 25 هزار سال قبل بازگردد.دکتر پل پتیت مدرس ارشد رشته باستان شناسى در دانشگاه شفیلد گفت: "حفارى ما هنوز در روزهاى نخست است، اما به کشف فسیل هاى عالى و یک سرنیزه از جنس شاخ گوزن از عصر یخ منجر شده است."او افزود: "این پژوهش ها درک ما را از دوره اى که از 50 هزار سال تا 10 هزار سال پیش را در بر مى گیرد بهبود چشمگیرى خواهد بخشید."پیش از آغاز این حفارى دولت باید براى آن مجوز صادر مى کرد زیرا غار کنتس قدیمى ترین سکونتگاه انسان در انگلیس شناخته شده و یک بناى یادبود باستانى به شمار مى رود

منبع: ایرنا - مرکز خبری GSI

نویسنده : علی : ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢٥
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

میز ناهار بزرگترین شکارچی دوره ژوراسیک رنگین نبوده است

میز ناهار بزرگترین شکارچی دوره ژوراسیک ( تیرانوساروس رکس ) رنگین نبوده است!

دیرینه شناسان آلمانی دریافتند که دایناسور گوشتخوار "تیرانوساروس رکس" تنها بچه دایناسورها را شکار می کرده و بنابراین سفره چندان رنگینی نداشته است.تیرانوساروس رکس به عنوان مخوف ترین شکارچی ماقبل تاریخ و شاه دایناسورها به شمار می رود.اکنون دیرینه شناسان و زمین شناسان دانشگاه مونیخ در بررسیهای خود نشان دادند که میز ناهار بزرگترین شکارچی دوره ژوراسیک بسیار ساده بوده است به طوری که این جانور تنها از بچه دایناسورهای گیاهخوار به عنوان غذا استفاده می کرده است. در حقیقت دایناسورهای نوجوان که اغلب مشغول بازی بوده و در مقابل حملات شکارچیان بی تجربه و بی دفاع بوده اند مورد حمله این دایناسور قاتل قرار می گرفته اند. این دانشمندان با بررسی استخوان آرواره این جانور به این تحقیقات دست یافتند و نشان دادند تصویری که تاکنون از تیرانوساروس رکس در فیلمهای علمی تخیلی ارائه می شد که در آنها این جانور با خشونت به شکار دایناسورهای گیاهخوار بزرگسال می رود و آنها را به دو نیم می کند از واقعیت بسیار دور است. به طوری که این جانور تنها قادر بوده دایناسورهایی را که ابعاد آنها بسیار کوچک بوده اند را شکار کند.

منبع: مرکز خبری GSI

نویسنده : علی : ٤:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢٥
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

دقیقترین نقشه دانشمندان از قطب جنوب

انتشار نقشه جدید قطب جنوب توسط دانشمندان انگلیسی و آمریکایی در اکتشاف این قاره انقلابی به پا خواهد کرد. تصویر بدست آمده فقط یک عکس نیست بلکه ثبت تاریخی چگونگی تغییر قطب جنوب و دنبال کردن تغییرات بطور شفاف و واضح را شامل می شود.

دانشمندان اداره ملی هوانوردی و فضایی، مرکز مطالعات زمین شناسی و بنیاد علوم ملی آمریکا و مرکز مطالعات قطب جنوب انگلیس اعلام کردند تصویر موزاییکی ماهواره لندست Landsat از قطب جنوب، تقریبا دید ماهواره‌ای شفافی از قاره قطب جنوب با تفکیک پذیری ‪ ۱۰‬برابر بیش از تصاویر ماهواره‌ای پیشین را تهیه کرده است. این گروه تحقیقاتی از ماهواره لندست ‪ ۷‬ناسا برای تهیه این تصاویر استفاده کرد.

محققان می‌گویند این تصاویر بی‌نظیر موزاییکی، دقیق‌ترین تصویر زمین فیزیکی، رنگی و با تفکیک پذیری بالا که تا کنون از قطب جنوب تهیه شده است را ارائه می دهد.

"رابرت بیندس‌کادلر" دانشمند ارشد آزمایشگاه علوم هیدروسفری و بیوسفری ناسا در مرکز پرواز فضایی "گادارد" در "گرین بلت" گفت، این طرح ابتکاری مانند تماشای تلویزیون وضوح بالا (‪ (HDTV‬ با رنگهای طبیعی و واقعی در مقابل تماشای تلویزیون سیاه و سفید است.

این تصاویر فقط یک عکس نیست بلکه ثبت تاریخی در مرور زمان از چگونگی تغییر قطب جنوب ارائه و به ما کمک می‌کند تا تغییرات را بطور شفاف و واضحی دنبال کنیم.

تصاویر موزاییکی لندست از قطب جنوب را می‌توانید از http://lima.usgs.gov مشاهده کنید. (شکل زیر نمایی از سایت USGS است)

 

دقیقترین نقشه دانشمندان از قطب جنوب

منبع: یونایتدپرس - پایگاه خبر علمی صدای آسمان

نویسنده : علی : ٩:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢٢
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم