گروه نجوم تیشتر لشت نشا

(گیلان)

دانلود نرم افزار پیش بینی مسیر حرکت ماهواره ها در فضا heavensat

دانلود نرم افزار پیش بینی مسیر حرکت ماهواره ها در فضا heavensat

این نرم افزار میتواند حرکت تعداد بسیار زیادی از ماهواره های موجود در مدار زمین را پیش بینی می کند

نرم افزار مخصوص ردیابی ماهواره ها را می توان از سایت زیر دریافت نمود:

http://www.heavensat.ru/english/

این نرم افزار که به شکل زیپ شده است دارای حجمی در حدود هفت ونیم مگابایت بوده و علاوه بر دریافت نرم افزار اصلی می توان به دریافت نقشه ستاره ای تیکو2 با حجم حدود 40 مگابایت نیز پرداخت.بعد از دریافت فایل و انجام عملیات unzip  آیکون زیبای نرم افزار heavensat  در کنار فایلی با نام tle  ظاهر می شود.درون این فایل آخرین اطلاعات tle  ماهواره ها در فایلهایی جداگانه وجود دارد.ماهواره ها در دسته هایی برای نمونه ماهواره های علمیScience (تلسکوپ هابل،تلسکوپ کوروت،سویفت و........)،ماهواره های هواشناسی و........ تقسیم شده اند.با دوبار کلیک روی آیکونheavensat   و نصب برنامه ، پنجره نرم افزار پدیدار می شود.

 اینک بکمک دکمه F10 یا دکمه common  در شکل پایین به انجام تنظیمات زیر می پردازیم:

1-       ثبت مکان رصد کننده شامل طول وعرض جغرافیایی واختلاف با زمان جهانی .

2-       بکمک دکمه STAR  به معرفی فهرست ستاره ای SKY2000   ویا فهرست ستاره ای تیکو می پردازیم(البته در صورتیکه بکمک صفحه اصلیhttp://www.heavensat.ru/english دان لود شده باشند).در حالت عادی فهرست ستارگان روشن که با نام BSC  شناخته می شود بهمراه فایل اصلی Heavensat  بطور اتوماتیک دان لود می شود.

3-       بکمک دکمه Calculations می توان به تنظیمات مربوط به محاسبه star approaches  با هدف محاسبه پیش بینی نزدیکی ستارگان با ماهواره ها (بکمک دکمه setup columns می توان  اطلاعات نمایش داده شده در این قسمت مانند قدر ستاره، ارتفاع ستاره در زمان نزدیکی باماهواره و....... را انتخاب نمود)همین طور محاسبات مربوط به passes  و عبور (برای نمونه عبور از مقابل قرص ماه)  پیش بینی flare  یا درخشش های ناگهانی که بیشتر درمورد ماهواره های ایریدیوم رخ می دهدو intersections  می باشد پرداخت.

4-       بعد از انجام تنظیمات با فشردن دکمه calculations در بالای صفحه سمت چپ ،دکمه های مربوط به این پیش بینی ها در پایین صفحه در سمت چپ پدیدار می شوند.اینک با انتخاب های مجاز می توان به پیش بینی حوادثی مانند عبور ماهواره از مقابل  قرص ماه پرداخت.بعد از فشردن دکمه begin  در پایین صفحه، محاسبات بطور اتوماتیک انجام شده ونتیجه آن در وسط صفحه نمایش داده می شود.در صورتیکه روی هر کدام از سطرهای نتیجه دوبار کلیک نمایید آن پدیده در منظره آسمان نمایش داده خواهد شد.

5-       دکمه های دیگری نیز در پنجره بازشده توسط F10  نمایش داده می شوند مانند EARTH و  SKY و CHART  که بکمک آنها می توان تنظیمات دلخواه را انجام داد.

شکل 1

                                                   شکل یک

اینک به سراغ دکمه satellites  می رویم.با فشردن این دکمه نیز گزینه هایی در اختیار قرار می گیرند مانند نمایش نام ماهواره یا اعمال فیلتر گذاری جهت ایجاد محدودیت در تعداد ماهواره ها و در انتهای فهرست بکمک گزینه

 satellites bases  به پنجره جدیدی هدایت می شوید.در قسمت سمت چپ پنجره جدید فهرستی از ماهواره ها (مانند GEO،GPS ، NOAA)وجود دارد ودر پایین نیز دکمه operations  به چشم می خورد.در صورتیکه به شبکه اینترنت متصل باشید با فشردن این  گزینه می توان بکمک گزینه load from internet به صفحه TLE update با هدف دریافت آخرین اطلاعات TLE  مربوط به ماهواره ها منتقل شد.در بالای این صفحه سه دکمه وجود دارد(شکل دو)

 1-space track  2-celes track   و3 -Mike McCants

اگر بخواهید بکمک اولین گزینه یعنی گزینه Space track  به دریافت آخرین اطلاعات TLE  بپردازید احتیاج به یوزر نیم وپس ورد دارید (با مراجعه به سایت  www.space-track.org  پس از ثبت نام می توانید یوزر نیم وپس ورد دریافت نمایید)ولی اگر گزینه CELES TRACK  را انتخاب نمایید وسپس گزینه Check all  را انتخاب نمایید با کمک دکمه

down load  می توانید به راحتی آخرین اطلاعات TLE   را دریافت نمایید.بعد از اولین استفاده از نرم افزار با توجه به تغییرات روزانه اطلاعات TLEباید  هر زمان که قصد کارکردن با نرم افزار را داشته باشید به دریافت آخرین اطلاعات TLE  از شبکه اینترنت بپردازید .

شکل 2

                                                        شکل ۲

شکل 3

در شکل سه با انتخاب دسته ماهواره مورد نظر در پنجره سمت چپ ،تمام ماهواره های آن به پنجره وسط منتقل می شوند وبا دوبار کلیک روی نام یک ماهواره مورد نظر ،نام آن به پنجره سمت راست منتقل شده وبه فهرست ماهواره های مورد نظر(USER SATELLITES   )که می تواند منتخبی از تمام ماهواره های جالب باشد اضافه می شود.هنگامیکه با دکمه  earth   در شکل یک کار می کنید اگر  گزینه user  list   انتخاب شده باشد تنها مکان همان ماهواره های  منتخب در نقشه زمین نمایش داده می شوند ودر منظره آسمان هم که با کمک دکمه sky  قابل نمایش است تنها همان ماهواره ها در منظره آسمان نمایش داده می شوند.

در نمای زمین وآسمان،همینطور پنجره وسط در شکل سه اگر روی نام هر ماهواره کلیک راست کنید وسپس گزینه object  information  را انتخاب نمایید در  صفحه جدید تمام اطلاعات ماهواره از قبیل ارتفاع، فاصله تا ناظر،سمت،کشیدگی مداری،خروج از مرکز، و.........و اطلاعات TLEنمایش داده می شود.قابل توجه است در کنار سایر اطلاعات گزینه ای با نام DATA AGE  وجود دارد این زمان نشان دهنده زمان آخرین اندازه گیریهای مداری ماهواره مورد نظر است.اگر این گزینه  زمان زیادی را نشان دهد( مثلا" 2 یا 3 روز )آشکار است که اطلاعات TLE  بروز نشده ودر نتیجه نمایش مکان ماهواره دارای دقت چندانی نیست.در این حالت باید بکمک مسیر

 satellite  و  satellite bases و operation  و load from internet  به دریافت آخرین اطلاعات TLE  بپردازید.

 

اگر بعد از انتخاب یک ماهواره (با کلیک کردن روی آن )روی دکمه کوچکی که به شکل یک خط کوچک انحنادار در ستون عمودی سمت راست صفحه قرار دارد کلیک کنید مسیر ماهواره در روی نقشه زمین نمایش داده می شود.همچنین در این صفحه می توانید با تعیین زمان دلخواه  به مکان ماهواره در هر تاریخی پی ببرید.

 

نکته مهم

      اگر به هر طریقی از سایتی (برای نمونه  http://www.tle.info/joomla/index.php) آخرین اطلاعات TLE  را بدست آوردید می توانید دو ردیف اطلاعات مربوط به هر ماهواره را در فایل TLE  که در زمان UNZIP کردن فایل اصلی برنامهheavensat ایجاد شده با حذف اطلاعات قدیمی وCOPY  و Paste  کردن اطلاعات جدید ،عملا" جایگزین نمایید.درون فابل tleاطلاعات خانواده ماهواره های مختلف در فایلهای مختلفی قرار داده شده اند.باید در میان این فایلها به جستجوی نام ماهواره مورد نظر بپردازید.البته با توجه به اینکه معمولا"بطور دسته جمعی اطلاعات بروز می شوند کمتر پیش می آید که با TLE  ماهواره ها بصورت انفرادی کاری داشته باشید.

دانلود

 

منبع: دانشنامه ستاره شناسی


انجمن های نجوم ایران

 رصدخانه ها و مراکز نجومی کشور

انجمن های نجوم فعال ایران

١- انجمن نجوم ثاقب استان گیلان

٢- انجمن نجوم سعادت شهر استان فارس

٣- انجمن نجوم ادیب استان اصفهان

۴- انجمن نجوم آسمان توس استان خراسان رضوی

۵- انجمن نجم شمال استان گیلان

۶- انجمن نجوم آستان حضرت عبدالعظیم استان تهران

 

مراکز نجوم استان گیلان

1   رشت      انجمن نجوم ثاقب

2   گروه نجوم سمپاد رشت - تیزهوشان

3   انجمن نجوم ژوپیتر ( وابسته به کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان رشت )

4   انحمن علمی پژوهشی نجم شمال

5   موسسه ستاره شناسی روجا

6   گروه نجوم سهای دانشگاه گیلان

7   انجمن نجوم اکلیل شمالی لاهیجان

8   انجمن نجوم مهر پژوهشسرای دانش آموزی لاهیجان

9   انجمن نجوم خواجه نصیر - دانشگاه پیام نور منجیل

10 انجمن نجوم کادوسیان وابسته به پژوهشسرای دانش آموزی تالش

11 گروه نجوم تیشتر لشت نشا

12 هسته نجوم بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور رشت

13 انجمن نجوم پژوهشسرای دانش آموزی

14 آموزش و پرورش تالش

15 پژوهشسرای دانش آموزی رودسر

 

انجمن های نجوم سراسر کشور

1   ستاره شناسی اراک

2   آسمان سبلان اردبیل

3   اصفهان - انجمن ادیب

4   اصفهان - نجوم کوثر یک

5   انزلی - خانه ریاضیات

6   ارومیه - انجمن اورانوس

7   ستاره شناسی اهواز

8   بجنورد - انجمن نجوم تیراسیف

9   بیرجند - آسمان ...

10 مجتمع دانش آموختگان بوشهر

11 ستاره شناسی بهبهان

12 فارس - انجمن نجوم پاسارگاد

13 انجمن نجوم ایاز

14 انجمن نجوم تبریز

15 تهران - انجمن نجوم آماتوری

16 فروشگاه آسمان نمای تهران

17 تهران رصدخانه زعفرانیه

18 تهران فروشگاه آسمان شب

19 چابهار - انجمن منجمان جنوب شرق ایران

20 خرم آباد - انجمن نجوم کیهان شناسی

21 خوزستان - انجمن نجوم

22 زاهدان - انجمن نجو خیام

23 زاهدان - جمعیت منجمان مهبانگ

24 بم - انجمن نجوم بم

25 زنجان - پارک الفبای زنجان

26 زاهدان - آسمان تفتان

27 فارس - سعادت شهر - انجمن نجوم پاسارگاد

28 انجمن ترویج علم ایران

29 ستاره شناسی سیستان و بلوچستان

30 سمنان - شاهرود

31 ستاره شناسی شوشتر

32 شیراز - انجمن نجوم ابوریحان بررونی

33 شیراز - انجمن نجوم قطب الدین شیرازی - شهرداری

34 شیراز - فروشگاه اخترنمای شیراز

35 قزوین - انجمن پارک فدک قزوین

36 قزوین - کاسپین اسکای ( انجمن نجوم اماتوری قزوین )

37 مرکز مطالعات و پژوهشهای فلکی نجومی قم

38 رصد خانه دانشگاه کاشان

39 کرمان - انجمن نجوم

40 کاشان - انجم نجوم سپهر کاشان

41 انجمن نجوم کرمانشاه

42 ستاره شناسی گنبد کاووس

43 اختر فیزیک مراغه

44 انجمن نجوم آسمان توس

45 گنجینه نجوم آسمان قدس رضوی مشهد

46 مرکز نجوم شباهنگ

47 انجمن نجوم ابن صالح و خانه ریاضیت همدان

48 یزد - انجمن نجوم کویر یزد


دمای سیاره های سامانه خورشیدی- داغی ونوس و سردی نپتون

دمای سیاره های سامانه خورشیدی- داغی ونوس و سردی نپتون

انسان در صورتی که روزی بخواهد به یکی از سیاره های سامانه خورشیدی سفر کند، مانند سفرهای زمینی ابتدا باید از شرایط آب و هوایی آنجا آگاه شده و خود را برای مقابله با آن آماده کند.دانشمندان در سرتاسر جهان در تلاشند نیروهایی را برای سفرهای فضایی به سیاره های مختلف در آینده ای نه چندان دور آماده کنند، پروژه ای که برای اجرای آن باید از جزئیات بالایی از سیستم فیزیولوژیکی بدن گرفته تا ساختار سیاره ها در سامانه خورشیدی مطلع باشند، شرایط آب و هوایی سیاره ها نیز یکی از مواردی است که آگاهی از آن بسیار حیاتی است:

عطارد

نوزاد سامانه خورشیدی سیاره ای که کمترین فاصله را از خورشید دارد و همچنین کوچکترین سیاره سامانه خورشیدی یعنی سیاره عطارد هیچ اتمسفری ندارد از این رو پیش بینی شرایط آب و هوایی آن بسیار دشوار است. با این همه در صورتی که فردی قصد سفر به این سیاره را داشته باشد به او اعلام می شود که متناسب با نقطه ای که قرار است بر روی آن فرود بیاید، خود را خوب گرم نگه دارد و یا اینکه مقدار زیادی ضد آفتاب با SPF 50 مصرف کند زیرا درجه حرارت هوا در این سیاره از منفی 183 درجه تا 427 درجه سلسیوس در میان دو قطب سوزان و منجمد عطارد متغییر است.

سیاره ونوس

داغترین سیاره سامانه خورشیدی و دومین جرم داغ در این سامانه پس از خورشید سیاره ونوس است، در این سیاره هیچ شانسی برای فرار از ابری که آسمان را فراگرفته وجود ندارد. این سیاره با داشتن اتمسفری مملو از دی اکسید کربن، نیتروژن و اسید سولفوریک از داخل شدن کوچکترین پرتوهای نور خورشید جلوگیری می کند. البته تجربه این فضای خفه و گرفته هرگز با فشار بالایی که 92 برابر فشار اتمسفری زمین است، برابری نمی کند. بهتر است کسی که به این سیاره سفر می کند، برای مقابله با حرارت 480 درجه ای ونوس راهی بیابد.

مریخ

شاید این سیاره در گذشته بارندگی هایی داشته است، اما امروز بازدیدکنندگان باید برای سفر به مناطق قطبی این سیاره از تجهیزات یخ نوردی استفاده کنند، باید انتظار دیدن طلوع و غروب آبی رنگ خورشید را داشته باشند و با دیدن عبور توفانهای شنی از افق در جایی پناه بگیرند.

مشتری

سیاره عظیم مشتری از هلیوم و هیدروژن ساخته شده است، 318 برابر زمین است، نسبت به انرژی که از خورشید دریافت می کند، انرژی بیشتری رها می کند. توفانها در این سیاره نیروهای پرفشاری هستند که هلیوم را به مایع تبدیل کرده و منجر به بارش بارانهای شدید و وزش بادهای سریع با سرعت 360 کیلومتر بر ساعت می شوند. جدا از این شرایط نامناسب آب و هوایی، در صورتی که کسی بتواند به این سیاره سفر کند باید درباره ابرهای آمونیاکی نیز کمی احساس نگرانی داشته باشد.

زحل

این سیاره نیز تقریبا از گاز ساخته شده است. دومین سیاره بزرگ سامانه خورشیدی به هیچ وجه مکانی قابل اقامت نیست زیرا در آن باد با سرعت هزار و 800 کیلومتر بر ساعت می وزد، حرارت در هسته آن بالای 14 هزار و 727 درجه سلسیوس است و لایه ای یخی به ضخامت 10 کیلومتر آن را پوشانده است. آسمان این سیاره همواره از ابرهایی از آمونیاک، هیدروژن و هلیوم پوشانده شده است و هر 30 سال یکبار توفانی بزرگ به نام لکه بزرگ سفید در آن رخ می دهد، که در زمان وقوع این توفانها بهتر است کسی نزدیک این سیاره نشود.

اورانوس

آب و هوای این سیاره گازی و یخی کاملا توفانی پیش بینی می شود، سیاره ای که سومین سیاره بزرگ سامانه خورشیدی به شمار می رود، ابرهای آبی رنگ متان آسمان این سیاره را فرا گرفته اند و به بازدیدکنندگان پیشنهاد می شود در صورت سفر به این سیاره برای مقابله با سرمای منفی 197 درجه ای از لباسهای حرارتی استفاده کنند.

نپتون

دورترین سیاره سامانه خورشیدی که آشکارا سردترین آنها نیز به شمار می رود، سردی که تا از منفی 224 درجه سلسیوسی بودن آن مطلع نباشید به عمق سرمای آن پی نخواهید برد. این سیاره گازی که از هسته ای یخی برخوردار است شرایط آب و هوایی مشابه اورانوس خواهد داشت تنها با درجه حرارتی غیر قابل تحمل تر. سرعت باد نیز در این سیاره به دو هزار و 100 کیلومتر خواهد رسید.

منبع: GSI.ir


دروغ بزرگ 5 شهریور را باور نکنید!

دروغ بزرگ 5 شهریور را باور نکنید!

امسال هم مثل چند سال اخیر، شایعه‌ای در اینترنت پخش شده که شامگاه پنجم شهریورماه، مریخ آن‌قدر به زمین نزدیک خواهد شد که دو ماه در آسمان خواهد درخشید و شق‌القمر خواهد شد!

ذوالفقار دانشی: شاید شما هم ای‌میلی با این مضمون دریافت کرده باشید که در شامگاه پنجم شهریور، مریخ آن‌قدر به زمین نزدیک خواهد شد که به بزرگی ماه در آسمان دیده می‌شود و بنابرابن، امشب دو ماه در آسمان خواهد درخشید. در برخی موارد، حتی از برخورد مریخ به ماه و وقوع شق‌القمر صحبت شده و ادعا شده که چنین پدیده‌ای هر چند هزار سال یک بار اتفاق می‌افتد.

صدالبته که این شایعه بی پایه و اساس است. سیاره مریخ نصف زمین قطر دارد و مدارش به دور خورشید طوری است که در نزدیک‌ترین حالت 55 میلیون کیلومتر با زمین فاصله دارد. این درحالی است که ماه با ربع قطر زمین در 400هزار کیلومتری سیاره مادری واقع است. بنابراین برای آن‌که مریخ به اندازه ماه در آسمان زمین دیده شود، باید هفتاد برابر به زمین نزدیک‌تر شود که چنین اتفاقی جز بر اثر برخوردی کیهانی امکان‌پذیر نیست!

اما ریشه این شایعه در اتفاقی است که شهریور 1382 / آگوست 2003 روی داد. گردش زمین و مریخ به دور خورشید طوری است که این دو سیاره هر 26 ماه یک‌بار روی یک خط و یک جهت از خورشید قرار می‌گیرند. این رویداد مقابله نام دارد و سبب می‌شود مریخ نه تنها به درخشان‌ترین و بزرگ‌ترین حالت در آسمان زمین دیده شود، که همانند ماه بدر با غروب خورشید طلوع کند و به هنگام طلوع خورشید در آسمان غروب کند.

از آن‌جاکه مدار مریخ برخلاف مدار تقریبا دایروی زمین بیضوی است، فاصله زمین و مریخ در مقابله‌ها فرق می‌کند. هر 15 سال یک بار، مقابله مریخ و زمین در نزدیک‌ترین فاصله یعنی 55 میلیون کیلومتری روی می‌دهد و مقابله بزرگ مریخ اتفاق می‌افتد که سبب می‌شود سیاره سرخ نیز به بزرگ‌ترین و درخشان‌ترین حالت ممکن دیده می‌شود. اما حتی در این شرایط هم مریخ با چشم غیرمسلح جز نقطه‌ای درخشان دیده نمی‌شود که 3 تا 4 برابر از سیاره ناهید کم‌نورتر است و فقط با تلسکوپ یا دوربین‌های دوچشمی است که می‌توان قرص این سیاره، کلاهک‌های سفید قطبی و برخی عوارض سطح آن را مشاهده کرد.

آخرین بار، در شهریور 1382 بود که مقابله بزرگ مریخ اتفاق افتاد و بار دیگر می‌توان در شهریور 1397 شاهد آن بود. در حال حاضر، مریخ در فاصله‌ای بسیار دور از زمین و پشت خورشید واقع است و مشاهده آن بسیار دشوار است.

منبع: خبرآنلاین


حل معمای داغ بودن اتمسفر بیرونی خورشید

حل معمای داغ بودن اتمسفر بیرونی خورشید

نتایج تحقیقات جدید نشان می دهد که چرا اتمسفر بیرونی خورشید 20 برابر داغ تر از سطح این ستاره است. نتایج این تحقیقات جدید که در مرکز ملی تحقیقات اتمسفری آمریکا انجام شده است به دانشمندان در درک بهتر چرخه خورشیدی و تاثیرات خورشید بر روی زمین کمک می کند.به گفته این محققان، لایه خارجی اتمسفر خورشید یا تاج خورشیدی 20 برابر داغ تر از سطح آن است، اما تاکنون دلیل این اختلاف زیاد مشخص نبود.این تحقیق جدید که با استفاده از رصدهای ماهواره ای انجام شد، نشان داد که نوسانات مغناطیسی که انرژی را از سطح به تاج خورشیدی گسیل می کنند شدیدتر از آن چیزی است که تاکنون تصور می شد.این امواج که Alfven نام دارند از انرژی کافی برای گرم کردن تاج و تغذیه بادهای خورشیدی برخوردارند. بادهای خورشیدی، توفانهایی از ذرات بارداری هستند که از خورشید فوران می کنند و بر روی منظومه شمسی اثر می گذارند.اکنون این نتایج جدید نشان می دهد امواج Alfven صد برابر شدیدتر از آن چیزی هستند که ارزیابیهای گذشته نشان می داد.این محققان در این خصوص توضیح دادند: "اکنون ما می توانیم درک کنیم که جرمهای ماده به چه روشی می توانند در این دمای بالا از داخل خورشید خارج شوند و انرژی کافی برای حفظ تاج خورشیدی را در دمای میلیونها درجه سانتیگراد ارائه کنند. این تحقیق جدید به ما کمک خواهد کرد که معمای بزرگ این امواج را حل کنیم."براساس گزارش نیچر، جریان جرم و انرژی ساطع شده از خورشید به ویژه بر روی میزان پرتوهای ماوراء بنفشی که به زمین می رسند اثر می گذارد.این جریان همچنین اختلالاتی را تغذیه می کنند که با عنوان توفانهای ژئومغناطیسی شناخته می شوند و می توانند سبب بروز آسیبهایی به ابزارهای مخابراتی شوند.درحقیقت این تحقیق جدید بر روی نقش نوسانات تاج خورشیدی (امواج  Alfven) در دینامیک انرژی که به تاج می رسد تمرکز کرده است.امواج Alfven نخستین بار در سال 2007 به طور مستقیم رصد شدند. اما مشاهداتی که در آن زمان انجام شد نشان داد که دامنه نوسان این امواج در حدود 0.5 کیلومتر بر ثانیه است درحالی که این اندازه گیریهای جدید میدان نوسان را 20 کیلومتر برثانیه نشان می دهد.

منبع: GSI.ir


چرا شروع ماه رمضان در کشورهای اسلامی یکی نیست؟

چرا شروع ماه رمضان در کشورهای اسلامی یکی نیست؟

اختلاف در آغاز و پایان ماه قمری موضوعی است که در هر ماه قمری اتفاق می‌افتد، ولی معمولا اغلب مردم در آغاز ماه‌های رمضان، شوال و ذی‌الحجه که موسم برگزاری بزرگ‌ترین عیدها و مراسم مذهبی مسلمین است، به این موضوع حساس می‌شوند. این در حالی است که بروز 1 روز اختلاف بین کشورهای اسلامی طبیعی است.

امیر حسن‌زاده*: امروزه با وجود نرم‌افزارهای نجومی مختلف، محاسبه موقعیت و مشخصات ماه کار ساده‌ای است، اما منجمین امروز برای پیش‌بینی رویت هلال ماه از معیارهای مختلفی استفاده می‌کنند. این معیارها بر اساس رصدهای انجام شده طی قرون اخیر طراحی شده و بنابراین، تقویم‌نویس با مقایسه مشخصه‌های نجومی ماه با معیارها و رکوردهای به دست آمده در مورد رویت هلال ماه اظهار نظر می‌کند.

هر چند که معیارهای رویت هلال اختلافاتی را با یکدیگر نشان می‌دهند، ولی نتایج علمی رصدها باعث می‌شود که خطای پیش‌بینی‌ها به تدریج کاهش یابد. اما چون اساس کار مبتنی بر رویت هلال ماه است، بنابراین به دلیل موقعیت جغرافیایی، وضعیت ماه تغییر می‌کند و به طور کلی اختلاف یک روزه بین کشورهای اسلامی طبیعی است. اما از آن‌جا که مسئله رویت یک امر انسانی است، بحث رویت امری است که با توجه به افراد و شرایط مختلف متغیر است.

یکی از مشکلات اصلی در همین گزارش‌های نادرست است. موارد بسیاری وجود داشته که افرادی ادعای رویت هلال کرده‌اند حال آن‌که از نظر نجومی امکان‌ مشاهده آن هلال وجود نداشت. همین گزارش‌های نادرست در برخی از کشورها (مانند عربستان) موجب اعلام اول ماه شده و به تبع آن، برخی کشورهای دیگر مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس یا حتی کشورهای واقع در شرق ایران مانند افغانستان، اول ماه را اعلام کرده‌اند. اما خوشبختانه در کشور ما، در سال‌های اخیر گروه‌های باتجربه به استهلال می‌پردازند و گزارش‌های آن‌ها مورد بررسی دقیق قرار می‌گیرد.

اختلاف فتوا در مورد رویت هلال ماه، بحث دیگری است که می‌تواند موجب اختلاف شود. برخی از مراجع رویت با چشم مسلح را قبول دارند و برخی دیگر اعتقاد به رویت با چشم غیرمسلح دارند. مهم اینجاست که وجود این اختلاف‌ها به هیچ وجه به معنی اشکال در تقویم ما نیست. ایرانیان همواره در زمینه نجوم پیشرو بوده‌اند و تقویم هجری شمسی و هجری قمری ایران یکی از دقیق‌ترین تقویم‌ها است.

* کارشناس ارشد مرکز تقویم موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران

منبع: خبرآنلاین


آشنایی با CCD و CMOS

آشنایی با CCD و CMOS

CCD قلب دوربین های دیجیتال بوده و جای شاتر و هم فیلم را در دوربین های معمولی می گیرد. ظهور این تکنولوژی به سال 1960، زمانی که تلاش برای تولید حافظه های ارزان و در مقیاس بالا در حال انجام بود بر می‌گردد. در ابتدا استفاده از این تکنولوژی برای گرفتن تصویر به مخیله دانشمندانی که بر روی آن کار می کردند نیز خطور نمی کرد.
در سال 1969، Willard Boyle و George Smith از CCD برای نگهداری اطلاعات استفاده کردند. اولین CCD مربوط به تصویر برداری به فرمت 100 * 100 پیکسل، در سال 1974 توسط شرکت Faichild Electronics تولید گردید. در سال‌ بعد این وسیله در دوربین های تلویزیونی برای رسانه های تجاری و بعدا در تلسکوپ ها و وسایل تصویر برداری پزشکی مورد استفاده قرار گرفت. مدتها پس از این زمان بود که CCD
در دوربین های دیجیتالی مورد استفاده عموم به فروشگاههای خیابانی راه پیدا نماید.
این وسیله نظیر چشم انسان ولی بصورت الکترونیکی کار می‌نماید. هر CCD
از میلیونها سلول بنام فتوسایت یا فتودیود تشکیل شده است. این نقاط در واقع سنسورهای حساس به نوری هستند که اطلاعات نوری را به یک شارژ الکتریکی تبدیل می‌نمایند. وقتی اجزای نور که فتون نامیده می شود وارد بدنه سیلیکون فتوسایت می شود، انرژی کافی برای آزادسازی الکترونهایی که با بار منفی شارژ شده اند ایجاد می‌ گردد. هر چه نور بیشتری وارد فتوسایت شود، الکترونهای بیشتری آزاد می شود. هر فتوسایت دارای یک اتصال الکتریکی می باشد که وقتی ولتاژی به آن اعمال می شود، سیلیکون زیر آن پذیرای الکترونهای آزاد شده می شود و همانند یک خازن برای آن عمل می کند. بنابر این هر فتوسایت دارای یک شارژ ویژه خود می باشد که هر چه بیشتر باشد، پیکسل روشنتری را ایجاد می کند.
مرحله بعدی در این فرآیند بازخوانی و ثبت اطلاعات موجود در این نقاط است. وقتی که شارژ به این نقاط وارد و خارج می شود، اطلاعات درون آنها حذف می شود و از آنجایی که شارژ هر ردیف با ردیف دیگر کوپل می شود، مثل اینست که اطلاعات هر ردیف پشت ردیف قبلی چیده شود. سپس سیگنال ها در حد امکان بدون نویز وارد تقویت کننده شده و سپس وارد ADC
می شوند.
فتوسایت های روی یک CCD فقط به نور حساسیت نشان می دهند، نه به رنگ. رنگ با استفاده از فیلترهای قرمز – سبز و آبی که روی هر پیکسل گذارده شده است شناسایی می شود. برای اینکه CCD از چشم انسان تقلید کند، نسبت فیلترهای سبز دو برابر فیلترهای قرمز و آبی است. این بخاطر اینست که چشم انسان به رنگهای زرد و سبز حساس تر است. چون هر پیکسل تنها یک رنگ را شناسایی می کند، رنگ واقعی (True Color) با استفاده از متوسط گیری شدت نور اطراف پیکسل که به میان یابی رنگ مشهور است، ایجاد می شود.

 

آشنائی با CMOS

در سال 1998 سنسورهای CMOS بعنوان تکنولوژی ثبت تصویر جایگزین برای CCD ابداع گردید. تکنولوژی مورد استفاده در ساخت CMOS همان تکنولوژی است که در سراسر جهان برای ساخت میلیونها ریزپردازنده و حافظه مورد استفاده قرار می گیرد. از آنجا که روی این تکنولوژی کار زیادی صورت گرفته و تولید آن در حجم انبوه می باشد، ساخت چیپ های CMOS نسبت به CCD ارزانتر در می آید. دیگر مزیت این سنسورها نسبت به CCD اینست که توان مصرفی آنها پایینتر می باشد. بعلاوه، در حالی که CCD تنها برای ثبت شدت نوری که بر روی هر یک از صدها هزار نقاط نمونه برداری می افتد کاربرد دارد، می توان از CMOS برای منظورهای دیگر، نظیر تبدیل آنالوگ به دیجیتال، پردازش سیگنال های لود شده، تنظیم رنگ سفید (white Balance) ، و کنترل های دوربین و ... استفاده نمود. همچنین می توان تراکم نقاط و عمق بیتی تصویر را به راحتی بدون افزایش بیش از اندازه قیمت، بالا برد.
بخاطر این مزیتها و سایر مزایا، بسیاری از تحلیل گران صنایع اعتقاد دارند که نهایتا تمام دوربین های معمولی دیجیتال از CMOS استفاده خواهند نمود و CCD فقط در دوربینهای حرفه ای و گرانقیمت بکار خواهد رفت. در این تکنولوژی مشکلاتی از قبیل تصاویر دارای نویز و عدم توانایی در گرفتن عکس از موضوعات متحرک وجود دارد که امروزه با رفع این مشکلات، CMOS در حال رسیدن به برابری با CCD می باشد. (این تکنولوژی تا جایی پیش رفته که هم اکنون در قویترین دوربین حرفه ای Canon بنام EOS-1Ds با بیش از 11 مگاپیکسل وضوح از این سنسور استفاده شده است

تا بحال سنسورهای تصویر CMOS با استفاده از تکنولوژی 0.35 تا 0.5 میکرونی ساخته شده اند و چشم انداز آینده آن استفاده از تکنولوژی 0.25 میکرون می باشد. سنسور Faveon با 16.8 مگاپیکسل (یعنی قدرت ایجاد تصاویری با وضوح 4096*4096 پیکسل) اولین سنسوری است که با استفاده از تکنولوژی 0.18 میکرون ساخته شده است و یک پرش بزرگ را در صنعت ساخت سنسور تصویر CMOS ینام خود ثبت نموده است. استفاده از تکنولوژی 0.18 میکرون امکان استفاده از تعداد بیشتری از پیکسل ها را در فضای فیزیکی معین فراهم کرده و بنابر این سنسوری با وضوح بالاتر به دست می‌آید. ( لازم به ذکر است چون از لحاظ فیزیکی تصویر ایجاد شده توسط لنز تصویری پیوسته بوده و بدون هیچگونه نقطه و ناپیوستگی می باشد، هر چه بتوان پیکسلهای سنسور را کوچک تر نمود و تعداد بیشتری از آنها را در ناحیه تشکیل تصویر قرار داد، می توان عکسی با وضوح بالاتر و نزدیکتر به تصویرحقیقی گرفت – مولف) ترانزیستورهای ساخته شده با استفاده از تکنولوژی 0.18 میکرون کوچکتر بوده و فضای زیادی از ناحیه سنسور را اشغال نمی کنند که می توان از این فضا برای تشخیص نور استفاده نمود. این فضا بطور کارآمدی، امکان طراحی سنسوری را که دارای پیکسل های هوشمندتری بوده، و در حین عکس برداری تواناییهای جدیدی را بدون قربانی کردن حساسیت نوری به دوربین می دهد، فراهم می کند.
با استفاده از این تکنولوژی 70 میلیون ترانزیستور و 4096*4096 سنسور، فقط در فضایی برابر با 22mm*22mm قرار داده می شود و سرعت ISO آن برابر با 100 بوده و محدوده دینامیکی آن 10 استپ است!! انتظار میرود، بعد از 18 ماه از تولید این سنسور استفاده از آن در وسایل حرفه ای نظیر اسکنرها، وسایل تصویری پزشکی ، اسکن پرونده ه و آرشیو موزه ها شروع شود. در آینده ای طولانی تر، انتظار می رود که این تکنولوژی بطور وسیعی در وسایل معمولی موجود در بازار استفاده گردد.

 

 دقت سنسور دوربین

در مورد دقت سنسور به ساده ترین حالت می توان گفت که این کمیت معرف دقت تفکیک دوربین است که این دقت تابعی از چگالی سنسورهای موجود در چشمی دوربین است. این کمیت را بر حسب مگاپیکسل در اینچ می سنجند. فرض کنید یک پیکسل از یک سنسور تشکیل شده باشد (که البته در مورد سنسور های CMOS این طور نیست و بیش از یک سنسور در یک پیکسل وجود دارد)، آنگاه اگر دوربین ما یک دوربین 1 مگاپیکسل باشد یعنی یک میلیون سنسور از یک اینچ از فضای عکسبرداری نمونه می گیرند. دقت دوربین های معمولی (غیر دیجیتال) در حدود 23 مگاپیکسل است که بد نیست این مسئله را برای مقایسه بدانیم.

هرچه مگاپیکسل یک دوربین بالاتر باشد قدرت تفکیک آن دوربین بالاتر است یا به عبارتی عکس در ابعاد بالا کمتر نقطه-نقطه می شود و می توان آن را را در ابعاد بزرگتری پرینت گرفت. فکر می کنم دوربین های موجود در بازار، در حال حاضر از  8 مگا پیکسل تا 21 مگا پیکسل می باشند

 

مزیت های دوربین های دیجیتال

مزیت های دوربین های دیجیتال

مخابره: شاید مهم ترین و اصلی ترین دلیل تولید دوربین دیجیتال را بتوان مخابره نامید چرا که تولید آن پس از درخواست موسسات تحقیقات فضایی از تولید کنندگان تجهیزات عکاسی برای تصویری قابل مخابره جهت تحقیقات فضایی شکل گرفت

هزینه ی کمتر: به لحاظ اینکه در هر دوره عکاسی دیگر احتیاج به خرید، ظهور و چاپ فیلم نیست.

مقدار خطای کمتر: به علت پیش نمایش بهتر عکس و نشان دادن عکس در همان زمان می توان در صورت مشاهده ی خطایی فاحش عکس را مجدادا ثبت کرد در صورتی که در عکاسی آنالوگ پس از مرحله ی ظهور می توان چنین تشخیصی داد که معمولا دیر است

مقدار ریسک پایین: از بین رفتن یا افت کیفیت شدید فیلم به علت زمان، حرارت، و نور دیدگی، خطای ظهور، چاپ، تاریخ فیلم و ... طبیعتا حذف شده و جای خود را از لحاظ ریسک تنها به خطاهای الکترونیکی بسیار ناچیز می دهد.

نگهداری بهتر: امکان آرشیو میلیون ها عکس در یک فضای بسیار کم با ماندگاری بسیار طولانی تر

عکس برداری متوالی :در دوربین های آنالوگ به طور معمول بیشترین تعداد عکس برداری متوالی بیشتر از 36 عدد (به لحاظ تعداد کاست) نمی شد به غیر از مواردی خاص که گاهی تا 360 عدد اضافه می شد (با حجمی مزاحم ) ولی با زحمتی چندین برابر برای تعویض فیلم! در صورتی که در دوربین های جدید دیجیتال با فشار دادن دکمه شاتر می توان بیش از هزاران عکس را بدون توقف در یک کارت حافظه بسیار کوچک جا داد.


گردباد ویرانگر

گردباد: جریانی از هوا که خانه‌ها را متلاشی می‌کند

گردباد اخیر در ایالات متحده که چند صد کشته برجا گذاشت، قدرت ویرانگر جریان هوا را به بشر نشان داد. گردبادها به سرعت 480 کیلومتر در ساعت می‌توانند خانه‌ها را از جای کنده و به دوردست پرت کنند.

در اینفوگراف امروز با چگونگی تشکیل گردباد (Tornado) و مقیاس رده‌بندی شدت گردباد آشنا می‌شوید. برای مشاهده فایل پی.دی.اف اینفوگراف، اینجا را کلیک کنید.

گردباد : جریانی از هوا که خانه‌ها را متلاشی می‌کند

منبع: خبرآنلاین


مریخ

مریخ

 

مریخ سیاره سرخ

مریخ چهارمین سیاره منظومه شمسی و  آخرین سیاره سنگی است که بر گرد خورشید می چرخد. در طول تاریخ بشر همواره این سیاره در کانون توجهات نجومی بوده است. برای مثال بابلیان قدیم حرکات این نور قرمزسرگردان آسمان شب را دنبال کردند ونام nargel  یا  نام خدای جنگ را برآن گذاشتند.در همان زمان رومی ها بخاطر گرامیداشت خدای جنگشان اسم کنونی آنرا انتخاب کردند. یونانی ها نیز این سیاره را آرس که بیانگر خدای جنگ آنان است می نامیدند. این سیاره نزد کسانی که به آسمان می نگریستند مظهر جنگ و خون بود.

این سیاره در یک مدار بیضی شکل و با سرعتی حدود 1/24 کیلومتر در ثانیه  به دور خورشید می چرخد که اوج یا دورترین فاصله آن از خورشید  2۵۸ میلیون کیلومتر و در حضیض یانزدیکترین فاصله ۲۰۸ میلیون کیلومتر از خورشید فاصله می گیرد. ولی به طور متوسط 228 میلیون کیلومتر از خورشید فاصله دارد. این سیاره همسایه بعدی زمین است که گاهی به ما نزدیک می شود و به حدود ۵۸ میلیون کیلومتری ما می رسد و گاهی در آن سوی خورشید به فاصله ۴۰۳ میلیون کیلومتری از ما قرار می گیرد. از جهاتی هم شبیه زمین است و یک شبانه روز آن حدود۲۴   ساعت و۴۳  دقیقه  طول می کشد.اگر هرشب در یک ساعت خاص مریخ را رصد کنید حدود ۳۳ شب وقت لازم است تا بتوانید کل سیاره را رصد کنید. محور گردش آن نسبت به خط عمود حدود 24 درجه است. هر یک سال آن معادل 2 سال (687 روز) زمینی است و قطر آن حدود 6794 کیلومتر است (جالب است بدانید مساحت مریخ با مساحت خشکیهای زمین تقریبا برابر است.) به علت دوری از خورشید حداقل دمای آن به 100 درجه زیر صفر و حداکثر آن به 27 درجه سانتیگراد می رسد.

سرعت گریز از سطح آن 5 کیلومتر بر ثانیه است. جو آن 200 مرتبه از جو زمین رقیق تر است و فشار این جو رقیق حدود پنج میلی بار است(فشار جو زمین بیش از 1000 میلی بار است).هسته سیاره بصورت ترکیبی از آهن وسیلیسیم وجنس جبه نیز از سیلیسیم می باشد.

بهترین زمان رصد مریخ زمانی است که با زمین در حالت مقابله باشد در این وضعیت فاصله بین دو جرم به حداقل رسیده ومی توان عوارض سطحی سیاره را با تلسکوپهای آماتوری نیز مشاهده کرد.این وضعیت هر ۲۶ ماه یکبار تکرار می شود و۳ ماه قبل و۳ ماه بعد ازاین تاریخ است که  سیاره ارزش رصد کردن پیدا می کند ودر بقیه روزها اندازه آن بسیارکوچک است.

البته با توجه به بیضوی بودن مدار دو سیاره زمین و مریخ در هر مقابله فاصله بین دو جرم متفاوت است بنابراین بعضی از مقابله ها از بقیه باارزش تر هستند.در ضمن بدلیل همین بیضی بودن مداری در چرخش بدور خورشید حداقل فاصله بین دو سیاره معمولا" چند روز قبل یا بعد از مقابله رخ می دهد.

حرکت رجعی(بازگشتی):

در حالیکه زمین به حالت مقابله با این سیاره می رسد(مانند بقیه سیارات بیرونی ) وبعد از عبور از آن حالت به نظر می رسد که این سیاره حرکت عادی به سمت شرق خود در زمینه ستارگان  را متوقف کرده وبه سمت غرب برمی گردد بعد از مدتی دوباره متوقف شده وحرکت عادی خود به سمت شرق را آغاز می کند.این حرکت ویژه سیارات بیرونی ناشی از این است که زمین در مدار دور خورشید سریعتر از آنها حرکت می کند.در حالیکه زمین از آنها سبقت می گیرد به نظر می رسد که مانند اتومبیلی در اتوبان از زمین عقب می مانند وبه عقب بر می گردند ولی بعد از اینکه فاصه زمین با آنها بیشتر شد (برای مثال بعد از گذشت دو ماه ) به نظر می رسد که حرکت عادی خود را آغاز می کنند.

 

 ترکیبات جوی:

در جو آن گازهای دی اکسید کربن (با درصد۳/۹۵ )، اکسیژن (با درصد ۱۵/۰ )، نیتروژن با درصد۷/۲و کمی بخار آب(با درصد ۰۳/۰ ) و گازهای بی اثر(مانند آرگون با درصد ۶/۱ )وجود دارد.

مهمترین عوارض سطحی:

مریخ دارای کوه آتشفشانی عظیم الجثه ای است که المپیوس(Olympus Mons ) نام دارد. این کوه بزرگترین کوه آتشفشانی در منظومه شمسی است. وسعت المپیوس در حدود 600 کیلومتر،ارتفاع آن از دشتهای مجاور24 کیلومتر و قطر دهانه آتشفشانی آن ۸0 کیلومتر است.علاوه بر این دره ای با طول ۴۰۰۰ کیلومتر وعمق ۷ کیلومتر بانام Valles Marineris و دهانه ای برخوردی بزرگ با قطر۲۰۰۰ وعمق ۶ کیلومتر با نام Hellas Planitiaدر سطح مریخ وجود دارد.

وجود جو٬ کلاهک های قطبی٬ تغییرات اشکال روشنایی وتاریکی ها بر سطح آن وبطور کلی داستان معروف کانالهای مریخی باعث شد تعداد زیادی از منجمان ودانشمندان آنرا سیاره ای مانند زمین بپندارند وحتی زندگی موجوداتی مانند انسان را بر سطح آن جاری می دانستند.بعد از گذشت حدود سه دهه٬ فضاپیماهای روباتیک٬ مدار گردها ٬مریخ نورد ها تمام این نظرات را باطل اعلام کرده اند.

نامگذاری عوارض سطحی :

همانطور که می دانید روشنایی یک جسم بازتاب کننده نوری، آلبدو یا ضریب بازتاب و نواحی تاریک وروشن سطحی اجرام نیز عوارض آلبدویی نامیده می شوند.بکمک فضاپیماها ودیگر ماهواره های مخصوص نقشه برداری از مریخ مشخص شده که در مریخ بعضی از این عوارض٬ نواحی توپوگرافیکی نیستند فقط ناشی از اختلاف رنگ میان نواحی مجاور ناشی از اختلاف مواد تشکیل دهنده سطحی هستند.در حالیکه نواحی ای نیز وجود دارند که ناشی از عوارض طبیعی سیاره هستند.

بنابراین این سیاره دارای دو نوع نقشه با نامگذاریهای متفاوت است آنهایی که بر اساس عوارض مشاهده شده از زمین تعریف شده اند وآنهایی که بر اساس نقشه برداریهای دقیق از نزدیک تهیه شده اند.بر این اساس عوارضی  وجوددارند که دارای دو نام قدیمی وجدید می باشند .برای مثال دریای  Mare Sirenum  به Terra Sirenum  به معنای سرزمین Sirens  تغییر نام داده است. بسیاری از رصد کنندگان مریخ هنوز تمایل دارند از نامگذاریهای قدیمی استفاده کنند چراکه این نامهاهستند که بیانگر ظاهرعوارض قابل مشاهده از روی زمین هستند .

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره نامگذاری عوارض سطحی به آدرس زیر مراجعه نمایید:

http://planetarynames.wr.usgs.gov/jsp/SystemSearch2.jsp?System=Mars

ابرهای مریخی:

ابرهای مریخ عموما" از غبار٬ مه٬ شبنم ودیگر ذرات تشکیل شده ودارای رنگهای متفاوتی هستند.

1-ابرهای سفید: این ابرها بیشتردر نواحی میانه واستوایی بویژه بین فصلهای بهار وپاییز دیده می شوند.این ابرها پدیده ای روزانه هستند در اول صبح تشکیل شده وبا افزایش دما در میانه روز ازبین می روند.این ابرها در نیمکره ای که پوشش قطبی آن در حال ذوب شدن است بیشتر به چشم می خورند.

2-ابرهای سفید –آبی :این ابرها معمولا" باابرهای سفید شکل می گیرند والبته بعضی مواقع تشخیص آنها مشکل است.عقیده بر این است که این ابرها در ارتفاع های پایین جو سیاره شکل می گیرندواحتمالا" مه وشبنم سطحی هستند.

3- ابرهای زرد رنگ: این ابرها معمولا" زمانی که سیاره در حضیض مداری یعنی زمانی که با خورشید کمترین فاصله را دارد وگرمای خورشید موجب صعود بادهایی که ذرات غبار سطحی را به همراه دارند میشود بوجود می آیند. در حالیکه این ابرها کوچک وبا عمر کم هستند در بعضی موارد حتی می توانند کل سطح سیاره را دربر بگیرند .این ابرها معمولا در نواحی Hellas Planitia   و Serpentis Mare شکل می گیرند٬البته می توان انتظار شکل گیری آنها را در نواحی  Chryse٬Solis Lacus ٬ Lsidis Regio   و Aeria  داشت.

4-ابرهای دابلیو شکل: این ابرها با نواحی آتشفشانی سیاره مانند Olympus Mons ٬Pavonis Mons ٬ Ascraeus Mons  و Arsia Mons  همراه هستند معمولا" بزرگ بوده وسریع حرکت می کنند.

طوفانهای غباری:

 این طوفانها در هرزمانی می توانند رخ دهند اما در زمانی که مریخ در حضیض مداری باشد وگرمای خورشید موجب وقوع بادهای سریع السیرسطحی می شود بیشتر رخ می دهند. این طوفانها می توانند مقطعی بوده ویا کل سیاره را دربربگیرند وموجب ناپدید شدن عوارض سطحی سیاره از دید زمینیان شوند.گفتنی است برای مشاهده عورض سطحی سیاره مناسب است که از فیلترهای ویژه رصد مریخ استفاده نمود.

قطبهای مریخ

در سال 1666 میلادی جیووانی دومینیکو کاسینی ستاره شناس ایتالیایی و متصدی رصدخانه لویی چهاردهم در پاریس نواحی سفید رنگی را در قطبهای مریخ کشف کرد. بعد ها مشاهدات ویلیام هرشل این کشف را تایید کرد و مشخص شد که نواحی سفید رنگ در واقع پوششهای قطبی مریخ اند. این پوششها درست همانند پوششهای یخی زمین رشد می کنند و طی یک سال مریخی به تدریج تحلیل می روند. هرشل تصور می کرد که ساکنان مریخ در شرایطی نظیر شرایط حاکم بر زمین با چهار فصل و روزهایی تقریبا" برابر با روزهای زمین زندگی می کنند. پوشش یخی قطب جنوب مریخ بزرگتر از پوشش قطب شمالی است اما گهگاهی تغییراتی نیز دارد و گاهی به دو یا چند قسمت جداگانه تقسیم می شود علاوه بر این می تواند در فصل بهار حتی ناپدید شود..دربعضی از مقابله های مریخ با زمین بعلت زاویه کشیدگی محور آن، قطب جنوب مریخ بخوبی آشکار است.تغییرات قطب شمال مریخ کمتر ازقطب جنوب است البته تغییرات آن مانند قطب جنوب قابل پیش بینی نیست بهمین دلیل رصد آن جذاب تر است.در بعضی از روزها بویژه در فصل پاییز مریخی بر فراز قطب شمال مریخ چیزی شبیه آب یا مه تشکیل شده وناپدید می شود.بزرگ شدن پوشش قطب شمال با افزایش مه رابطه مستقیم دارد.

طیف سنج مادون قرمز   مارینر9 مشخص کرد که دمای سیاره مریخ در استوا حداکثر17 درجه سانتیگراد و در نواحی قطبی حداقل 120 درجه سانتیگراد زیر صفر است. هنگامی که سیاره در نقطه اوج مداری خود قرار دارد در نیمکره جنوبی زمستان است که سردتر از زمستان نیمکره شمالی است. پوشش یخی زمستانی در جنوب می تواند تا عرض جغرافیایی 55 درجه جنوبی امتداد یابد. هنگامی که سیاره به خورشید نزدیک می شود نواحی شمالی زمستان گرمتری دارند. در این صورت پوشش یخی زمستانی فقط می تواند تا عرض جغرافیایی 65 درجه شمالی برسد. در تابستان زمانی که با افزایش دما دی اکسید کربن منجمد(یخ خشک) به بخار تبدیل می شود پوششهای یخی نیز ذوب می شوند. دانشمندان معتقدند که یخهای قطب جنوب از دی اکسید کربن تشکیل شده اند. این یخها بر خلاف دی اکسید کربن برفکی که پایداری کمی دارد دیر ذوب می شوند. قطر پوشش قطب جنوب در اوج گرمای تابستان نیمکره جنوبی به 300 کیلومتر می رسد. قطر پوشش قطب شمال خیلی بیشتر است و هرگز کمتر از هزار کیلومتر نمی شود. دماهای اندازه گیری شده در قطب شمال نشان می دهد که پوشش یخی تابستانی باید از آب یخ زده تشکیل شده باشد. زیرا در این زمان دما از نقطه انجماد یخ خشک بالاتر است. به علاوه تجمع بخار آب بر روی پوشش یخی نیمکره شمالی به هنگام تابستان نشان می دهد که در این منطقه آب یخ زده وجود دارد.

قمرهای مریخ

در سال 1877 میلادی هنگامی که شیپارلی به دقت در حال ترسیم کانالها بر روی نقشه هایش بود یک ستاره شناس آمریکایی به نام آسف هال نیز در حال مشاهده مریخ بود. او از نوعی تلسکوپ انعکاسی جدید 66 سانتیمتری واقع در رصدخانه نیروی دریایی ایالات متحده در شهر واشنگتن استفاده می کرد.ستاره شناسان سالها به دنبال قمرهای مریخ بودند. یوهان کپلر در قرن هفدهم میلادی اعلام کرده بود که مریخ باید دو قمر داشته باشد. او معتقد بود که در ورای منظومه شمسی یک الگوی ریاضی نهفته است. طبق این الگو تعداد قمرهای سیاراتی که پس از زمین قرار دارند باید افزایش یابد. به این ترتیب که تعداد آنها هر دفعه باید دو برابر شود. با توجه به این که زمین دارای یک قمر است و در زمان کپلر تصور می شد که سیاره مشتری چهار قمر دارد بنابراین طبق ریاضیات حاکم بر این تئوری مریخ باید دو قمر داشته باشد.

آسف هال در ابتدای اوت 1877 میلادی مشاهدات طاقت فرسایی را برای یافتن اقمار مریخ آغاز کرد. در آن زمان نزدیکی مریخ به زمین مشکلاتی را ایجاد می کرد. مریخ آنقدر نزدیک بود که به هنگام مشاهده آن توسط تلسکوپ درخشندگی قابل توجهش اشکالاتی را در رصد این سیاره ایجاد می کرد. هال در یازدهم اوت متقاعد شد که چیزی نمی تواند بیابد. ولی همسرش به او اصرار کرد که بار دیگر نگاه کند. بالاخره در آن شب او متوجه چیزی شد. آن جرم آسمانی خیلی کوچک بود ولی قطعا" وجود داشت. بعد از مدتی آسمان ابری شد.

در شانزدهم اوت آسمان دوباره صاف شد و هال توانست قمر مریخ را به وضوح مشاهده کند. در روز هفدهم اوت هال با پیدا کردن قمر دوم مریخ به هیجان آمد. به این ترتیب نظریه دو برابر شدن اقمار درست به نظر می رسید. دانشمندان همچنان تصور می کردند که سیاره مشتری دارای چهار قمر و سیاره زحل دارای هشت قمر است. اما آنها در سال 1892 میلادی قمر پنجم مشتری و در سال 1898 میلادی قمر نهم سیاره زحل را کشف کردند. اکنون آشکار شده بود که تعداد اقمار سیارات مطابق نظر کپلر نیست.

آسف هال اقمار مریخ را به صورت نقاطی نورانی و متحرک مشاهده کرد. ولی تصاویری که در سال 1969 میلادی توسط فضاپیمای مارینر و در سال 1975 توسط وایکینگ ارسال شد نشان داد که اقمار دوقلوی مریخ ظاهری بسیار ناهنجار و بی قاعده دارند. هال این اقمار را به افتخار اسبهای کالسکه خدای جنگ در افسانه یونان فوبوس (به معنای خدای ترس) و دیموس (به معنای خدای وحشت) نامید.

آسف هال نتوانست اندازه اقمار مریخ را تعیین کند. اما مشاهدات بعدی نشان داد که طول قمر بزرگتر مریخ یعنی فوبوس تقریبا" 27 کیلومتر است. فوبوس خیلی به مریخ نزدیک است و دریک مدار دایره ای شکل و به  فاصله 9380 کیلومتری آن قرار دارد. نزدیکی زیاد باعث می شود که این قمر با سرعت زیادی حول مریخ بچرخد. به طوری که هر چرخش کامل آن 7 ساعت و 51 دقیقه طول می کشد.

دیموس هم مانند فوبوس دارای یک مدار دایره ای شکل است ولی در فاصله 23500 کیلومتری مریخ قرار دارد. طول دیموس در حدود 15 کیلومتر است و 31 ساعت و 5 دقیقه طول می کشد تا یکبار به دور مریخ بچرخد.فوبوس و دیموس هر دو خاکستری رنگند و به خاطر وجود دهانه های آتشفشانی شبیه شهاب سنگهای آبله گون اند. این دو قمر هم مانند قمر زمین بدلیل پدیده قفل شدگی گرانشی همیشه یک روی خود را به مریخ نشان می دهند.

شهاب سنگهای مریخی

عقیده بر این است که حداقل۳۴ شهاب سنگ غیر عادی کشف شده بر سطح زمین که با نام شهابسنگهای SNC هم شناخته می شوند ،در واقع تکه هایی از مریخ بوده اند که بر اثر برخوردهای شدید  سنگی یا شهابی از سیاره قرمز جدا شده ودر دام جاذبه زمین گیر افتاده اند این عقیده باوجود شهابسنگهایی که بهمین طریق از سطح ماه به سطح زمین آمده اند تقویت شده است.یک نمونه از شهابسنگهای مریخی شهاب سنگ معروف ALH 84001  با عمری بیش از چهارونیم میلیارد سال می باشد .در تابستان 1996 یک تیم پژوهشی ناسا در مرکز فضایی جانسون اعلام کردند که شواهدی از وجود حیات ابتدایی در این سنگ یافته اند.کارشناسان این تیم عقیده داشتند اولین مولکولهای ارگانیک واصلی که به نظر می رسید دارای منشاء مریخی باشند٬ چندین ترکیب معدنی که از ویژگیهای فعالیت زیستی بوده واحتمالا" میکروفسیل ها(فسیل هایی بسیار ریز) از ساختار باکتری شکل اولیه را درون سنگ مریخی یافته اند.نتایج کار این گروه هنوز بطور قطعی اثبات نشده است.سن این شهابسنگها کمتر از 2 میلیارد سال تخمین زده شده است.ترکیب ساختمانی آنها نشاندهنده این است که در جریانات بازالتی مواد مذاب یا lava  ودر نتیجه فعالیت آتش فشانی شکل گرفته اند.این شهاب سنگها در سه گروه با نامهای شرگوتیت(Sherogottites) ناخلایت وچاسییگنی(Chassigny)یا SNC .کشف گاز حبس شده درون این شهابسنگها یکی از نشانها های مریخی بودن آنها به حساب می آید.ترکیب ایزوتوپیک این سنگها تشابه بسیار زیادی با ترکیب جو مریخ دارد.

کاوش های مریخی

بین سالهای 1963 تا 1974 میلادی کاوشگرهای بسیاری از طرف روسها و آمریکایی ها به سوی سیاره مریخ فرستاده شدند و تعدادی از این کاوشگرها در انجام ماموریت خود ناکام ماندند و تعدادی دیگر توانستند  ماموریت خود را با موفقیت انجام دهند.

در بیستم اوت سال 1975 میلادی فضاپیمای وایکینگ 1 که توسط ایالات متحده آمریکا طراحی و ساخته شده بود به فضا پرتاب شد. نخستین هدف این فضاپیما کشف حیات در سطح سیاره مریخ بود.

به دنبال آن فضاپیمای وایکینگ 2 در نهم سپتامبر همان سال به فضا پرتاب شد. این دو فضاپیما تقریبا" یک سال بعد به مریخ رسیدند و تا زمان انتخاب یک محل مناسب برای فرود در مداری در اطراف مریخ قرار گرفتند. این دو فضاپیما هنگامی که در جستجوی یک محل مناسب برای فرود بودند عکسهایی را به زمین ارسال کردند.

یک ماه پس از ورود به مدار مریخ بالاخره یک محل فرود مناسب برای فضاپیمای وایکینگ 1 انتخاب شد. مریخ نشین فضاپیمای وایکینگ 1 تقریبا" 10 دقیقه پس از ورود به جو مریخ به آرامی فرود آمد. محل فرود در 4/24 درجه شمال قطب مریخ واقع شده بود. 45 روز بعد وایکینگ 2 در آن سوی سیاره 7500 کیلومتر دورتر از وایکینگ 1 در 9/47 درجه شمالی به آرامی فرود آمد. هنگامی که مریخ نشینها از فضاپیما های خود جدا شدند ابتدا سرعت آنها توسط هشت موتور از مدار خارج کننده راکت کند شد. در این مدت یک محافظ حرارتی کپسول را در مقابل اصطکاک ناشی از ورود به جو مریخ محافظت می کرد. هنگامی که سرعت فرود از 16 هزار کیلومتر بر ساعت به حدود هزار کیلومتر بر ساعت کاهش یافت یک چتر باز شد. در ارتفاع هزار متری چتر دور انداخته شد و یک سری هشت تایی از موتورهای راکت مریخ نشین سرعت فرود را باز هم کاهش دادند. در این لحظه سرعت فرود هر یک از مریخ نشینها فقط 8/8 کیلومتر بر ساعت بود.
هر دو مریخ نشین به دوربینهایی با قابلیت عکاسی پی در پی ،بیلهای مکانیکی و دستگاههایی جهت آنالیز شیمیایی و زیست شناسی نمونه های برداشته شده از سطح مریخ مجهز بودند. آنها تصاویر مربوط به طبیعت متروکه ،عوارض صخره ای و مناطق تپه شنی حاصل از وزش بادهای مریخی اطراف محل فرود وایکینگ 1 را به زمین ارسال کردند. اما آنها در انجام ماموریت اصلی خود که کشف حیات در سطح این سیاره بود ناکام ماندند.

پروژه وایکینگها بعنوان اولین وسایل ساخته دست بشر برای فرود آرام بر سطح یک سیاره  به حساب می آمدند.زمان مفید کاری چهار فضاپیمای وایکینگ از 90 روز پیش بینی شده فراتر رفت.نتایج نسبتا" مفیدی از عملیات آنها بدست آمد ونهایتا" ناسا پایان پروژه را در تاریخ 21 می 1983 اعلام کرد.

بعنوان نتایج این پروژه میان سیاره ای اعلام شد که تغییرات دمایی جو سیاره بسیار کم است بعنوان مثال بالاترین دمای ثبت شده توسط  هردو مریخ نشین 21- درجه سانتیگراد وپایین ترین دما نیز 124- درجه سانتی گراد گزارش شد.نتایج بدست آمده ازاین پروژه همچنین نشان میدادند که جو سیاره بطور عمده ای از گازکربنیک تشکیل شده است.نیتروژن آرگون اکسیژن ودر حدی ناچیز نئون٬ زنون وکریپتون نیز وجود دارد.جو سیاره شامل مقادیری اندک آب هم می باشد که مقدار آن تنها به یک هزارم مقدار آب در جو زمین می رسد.حتی این مقادیر ناچیز هم می تواند متراکم شده و ابرهایی را بر فراز جو تشکیل دهد وحتی می تواند موجب تشکیل مه صبحگاهی شود.هم چنین شواهد نشان می دادند که سیاره در گذشته جو چگال تری داشته که باعث جریان یافتن آب مایع بر سطح آن شده است.عوارضی فیزیکی شبیه به بستر رودخانه ها تنگه ها وخطوط ساحلی دریاها اشاره به وجود رودخانه هایی بزرگ وحتی دریاهایی داشته است.

 

موج جدید کشفیات مربوط به این سیاره از سال 1996 آغاز شد .در این سال ناسا ماموریت نقشه بردار مریخ(Mars Global Surveyor) را از ایستگاه نیروی هوایی کیپ کاناورال در فلوریدا آغاز کرد.این فضاپیما در 12 سپتامبر سال 1997 به سیاره رسید.بعد از گذشت 1.5 سال تصحیحات مداری از مداری بیضی کشیده به مداری دایروی٬ ماموریت نقشه برداری خود را در مارس 1999 شروع کرد.با استفاده از یک دوربین فوق حساس سیاره را از ارتفاع پایین در یک مدار قطبی که یک سال مریخی( که در حدود دو سال زمینی است) طول کشید نقشه برداری نمود.این فضاپیما بعد از ارسال حجم بسیار زیاد اطلاعات در باره سطح و جو سیاره در سال 2001 فعالیتش را به پایان رساند.

ناسا در سال 1996 فضاپیمایی دیگر را نیز با نام Mars Path Finder  به معنای راهیاب مریخ به سوی آن ارسال کرد.هدف از ارسال آن آزمایش روبات های مجهز مریخ نورد  ارزان قیمت با فناوری بالا بود.راهیاب مریخ طی یک فرود غلطشی وبا استفاده از کیسه های هوایی جهت فرود بر سطح سیاره نشست تصاویری دقیق از محل فرود خود ارسال نمود وتوانست تحلیل های شیمیایی مفیدی را از نزدیکترین سنگها ولایه های محل فرود انجام دهد.نتایج این پروژه نشان میدادند که مریخ زمانی گرم ومرطوب بوده است.اکنون این سئوال مطرح شده بود که آیا در گذشته با وجود آب بر سطح آن وجو غلیظ تر زندگی می توانسته بوجود بیاید یا خیر؟

در 11 دسامبرسال 1998 ناسا یک مدار نورد(Mars Climate Orbiter) با هدف مطالعات  آب وهوا شناسی مریخ روانه آن کرد.این مدار نورد به تحقیقات آب وهوایی میان سیاره ای وبه جمع آوری اطلاعاتی جهت ارسال مریخ نشین قطبی (Mars Polar Lander) پرداخت.این مدار نورد طی یک شیرجه به نواحی غلیظ جو مریخ آتش گرفته ونابود شد.

مریخ نشین قطبی هم در سال 1999 توسط یک موشک دلتا 2 به سمت مریخ پرتاب شد.برنامه ریزی شده بود که در این پروژه یک روبات سطح نشین در منطقه ای قطبی در جنوب سیاره فرود بیاید به همراه آن دو کاوشگر عمقی بانام deep space 2 وجود داشت.متاسفانه در تاریخ 3 دسامبر به سیاره رسید وبطور مرموزی گم شد.

بدنبال آن ناسا  فضاپیمای اودیسه مریخ(Mars Odyssey) را در 7 آوریل 2001 به سیاره قرمز فرستاد.وسایلی با هدف مطالعه سطح سیاره  کشف آب ومحیط یونیده اطراف سیاره در مدار نورد نصب شده بود.اودیسه در تاریخ 24 اکتبر سال 2001 به سیاره رسید ودر مدار مناسب قرار گرفت.با کمک پدیده ترمز هوایی توانست در مداری نزدیک دایروی حول قطبی قرار بگیرد.از ژانویه سال 2002 به اندازه گیری های علمی پرداخت.کار اصلی آن در اواخر تابستان 2004 ادامه یافت از آن به بعدتا تاریخ اکتبر سال 2005 از آن به عنوان یک ماهواره مخابراتی رله ای جهت ارسال اطلاعات از مریخ نورد تحقیقاتی مریخ یا Mars Exploration Rover به زمین استفاده شد.

در تابستان سال 2003 ناسا دو مریخ نورد مشابه به سطح مریخ فرستاد.اسپریت (MER-A) در دهم ژوئن سال 2003 توسط یک موشک دلتا 2 از پایگاه هوایی کیپ کاناورال به فضاپرتاب شد ودر تاریخ 4 ژانویه 2004 با موفقیت بر سطح مریخ فرود آمد.آپورجونیتی یا مریخ نورد فرصت (Opportunity)یا MER-B  را در 7 ژولای 2003 توسط موشک دلتا 2 به فضاپرتاب شد ودر تاریخ 25 ژانویه سال 2004 بر سطح آن فرود آمد.هردو آنها با استفاده از نتایج آزمایشات موفق رهیاب مریخ در استفاده از کیسه های هوایی جهت فرود در سطح فرود آمدند.

در سال 2003 ناسا در پروژه ای با نام مارس اکسپرس (Mars Express) با همکاری با آژانس فضایی اروپا وآژانس فضایی ایتالیا فضاپیمایی را روانه سیاره کرد که در دسامبر همان سال به مریخ رسید وشروع به اندازه گیری های جوی وسطحی سیاره از یک مدار قطبی نمود.این فضاپیما شامل یک سطح نشین کوچک با نام بیگل دو بود (بیگل نام کشتی تحقیقاتی چارلز داروین بود که با آن به تحقیقات گسترده ای دست زد.)متاسفانه پس از فرود بیگل دو بر سطح مریخ آژانس فضایی اروپا نتوانست با آن ارتباط برقرار کند واز دست رفت.علیرغم آن مارس اکسپرس توانست با موفقیت به کارهای در نظر گرفته شده بپردازد.

در تاریخ 12 اوت سال 2005 ناسا یک فضاپیمای جدید ودقیق را با نام Mars Reconnaissance Orbiter(MRO) را راهی سیاره کرد.هدف آن بررسی دقیق تر مناطقی بود که توسط نقشه بردار کره مریخ و اودیسه 2001 انتخاب شده بودند.دقت عکسبرداری آن به 0.2 تا 0.3 متر می رسید.احتمالا" از سال 2009 ناسا برنامه ای گسترده را برای ایجاد آزمایشگاههایی دائمی بر سطح مریخ شروع خواهد نمود.در این برنامه انواع مریخ نورد های جدید کاوشگرهای عمقی روباتهای هوشمند و.... مورد آزمایش قرار خواهند گرفت.

ناسا در نظر دارد از سال 2014 برنامه ساخت وبررسی فضاپیماهای قابل برگشت از مریخ را نیز آغاز کند.


اگر به درون زمین سقوط کنیم چه اتفاقی می‌افتد ؟

اگر به درون زمین سقوط کنیم چه اتفاقی می‌افتد ؟

 

پروفسور لیندنبراگ و سفر شگفت‌انگیزش به مرکز زمین را به یاد می‌آورید؟ البته سفر به مرکز زمین و زنده برگشتن از آنجا غیرممکن است؛ اما اگر جزئیات را کنار بگذاریم، فیزیک این مکان بسیار جذاب خواهد بود!

محمود حاج‌زمان: سفر به مرکز زمین و زنده برگشتن از آنجا غیرممکن است. دمای مرکز زمین حدود 5هزار درجه سانتی‌گراد است -فقط چند صد درجه خنکتر از دمای سطح خورشید- و فورا هر کسی را که به آنجا برود کباب خواهد کرد. علاوه بر آن فشار مرکز زمین سه میلیون برابر فشار سطح زمین است که بدن انسان را مثل کاغذ مچاله می‌کند. اما بگذارید برای چند لحظه شیرین این جزئیات را کنار بگذاریم! وقتی شما به مرکز زمین می‌رسید، فیزیک این مکان بسیار جذاب و شگفت‌انگیز خواهد بود.

به گزارش پاپ‌ساینس، درک صحیح گرانش -نیروی جاذبه‌ای که بین اجسام وجود دارد- نکته کلیدی درک وضعیت عجیب و غریبی است که در مرکز زمین برای شما پیش خواهد آمد. شدت نیروی گرانش توسط جرم اجسام و فاصله آنها از یکدیگر تعیین می‌شود: هر چقدر اجسام سنگین‌تر و فاصله آنها کمتر باشد، نیروی جاذبه بیشتر خواهد بود. تنها نیروی گرانشی که به اندازه کافی قوی است که ما آن را احساس کنیم، ناشی از جرم زمین است. نیرویی که باعث می‌شود ما کششی رو به پایین را در سطح زمین احساس کنیم.

اما در مرکز زمین وضعیت قدری متفاوت است. از آنجایی‌که زمین تقریبا کروی است، نیروهای گرانشی که شما را از هر طرف احاطه کرده، یکدیگر را خنثی می‌کنند. گزا گیوک، مدیر اخترشناسی آسمان‌نمای الدر شیکاگو می‌گوید: «در مرکز زمین کشش مساوی از همه جهات به شما وارد می‌شود. در آنجا شما کاملا بی‌وزن و در هوا شناور خواهید بود.»

اما اگر شما بخواهید به نحوی، مثلا به کمک نردبان بلندی که تا سطح زمین ادامه دارد، از مرکز زمین خارج شوید چه اتفاقی می‌افتد؟ (برای راحتی کار فرض کنید که چگالی زمین یکنواخت است. اگرچه در واقع این طور نیست، اما این فرض کلیت مساله‌ای را که در اینجا مطرح می‌کنیم تغییر نمی‌دهد.) در مرکز زمین، نیروی گرانش تمام جرم زمین که در زیر پای شما قرار گرفته است، با شدت تمام شما را به سمت پایین می‌کشد. در همین حال جرم بالای سرتان نیز نیرویی در جهت مخالف و به سمت بالا به شما وارد می‌کند.

پس از اینکه چند پله بالا آمدید، کشش خالصی که در زیر پای خود احساس می‌کنید نزدیک صفر است و شما کماکان احساسی نزدیک به بی‌وزنی خواهید داشت. اما هم‌زمان که بالا آمدن را ادامه می‌دهید، جرم کمتر و کمتری بالای سر شما قرار خواهد داشت، در حالی‌که جرم زیر پایتان بیشتر و بیشتر می‌شود. در نتیجه نیروی کشش به سمت مرکز زمین بیشتر و بیشتر می‌شود و احساس بی‌وزنی شما کم‌کم از بین می‌رود. در نتیجه وقتی به سطح زمین می‌رسید مجددا احساس سنگینی می‌کنید.

اما مواظب باشید که از نردبان پرت نشوید، چون در اینصورت احتمالا تا ابد مثل یویو مشغول بالا و پایین رفتن خواهید بود!

منبع: خبرآنلاین


آشنایی با سیستم عامل آندروئید (Android)

سیستم عامل آندروئید چیست ؟

 

اندروید نام سیستم‌عامل منبع بازی است که گوگل برای تلفن‌های همراه طراحی کرده‌است

این سیستم عامل برای اولین بار در سال 2007 توسط گروهی به نام Open Handset Alliance معرفی شد. این گروه ترکیبی از شرکت‌های سازنده سخت‌افزار، نرم‌افزار و خدمات ارتباطی بودند که توسط گوگل تشکیل شده‌بود.

این گروه در طی سه سال گذشته توانسته شرکت‌های مختلف سازنده تلفن همراه را با خود همراه سازد و با عرضه این سیستم عامل برروی گوشی‌های ساخت شرکت‌های مطرحی مانند HTC، سامسونگ و موتورولا به گسترش سیستم عامل اندروید کمک کند.

ایده اصلی سیستم عامل اندروئید، منبع باز (Open Source) بودن آن است به این معنی که هر کس با نصب برنامه‌ای به نام (SDK (Software Development Kit می‌تواند برای این سیستم عامل برنامه مورد علاقه خود را بنویسد و آن را در فروشگاه نرم‌افزار اندروئید به نام Android Market Place برای فروش عرضه کند.

این سیستم عامل در نسخه‌های ابتدایی از قابلیت چند لمسی (Multi-Touch) برخوردار نبود ولی در نسخه‌های جدید آن برروی گوشی‌‌هایی مانند Nexus One چنین قابلیتی پیش‌بینی شده‌است.

معماری

سیستم عامل اندروئید از نظر معماری یک پشته نرم‌افزاری (Software Stack) به حساب می‌آید، به این معنی که مجموعه‌ای از برنامه‌های کوچک متصل به هم است که همگی به صورت یک سیستم عامل واحد کار می‌کنند.

آشنایی با سیستم عامل آندروئید (Android)

در پایین‌ترین بخش معماری اندروید، kernel این سیستم عامل قرار دارد. kernel هسته مرکزی سیستم عامل و ابتدایی‌ترین بخش آن را تشکیل می‌دهد. گوگل از نسخه 2.6 لینوکس برای طراحی kernel اندروید استفاده کرد که شامل برنامه‌های مدیریت حافظه، ایمنی و Driver‌های سیستم می‌شود.

بخش دیگر پشته اندروید، کتابخانه‌ها (Library) سیستم عامل است. این بخش شامل دستورالعمل‌های مختلفی است که به دستگاه دستور می‌دهد با دیتای مختلف چطور رفتار کند. برای مثال کتابخانه Media Framework شامل اطلاعات اجرای انواع فرمت‌های فایل‌های عکس، فیلم و موزیک است.

در همین سطح از پشته اندروید، Android Runtime قرار دارد که شامل کتابخانه‌های Java‌ است که در ساخت برنامه‌های اندروئید به کار می‌رود و برای اجرای آن‌ها کاملاً حیاتی می‌باشد.

بخش دیگر پشته Runtime، Davlik Virtual Machine است. Virtual Machine نوعی از برنامه‌ها هستند که برروی سیستم عامل‌های مختلف نصب می‌شوند و محیط سیستم عامل و منابع آن را برای استفاده توسط برنامه‌های سیستم عامل‌های دیگر آماده می‌کنند. یکی از مزایای استفاده از Virtual Machine‌ در سیستم عامل اندروید این است که هیچ برنامه‌ای به منابع برنامه دیگر وابسته نیست و اگر یکی از برنامه‌ها Crash‌ کند، کارکرد برنامه‌های دیگر تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد. این امر مدیریت حافظه سیستم را نیز بسیار ساده می‌سازد.

در بالاترین سطح پشته اندروید، چارچوب نرم‌افزارها (Application Framework) قرار دارد. این لایه شامل برنامه‌های کاربردی سیستم عامل نظیر برقراری تماس، استفاده از دوربین و ذخیره شماره تلفن است.

این لایه از سیستم عامل همان لایه‌ای است که به صورت "باز" در اختیار برنامه نویسان قرار می‌گیرد. این امر به آن‌ها اجازه دستیابی به منابع موبایل و سیستم عامل را می‌دهد.

منبع: همشهری آنلاین


چند حقیقت تلخ درباره زندگی مجازی و 5 توصیه یاهو به کاربران کودک و نوجوان

چند حقیقت تلخ درباره زندگی مجازی و 5 توصیه یاهو به کاربران کودک و نوجوان

 

روز ٨ فوریه مصادف روز "اینترنت ایمن تر" در سراسر دنیا است که امسال هشتمین دوره خود را با موضوع "زندگی مجازی" پشت سر می گذارد.
به گزارش خبرگزاری مهر، همانند سالهای گذشته "روز اینترنت ایمن تر" در دومین روز دومین هفته از دومین ماه سال برگزار می شود و بنابراین برنامه های هشتمین دوره بزرگداشت این روز در روز 8 فوریه 2011 اجرا شد.

کمیسیون اروپا در سال 2004 این روز را نامگذاری کرد و از آن زمان همه ساله متولی برگزاری این مراسم در سراسر دنیا است به طوری که امروز در بیش از 60 کشور دنیا بزرگداشت این روز برگزار می شود.

در روزگار ما اینترنت دیگر بخشی از زندگی روزمره تمام جوامع بشری شده و برای کودکان و نوجوانان بزرگترین خطر برای تماس گرفتن با افراد غریبه است. بی شک والدین نمی توانند در هر لحظه از شبانه روز و زمانی که فرزندانشان وارد شبکه می شوند آنها را کنترل کنند و بنابراین به قوانین و مقررات محکمی برای محافظت از کودکان در شبکه نیاز است.

همه ساله در این روز به یک موضوع و یک شعار خاص پرداخته می شود. در سال 2010 این روز تمرکز خود را بر روی عرضه اطلاعات و تصاویر شخصی آنلاین بر روی اینترنت با شعار "فکر کن قبل از اینکه پست بگذاری" (Think b4 U post) و یا به طور ساده "با فکر بر روی پروفایل خود یک پست جدید قرار بده" معطوف کرده بود.

موضوع "روز اینترنت امن تر سال 2011" زندگی مجازی است که با شعار "این بیشتر از یک بازی است، این زندگی توست" در 27 کشور عضو اتحادیه اروپا و بسیاری دیگر از کشورهای دنیا بررسی می شود.

زندگی مجازی
 
موضوع "زندگی مجازی" طیف وسیعی از فعالیتهای بر روی شبکه از بازیهای ساده تا MMOGs (بازیهای آنلاین چندبازیکنی بسیار بزرگ) و شبکه های اجتماعی را در بر می گیرد.
 
در حقیقت شبکه های اجتماعی و بازیهای آنلاین، دو فعالیتی هستند که امروز در بین جوانان اروپایی بیشترین محبوبیت را دارند و بنابراین نیازمند دقت و توجهی بالایی برای محافظت از جوانان و نوجوانان در مقابل خطراتی هستند که در این فعالیتهای آنلاین وجود دارد.
 
چند حقیقت تلخ درباره زندگی مجازی
 
- کاربران بازیکن به طور متوسط 8 ساعت در هفته بازی آنلاین می کنند
 
- جوانان نسبت به 10 سال قبل شبها 2 تا 3 ساعت کمتر می خوابند
 
- در ژانویه 2010 بیش از 18 میلیون اکانت در شبکه اجتماعی Second Life ثبت شده بودند

- 13 میلیون بازیکن عضو شبکه World of Warcraft، بزرگترین شبکه بازیهای آنلاین در دنیا عضو هستند

- شبکه های چند بازیکنی آنلاین در سال 2008 بیش از 1.5 میلیارد دلار درآمد داشتند که این رقم تا سال 2012 به 2.5 میلیارد دلار می رسد

- بیش از 250 هزار بازیکن به صورت شبیه سازی شده در شبکه World of Warcraft به صورت فعال بازی می کنند

- سطح معاملات و فروش کالاهای مجازی در دنیای مجازی در سال 2009 بیش از 18 میلیارد دلار تخمین زده شد
 
این آمارها خطراتی که جوانان آنلاین را تهدید می کنند نشان می دهد. برای مثال جوانانی که در قالب یک آواتار (شخصیت مجازی) وارد شبکه های بازی می شوند با خطر گم کردن مرز میان دنیای واقعی و مجازی روبرو هستند.
 
برنامه های روز اینترنت ایمن تر
 
در این روز برنامه هایی در قالب کنفرانسهای خبری، نمایش فیلم و کارگاههای آموزشی در سطح مدارس، موسسات، شرکتها و سازمانهای دولتی و خصوصی برای افزایش سطح آگاهی کاربران در بسیاری از کشورهای دنیا برگزار می شود. شرکت کنندگان در این برنامه ها می توانند ایده های خود را که بیشترین تاثیرگذاری را در سطح ملی دارند ارائه کنند.
 
یاهو روز اینترنت ایمن تر را جشن گرفت
 
یاهو، دومین موتور جستجوی بزرگ دنیا نیز امروز 8 فوریه را با ارائه Yahoo Safely جشن گرفت. در این پرتال به کاربران یاهو مشاوره هایی برای کاهش خطرات شبکه برای کاربران کم سن ارائه شده است. Yahoo Safely که به 30 زبان دنیا ترجمه شده است مشاوره هایی را درباره حریم شخصی و استفاده صحیح تر از سرویسهای مختلف ارائه شده بر روی شبکه عرضه می کند.
 
5 توصیه یاهو به کاربران کودک و نوجوان
 
- فکر کن قبل از اینکه پست بگذاری- این توصیه که در واقع شعار روز جهانی اینترنت ایمن تر در سال گذشته بود به نوجوانان توصیه می کند که مراقب روشی که از طریق آن بر روی شبکه بازی می کنند و یا عکسها و سایر اطلاعات شخصی خود را به صورت آواتار و یا بر روی پروفابل به اشتراک می گذارند باشند.
 
- سر خود را روی شانه هایت نگه دار- قبل از انجام هر فعالیت آنلاین خوب فکر کن.
 
- نسبت به سوء استفاده ها واکنش نشان بده و آن را اعلام کن- زمانی که با سوء استفاده های آنلاین روبه رو شدی به جای مخفی کردن آن به همه اطلاع بده
 
- SMS هایت با تو حرف می زنند- SMS ها برای در تماس ماندن با دوستان نقش مهمی ایفا می کنند. اما آن چیزی که در این پیامهای متنی می نویسی تصویری از خود توست که به دیگران نشان می دهی، بنابراین به دقت به آن چیزی که می نویسی فکر کن و تصویری از خود را به دیگران نشان بده که می توانی به آن افتخار کنی.
 
- رایانه خود را خاموش کن و با دنیا در تماس بمان- نوجوانان زمان بسیاری را در مقابل رایانه و تلویزیون می گذرانند. اینترنت بی شک دنیایی سرگرم کننده است اما فراموش نکن که گاهی اوقات باید از آن فاصله بگیری. از خانه خارج شو و دوستانت را در دنیای واقعی ملاقات کن.

منبع: خبرگزاری مهر


Canon EOS 60D یک دوربین دیجیتال حرفه ای برای عکاسی نجومی

Canon EOS 60D یک دوربین حرفه ای برای عکاسی نجومی
به نظر می‌آمد که کانن با یک خلاء در بین دوربین‌های 550D و 7D مواجه شده بود که اکنون باید با معرفی 60D این خلاء را پر می‌کرد. پس می‌توان گفت که کانن 60D مابین دوربین‌های 550D و 7D قرار می‌گیرد و علی رغم نامی که دارد نمی‌توان آن را در همان سری 30D, 40D قرار داد و یا آن را مدل ارتقاء یافته‌ی 50D دانست، بلکه 60D یک Super REBEL است! دوربینی که عکاسان پس از سری دوربین‌های سه رقمی 450D, 500D, 550D می‌توانند به سراغ آن بروند. بدنه‌ی این مدل نیز همانند دیگر مدل‌های کانن از آلیاژ منیزیوم ساخته شده است. نخست اینکه جالب است؛ این دوربین نمایشگر چرخنده دارد! این نخستین بار است که چنین نمایشگری را بر روی DSLRهای کانن مشاهده می‌کنیم و بسیار عالیست! نمایشگری 3 اینچی با کیفیتی بسیار بالا در حد EOS 550D! که مجهز به سنسور 18 مگاپیکسلی، شبیه دوربین‌های 7D و 550D می‌باشد، قابلیت فیلم‌برداری با کیفیت Full HD را نیز دارد و سرعت عکاسی پیاپی آن 5.3 فریم بر ثانیه می‌باشد.
 
 
مشخصات کلی :
مشخصات کلی: دوربین حرفه ای - وزن 755 گرم
مشخصات حسگر و تصویر: حسگر CMOS با کیفیت 18 مگاپیکسل - اندازه 14.9 × 22.3 میلی‌متر
فیلم: ابعاد Full HD - سرعت 60 فریم بر ثانیه
لنز: 18-250 میلیمتر - بزرگنمایی اپتیکال 13.8 برابر - لرزشگیر تصویر - زوم اپتیکال در حین فیلمبرداری
عکسبرداری: سرعت شاتر از 1/8000 ثانیه تا 30 ثانیه - ایزو اتوماتیک 100 و 200 و 400 و 800 و 1600 و 3200 و 6400 و (12800 در حالت تقویت شده) - فلاش داخلی (Pop-Up) با برد 13 متر با قابلیت نصب فلاش خارجی (Hot-shoe, E-TTL II) - تکنولوژی تشخیص چهره - تکنولوژی تشخیص لبخند
صفحه نمایش: 3 اینچ با رزولوشن 1,040,000 پیکسل
سایر مشخصات: ذخیره بر روی کارت حافظه SD/SDHC/SDXC - باتری یون لیتیوم استاندارد - شارژر باتری
 
نقد و بررسی
عکاسانی که با روند دوربین‌های کانن آشنا هستند و پیشرفت آن‌ها را دنبال می‌کنند، پس از مدل‌های پرطرفدار 30D, 40D, 50D حتما منتظر 60D هم بودند. این دوربین‌های سری دو رقمی کانن همواره مورد علاقه‌ی عکاسان نیمه‌حرفه‌ای و یا حرفه‌ای که به جایگزینی جمع و جورتر برای 1D خود احتیاج داشتند، بوده است. هیچ وقت قابلیت‌های این سری از دوربین‌ها از یاد ما نخواهد رفت.

بیشتر درباره‌ی محصول جدید کانن بگوییم که جنس بدنه‌ی آن از آلیاژ منیزیوم، آلومینیوم و صمغ پلی کربنات با فیبر شیشه است. واقعا بهترین کیفیت را دارد، همانند دیگر دوربین‌های DSLR کانن که همواره از استحکام آن‌ها راضی بوده و هستیم. کانن 60D از سنسور تصویر 14.9 × 22.3 میلی متری CMOS بهره می‌برد. (در نقد و بررسی کامل حتما کیفیت عکس‌های گرفته شده را نیز بررسی خواهیم کرد) عکس‌ها نیز در همان نسبت 3:2 گرفته می‌شوند. برخلاف دوربین 7D که دارای دو پردازشگر DIGIC 4 بود، 60D نیز همانند 50D دارای یک پردازنده‌ی DIGIC 4 کانن می‌باشد. A/D Conversion آن نیز 14bit است. باز هم درباره‌ی نسبت عکس‌ها بگوییم که عکس‌های RAW در نسبت 3:2 هستند ولی عکس‌های JPEG می‌توانند در نسبت‌های 3:2, 4:3, 16:9 و حتی 1:1 (مربعی) نیز گرفته شوند. ضبط ویدیویی Full HD با سرعت 30 فریم بر ثانیه برای این دوربین مقدور است. اگر می‌خواهید می‌توانید با سرعت 50 و 60 فریم بر ثانیه نیز در رزولوشن‌های 720 × 1280 پیکسل (HD) و 480 × 640 پیکسل (DV) نیز فیلم‌برداری کنید. ویدیوها با فرمت MOV ذخیره می‌شوند. سنسور این دوربین نیز همانند پیشینیان همان Crop Factor 1.6x را دارد و با همه‌ی لنزهای کانن سازگار است. سنسور این دوربین سیستم غبار روب با لرزش فیلتر فراصوتی را دارد که بر روی دوربین‌های قبلی هم وجود داشت. کانن 60D دارای سیستم اتوفوکوس TTL-CT-SIR و 9 نقطه‌ای می‌باشد و همان AL Servo, Al Focus, One shot را که کاربران دوربین‌های کانن با آن‌ها آشنا هستند را نیز دارد. به سیستم نورسنجی یا Metering System که می‌رسیم می‌بینیم همانند 7D و 550D از نوع 64 منطقه‌ای IFCL می‌باشد، در حالی که در 50D نورسنجی 35 منطقه‌ای بود. جبران نوردهی نیز 5EV می‌باشد. حساسیت سنسور یا ISO نیز از 100 تا 12800 می‌باشد که عملکرد مود خودکار تا 3200 می‌باشد. حداقل سرعت شاتر نیز بسیار خوب بوده و تا 8000/1 ثانیه است که البته در بین این دوربین‌ها به جز سری REBEL عادی است.
مشخصات فنی کامل
2010/08/28 :تاریخ معرفی
 
حرفه ای :نوع
 
145 × 106 × 79 mm :ابعاد
 
755 گرم :وزن
 
مشکی :رنگ
 
ژاپن :ساخت
 
CMOS :نوع حسگر
 
18 مگاپیکسل :دقت حسگر
 
19 مگاپیکسل :دقت موثر حسگر
 
14.9 × 22.3 میلی‌متر :ابعاد حسگر
 
کانن :سازنده حسگر
 
3456 × 5184 و 2912 × 5184 و 3456 × 4608 و 3456 × 3456 و 2304 × 3456 و 1944 × 3456 و 2304 × 3072 و 1456 × 2592 و 1728 × 2592 و 1728 × 2304 و 2304 × 2304 و 1280 × 1920 و 1080 × 1920 و 1728 × 1728 و 1280 × 1696 و 1280 × 1280 و 480 × 720 و 400 × 720 و 480 × 640 و 480 × 480 :اندازه تصویر
 
3:2, 4:3, 16:9, 1:1 :نسبت ابعاد تصویر
 
بله :فرمت غیر فشرده Raw
 
Full HD :ابعاد فیلم
 
60 فریم بر ثانیه :حداکثر سرعت فیلم
 
در ابعاد 1080 × 1920 با کیفیت Full HD و با سرعت‌های 30 و 25 و 24 فریم بر ثانیه - در ابعاد 720 × 1280 با کیفیت HD و با سرعت‌های 60 و 50 فریم بر ثانیه - در ابعاد 480 × 640 با کیفیت DV و با سرعت‌های 60 و 50 فریم بر ثانیه :توضیحات فیلم
 
به لنز بستگی دارد :فاصله کانونی
 
F3.5 تا F5.6 :محدوده دیافراگم
 
به لنز بستگی دارد :بزرگنمایی اپتیکال
 
بله :لرزشگیر تصویر
 
لرزشگیر لنز :توضیحات لرزشگیر
 
30 :حداقل فاصله فوکوس
 
بله :فوکوس دستی
 
بله :فوکوس اتوماتیک
 
بله :حالت ماکرو
 
چندگانه (63 منطقه‌ای)، مرکزی، بخشی، نقطه‌ای :فاصله یابی
 
بله :زوم اپتیکال در حین فیلمبرداری
 
1/8000 ثانیه :حداکثر سرعت شاتر
 
30 ثانیه :حداقل سرعت شاتر
 
2 یا 10 ثانیه :زمانسنج خودکار
 
100 :حداقل حساسیت
 
12800 :حداکثر حساسیت
 
اتوماتیک 100 و 200 و 400 و 800 و 1600 و 3200 و 6400 و (12800 در حالت تقویت شده) :ایزو
 
اتوماتیک، دستی و 6 حالت از پیش تنظیم شده :تنظیم تراز سفیدی
 
با سرعت 5.3 فریم بر ثانیه :عکسبرداری پی در پی
 
فلاش داخلی (Pop-Up) با برد 13 متر با قابلیت نصب فلاش خارجی (Hot-shoe, E-TTL II) :فلاش
 
بله :تکنولوژی تشخیص چهره
 
بله :تکنولوژی تشخیص لبخند
 
LCD :نوع صفحه نمایش
 
3 اینچ :سایز صفحه نمایش
 
1,040,000 پیکسل :دقت صفحه نمایش
 
بله :چشمی
 
خیر :خروجی هدفون
 
بله خروجی HDMI :
 
بله :خروجی USB
 
بله :خروجی تلویزیون
 
بله :Pict Bridge
 
SD/SDHC/SDXC :نوع کارت حافظه
 
ندارد :کارت حافظه همراه
 
ندارد :حافظه داخلی
 
بله :میکروفون داخلی
 
بله :اسپیکر داخلی
 
خیر :ریموت کنترل
 
یون لیتیوم استاندارد :نوع باتری
 
LP-E6 باتری یون لیتیومی قابل شارژ مدل :مشخصات باتری
 
بله :شارژر باتری
 
قابلیت ذخیره عکس با فرمت‌های RAW, mRAW, sRAW
:سایر قابلیت ها
 
لنز Canon EF 18-55 IS
کابل USB
کابل اتصال به تلویزیون
باتری لیتیومی مدل LP-E6
شارژر باتری
بند دوشی
دفترچه راهنما
سی دی نرم‌افزار همراه دوربین کانن
:اقلام همراه دوربین

 

منبع: digikala


محاسبه محل برخورد شهاب سنگ با زمین ( پیدا کردن محل افتادن شهابسنگ روی زمین )

چگونه محل افتادن شهاب را تعیین کنیم؟

یک آذر گوی نورانی را در محدوده ای به شعاع 300 کیلومتر به وضوح می توان دید. اگر آذرگوی در اوایل شب ظاهر شود، هزاران نفر آن را می بینند، اما قضاوتهای اولیه درباره مسیر و مکان سقوط شهابسنگ معمولا نادرست است. همه فکر می کنند شهاب درست از بالای سر آنها گذشته است و درجایی نزدیک آنها سقوط کرده است. بعضی ها هم چنان محو تماشای این منظره می شوند که زمان و مکان از یادشان می رود.

اما تعیین مکان سقوط شهابسنگ کار ساده ای نیست. وقتی که ما شهاب را برای چند لحظه در آسمان می بینیم، دهها کیلومتر ارتفاع دارد. چشم هم به خاطر ارتفاع زیاد شهاب، در جهت گیری آن دچار خطا می شود. جالب اینجاست که بعضی از خلبانها با دیدن شهاب مانور می دهند تا با آن برخورد نکنند. اما واقعیت این است که شهاب از هواپیما هم 20 تا 120 کیلومتر فاصله دارد. محاسبات نشان می دهد که آذرگوی نخست در ارتفاع 120 کیلومتری ظاهر می شود. برای مقایسه بهتر است بدانید سقف پرواز بلند پرواز ترین جت ها 18- 20 کیلومتر است. ولی وقتی شهاب به ارتقاع 20 کیلومتری می رسد دیگر دیده نمی شود. در چنین ارتفاعی هوا متراکم است و غلظت آن سرعت شهاب را کم می کند و وقتی سرعت شهابواره کم شد دیگر نوری تولید نمی کند.

شهابواره هایی که تا ارتفاع 17-18 کیلومتری زمین می رسند مطمئنا" با سطح زمین برخورد می کنند. از این فاصله بین 3 تا 4 دقیقه طول می کشد تا شهابسنگ به زمین برسد. در طی این مدت شهاب نورانی نیست و دیده نمی شود. از سوی دیگر مسیر سقوط آن نیز ممکن است چنان باشد که در این مدت دهها کیلومتر طی کند و در حایی دور به زمین بیفتد.

تعیین دقیق محل سقوط شهابسنگ در گرو تعداد ناظران و میزان آگاهی آنهاست. هر چه اطلاعات ناظران دقیق تر باشد، احتمال یافتن شهاب سنگ بیشتر است.

مسیر ظاهری شهاب در کره سماوی معمولا همه را به اشتباه می اندازد. در انیمیشن زیر می بینید که دو ناظر در درو نقطه دور از هم، مسیر شهاب را در دوجهت مختلف می بینند.

محاسبه محل برخورد شهاب سنگ ( پیدا کردن محل افتادن شهابسنگ )

 

پس موقعی که شهابی پر نور در آسمان دیدید این اطلاعات را به سرعت یاداشت کنید:

1.شهاب در چه موقعی ظاهر شد؟ اگر توانستید حتی ثانیه را نیز ثبت کنید.

2.شهاب را در چه مکانی دیدید؟ طول و عرض جغرافیایی را پیدا کرده و یاداشت کنید.

3. در چه حالتی بودید که شهاب را دیدید؟ آیا راه می رفتید؟ ایستاده بودید؟ و یا در حال رانندگی بودید؟

4. شهاب را در کجای آسمان دیدید؟ اگر صورتهای فلکی را می شناسید می توانید سریعا" بگوییئ که شهاب در کدام صورت فلکی ظاهر شد و تا کجا پیش رفت. ممکن است هوا صاف نباشد و صورت فلکی ها را نبینید. در این صورت سمت و ارتفاع شهاب را به سرعت پیدا کنید. ارتفاع افق صفر درجه و ارتفاع سمت و الرأس 90 درجه است. زاویع سمت الرأس شمال صفر درجه، مشرق 90 درجه، جنوب 180 درجه و مغرب 270 درجه است.

5. روشنایی شهاب را حدس بزنید. زهره در نورانیترین حالت از قدر 4- است. روشنایی هلال ماه سه روزه از قدر 7-، ماه تربیع اول از قدر 10- و ماه بدر 5/12- است.

6 مدت دوام شهاب چقدر بود؟ چند ثانیه طول کشید؟ در پاسخگویی به آن دقت کنید چون ممکن است محو تماشای شهاب شوید و وظیفه تان را به عنوان منجم آماتور فراموش کنید.

7. ظاهر شهاب چگونه بود؟ چه شکلی داشت؟ آیا تکه تکه شد؟ به چه رنگی دیده می شود؟

8. آیا صدای لرزش یا برخورد شنیدید؟ بعضی وقتها شهابها هوا را به لرزش در می آورند چنان بزرگند که هنگاه برخورد با زمین صدای بمی تولید می کنند. پس از چند ثانیه صدای برخورد را شنیدید؟

کافی است 3 نقر در مکانهای مختلف این اطلاعات را به دقت یاداشت کنند در این صورت منطقه سقوط شهاب بااحتمال بسیار زیاد مشخص می شود.

شکل زیر را نگاه کنید ببینید با این اطلاعات چگونه می توان مسیر و محل سقوط را تعیین کرد.

پیدا کردن محل افتادن شهابسنگ

از روی سمت و ارتفاعی که سه ناظر گزارش می دهند، مسیر تقریبی را می توان مشخص کرد. با مساحبه اینکه شهاب چند درجه از کره آسمان را در چند ثانیه پیموده است، سرعت تقریبی بدست می آید. با دانست جهت گیری حرکت شهاب نسبت به افق می توان حدس زد شهاب با فلان سرعت، پس از پیمودن چند کیلومتر به زمین برخورد می کند. البته برای محاسبه دقیق باید دانش بیشتری در مکانیک و نجوم کروی داشته باشید.

منبع: http://aghamir.blogfa.com/post-31.aspx


دوره های زمین شناسی

دوره های زمین شناسی را از نظر طول مدت زمان بشرح ذیل طبقه بندی کرده اند:

 

دوران

دوره

تقسیمات دوره ای

طول تقریبی دوران

 

 

 

سنوزوئیک

(حیات جدید)

 

کواترنری

 

هولوسن

پلئستوسن

 

 

عصر حاضر

 

 

ترشیاری

پلیوسن

میوسن

الیگوسن

ائوسن

پالئوسن

 

 

65 میلیون سال

 

مزوزوئیک

(حیات میانی)

 

کرتاسه

ژوراسیک

تریاس

 

 

 

 

160 میلیون سال

 

 

 

پالئوزوئیک

(حیات قدیمی)

 

 

پرمین

کربونیفر

دونین

سیلورین

اوردوویسین

کامبرین

 

 

 

 

 

345 میلیون سال

 

پرکامبرین

(پیش از حیات)

 

 

پروتروزوئیک

آرکئوزوئیک

 

 

 

اینک خلاصه ای از پیدایش انواع گیاهان و جانوران را در هریک از ادوار زمین شناسی بررسی میکنیم.

 

نام دوره

بیان پیدایش و تحولات حیات (گیاهان و جانوران)

 

پرو تروزوئیک

(از دوران پر کامبرین)

Pre – Cambrian

 

 

احتمالا گیاهان و جانوران ابتدائی و ساده آبزی (مانند جلبکها) وجود داشته اند اما آثار و بقایای (فسیل) معتبر و مستدلی بدست نیامده است.

 

کامبرین

Cambrian

 

 

زندگی محدود به دریا ها بوده جلبکها منبع اصلی تغذیه جانوران دیگر بوده اند. آثاری که نشان دهنده وجود کرم ها خرچنگها و بلوطهای دریائی و تری لوبیتها (فراوانترین جانوران این دوره) میباشند در دوره کامبرین مشاهده گردیده است.

 

 

اوردوویسین

Ordovisian

 

 

بعلت شرایط نامساعد آب و هوائی در روی سطح زمین زندگی هنوز محدود به آبها است در خشکی زندگی وجود ندارد بی مهرگان دریائی پا بر سران (مانند اختاپوس) نرم تنان نمونه های حیات این دوره اند نخستین مهره داران بنام ماهیهای اولیه در این دوره بوجود آمده اند.

 

 

سیلورین

Silurian

 

 

نخستین گیاهان در خشکی ظاهر میشوند تنوع بی مهرگان دریائی ادامه میابد کرینوئیدها و مرجانها فراوان بوده اند اجداد غقربهای اولیه که شاید نخستین جانوران خشکی بوده باشند پیدایش مییابند.

 

دونین

devonian

 

گیاهانی از تیره پنجه گرگی ها مخروطیان پدیدار و گسترش یافتند تنوع این نباتات در خشکی باعث سر سبز شدن زمین گشت و جانوران در خشکی پدیدار گشتند مانند دوزیستان حشرات (فراوانترین جانوران این دوره ) عنکبوتیان در آب ها ماهیهای زره دارو کوسه ها بوجود آمدند.

 

 

کربونیفر

Carboniferous

 

 

رشد سرخسهای غول پیکر تنوع و ازدیاد پنجه گرگی ها و دم اسبان از ویژگی های گیاهی این دوره است کرینوئیدها روزن داران و کوسه های تکامل یافته از موجودات دریائی عمده این دوره میباشند دوزیستان به گسترش خود ادامه میدهند حشرات گوناگون و درشت بوجود میایند خزندگان نخستین موجوداتی هستند که در خشکی زاد و ولد میکنند(مانند دیمترودون).

 

 

پرمین

Premian

 

 

تغییرات شدید و غیر قابل تحمل آب و هوائی این دوره باعث از بین رفتن بسیاری از گیاهان و جانوران گردید فقط تعدادی که توانستند خود را با این شرایط آب و هوائی وفق دهند تنوع یافتند (مانند مخروطیان و حشرات) ظهور انواع خزندگان انحطاط دوزیستان از ویژگی های حیات این دوره است.

 

 

تریاس

(تریاسیک)

Triassic

 

 

مخروطیان و سرخسها و دم اسبیان گسترش یافتند. نرم تنان و شکم پائیان و مرجانهای واقعی در دریاها تنوع یافتند. از ویژگیهای مهم این دوره ظهور خزندگان عظیم بنام دینوزورها میباشد دینوزور (دایناسور) ها که بنام سوسمار ترسناک ترجمه شده اند هیکلی بینهایت درشت و دمی بلاند و قوی و سری بسیار کوچک داشته اند وزن دینوزور (برو نتو ساروس) را تا حدود چهل هزار کیلو تخمین زده اند.

 

 

ژوراسیک

Jurassiic

 

 

تنوع جانوران زمینی بر دریائی در این دوره مشهود است خزندگان گوناگون زمینی و دریائی و پرنده پدیدار میگردند (از معروفترین خزندگان پرنده که سری عظیم و بالهائی حدود 6 متر داشته است پتروداکتیل را میتوان نام برد) پدیدار شدن و کثرت حشراتی مانند زنبور و مورچه و مگس از ویژگی های این دوره است. گیاهانی به نام سیکاسها در این دوره به اوج رشد و تکثیر خود رسیده اند.

 

 

کرتاسه

Cretaceous

 

 

از مهمترین ویژگیهای این دوره تنوع و ظهور گیاهان جدید مانند گیاهان دانه دار – درختان برگ ریز علفها و غلات میباشد. ظهور پستانداران کیسه دار و جفت دار و از بین رفتن خزندگان پرنده و دینوزور ها از دیگر مظاهر حیات در این دوره میباشد.

 

 

پالئوس

Paleocene

 

 

گیاهان دانه دار و درختان برگ ریز جنگلها را بوجود می آورند زمین پوشیده از علف و سبزه میشود پیدایش تمساح ها و پستانداران خونگرم منجمله حیوان کوچکی شبیه به اسب و انحطاط کامل نسل خزندگان غول پیکر در این دوره بوده است.

 

 

ائوسن

Eocene

 

 

تغییرات چندانی در گیاهان بوجود نمیآید. اجداد بسیاری از پستانداران مانند فیل کرگردن خوک و گاو و مهمتر از همه شبه اسبی بنام eohippus ظاهر میشودند. پیدایش نخستین پستانداران آدم نما را به این دوره نسبت میدهند.

 

 

اولیگوسن

Oligocene

 

 

از تعداد گیاهان تنومند و وسعت جنگلها کاسته میشود  اما علفزار ها و مراتع گسترش مییابند اجداد گربه ها و سگها ظاهر میشوند گوشتخواران واقعی و جویندگان پدید میآیند شتر خوکهای قوی هیکل (elotherus) گاو کوهان دار (bison) و میمونهای راست قامت پیدایش مییابند.

 

 

میوسن

Miocene

 

 

جنگلها بشدت کاهش مییابند اما علفزارها و مراتع با تکامل جانوران چرنده وسعت پیدا میکنند تیره های سگ و گربه بشدت رشد و افزایش مییابد. در افریقا و آسیا و اروپا میمونهای آدم نما (یا انسان هایدلبرگ) پدید میآیند(25 میلیون سال پیش)

 

 

پلیوس

Pliocene

 

 

پیدایش تیره های جدید گیاهان شبیه به گیاهان امروزی – تنوع و تکثیر قابل ملاحظه پستاندارن پیدایش نخستین اسب شبیه به اسب امروزی بنام protohippus از ویژگیهای این دوره است. آدم نمایان اولیه احتمالا در این دوره ابزار سنگی ابتدائی بکار برده اند.

 

 

پلئیستوسن

Pleistocene

 

 

بعلت تغییرات شدید آب و هوائی مجددا بسیاری از جانداران منقرض یا تغییر مکان داده اند. فیلهای واقعی و گاوها و اسب امروزی equs ظاهر میشوند آدم نخستین از افریقا به آسیا و اروپا گام مینهد.

 

 

هولوسن

Holocene

 

 

گسترش مجدد جنگلهابخصوص در سراسر اروپا – تنوع گیاهان امروزی از نظر حیات گیاهی در این دوره قابل ذکر است – اهلی کردن حیوانات وکشت گیاهان و بدست آوردن مواد غذائی از آنها توسط انسان از ویژگیهای مهم این دوره است . حیوانات دریائی امروزی بوجود میایند و انسان به نیمکره غربی مهاجرت میکند.

 

منبع: http://www.hadigeo.blogfa.com/post-28.aspx


خورشید گرفتگی 14 دی ماه 1389

خورشید گرفتگی 14 دی ماه 1389

 

این گرفتگی در اروپا، نیمه شمالی آفریقا، آسیا (به جز بخشی از شرق و جنوب آن) قابل رؤیت می‌باشد. در ایران در تمام نقاط میتوان نظاره گر این گرفتگی بود.

مراحل گرفتگی در تهران:
   آغاز: ساعت 11 و 21 دقیقه
   حداکثر: ساعت 12 و 51 دقیقه
   پایان: ساعت 14 و 15 دقیقه
  در تهران، ماه حداکثر 39 درصد از قرص خورشید را می‌پوشاند. زمان‌های یاد شده و حداکثر میزان گرفتگی در سایر نقاط ایران با تهران متفاوت است. این مقدار از حداقل 9 درصد در جنوب شرقی تا حداکثر53 درصد در شمال غربی ‌کشور متغیر است.

خورشیدگرفتگی جزئی

خورشیدگرفتگی جزئی

هرگاه خورشیدگرفتگی اتفاق می‌افتد، در مکان‌هایی از سطح کرهٔ زمین که از خط واصل مرکز خورشید و مرکز کرهٔ ماه دور هستند، امکان رؤیت گرفت کلی یا گرفت حلقوی وجود ندارد. در چنین نقاطی - که شامل مساحت بیشتری از زمین می‌شود - دو قرص خورشید و ماه هم‌مرکز دیده نمی‌شوند و در نتیجه روی تاریک ماه، تنها قسمتی از قرص خورشید را می‌پوشاند که به این حالت گرفت جزئی گفته می‌شود.درنظر داشته باشید برای مشاهده کسوف از پالایه ( فیلتر ) مخصوص استفاده کنید.

 

منبع: www.parssky.com


فعال کردن جی پی اس برای گوشی های سونی اریکسون ( GPS )

فعال کردن جی پی اس ( GPS ) برای گوشی های سونی اریکسون            فعال کردن جی پی اس ( GPS ) برای گوشی های سونی اریکسون

 

برای فعال کردن جی پی اس در گوشی های سونی اریکسون ( گوشی هایی که در منویشان ، خدمات موقعیت یابی داشته باشند ) در ابتدا باید GPRS را فعال کنید

چون نقشه جی پی اس در گوشی های سونی اریکسون از طریق اینترنت دریافت می شود به همین دلیل نقشه های سونی اریکسون که بر پایه نقشه گوگل هستند بسیار دقیقتر از نقشه های نوکیا هستند .

دقت این نقشه ها به اندازه ایست که شما میتوانید خانه ها کارخانه ها ، پل ها ، رودخانه ها و ... را به صورت تصویر ماهواره ای و یا به صورت نقشه با دقت بسیار زیاد مشاهده نمایید

برای فعال کردن GPRS  یا اینترنت گوشی با هر دوی سیمکارت های همراه اول و ایرانسل میتوانید این کار را انجام دهید

برای همراه اول با مراجعه به سایت همراه اول به قسمت فعال سازی GPRS رفته و فرم مربوطه را پر کنید

پس از تکمیل با انتخاب نوع گوشی خود یه پیام کوتاه برای شما ارسال می شود که باید آن را ذخیره کنید

برای ایرانسل با ارسال

*130*3*5#[Yes/Ok]

از خط ایرانسل یک پیام کوتاه دریافت خواهید کرد که تنظیمات را انجام خواهد داد

------------------------------------------------------------------------------------

حال در صورت انجام نشدن تنظیمات از طریق میتوانید به شیوه زیر گوشی را تنظیم کنید

برای ایرانسل

در گوشی به قسمت تنظیم ها بروید - سپس به قسمت اتصال - سپس به قسمت تنظیم های اینترنت ( ارتباط های دیتا ) - سپس اشتراک دیتا

در این قسمت یک اشتراک جدید با نام

MTN Irancell

 و یا با نام

Irancell-GPRS2.0

بسازید ( البته به حروف کوچک و بزرگ توجه کنید ) پس از تکمیل ذخیره کنید

نگران نباشید این کار بسیار ساده ایست ، شما فقط یک اسم را می نویسید و بقیه قسمت ها را خالی میگذارید البته میتوانید پس از نوشتن اسم در قسمت اول

mtnirancell

را با حروف کوچک بنویسید

برای همراه اول

در سیمکارت همراه اول با طی همان مراحل باید اشتراک را با نام

MCI

ذخیره کنید

و در قسمت APN

میتوانید بنویسید

mcinet

و در پایان حتما ذخیره سازی را انجام دهید

البته بهتر است در همراه اول طرح یک ماهه نا محدود را انتخاب کنید تا در هزینه ها صرفه جویی کنید

---------------------------------------------------------------------------------

گوشی پیشنهادی من به شما گوشی قدرتمند و نسبتا ارزان قیمت

Sony Ericsson K970


انواع ابرها

معمولا انواع مختلف ابرها را به صورت زیر طبقه بندی می کنند

 

1- ابرهای سیروس (Cirrus) : این ابرها از مرتفع‌ترین ابرها بوده واغلب به صورت پرمانند و سفید رنگ و شفاف (ملو از بلورهای یخ) در آسمان دیده می‌شوند. این ابرها بعضاً به صورت دسته‌های منظم جدا از هم، در آسمان دیده می‌شوند در این صورت موسوم به سیروس‌های هوای خوب بوده و اگر توأم با ابرهای سیرواستراتوس و آلتواستراتوس گردند. معمولاً علامت هوای بد می‌باشند.

 

Cirrus_clouds ابرهای سیروس 

 

ادامه مطلب

نمی توان ضد اتمها را در یک مخزن به دام انداخت

چشمهای دنیای علم به مرکز سرن دوخته شده که نخستین لحظات پس از بیگ بنگ را بازسازی کرده و برای اولین بار در دنیا ضدماده را ایجاد کرده است. خبرگزاری مهر در همین راستا گفتگوی مشروحی با مدیرکل پروژه آزمایش "آلیس" در سرن انجام داد.

پروژه آشکارساز Alice (آزمایش یک برخوردهنده یونی بزرگ) در روزهای اخیر با استفاده از برخورد دهنده بزرگ هادرون (LHC) در سرن ژنو سوئیس موفق شده است دمای نخستین لحظات پس از Big Bang (انفجار بزرگ) را دوباره ایجاد کند.

از سویی دیگر فیزیکدانان دانشگاه کالگاری در مرکز سرن توانستند برای اولین بار ضدماده را تولید کنند. این ضدماده در حقیقت 38 اتم ضدهیدروژن است که به نظر می رسد تحقق تخیل "دن براون" خالق آثاری چون "رمز داوینچی" و "دیوها و فرشته ها" باشد. در حقیقت "دن براون" در رمان "دیوها و فرشته ها" نوشته است که یک فیزیکدان سرن با استفاده از برخورددهنده LHC موفق می شود ضدماده تولید کند که اکنون این پیش بینی هر چند در ابعاد کوچکتر به واقعیت بدل شده است.

در راستای موفقیت دانشمندان سرن و تبدیل شدن این مرکز تحقیقاتی به یکی از خبرسازترین موضوعات حوزه علم و فناوری در این روزها، خبرنگار مهر گفتگویی مشروح و خواندنی با "پائولو جوبلینو" (Paolo Giubellino) مدیرکل پروژه "آلیس" در سرن انجام داد که در ادامه می خوانید:

به عنوان اولین سئوال بفرمایید این پروژه با همکاری چه مراکزی انجام می شود؟

 
- پائولو جوبلینو- آزمایش آلیس یک پروژه جهانی است که در آن 116 موسسه تحقیقاتی از 33 کشور مختلف شرکت دارند که نه تنها از اروپا بلکه از سراسر دنیا هستند. در این پروژه برای مثال تیمهایی از کشورهای آمریکا، کوبا، مکزیک، هند و پاکستان نیز شرکت دارند. بنابراین کشورهایی که حتی از نظر روابط بین الملل به هم نزدیک نیستند در یک آزمایش علمی همچون پروژه "آلیس" درکنار هم کار می کنند. در واقع این نمادی از یک همکاری بین المللی کاملا علمی در فراسوی ایدئولوژیهای مختلف است. فکر می کنم که نه تنها از منظر علمی بلکه از جنبه عمومی نیز این همکاری بسیار جالب باشد. به طور کلی، زمانی که یک همکاری شکل می گیرد برای خود یک ساختار واقعی را ایجاد می کند. برای مثال، آزمایش آلیس برای خود نوعی پارلمان دارد که "هیئت همکاری" (COLLABORATION BOARD) نامیده می شود. هر موسسه چه بزرگ چه کوچک در این هیئت یک نماینده و یک حق رای دارد. سپس هیئت همکاری، "قدرت اجرایی" و اعضای هیئت مدیره را انتخاب می کند. برای انتخاب شدن، کسب حداکثر دو سوم آراء نیاز است. من در ماه مارس انتخاب شدم و از ماه ژانویه به مدت سه سال به عنوان مدیر کل پروژه وارد کار خواهم شد. اعضای هر موسسه مسئولان خود را (که همگی اعضای هیئت همکاری هستند) انتخاب می کنند. مرکز تحقیقات هسته ای اروپا (CERN) در راس تمام این موسسات قرار دارد. به این ترتیب سرن از یک مرکز اروپایی به یک مرکز جهانی تبدیل شده است که تقریبا از هر گوشه دنیا کاربرانی دارد. حتما می دانید که ایران هم توافقنامه ای را با سرن به امضا رسانده است و به نظرم در پروژه CMS مشارکت دارد. آیا شما هرگز در سرن بوده اید؟ ما روزانه پذیرای تعداد بسیاری از خبرنگاران سراسر دنیا هستیم.
 
* خیر؛ اما یکبار که از آنتهای امواج گرانشی "ویرگو" در پیزا بازدید کردم تصور کردم که LHC (برخورد دهنده بزرگ هادرون) می تواند تونلی شبیه به آن داشته باشد اما بسیار بزرگتر.
 
- بله. با این تفاوت که برای محافظت از پرتوها و تخریب حداقل، تونل LHC در عمق 50 متری زیر زمین به وسعت 27 کیلومتر در مرز فرانسه و سوئیس ساخته شده است. برخورد دهنده باید در یک طبقه باشد، درحالی که در بالای آن در عمقهای مختلف بخشهای دیگری وجود دارند که برخی از آنها 20 تا 30 متر هستند و برخی دیگر حتی به بیش از 100 متر می رسند و آشکارساز آلیس در عمق حدود 50 متری قرار گرفته است.
 
* در روزهای اخیر به شما مدال فیزیک مکزیک را اعطا کرده اند. می توانید در مورد این مدال بیشتر توضیح بدهید؟
 

آلیس بیش از یک گیگابایت در ثانیه اطلاعات می نویسد. در هر روز... برای روزهای متمادی.... و چندین پتابایت اطلاعات در هر سال. یک گیگابایت اطلاعات حدود حجم دایره المعارف بریتانیکا در یک CD است. بنابراین ما درهر ثانیه یک دایره المعارف می نویسم

- این مدال چندان برای فیزیک نبود. بلکه بیشتر به خاطر کارهایی بود که من در ترویج و توسعه تحقیقات در بخش فیزیک اتمی در مکزیک انجام داده بودم. امروز شرکت در آلیس یکی از مهمترین اقدامات علمی است که تاکنون در مکزیک اتفاق افتاده است. به طوریکه از این کشور 6 موسسه مختلف شرکت دارند که از این تعداد 3 موسسه در مکزیکوسیتی و 3 موسسه در شهرهای دیگر این کشور هستند. در کل، این چیزی است که من همیشه به دنبال آن بوده ام. در حال حاضر علاوه بر مکزیک، برزیل، کوبا و پرو نیز از حوزه آمریکای لاتین در این پروژه شرکت دارند و من نیز همچنان تلاش می کنم که این همکاری را حفظ کنم. چرا که در گذشته دانشمندان این کشورها تنها با آمریکا همکاری می کردند و با نگاهی به تاریخچه اعطای این مدال می توان فهمید که برندگان پیشین آن همگی یا مکزیکی بودند یا آمریکایی و من امسال به عنوان اولین اروپایی این مدال را گرفتم. این یک نشانه از یک تغییر واقعی است که نشان می دهد گرایش این کشور از همکاری تنها با آمریکا به سوی یک همکاری بسیار بازتر به سوی دنیا تغییر کرده است. به هر حال اروپا یک کشور خاص در سازمان ملل نیست بلکه مجموعه ای بزرگ از تعداد زیادی کشور است. بنابراین، کارکردن در سرن برای یک دانشمند غیراروپایی یک شراکت ایده آل است. چرا که این کار کردن همانند کار کردن در یک لابراتوار ملی یک کشور خاص نیست، چون سرن هیچ صاحبخانه ای ندارد. بی شک سرن یک همکاری بین المللی نمونه است.
 
ادامه مطلب

دانلود نرم افزار Registax Version 5.1.9.2 ( تبدیل فیلم نجومی به عکس )

دانلود نرم افزار Registax Version 5.1.9.2 ( تبدیل فیلم نجومی به عکس )

 

 

Registax بهترین نرم افزار جهت ویرایش عکس های ماه و سیارات می باشد

این نرم افزار این قابلیت را دارد که فیلم های نجومی کم کیفیت را به عکس های با کیفیت تبدیل کند

البته لازم به ذکر است که در فیلم مورد نظر باید فریم های سالم و نسبتا با کیفیت هم وجود داشته باشند

برای استفاده از این نرم افزار در گام اول باید از یک جرم سماوی نسبتا نورانی مانند ماه و سیارات و حتی ستارگان و سیارک های نسبتا پرنور فیلم تهیه کنیم

در گام دوم توسط یک نرم افزار مانند ACDSee فیلم را به فریم های سازنده تبدیل کنیم

در گام سوم باید فریم های نامناسب و بی کیفیت را حذف کنیم چون فریم های تار زحمتمان را به حدر می دهند

در گام چهارم بوسیله Registax عکس ها را پردازش و به عکس پرنورتر و با کیفیت تر و با نویز بسیار کمتر تبدیل می کنیم

 

     دانلود

سایت رسمی نرم افزار Registax

 

 


مسابقه نجومی اندازه گیری ابعاد سیارک دیوتیما به کمک اختفا

مدت زمان مسابقه: 3 دقیقه و 10 ثانیه

تاریخ مسابقه:ساعت 4:40 دقیقه تا 4:43 دقیقه بامداد جمعه   19 آذر ماه 1389

مکان مسابقه:استانهای بوشهر، فارس،یزد وخراسان رضوی

شرکت کنندگان در مسابقه: گروههای نجومی در استانهای نامبرده و سایر علاقه مندان

جوایزه : دو اشتراک سه ماهه خبرنامه sms آسمان پارس به دو نفر

ابزار مورد نیاز:تلسکوپهایی متوسط (از آنجاییکه زمان اختفاء ،ستاره  در ارتفاع زیادی از افق حدود 85 درجه ،قرار دارد استفاده از دوربین دو چشمی دشوار به نظر می رسد)،GPS برای مشخص نمودن مکان دقیق رصد،وسیله ای برای اندازه گیری زمان مانند کرنومتر،دوربین فیلم برداری برای ثبت لحظات ،وسایلی برای گذراندن احتمالا" چند ساعت در فضایی آزاد  وسرد مانند لباس وپوشش گرم،صندلی ،مقداری خوردنی وچای......و در آخر در نظر گرفتن وسایل امنیتی برای مقابله با حمله احتمالی حیوانات وحشی

هرچه تعداد اعضاء گروهها بیشتر باشد بهتر است.

جایزه:افزایش اطلاعات ستاره شناسی- محاسباتی ،افزایش توان انجام کارهای گروهی،آمادگی برای انجام رصدهای بعد از این ونهایتا" نشان دادن اینکه ما می توانیم.

شرح مسابقه:

سیارک دیوتیما با قطر حدود 173 کیلومتر یکی از سیارکها بزرگ منظومه شمسی است.این سیارک در تاریخ 19 آذر امسال از جلوی ستاره ای با قدر نه وچهار دهم در صورت فلکی شیر عبور کرده وموجب کم شدن نور ظاهری آن(رسیدن به قدر دوازده و هفت دهم) در بهترین حالت به مدت 25 ثانیه خواهد شد.سایه نسبتا" بزرگ سیارک با قطر حدود 173 کیلومتر، در ساعت 4:39:45بامداد از مرزهای آبی  جنوب بوشهر با سرعت حدود شش وهشت دهم کیلومتر در ثانیه  از روستای لاور  وارد مرز ایران شده،بعد از عبور از شهرهای شیراز،مرودشت، یزد، طبس،تربت حیدریه ومشهد در آخر در ساعت حدود   4:42:55بامداد در حوالی شهر سرخس خاک ایران را ترک خواهد نمود. در حالیکه شهرهای شیراز،مرودشت وطبس بدلیل قرار گرفتن در نزدیکی محور اصلی عبور سایه شاهد بیشترین زمان اختفاء در حدود 25 ثانیه خواهند بود،شهرهای دیگر مسیر عبور با توجه به فاصله آنها با محور اصلی سایه شاهد زمانهای کمتری از مخفی شدن نور ستاره خواهند بود.بیشترین زمان اختفاء در استان بوشهر فاصله حدود 60 کیلومتری جنوب شرقی شهر، حومه شهر تربت حیدریه در حدود 16 کیلومتری شمال غربی مرکز شهر،در حومه یزد در حوالی 40کیلومتری جنوب شرقی  شهر یزد ودر حومه شهر مشهد در حوالی فاصله 40 کیلومتری جنوب شرقی  خواهد بود.

 

ادامه مطلب

نکات مهمی که در یک شب رصدی توجه به آنها اهمیت دارد

نکات مهمی که در یک شب رصدی توجه به آنها اهمیت دارد

 

در آبی ژرف آسمان پس از غروب، درخشان ترین ستاره ها پدیدار شده اند. تلألو سه ستاره مثلث تابستانی در سمت الرأس آسمان پیداست. چیزی تا تاریکی مطلق و رویارویی با شکوه بی همتای نوار راه شیری نمانده است. تلسکوپ ها و دوربین های دوچشمی آماده شده اند. همه آماده اند تا یک شب رصدی خاطره انگیز را پشت سر بگذارند. در این میان رعایت چند نکته کوچک می تواند این شب رصدی را برای شما به یک شب به یاد ماندنی و پر بار از لحاظ تعداد اجرام رصدی تبدیل کند. در این مقاله سعی دارم تا با زبانی خودمانی (!) به تعدادی از این پندهای رصدی بپردازم:

 

1- به زیر آسمان تاریک بروید!

مهمترین مسئله در رصد اجرام غیر ستاره ای، آلودگی نوری هست که بدترین تأثیرش روی اجرام کم نور و گسترده است. اهمیت آسمان تاریک برای رصد حتی بیشتر از اندازه تلسکوپه. یه ابزار کوچک در خارج از شهر، بارها بهتر از یه تلسکوپ بزرگ در شهر می تونه اجرامی مثل سحابی های تاریک و کهکشان ها را نمایش بده. اگر در منطقه شهری زندگی می کنین، بهترین راه حل اینه که برای رصد به خارج از شهر برین.

 

2- به تاریکی عادت کنید.

عادت کردن چشم ها به تاریکی زمان می بره. برای دیدن در تاریکی هم به نور احتیاج دارین. منجمان مدت هاست که از نور قرمز استفاده می کنن، زیرا نور قرمز تأثیر کمتری روی چشم در شب داره. یک کاغذ یا طلق قرمز که روی خروجی نور چراغ قوه های کوچک را می پوشونه، نور قرمز پخش و کم فروغی ایجاد می کنه. در چراغ قوه هایی که سه یا چهار باتری مصرف می کنن، یک لامپ قرمز کوچک نصب کنید. به این ترتیب باتری ها مدت بیشتری هم کار می کنن. لامپ های LED بارها بهتر از چراغ قوه ها با صافی قرمزند. نور قرمزشان خالص تر و سرخ تر است. LED ها جریان بسیار کمتری مصرف می کنن و باتری ها برای چند سال عمر می کنند.

 

3- یک چشمی باشید!

یک فن جالب برای حفظ عادت به تاریکی اینه که با یه چشم نقشه ها را بخونید و با چشم دیگر رصد کنید. موقع استفاده از نور، چشمی را که با آن رصد می کنید، بپوشونید. برخی از رصدگران برای تاریکی بیشتر پارچه ای سیاه نیز روی سر خودشون می کشن تا تمرکز بیشتری بر تصویر چشمی تلسکوپ داشته باشن.

 

4- چپ چپ نگاه کنید!

به طور حتم از قبل با این روش آشنایی دارین. توجهتون رو روی چیزی جلب کنید که با امتداد جرمی که می بینید، کمی زاویه داره. در عمل، پیدا کردن این که چه قدر چشمتان را چپ کنید، موضوعی هست که با کمی تمرین کردن آشکار میشه. اگه میزان چپ چپ نگاه کردن کم باشه هیچ مزیتی نداره و اگه زیاد دید خود را از جرم مورد نظر دور کنید، توان تفکیک و قدرت تشخیص جزئیات را از دست میدین.

 

5- مستقیم نگاه کنید.

یکی از اشتباهات رایج منجمان آماتور اینه که برای دیدن جزئیات هر جرم بدون توجه به ماهیت آن از روش چپ چپ نگاه کردن استفاده می کنند. فراموش نکنید که اگه اجرام نقطه ای مانند ستاره های نه چندان کم نور را رصد می کنید و جزییاتی مانند رنگ یا دوتایی بودن یا تخمین قدر آنها مورد نظر شماست یا اینکه به رصد اجرام سیاره ای و جزئیاتی مانند حلقه های زحل و کمربندهای مشتری می پردازین، نگاه مستقیم کارآمدتر است.

 

6- چشمی را بلرزانید.

با کمی لرزاندن چشمی تلسکوپ، یک کهکشان یا سحابی بزرگ با روشنایی سطحی نامناسب ناگهان همچون شبحی در تاریکی آشکار می شود؛ در حالی که وقتی لرزشها متوقف بشن، در روشنایی زمینه آسمان محو میشه. ولی در شرایط دیگر به خصوص هنگام رصد اجرام کم نور، خلاف این روش به کار میاد.

 

7- چشمتان را ثابت نگه دارید.

یک تصویر از جرمی کم فروغ پس از حدود 6 ثانیه در شبکیه چشم تشکیل میشه. توانایی ثابت نگه داشتن چشم، یکی از دلایلی است که سبب میشه رصدگران باتجربه اجرام غیر ستاره ای، بتونن اجرام ژرف آسمان را ببینن؛ اما تازه کارها نه. به همین دلیله که راحتی بدن هنگام رصد به دیدن اجرام تاریک کمک می کنه. خستگی و دردهای عضلانی حرکت چشم را افزایش میدن.

 

8- نفس عمیق بکشید.

هنگامی که در حال رصد جرم کم نوری در محدوده حد قدر ابزارهایتان هستید، آیا متوجه شدین که دیدن اون 10 یا 15 ثانیه بعد وقتی روشنایی زمینه آسمان کمی خاکستری میشه، سخت تر میشه. دلیلش اینه که شما نفس تون رو نگه می دارین، بدون اینکه به این موضوع توجه کنید. اکسیژن کم توانایی دید در شب رو کاهش میده. بهتره 15 ثانیه قبل از آنکه به رصد جرم کم فروغی برین، نفس عمیق بکشید و هنگام رصد به طور منظم به تنفس ادامه بدین. فقط مواظب باشید بخار دهان شما روی عدسی های چشمی رو نگیره.

 

9- گرسنه نباشید!

توانایی دید در شب با نیکوتین و کمبود قند خون کاهش پیدا می کنه. پس موقع رصد گرسنه نباشین! همیشه غذای سبکی برای خوردن به همراه داشته باشین. بسیاری از اوقات چند لیوان چای کم رنگ همراه با چند شیرینی کوچک تونسته من رو ساعتها پشت چشمی تلسکوپ میخکوب کنه!

 

10- عینک آفتابی بزنید!

نگاه کردن در نور زیاد به مدت نسبتاً طولانی، توانایی عادت کردن به تاریکی را برای دو روز کاهش میده! پس در روز و بیرون از محیط منزل عینک بزنین. به خصوص اگه تو این تابستون، کنار دریا رو برای مسافرت در نظر گرفتین. در کنار ساحل دریا این موضوع یه ضرورت پیدا می کنه. دقت کنید که عینک های آفتابی شما به میزان کافی در مقابل پرتوهای فرابنفش خورشید ایمن باشه. اگه از عینک استفاده می کنید، بهتره از شیشه عینک فوتوکرومیک استفاده کنین که شدت نور را کاهش میده و برخی از پرتوهای مضر را صافی میکنه.

 

11- زیاد نگاه کنید.

پشت تلسکوپ برای دیدن جرم وقت صرف کنین. همیشه کمی بیشتر از دفعه قبل! حوصله داشته باشین. مطمئن باشید که توانایی های رصدی شما با تمرین بهتر میشن. رسیدن به مرز توانایی دید، چیزیه که با صرف زمان به دست میاد. هرچه بیشتر از پشت چشمی جرم را رصد کنید، جزئیات بیشتری رو خواهید دید.

 

12- هرچه می بیند، رسم کنید.

یکی از مهمتین نکات هنگام مشاهده جرم از پشت چشمی تلسکوپ یا دوربین دوچشمی اینه که شما باید هرچی رو می بینین به تصویر بکشین. لازم نیست که یه اثر هنری به تصویر بکشین! مهم اینه که هرچی رو می بینید، ثبت کنین. بعدش طرح های خودتون رو از جرم مورد نظر با طرح های دوستان تون مقایسه کنید. این موضوع به پیشرفت شما کمک شایانی می کنه. من بیشتر اوقات طرح هایی رو که رسم می کنم حتی با تصاویر تلسکوپ فضایی هابل از جرم مورد نظر مقایسه می کنم. شما هم امتحان کنید! حتماً نتیجه می گیرین.

 

13- زمان بگیرید.

برای آماتورهای باتجربه تنها شکار جرم مورد نظر مهم نیست، بلکه سرعت عمل نیز نقش اساسی رو ایفا می کنه. هنگام رصد، برای هر جرمی که قصد شکار اون رو دارین وقت تعیین کنید. سعی کنین در مهلت مقرر شده، اون را پیدا کنید. این نکته سرعت عمل شما را افزایش میده. البته فراموش نکنید که زمان اختصاص داده شده به هر جرم با سایر اجرام متفاوت است. برای مثال زمانی رو که برای شکار M77 (کهکشانی سخت رصد! در صورت فلکی قیطس) در نظر می گیرید نباید با زمان اختصاص داده شده به M4 (خوشه کروی که به راحتی با استفاده از ستاره قلب العقرب می توانید آن را بیابید) برابر باشه!

منبع: www.parssky.com


گسل های فعال استان گیلان

گسل های فعال استان گیلان

 

 استان گیلان در قلمرو چین خوردگیهای آلپی قرار دارد و جزء قلمروهای ناپایدار کرة زمین محسوب می‌شود و پوسته جامد در حوضة این سیستم هنوز از نظر حرکات زمین ساخت به مرحله تعادل قطعی نرسیده است و می‌تواند یکی از کانونهای ناپایدار و آسیب‌پذیر به حساب آید. مهمترین گسلهای استان گیلان عبارتند از گسل البرز ، گسل آستارا ، گسل سفیدرود ، گسل قز‌‌ل‌اوزن ، گسلهای میانی البرز غربی و تالش جنوبی و گسلهای بغروداغ

 

گسلهای مهم و میزان زلزله خیزی استان گیلان :

در بحث چینهشناسی به ویژه مراحل زمین ساخت ناهمواریهای گیلان به ایجاد گسلهای متعدد منطقهای یا ناحیهای اشاره شده است این گسلها در زمانهای متفاوت ایجاد شده و به احتمال زیاد، در اثنای هر حرکت علاوه بر ایجاد گسلهای جدید متناسب با کیفیت نیرو و چگونگی مقاومت سنگها در برابر آن گسلهای قدیمی تر نیز فعال می شده اند اصولاً استان گیلان که در قلمرو چین خوردگیهای آلپ- هیمالیا قرار دارد جزء قلمروهای ناپایدار کرة زمین حسوب میشود و پوسته جامد در حوضة این سیستم به تعادل قطعی دست نیافته است. مهمترین گسلهای استان گیلان شامل: گسل البرز، گسل آستارا، گسل سفیدرود، گسل قزلاوزن، گسلهای میانی البرز غربی و تالش جنوبی و سرانجام گسلهای بغروداغ میباشند که در آینده به معرفی تکتک این گسلها خواهیم پرداخت. علاوه بر این گسلهای مهم، صدها گسل فرعی و محلی دیگر، در جهات متفاوت و با ابعاد مختلف، گاهی موازی با گسلهای مهم و زمانی به صورت رابط آنها، کوهستانها را در هم شکستهاند.
   
 زلزله 31 خرداد سال 1369
   در حدود 30 دقیقه و 38 ثانیه بامداد روز پنجشنبه 31 خرداد ماه 1369، زلزلهای بسیار شدید بخشی از شمال غربی ایران را به لرزه درآورد تکانهای ناشی از این زلزله تقریباً در دورترین نواحی سرزمین ایران به خوبی احساس شد و چند اظهار نظرهای مختلفی در سراسر دنیا در قبال قدرت و میزان تخریب حاصل از آن به عمل آمد اما با توجه به آثاری که زلزله بر روی زمین گذاشته میتوان نظر مؤسسهژئوفیزیک دانشگاه تهران را بیش از سایر نظرات به واقعیت نزدیک دانست این مؤسسه قدرت زلزله را حدود 3/7 ریشتر و مختصات آنرا 36 درجه و 49 دقیقة عرض شمالی و 49 درجه و 24 دقیقه و 51 ثانیة طول شرقی، اعلام نکود که منطبق بر بخش جنوبی استان گیلان میباشد بر اثر این زلزله بخش وسیعی از گیلان و زنجان و قزوین به ویژه مناطق مجاور کانون زلزله خسارات مالی و جانی زیادی را متحمل گردید دهها هزار تن جان خود را ازدست دادند و هزاران خانواده مجبور به ترک محل زندگی خود شدند. قمرو اصلی تخریب زلزله در اطراف سفیدرود بود و به درههای سفیدرود و شاهرود و دیلمان و شمال زنجان خسارات زیادتری وارد گردید. متخصصین زلزلهشناس که از نواحی آسیب دیده بازدید کردهاند، عمق کانون زلزله را از 10 تا30 کیلومتر تخمین زدهاند اما عمق 10 کیلومتر به واقعیت نزدیکتر است شعاع تخریب آن را 40 تا50 کیلومتر میدانند چون عمق کانونی آن زیاد نبوده از خسارات ناشی از آن بسیار فراوان و چشمگیر بوده است. حاصل این زمین لرزه گسلهای جدید و متعددی است که زمین شناسان امتداد غالب آنها را حدود 65 درجه شمال غربی ثبت کردهاند.
   
  گسل آستارا (تالش)
   گسل ترادیس آستارا، یکی از گسل‎های شمالی- جنوبی ایران است که در طول 1400 کیلومتر از ناحیة آستارا تا قفقاز کشیده شده است. دربارة این گسل دانسته‎های زیادی در دست نیست ولی بدون شک در ریخت شناسی ناحیه نقش بزرگی داشته و فروافتادگی دریای خزر در خاور آن بسیار آشکار است. ریخت‎شناسی ناحیه، اشاره به عملکرد یک گسل معکوس با افت خیلی زیاد بین ارتفاعات تالش و دریای خزر دارد به طوری که، نهشته‎های پالئوزوییک را در کنار نهشته‎های جوان قرار میدهد.سازوکار ژرفی این گسل، نشانگر شیب بسیار ملایم صفحة گسل به سوی جنوب باختر است. این گسل توان لرزه‎ای دارد و در زمین‎لرزه‎های 1978 و 1953 قفقاز، سازوکار فشاری داشته است.

گسل البرز
   این گسل در دامنة شمالی البرز، در طول 550 کیلومتر، از لاهیجان تا جنوب گنبدکاووس ادامه دارد. روند عمومی آن کم و بیش خاوری- باختری است ولی، به دلیل خمش به سمت جنوب، بخش میانی آن، سیمایی کمانی دارد. اگرچه در بیشتر گزارش‎ها (نبوی، 1355، بربریان، 1983) شیب گسل البرز به سمت جنوب دانسته شده است ولی در نقشة زمین‎ساخت خاورمیانه (علوی، 1991) گسل البرز نوعی راندگی با شیب به سمت شمال است. در باختر لاهیجان، گسل چپگردی به نام گسل سفیدرود با روند شمال خاوری- جنوب باختری این گسل را جابه‎جا کرده است. گسل البرز جدا کنندة البرز از حوضة ترشیری حاشیة جنوبی خزر است و این احتمال وجود دارد که این گسل نشانگر محل تقریبی زمیندرز تتیس کهن باشد. گسل البرز در ریخت‎ زمین‎ساخت منطقه اثرگذار است. یاسینی (1970)، اختلاف ارتفاع رأس واحدهای قاره‎ای پلیوسن در دو سوی گسل البرز را حدود 1000 تا 1500 متر میداند. ولی بربریان (1983)، به جابه‎جایی حدود 3000 متر طی 2 میلیون سال اعتقاد دارد. موسوی روحبخش (1380)، با توجه به حفاری نفتی در دو طرف گسل البرز، این اختلاف ارتفاع را بین 1900 متر در خاور تا 2300 متر در باختر میداند. بلوک شمالی این گسل، در بیشتر زمان‎ها حرکت رو به پایین داشته است. شاید نخستین حرکت رو به پایین در زمان میوسن بوده که در نتیجة آن رخساره‎های دریایی میوسن (رخسارة خزر) در شمال این گسل نهشته شده‎اند. ولی آغاز فرونشینی ممکن است به زمان ژوراسیک برسد. در حال حاضر گسل البرز به شدت فعال به نظر میرسد و احتمال دارد بسیاری از زمین ‎لرزه‎های گیلان و مازندران نتیجة جابه‎جایی در طول این گسل باشد.

 

تعداد 7 زمین لرزه تاریخی در استان گیلان گزارش شده است.
  
   قدیمی ترین و بزرگترین زمین لرزه تاریخی رویداده در استان گیلان 45 هزار سال قبل از میلاد ثبت شده است.
   طول و عرض جغرافیایی رو مرکز آن ، به ترتیب، 98/49 و 70/36 می باشد.
   بزرگای آن در مقیاس امواج سطحی 8 می باشد. منبع ثبت کننده آن BER است.
  
   آخرین زمین لرزه تاریخی رویداده در استان گیلان در سال 1713 ثبت شده است.
   طول و عرض جغرافیایی رو مرکز آن ، به ترتیب، 60/49 و 30/37 می باشد.
   منبع ثبت کننده آن AMB می باشد.

 

قدیمی ترین زمین لرزه دستگاهی رویداده در استان گیلان در تاریخ5/7/1903 ثبت شده است.
   طول و عرض جغرافیایی رو مرکز آن ، به ترتیب 48/37 و96/48 میباشد.
   بزرگای آن در مقیاس امواج سطحی 9/5 می باشد و منبع ثبت کننده آنPAS است.
  
   آخرین زمین لرزه دستگاهی رویداده در استان گیلان در تاریخ 26/5/2005 در ساعت 8 :59 :1 ثبت شده است.
   طول و عرض جغرافیایی رو مرکز آن ، به ترتیب 4/38 و64/48 میباشد.
   بزرگای آن در مقیاس امواج درونی 4.2می باشدو منبع ثبت کننده آن THR است.
  
   بزرگترین زمین لرزه دستگاهی رویداده در استان گیلان در تاریخ 20/6/1990 در ساعت 21:00:10 ثبت شده است.
   طول و عرض جغرافیایی رو مرکز آن ، به ترتیب 989/36 و346/49 میباشد.
   بزرگای آن درمقیاس امواج سطحی 4/7 ، امواج درونی 2/6 میباشد و منبع ثبت کننده آن ISC است.

 

با اتکاء به نتایج از امواج زلزله، فدینسکی درسال 1972 شمائی از ساختمان حفره جنوبی دریای خزر ارائه داده است که محققین بعدی نیز در مطالعه این قلمرو به آن استناد جستهاند بر اساس نظریات این محقق تودة سختی در کف این گودال وجود دارد که ضخامت آن حدود 20 کیلومتر میباشد و آن را پوستة اقیانوسی تصور نموده است سطح این توده در عمق 20 کیلومتری کف دریای خزر قرار دارد. یعنی به عبارت دیگر بر روی این پوستة سخت اقیانوسی، رسوبهای فراوانی با ضخامت 20 کیلومتر تهنشین شدهاند گسستگی موهوروویچ از عمق 40 کیلومتری کف گودال یعنی بلافاصله بعد از پوستة اقیانوسی آغاز میشود. ضخامت آن در زیر گودال 40 کیلومتر و در زیر نواحی کوهستانی تا عمق 150 کیلومتر یعنی تا مجاورت استنوسفر پائین میورد. کف خزر را نمیتوان با اتکاء به شواهد شناخته شدة چینهشناسی تعیین نمود. ناچار در این زمینه تناقضات و مشکلاتی وجود دارد و نظریات مختلفی ارائه شدهاند. در مجموع میتوان گفت که چاله جنوبی خزر گودالی ساختمانی است که در داخل سیستم چین خوردگیهای آلپی تشکیل شده است . مغرب و جنوب این حفره را به ترتیب کوههای تالش و البرز محدود میکنند و مرز شمالی آن را یک برجستگی زیر دریائی در امتداد شمال غربی- جنوب شرقی تشکیل شده است که مرتفعترین قسمتهای آن در عمق 200 متری از سطح دریای خزر قرار دارد در واقع این برجستگی زیرآبی، بخش میانی کوهستانهائی است که در قفقاز در جمهوری آذربایجان تا کپهداغ در خراسان شمالی کشیده شده است.

 

منبع: www.ngdir.ir و


ردیابی ماهواره ها

ماهواره های مصنوعی یکی از دستگاههای ساخت دست بشر بوده ودارای اهداف وکاربری های متفاوتی مانند هواشناسی،نظامی،جاسوسی ،مخابراتی و......هستند.از آنجاییکه این ماهواره ها در جو اطراف زمین که بعنوان عامل اصطحکاک می باشدحرکت می کنند.

عبدالرضا لاوری
همین طور بر اثر گرانش سیارات بزرگ منظومه شمسی ، ماه ،خورشید ،تغییرات فشارتابشی خورشید وبسیاری عوامل دیگر همواره دارای تغییرات ناچیز مداری هستند. ردیابی و کنترل این ماهواره ها توسط مراکزی بین المللی بطور روزانه وحتی ساعتی انجام شده و نتایج مشاهدات مکان یابی به شکل داده های TLE علاوه بر ارسال به مراکز دولتی وشرکتهای صاحب ماهواره بر روی شبکه اینترنت هم قرار می گیرد(البته آنهایی که جزء ماهواره های طبقه بندی شده نظامی و سری نیستند).در کنار فعالیتهای حرفه ای وکاربردی ردیابی ومکان یابی ، ردیابی و مشاهده این ماهواره ها یکی از فعالیتهای  جالب آماتوری هم به حساب می آید.علاقه مندان به مشاهده ماهواره ها می توانند بکمک نرم افزارها وآدرسهای اینترنتی ویژه ای  از عبور آنها از بالای افق دیدشان باخبر شوند.از آنجاییکه ماهواره ها دارای سطوح فلزی بوده و بدلیل انعکاس نور خورشید در آسمان دیده می شوند بین یک تا دو ساعت بعد از غروب خورشید و یک تا دو ساعت قبل از طلوع خورشید می توان آنها  را در صورتیکه آسمان صاف باشد مشاهده نمود. در این بازه های زمانی  رصدگر در  ساعات تاریک بوده و ماهواره نیز در معرض نور خورشید بوده و در سایه کره زمین قرار ندارد.در خارج از این زمانها ، یا ساعات روز و درخشندگی  خیره کننده  آسمان مانع از دیده شدن ماهواره شده ویا در سایه تاریک زمین ناپدید می شود.ماهواره ها  به شکل ستاره ای با حرکت آرام مشاهده می شوند که از گوشه ای از آسمان طلوع کرده،بعد از گذشت 2 تا 3 دقیقه در گوشه ای دیگر از افق ناپدید می شوند.با توجه به اندازه و خصوصیات سطحی متفاوت و زاویه قرار گیری نسبت به خورشید و ناظر و عوامل دیگر ، نورانیت ماهواره ها بسیار متفاوت است.بعضی با چشم غیر مسلح دیده می شوند(قدر بین 0 تا 5) و برای دیدن بعضی احتیاج به دوربین دو چشمی (قدر تا حدود 9)ویا حتی تلسکوپ (قدر های ضعیف تر)دارید.برای بیان نورانیت ماهواره ها مانند ستاره ها از کمیتی به نام قدر استفاده می شود.
در این مقاله تلاش بر این است که علاوه بر آشنایی کلی با داده های TLE  با چند نرم افزار  وسایت مناسب ردیابی  هم آشنا شوید.
آشنایی با داده های TLE
دو ردیف اطلاعات مداری ماهواره ها (Two Line Elements)که با نام TLE   شناخته شده و به شکل دو خط اطلاعات عددی مانند نمونه زیر می باشد و با نام ماهواره تعداد خطوط اطلاعات به سه می رسد. با توجه به تغییرات مداری ناچیز ناشی از عواملی که در بالا به آنها اشاره شده همواره تعدادی از  ارقام  این سریها با گشت زمان تغییر می کنند. با دریافت آخرین اطلاعات TLE  از شبکه اینترنت وجایگذاری این اعداد درون نرم افزار و بعضی برنامه های ویژه می توان به رد یابی ماهواره ها در آسمان پرداخت.فایلهای TLE  دارای حجم کم و با پسوند txt  بوده وبا Note Pad  باز می شوند.گفتنی است داده های tle  ماهواره هایی که در ارتفاع پایین حرکت می کنند حتی تا دوبار در روز نیز آپدیت می شوند.
 
معرفی ارقام TLE
اعداد  1 و2 که در سمت چپ سری اعداد بالا قرار دارد نشان دهنده شماره ردیف است.
۱-نام  ماهواره: نشان میدهد که اطلاعات مربوط به کدام ماهواره است، برای نمونه نام ایستگاه بین المللی ISS  ماهواره NOAA  ماهواره IRIDIUM .   قابل ذکر است این نام  حتما" باید بدون تغییر در بالای دو ردیف اطلاعات در سمت چپ وجود داشته باشد تا اطلاعات  جهت استفاده دارای ارزش باشند.حداکثر تعداد حروف نام ماهواره نباید بیشتر از 11 حرف یا کاراکتر باشد.
2- شماره ماهواره هم در هر دو ردیف بالا وپایین بصورت یکسان نوشته می  شود ولی در ردیف اول یک حرف انگلیسی برای نمونه حرف U  یا حرف A  که حرف U  مخفف کلمه Unclassified  به معنای  غیر طبقه بندی شده (نظامی وجاسوسی)در سمت راست نوشته می شود.این شماره نشان دهنده شماره ماهواره  در فهرست تهیه شده توسط USSPACECOM   می باشد.
3-شناسه بین المللی: در این شناسه دو رقم سمت چپ بیانگر دو رقم سمت راست سال پرتاب ماهواره وسه رقم سمت راست نشان دهنده تعداد پرتابهای ماهواره ای در آن سال تا قبل از پرتاب این ماهواره می باشد.برای نمونه عدد 84123 نشان دهنده این است که ماهواره در سال 1984 میلادی به فضا پرتاب شده و123 امین پرتاب این سال بوده است.آشکار است که دو رقم سمت چپ  شناسه در مورد پرتاب هایی که در سال 2010 انجام شده اند  10 می باشد.حروف لاتین که در کنار این رقم درج می شود نشان دهنده شماره  پرتاب مربوط به همان پروژه بوده است.برای نمونه دردو ردیف اطلاعات بالا حرف A  نشان دهنده اولین پرتاب  ماهواره از سری ماهواره ای NOAA   می باشد.
 
4-تاریخ دوره وکسر تاریخ ژولینی: در نمونه بالا  عدد 8650.28438588
دو رقم سمت چپ نشان دهنده یک سال (میلادی) بعنوان  شروع دوره یا Epochمی باشد. یعنی سال 1986 میلادی .بقیه ارقام  نیز نشان دهنده مدت زمان گذشته از شروع  تاریخ  مورد نظر (1986)می باشند.این تاریخ در واقع نشان دهنده تاریخی  است که پارامترهای مداری ماهواره( آنهایی که با گذشت زمان تغییر می کنند)  در آن اندازه گیری شده اند.توجه داشته باشید زمان شروع یک دوره از نیمه شب بوده و تعداد ارقام اعشار این عدد هشت می باشد که به معنای دقت زمان تا کسر صدم ثانیه است.علاوه بر این زمان آن بر حسب زمان بین المللی UTC  می باشد.
برای نمونه در مثال بالا عدد 50.28438588 نشان دهنده  گذشت 50 روز و 6 ساعت و49 دقیقه و30 ثانیه و94 صدم ثانیه از تاریخ اول ژانویه 1986 میلادی می باشد.این اعداد چگونه محاسبه شده اند:
عدد 50 خودش نشان دهنده گذشت 50 روز است.
50.28438588 - 50=0.28438588 روز
0.28438588*24=6.8253 ساعت======6 ساعت
6.8253 - 6=0.8253 ساعت
0.8253*60=49.5157 دقیقه=========49 دقیقه
49.5157 - 49=0.5157  دقیقه
0.5157*60=30.94  ثانیه==========30.94 ثانیه
  مثال دوم :عدد 98000.00000000  نشان دهنده چه زمانی است؟ جواب:آخرین لحظه 31 دسامبر سال 1997 و اولین لحظه 1 ژانویه سال 1998 یعنی درست در نیمه شبآغاز سال 1998 میلادی.در ضمن این اعداد بر حسب زمان خورشید متوسط محاسبه می شوند ونه روز نجومی
                                                                                نکته بسیار مهم
در اطلاعات TLE  ماهواره ها هرچه این تاریخ بالاتر و به زمان کنونی نزدیکتر باشد نشان دهنده دقیق  تر وبروز تر بودن اطلاعات می باشد.اگر در جایی دو سری اطلاعات TLE  ماهواره ای را یافتید  اطلاعاتی که سال آن جدیدتر است  به واقعیت نزدیک تر است.بطور کلی بدلیل انحرافات  مداری  ناشی از اثرات گرانشی ماه  وخورشید و حتی بعضی تغییرات ظریف در گرانش زمین (بویژه ماهواره هایی که در مدار های پایینتر حرکت می کنند)و.........وحتی بعضی از مانورهایی که در جهت تصحیح مدار ماهواره اعمال می شوند اطلاعات دو خطی ماهواره تغییر می کنند. در ردیابی  ماهواره ها که همواره دارای تغییرات مداری( به هر دلیل) هستند اگر از اطلاعات قدیمی در نرم افزارهای مربوطه استفاده کنید احتمال اینکه با کمک آن نرم افزار بتوانید به پش بینی موقعیت ماهواره بپردازید بسیار ناچیز خواهد بود. در مورد بسیاری از ماهواره ها اگر تاریخ ردیابی بیشتر از یک هفته با تاریخ دوره فاصله داشته باشد  اطلاعات دیگر  جهت ردیابی دارای ارزش نیستند.
برای نمونه می توان گفت  در دو سری اطلاعات دو خطی زیر که هردو مربوط به  ماهواره  ون گارد 1    هستند  دقت سری اول بهتر از دومی ودر نتیجه قابل استفاده تر می باشد.
VANGUARD 1
1 00005U 58002B   10185.58855522  .00000113  00000-0  12955-3 0  6284
2 00005 034.2468 261.8840 1845229 200.9088 150.5202 10.83953884810600
VANGUARD 1
1 00005U 58002B   10183.58855522  .00000113  00000-0  12955-3 0  6284
2 00005 034.2468 261.8840 1845229 200.9088 150.5202 10.83953884810600
سری اول مربوط به اطلاعات ماهواره  در تاریخ 185 روز گذشته از اول سال میلادی 2010 می باشد در حالی که سری دوم اطلاعات  به اندازه دو روز قدیمی تر ودر نتیجه  کم ارزشتر  هستند.بنابراین با COPY  وpaste  کردن  سری اول اطلاعات در نرم افزارهای مربوطه می توان به دقت بیشتری در ردیابی مکان ماهواره  ون گارد 1 پرداخت.برای دستیابی به آخرین اطلاعات دو خطی ماهواره ها می توان بهآدرسهای ویژه ای ( آدرسهایی که در ادامهمقاله آمده )مراجعه کرد.
۴- مشتق اول حرکت متوسط یا ضریب بالستیک:     این عدد آهنگ تغییر روزانه تعداد چرخش های ماهواره تقسیم بر عدد 2 می باشد.واحد این عدد دور در روز (revs/day )است.این عدد  در ارتباط با اختلالات عمومی ساده شده یا SGP4   در USSPACECOM می باشد.
۵- مشتق دوم حرکت متوسط :    این عدد نیز در ارتباط با میرا بودن مدار در SGP4  می باشد مقدار آن برابر با مشتق دوم زمان در حرکت روزانه متوسط تقسیم بر عدد 6 بوده و واحد آن دور در روز (revs/day )  می باشد.بطور کلی هر دو مشتق اول و دوم نشان دهنده آهنگ تغییر حرکت متوسط با گذشت زمان است.توجه نمایید:
0-00000 به معنای 0.00000 و اعدادی مانند 5 - 12345  به معنای عدد 0.0000012345 می باشد.این عدد را در واقع باید به شکل اعشاری 12345در نظر گرفت و عددی که بصورت منفی نوشته می شود  نشان دهنده تعداد صفرهای بعد از اعشار می باشد.در بسیاری موارد  این عدد  معمولا" صفر در نظر گرفته می شود.
 
۶- جمله درگ(Drag term)یا ضریب فشار تابشی:   این پارامتر که با نام BSTAR  هم شناخته می شود یکی دیگر از پارامترهای SGP4  می باشد.توجه داشته باشید عددی که به تنهایی در سمت راست نوشته شده تعداد صفرها بعد از اعشار می باشد برای نمونه 4 - 67960 به معنای مقدار واقعی 0.000067960 می باشد.واحداین عدد  شعاع زمین می باشد.
7- عدد عنصر و چک سام:  عدد عنصر سه رقم ماقبل آخر از سمت راست نشان دهنده تعداد دفعاتی است که پارامترها برای ماهواره اندازه گیری شده اند.در مثال بالا 529 نشان دهنده تعداد می باشد.عدد چک سام  با توجه به مجموع تمام ارقام ردیف اول سری اعداد بدست می آید.از این رقم برای تعیین درستی یا خرابی اعداد سری در ردیف اول TLE استفاده می شود.
اعداد ردیف دوم  همگی از اندازه گیری های دقیق مداری بدست می آیند.
8-کشیدگی مداری :   زاویه بین استوای سماوی زمین وصفحه مداری ماهواره بوده و واحد آن درجه می باشد.اندازه آن بین 0 تا 180 درجه متغییر است.
9- میل گره صعودی :  زاویه بین نقطه اعتدال بهاری و  نقطه ای است که مدار ماهواره صفحه استوایی را قطع می کند وبه سمت شمال صفحه می رود.
10- خروج از مرکز مدار:   این پارامتر در واقع نشان دهنده شکل مدار ماهواره میباشد.خروج از مرکز صفر به معنای دایره کامل واعداد کمتر از یک نشان دهنده مدار نزدیک بیضی می باشند. دقت داشته باشید باید یک علامت اعشار در سمت چپ عدد در نظر بگیرید یعنی عدد 0012788 نشان دهنده مقدار 0.0012788 می باشد.
11- آرگومان حضیض:  زاویه بین گره صعودی و نقطه ای از مدار که در نزدیکترین نقطه به زمین (Perigee یاحضیض )است.واحد آن درجه می باشد.
12- آنومالی متوسط:   زاویه اندازه گیری شده بین نقطه حضیض مدار ومکان ماهواره  در مداری که دایروی در نظر گرفته شده وقطر آن  برابر با اندازه  نیم قطر مدار (semi-major )است.
13- حرکت متوسط:    تعداد متوسط  چرخش روزانه ماهواره بدور زمین در یک روز و حداکثر تعداد ارقام اعشار آن 8 می باشد.
14- تعداد چرخش ها طی دوره:    این عدد نشان دهنده تعداد دورهای چرخش ماهواره دور زمین از ابتدای پرتاب است مبدا هر چرخش نیز لحظه عبور ماهواره از گره صعودی در نظر گرفته می شود.از لحظه پرتاب تا لحظه رسیدن به اولین گره صعودی مدار دور  1 نامیده شده و دومین رسیدن به نقطه گره صعودی مدار نیز دور 2 می باشد الی آخر. حداکثر تعداد ارقام این عدد 5 می باشد.
آخرین عدد سمت راست هم با نام check sum  شناخته می شود ونشان دهنده  رقم یکان مجموع تمام ارقام ردیف دوم اعداد سریTLE می باشد.از این عدد می توان برای بررسی درستی یا خرابی اعداد سری در ردیف دوم استفاده نمود.
برای دستیابی به آخرین اطلاعات دو خطی( TLE)ماهواره ها می توان به آدرسهای ویژه ای در شبکه اینترنت مراجعه کرد.
                     ·یکی ازسایتهایی که دارای  آخرین ودقیق ترین اطلاعات TLE  می باشد سایت http://www.space-track.org/ می باشد که البته وابسته به سازمانهای دولتی آمریکا بوده وجهت استفاده از آن باید  دارای یوزر نیم و پسورد بود.در این سایت علاوه بر تفکیک دسته های مختلف ماهواره ای، فایلی دربرگیرنده آخرین اطلاعات TLE  تمام ماهواره ها هم وجود دارد.(Bulk  Catalog  Data  Download)
                     ·در  سایت http://celestrak.com/NORAD/elements/ نیز می توان  به اطلاعات TLE  دست یافت.با کپی کردن نام ماهواره و دو ردیف اطلاعات که به شکل بالا می باشد  و جایگذاری آن در نرم افزارهای ویژه می توان به ردیابی مکان ماهواره در آسمان پرداخت.
                     ·بکمک سایت www.n2yo.com  هم می توان به جستجوی نام ماهواره در آرشیو پرداخته وعلاوه بر ردیابی((Tracking ماهواره در نقشه زمین (بکمک google map )به آخرین اطلاعات TLE هم دست یافت.در این سایت بعد از تعیین مکان ناظر می توان به فهرستی از ماهواره  هایی که در آسمان ناظر هستند وبکمک گزینه 5 DAY PREDICTION  به پیش بینی عبور ماهواره برفراز افق ناظر (به شکل ساعت،سمت نقطه شروع ،بیشترین ارتفاع از افق ،سمت نقطه پایان عبور، قدر و.....)دست یافت.
                     ·بکمک سایت http://www.tle.info/joomla/index.php نیز می توانید به آخرین اطلاعات TLE  بصورت تجمعی و یا دسته بندی شده دست بیابید.
            ·         بکمک سایت معروف www.heavens-above.com   می توان به اطلاعات دقیقی درباره عبور ماهواره ها(مانند تلسکوپ فضایی هابل، ایستگاه بین المللی،ماهواره های خاص و......)،پیش بینی درخشش های ماهواره های ایریدیوم،معرفی سیارکها و دنباله دار های  پرنور آسمان وبسیاری اطلاعات مفید دیگر دست یافت.
آشنایی با نرم افزارهای مخصوص ردیابی ماهواره ها در آسمان
در سایت http://www.celestrak.com/software/satellite/sat-trak.asp   چند نرم افزار مناسب معرفی شده است.
            ·         نرم افزار  Heavensat   :برای دریافت این نرم افزار می توانید به طور مستقیم به  آدرس http://www.heavensat.ru/english/ مراجعه نمایید.
                     ·نرم افزار STSPLUS  که در محیط DOS  کار می کند و از آدرس http://www.celestrak.com/software/dransom/stsplus.html قابل دستیابی است.
            ·         نرم افزار ORBITRON  با حجم 2 مگابایت که از طریق آدرس http://www.stoff.pl/ قابل دستیابی است.
آشنایی با Heavensat
این نرم افزار که به شکل زیپ شده است دارای حجمی در حدود هفت ونیم مگابایت بوده و علاوه بردریافت نرم افزار اصلی می توان به دریافت نقشه ستاره ای تیکو2 با حجم حدود 40 مگابایت نیز پرداخت.بعد از دریافت فایل و انجام عملیات unzip  آیکون زیبای نرم افزار heavensat  در کنار فایلی با نام tle  ظاهر می شود.درون این فایل آخرین اطلاعات tle  ماهواره ها در فایلهایی جداگانه وجود دارد.ماهواره ها در دسته هایی برای نمونه ماهواره های علمیScience (تلسکوپ هابل،تلسکوپ کوروت،سویفت و........)،ماهواره های هواشناسی و........ تقسیم شده اند.با دوبار کلیک روی آیکونheavensat   و نصب برنامه ، پنجره نرم افزار پدیدار می شود.
 اینک بکمک دکمه F10 یا دکمه common  در شکل پایین به انجام تنظیمات زیر می پردازیم:
                     ·ثبت مکان رصد کننده شامل طول وعرض جغرافیایی واختلاف با زمان جهانی .
                     ·بکمک دکمه STAR  به معرفی فهرست ستاره ای SKY2000   ویا فهرست ستاره ای تیکو می پردازیم(البته در صورتیکه بکمک صفحه اصلیhttp://www.heavensat.ru/english دان لود شده باشند).در حالت عادی فهرست ستارگان روشن که با نام BSC  شناخته می شود بهمراه فایل اصلی Heavensat  بطور اتوماتیک دان لود می شود.
                     ·بکمک دکمه Calculations می توان به تنظیمات مربوط به محاسبه star approaches  با هدف محاسبه پیش بینی نزدیکی ستارگان با ماهواره ها (بکمک دکمه setup columns می توان  اطلاعات نمایش داده شده در این قسمت مانند قدر ستاره، ارتفاع ستاره در زمان نزدیکی باماهواره و....... را انتخاب نمود)همین طور محاسبات مربوط به passes  و عبور (برای نمونه عبور از مقابل قرص ماه)  پیش بینی flare  یا درخشش های ناگهانی که بیشتر درمورد ماهواره های ایریدیوم رخ می دهدو intersections  می باشد پرداخت.
                     ·بعد از انجام تنظیمات با فشردن دکمه calculations در بالای صفحه سمت چپ ،دکمه های مربوط به این پیش بینی ها در پایین صفحه در سمت چپ پدیدار می شوند.اینک با انتخاب های مجاز می توان به پیش بینی حوادثی مانند عبور ماهواره از مقابل  قرص ماه پرداخت.بعد از فشردن دکمه begin  در پایین صفحه، محاسبات بطور اتوماتیک انجام شده ونتیجه آن در وسط صفحه نمایش داده می شود.در صورتیکه روی هر کدام از سطرهای نتیجه دوبار کلیک نمایید آن پدیده در منظره آسمان نمایش داده خواهد شد.
                     ·دکمه های دیگری نیز در پنجره بازشده توسط F10  نمایش داده می شوند مانند EARTH و SKY و CHART  که بکمک آنها می توان تنظیمات دلخواه راانجام داد.

ادامه مطلب

نخستین منشور حقوق بشر جهان

نخستین منشور حقوق بشر جهان - منشور کوروش بزرگ

 

استوانه کوروش بزرگ، یک استوانه سفالین پخته شده، به تاریخ ۱۸۷۸ میلادی در پی کاوش در محوطه باستانی بابل کشف شد. در آن کوروش بزرگ رفتار خود با اهالی بابِل را پس از پیروزی بر ایشان توسط ایرانیان شرح داده‌است.

این سند به عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آنرا به تمامی زبانهای رسمی سازمان منتشر کرد. نمونه بدلی این استوانه در مقر اصلی سازمان ملل در شهر نیویورک‌ نگهداری می‌شود.

 

کوروش بزرگ (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد)، همچنین معروف به کوروش دوم نخستین شاه و بنیان‌گذار دودمان شاهنشاهی هخامنشی است. شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است.

 

منبع: www.guinness.ir


مبانی محاسبه اوقات شرعی

مبانی محاسبه اوقات شرعی

 

1  محاسبه وقت شرعی اذان ظهر :

 

در نیمکره شمالی زمین ( مانند تمامی نقاط در کشور ایران ) زمانی که خورشید دقیقا در سمت جنوب ( سمت 180 درجه ) قرار می گیرد زمان ظهر شرعی فرا رسیده است .

به همین دلیل ظهر شرعی با دقت بسیار زیادی محاسبه می شود و همچنین راحت ترین وقت شرعی برای محاسبه توسط عموم مردم می باشد .

البته راههای دیگری هم وجود دارد که با دقت تقریبا قابل قبولی زمان ظهر شرعی را حساب می کند

 

2 -  محاسبه وقت شرعی اذان صبح :

 

طبق تعریف شرعی ، اذان صبح موقعی است که اولین روشنایی سپیده دم مشاهده شده در سمت شرق مثل دم گرگ پخش شود و این حالت اگر چه با چشم غیر مسلح به سختی رویت می شود ولی چنانچه شبهای مختلف و در نزدیکیهای صبح این عمل انجام شود ، می توان آن لحظه را درک کرد .

این کار عملا در دانشگاه فردوسی مشهد با همکاری چند تن از علمای حوزه در شبهای مختلف انجام شد و زمان پخش شدن روشنایی در هنگام صبح تعیین گردید که با استفاده از فرمول مثلثات کروی مربوط به رابطه بین ارتفاع خورشید از افق در هر محل ، عرض جغرافیایی محل و میل خورشید و بالاخره زاویه ساعتی خورشید ، ارتفاع خورشید تا افق محل به دست آمده و با تجربیات مکرر و تایید چند شهرستان در سراسر ایران ، درست هنگامی که خورشید 18 درجه زیر افق قرار می گیرد ، زمان اذان صبح است .

 

3 -  محاسبه وقت شرعی اذان مغرب :

 

طبق موازین شرعی ، اذان مغرب زمانی است که حُمْره شرقیّه ( قرمزی که در هنگام غروب خورشید در سمت شرق پیدا می شود ) به سمت الراس ( بالای سر ناظر ) برسد و یا از آن بگذرد که طبق مشاهدات انجام شده توسط دانشگاه فردوسی مشهد و حوزه علمیه مشهد ، این اتفاق زمانی رخ می دهد که مرکز خورشید درست 4.8

( چهار و هشت دهم ) درجه زیر افق قرار گیرد

 

4 -  محاسبه وقت شرعی طلوع و غروب آفتاب :

 

طلوع خورشید زمانی است که مقداری از سطح خورشید از افق حقیقی ( مانند افق دریا و یا افق بیابان که در افق محل طلوع کوهی و یا عارضه ای وجود نداشته باشد ) رویت شود

( روشنایی قبل از طلوع به منزله طلوع نیست )

 

غروب خورشید زمانی است که تمامی سطح خورشید از افق حقیقی پایین رود

 

5 -  محاسبه وقت شرعی نیمه شب شرعی :

 

برای محاسبه نیمه شب شرعی باید فاصله زمانی بین غروب آفتاب ( نه اذان مغرب ) و اذان صبح را حساب کنید ، سپس این زمان را نصف نموده و به زمان غروب آفتاب اضافه کنید

( مثلا اگر زمان غروب آفتاب 20:30 باشد و زمان اذان صبح 4:30 باشد فاصله بین این دو 8 ساعت است که نصف آن می شود 4 ساعت ، حال این 4 ساعت را به زمان غروب آفتاب اضافه می کنیم ، که زمان نیمه شب شرعی 00:30 خواهد شد .

  

  

تذکر مهم : نرم افزار ها معمولا اطلاعات ارتفاع خورشید را نسبت به مرکز خورشید ( از دید ناظر زمینی ) محاسبه میکنند . در این صورت اعداد فوق به عددهای زیر تغییر می یابند

 

- اذان صبح زمانی است که مرکز خورشید 17.7 درجه زیر افق باشد

 

 

- اذان مغرب زمانی است که مرکز خورشید 4.5 درجه زیر افق باشد

  

تذکر : تمامی اوقات شرعی را می توان با استفاده از نرم افزار های مختلفی مانند

Negar    و یا   Accurate Times  محاسبه کرد .

  

تذکر:  نرم افزار دوم را می توانید از داخل همین وبلاگ دانلود کنید .

  

 

 

 

منبع : کتاب اوقات شرعی نوشته دکتر تقی عدالتی - تذکر ها از علی پوررسول

  


ارتباط رویت هلال ماه و تقویم

ارتباط رویت هلال ماه و تقویم

 

با نگاهی به تاریخ نجوم مشخص می‌شود که بسیاری از اقوام از دیرباز، ماه و تشکیل اهله را برای تقویم استفاده می‌کرده‌اند. ماه با حرکت خود به دور زمین از حالتی به حالت دیگر می‌رود.

از نظر نجومی هر ماه قمری با حالتی شروع می‌شود که ماه نو نام دارد. در این حالت، ماه بین خط واصل زمین و خورشید قرار می‌گیرد و سطح نورانی ماه دقیقاً در طرفی است که ما نمی‌توانیم آن را ببینیم. یک یا دو روز بعد، ماه به صورت هلال شامگاهی دیده می‌شود، پس از چند روز به تربیع اول می‌رسد که در این حالت ماه یک چهارم مدار خود را طی کرده است. ماه با پیمودن نصف مدار خود به وضعیتی می‌رسد که تمام سطح روشن آن مقابل زمین است و به آن ماه کامل(بدر) می‌گوییم. همین مراحل به طور معکوس تا ماه نو بعدی طی خواهد شد. به فاصله زمانی بین دو ماه نو متوالی، دوره تناوب هلالی گفته می‌شود که به طور میانگین، 53/29 روز و برابر طول متوسط یک ماه قمری است. اما از آنجا که طول ماه در تقویم نمی‌تواند عددی غیر صحیح باشد، هر ماه در تقویم قمری 29 یا 30 روز می‌باشد.

درتقویم هجری قمری قراردادی، ماه‌ها به طور متوالی 29 و 30 روزه در نظر گرفته می‌شود. اما این روش بیشتر برای بررسی‌های محاسباتی و تاریخی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در تقویم هجری قمری مورد استفاده کشورهای اسلامی بر اساس معیارها و ضوابطی 29 یا 30 روزه بودن ماه تعیین می‌شود. مطابق حکم شرعی اگر هلال ماه در شامگاه بیست‌ونهم ماه رویت شود، آن ماه به پایان رسیده و فردا روز اول ماه بعد است؛ ولی اگر هلال ماه در شامگاه روز بیست‌ونهم رویت نشد، ماه 30 روزه است. در این صورت هر ماه قمری مستقل از ماه قبل یا بعد خود است. بنابراین این امکان وجود دارد که چند ماه متوالی 29 یا 30 روزه باشد.

امیر حسن‌زاده


آلودگی نوری = آسمان بی ستاره

آلودگی نوری = آسمان بی ستاره

 

بابک امین‌تفرشی، روزنامه‌نگار علمی و چهره شناخته شده نجوم آماتوری ایران در یادداشتی به وضعیت آلودگی نوری و عوامل احتمالی آن در سطح کشور پرداخته است.

نور بیشتر، آبادتر! متاسفانه این طرز فکر عقب افتاده و به نوعی خودخواهانه مدتی است در ایران هم رایج شده. به خصوص این‌که استفاده زیاد از برق برای بسیاری هزینه سنگینی ندارد و به رخ‌نمایی نورانی بودن یا به احساس امنیت حاصل از روزشدن محیط طبیعی شب می‌ارزد. روستاهای کوچک به اندازه یک شهر نورانی می‌شوند تا در مقابل هم قد علم کنند، به خصوص وقتی که جاذبه‌ای گردشگری در آنها معرفی شود یا جمعیت آنجا به حدی برسد که با کمی نمادهای شهری، مثل نورهای خیره‌کننده و نابودکننده آرامش و طبیعت شب، بتوان آن روستا را به شهر تغییر داد. ویلایی تفریحی که به‌جز چند روز سال که میزبان توانگرانی است که در هر ییلاق یک خانه ساخته‌‌اند، در طول سال خالی از سکنه با چراغ‌های روشن و بی‌علت خودنمایی می‌کند، که شاید همه به یادشان باشد که این خانه فلان توانگر است و در طبیعت شب هیچ چیزی به‌جز نور خیره‌کننده آنجا را نبینند. یک بقالی کوچک در شهر آن قدر سردر خود را نورانی می‌کند که زیر آن احساس می‌کنید ساعت 12 ظهر است. پمپ بنزینی کوچک یا حتی یک رستوران میان‌راهی آن قدر مملو از نورافکن‌های شدید می‌شود که از کیلومترها دورتر نور آن به چشم آید و مشتری را جذب کند بی‌خبر از آن‌که خیرگی حاصل از نور آن در چشم راننده می‌تواند سبب حادثه و حتی مرگ یک یا چند انسان شود. آیا نورافشانان در مقابل چنین احتمالی احساس مسئولیت می‌کنند؟

 

مشکل آلودگی نوری مسئله جدیدی نیست اما در سال‌های اخیر رشد بی سابقه‌ای در ایران داشته است. تبعات آن فقط به حادثه‌های احتمالی و از دست رفتن آرامش شب ختم نمی‌شود. بخش دیگر آسمانی است که بالای سر از دست می‌رود. آسمان‌شب بخشی از طبیعت است و همان‌قدر که ساخته‌شدن یک برج درست مقابل دید دریا یا یک کوه زیبا از پنجره شما آزار‌دهنده است، برای آنهایی که این بخش از طبیعت را می‌شناسند تابیدن نورهای اضافه به آسمان همان‌قدر دل‌آزار است. انسان هزاران سال با این بخش از طبیعت اخت بوده است. هنوز تعدادی هستند که در شب‌های تابستان در حیاط و ایوان خانه روستایی خود با رواندازی از ستاره‌ها می‌خوابند یا آنهایی که تهران سی‌چهل سال پیش را به یاد ما می‌آورند که چطور تک شهاب‌ها را از بام خانه می‌شمردند و با فکری آرام به خواب می‌رفتند. از دست رفتن طبیعت فقط نابودی یک منظره نیست، نابودی آرامش زندگی است. برخی از ما در زندگی روزمره سیاره زمین یا حتی شهر و کشور خودمان را دریایی بی‌انتها تصور می‌کنیم که خراب‌کاری‌ها را می‌شورد و می‌برد. کیسه پلاستیک یا بطری را که در طبیعت پرت می‌کنیم احتمالا باد یا موج آب با خود می‌برد. اما کجا می‌برد؟ آیا این‌که فقط از مقابل چشم شما دورکند کافی است؟ آیا اگر روستای بالایی زباله‌های خود در دره پایینی بریزند چون آن‌ها را دیگر در محیط خود نمی‌بینند کافی است؟ به مرور بر سر روستای پایین دره چه می‌آید. آیا چون زمین سیاره بزرگی است بریدن چند درخت، روشن‌کردن صد نورافکن بی‌مصرف، و نابودشدن چند دریاچه بی‌اهمیت است؟ این تفکر شاید در جامعه‌ای قبیله‌ای با جمعیت‌های چند صدنفره برای زمین بی‌خطر بوده ‌است اما حالا که هفت میلیاردنفر هستیم چطور؟
شاید بپرسید که چرا اثر تخریبی نورهای اضافی را با مشکلات بزرگی مثل نابودی جنگل‌ها مقایسه می‌کنم. بزرگنمایی‌ای در کار نیست. زمین و محیط زیست آن بسیار کوچک‌تر و حساس‌تر از آن است که تفکر قبیله‌ای تصور می‌کند. اشتباهات و خواسته‌های افسارگریخته انسان طبیعت را عاجز کرده. ظاهرا بخشی از جامعه بشری با فرهنگی تازه به دوران‌رسیده نمی‌دانند چطور از امکانات علم و فناوری قرن بیست و یکم بهره ببرند بدون آنکه خانه خود را به ویرانه تبدیل کنند. فقط تا حدود یک قرن پیش موجودات روی زمین نسل در نسل در شب‌های طبیعی زندگی می‌کردند. حالا موجودات شبگرد در محیط زندگی خود باید به خورشید‌‌های تازه‌ای ‌عادت‌کنند که انسان ساخته است. نورهای شدید مسیر پرندگان مهاجر را به بیراهه تغییر می‌دهد یا سبب مرگ انبوه بچه لاک پشت‌هایی می‌شود که پس از تولد به جای اقیانوس به سوی نور هتل‌های کنار دریا کشیده می‌شوند.

و اما انسان. گرچه هنوز تایید قطعی علمی بر ارتباط برخی بیماری‌های خاص و مشکلات روان‌شناختی با شب‌های بیش از حد روشن شهرها در دست نیست اما پژوهش‌های جدی در این زمینه شروع شده و برخی آمارهای گرفته شده آن را تایید می‌کند.

اما آیا وقتی شهرها به ظلماتی ترسناک تبدیل شود که آسمان شب آن فرشی از ستاره باشد، ستاره شناسان بالاخره راضی می‌شوند؟ حقیقت این است که کسی به دنبال این نیست. نورها نیاز زندگی در دنیای مدرن است اما فقط شیوه و میزان استفاده از آن است که باید بیاموزیم. در چراغ‌های معابر که حباب شیشیه‌ای آنها بیرون آمده یا برای پوشش‌دهی بیشتر زاویه غیرعمود پیدا کرده‌‌اند 30 تا 40 درصد نور به افق یا مسقیم به آسمان هدر می‌رود. برخی نورافکن‌های که برای تزیین یا امنیت به یک بنا تابیده‌اند هدردهی حتی بیش از این دارند. حتما تلالو این نورهای چشمگیر را از هواپیما دیده‌اید اگر قرار است زمین را روشن کنند چرا به طور مستقیم از بلندی‌ها دیده می‌شوند؟ آماری که چند سال پیش در اروپا گرفته شد این هدردهی انرژی برای چراغ خیابان در سال معادل صد لیتر نفت حساب کرده است. فقط کافی است به جمع این هزینه برای هزاران چراغ یک شهر فکر کنید.

منبع: خبرآنلاین


تاریخچه یخبندان های کره زمین

تاریخ زمین مجموعه‌ای از دوره‌های متناوب یخ‌بندان و افزایش دما را نشان می‌دهد که هر یک نقش مؤثری در انقراض و حیات گونه‌ها داشته‌اند. فکر می‌کنید آخرین عصر یخ‌بندان با انسان بخرد چه خواهد کرد؟

محبوبه عمیدی: شاید شما هم وقتی به عصر یخ‌بندان فکر می‌کنید، انسان‌های اولیه‌ای در خیال‌تان مجسم می‌شوند که پوشیده در پوست گرم شکارهای پیشین در زمینی سراسر یخ‌زده و سرد، با ناامیدی به دنبال غذا می‌گردند.

اما در واقع زمین با اعصار یخ‌بندان بسیاری دست‌و‌پنجه نرم کرده که اغلب آنها پیش از پیدایش انسان به وقوع پیوسته‌اند. از سوی دیگر تصویر آشنایی که هر یک از ما از عصر یخ‌بندان داریم، نمونه‌ای نسبتا ملایم از آن است، زمین در خلال بعضی از اعصار یخ‌بندان برای ده‌ها گاهی صدها میلیون سال پوشیده از قشر عظیمی از یخ بوده است.

می‌توان برای زمین سه دوره آب‌و‌هوایی متناوب را تعریف کرد:

دوره گلخانه‌ای: که در آن درجه حرارت گرمسیری تا قطبهای زمین امتداد داشته و هیچ لایه یخی روی زمین نبوده است.

دوره یخچالی: دوره‌ای که بخشی از زمین پوشش یخ دائمی داشته اما وسعت این پوشش متغیر بوده است.

زمین گلوله برفی: زمانی که سرتاسر زمین پوشیده از قشر عظیم یخ بوده است.

این که چرا گاهی شاهد ظهور اعصار یخ‌بندان هستیم و گاهی دمای زمین رو به گرم‌شدن می‌رود، معمایی است که به گزارش نیوساینتیست  یخ‌بندان‌شناسان به تازگی شروع به حل آن کرده‌اند. آنها به بررسی تاریخچه یخ روی زمین پرداخته‌اند تا ارتباط آن با تغییر ترکیب گازهای جو زمین یا بزرگ‌ترین رویدادهای زمین‌شناسی را با دقت بیشتری بررسی کنند.

زمین گلوله برفی: 2.4 تا 2.1‌میلیارد سال پیش
گلوله برفیعصر یخ‌بندان دوران پارینه‌زیستی، قدیمی‌ترین عصر یخ‌بندانی است که تاکنون بشر موفق به شناسایی آن شده است. کره زمین در این دوران تنها 2‌میلیارد سال عمر داشته و زندگی روی آن به حیات در اشکال تک سلولی منحصر می‌شده است. به نظر می‌رسد زمین در آغاز این دوران، زمانی بین 2.3 تا 2.4‌میلیارد سال پیش با عصر یخ‌بندان بسیار‌ سختی روبرو بوده که یکی از دوره‌های «زمین گلوله برفی» به شمار می‌رود. محققان علت ظهور این عصر یخ‌بندان و شدت آن را کاهش دی‌اکسید‌کربن جو زمین به دلیل خاموشی 250‌میلیون ساله آتشفشان‌ها و کاهش اثر گلخانه‌ای ناشی از آن می‌دانند.

یخ‌بندان شدید: 850 تا 630‌میلیون سال پیش
زمین در این دوره 200‌میلیون ساله که کریوژنیان نام دارد، یکی از سخت‌ترین اعصار یخ‌بندان شناخته‌شده را تجربه کرده است. دیرین‌شناسان احتمال می‌دهند علت آغاز این عصر یخ‌بندان هم‌زمانی آن با ظهور اشکال پیچیده حیات روی زمین باشد.

این نظریه می‌گوید یخ‌بندان به دلیل تکامل سلولهای بزرگ و احتمالا جانداران پرسلولی که پس از مرگ در بستر دریاها و اقیانوس‌ها غرق‌شده و باعث جذب دی‌اکسید‌کربن جو زمین و کاهش اثر گلخانه‌ای آن شده‌اند، به وقوع پیوسته است.

کریوژنیان را به دو عصر یخ‌بندان متمایز تقسیم می‌کنند که یکی بین 750 و 700‌میلیون سال پیش ظاهر شده و دیگری به دنبال آن حدود 660 تا 635‌میلیون سال پیش به وقوع پیوسته است. محققان احتمال می‌دهند بخش از این یخ‌بندان زمین را به گلوله برفی تبدیل کرده باشد.

نخستین انقراض بزرگ: 460 تا 430‌میلیون سال پیش
عصر یخ‌بندانی که اواخر دوره اوردوویسین و اوایل دوره سیلورین رخ داده یکی از بزرگ‌ترین انقراض‌های روی زمین را رقم زده است. این دوره دومین عصر یخ‌بندان سخت زمین به شمار می‌رود.

این انقراض پس از انقراض بزرگ جانداران کره زمین در دوره پرمین، بزرگ‌ترین انقراض گونه‌های گیاهی و جانوری زمین به شمار می‌رود. با این حال با پایان این عصر، زیست‌بوم حیات را از سر گرفته و گونه‌های گیاهی بسیاری رشد یافته‌اند. احتمالا همین انبوهی پوشش گیاهی دوره سیلورین باعث ظهور عصر یخ‌بندان بعدی شده است.

 

ادامه مطلب

پمپ بنزین های فضایی ( خرده سیارک ها )

زنگ خطر یک لحظه هم قطع نمی‌شد. فرمانده ناو فضایی در حالی که تلاش داشت فرامین لازم و صحیح  برای سایر فضانوردان و خدمه پروازی را در ذهن خود مرور کند، متوجه چراغ سبز ارتباط با ایستگاه زمینی شد، فرصت را غنیمت شمرد و فوراً پیام فرستاد:"ایستگاه زمینی،ما یک مشکل داریم".

مأموریت آنها به دلایلی طولانی شده بود و به همین دلیل بود که آب اشامیدنی، اکسیژن و سوخت مورد نیاز برای انجام مانورهای فضایی کشتی کیهانی‌اشان تمام شده بود. زنگ خطر نیز به آنها گوشزد می‌کرد که باید به سرعت هوای تازه به سفینه تزریق شود. چند دقیقه‌ای طول کشید تا مرکز کنترل زمینی پاسخ دهد. آنها می‌بایست مسیر خود را به سمت یک پمپ سوخت فضایی کج می‌کردند. نزدیکترین پمپ سوخت فضایی که تقریباً در مسیر آنها قرار داشت، روی خرده‌سیارکی بنا شده بود که کارهای ساختمانی و تأسیساتی آن به تازگی به اتمام رسیده بود و بنابراین آنها نخستین مشتریان این ایستگاه سوخت‌گیری فضایی بودند.

خرده‌سیارک‌ ایتوکاوا که توسط کاوشگر فضایی هایابوسا ملاقات شده است فاقد منابع یخ آب است  (پمپ بنزین های فضایی)
خرده‌سیارک‌ ایتوکاوا که توسط کاوشگر فضایی هایابوسا ملاقات شده است فاقد منابع یخ آب است.

این داستان خیالی با واقعیت سفرهای فضایی بسیار فاصله دارد اما امروزه و پس از تأیید وجود آب در برخی از خرده‌سیارک‌ها، دانشمندان فضایی واقعاً مشغول کار بر روی ایده خارق‌العاده‌ای هستند که بر مبنای آن فضانوردان آینده که راهی هدف‌های دوردست در منظومه شمسی می‌شوند، قادر خواهند بود مخازن سوخت، اکسیژن و آب مورد نیاز خود را از منابع آبی این اجرام کم‌جرم فضایی (خرده‌سیارک‌ها) پر نمایند.

آب علاوه بر اینکه خیلی ساده می‌تواند به منظور نوشیدن و شستشو به کار برده شود، به علت اتمهای تشکیل‌دهنده خود که عبارتند از هیدروژن و اکسیژن، می‌تواند به عنوان منبعی برای تولید اکسیژن مورد نیاز فضانوردان جهت تنفس و سوخت مصرفی فضاپیماها نیز مورد استفاده قرار گیرد.

 با توجه به در دسترس بودن انرژی تابشی خورشید حتی در دوردستهای منظومه شمسی، می‌توان به وجود برق دائمی در یک فضاپیمای آینده اطمینان داشت. از دروس فیزیک و شیمی دوران مدرسه نیز می‌دانیم که با داشتن آب و برق و با استفاده از ابزار بسیار ساده، می‌توان آب را به اتمهای تشکیل دهنده آن یعنی هیدروژن و اکسیژن الکترولیز نمود. اکسیژن علاوه بر اینکه می‌تواند به عنوان هوای تنفسی فضانوردان مورد استفاده قرار گیرد، این قابلیت را نیز دارد که در  ترکیب مجدد با هیدروژن انرژی فراوانی آزاد نماید. این انرژی را می‌توان برای انجام مانورهای فضایی و یا تصحیحات مداری در موتورهای فضایی مورد استفاده قرار داد.

حال تصور کنید که خرده‌سیارکی در میانه راه زمین تا مقصدی دوردست در فضا قرار داشته باشد. جایی که بتوان هر بار در آنجا توقفی داشت. با این حساب می‌توان به سادگی تأسیسات لازم برای یک پمپ سوخت فضایی را روی این خرده‌سیارک بنا نمود. تأسیساتی تمام اتوماتیک که انرژی خورشیدی را دریافت  و به الکتریسیته تبدیل خواهد کرد (تأمین برق در فضا). سپس با استفاده از این انرژی الکتریکی، یخ آب موجود در خرده‌سیارک را با یک اجاق میکروویو، درست مشابه همانی که شما در منزل دارید، ذوب کرده و در ادامه آب حاصله را با یک دستگاه ساده الکترولیز به هیدروژن و اکسیژن خواهد شکاند و در انتها هیدروژن و اکسیژن به دست آمده را در مخازن جدا از هم ذخیره خواهد کرد.

تصویری خیالی از یک ایستگاه سوختگیری فضایی

خوب همه چیز محیا است، شما به عنوان فضانوردی که راهی مقصدی طولانی برای مثال به اقمار سیاره مشتری هستید، می‌توانید با توقفی کوتاه در این پمپ سوخت فضایی، مخازن سفینه خود را از هیدروژن و اکسیژن پر نموده و به سفر خود ادامه دهید.

در این بین نباید فراموش کنید که عملیات سوخت‌گیری سفینه، تحت شرایط جاذبه بسیار اندک خرده‌سیارک  صورت پذیرفته است و این به معنی صرفه‌جویی بسیار در مصرف سوخت جهت فرار از گرانش ناچیز این جرم کوچک سماوی است.

 

 

 

ادامه مطلب

اقلیم گذشته با بررسى قندیل هاى آهکى در غارها مشخص مى شود

اقلیم گذشته با بررسى قندیل هاى آهکى در غارها مشخص مى شود

 

معاون پژوهشى مرکز ملى اقیانوس شناسى گفت: اقلیم آب و هوایى گذشته با بررسى قندیل هاى آهکى داخل غارها مشخص مى شود. حمید علیزاده لاهیجانى افزود: بارانى که بر روى رسوبات آهکى مى ریزد، موجب حل شدن آهک ها و جمع شدن آنها در مکان دیگرى مى شود. وى اظهارداشت: دراین حالت ستون هاى آهکى استالاکتیت‌ها (Stalactites) و چکیده‌هاى آهکى یا استلاگمیت‌ها ایجاد مى شود.وى ادامه داد: با بررسى این قندیل هاى آهکى مى توان به اقلیم گذشته و تغییراتى که در طول زمان پدید آمده پى برد.علیزاده گفت: دراین راستا اول خرداد ماه کارگاه " کاربرد نهشته‌هاى آهکى غار در بازسازى شرایط اقلیم دیرینه مناطق دریایى ، دریاچه اى و ساحلى " در مرکز ملى اقیانوس شناسى برگزار می‏شود.وى با اشاره به اینکه امروزه مطالعات اقلیم دیرینه یکى از مهم‏ترین سرفصل‌ها در بررسى تغییرات اقلیمى در دنیا است اظهار داشت: با شناختن اقلیم گذشته و اینکه چه تغییراتى در آن بوجود آمده مى توان پیش بینى کرد که در آینده، اقلیم چگونه خواهد بود.رییس کارگاه ادامه داد: به عبارتى دیرینه اقلیم، اطلاعات محیطى گذشته را در اختیار ما قرار می‏دهد که با تکیه بر این اطلاعات مى‌توان تصویرى روشن از این تغییرات در آینده فراهم کرد.علیزاده گفت: با استفاده از مدل‌هاى کمى و کیفى و با بکار‌گیرى پارامتر‌هاى متفاوت ثبت شده در رسوبات مى توان اقلیم گذشته در مناطق مختلف را بازسازى کرد.وى اظهارداشت: بکار‌گیرى نهشته‌هاى ثبت شده در غار‌ها یکى از روش‌هاى مطالعاتى دیرینه اقلیم است، اما در ایران تاکنون بر روى غار‌هاى مناطق ساحلى و غیر ساحلى چنین مطالعه‌اى صورت نگرفته است؛ از این‏رو بررسى این مناطق مى‌تواند بستر اطلاعاتى مناسبى را در ارتباط با تغییرات جوى گذشته در اختیار ما قرار دهد.معاون پژوهشى مرکز ملى اقیانوس شناسى معتقد است ؛ با مطالعه بر روى نهشته‌هاى غارى لایه‌اى اسپلوتم‌ها (Speleothems) و چکنده‌هاى آهکى یا استالاکتیت‌ها (Stalactites) و چکیده‌هاى آهکى یا استلاگمیت‌ها(Stalagmites) و دیگر سوابق رسوبى ثبت شده مى‌توان اطلاعات گوناگونى را در ارتباط با تغییرات اقلیم دیرینه، نوع پوشش گیاهى، تغییرات نرخ بارش، تعیین ترکیب ایزوتوپى بارش‌هاى دیرین و میزان رطوبت موجود در سیستم‌هاى جوى حاکم بر مناطق در گذشته به دست آورد.وى گفت: همچنین با استفاده از خاصیت لومینسانس در آهک‌هاى غارى مى‌توان اطلاعاتى در ارتباط با خاک‌ها و نوع پوشش گیاهى محیط پیرامون غار به دست آورد، همچنین با بررسى ترکیب ایزوتوپى در چکنده‌ و چکیده‌ غارهاى آهکى مناطق ساحلى علاوه بر اطلاعات فوق مى ‌توان تغییرات تراز آب دریاها را نیز بازسازى کرد.رییس کارگاه افزود: بررسى ترکیب ایزوتوپى، تعیین عناصر ردیاب ، مقدار ماده آلى و نرخ رشد رسوبات آهکى غارى در کنار تعیین سن مطلق آنها مى‌توان جزئیات زیادى را در ارتباط با محیط پیرامون غار و اقلیم دیرینه آن منطقه بدست آورد.معاون پژوهشى مرکز ملى اقیانوس شناسى در پایان گفت: با توجه به اهمیت این موضوع ، این کارگاه با حضور دکتر " على پورمند " استاد دانشگاه " میامى " امریکا و مهندس آرش شریفى دانشجوى دکتراى این دانشگاه و متخصصان فعال دراین زمینه در مرکز ملى اقیانوسى شناسى برگزار مى شود.

منبع: GSI


انواع شمال های زمین و نقشه برداری زمینی

انواع شمال های زمین و نقشه برداری زمینی

 

شمال ها

3 شمال وجود دارد که در زمان استفاده از نقشه از آن استفاده می کنیم.

شمال حقیقی یا جغرافیایی

امتداد یک نقطه از سطح زمین به سمت قطب شمال سمتی پیدا می شود که به آن شمال حقیقی یا جغرافیایی می گویند و با علامت ستاره قطبی مشخص می گردد.

شمال مغناطیسی

از چرخش زمین به دور خود یک نیروی جاذبه مغناطیسی به وجود می آید که در قطب شمال متمرکز می شود و نوک عقربه قطب نما را به طرف خود جذب می کند. به عبارتی امتدادی را که عقربه قطب نما نشان می دهد شمال مغناطیسی نام دارد و با علامت نیم فلش یا حروف M . N  یعنی شمال مغناطیسی مشخص می گردد. (Magnetic North)

شمال شبکه

امتداد خطوط عمودی روی نقشه را در جهت بالا شمال شبکه می گویند و با علامت GN مشخص می گردد. Grid North

باید توجه داشته باشیم که قطب شمال مغناطیسی حدود چند درجه با شمال حقیقی اختلاف دارد، که چنانچه از نقشه استفاده می کنیم باید مقدار اختلاف آن را در نقشه تاثیر دهیم. معمولا این اختلاف را در نقشه های دقیق مشخص کرده اند.

 

 نقشه برداری زمینی

 

این بخش شامل توصیف کلمات و مفاهیم پایه زیر است :

بیان موقعیت نقاط در سطح زمین

مختصات نقطه در نقشه

مقیاس

انواع مقیاس ها

سطح مبنا

توجیه نقشه

شمال جغرافیایی یا شمال حقیقی

شبکه بندی نقشه

 گرا یا   Azimut

انحراف مغناطیسی

ترازیابی

سطح تراز مبنا

ادامه مطلب

نوسانات هسته زمین طی 6 سال گذشته مسیر چرخش سیاره را مقداری تغییر داد

نوسانات هسته زمین طی 6 سال گذشته مسیر چرخش سیاره را مقداری تغییر داد

 

محققان بر این باورند شبهای تاریک و روزهای درخشان زندگی ما تحت اختیار قلب آشفته سیاره زمین قرار دارند و نوسانات هسته زمین طی 6 سال گذشته توانسته است مسیر چرخش سیاره را به اندازه ای تغییر دهد."نیکولاس گیله" به همراه تیمی از دانشمندان دانشگاه "جوزف فوریه" در فرانسه رفتارهای سیالات هسته زمین را بر اساس محاسبه نوسانات میدان مغناطیسی سیاره، مدلسازی کردند.به گفته گیله درونی ترین بخش هسته خارجی زمین به صورت دوره ای از جریاناتی تند یا کند برخوردار است که این رفتار در میدان مغناطیسی زمین نوسان به وجود می آورد.این میدان مانند رشته ای از نورهای لاستیکی منطقه تحت تاثیر نوسان را به سمت موقعیت اصلی آن می کشاند، رفتاری که به صورت لایه به لایه به بخشهای بالایی نفوذ کرده و درجه چرخش آنها را تحت تاثیر خود قرار می دهد.محققان تاثیر این پدیده را که می تواند منجر به تغییر دادن حرکت زاویه ای زمین شود، بر روی درجه چرخش کل سیاره مورد مطالعه قرار داده و دریافتند طی دوره ای 6 ساله طول روزها با تغییری 0.4 میلی ثانیه ای مواجه شده است، محاسبه ای که نتیجه آن با محاسبات طول روزها در سالهای 1925 تا 1997 همخوانی دارد.بر اساس گزارش نیوساینتیست، در گذشته باور بر این بود که این پدیده در دوره های 60 ساله بر روی طول روزها تاثیر می گذارد اما درجه چرخشی که در طی این مطالعه به دست آمده است، این دیدگاه قدیمی را رد می کند، دیدگاهی که دانشمندان برای 40 سال به آن اعتقاد داشتند.

منبع: خبرگزاری مهر - GSI.IR


خلیج فارس یک آزمایشگاه زیست محیطى طبیعى است

خلیج فارس یک آزمایشگاه زیست محیطى طبیعى است

 

حمید علیزاده در آستانه روز ملى خلیج فارس، در خصوص پدیده زیست محیطى گرم شدن زمین و محیط هاى آبى گفت: خلیج فارس در نزدیک حاره واقع شده و عمق کمى دارد. وى با اشاره به اینکه از این رو آبزیان موجود در آن در شرایط سخت زندگى مى کنند اظهار داشت: در صورت تغییر اقلیم اتفاقى که ممکن است در‌آینده در محیط هاى آبى تجربه کنیم هم اکنون در خلیج فارس مشاهده مى شود از این رو یک آزمایشگاه زیست محیطى بسیار با ارزش است. علیزاده در خصوص اهمیت و ارزش اقتصادى خلیج فارس نیز گفت: استقرار صنایع پتروشیمی‏ ایران در سواحل خلیج فارس و استفاده از سواحل براى توسعه صنعتى و گسترش صنایع پتروشیمى بیش از پیش اهمیت این بخش را مشخص مى کند. وى افزود: در خلیج فارس صنایع پتروشیمى ، نفتى ، انتقال ، اکتشاف و بهره بهردارى نفت و گاز صورت مى گیرد و بخش عمده ترابرى کالا و آبزیان مصرفى کشور نیز از محیط هاى دریایى پیرامون آن انجام مى شود. معاون پژوهشى موسسه ملى اقیانوس شناسى با تاکید بر لزوم شناخت روش‏هاى حفاظت از سواحل اظهارداشت: در ‏این راستا، لزوم انتقال و آموزش دانش حفاظت از محیط‏ هاى آبى ، مهم و حیاتى است. علیزاده با اشاره به برگزارى دوره هاى آموزشى کوتاه مدت از سوى موسسه ملى اقیانوس شناسى گفت: آموزش دانش دریایى بین متخصصان و تصمیم سازان توسعه دریایى یکى از برنامه‏هاى راهبردى این موسسه است. وى به برگزارى دوره‏هاى آموزشى کوتاه مدت به عنوان یکى از وظایف جارى این موسسه اشاره کرد و اظهار داشت: ‏این موسسه سالانه بیش از 15 دوره آموزشى را با موضوعات مختلف در دفتر مرکزى تهران و یا در ‏ایستگاه هاى پژوهشى نوشهر، بوشهر و چابهار برگزار می‏کند. علیزاده که استادى دوره آموزشى حفاظت از سواحل خلیج فارس را در کارنامه خود دارد، گفت: کارگاه آموزشى حفاظت از سواحل خلیج فارس، به منظور آگاهى کارشناسان شرکت ملى صنایع پتروشیمى ‏ایران در ‏ایستگاه پژوهشى اقیانوس ‏شناسى موسسه ملى اقیانوس شناسى در شهرستان چابهار برگزار شد. وى با بیان اینکه این کارگاه به منظور آشنایى کارشناسان شرکت ملى صنایع پتروشیمى ‏ایران برگزار شد افزود: در واقع اقیانوس‏شناسى علمى است که داراى شاخه هاى متعدد و پیچیده است ازاین رو برگزارى چنین دوره هاى آموزشى با هدف آشنایى بیشتر کارشناسان با این مقوله الزامى است. معاون پژوهشى موسسه ملى اقیانوس‏شناسى، با بیان اینکه آب‏ها و اقیانوس‏ها براى کره زمین حیاتى است، اظهار داشت: بحث وجود و عدم وجود آب و اقیانوس‏ها در زمین و کرات دیگر، از جمله موضوعات مورد بررسى در حوزه اقیانوس‏شناسى است. علیزاده در پایان سخنان خود گفت: یکى از دستاوردهاى اصلى ‏این کارگاه آموزشى، شناساندن ویژگی‏هاى مختلف محیط دریایى خلیج فارس به متخصصانى است که وظیفه حفاظت از ‏این محیط را برعهده دارند. روز ملى خلیج فارس در تقویم رسمى کشور 10 اردیبهشت ماه است.

GSI


7 خطری که زمین را تهدید می کنند

7 خطری که زمین را تهدید می کنند

 

ناتوانی انسان و جوامع مدرن و پیشرفته انسانی در برابر بلایای طبیعی نکته ای تامل برانگیز است که در شرایط بحرانی می تواند منجر به خسارات باور نکردنی جانی یا مالی شود. در گزارشی به برخی از این شرایط که انسانها در برابر آن عملا ناتوانند اشاره شده است.پیش از اینکه آتشفشان "ایجافجالاجوکول" تصمیم به آتش بازی بگیرد تعدادی از افراد پیش بینی می کردند یک انفجار کوچک آتشفشانی قادر خواهد بود برای یک هفته تقریبا تمامی پروازها را در سرتاسر اروپا مختل کند. انسان بر این باور است در جامعه مدرن، پیچیده و قابل انعطاف زندگی می کند از این رو درماندگی سریع انسانها و جوامع در زمان آغاز فعالیت یک آتشفشان کمی غافلگیر کننده است.با این حال آتشفشانها تنها سلاحهای مغلوب کننده طبیعت به شمار نمی روند. در واقع سلسله ای از فجایع بالقوه وجود دارند که می توانند نتایج غیر قابل پیش بینی و ترسناکی در پی داشته باشند. در ادامه به برخی از این وقایع که نشریه تلگراف آنها را منتشر کرده است اشاره خواهد شد:

طوفانهای خورشیدی: هر چند روز یک بار تغییرات در میدان مغناطیسی خورشید طوفانهای عظیمی به وجود می آورد که به فورانهای توده ای خورشیدی یا CME شهرت دارند. به گفته محققان این فورانها بیلیونها تن از مواد و ذرات را با سرعتی برابر هشت میلیون کیلومتر بر ساعت به بیرون پرتاب می کنند و این شرایط اقلیمی معمولا برای زمینیان دردسر ساز می شود.در مارچ 1989 CME بزرگی نیمکره شمالی زمین را تحت تاثیر خود قرار داد و در حدود هزار و 500 گیگاوات الکتریسیته را (الکتریسیته ای 25 برابر میزان الکتریسیته شبکه ملی انرژی در آمریکا) به اتمسفر وارد کرد. در اثر این رویداد شبکه برق کانادا تخریب شد و برای 9 ساعت دسترسی حدود 6 میلیون نفر به الکتریسیته قطع شد.اطلاعات تاریخی نشان می دهند امکان اینکه انرژی چنین طوفانهایی 10 برابر بیشتر باشد نیز وجود دارد. به گفته جان کاپنمن از شرکت Metatech دورانهای طولانی مدت قطعی برق می تواند از ابعاد قاره ای به کل سیاره سرایت پیدا کند. به گفته وی در صورتی که یکی از این طوفانها به آمریکا یا شمال اروپا وارد شود، بازسازی و بازیافت انرژی الکتریسیته در این مناطق از ماه ها تا سالها به طول خواهد انجامید. همچنین احتمال اختلال بخشهای حیاتی از سازه های انسانی از قبیل سیستم آب آشامیدنی، نگهداری از مواد غذایی و داروهای فاسد شدنی، سیستم فاضلاب و سیستم حمل و نقل و ارتباطات برای چندین روز وجود دارد. برای مثال اختلال در مصرف دارو برای بیماران دیابتی می تواند تاثیرات خطرناک و کشنده ای در بر داشته باشد.در واقع این بخشهای گسترش یافته جهان با شبکه های پیچیده انرژی اند که بیشترین خسارتها را از چنین طوفانهای سهمگینی خواهند دید. در این میان احتمال از کار افتادگی ماهواره ها نیز وجود دارد که در این صورت هواپیماها و کشتی ها باید برای مسیر یابی از شیوه های قدیمی استفاده کرده و توانایی پیش بینی آب و هوایی انسانها تا حد قابل توجهی کاسته خواهد شد. تمایل بیشتر این طوفانها به سوی قطبهای زمین است به همین دلیل عرض جغرافیایی بالای 40 درجه در معرض خطر بیشتری قرار دارند. پیش بینی زمان وقوع این طوفانها بسیار مشکل است اما احتمال همزمان بودن آنها با دوران فعال بودن خورشیدی زیاد است که به گفته دانشمندان دوره جدید فعالیتهای خورشیدی به تازگی آغاز شده و زمین طی سالهای آینده شاهد طوفانهای بیشتری خواهد بود.

برخورد شهابسنگ: تقریبا هر هزار سال یکبار زمین مورد اصابت یک شهابسنگ نسبتا کوچک با عرض 50 متر یا بیشتر قرار می گیرد. در حالی که این اجرام به نسبت صخره چند کیلومتری که نسل دایناسورها را از روی زمین برداشت، سنگریزه به نظر می آیند اما همچنان می توانند حفره های بزرگی را بر روی زمین به وجود آورند. در 30 ژوئن 1908 شهابسنگی 30 متری با رودخانه تانگوسکا در سیبری برخورد کرد.  به گزارش مهر، انفجار ناشی از این برخورد برابر انفجار دو مگاتن TNT بوده و موج انفجار آن باعث مسطح شدن هزار و 36 کیلومتر مربع از جنگلهای آن منطقه و نابودی تعداد زیادی از جانداران جنگلها شد. در صورتی که چنین شهابسنگی با یکی از مناطق مسکونی و پرجمعیت زمین برخورد می کرد میزان خسارتهای به بار آمده بسیار گزاف و باور نکردنی می شد.خوشبختانه احتمال وقوع چنین رویدادهایی بسیار کوچک است زیرا بیشترین بخش زمین از آب پوشیده شده و یا جمعیت در آن متمرکز نیست. با این همه برخورد یک شهابسنگ با یک منطقه دور افتاده و خالی از سکنه نیز می تواند عواقبی در بر داشته باشد، برای مثال برخورد یک شهابسنگ در منطقه ای خالی در میان محدوده ای که تنشهای سیاسی در آن وجود دارد می تواند با حمله اتمی به اشتباه گرفته شده و منجر به مقابله به مثل شود.

واژگونی میدانهای مغناطیسی: هر از چند گاهی فعالیتها در اعماق هسته آهنی زمین منجر به واژگونی میدان مغناطیسی زمین می شود، به بیانی دیگر قطب جنوبی این میدان به قطب شمالی و قطب شمالی به جنوبی تبدیل می شود. آخرین واژگونی در این میدان در حدود 780 هزار سال پیش رخ داده و نشانه هایی وجود دارد که به زودی واژگونی دیگری نیز در راه است. به گفته "نیلز اولسن" شدت میدان مغناطیسی زمین طی 150 سال گذشته در حدود هشت درصد کاهش یافته است، این کاهش در برخی مناطق به 10 یا 20 درصد نیز رسیده است.وقوع این فرایند به چندین هزار سال زمان نیاز دارد و طی این مدت زمان لایه میدان مغناطیسی محافظتی که زمین را از طوفانهای خورشیدی محفوظ نگه می دارد نیز از بین خواهد رفت. حیات در زمین طی دوره پیشین واژگونی آسیب چندانی ندیده است و از این رو انتظار نمی رود واژگونی آینده نیز خطری جدی به شمار آید اما انتظار مشاهده تاثیرات جانبی از جمله انباشتگی نیروی الکتریسیته در اتمسفر زمین وجود دارد.

زمین لرزه: زمین لرزه، همانطور که در شیلی، هائیتی و چین مشاهده کردید می تواند مخرب و کشنده باشد. تاثیرات مخرب این پدیده معمولا در منطقه ای به وجود می آید که زمین لرزه رخ داده است اما زمزمه آن در تمامی جهان طنین انداز می شود. در مارچ سال 2010 تایوان مورد هجوم لرزه ای 6.4 درجه ای قرار گرفت. این رویداد خسارت جانی در بر نداشت اما میزان تخریب ساختمانها و پلها بسیار زیاد بوده و پارک علمی "تائینان" بزرگترین تولید کننده تراشه های حافظه رایانه ای و نمایشگرها و تلویزیونهای LCD برای چند روز تعطیل شد. خوشبختانه این تجارت به سرعت کار را از سر گرفت و هیچ کس متوجه کمبود محصولات آن در بازارها نشد اما شاید زلزله بعدی رفتار نرمی با انسانها نداشته باشد.

آتشفشانها: شاید آتش بازی هفته گذشته در ایسلند تنها پیش درآمدی بر رویدادی بود که در حال وقوع است. به گفته محققان افزایش میزان زمین لرزه و فعالیتهای آتشفشانی طی 10 سال گذشته نشان می دهند ایسلند وارد مرحله ای فعالتر شده است. دوره های فعالیتهای بالای آتشفشانی فجایع بزرگی مانند حادثه انفجار آتشفشان "لاکی" در سال 1783 را از خود به جا گذاشته است، در این حادثه بیش از نیمی از جانداران جزیره نابود شده و یک چهارم ساکنان این منطقه در اثر قحطی جان خود را از دست دادند. محققان معتقدند جوامع مدرن باید انطباق پذیری بیشتری با وقوع چنین انفجارهایی پیدا کنند اما خسارتهای اقتصادی و جانی این وقایع بسیار شدید خواهد بود. برای مثال احتمال غیر فعال شدن خطوط هوایی برای بیش از پنج ماه وجود خواهد داشت.فاز فعالیت ایسلند بر اساس تخمین دانشمندان در حدود 60 سال دیگر ادامه خواهد داشت و در سالهای 2030و 2040 به اوج خود خواهد رسید. به گزارش مهر، در این میان زمین لغزه نیز بحران دیگری است که محققان احتمال وقوع آن را در جزایر قناری پیش بینی کرده اند، در صورت وقوع چنین حادثه ای تسونامی عظیمی روی داده، تمامی کابلهای زیر دریا قطع شده و بخش شرقی سواحل آمریکا را سیل فراخواهد گرفت.

فورانهای متانی: آزادسازی ناگهانی توده هایی از گاز گلخانه ای متان از بستر اقیانوسها مشابه آنچه در گذشته رخ داده است می تواند باعث سرعت بخشیدن به گرمای جهانی شود.

تابشهای کیهانی: افزایش ناگهانی پرتوهای کیهانی که از منظومه خورشیدی ساطع می شوند می تواند منجر به آغاز عصر یخبندانی دیگر بر روی زمین شده و شاید زمینه انقراض حیات بر روی زمین به وجود آید. در چنین شرایطی فعالیتهای آتشفشانها چندان هم بد و آزار دهنده به نظر نمی آیند

منبع: خبرگزاری مهر - GSI


فوران آتشفشان ایسلند مى تواند باعث خنک شدن زمین شود

فوران آتشفشان ایسلند مى تواند باعث خنک شدن زمین شود

 

هربرت فورمایر هواشناس دانشگاه وین افزود: میزان بالاى ذرات غبار که از زیر یخچال طبیعى آتشفشان ایسلند خارج شده به لایه استراتوسفر زمین وارد شده و چندین سال آنجا خواهد ماند.استراتوسفر دومین لایه جو زمین است که در ارتفاع 12 کیلومترى زمین قرار دارد.این لایه خشک و حاوى میزان کمى بخار آب است؛ به همین دلیل باد و باران کمى در این لایه مشاهده مى شود و هرگونه ذره غبارى که به این لایه برسد مى تواند مدتها در آنجا باقى بماند.فورمایر مى گوید :"ذرات غبار آتشفشان ایسلند احتمالا یک، دو و حتى سه سال در این لایه باقى خواهند ماند."به گفته وى از آنجا که ذرات غبار مانع از رسیدن اشعه خورشید به زمین شود ، طى این مدت، مى تواند موجب خنک شدن جهانى زمین شود.فوران این آتشفشان و گسترش ابرهایى از خاکستر در آسمان کشورهاى اسکاندیناوى و اروپاى مرکزى موجب لغو پروازهاى هوایى در برخى از این مناطق شده است.

منبع: GSI


تردید درباره ارتباط ماده تاریک و پوزیترون مازاد

به گزارش خبرگزاری مهر، در حال حاضر بسیاری از فیزیکدانان نه تنها با رصد کیهان بلکه همچنین با تحقیق بر روی ذرات به دنبال پاسخی مناسب برای این سئوال که ماده تاریک از چه چیزی ساخته شده است می گردند. این درحالی است که هیچ یک از تئوریهایی که تاکنون مطرح شده اند نتوانسته اند پاسخ مناسبی برای درک ماهیت ماده تاریک ارائه کنند.


اکنون دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا با تحقیقاتی که با کمک ماهواره 'پاملا' انجام داده اند به تازگی میزان قابل توجهی پوزیترون مازاد را شناسایی کرده اند که می تواند تردیدهایی را درباره ارتباط این پزویترون با ماده تاریک را ایجاد کند.



این محققان در این خصوص اظهار داشتند: 'مدلها پیش بینی می کنند که ذرات ماده تاریک از الکترون و پوزیترون تشکیل شده اند.'



این محققان با بررسی اطلاعات جمع آوری شده توسط ماهواره پاملا نشان دادند که این حجم بالای پوزیترون حاضر در کیهان نمی تواند از ماده تاریک برانگیخته شده باشد.



براساس گزارش ساینس سنتریک، در این تحقیقات، فرایند نابودی ذرات ماده تاریک در کهکشان راه شیری مورد بررسی قرار گرفت. در حقیقت مدلهای کنونی قادر نیستند میزان پوزیترون مازاد رصد شده را محاسبه کنند و بنابراین نمی توان ارتباط میان این ذرات را با ماده تاریک تعیین کرد.
تردید درباره ارتباط ماده تاریک و پوزیترون مازاد


این محققان افزودند: 'در حال حاضر ما هنوز توضیحات قانع کننده ای در اختیار نداریم که ارتباط این پوزیترون مازاد را با ماده تاریک تائید کنند. در حقیقت اطلاعات برخورد دهنده بزرگ هادرون در سرن ژنو می تواند این مسئله را در سالهای آینده حل کند.'

ارسال :امیر حسین ستوده بیدختی

منبع: مهر

نقل از:http://oonieknafar.blogfa.com


برای مقابله با گرمایش جهانی باید زمین را دست‌کاری کرد

برای مقابله با گرمایش جهانی باید زمین را دست‌کاری کرد

 

تا همین چند سال پیش، پیشنهادهایی مانند نصب سایبان‌های وسیع و جذب دی‌اکسیدکربن از جو برای خنک کردن زمین به نظر خیالی می‌رسید، اما امروز حتی سیاستمداران هم به چنین ایده‌هایی توجه می‌کنند.

 

فاطمه محمدی‌نژاد: تا همین چند سال پیش، پیشنهادهایی مانند نصب سایبان‌های وسیع و جذب دی‌اکسیدکربن از جو برای خنک کردن زمین به نظر خیالی می‌رسید، اما اکنون سیاستمداران کشورهای آمریکا و انگلیس چنین ایده‌هایی را نیز مد نظر قرار می‌دهند. در نشستی متشکل از دانشمندان و خبرگان سیاسی که هفته گذشته در آسیلومار کالیفرنیا برگزار شد، مذاکرات جزئی در رابطه با اینکه چه کسی عملیات نجات سیاره را بر عهده خواهد گرفت، انجام شد.

به گزارش نیوساینتیست، در این نشست توافق نظر بر این بود که کاهش شدید انتشار گازهای گلخانه‌ای بهترین روش برای محدود کردن خشک‌سالی‌های فاجعه‌بار و افزایش سطح دریاها ناشی از گرمایش زمین خواهد بود. اما شکست اجلاس کپنهاگ دانمارک در آذر 2009 / 1388 و انتشار بی‌رحمانه گاز CO2 در جهان، بسیاری را بر آن داشته است تا به راه‌حل‌های مهندسی جغرافیایی روی آورند.

برای مقابله با گرمایش جهانی باید زمین را دست‌کاری کرد.
درختان مصنوعی
برای مقابله با گرمایش جهانی باید زمین را دست‌کاری کرد..برخی در مقابل نظریه تولید درختان مصنوعی که دی‌اکسیدکربن را مستقیما از اتمسفر می‌مکند، به مخالفت پرداختند. اما از طرفی نیز در مورد نظریات جنجالی‌تری چون بازگرداندن انرژی به فضا، سیاست‌گذاران به دانشمندان هشدار دادند که این امر می‌تواند واکنش شدید عمومی را در پی داشته باشد.

اولیور وینگنتر از موسسه معدن و فناوری در نیومکزیکو، جزئیات برنامه‌ای را برای تغییر مسیر بادهای غربی تشریح کرد. تصور می‌شود تغییرات دما و فشار در اقیانوس جنوبی طی 50 سال گذشته باعث تغییر جهت 3 تا 4 درجه‌ای بادهای غربی به سمت جنوب شده است. این تغییرات باعث می‌شود جریان‌های اقیانوسی که آب گرم و شور را به سطح می‌آورند، تقویت شده و در نتیجه یخ‌های قطب جنوب ذوب شوند.

وینگنتر پیشنهاد می‌کند تا اقیانوس را با ذرات آهن بذرپاشی کرده و شرایط رشد بیشتر و سریع‌تر فیتوپلانکتون‌ها را فراهم آورند. پلانکتون‌ها ماده‌ای شیمیایی با نام دیمتیل سولفید را به جو می‌فرستند که باعث شکل‌گیری قطرات ریز ابر می‌شود. قطرات بیشتر به معنای ابرهای سفیدتری است که انرژی بیشتری را از زمین دور نگاه می‌دارند. طبق محاسبات وینگنتر این عمل می‌تواند دمای منطقه را به میزان 0.5 درجه سانتی‌گراد کاهش دهد که این امر نیز موجب بازگشت بادهای غربی به موقعیت اصلی خود را فراهم می‌کند.

تاثیرات جانبی
برای مقابله با گرمایش جهانی باید زمین را دست‌کاری کرد...با این حال هنوز اطلاعی در مورد تاثیرات جانبی در دست نیست. خنک کردن منطقه‌ای کوچک به میزان 0.5 درجه می‌تواند تغییراتی اساسی در الگوهای بارش ایجاد کند. تاثیر رشد و نمو پلانکتون‌ها بر زندگی اقیانوسی نیز ناشناخته است. مدل‌های رایانه‌ای تا حدودی می‌توانند این خلاءها را پر کنند و وینگنتر حداقل ده سال مطالعه کامپیوتری را پیش از آغاز چنین عملیاتی پیش‌بینی می‌کند. روش‌های دیگر ممکن است سریع‌تر از مرحله آزمایش عبور کنند، اما این سوال مطرح است که آیا باید اجازه چنین آزمایش‌هایی داده شود یا خیر.

مدل‌سازی‌ها تاکنون نشان داده‌اند که ابرهای استراتوسفری متشکل از سولفات به سرعت می‌توانند سیاره را خنک کنند. دیوید کیت از دانشگاه کالگاری کانادا در مقاله‌ای که به نیچر ارسال کرده،‌ پیشنهادی را در مورد پاشیدن یک تن ذرات سولفات از هواپیمای ناسا از ارتفاع 20 کیلومتری مطرح کرده است. این نتایج ممکن است به محققان برای بازسازی مدل‌هایشان کمک کند و تعداد ذرات پخش شده مسلما بسیار کمتر از میزان لازم برای خنک کردن محسوس خواهد بود.

راه‌حل نمکی
برای مقابله با گرمایش جهانی باید زمین را دست‌کاری کرد....سیلور لاینینگ، یک شرکت غیرانتفاعی که توسط کلی وانسر در سن‌فرانسیسکوی کالیفرنیا تاسیس شد، گروهی از 35 دانشمند را در اختیار دارد که بر روی یک روش خنک کننده کار می‌کنند. در این روش ناوگان کوچکی از قایق‌ها ذرات نمک دریایی را به جو شلیک می‌کنند که این امر باعث سفید شدن ابرها می‌شود.

این گروه به دنبال سرمایه برای انجام تحقیقات ناوبری شامل 10 کشتی و ده‌هزار کیلومتر مربع از اقیانوس است. کلی وانسر معتقد است این عملیات می‌تواند در 3 یا 4 سال انجام شود. در این تحقیقات از ذرات زیادی برای ایجاد سردی قابل ملاحظه استفاده نخواهد شد. بسیاری از دانشمندان آب‌وهوا در آسیلومار معتقدند جریان‌های معمول اقیانوسی که دیگر آزمایش‌های اقیانوس‌شناسی را نیز کنترل می‌کند، ممکن است باعث بروز خطاهایی در این پروژه شود.

وانسر اعلام کرد جریان‌های اضافی ممکن است تاخیرات خطرناکی را ایجاد کند، بطوری که دولت‌ها مدتی بعد مجبور به استفاده از فناوری‌هایی شوند که پیش از این به‌درستی آزمایش نشده است. آن‌ها نسبت به یک واکنش عمومی هشدار دادند مگر این‌که مهندسین جغرافیایی پیش از انجام چنین تحقیقاتی با عموم صحبت کنند. شوبیتا پارتاساراتی از دانشگاه میشیگان گفت:« هدف، توسعه این فرایند است. مسیر از قبل مشخص شده است.»

چشم‌انداز جهانی
برای مقابله با گرمایش جهانی باید زمین را دست‌کاری کرد.....اگر آزمایش‌ها تا مقیاسی بزرگ‌تر پیش روند، مشکل دوم به‌وجود خواهد آمد. کدام ملت باید در مورد امنیت یک طرح و اجرای آن نظر دهد؟ بسیاری بر این عقیده هستند که برخی از راه‌حل‌ها تاثیر جهانی دارند و تنها پس از مذاکرات جهانی امکان اجرای آن‌ها مثلا توسط سازمان ملل وجود دارد. این مذاکرات باید شامل برنامه‌هایی برای جبران خسارت افرادی باشد که محل زندگیشان احتمالا به علت تاثیرات جانبی تخریب خواهد شد. اما برخی معتقدند که مذاکرات جهانی غیرممکن خواهد بود.

ریچارد بندیکت، رئیس شورای ملی علم و محیط آمریکا و مذاکره‌کننده سابق دولت آمریکا، اسنادی را جمع‌آوری کرده و در آن اعلام کرده است که کنترل اصلی تحقیقات مهندسی جغرافیایی باید بوسیله گروهی متشکل از 14 کشور شامل آمریکا، چندین کشور اروپایی، هند و چین انجام گیرد. این پیشنهاد توجه بسیاری را به خود جلب کرد، اما حداقل یک نفر نارضایتی خود را ابراز داشت. پابلو سوارز که در دانشگاه بوستون در رابطه با آب‌وهوا و فجایع بشری مطالعه می‌کند، گفت:« من نمی‌توانم تصور کنم که چند کشور برای همه تصمیم‌گیری کنند. شرکت دادن همه در این کار مشکل است اما این توجیهی برای انجام ندادن این کار نیست.»

پارتاساراتی هشدار داد، نبود مشاوره ممکن است مخالفت‌هایی را در رابطه با مهندسی جغرافیایی برانگیزد، درست همانند مخالفت‌هایی که در مورد استفاده از محصولات اصلاح‌شده ژنتیکی صورت گرفت. به نظر می‌رسد از هم‌اکنون این اعتراض‌ها آغاز شده است. در حالی که نمایندگان در حال مذاکره در آسیلومار بودند، یگانی از 70 گروه محیطی، بهداشتی و اجتماعی با انتشار نامه‌ای سرگشاده به این نشست حمله کردند. در این نامه نوشته شده است: «چنین مذاکراتی نمی‌تواند بدون حضور تمامی اعضای سازمان ملل انجام گیرد. تصمیم‌گیری برای تحقیقات مهندسی جغرافیایی و آزمایش آن در غیاب این گروه نابجا و غیرمسئولانه است.» 

منبع: خبر آنلاین


مایاها

مایاها

مایاها که بودند و چگونه زیستند؟

 

غریبه زمانی به شهر رسید که فصل گرما و خشکی آغاز شده بود. تنها در این فصل بود که معابر جنگل سخت و خشک می شد و جنگاوران مجال می یافتند راه خود را از میان درختان انبوه بیابند. غریبه، پیشاپیش مردانش از معبر اصلی شهر "واکا" گذشت و در ادامه از مقابل معابد و بازارهای شهر هم گذر کرد. مردم، تحت تأثیر هیبت آن مردان جنگی، با آن تاج های پرنشان برسر، نیزه ها و سپرهای آینه مانندشان، مبهوت و خیره، نظاره گر این نمایش قدرت بودند.

    در متون باستانی، تاریخ این رویداد، هشتم ژانویه سال378 میلادی و نام آن غریبه "آتش مولود"(Fire is Born) عنوان شده است. او به عنوان فرستاده و سفیر فرمانروای قدرتمند کوهپایه های مکزیک وارد"واکا"- گواتمالای امروز- شده بود، اما تا چند دهه پس از آن، نامش در سراسر قلمرو تمدن جنگلی "مایا" برسر زبانها می چرخید. در طول حیات او، تمدن مایا به اوج قدرت و شکوه خود رسید؛ قدرتی که تا پنج قرن دوام داشت.

ادامه مطلب

دیوار صوتی

 دیوار صوتی

 

در اعصار آغازین دوران هوانوردی ابتدایی، هواپیما ها بیشتر با سرعت های بسیار پایین نسبت به هواپیما های امروزی پرواز می کردند که حتی به بیشتر از ۳۰۰ کیلومتر در ساعت نمی رسید؛ در حالی که چنین سرعتی، سرعت مطلوب برای تیک آف یا برخاست یک هواپیمای جنگنده امروزی است و رسیدن به چنین سرعتی، ابداً مستلزم تلاش بسیار و فشار آوردن بیش از حد به موتور نمی باشد.

 

 

اما رفته رفته، سرعت هواپیما ها حتی با موتورهای پیستونی به گاه بالای ۶۵۰ کیلومتر بر ساعت رسیده و از آن زمان بود که دانشمندان علوم آیرودینامیک دریافتند که با افزایش سرعت، به تدریج میزان پسا افزایش پیدا کرده و در سرعت معینی، دیگر هواپیما قادر به سرعت گرفتن نبوده، گاه نیز استال می شوند.

در آن زمان، علت این موضوع بدین گونه بیان شد که با افزایش سرعت، به تدریج سرعت گردش انتها یا نوک پره های پروانه ی موتور، به سرعت صوت نزدیک شده و سرانجام در حداکثر سرعت یک هواپیمای پیستونی که حدود ۹۵۰ کیلومتر می باشد، سرعت انتهای پره ها از سرعت صوت گذشته و پسا یا درگ بسیاری ایجاد می شود که خود مانع سرعت گرفتن بیشتر هواپیماست.

در چنین سرعت هایی، پروانه موتور هواپیماهای پیستونی، نه تنها تراست یا نیروی کشش تولید نمی کند، بلکه در اثر سرعت بسیار زیاد، تبدیل به یک دیسک یا دایره توپر چرخنده می شود که جز ایجاد درگ و پسا، کار دیگری انجام نمی دهد.

آیرودینامیست های آن زمان این حد را یک محدوده سرعت یا همان دیوار صوتی در نظر گرفته و بسیاری از آنان نیز بر این عقیده بودند که گذشتن از دیوار صوتی و پشت سر گذاشتن آن، کاریست غیر ممکن؛ اما با ورود به عصر جت و پیشرفت علم آیرودینامیک، همه ما شاهد هستیم که این کار برای جنگنده های امروزی کاری بس سهل و آسان است.

حال، پس بررسی تاریخچه آن، بهتر است به اصل موضوع بپردازیم و نخست، ببینیم که خصوصیات صوت و دیوار صوتی چیست و چرا گذر از آن نیازمند قدرت و کشش و توانایی زیادی است.

صوت، در شرایط عادی (دما، فشار و … معمولی) در سطح دریا دارای سرعتی معادل ۳۳۲ متر بر ثانیه یا ۱,۱۹۵ کیلومتر بر ساعت می باشد که این سرعت، با افزایش ارتفاع و کاهش فشار و تراکم هوا، کاهش یافته و در ارتفاعات بالاتر، صوت فواصل را با سرعت کمتری می پیماید.

این مسئله بدین صورت است که صوت همانطور که می دانیم، از طریق ضربات ملکول های هوا به یکدیگر و انتقال انرژی آن ها فضا را طی می کند و هرچه تعداد مولکول ها در یک حجم معین بیشتر باشند، انتقال انرژی زودتر صورت پذیرفته و صوت با سرعت بیشتری انتقال می یابد؛ چنانکه سرعت صوت در مایعات بیشتر از هوا و در جامدات بسیار بیشتر از مایعات و هوا و معادل ۶۰۰۰ کیلومتر بر ساعت است. پس در نتیجه افزایش ارتفاع، تعداد ملکول ها در یک حجم معین کاهش یافته و صوت با سرعت کمتری فضا را می پیماید.

دیوار صوتی، شیئی فیزیکی و قابل روئیت نیست؛ بلکه، به دلیل اینکه گذشتن از سرعت صوت نیازمند توان بسیار بالای موتور و آیرودینامیک بسیار خوب می باشد، این حد را یک مانع برای رسیدن به سرعت های بالاتر دانسته و از آن به نام دیوار صوتی یاد می کنند.

عدد ماخ، در حقیقت همان نسبت سرعت شی پرنده یا همان هواپیما به سرعت صوت محیط است که به احترام دانشمندی آلمانی که برای اولین بار چنین مقیاسی را در نظر گرفت، آن را «ماخ» نام نهادند. پس عدد ماخ، کمیتی متغیر است و بسته به خصوصیات هوا مانند دما و فشار، تغییر کرده و کاهش یا افزایش می یابد.

اما حال که با عدد ماخ آشنا شدیم، به مهمترین و اصلی ترین عامل ایجاد دیوار صوتی یعنی همان «امواج ضربه ای یا Shockwaves» پرداخته و دلیل ایجاد درگ و پسای زیاد را در سرعت های نزدیک سرعت صوت، بررسی خواهیم کرد.

امواج ضربه ای یا شاک ویو ها، در حقیقت همان عامل اصلی ایجاد دیوار صوتی هستند. امواج ضربه ای، تغییری ناگهانی در فشار و دمای یک لایه از هواست که می تواند به لایه های دیگر منتقل شده و به صورت یک موج فضا را بپیماید.

برای درک بهتر مطلب، وقتی که سنگی در آب انداخته می شود، موج های در آب به وجود می آیند که به سمت خارج در حال حرکتند. این امواج، نتیجه افزایش سرعت یا اعمال نیرو به لایه ای از ملکول های آب است که قادر به انتقال به لایه های دیگر نیز می باشد، و امواج ضربه ای نیز، همان امواج درون آب هستند، با این تفاوت که آن ها در سیالی دیگر به جای آب به نام هوا، تشکیل می شوند.

در سرعت های نزدیک سرعت صوت، فرضیه غیر قابل تراکم بودن هوا رد شده و ضریب تراکم هوا به ۱۶% در می رسد، که مقداری غیر قابل چشم پوشی است. در این سرعت ها هوای جلوی بال یا لبه حمله به شدت متراکم گشته و دما و فشار آن به طرز قابل توجهی افزایش می یابد، همین مسئله، یکی از عوامل ایجاد امواج ضربه ای است. هواپیما با حرکت خود در هوا، نظم فشار هوای محیط را بر هم می زند و همانند قایقی که در آب در حال حرکت است، امواجی از آن ساطع شده و به دلیل اینکه این امواج با سرعت صوت حرکت می کنند و هواپیما زیر سرعت صوت در حال سیر است، از آن دور می شوند. اما کم کم، با نزدیک شدن به سرعت های ترانسونیک و حدود سرعت صوت، این امواج فرصت دور شدن از هواپیما را نداشته و در جلوی بال متراکم می شوند. در مناطقی از بدنه هواپیما که سطوح ناموزونی نسبت به جهت حرکت هواپیما دارد، سرعت گذر هوا افزایش یافته و بر اساس اصل برنولی، با افزایش سرعت سیال، فشار آن کاهش می یابد.

در چنین سرعت هایی، هوای اطراف این سطوح به سرعت صوت می رسد، گرچه هواپیما هنوز به سرعت صوت نرسیده باشد. در نتیجه رسیدن بعضی سطوح به سرعت صوت، امواج ضربه ای تولید شده و درگ یا پسای فراوانی را قبل از رسیدن به سرعت صوت تولید می کنند، که همین مسئله گذر از دیوار صوتی را مشکل می نماید.

به سرعتی که در آن حداقل یکی از سطوح هواپیما به سرعت صوت رسیده باشد،( گرچه این پدیده در مورد خود هواپیما صادق نباشد)، عدد ماخ بحرانی یا Critical Mach Number می گویند.

عدد ماخ بحرانی را می توان به سرعتی که نمودار پسا در مقابل سرعت سیر صعودی می گیرد، نیز تعریف نمود. در این سرعت، فرامین هواپیما کم کم شروع به درست جواب ندادن کرده و حالتی شبیه به کوبیدن بر روی بال توسط امواج ضربه ای به وجود می آید که با گذر از دیوار صوتی، فرامین هواپیما به حالت طبیعی خود باز می گردند.

بنابراین، در سرعتی که هواپیما به عدد ماخ بحرانی خویش می رسد، پسا به دلیل ایجاد امواج ضربه ای به طور قابل توجهی افزایش می یابد، پس، باید تلاش بر آن باشد تا عدد ماخ بحرانی هر چه بیشتر با بهبود ویژگی های آیرودینامیکی افزایش یابد، چون اگر این اتفاق در سرعت های پایین تر رخ دهد، هواپیما نیز باید از سرعت پایین تری جدال با افزایش پسا را شروع کند.

حال ببینیم که چرا با تولید امواج ضربه ای، پسا افزایش می یابد.

قانونی در مبحث دیوار صوتی بیان می کند که هر جریان هوایی که از یک موج ضربه ای بگذرد، موج ضربه ای انرژی کنتیکی یا جنشی سرعتی آن را گرفته و در خور تبدیل به گرما و افزایش فشار می کند، در نیتجه سرعت جریان هوای گذرنده از موج ضربه ای به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. با کاهش سرعت جریان هوا در جلوی بال ها در سرعت های نزدیک سرعت صوت، تلاش پیشرانه یا موتورهای هواپیما باید چند برابر شود تا اثر کاهش سرعت در اثر موج ضربه ای را خنثی نماید. در صورتی که عدد ماخ بحرانی هواپیمایی پایین باشد، در سرعت های پایین باید نیروی رانشی هواپیما چند برابر شود که مصرف سوخت فوق العاده ای را برای گذر از دیوار صوتی به دنبال خواهد داشت؛ اما، در صورت بالا بودن عدد ماخ بحرانی، هواپیما فقط مدت کوتاهی نیازمند قدرت و کشش بسیار زیاد برای شکستن دیوار صوتی می باشد.

با اعمال نیروی فراوان رانشی، سرانجام هواپیما بر مشکل پسای زیاد فائق آمده و از دیوار صوتی می گذرد. در نتیجه این عمل، امواج تولید شده توسط هواپیما از آن جا مانده و پشت سر هواپیما حرکت می کنند. در این حالت، وضعیت به حالت عادی بازگشته و پسای ایجاد شده به وضعیت نرمال باز می گردد. بعضی از هواپیما ها از تمام نیروی پس سوزشان یا ۱۰۰% قدرت موتور برای گذر از دیوار صوتی و یا سرعت ۱,۱۹۵ کیلومتر بر ساعت استفاده می کنند، در حالی که در سرعت های بسیار بالاتر، تنها از ۳۰% قدرت موتور برای رانش به جلو بهره می جویند. با دقت در این مثال، می توان به خوبی افزایش درگ و پسا و قدرت فروان لازم برای غلبه بر آن در سرعت های نزدیک به سرعت صوت را درک و تجزیه و تحلیل نمود.

امواج ضربه ای توسط هواپیما در سرعت صوت، بسیار قدرتمند می باشند، چنانکه در صورت پرواز هواپیما نزدیک به زمین و گذر آن از دیوار صوتی، امواج ضربه ای با منتهای قدرت به اجسام زمینی مانند شیشه های منازل و ساختمانها برخورد نموده و باعث شکستن آن ها می شود، یا حتی اگر شخصی در معرض امواج ضربه ای به طور مستقیم قرار گیرد، احتمال از دست دادن شنوایی و پاره شدن پرده گوش بسیار است. از امواج ضربه ای، در بمب ها و تسلیحات دیگر نیز استفاده می شود.

بمب ها با یک افزایش دما و فشار ناگهانی در لایه هایی از هوا، امواج ضربه ای به وجود آورده که از طریق هوا انتقال یافته و باعث شکستن شیشه ها و تخریب دیوار ها نیز می شود. اگر شخصی در فاصله ای نسبتاً نزدیک در فضایی تهی از هوا و خلاء، حتی نزدیک یک بمب ده تنی ایستاده باشد، بر فرض منفجر کردن بمب، آسیبی به وی نخواهد رسید، چون هوایی برای انتقال امواج ضربه ای وجود ندارد.

به دلیل تولید امواج ضربه ای در سرعت های حدود سرعت صوت، خلبانان سعی می کنند فقط مدت کوتاهی در چنین سرعت هایی ترانسونیک پرواز کرده و به زودی از دیوار صوتی گذر کنند، چون پرواز در این سرعت ها نیروی بسیار زیاد موتور در نیتجه افزایش فوق العاده میزان مصرف سوخت را در پی دارد.

اما حال ببینیم صدایی انفجار مانند که در هنگام شکستن دیوار صوتی تولید می شود نتیجه چیست. امواج حاصله از حرکت هواپیما یا صدای تولید شده در اثر حرکت، هر بار در سرعت های زیر سرعت صوت از هواپیما دور شده و به گوش شنونده می رسد. اما با رسیدن هواپیما به سرعت صوت، این صداها دیگر فرصت دور شدن از هواپیما را نداشته و کلاً در جلوی هواپیما جمع می شوند.

با گذر از سرعت صوت، صدایی چند ده برابر شده از حرکت هواپیما با هم به گوش شنونده می رسد که مانند یک انفجار شدید یا صدای رعد و برقی بسیار قدرتمند می باشد. شاید در تصاویر هواپیماهای در حال گذر از دیوار صوتی، هاله ای سفید رنگ را در اطراف هواپیما مشاهده کرده باشید. در هنگام گذر از دیوار صوتی، اگر هواپیما نزدیک به زمین و در محیطی مرطوب با درصد بخار آب زیاد باشد، بخار آب هوا در اثر امواج ضربه ای فشرده شده و ابر سفیدی را برای چند ثانیه پدید می آورند که همان هاله سفید رنگ قابل روئیت در تصاویر است. اما از امواج ضربه ای در موتورهای جت نیز استفاده می شود. بدین گونه که، هوا ورودی در موتورهای جت، حتی اگر هواپیما با سرعت های بالای صوت پروزا نماید، باید زیر سرعت صوت باشد تا قابلیت احتراق را در موتور داشته باشد.

بنابراین، اکثراً در ورودی موتورهای هواپیماهای جنگنده مخروطی را به شکل کامل یا نصف مانند هواپیماهای میگ ۲۱ یا اف ۱۰۴ ستارفایتر می بینیم، که فلسفه ایجاد این مخروط تولید عمدی امواج ضربه ای است.

در صورت تولید امواج ضربه ای، هوای عبوری از میان آن با سرعت کاهش یافته یا زیر صوت وارد موتور می شود و فرآیند احتراق به طور کامل انجام می پذیرد. برای انجام پرواز های مافوق صوت، اغلب هواپیماهای جنگنده از مقطع بال های ویژه ای که عدد ماخ بحرانی را به حداکثر می رسانند، استفاده می نمایند و مقطع بال ها معمولاً بسیار نازک و متقارن می باشد. به عقب برگشتگی بال های هواپیماهای مدرن نیز در نتیجه تلاش برای افزایش عدد ماخ بحرانی بوده چرا که آزمایش های تونل باد نشان داده که با به عقب برگشتگی بال ها به میزان چند درجه عدد ماخ بحرانی به میزان قابل توجهی افزایش می یابد، تا جایی که هواپیماهای مسافربری سریع السیر مانند بوئینگ ۷۴۷ که در حدود سرعت صوت یا حدود ۹۸۰ کیلومتر بر ساعت پرواز می کنند، نیز به بال هایی به عقب برگشته مجهزند. در برخی از هواپیماها، مانند هواپیمای اف ۱۴ تامکت، از سیستم بال های متغیر استفاده شده که در این سیستم، در سرعت های پایین که از عدد ماخ بحرانی خبری نیست بال ها گسترده می شوند و برای فراوانی تولید می کنند، ولی رفته رفته با نزدیک شدن به سرعت صوت، کامپیوتر موجود در این سیستم خود زاویه لازم برای افزایش عدد ماخ بحرانی را محاسبه کرده و بال را متناسب با زوایه آن تغییر داده و به عقب بر می گرداند. این سیستم به دلیل هزینه های بالا و سنگینی بیش از حد آن، دارای استفاده محدودی می باشد. هواپیماها کلاً از نظر سرعت نسبت به سرعت صوت به چند دسته زیر تقسیم می شوند:

▪ هواپیماهای زیر سرعت صوت یا مادون صوت با محدوده سرعت ۳۵۰ تا ۹۵۰ کیلومتر بر ساعت، Subsonic

▪ هواپیماهای حدود سرعت صوت با محدوده سرعت ۹۵۰ تا ۱۲۰۰ کیلومتر بر ساعت، Transonic

▪ هواپیماهای سرعت صوت با محدوده سرعت دقیقاً سرعت صوت نسبت به محیط، Sonic

▪ هواپیماهای بالای سرعت صوت یا مافوق سرعت صوت با محدوده سرعت ۱ ماخ تا ۵ ماخ، Supersonic

▪ هواپیماهای با سرعت بسیار بیشتر از سرعت صوت با محدوده سرعت ۵ ماخ و بالاتر، Hypersonic

لازم به ذکر است، اولین بار، خلبانی آزمایشی آمریکایی به نام چاک ییگر، با انجام اصلاحاتی بر روی یک بمب افکن قدیمی آن را به چهار موتور موشکی مجهز کرده و بر فراز بیایانی در آمریکا، پس از جدا شدن از هواپیمای مادر، به پرواز در آورد. پس چند ثانیه پرواز هواپیمای پرتقالی رنگ ملقب به X-۱ به صورت گلاید، خلبان چهار موتور موشکی خود را روشن کرده و پس از چند لحظه صدایی رعد آسا در آسمان شنیده شد که همان نتیجه شکستن دیوار صوتی برای اولین بار در جهان بود. در این آزمایش، این هواپیما به سرعت ۱۶/۱ ماخ دست یافت، و با ورود به عصر جت، رویای شکستن دیوار صوتی و پا گذاشتن به سرعت صوت نیز به واقعیتی بسیار قابل لمس مبدل گشت.

منبع: ایران دانش

دیوار صوتی 2


انرژی جزر و مد

ترجمه: مهندس عرفان کسراﻳﻰ

انرژی جزر و مد

مقدمه

 

نیروهای گرانشی مابین ماه  و خورشید و زمین  سبب بالا و پایین رفتن منظم آب اقیانوس ها در سراسر جهان گردیده که نتیجه آن امواج جزر و مدی می باشد. ماه نیرویی بیش از دو برابر نیرویی که خورشید بر امواج جزر و مد ﺗﺄثیر می گذارد اعمال می کند. در نتیجه جزر و مد به وضوح تابعی است از گردش ماه به دور زمین . ایجاد موج در روز و سیکل جزر در سطح هر جزئی از اقیانوس وجود دارد. دامنه ارتفاع موج  جزر و مد در اقیانوسهای آزاد در جایی که چندین سانتی متر آشفتگی در مرکز موج بالغ بر صدها کیلومتر آشفتگی می شود بسیار کم است.

 

به هر حال موج می تواند مطابق دستورالعمل خاصی زمانی که به نواحی اقلیمی می رسد افزایش پیدا کند و حجم عظیمی از آب را به فواصل کوچک رودخانه ها و دهانه ی رودها در وار ساحلی سرازیر ماید.                                                                                                        

 

برای نمونه جزرومد در دهانه رودخانه  فاندی در کانادا با دامنه ای در حدود ۱۶و ۱۷ متر از کرانه دریا در دنیا ازسایر نواحی بیشتر است.                                                                  

 

جزر و مدهای عظیم از این نوع را در سایر نواحی در سراسر جهان می توان مشاهده نمود. نظیر کانال بریستول در انگلستان. ساحل کیمبرلی در استرالیا و دریای اخوستسک در روسیه. جدول 1 شامل گستره ی دامنه ی جزر و مد در مناطق با موج بلند است.                                           

 

اغلب جزر و مدهای ساحلی کشندی شامل دو طغیان و دو فروکش با یک دوره نیم روزی دوازده ساعت و بیست و پنج دقیقه ای هستند. از این رو  برخی از سواحل وجود دارند که در آنجا جزر و مد تا دو مرتبه از لحاظ زمان جزر و مد  روزانه طولانی تر هستند یا اینکه دست کم تلفیقی از هر دو با اختلاف و نابرابری روزانه. اما به هر حال همیشه در دورهء روزانه یا نیم روزی ثابت هستند. میزان جزر و مد  در هر ماه قمری متغیر است. بلندترین جزر و مد ها جزر و مدهای بهاری نامیده می شوند که زمانی رخ می دهد که ماه و زمین و خورشید از نظر موقعیت مکانی  در یک خط مستقیم قرار می گیرند. (استقرار نقطه سه گانه)                                                                                                                           

 

 یا کهکشند نامیده می شوند. و زمانی رخ می دهند که (neap)  کوتاهترین جزر و مد ها

 

ماه و زمین و خورشید در زوایای قائم نسبت به یکدیگر قرار بگیرند. (تربیع ماه)

 

ایزاک نیوتن پدیده نخست را چنین فرموله کرد " هر روز اقیانوس می بایست دو مرتبه طغیان و فروکش کند و بیشترین ارتفاع آب نیز باید قاعدتاً در ساعت سوم پس از نزدیک شدن به نیمروز ظهر آن مکان اتفاق بیفتد."

 

نخستین جدول جزر و مدی به همراه پیش بینی رویداد دامنه جزر و مد توسط نیروی دریایی انگلستان در سال 1833 میلادی متتشر گردید. هرچند اطلاعات راجع به نوسانات جزر و مد

 

مدتها پیش از آن و در قرن چهارده میلادی در دسترس بود.

 

طغیان و فروکش جزر و مد در طول خط ساحلی منطقه می تواند به صورت زیر توضیح داده شود: ارتفاع کم موج جزر و مد از صدها کیلومتر در سطح اقیانوس ها براساس چرخش به دور زمین تا زمانی که امواج در آن اقلیم به لب دریا برخورد نماید زیر ماه امتداد پیدا می کند.

 

جرم آب توسط گرانش ماه کشیده می شود و دهانه رودخانه ها را پر می نماید. جایی که این جرم آب هیچ راهی برای گریز و پراکنده شدن در اقیانوس نمی یابد این امر به تداخل امواج و انباشته شدن آب در دهانه رودخانه ها منجر می شود. در نتیجه سطح آب بالا می آید (سیکل جزر و مد)

 

جزر و مد در مسیر حرکت ماه مجدداً فروکش می کند و از سمت اقیانوس دور شده به زمین نزدیک می شود و اثر این گرانش روی آب اقیانوس ها تدریجاً کاهش پیدا می کند. (سیکل فروکش)

ادامه مطلب

انفجار هسته ای

انفجار هسته ای

تعریف انفجار
 

انفجار اعم از عادی یا هسته ای عبارتست از رهایی مقدار زیادی انرژی در مدت زمانی بسیار کوتاه و در فضای محدود .

ساختار انفجاری هسته ای

در انفجار هسته ای حرارت و فشار حاصل از اندازه ای است که جرم بمب و همه مواد موجود در فضای مزبور را در آن واحد زمان بصورت توده ای از گاز داغ ، ملتهب و فشرده در آورده و تشکیل گوی آتشین که در حدود چند میلیون درجه حرارت است می دهد این گوی آتشین بلافاصله انبساط کرده و به لایه های بالای جو صعود می کند.انبساط سریع گوی آتشین فشار اطراف خود را بالا برده و موج انفجاری بسیار شدیدی و یا موج ضربه فوق العاده ای در زمین یا آب یا در زیر زمین ایجاد می کند که اثر تخریبی انفجار مربوط به آنها ست .

مشخصات انفجاری هسته ای

- در نزدیکی انفجار سرعت موج از یک کیلومتر درثانیه یعنی هزارها کیلومتر در ساعت بیشتر است .

- قسمت عمده ای از انرژی انفجار بصورت حرارت و نور آزاد می شود که در منطقه وسیعی ایجاد آتش سوزی نموده و حتی در فاصله های دورتر سبب سوختگی در پوست بدن موجودات زنده ای که در معرض آنها قرارگرفته باشند می گردد .

- مقدار زیاری اشعه نامرئی هسته ای به نام تشعشع هسته ای اولیه بوجود می آید که قدرت نفوذی فوق العاده ای داشته و بر حسب شدت تشعشع آنها آثار بیولوژیکی تشعشعات هسته ای وخیم یا کشنده در موجودات زنده بوجود می آورند .

- مواد حاصل از انفجار های هسته ای به شدت رادیو اکتیو بوده ومنطقه وسیعی را بطوری الوده می سازد که بر حسب نزدیکی یا دوری از مرکز انفجار تامدتی غیر قابل سکونت خواهند بود مانند هیروشیمای ژاپن .

- در انفجارهای معمولی درجه حرارت در مرکز انفجار به حدود 5000 درجه سانتیگراد درمورد انفجارهای هسته ای به ده ها میلیون درجه می رسد .

حوزه انفجارهسته ای

قطر کره آتشین از بمب هسته ای یک مگاتنی در یک هزارم ثانیه به حدود 150 متر رسیده ودر هر ثانیه به حداکثر اندازه خود که حدود 2000 متر است می رسد و پس از یک دقیقه نسبتا سرد شده و روشنایی خود را از دست می دهد این زمانی است که انفجار 7 کیلو متر صعود کرده است برای تصور میزان درخشندگی آن کافیست اشاره کنیم که :

- از فاصله یکصد کیلومتری از نور خورشید در وسط روز درخشنده تر است .

- در پاره ای از آزمایش ها که در طبقات بالای جو انجام گرفته نور حاصله از فاصله 1000 کیلومتری محسوم بوده است که تحت بعضی شرایط این نور می تواند موجب کوری موقتی یا سوختگی دائمی شبکیه چشم شود .

- در موقع آزمایشات هسته ای در معرض بودن تصادفی اشخاص موجب سوختگی شبکیه چشم درمسافت 10 مایلی در سلاح 20 کیلو تنی شده است .

- گوی آتشین همانطور که به سرعت بزرگ شده و صعود می کند تغییر شکل داده و پهن تر می شود ضمناً هوا و خاک و عناصر دیگر را از پایین به داخل خود می مکد و به همین ترتیب دنباله ای از غبار تشکیل می شود که گوی آتشین را به زمین وصل می کند کره آتشین بتدریج سرد شده و بصورت ابری متلاطم در می آید که ابتدا سرخ رنگ بوده و بعد سفید می شود در این حال با دنباله خود شکل قارچی به خود می گیرد .

تخریب بعد از انفجار هسته ای

- چنانچه انفجار در سطح زمین یا نزدیکی آن اتفاق بیافتد مقدار زیادی خاک و شن و مواد مختلف بخار شده و همراه با گوی آتشین بالا می روند یک صدم انرژی سلاح مگاتنی در تر کش سطحی کافی است که 4000 تن خاک و شن و سنگ را بخار نماید این مواد که بدین ترتیب به داخل گوی آتشین کشیده شده با مواد رادیو اکتیو مخلوط می شوند و ابر اتمی قارچ شکل انفجارات اتمی را شکل می دهند ذرات این باد بتدریج به زمین بازگشته و یا در اثر برف و باران به زمین ریخته خواهد شد این عمل ریزش اتمی نامیده شده و منبع تشعشعات باقیه خواهند بود .

- در انفجارهای زیر آبی مقدار زیادی آب بخار خواهد شد یک صدم انرژی سلاح یک مگاتنی کافیست که 20000 تن آب را بخار کند .

- انفجار زیر زمینی اتمی ایجاد تکانهایی مانند زمین لرزه می نماید در اثر این لرزش و جابه جاشدن قسمتی از سطح زمین خرابی بوجود می آید اما انرژی یک زلزله قوی با انرژی یک میلیون بمب اتمی برابر است!

تقسیم بندی انرژی انفجار سلاح اتمی

مجموع انرژی حاصله که به نام قدرت بمب نامیده می شود به سه اثر اولیه تقسیم می شود . گرچه تقسیم بندی انرژی تا اندازه ای به نوع سلاح و سوختنش وشرایط انفجار بستگی دارد ولی بطور کلی بصورت زیر تقسیم بندی می شود .

- 50% انرژی به توسط موج انفجاری یا موج ضربه حمل می شود .

- 35% انرژی را تشعشع حرارتی و امواج نورانی در خود دارند .

- 15% انرژی را تشعشع هسته ای ( 5% تشعشع ابتدایی 10% تشعشع باقیه ) دارد.

منبع: دانشنامه ی رشد - ایران دانش

عجیب ترین نظریه های کیهان شناسی

عجیب ترین نظریه های کیهان شناسی

 

آیا جهان ما می تواند غشاء شناوری در ابعاد  دیگر فضا باشد؟ ماهیت واقعی ماده تاریک چیست؟ بعد چهارم فضا و زمان کجاست؟ چرا هر دو سوی جهان مشابه هم است؟ در این مقاله به برسی 10 تئوری برتر جهان که به عنوان عجیب ترین تئوری های کیهان شناسی برگزیده شده اند خواهیم پرداخت و نگاهی بر این نظریه ها از قبیل تئوری برخوردهای غشایی، جهان های زاینده، بعد چهارم ، هستی طلایی، نفوذ جاذبه ،روح هستی، جهان کوچک، نوترون های خنثی، ماتریکس و... خواهیم داشت.


برخوردهای غشایی

1- آیا جهان ما می تواند غشاء شناوری در ابعاد دیگر فضا باشد که مرتباً به جهان های دیگر برخورد می کند؟ بر طبق یکی از نظریه های موجود در تئوری «جهان غشایی» (braneworld) فضا ابعاد زیادی دارد و تا زمانی که جاذبه بر آنها اعمال می شود ما در جهان خودمان که تنها دارای سه بعد می باشد محصوریم. نیل توروک (Neil Turok) از دانشگاه کمبریج و پائول استاینر (Paul Steinhardt) از دانشگاه پرینستون نیوجرسی، در ایالات متحده، در حال کار بر روی نظریه چگونگی رخداد بیگ بنگ در زمانی که جهان ما با جهان همسایه برخورد نمود، می باشند. این تصادف ها و برخوردها مرتب اتفاق می افتد و هر لحظه بیگ بنگ جدیدی را به وجود می آورد. بنابراین اگر این مدل از چرخه هستی درست باشد در واقع هستی ما فناناپذیر می باشد.

 

2- جهان های زاینده

زمانی که مواد در یک حجم فوق العاده کم در مرکز یک سیاه چاله فشرده می شوند یک انفجار بزرگ رخ داده و یک دنیای جدید (new baby universe) متولد می شود. قوانین فیزیکی در نسل جدید متولد شده ممکن است اندکی با والدین متفاوت باشد. این نطریه زاد و ولد هستی توسط لی اسمالین (Lee Smolin) از انستیتو پریمر در واترلو کانادا ارائه شده است. هستی هایی که سیاه چاله های زیادی تولید می کنند فرزندان زیادی نیز دارند. بنابراین در آخر جمعیت غالب را به خود اختصاص خواهند داد. اگر ما در جهان نوعی زندگی می کنیم آن جهان باید قوانین و ثابت های فیزیکی ای داشته باشد که تولید سیاه چاله ها را به بهترین نحو به انجام برساند. اما هنوز مشخص نشده که آیا جهان ما مشمول این قانون می شود یا خیر!

 

3- بعد چهارم (فضا-زمان)

یکی از عجیب ترین تئوری های گیتی شناسی این است که بعد چهارم فضا-زمان (space-time) در واقع ماده فوق العاده هادی ای(superfluid substance) است که در آن اصطکاک حرکتی برابر با صفر است. طبق نظریه فیزیکدانها پائول مازو (Pawel Mazur) از دانشگاه کارولینای جنوبی و جورج چاپلین (George Chapline) در آزمایشگاه لاورنس لیور مور (Lawrence Livermore) کالیفرنیا، اگر جهان در حال چرخش باشد بعد چهارم فوق العاده هادی تحت تاثیر گردابها قرار گرفته و پراکنده می شود و در واقع این گردابها بذر ساختارهایی نظیر کهکشانها را پخش می کنند. مازور معتقد است که جهان ما از یک ستاره در حال فروپاشی به وجود آمده، در جایی که مواد ستاره ای و فضاهای هادی می توانستند انرژی تاریک (dark energy) تولید کنند. انرژی تاریک در واقع نیرویی است که باعث گسترش هستی می شود.

 

4- هستی طلایی

چرا جهان دارای خصوصیاتی است که حیات را امکانپذیر می سازد؟ تنها با کنار هم قرار دادن چندین ثابت فیزیکی به هیچ ستاره، ماه یا هستی ای که تنها برای یک چشم بر هم زدنی موجودیت داشته باشد نمی رسیم. یک دلیل می تواند اصل انسان دوستی یا anthropic principle باشد. جهانی که به آن نگاه می کنیم باید گرم و غریب نواز و مهربان باشد در غیر این صورت اینجا نخواهیم بود تا آن را نظاره کنیم. اخیراً این نظریه طرفدارانی پیدا کرده چون نظریه تورم (theory of inflation)بیان می دارد که احتمالاً هستی های نامحدودی وجود دارد و نظریه رشته ای (string theory) به این نکته اشاره دارد که آنها احتمالا خواص مختلف و قوانین فیزیکی متفاوتی دارند.اما بسیاری از گیتی شناسان اصل انسان دوستی را به خاطر غیر عملی بودن و بیان احتمالات غیر قابل آزمایش رد می کنند.

 

5- نفوذ جاذبه

ماده تاریک (Dark matter) در واقع یک ماده یا جسم نیست و تنها یک نام گمراه کننده برای رفتار غیرعادی جاذبه می باشد. تئوری MOND (دینامیک نیوتونی تغیریافته) بیان می دارد که جاذبه به سرعتی که تئوری های کنونی پیش بینی می کنند از بین نمی رود. این جاذبه قوی تر می تواند با در کنار هم قرار دادن کهکشانها و خوشه ها نقش ماده تاریک را ایفا کند. در غیر این صورت اینها از هم پاشیده خواهند شد. فرم جدید برای نظریه ماند (MOND) که با نظریه نسبیت همخوانی دارد حرف های جالبی برای گفتن دارد. اما احتمالاً با الگوی نقطه ای میکروطول موج های پس زمینه ای سازگاری ندارد.

 

6- روح هستی

سه رمز گیتی شناسی مدرن را می توان در یک روح جمع نمود. پس از پذیرفتن قانون کلی نسبیت انیشتن گروهی از فیزیکدان ها یک ماده عجیبی به نام «روح همچگال» یا ghost condensate از تئوری جدیدشان ارائه دادند. این ماده می تواند نیروی جاذبه-دافعه ای را برای کنترل گسترش جهان در بیگ بنگ تولید کند. این درحالی است که افزایش شتاب آرامتری را موجب می شود که به انرژی تاریک (dark energy) نسبت می دهند. به علاوه اگر این ماده لغزنده تجمع یابد می تواند ماده تاریک (dark matter) را به وجود آورد.

 

7- جهان کوچک

الگوی نقطه ای در پس زمینه ی میکروطول موج های جهان داری نقص مشکوکی می باشد: به طوری که به طرز شگفت انگیزی نقطه های بزرگی در پس زمینه وجود دارد. یک توضیح قابل قبول این است که جهان کوچک است، آنقدر کوچک که اگر به زمان تولید پس زمینه میکرو طول موج ها بازگردیم هستی نمی توانست آن لکه های بزرگ را نگه دارد.

 

8- چرا هر دو سوی جهان مشابه هم است؟ این یک معماست چون چیزهای قابل روئیت در هستی هرگز قابل دسترس نبوده حتی اگر به اوایل بیگ بنگ نیز برگردیم ، به زمانی که این مناطق خیلی به هم نزدیکتر بودند، نور نیز زمان کافی برای رسیدن به نقطه ای دیگر را نداشت. حتی زمان برای توازن دما و غلظت هم کافی نبود. اما الان این توازن برقرار است. اما یک راه حل این است: حرکت نور در گذشته بسیار سریعتر از اکنون بوده است! اما برای عملی کردن این راه حل به یک بازنگری اساسی و کلی در مورد تئوری نسبیت انیشن احتیاج است.

 

9- نوترون های خنثی

ماده تاریک از اجزای دافعی تشکیل شده – نوترون های خنثی یا sterile neutrinos – و تنها تحت تاثیر جاذبه بر یکدیگر اثر می گذارند و این امر آنها را غیر قابل شناسایی می سازد. اما حتماً باید خواص درستی داشته باشند تا ماده تاریک گرم بوده و با سرعت چندین کیلومتر در ثانیه حرکت کنند. این نوترون های خنثی می توانند در شکل گیری ستارگان و سیاه چاله ها موثر باشند.

 

10- ماتریکس

شاید هستی ما واقعی نباشد. پروفسور نیک باستروم (Nick Bostrom) چنین ابراز می کند که ما احتمالاً داخل یک شبیه ساز کامپیوتری زندگی می کنیم. با فرض این مساله شبیه سازی دانش و آگاهی نیز امکان پذیر می شود و سپس تمدن آینده نیز از آن تبعیت می کند. اکثر جهان های مشاهده شده یک بار شبیه سازی شدند. شانس زیادی هست که ما در یکی از آنها هستیم. در این مورد شاید تمام عجایب گیتی شناسی از جمله ماده تاریک و انرژی تاریک تکه هایی هستند که به آسانی به هم می چسبند تا بتوانند تناقضات و ناهماهنگی های موجود در شبیه سازی مان را بپوشانند.

منبع: ایران دانش


اعداد اول ، اعداد اول مرسن ، بزرگترین عدد اول کشف شده

اعداد اول ، اعداد اول مرسن ، بزرگترین عدد اول کشف شده

تعریف اعداد اول (odd numbers): «اعداد اول» در علم ریاضیات به اعدادی نظیر 2، 3، 5، 7 و ‪ ۱۱گفته میشود که تنها بر خودشان و همچنین عدد یک بخش پذیر بوده و به هیچ عدد دیگری قابل تقسیم نیستند.

تعریف اعداد اول مرسن (Mersenne odd numbers): به آن دسته از اعداد اولی که برابر یکی از توانهای عدد دو منهای یک ‪ هستند، اعداد «اول مرسن» گفته میشود. به طور مثال، عدد ۷ یک «عدد اول مرسن» است؛ زیرا برابر است با عدد ۲ به توان 3 (یعنی۸) منهای یک.

فرمول ساده مرسن برای اعداد اول.

اعداد اول ، اعداد اول مرسن ، بزرگترین عدد اول کشف شده.

Marin Mersenne, 1588 - 1648

مارین مرسن (۱۶۴۸-۱۵۸۸) کاشف فرمول معروفی برای اعداد اول.

در دی ماه 1384 دانشمندان دانشگاه ایالتی «میسوری» آمریکا موفق شدند با استفاده از توان محاسباتی هزاران رایانه، بزرگترین «عدد اول» شناسایی شده در جهان تا آن زمان را با ۹ میلیون و یکصد و پنجاه و دو ‪هزار و پنجاه و دورقم شناسایی کنند. به گزارش بخش خبر آوری اطلاعات ایران، از ایرنا، این دومین باری بود که یک عدد اول بسیار بزرگ در طرح موسوم به «شناسایی اعداد اول مرسن به کمک شبکه رایانه‌ای»

(Great Internet Mersenne Prime Search)

یا به اختصار (GIMPS) کشف میشد.

در طرح شناسایی «اعداد اول مرسن» از توان محاسباتی بلااستفاده رایانه‌های بیش از ۲۰۰ هزار داوطلب در سرتاسر جهان استفاده میشود.
بزرگترین اعداد اول شناسایی شده در چند سال قبل همگی عدد اول از نوع «مرسن» (Mersenne) بوده‌اند و عدد اولی که در سال 1384 شناسایی شد نیز یک «عدد اول مرسن» بوده و برابر است با دو به توان سی میلیون و چهارصد و دو هزار و چهارصد و پنجاه و هفت منهای یک. تا آن زمان چهل و سه عدد اول مرسن در جهان شناسایی شده بود. تیم مذکور که این عدد اول بزرگ را کشف کرد، برنده صد هزار دلار جایزه شد.

دانلود عدد اول نه میلیون رقمی- این عدد بزرگ را میتوانید به شکل یک فایل متنی txt به حجم 5/4 مگابایت از اینجا (دانلود) کنید یا به سایت زیر بروید:

http://www.mersenneforum.org/txt/43.txt

بزرگ ترین عدد اول: بزرگترین (در واقع جدیدترین) عدد اول دنیا در مهر ماه 1387 کشف شد. بدیهی است که این عدد اول تازه کشف شده بزرگترین عدد اول نخواهد بود چرا که طبق یک قضیه در تئوری اعداد، اعداد اول نامتناهی هستند.

به گزارش واحد مرکزی خبر و به نقل از شبکه تلویزیونی فاکس نیوز (Fox News)، ریاضیدانان دانشگاه معروف یو. سی.ال.ای (UCLA) آمریکا اعلام کردند که با کمک هفتاد و پنج دستگاه رایانه، عددی سیزده میلیون رقمی را که جزو اعداد اول بوده و فقط بر خود و بر یک بخش پذیر است، خلق کرده اند.
ریاضیدانان آمریکایی با خلق این عدد بسیار بزرگ، جایزه صد و ده هزار دلاری یک شرکت اینترنتی را به خاطر خدمت ارزنده به دانش ریاضی نصیب خودکردند.

به نقل از «جام جم آنلاین» گروهی از دانشمندان امریکائی و آلمانی با همکاری یکدیگر موفق به یافتن دو عدد شدند که گفته میشود بزرگ‌ترین اعداد اولی هستند که تاکنون بشر موفق به محاسبه آن گردیده است. کشف این دو عدد در جریان پروژه Great Internet Mersenne Prime Search یا (GIMPS) که دوازده سال  از عمر آن می‌گذرد (شروع از سال 1996)، اتفاق افتاد.

اعداد اول ، اعداد اول مرسن ، بزرگترین عدد اول کشف شده..

بزرگترین عدد اول: بزرگ‌ترین عدد اول که یک عدد 12978189 رقمی می‌باشد (حدود سیزده میلیون رقمی)، توسط تیمی از دانشگاه کالیفرنیا (UCLA) به دست آمد.

دومین عدد اول بزرگ: دومین عدد اول بزرگ که به دست یک پزشک کاربر آلمانی کشف گردید، شامل 11185272 رقم است.

یافتن اعداد اول فوق العاده بزرگ چه فایده ای دارد؟ اهمیت یافتن این اعداد در کاربرد آنان و افزایش کارآئی و اثربخشی بهتر سیستم های رمزنگاری یا (Cryptography) خواهد بود. در واقع، هدف اصلی این تحقیقات دستیابی به روشی غیرقابل نفوذ و قابل اطمینان از سیستم های رمزنگاری میباشد. اعداد اول در بحث ریاضیات و رمزنگاری از اهمیت بسزائی برخوردار می‌باشند اما دستاوردهای مهمتر، این گونه به دست خواهند آمد که دریابیم مسائل و مشکلات بزرگتر را میتوان با روشهای مشابه حل کرد.

حامی مال این طرح چیست؟ جستجو به دنبال اعداد اول بزرگ (که تنها بر عدد یک و خودشان قابل قسمت می‌باشند) از سوی بنیاد

(Electronic Frontier Foundation)

که به اختصار (EFF) خوانده میشود، حمایت شده و این بنیاد نقش حامی مالی و اسپانسر چنین فعالیتهایی را ایفا میکند.  جان گیلمور John Gilmore بنیانگزار بنیاد EFF و رئیس پروژه جوایز این بنیاد می‌گوید: «جوایز EFF مشوق همکاری میباشند».

تیم دانشگاه UCLA مبلغ یکصد هزار دلار جایزه برای به دست آوردن یک عدد اول ده میلیون رقمی از EFF دریافت کرد. جوایز بزرگتر شامل یکصد و پنجاه هزار دلار برای کشف عدد اول یکصد میلیون رقمی و مبلغ دویست و پنجاه هزار دلار برای محاسبه عدد اول یک میلیارد رقمی هستند.

منبع :

 www.training-math.blogfa.com - irdanesh.persianblog.ir


سیارات فراخورشیدی ( خارج ار منظومه شمسی )

مبحث سیارات فراخورشیدی نخستین بار در سال 1990 و با کشف اولین سیاره‌ خارج از منظومه شمسی مطرح شد. گرچه آن سیاره به دور ستاره‌‌ای در حال زوال پیدا شد، اما به شدت کنجکاوی منجمان را برای کشف سیارات فراخورشیدی برانگیخت. از سوی دیگر، از آنجا که در آن زمان امیدها برای کشف حیات در منظومه شمسی به خصوص سیاره مریخ روز به روز کمتر می‌شد و مطالعات بر اقمار مشتری و زحل هنوز در حد گسترده‌ای شروع نشده بود، امکان کشف سیاره‌ای با شرایط  شکل‌گیری حیات خارج از منظومه شمسی، ایده‌ای بس مهیج می‌نمود.

جستجو برای یافتن سیارات فراخورشیدی آغاز شد و دیری نپایید تا نخستین سیاره فراخورشیدی که به دور ستاره‌ای مانند خورشید در حال گردش بود در سال 1995 کشف شد. کشف این سیاره سرآغازی بود برای جستجوی گسترده‌تر به دنبال پاسخی برای یکی از قدیمی‌ترین، بنیادی‌‌ترین و مهم‌ترین سوالات ذهن بشر: آیا ما در جهان تنها هستیم؟

نخستین گام برای پاسخ به این سوال و یافتن حیات هوشمند در سایر سیارات، پیدا کردن گونه‌های ساده‌تر حیات مانند باکتری‌ها و موجودات تک سلولی است. بدین منظور، یافتن سیاراتی که شرایط  تکوین حیات را دارا باشند مهم‌ترین ماموریت دانشمندانی است که در این زمینه تحقیق می‌کنند. علاوه بر این، دریافتن این مساله که آیا منظومه ما منظومه‌ای منحصر به‍‌فرد است یا خیر نیز می‌تواند کمک شایانی به حل بزرگ‌ترین معمای بشر کند.
 
 
سیارات فراخورشیدی ( خارج ار منظومه شمسی )
شکل 1 – تصویر هنری از یک سیاره فراخورشیدی
 

از زمان کشف نخستین سیارات فراخورشیدی تاکنون بیش از 230 سیاره خارج از منظومه شمسی کشف شده‌اند که عموما دارای شرایطی بسیار متفاوت از یکدیگرند. برخی سیارات غول‌پیکر و گازی و شبیه مشتری و برخی دیگر سیارات خاکی مانند سیارات داخلی منظومه شمسی هستند. برخی آنقدر به ستاره خود نزدیکند که همواره یک سمت خود را رو به ستاره می‌بینند و برخی آنقدر دور که امکان بروز و رشد حیات در آنها به حداقل می‌رسد. برخی از این سیارات به دور ستارگانی در حال گردشند که زندگی بر روی آنها را تقریبا ناممکن می‌سازد - مانند تپ اخترها که ستارگان نوترونی در حال چرخش با میدان‌های مغناطیسی قوی و سرعت‌های بالا هستند. فوران اشعه‌های گاما از سطح تپ اخترها به سیاراتی که در اطراف آنها در گردشند اجازه بروز و تکامل حیات را نمی‌دهد.

تعداد سیارات فراخورشیدی روز به روز در حال افزایش است. در این جهان فراخ، گرچه کشف سیارات جدید دریایی از اطلاعات را در اختیار سیاره‌شناسان قرار می‌دهد، اما دانشمندان بیشتر به دنبال سیاراتی هستند که شرایط ایجاد حیات را دارا باشند.
ادامه مطلب

ابهام در منشاء تنها قمر زمین ( ماه )

ابهام در منشاء تنها قمر زمین ( ماه )

 

هرچند سال گذشته مشخص شد که ماه آب دارد، اما بررسی دوباره نمونه‌های جمع‌آوری شده در ماموریت‌های آپولو نشان داده که زیر پوسته ماه نیز مرطوب است و منشاء شکل گیری ماه نمی‌تواند برخورد جسمی با زمین باشد.

محمود حاج‌زمان: لری تیلور همواره می‌گفت که اگر زمانی در ماه آب پیدا شود، اسمش را عوض خواهد کرد! اما وی هیچ‌گاه انتظار نداشت که تحقیقات خودش روزی این حقیقت را برملا کند.

به گزارش نیچر، سنگ‌شناس دانشگاه تنسی در اولین کنفرانس علوم سیاره‌ای و قمری که در سال 1970 / 1349 برگزار شد، تنها 32 سال سن داشت. در آن کنفرانس همکاران وی نتایج بررسی‌های خود را از صخره‌های ماه، که در سال قبل از آن و طی ماموریت آپولو 11 جمع‌آوری شده بود، تشریح کردند. آنچه که تیلور در نمونه‌ها دید، تنها آهن فلزی خالص بود. این نکته نشان می‌داد که هیچ آبی در محیط اطراف وجود ندارد که باعث زنگ‌زدن آهن شود. سایر نتایج نیز منجر به شکل‌گیری یک مرز بین دانشمندان شد: ماه کاملا خشک است و همیشه هم همین‌طور بوده‌است.

چهل سال بعد و در همان کنفرانس سالیانه که این دفعه در هیوستون تگزاس برگزار می‌شد، تیلور و همکارانش اعلام کردند که آنها تمام این مدت را اشتباه می‌کردند. در گردهمایی هفته گذشته، سه گروه مختلف شواهدی را عرضه کردند که نشان می‌داد بلور‌های موجود در صخره‌های آتشفشانی جمع‌آوری شده توسط فضانوردان آپولو، حاوی مقدار زیادی آب، در حد چند هزار قسمت در میلیون است.

ماه خشک، ماه آبدار
این یافته‌ها هنگامی‌که به آب یخ‌زده سطح ماه نگاه بیاندازیم معنای بیشتری پیدا می‌کند. وجود آب در سطح ماه در سال گذشته، توسط ماهواره ال‌کراس ناسا و سفینه چاندرایان1 هند کشف شد. مطالعات جدید بر روی نمونه‌های آپولو، نشانه‌هایی را از آنچه که درون ماه به انتظار ما نشسته‌است فراهم می‌کند.

ادامه مطلب

چرا گدازه‌های آتشفشانی باعث صاعقه می‌شوند؟

چرا گدازه‌های آتشفشانی باعث صاعقه می‌شوند؟

 

توده ذرات ریز، به طور معمول در کنار هم خنثی هستند. اما به محض برخورد صاعقه،‌ با جریان یافتن بار الکتریکی درون ابر ذرات، این ذرات باردار شده و باعث تخلیه الکتریکی می‌شوند.

بهنوش خرم‌روز: یکی از سوال‌هایی که مدت‌ها در فیزیک بی‌جواب مانده،‌ این است که چگونه ابری از ذرات می‌تواند جریان الکتریکی را از خود عبور دهد و در موارد برخورد صاعقه باعث تخلیه بار الکتریکی آن بشود.

بر اساس مشاهدات، وقتی ذرات ماسه یا سایر ذرات ریز به هم می‌رسند، به نوعی بار الکتریکی تولید می‌کنند،‌ گاهی از این طریق در طوفان‌های غبار یا غبار برخاسته از خاکستر آتشفشان‌ها،‌ تخلیه بار صاعقه دیده می‌شود. چگونگی این رویداد تا مدت‌ها برای دانشمندان یک معما بود. اما مطالعه جدیدی نشان داده که درست مانند حرکت بار الکتریکی درون ابر، در هنگام برخورد صاعقه با توده‌های ذرات ریز، بار مثبت رو به پایین جریان می‌یابد و بار منفی رو به بالا.

به گزارش وایرد، این یافته جدید می‌تواند در بسیاری مسائل عملکردی کمک کننده باشد. برای مثال در چسبندگی ذرات غبار باردار به صفحه‌های خورشیدی و یا در تخلیه بار الکتریکی‌های خطرناکی که گاهی هنگام فرود هلیگوپتر در صحرا اتفاق می‌افتد.

به گفته هانس هرمان، محقق مواد در زوریخ، ابرهای غبار در سیلوهای نگهداری دانه‌ها و حبوبات و در صنعت داروسازی مشکل ایجاد می‌کند و گاهی باعث روی دادن انفجار در آن‌ها می‌شود.

هرمان وقتی به این موضوع علاقه‌مند شد که زدن صاعقه به تپه‌های شنی را تماشا می‌کرد. وی در این باره می‌گوید: «فکر کردم معمولا وقتی ذرات به هم می‌رسند خنثی می‌شوند. پس چه طور ممکن است که بار الکتریکی در این ذرات این طور زیاد شود؟»

هرمان برای رسیدن به پاسخ به اتفاق همکارانش یک مدل طراحی کرد. بر اساس این مدل، ذرات قبل از برخورد صاعقه خنثی هستند اما تحت تاثیر زمینه الکتریکی محیط،‌ قطبی‌شده‌اند؛‌ قطب منفی رو به بالا و قطب مثبت رو به پایین (نسبت به زمین). به محض برخورد، ذرات یکدیگر را خنثی می‌کنند اما تا از هم جدا می‌شوند، هر کدام مجددا قطبی می‌شوند و این بار، بار الکتریکی بیشتری دارند.

پژوهشگران با مدل‌های رایانه‌ای و آزمایش روی ذرات مختلف به آزمودن فرضیه خود پرداختند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که این فرایند به اندازه ذرات هم بستگی دارد، ذرات کوچک‌تر بیشتر بار منفی می‌گیرند و ذرات بزرگ‌تر بیشتر بار مثبت.

برای جلوگیری از جریان یافتن بار الکتریکی در میان ابری از ذرات، یک مانع لازم است که برای مثال باعث شود برخی ذرات بار مثبت بگیرند و برخی دیگر بار منفی. فرضیه ذراتی که از نظر اندازه با هم یکی نباشند،‌ در این شرایط ممکن است جواب بدهد. در مورد ذرات هم‌اندازه هم، دست کم این فرضیه به یک سوال دیرینه جواب می‌دهد.

با این که معماهای بسیار در این مورد باقی مانده است، ‌مانند این که زمینه الکتریکی محیط از کجا می‌آید. اما این پژوهشگران از نتیجه کار خود بسیار خرسندند و آن را آغازی برای حل بسیاری مسائل و مشکلات کاربردی می‌دانند.

منبع: www.khabaronline.ir


راز پادشاهی گوگل بر اینترنت

راز پادشاهی گوگل بر اینترنت

 

بیش از ده سال است که گوگل، برترین موتور جستجوهای اینترنتی لقب گرفته و هر سال، قدرتمندتر از قبل به فعالیت خود ادامه می‌دهد. اما راز الگوریتم‌های جستجوی گوگل چیست که به پرسش‌های ما تا این اندازه دقیق پاسخ می‌دهد؟

فریبا فرهادیان: اولین گزینه شما برای جستجو در شبکه اینترنت چه وب­سایتی است؟ مسلما اکثر شما به گوگل اشاره خواهید کرد. نام گوگل با وجود رقبای زیادی که در زمینه جستجو دارد هنوز هم مترادف است با واژه جستجو. شاید تصور کنید گوگل پس از یک دهه تسلط بر بازار جستجو دیگر به فکر بازنشستگی و استراحت افتاده باشد اما بهتر است بدانید که گوگل اصلا در چنین فکری نیست و این درحالیست که رقبایش هم قصد ندارند میدان را واگذار کنند.

سال­هاست که گوگلی­ها از الگوریتم اسرارآمیز و همه چیزدانشان استفاده می­کنند تا ماموریت خود یعنی سر و سامان دادن به اطلاعات دنیا را به­انجام رسانند. اما چند سالیست که شرکت­هایی مثل فیس­بوک و توییتر نیز سعی کرده­اند شیوه­هایی نوین برای جستجوی شبکه به­کاربرند. فیس­بوک در همین راستا تصمیم گرفت با استفاده از شیوه کسب اطلاعات از دوستان به جای استفاده از فرمول­های ناشناس، گوگل را مورد حمله قرار دهد. توییتر نیز با تجزیه و تحلیل موج اطلاعاتی که به آن وارد می­شود توانست مفهوم جستجو در زمان واقعی را به دنیای جستجو معرفی کند. برخی نیز مثل Yelp به افراد در یافتن رستوران­ها، خشکشویی­ها و پرستاران کودک با رتبه­بندی آن­ها کمک می­کنند. اما هیچ­یک از این موارد به­تنهایی نمی­تواند نیاز آینده را برآورده کند و حضور تمامی آن­ها در کنار هم باعث تکمیل شدن یک جستجو خواهد شد. به­عبارت دیگر جستجوی آینده از آن یک موتور جستجوی خاص نیست و مشارکت سرویس­های مختلف در این زمینه است که یک جستجوی کامل را رقم خواهد زد.

در این میان شاید بتوان بینگ را یک تهدید برای گوگل محسوب کرد. مایکروسافت در ماه ژوئن / تیر گذشته با راه­اندازی دوباره موتور جستجوی خود توانست رضایت کاربرانش را تامین کند و سهم خود را در بازار جستجوی آمریکا از 8 درصد به 11 درصد ارتقا دهد. چیزی که بینگ را از گوگل متمایز می­کند این است که گوگل نمی­تواند به چیزهایی مثل برنامه پروازی و یا نرخ متغیر بلیت­ها در لحظه دسترسی داشته باشد اما مایکروسافت با خریدن Farecast، که وب­سایتی برای پیش­بینی قیمت­ها بر اساس متغیرهای مختلف است، موفق شد نتایج جستجویش را بهبود بخشد. مایکروسافت توانست کاری مشابه را در زمینه بهداشت و سلامتی، بخش­های خرید و فروشگاهی نیز انجام دهد که در این موارد گوگل اندکی کم می­آورد. اما با این وجود بینگی­ها هم اعتراف کرده­اند که وقتی پای یک جستجوی واژه ساده به میان می­آید باز هم این گوگل است که کیلومترها جلوتر پیشتازی می­کند.

الگوریتم جادویی گوگل
به­نظر می­رسد که موتور جستجوی گوگل دارای توانایی منحصربه­فرد در تفسیر درخواست­های جستجوگران خود داشته باشد. این موتور جستجو حتی می­تواند کلمات غیراستادانه و یا نادرست را نیز به خوبی تفسیر کند و بهترین نتایج را برای آن­ها به­نمایش درآورد. تمامی این کارها بر عهده یک الگوریتم حرفه­ای است که گوگل را قادر به انجام چنین کاری می­کند.

داستان الگوریتم گوگل در سال 1997 / 1376 با رتبه­بندی صفحات توسط لاری پیج، که در آن زمان یک دانشجو بود، آغاز شد. وی توانسته بود رتبه هر صفحه را بر اساس تعداد و اهمیت لینک­هایی که به آن داده می­شود، مشخص کند. اما این تمام ماجرا نبود. خیلی چیزهای دیگر هم بودند که باعث می­شدند این موتور جستجو بتواند میلیون­ها نتیجه احتمالی را رتبه­بندی کرده و مهم­ترین آن­ها را درصدر قرار دهد.

ادامه مطلب

ماهیت نیروی جاذبه چیست؟

ماهیت نیروی جاذبه چیست؟

 

گرانش، نیروی مرموزی است که هرچند نظریه نسبیت عام اینشتین، آن‌را به خوبی توصیف می‌کند؛ اما منشا آن کماکان ناشناخته است. آیا می‌توان جهت‌گیری آرایش اطلاعات اجسام مادی را در فضا عامل گرانش دانست؟

محمود حاج‌زمان: اگرچه نیروی جاذبه ابتدا توسط قوانین نیوتن و سپس نسبیت عام اینشتین به خوبی توصیف شد، با این وجود ما هنوز نمی‌دانیم چگونه خواص بنیادین جهان با هم ترکیب می‌شوند و این پدیده را ایجاد می‌کنند.

به گزارش نیوساینتیست، اریک ورلیند از دانشگاه آمستردام هلند، رویکرد جدیدی را برای توصیف نیروی جاذبه پیشنهاد کرده است. این فیزیکدان نظری و از تئوریسین‌های برجسته نظریه ریسمان، استدلال می‌کند که جاذبه گرانشی ممکن است ناشی از جهت آرایش اطلاعات اجسام مادی در فضا باشد. وی می‌گوید: «از نظر من به عنوان یک فیزیکدان، این بسیار متقاعد کننده است.»

اولین، دوربردترین و تنهاترین
ماهیت نیروی جاذبه چیستنخستین بار نیوتن با در نظر گرفتن جاذبه به عنوان نیروی بین اجسام، نشان داد که جاذبه چطور در مقیاس‌های بزرگ عمل می‌کند. سپس اینشتین ایده‌های نیوتن را در نظریه نسبیت عام خود اصلاح کرد. وی نشان داد که توصیف جاذبه به‌وسیله انحنای چارچوب فضا-زمان توسط یک جسم، بهتر انجام می‌شود. همه ما ازآن‌رو به سمت زمین کشیده می‌شویم که جرم سیاره، چارچوب فضا-زمان پیرامون خود را خم کرده است.

اما این پایان ماجرا نیست. اگرچه نیوتن و اینشتین بینش عمیقی را برای درک نیروی جاذبه فراهم کردند، اما قوانین آنها تنها توصیف‌های ریاضی است. این نظریه‌ها تنها نحوه عملکرد جاذبه را تشریح می‌کنند، بدون این‌که بگوید جاذبه از کجا می‌آید. فیزیکدانان نظری تلاش زیادی را برای ایجاد ارتباط بین نیروی جاذبه با دیگر نیروهای بنیادین شناخته شده جهان انجام داده‌اند. مدل استاندارد فیزیک که بهترین چارچوب ما برای توصیف دنیای زیراتمی است، شامل نیروی الکترومغناطیسی و نیروهای هسته‌ای قوی و ضعیف است؛ اما نیروی جاذبه را دربر نمی‌گیرد.

بسیاری از فیزیکدانان نسبت به این‌که مدل استاندارد فیزیک بتواند در برگیرنده نیروی جاذبه باشد، تردید دارند. نیروی گرانش را می‌توان بوسیله عملکرد ذرات فرضی گراویتون توصیف کرد، اما تاکنون مدرکی دال بر وجود این ذرات به‌دست نیامده است. ضعف جنبه گرانشی نظریه‌های موجود، از دلایل اصلی ارائه تئوری‌های جدید مانند نظریه ریسمان و گرانش کوانتومی در دهه‌های اخیر بوده است.

آنتروپی، گرانش و هولوگرافی
کارهای ورلیند، رویکرد جدیدی را برای بررسی مساله گرانش پیشنهاد می‌کند. بنابر اعتقاد وی گرانش پدیده‌ای است که از خواص بنیادین فضا و زمان ایجاد می‌شود.

برای درک نگرش پیشنهادی ورلیند، مفهوم سیالیت آب را در نظر بگیرید. مولکول‌های منفرد آب هیچ سیالیتی ندارند، اما مجموعه این مولکول‌ها در کنار یکدیگر خاصیت سیالیت آب را به وجود می‌آورد. به‌طور مشابه، نیروی گرانشی جزو خواص ذاتی مواد نیست. این نیرو یک اثر اضافی فیزیکی است که از اندرکنش جرم، فضا و زمان ایجاد می‌شود. ایده وی درباره نیروی جاذبه به عنوان یک نیروی آنتروپی، بر اصل اول ترمودینامیک استوار است که در حوزه نامتعارفی از توصیف فضا-زمان که هولوگرافی نامیده می‌شود، عمل می‌کند.

هولوگرافی در فیزیک نظری، دارای اصول مشابه برچسب هولوگرام موجود بر روی اسکناس است. در این روش تصاویر سه‌بعدی در یک سطح دوبعدی جا داده شده است. مفهوم هولوگرافی در فیزیک در دهه 1970، توسط استیفن و جاکوب بکنشتین توسعه یافت تا بتواند خواص سیاهچاله‌ها را توصیف کند. کارهای آنها به مفهومی منجر شد که بر اساس آن، یک کره فرضی می‌تواند اطلاعات لازم را درباره جرم داخلش در خود ذخیره کند. در دهه 1990 میلادی / 1370 شمسی، هوفت و لئونارد ساسکیند از دانشگاه استنفورد پیشنهاد کردند که این چارچوب می‌تواند به تمام جهان تعمیم داده شود. اصل هولوگرافیک پیشنهادی آنها در بسیاری از تئوری‌های بنیادین علم فیزیک مورد استفاده قرار می‌گیرد.

ورلیند از این اصل هولوگرافیک استفاده کرد تا دریابد که برای یک جرم کوچک، در فاصله مشخصی از یک جسم بزرگ‌تر مانند یک ستاره یا سیاره چه اتفاقی می‌افتد. وی نشان داد که جابه‌جایی اندک این جسم کوچک به معنای تغییر محتوای اطلاعات یا آنتروپی در سطح هولوگرافیک فرضی بین دو جسم است. این تغییر اطلاعات با تغییرات انرژی سیستم مرتبط است.

ورلیند از اصول آماری برای درنظر گرفتن تمام حرکات ممکن جرم کوچک و تغییرات انرژی مربوط به آن استفاده کرد. وی کشف کرد که از نظر ترمودینامیکی، حرکت جسم کوچک به سمت جسم بزرگ‌تر محتمل‌تر از سایر جابه‌جایی‌ها است. این اثر را می‌توان به صورت یک نیروی خالص که هر دو جسم را به سمت یکدیگر می‌کشد، نگاه کرد. فیزیکدانان این را نیروی آنتروپی می‌نامند؛ زیرا از تغییرات محتوای اطلاعات سرچشمه می‌گیرد.

با ایجاد ارتباط بین محتوای انرژی و رابطه معروف اینشتین برای جرم و انرژی، قانون جاذبه نیوتن مستقیما استخراج می‌شود. این نسخه نسبیتی تنها گام کوچکی به جلو به حساب می‌آید و می‌تواند برای هر دو جسم اعمال شود. ورلیند می‌گوید: «یافتن مجدد قوانین نیوتن می‌تواند یک تطابق خوش‌یمن باشد.»

چرا کسی زودتر به این فکر نیفتاده بود؟
مقاله ورلیند ستایش برخی از فیزیکدانان را به دنبال داشته‌است. رابرت دیجگراف از ریاضی‌فیزیک‌دانان برجسته دنیا در دانشگاه آمستردام، ظرافت مفاهیم کار ورلیند را تحسین می‌کند. وی می‌گوید: «مساله تعجب‌آور این است که هیچ کسی قبلا به این موضوع فکر نکرده است. این ایده بسیار ساده و متقاعد کننده به نظر می رسد.»

اما برخی از فیزیکدانان نظرات مخالفی دارند. برخی اعتقاد دارند که ورلیند در استخراج معادلات خود، به دلیل اینکه از خود جاذبه شروع کرده، دچار استدلال دور شده است. برخی دیگر نیز نگرانی‌هایی را در خصوص ریاضیات ناچیز مورد استفاده ورلیند ابراز کرده‌اند.

استنلی دسر از دانشگاه برندایس ماساچوست، که کارهایش باعث گسترش قلمرو نسبیت شده می‌گوید: «به‌نظر می‌رسد کار ورلیند یک راه امیدبخش است. اما کارهای وی تمام عقاید تعصب‌آمیز ما را درباره نیوتن و هوک تا اینشتین به چالش می‌کشد، چیزی که قبول آن خیلی سخت است.»

ورلیند تاکید می‌کند که مقاله وی تنها گام نخست در این موضوع است. وی می‌گوید: «ایده من هنوز در حد یک نظریه نیست، اما پیشنهادی برای برای یک الگو یا چارچوب جدید است. قسمت سخت کار تازه آغاز شده است.»

منبع : خبرآنلاین - hupaa


خورشید گرفتگی ( کسوف ) و ماه گرفتگی ( خسوف )

خورشید گرفتگی ( کسوف ) و ماه گرفتگی ( خسوف )

در خسوف (ماه گرفتگی) زمین در حرکت مداری خود به دور خورشید سایه‌اش را، که در فضا در سمتی مخالف خورشید ممتد است، به دنبال می‌کشد. سایه زمین به شکل یک مخروط است که قاعده آن مقطع زمین و طول متوسط آن 1،3a80،000 کیلومتر است. طول این سایه ، بر اثر تغییر فاصله زمین از خورشید تا حدود 40000 کیلومتر نسبت به مقدا متوسط تغییر می‌کند. خسوف زمانی اتفاق می‌افتد که ماه وارد مخروط سایه زمین شود.

اندازه ظاهری خورشید و ماه از زمین باهم برابر است. علت این امر آن است که فاصله این دو جسم از کره ما متفاوت است. در نتیجه در زمانهایی که ماه مسقیما از جلوی خورشید عبور می‌کند قرص خورشید در پس آن پنهان می‌شود. شرط لازم و کافی برای وقوع پیوستن کسوف آن است که زمین ، خورشید و ماه در یک خط یا تقریبا یک خط راست قرار بگیرند، بطوری که سایه ماه بر بخشی از زمین بیافتد کل این سایه از دو قسمت نیم سایه که در قسمت بیرونی است نیمه درونی که تاریک و سیاه است تشکیل شده است.

در محدوده نیم سایه ماه تنها قسمتی از خورشید را پوشانده است که به آن خورشید گرفتگی جزیی می‌گویند. در خلال گرفت بر اثر حرکت ماه و چرخش زمین سایه ماه زمین را از غرب به شرق طی می‌کند، به این سیر حرکتی سیر گرفتگی کلی می‌گویند. هر کسی که در این مسیر باشد خورشید را در حالت گرفت کلی خواهد دید، این مسیر در بیشترین حالت به 320 کیلومتر می‌رسد و حدود نیم درصد سطح زمین را می‌پوشاند. معمولا هر 1.5 سال خورشد گرفتگی کلی روی می‌دهد، اما ما در طول عمرمان شاید یک بار شانس تماشای این پدیده را داشته باشیم.

شرایط وقوع خسوف

وقتی از بالا به دایرة البروج بنگریم به اشتباه گمان می‌کنیم که خسوف باید ماهی یک بار اتفاق افتد. خطای این دید وقتی آشکار می‌شود که از پهلو نگاه کنیم. آنگاه روشن می‌شود که این سه جرم در حقیقت بر یک خط واقع نیستند. ماه در نتیجه میل مدارش با دایرة البروج ، می‌تواند از بالا یا پایین مخروط سایه ، به فاصله‌ای که حداکثر 32،000 کیلومتر می‌شود بگذرد. برای اینکه خسوف برقرار باشد واقع شود باید دو شرط مهم زیر همزمان با یکدیگر برقرار باشند:

1.خورشید ، زمین و ماه ، باید بر خطی مستقیم واقع باشند یعنی ماه به حالت بدر از زمین دیده شود. این واقعه ماهی یک بار روی می‌دهد.

2.ماه در حرکت مداریش باید در حال عبور از دایرة البروج ، یعنی در یکی از عقده‌ها باشد.


بیشتر دیده شد که کره ماه نیمی از ماه را در زیر صفحه دایرة البروج به سر می‌آورد و نیم دیگر را بالای آن. دو نقطه‌ای که در آنها ماه صفحه دایرة البروج را قطع می‌کند عقدتین نامیده می‌شود: یکی از این دو عقده رأس (گره شمالی) است و دیگری عقده ذنب (گره جنوبی). خط واصل این دو نقطه را خط عقده‌ها یا خط گره‌ها نامند.

منبع: aseman.mihanblog.com


اسطرلاب

اسطرلاب

 

تعریف اسطرلاب

اسطرلاب دستگاه کوچکی است که برای تعیین بعضی مشخصات زمان،‌مکان و آسمان به کار میرود. به فارسی «جام جم» نامیده میبشده وی بتدریج کلمه یونانی اسطر لاب برای آن متداول شده است بنابراین اسطر لاب رایج و معمولی دستگاه و صفحه مدور فلزی است که از جنس برنز و یا از آهن و فولاد و یا تخته بطرزی محاسبات کارهای نجومی ازقبیل پیدا کردن ارتفاع و زاویه آفتاب، محل ستارگان و سیارات و منزقه البروج و به دست اوردن طول و عرض جغرافیایی محل در تمام مدت شبانه روز و فصول مختلف سال، و همچنین برای محاسبه ازتفاع کوهها و پهنای رودخانه و سایر عوارض طبیعی زمین، و تعیین ساعات طلوع و غروب یکایک ستارگان،‌ثوابت و سیاراتی که نام آنها بر شبکه اسطر لاب نقش بسته، و برای محاسبه ساعات دقیق طلوع آفتاب هرمحل ( علی – تاخصوص دردوره اسلام که تعیین ساعات نماز هم بر آن اضافه شد) ساخته شده است. استفاده از دستگاه مذکور نیازی به داشتن و بکار بردن فرمولهای ریضی ندارد.

به علاوه اسطر لاب برایب تعیین حدود اراضی و نقشه برداری و پیاده کردن مسیر راهها و قناتها و حفر معادتن و تعیین مسیر درونی آنها نیز به کار می رفته است. اما در موادر استفاهد اصل آن ر محاسبات زیر بوده است:

  به علت وجود علایم و سایر مشخصات آسمانی و مخصوصاً ستارگانی که مورد نیاز مطالعه کنندگان قرار میگیرد، اسطر لاب ستارگانی راهنمای بسیار مفید و با  ارزشی در عمل مسیر یابی در بیابانها بوده، بویژعه دریانوردان برای جهت یابی ازآن استفاده می کرده‌اند. اروپائیان از قرن سیزدهم اسطر لاب را جزئی از یک دستگاه راهنمای کشتیها قرار دادند و کشتیها بدون داشتن اسطر لاب برنامه حرکت خود را تنظیم نمیکردند.

انسیکلوپدی یا بریتانیکا در مورد اسطر لاب مینویسد

«اسطر لاب دستگاهی است که برای اولین بار رسماً در دریا نوردی نیروی دریایی آلمان به کار رفت و توصیه کننده این دستگاه محقق و جغرافی دان معرف Martin Behain بوده است. سیالها پس از تاریخ این دستگاه را به نام ( پلانی اسفر) Plani Spere نامیدند. اسطر لاب دریانوردی درابتدا ازتنوع ساده ترنی اسطر لابها برگزیده شد و هم اکنون نوع فلزی و پلاستیکی کامل آن در ردیانوردی، پرواز با هواپیما و شناخت جهت مکان جغرافیایی عهواپیما و کشتیها در شب و روز به کار میرود.( شکل 1) پلانی اسفر پلاستیکی است که برای وزارت دریاداری انکگلستان ساخته شده است.

در موزه شهر ادینبورگ Edinburgh اسکاتلند غرفه بسیار جالبی از اسطر لابهای دریانوردی موجدو است که بعضی از انها ازکشتیهای مغروفه به دست آمده ، در سپتامبر 1972 به معرض نمایش گذارده شد. (شکل2) یکی از اسط لابهای که از یک کشتی اسپانیایی غرق شده( جیرونا) درسال 1588 به وسیله غواصی به نما ( رابرت استین ویت) به دست امده، در ویترین موزه «آلتسر»بلفاست جای دارد.

تاریخچه نام اسطرلاب

 

یکی آنکه (اسطر) ار به معنی ترازو و (لاب) را به معنی آفتاب گرفته‌اند و (موید الفضلا) در کتاب ( نفائس الظنون) آنرا ارزوی آفتاب نامیده است.

 

و بعضی گفته‌اند (سطر) به زبان یونانی معنی آواز را دارد و لغت (لاب) نام فرزند (هرمس) ایت و اسطر لاب از ساخته‌های اوست که گویند به دستور اسکندر مقدونی ساخته است(کشف اللغات). هرمس نام حکیم افسانه‌ای مصر است که شاید هر گز وجود نداشته ، لکن در دوره اسلامی درباره او افسانه‌های فراوانی گفته شده است.

    بعضی گفته‌اند که او همان افسانه‌های فراوانی گفته شده است. بعضی گفته‌اند که او همان ( اخنوخ) است و نامش درتورات امده . و بعضی هم او را ( ادریس) پیغمبر دانسته‌اند. بعضی قائل به سه هرمس اول و دوم  و سوم شده‌اند و به هرمس سوم کتابهای گوناگون در احکام نجوم- کیمیا و جادو گری و نظایر آن نسبت داده‌اند و یک کتاب به نام ( عرض الفتاح النجوم) که شاید ( عرض المفتاح النجوم ) بوده منسوب به هرمس به دست آمده که دریمان کتایبهغای کتابخانه ( امبر سیانی) شهر میلانو وجود داشته است. ازطرف دیگر دربعض از کتب نوشته‌اد که (لاب) پسر ادریس پیغمبر بده که علم نجوم و هیئت میدانسته و اسطر لاب ازساخته‌های او است.حمزه بن حسین اصفهانی مولف کتاب تاریخ اصفهان که مرواخن معروف اسلامی است و در قرن چهارم میزیسته، آنرا به معنی ستاره یاب دانسته اتست و از طرف دیکر بر اساس اطلاعاتی که از متب قدیمی به دست آمده یکی دیگر از منجمینو تاسره شناسان علاقه مند به مسائل نجومی ایران قدیمی بعه دست امده کی دیگر از منجمین و ستاره شناسان علاقه مند به مسال نجومی ایران قدیم دنشمند و سرداری به تنام (یم) و یا (یمه) بوده که در کتب قدیم با کلم (شید) که به معنی خداوند و پادشاه استخوانده میشد که او را (یمشید)یا جمشید می خواندند که بعدها تبدیل به ( جم) گردید، دارای اسطر لابی بوده که آنرا ( جام یم) و یا ( جام جم) میگفتند. ( جام جهان بین) و (جام جهان نما) و یا ( جام جمشید) هم نامیده‌اند.

کاربردهای اسطرلاب

اسطرلاب بیش از ۳۰۰ کاربرد دارد. از کاربرد‌های زمان اسلامی آن می‌توان به قبله یابی و تعیین ساعات اذان‌ها اشاره کرد. به برخی از کاربرد‌های نجومی آن در زیر اشاره شده‌است:

نمایش آسمان در لحظه دلخواه

محاسبه زمان طلوع و غروب اجرام آسمانی در زمان دلخواه

اندازی گیری فواصل و ارتفاعات با روشهای هندسی و مثلثاتی

محاسبه مکان اجرام آسمانی در آسمان

تعیین زمان از طریق مشاهده اجرام آسمانی

تعیین طول روز و طول شب

یکی دیگر از کاربرد‌های اسطرلاب در زمان‌های گذشته طالع بینی بوده‌است.قدیمیان اعتقاد داشتند که صورت فلکی ای که در لحظهٔ تولد هر کس، در حال طلوع است، صورت فلکی طالع آن فرد است. آن‌ها برای هر یک از آن صورت فلکی‌ها خصوصیاتی را در نظر گرفته بودند که همان خصوصیات فرد بودند. اما آن‌ها فقط از صورت فلکی‌های دایره البروجی برای این کار استفاده می‌کردند که این صورت فلکی‌ها در اسطرلاب نشان داده شدند و به کمک اسطرلاب به راحتی می‌توان صورت فلکی طالع هر فرد را، با دانستن موقعیت خورشید در آن لحظه، مشخص کرد.

منبع: aseman.mihanblog.com


نوروز ( عید نوروز )

 نوروز ( عید نوروز )

 

عید نوروز چگونه شکل گرفت

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تکرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تکرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران کشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان کاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه که تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی که تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی که آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 

 

 پیدایش جشن نوروز

نوروز ( عید نوروز ).

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است که جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن که جشن را به جمشید منسوب می کند یادآور می شود که : «آن روز که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

 

 

روایت های اسلامی درباره نوروز

نوروز ( عید نوروز )..

آورده اند که در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین که پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید که این چیست؟ گفتند که امروز نوروز است. پرسید که نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسیدند عسکره چیست؟ فرمود عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده کرد وابرها را فرمود که به آنان ببارند از این روست که پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول کرد و جام را میان اصحاب خود قسمت کرده و گفت کاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس که گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است که ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یکدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند که این بزرگداشت نوروز به علت امری کهن است که برایت بازگو می کنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند و او را شریک و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شکوفا و درخشان شد. همان روزی است که کشتی نوح در کوه آرام گرفت. همان روزی است که پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از کعبه به زیر افکند. چنان که ابراهیم نیز این کار را کرد. همان روزی است که خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت کنند. همان روزی است که قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می کنند و همان روزی است که قائم بر دجال پیروز می شود و او را در کنار کوفه بر دار می کشد و هیچ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

 

 

جشن نوروز

جشن نوروز دست کم یک یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یک ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست کم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم کهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تکانی یاد کرد.

 

 

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای کهن ایران هر یک از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجک، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت که در هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرارداد، برگزار می شد.

 

 

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، که در شمار روزهای سال و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاکم و امیری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می کند که با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می کرد و چیزی می گرفت. و هم اوست که حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حکومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان کسانی را که در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر وخیابان می بینیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاکم پنج روزه » است که تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

منبع : مجله موفقیت - www.tebyan.net


زلزله ( زمین لرزه )

زلزله ( زمین لرزه )
زمین لرزه یکی از وحشتناک ترین پدیده های طبیعت محسوب می شود. اغلب زمینی را که روی آن ایستاده ایم، به صورت تخته سنگ های صلب و محکمی تصور می کنیم که از استحکام زیادی برخوردار است. هنگامی که زمین لرزه ای روی می دهد برای لحظه ای این تصور بر هم می ریزد، اما طی همان لحظه کوتاه خسارت های شدیدی وارد می شود. با توجه به پیشرفت هایی که در حوزه علوم مختلف صورت گرفته است، دانشمندان توانسته اند نیروهایی را که باعث زمین لرزه می شود، شناسایی کنند. علاوه بر آن با استفاده از فناوری های نوین می توان شدت یک زلزله و مکان آن را حدس زد. مهم ترین کار باقی مانده آن است که راهی برای پیش گویی زمین لرزه بیابیم تا مردم هنگام وقوع آن غافلگیر نشوند.

تکان های زمین:

زمین لرزه در واقع ارتعاشی است که در طول پوسته زمین به حرکت در می آید. اگر یک کامیون بزرگ از نزدیکی منزل شما عبور کند، خیابان را به لرزه می آورد و شما احتمالاً لرزه های خانه را احساس می کنید، در این حالت می توان گفت که زمین لرزه کوچکی رخ داده است، اما کلمه زمین لرزه معمولی به حوادثی اطلاق می شود که در آن منطقه بزرگی همانند یک شهر تحت تأثیر این لرزش قرار گیرد.

برای وقوع یک زمین لرزه چند دلیل می توان ذکر کرد:

 

زلزله ( زمین لرزه ).



- فوران گدازه های آتشفشانی

- برخورد یک شهاب سنگ

- انفجارهای زیرزمینی (برای مثال یک آزمایش هسته ای زیرزمینی)

- فرو ریختن یک سازه (همانند تخریب یک معدن)

اما اصلی ترین دلیل وقوع زمین لرزه را می توان حرکات صفحه های (Plates) زمین دانست.هر از گاهی در اخبار می شنویم که زمین لرزه ای روی داده است، اما باید دانست که زمین لرزه پدیده ای است که هر روز در کره زمین روی می دهد. براساس تحقیقات جدید هرساله حدود سه میلیون زمین لرزه روی می دهد، یعنی هشت هزار زمین لرزه در روز یا هر 11 ثانیه یک زمین لرزه.

- حرکت صفحه ها در خلاف جهت یکدیگر و دور شدن از هم.

- ضمن حرکت در خلاف جهت به همدیگر بمالند.

اگر دو صفحه از یکدیگر دور شوند گدازه هایی که از سنگ های مذاب تشکیل شده اند، از بین صفحه های پوسته زمین خارج می شوند (این عمل اغلب در کف اقیانوس ها روی می دهد) هنگامی که این گدازه ها سرد شوند، سخت شده و به شکل پوسته های جدید در می آیند که فاصله بین دو صفحه را پر می کنند. اگر دو صفحه به سمت یکدیگر به حرکت درآیند، معمولاً یک صفحه به زیر صفحه دیگر می خزد. در بعضی موارد، هنگامی که دو صفحه به یکدیگر فشار می آورند، برای هیچ کدام از صفحه ها امکان ندارد که به زیر صفحه دیگر برود، در این صورت این دو صفحه ضمن فشار آوردن به همدیگر یک رشته کوه را به وجود می آورند. در بعضی مواقع نیز صفحه ها ضمن عبور از کنار یکدیگر به همدیگر فشار وارد می کنند. برای مثال تصور کنید یک صفحه به سمت شمال و دیگری به سمت جنوب حرکت کند. در این صورت این صفحه ها از محل تماس به یکدیگر نیرو وارد می سازند.

در جایی که این صفحات به یکدیگر می رسند، گسل تشکیل می شود. در حقیقت گسل ترک هایی در پوسته زمین است که در دو طرف صفحه هایی که در خلاف جهت یکدیگر در حال حرکت هستند، مشاهده می شود. احتمال وقوع زلزله در اطراف خطوط گسل بیشتر از هر جای دیگر است. گسل ها انواع مختلفی دارند که براساس موقعیت خط گسل و چگونگی حرکت دو صفحه نسبت به هم تقسیم بندی می شود. در تمام انواع گسل ها، صفحه ها کاملاً به یکدیگر فشار وارد می سازند و در نتیجه هنگام حرکت آنها اصطکاک شدیدی به وجود می آید. اگر نیروی اصطکاک بسیار شدید باشد مانع حرکت آنها می شود در این حالت فشاری که باعث ایجاد گسل می شود افزایش می یابد. اگر میزان این فشار از حد معینی بیشتر شود، بر نیروی اصطکاک غلبه می کند و صخره ها ناگهان می شکنند.به عبارت دیگر، هنگامی که صخره ها به یکدیگر فشار وارد می کنند، انرژی پتانسیل به وجود می آید و هنگامی که صخره ها به حرکت درمی آیند، انرژی پتانسیل به جنبشی تبدیل می شود. اغلب زمین لرزه ها در اطراف مرز صفحه های زمین ساختی روی می دهد زیرا در این منطقه در اثر حرکت صفحه ها منطقه گسل به وجود می آید که دارای گسل های متعدد و به هم پیوسته ای است. در منطقه گسل، آزاد شدن انرژی جنبشی در یک گسل ممکن است باعث افزایش انرژی پتانسیل در گسل کناری شود که این عمل به زمین لرزه دیگری منجر می شود. به همین دلیل است که گاهی در یک منطقه کوچک زلزله های متعددی در فاصله های زمانی کم روی می دهد.البته گاهی اوقات زمین لرزه هایی در وسط این صفحه ها نیز روی می دهد. یکی از شدیدترین زمین لرزه های ثبت شده زمین لرزه ای است که در صفحه قاره ای آمریکای شمالی در سال 1811 و 1812 اتفاق افتاد. دانشمندان در دهه 1970 دریافتند که احتمالاً منشاء این زمین لرزه یک منطقه گسل 600 میلیون ساله است که زیر لایه های متعدد سنگ و صخره مدفون شده بود.

امواج زمین لرزه :

درست مثل هنگامی که درسطح آب اغتشاش روی می دهد، انرژی آن به صورت امواج منتقل می شود، وقتی که شکست یا جابه جایی در پوسته زمین روی می دهد، انرژی آن به صورت امواج زمین لرزه منتقل می شود. در هر زمین لرزه ای چند نوع موج مختلف مشاهده می شود. امواج اصلی از لایه های داخلی زمین عبور می کنند، در حالی که امواج سطحی از سطح می گذرند. اغلب ویرانی های زلزله توسط امواج سطحی - که امواج L هم نامیده می شوند _ به وجود می آید، زیرا این امواج ارتعاشات شدیدی را به وجود می آورند. هنگامی که امواج اصلی به سطح زمین رسیدند، امواج سطحی را به وجود می آورند.امواج اصلی خود به دو گروه مهم تقسیم بندی می شوند:

امواج اولیه که امواج P نیز نامیده می شوند، با سرعت 5/1 تا 8 کیلومتر در ساعت حرکت می کنند. سرعت حرکت این امواج به جنس زمینی که این امواج از آنها عبور می کنند بستگی دارد. سرعت این امواج از موج های دیگر بیشتر است و بنابراین سریع تر به سطح زمین می رسند. این امواج قابلیت عبور از جامدات، مایعات و گازها را دارند و به همین دلیل به طور کامل از زمین عبور می کنند. وقتی که این امواج از صخره ها عبور می کنند، در مسیر حرکت خود به آنها به سمت جلو و عقب فشار وارد می کنند.

امواج ثانویه امواج S نامیده می شوند و مدت کوتاهی بعد از امواج P می رسند. این امواج هنگام حرکت خود، صخره ها را به سمت بالا فشار می دهند، یعنی ارتعاش صخره ها عمود بر مسیر حرکت این امواج است. امواج S برخلاف امواج P نمی توانند در داخل زمین به خط مستقیم حرکت کنند. این امواج فقط از مواد جامد می گذرند و به همین دلیل هنگامی که در مرکز زمین به مایع برسند، متوقف می شوند.با این همه هر دو نوع موج از سطح زمین می گذرند و بنابراین می توان آنها را در آن سوی نقطه ای که زمین لرزه روی داده است، شناسایی کرد. در هر لحظه تعداد زیادی امواج زلزله ای ضعیف در قسمت های مختلف زمین قابل شناسایی است.

امواج سطحی را می توان تا حدودی به امواج آب تشبیه کرد. چرا که امواج سطحی حین حرکت، سطح زمین را به سمت بالا و پایین می رانند. حرکت این امواج باعث ویرانی های شدیدی می شود، چرا که صخره ها و پی ساختمان ها را به ارتعاش می آورد. امواج L از همه کندتر هستند به همین دلیل شدیدترین لرزش ها در پایان یک زمین لرزه روی می دهد.

شناسایی کانون زلزله :

همان طور که ذکر شد سه نوع مختلف موج زلزله وجود دارد که هر کدام با سرعت مشخصی حرکت می کند. به رغم آنکه سرعت دقیق امواج P و S بسته به جنس و نوع ماده ای که این امواج از آن عبور می کنند، متغیر است، نسبت سرعت حرکت آن دو در تمام زمین لرزه ها تقریباً ثابت باقی می ماند.معمولاًسرعت امواج P،حدود6/1برابرسرعت امواج S است.

دانشمندان می توانند با استفاده از این نسبت، فاصله بین هرنقطه از سطح زمین را با کانون زمین لرزه محاسبه کنند. کانون زلزله مکانی است که امواج زمین لرزه از آنها شروع شده اند. برای تشخیص کانون زلزله از ابزاری استفاده می شود که زلزله نگار نامیده می شود. زلزله نگار دستگاهی است که امواج مختلف را ثبت می کند. برای یافتن فاصله بین زلزله نگار و کانون زلزله، دانستن زمان رسیدن این امواج نیز ضروری است. با در اختیار داشتن این اطلاعات، اختلاف زمانی بین رسیدن این امواج محاسبه شده و سپس نمودار ویژه ای رسم می شود که در آن فاصله ای را که موج می تواند طی مدت اختلاف زمانی محاسبه شده طی کند، به دست می آید.

اگر اطلاعاتی از این دست را از سه یا چند نقطه مختلف به دست آوریم، می توان مکان کانون زلزله را به دست آورد. برای این کار کافی است که کره ای فرضی حول هر یک از زلزله نگار ها رسم کرد که در آن مکان اندازه گیری به عنوان مرکز کره و فاصله محاسبه شده تا کانون زلزله به عنوان شعاع کره در نظر گرفته می شود. پس سطح کره مورد نظر نشان دهنده تمام نقاطی است که از زلزله نگار به اندازه مورد نظر فاصله دارد. بنابراین کانون زلزله مورد نظر باید در جایی در سطح این کره قرار داشته باشد. اگر دو کره را بر اساس اطلاعات به دست آمده از دو زلزله نگار مختلف رسم کنید، از تقاطع دو کره یک دایره به دست می آید. از آنجایی که کانون زلزله باید در سطح هر دو کره قرار گرفته باشد، محیط دایره ای که از تقاطع دو کره به دست می آید، نشان دهنده تمام کانون های ممکن برای زلزله مورد نظر است.

از تقاطع کره سوم با این دایره فقط دو نقطه حاصل می شود که نشان دهنده کانون های محتمل برای زلزله است. از این دو نقطه یکی در سطح زمین قرار دارد و دیگری در هوا، با توجه به آنکه کانون زلزله همیشه در سطح زمین قرار دارد، نقطه موجود در هوا کنار گذاشته شده و نقطه موجود در سطح زمین نشان دهنده مکان واقعی کانون زلزله است.
ادامه مطلب

سونامی

سونامی چگونه به وجود می‌آید؟
 

سونامیکلمه سونامی (tsunami) از کلمات ژاپنی tsu (بندر) و nami (امواج) تشکیل شده است. سونامی موج یا رشته‌ای از امواج است که در اقیانوس به دنبال زلزله های دریایی بوجود می‌آید.
این امواج ممکن است صدها کیلومتر پهنا داشته باشد و هنگام رسیدن به ساحل به ارتفاع آن به 10.5 برسد.این "دیوارهای آب" با سرعتی تندتر از یک هواپیمای جت پهنه اقیانوس را می‌پبمایند،به ساحل کوبیده می‌شوند و تخریب وسیعی را باعث می‌شوند.
برای درک سونامی باید ساختمان موج را شناخت. امواج معمولی ما در کنار ساحل دریا یا در حوضچه‌های آب می‌بینیم، از یک ستیغ(بالاترین نقطه موج) (crest)و یک ناوه (پایین‌‌ترین نقطه موج)(trough)تشکیل می‌شوند.
امواج را به دو طریق اندازه می‌گیرند:
*ارتفاع موج (wave heigth):فاصله بین ستیغ و ناوه.
*طول موج(wave length): فاصله افقی بین ستیغ دو موج متوالی.
بسامد یا فرکانس امواج بر حسب زمانی کف طول می‌کشد تا دو موج متوالی از یک نقطه بگذرند – که به آن دوره موج می‌گویند- اندازه‌گیری می‌شود.
هم سونامی‌ها و هم امواج معمولی دارای این بخش‌ها هستند و به طریق مشابهی اندازه‌گیری می‌شوند. اما تفاوت‌های زیادی میان آن دو از لحاظ اندازه، سرعت، و منشا وجود دارد: 

خصوصیت موج

موج ناشی از باد 

موج سونامی

سرعت موج   8 تا 100 کیلومتر در ساعت  800 تا 1000 کیلومتر در ساعت
دوره موج  5 تا 20 ثانیه  10 دقیقه تا 2 ساعت
طول موج   100 تا 200 متر  100 تا 200 کیلومتر

 

امواج در اقیانوس‌ها به علل مختلفی مانند فعالیت‌های زیرآبی، فشار جوی، و کشش جاذبه رخ می‌دهند، اما شایع‌ترین علت آنها باد است.
باد منبع انرژی موج حاصل است و اندازه سرعت باد به قدرت باد وابسته است. نکته مهمی که باید به خاطر داشت این است که امواج نشان‌دهنده حرکت آب نیستند، بلکه حرکت انرژی از طریق آب را نشان می‌دهند.

ادامه مطلب

پروژه ی فضایی آپولو

پروژه ی فضایی آپولو
 

یکی از بزرگترین پروژه‌های فضایی آمریکا وپرهزینه ترین وهیجان انگیزترین برنامه ی فضایی تا به‌این زمان پروژه‌های آپولو است. این برنامه ی فضایی شامل تعداد زیادی پرواز فضایی سرنشین دار وبی سرنشین بود که همگی در راستای سفر انسان به ماه انجام می‌پذیرفت. شروع این پروژه در سال 1961 با پیام جان ‌اف‌کندی اعلا م شد.

 آپولو1

 اولین ماموریت به نام «‌ای اس- 204» بود که سپس «آپولو 1 »نام گرفت.« آپولو 1 »اولین پرواز فضایی سرنشین دار برنامه ی آپولو بود.فضانوردان این ماموریت ویرجیل گریشام، ادوارد وایت و راجرچافی بودند.

پروژه ی فضایی آپولو .
 

 

(سرنشینان آپولو1 :سه نفر از سمت چپ به راست)

 متاسفانه این سه فضانورد نتوانستند ماموریت خود را با موفقیت پشت سر بگذارند زیرا یک ماه قبل از انجام این ماموریت در عملیاتی آزمایشی هر سه آنها زنده زنده سوختند و جان باختند .

 مهندسان قصد داشتند در‌این عملیات به توان نامی‌تولید برق درون کابین دست یابند‌. ‌ این آزمایش در واقع آخرین آزمایش مهم برای فضاپیمای آپولو به حساب می‌آمد ودر صورت موفقیت، فضانوردان باید خود را برای یک پرواز فضایی در 21فوریه 1967 آماده می کردند.ساعت دقیقا 1 بعد از ظهر روز 27 ژانویه 1967 بود و ویرجیل گریشام، ادوارد وایت و راجرچافی درحالی که لباسهای فضایی خود رابه طور کامل به تن کرده بودند، وارد واحد فرمان دهی ناو آپولو شدند و روی صندلی‌های خود مستقرگردیدند، ولی بوی بد وشدیدی شبیه بوی شیر گندیده ویا چیزی مانند بوی دوغ، تمام کابین را پر کرده است.گریشام به عنوان فرماندهی عملیات، درخواست می‌کند تا ازبین رفتن بو، ماموریت به تأخیر بیافتد.    ساعت 14:42 گریشام به مرکز فرماندهی اطلاع می‌دهد که دیگر بویی را استشمام نمی‌کنند.3 دقیقه بعد دریچه کابین استقرار فضا نوردان کاملا بسته شده وهوای داخلی آن بااکسیـژن خالص جایگزین می‌شود‌.

     ‌در حین انجام عملیات، مشکلات دیگری نیز بروز میکند.برای مثال سرنشینان متوجه نقصی در اتصالات جریان اکسیژن به لباس خود میشوند.ولی عملیات همچنان ادامه پیدا میکند.در‌این بین ارتباط رادیویی بین مرکز فرماندهی وفضانوردان مستقردرآپولو قطع می‌شود.البته‌این بخشی از شبیه سازی عملیات بود.طی یک ماموریت فضایی، زمان‌هایی وجود دارد که ارتباط فضاپیما بامرکز فرماندهی ماموریت برای یک دوره مشخص قطع می‌شود. ‌این قطعی ارتباط، ممکن است به خاطر قرار گرفتن فضاپیما درپشت یک جرم آسمانی ویا به علت چرخش آن به گرد زمین باشد، پس هرگاه فضاپیما هنگام چرخش به گرد زمین به پشت آن برود، ایستگاه‌های گیرنده ی زمینی، توانایی برقراری ارتباط رادیویی را با سفینه نخواهند داشت‌. ‌ به هر جهت عملیات تا ساعت 17:40 ادامه پیدا میکند.

 

ادامه مطلب

چرا ستاره ها چشمک می زنند ؟

چرا ستاره ها چشمک می زنند ؟

 

جو زمین مانع عظیمی در زندگی یک ستاره شناس محسوب می شود! زیرا یکی از ویژگی های رنجش آورش این است که نور را خمیده می کند؛ پدیده‌ای که به نام شکست نور بارها با آن روبرو شده ایم. در حقیقت نور با گذر از محیطی به محیط دیگر- برای مثال از آب به هوا یا عکس آن دچار شکست می شود. حتماً تا به حال متوجه شکل خمیده ی قاشق چایخوری هنگامی که آن را وارد لیوان چای می کنید شده اید و اگر تا به حال برای ماهیگیری رفته باشید احتمالاً دریافته اید که اگر شکست نور را در نظر نگیرید با توری خالی از شام شب تان به خانه باز خواهید گشت!

هنگامی که نور ستاره از میان این جو و به طور مشخص سلول های هوایی می گذرد، هر کدام از این سلول ها پرتو مورد نظر را اندکی در جهتی تصادفی خم می کند و البته در هر ثانیه صدها سلول هوایی در مسیر این نور قرار می گیرند که موجب می شوند نور ستاره کمی به اطراف بپرد. بنابراین تصویر ستاره در نظر ناظر زمینی مدام جهش خواهد داشت و در نتیجه ستاره سوسو خواهد زد!

درباره ی جو زمین نیز همین طور است، نور با گذر از لایه های جو که دارای چگالی متفاوتی هستند می شکند. برای مثال هوای گرم چگالی کمتری نسبت به هوای سرد دارد. لایه ای از هوا که درست بالای آسفالت سیاه رنگ خیابان قرار دارد از لایه های بالاتر از خود گرم تر است. نور با گذر از این لایه ها می شکند و این همان چیزی است که موجب می شود آسفالت روبروی شما در یک روز تابستانی مواج به نظر برسد، که به آن سراب می گوییم.. لایه های هوا پرتوهای نور را می شکنند و موجب می شوند آسفالت خیابان مایع به نظر برسد و حتی گاهی می توانید تصویر بازتابیده خودرو را در این لایه ببینید.


نزدیک سطح زمین لایه های هوا تقریباً پایدار و یکنواخت هستند. اما فقط چند کیلومتر بالاتر دنیای دیگری حاکم است! در این دنیا جریان هوا به طور مدام به اطراف تازیانه می زند. بسته های کوچک هوا که سلول نامیده می شوند و قطر تقریبی چند ده سانتی متری دارند، دانم به اطراف میوزند و نور با گذر از این سلول ها خمیده می شود. در حقیقت نور ستاره ها تمام سال های نوری میان زمین ما و ستاره ی مادرشان را یکنواخت طی می کند و اگر با جو زمین روبه رو نمی شدند کاملا مستقیم به چشم ما می رسیدند اما چه کنیم که زمین ما جوی گرد خود دارد. هنگامی که نور ستاره از میان این جو و به طور مشخص سلول های هوایی می گذرد، هر کدام از این سلول ها پرتو مورد نظر را اندکی در جهتی تصادفی خم می کند و البته در هر ثانیه صدها سلول هوایی در مسیر این نور قرار می گیرند که موجب می شوند نور ستاره کمی به اطراف بپرد. از طرف دیگر از روی زمین اندازه ی ظاهری یک ستاره بسیار کمتر از اندازه ی یک سلول هوایی است، بنابراین تصویر ستاره در نظر ناظر زمینی مدام جهش خواهد داشت و در نتیجه ستاره سوسو خواهد زد!

هنگامی که نور ستاره از میان این جو و به طور مشخص سلول های هوایی می گذرد، هر کدام از این سلول ها پرتو مورد نظر را اندکی در جهتی تصادفی خم می کند و البته در هر ثانیه صدها سلول هوایی در مسیر این نور قرار می گیرند که موجب می شوند نور ستاره کمی به اطراف بپرد. بنابراین تصویر ستاره در نظر ناظر زمینی مدام جهش خواهد داشت و در نتیجه ستاره سوسو خواهد زد!


در یک شب رصدی، ستاره شناس با اندازه گیری قطر ظاهری ستاره مشخص می کند که میدان دید رصدی اش تا چه حد بد است! در حقیقت تصویر ستاره با چنان سرعت بالایی به اطراف پراکنده می شود که چشمان ما آن را به صورت قرص مه آلودی از نور می بیند. هر چه میدان دید بدتر باشد این قرص بزرگ تر خواهد بود. در یک شب معمولی، هرچه میدان دید بدتر باشد این قرص بزرگ تر خواهد بود. در یک شب معمولی، میدان دید در حد چند ثانیه قوسی است (برای این که تصویری به این اندازه در ذهن تان داشته باشید به خاطر بسپارید که قطر ماه در حدود 2000 ثانیه ی قوسی است و چشم انسان فقط توانایی تشخیص جرمی را با حداقل قطر 100 ثانیه ی قوسی دارد). از روی زمین، بهترین میدان دید ممکن معمولاً در حدود نیم ثانیه قوسی است. که کاملا بستگی به میزان آشفتگی جو دارد. البته میدان دید با زمان نیز تغییر می کند. گاهی ممکن است برای چند ثانیه جو ناگهان بسیار آرام شود، در این هنگام صفحه ی ستاره انقباض چشمگیری خواهد کرد و از آنجایی که نور ستاره در ناحیه ی کوچک تری متمرکز می شود ممکن است ستاره های کم نورتری را که پیش از این نمی دیدید در محدوده ی رصدی خود بیابید! تصور کنید که پشت چشمی تلسکوبی نشسته اید و چند دقیقه ای است که به دنبال ستاره ی کم نور مرکزی یک سحابی جستجو می کنید و این ستاره درست در مرز میدان دید تلسکوپ شما قرار دارد، برای لحظه ای ناگهان بهتر دیده می شود و ستاره ی روح مانند با رنگ پریده ی آبی اش در محدوده ی دید شما نمایان و فقط ثانیه ای بعد با افت افق دید ناپدید می گردد.
منبع: astrotalk.ir - www.hupaa.com


انرژی خورشیدی راه گشای کشورهای فاقد منابع زیرزمینی

انرژی خورشیدی راه گشای کشورهای فاقد منابع زیرزمینی
رئیس انجمن انرژی خورشیدی در گفت‌و‌گو با فارس:
انرژی خورشیدی مشکل‌گشای کشورهای فاقد منایع انرژی زیرزمینی است

استفاده از انرژی خورشیدی در کشور نوپا است و هنوز بسیاری از افراد اطلاعات کافی را در این باره ندارند، اصغر حاج‌سقطی، رئیس انجمن انرژی خورشیدی ایران در گفت‌وگو با این خبرگزاری درباره این انرژی به تفصیل سخن گفت.
مشروح این گفت‌و‌گو را بخوانید:

فارس: وضعیت کشور و پیشرفت‌هایی که تاکنون در این زمینه داشته‌ایم چگونه است؟

حاج‌سقطی: تحقیقات، اختراعات و بهره‌گیری از انرژی‌های مختلف، از اساسی‌ترین و مهمترین گام‌هایی هستند که انسان‌ها در طول تاریخ در راه پیشرفت جوامع خود برداشته‌اند. رشد علم و صنعت و فن‌آوری در جهان امروز، روشهای مختلف استفاده از انرژی را که در دوران قبل از انقلاب صنعتی معمول بود دگرگون کرده، و شناخت منابع انرژی‌های جدید، تحولی عظیم در توسعه صنعتی و تکامل اجتماعی بشر به وجود آورده است.

فارس: از انرژی چه استفاده‌هایی می‌توان کرد؟

حاج‌سقطی: خورشید عامل و منشاء انرژی‌های گوناگونی است که در طبیعت موجود است، از جمله سوخت‌های فسیلی که در اعماق زمین ذخیره شده‌اند، انرژی آبشارها و باد، رشد گیاهان که بیشتر حیوانات و انسان برای بقای خود از آنها استفاده می‌کنند، مواد آلی که قابل تبدیل به انرژی حرارتی و مکانیکی هستند، امواج دریاها، قدرت جزر و مد که بر اساس جاذبه و حرکت زمین به‌دور خورشید و ماه حاصل می‌شود،‌اینها همه نهادهایی از انرژی خورشید هستند. انرژی هسته‌ای را می‌توان یک استثناء کلی دانست، با اینکه امروزه یکی از منابع مهم تولید انرژی در جهان شناخته شده است.
انرژی اتمی احتیاج به فن‌آوری بسیار پیشرفته و پرهزینه دارد که در موقع استفاده از آن، خطرات احتمالی و مضرات آنرا نیز باید مد نظر داشت.

فارس: آیا در گذشته نیز از انرژی خورشیدی استفاده می‌شد؟

حاج‌سقطی: با مطالعه در تاریخ زندگی انسان‌ها، مشاهده می‌شود که انرژی قابل استفاده برای انسان نخستین، تنها قدرت بدنی او بود. مدت‌ها گذشت تا توانست با رام کردن حیوانات و به خدمت گرفتن سایر انسان‌ها و همچنین سوزاندن درختان، احتیاجات خود را برطرف کند. بالاخره انسان با دستیابی به منابع سوخت‌های فسیلی مثل ذغال سنگ و نفت و گاز قدرت مادی خویش را به طرز بی‌سابقه‌ای افزایش داد.

فارس: تاکنون امکان استفاده از چه انرژی‌هایی در کشور فراهم شده است؟

حاج‌سقطی: استفاده از قدرت باد در آسیاب‌ها و توربین‌ها، و کشتیرانی و بکارگیری انرژی آب در چرخ‌ها و توربین‌های آبی، پس از گسترش معلومات علمی و فن‌آوری بشر و نیز انرژی خورشیدی امکان‌پذیر شد.

فارس: بکارگیری انرژی خورشیدی در زندگی بشر چه تحولی را ایجاد کرده است؟

حاج‌سقطی: دستیابی به قوانین فیزیکی و اصول علمی انرژی‌های مختلف و نحوه استفاده‌های گوناگون از آنها، زندگی بشر را راحت‌تر و طرز فکر او را متوجه مادیات ساخت.
وابستگی شدید جوامع صنعتی به منابع انرژی بخصوص سوخت‌های نفتی و بکارگیری و مصرف بی‌رویه آنها، منابع عظیمی را که طی قرون متمادی در لایه‌های زیرین زمین تشکیل شده است تخلیه می‌کند. با توجه به اینکه منابع انرژی زیرزمینی با سرعت فوق‌العاده‌ای مصرف می‌شوند و در آینده‌ای نه چندان دور چیزی از آنها باقی نخواهد ماند، نسل فعلی وظیفه دارد به آن‌دسته از منابع انرژی که دارای عمر و توان زیادی هستند روی آورده و دانش خود را برای بهره‌برداری از آنها گسترش دهد.

فارس: از اهمیت انرژی خورشیدی بگویید؟

حاج‌سقطی: خورشید یکی از دو منبع مهم انرژی است که باید به آن روی آورد، زیرا به فن‌آوری‌های پیشرفته و پرهزینه نیاز نداشته و می‌تواند به‌عنوان یک منبع مفید و تأمین کننده انرژی در اکثر نقاط جهان بکار گرفته شود. بعلاوه استفاده از آن برخلاف انرژی هسته‌ای، خطر و اثرات نامطلوبی از خود باقی نمی‌گذارد و برای کشورهایی‌ که فاقد منابع انرژی زیرزمینی هستند، مناسبترین راه برای دستیابی به نیرو و رشد و توسعه اقتصاد است.

فارس: نظر شما در مورد بکارگیری از طرح‌های خورشیدی چیست؟

حاج‌سقطی: ایران با وجود اینکه یکی از کشورهای نفت‌خیز جهان به‌شمار می‌رود و دارای منابع عظیم گاز طبیعی نیز است، خوشبختانه به‌علت شدت تابش خورشید در اکثر مناطق کشور، اجرای طرح‌های خورشیدی الزامی و امکان استفاده از انرژی خورشید در شهرها و 60 هزار روستای پراکنده در سطح مملکت، می‌تواند صرفه‌جویی مهمی در مصرف نفت و گاز را به همراه داشته باشد.
فن‌آوری ساده، آلوده نشدن هوا و محیط زیست و از همه مهمتر ذخیره شدن سوختهای فسیلی برای آیندگان، یا تبدیل آنها بمواد و مصنوعات پر ارزش با استفاده از تکنیک پتروشیمی، از عمده دلایلی هستند که لزوم استفاده از انرژی خورشید را برای کشور ما آشکار می‌سازند.
تبدیل انرژی به‌هر شکلی مطلوب است، ولی امکانات اقتصادی طرح‌های مختلف باید دقیقاً سنجیده شوند. امروزه استفاده از انرژی حرارتی خورشید برای گرم کردن منازل، از لحاظ فن‌آوری امکان‌پذیر است. از نظر اقتصادی نیز به‌علت افزایش روز افزون قیمت سوخت‌های فسیلی و سایر منابع انرژی و تلاش متخصصان در کاهش هزینه مواد اولیه و لوازم مورد نیاز برای جمع‌آوری حرارت و پرتوهای خورشیدی محققان و دانشمندان را در جهت مطالعه و بهینه‌سازی سیستم‌های خورشیدی تشویق کرده و به پیشرفت‌های مهمی نیز دست یافته‌اند.
مراکز و سازمان‌های معتبر علمی و پژوهشی جهان نیز همه ساله سمینارها و کنفرانس‌های مختلفی را در رابطه با مسائل انرژی، بخصوص انرژی خورشیدی تشکیل داده و تبادل اطلاعات از پژوهش‌های جدید را ممکن می‌سازند. امید است در ایران نیز تشکیل سمینارها و سخنرانی‌ها،‌مردم را با روش‌های استفاده از انرژی خورشیدی آشنا ساخته و کاربرد آنها را میسر سازد.


سونار ( SONAR )

سونار ( SONAR )

 

سونار = ناوبری و تشخیص فاصله توسط صوت 

تعریف سونار:
تکنولوژی است که با استفاده از انتشار صدا در زیر آب قادر به شناسایی دیگر ناوها و کشتی هاست .

تاریخچه سونار:
در سال 1906 ، اولین سونار غیر فعال جهت شناسایی توده های یخ توسط لوییس نیکسون اختراع گردید .
در جنگ جهانی اول به علت نیاز به شناسایی اهداف دریایی تمایل به استفاده از سونار افزایش یافت .
پاول دانکوین فرانسوی به همراه کنستانتین چلوسکی روس موفق به اختراع اولین سونار فعال در سال 1915 شدند .
 اگرچه مبدل های پیزوالکتریک نسبت به این سونار ترجیح داده شدند ، اما در جای خود این نوع سونارها آینده روشنی را در علم رادار شناسی باز کردند .
در سال 1916 زیر نظر بخش تحقیقاتی و اختراعات ناوگان دریایی بریتانیا ، رابرت بویل ( فیزیکدان کانادایی) ، پروژه ای را بر عهده گرفت و با تشکیل کمیته تحقیقاتی تشخیص ضد زیر دریایی، ASDICموفق به ساخت نمونه ی آزمایشی شدند که با نام شناخته شد. درسال 1918 انگلیس و ایالات متحده متفقا موفق به ساخت سیستم های مجهز به سونارفعال گشتند ، ودرسال 1923 تولید این نوع سیستم ها به طور رسمی آغاز گشت . پس از جنگ جهانی دوم ناوگان آمریکا اقدام به تولید کشتی ها و زیر دریایی های که دارای فناوری معروف به ماهی کوچک بودند ، کرد .

تفاوت سونار با رادار:
 رادارها امواج الکترومغناطیسی به‌کار می‌برند، و سونارها از امواج فراصوتی، که مانند امواج صوتی، ولی دارای بسامد بسیار بالا هستند استفاده می‌کنند. امواج فراصوتی هم مانند امواج صوتی و نور بازتابش می‌شوند. به کمک این امواج بازتابش شده ی نقشه ی سطح زیر دریاها و جای پستی و بلندی‌ها کاملاً مشخص می‌شود.

شرط عملکرد سیستم سونار:
نسبت سیگنال به پارازیت مشخص میکند که آیا سونار می تواند سیگنال هایی را در حضور پارازیت های زمینه در اقیانوس مشخص کند یا خیر.
برای این کار مواردی از جمله مرتبه منبع ، انتشار صدا ، جذب صدا ، اتلاف در انعکاس ، صداهای محدود و ویژگی های دریافت کننده در نظر گرفته می شود.

انواع سونار:
سونار دو نوع است :
(سونار فعال)Active Sonar
(سونار غیر فعال)Passive Sonar

سونار فعال ( محدوده پژواک ):
سیستم سونار فعال ، مثل ماهی یابها ، صداهای پژواک و سونارهای نظامی یک پالس صدا را می فرستند و منتظر پژواک آن می مانند . در سیستم سونار فعال منبع مانند یک دریافت کننده عمل میکند.

معادله سونار فعال:
معادله باید موارد زیر را در نظر بگیرد:
بلندی شدت منبع صدا (مرتبه منبع)
 انتشار صدا و میرایی هنگامی که پالس صدا از سونار به سوی هدف حرکت میکند(اتلاف حرکتی)
 مقدار صدای منعکس و برگردانده شده به سمت سونار توسط هدف (توانایی هدف)
انتشار صدا و میرایی هنگامی که پالس منعکس شده به سوی دریافت کننده برمیگردد(اتلاف حرکتی)
 پارازیتهای زمینه در دریافت کننده(مرتبه پارازیتها)
عبارتها در معادلات سونار بر حسب دسیبل هستند و با یکدیگر جمع میشوند تا معادلات سونار را بوجود آورند.

عملکرد سونار فعال:
سونار فعال با ایجاد پالس های صوتی (معروف به پینگ) ، وسپس گوش دادن به پالس بازگشتی عمل میکند . برای تشخیص فاصله از هدف ، شخص می تواند مدت زمان بین دریافت و ارسال پالس را اندازه گیری کند. برای اندازه گیری جهت و راستای هدف می توان از هیدروفونیک های متعدد استفاده کرده ، و سپس زمان دریافت پالس توسط هر یک از این هیدروفون ها را اندازه گرفت ، و با مقایسه این زمان ها به راحتی می توان جهت و راستای هدف را تعیین نمود .

دو مورد استفاده از سونار فعال:
 اندازه گیری عمق دریا ( عمق سنجی آکوستیکی )
 اندازه گیری مسافت بین دو پاسخگر

سونار غیر فعال:
سیستم سونار غیر فعال علاوه بر دریافت پژواک های منعکس شده از اهداف ، به صداهای تولید شده توسط وال ها ، آتش فشان ها ، زیردریایی ها و منابع دیگر  صداهای زیر آب می پردازد.

معادله سونار غیر فعال:
معادله باید موارد زیر را در نظر بگیرد:
بلندی شدت منبع صدا (مرتبه منبع)
 انتشار صدا و میرایی هنگامی که پالس صدا از منبع به سوی دریافت کننده ای که آن را تشخیص میدهد ، حرکت میکند(اتلاف حرکتی)
پارازیتهای زمینه در دریافت کننده(مرتبه پارازیتها)
ویژگیهای دریافت کننده

دو مورد استفاده از سونار غیر فعال:
- عملیات جاسوسی
- مسیریابی اهداف ( آنالیز مسیر هدف )

سونار در جنگ:
ناوگان ها ی مدرن امروزی به طور گسترده از سونار استفاده می کنند.
 دو نوع سوناری که در مباحث قبلی مطرح شد ( سونار های فعال و غیر فعال ) به طور مکرر مورد استفاده قرار می گیرند .
 زمینه فعالیت های این رادار ها بسته به نوع موقعیت ناوها و زیردریایی ها تغییر می کند و بسته به نوع عملکرد نظامی در زمینه های مختلف باهم تفاوت می کنند .

سونار فعال در جنگ:
سونار های فعال زمانی که بتوانند موقعیت هدف را به خوبی تشخیص دهند بسیار مفید هستند . عملکرد سونارهای فعال مشابه رادار می باشد . پالس صوتی ارسال می شود سپس امواج صوتی در تمامی مسیرها شروع به حرکت می کنند . زمانی که این امواج به زمین برخورد میکنند امواج برخوردکننده در تمام جهات بازتابیده می شوند و بعضی از سیگنال های بازتابیده شده به سنسور سونار فعال میرسند . این سیگنال های بازتابیده شده تکنیسین های سونار را قادر می سازد تا به شناسایی پارامتر هایی از قبیل فرکانس سیگنال انرژی سیگنال رسیده شده عمق درجه حرارت آب و درنتیجه موقعیت هدف بپردازند .

معایب سونار فعال در جنگ:
استفاده از سونارهای فعال در عملیات نظامی بسیار خطرناک است زیرا به راحتی توسط ناوها و زیردریایی های دیگر قابل شناسایی است.
برای اینکه بفهمیم نوع سونار ساتع کننده انرژی چیست کافی است تا به سیگنال صوتی ناشی از سونار گوش فرا دهیم (معمولا با استفاده از فرکانس سیگنال های رسیده شده به سنسور ) . در نتیجه با استفاده از انرژی دریافتی می توان موقعیت رادار را شناسایی کرد .
سونارهای فعال قادر به شناسایی اهداف دریک فاصله معین می باشند اما مشکل این است که این رادار توسط شناساگرهای دیگر در فواصل چندین برابر فاصله شناسایی این سونارها قابل شناسایی هستند .

پوشش های ضد سونار جهت استتار زیردریایی ها:
امواج صوتی از بین بسیاری از محملها مانند هوا مایع و گاز میتواند عبور کند . هر محمل مکانیزم متفاوتی برای عبور صدا از خود دارد . بسته به اینکه صدا از چه محملی عبور میکند از ابزارهای متفاوتی برای شناسایی آن استفاده میشود . رادار با استفاده از امواج مایکروویو سفینه ها و سونار با استفاده از امواج صوتی زیر دریایی ها را شناسایی میکند . مواد پوششی مخصوصی برای سطوح زیردریایی ها جهت جذب امواج یا انتشار آنها استفاده میشود که این مواد جاذب مانع از انعکاس مجدد امواج سونار و شناسایی زیردریایی ها میشود .

منابع :

www.dosits.org
forum.patoghu.com
Images.google.com
www.civilica.com
www.aftab.ir
Youtube.com
www.hupaa.com

نور منطقه البروجی ( نور مخالف )

 شبهای بهاری فرصت مناسبی است تا یک پدیده جالب را در آسمان شب ببینید.

 

نور منطقه البروجی ( نور مخالف )

 

نام نور مخالف ترجمه تحت اللفظی کلمه المانی گگن شاین است. موقعیت قرارگیری این نور در آسمان که همواره 180 درجه با مکان خورشید فاصله دارد وجه تسمیه ان را نشان می دهد. الکساندر فون هامبولت(طبیعی دان المانی) و ادوارد امرسن بارنارد(اخترشناس مشهور امریکائی) از جمله نخستین رصد گران این پدیده بوده اند. نور مخالف بخش تقویت شده و بیضی شکل از نوار منطقه البروجی کمربند بسیار ضعیفی از نور است که در امتداد دایره البروج در اسمان کشیده شده است.بخش درخشان نوار منطقه البروجی که همیشه در نزدیک خورشید پیش از سپیده دم (در ابتدای پائیز) یا پس از شفق در اسمان شامگاهی (در ابتدای بهار) دیده می شود نور منطقه البروجی نام دارد. نور منطقه البروجی و نور مخالف به مانند 2 مروارید در گردنبندی از نور به درو اسمان حلقه زده اند. نور منطقه البروجی و نور مخالف نورهایی هستند که از بازتاب و پراکندگی نور خورشید از ذرات و غبار در منظومه شمسی به وجود می ایند. این ذرات بسیار ریز( در حد یک میکرون) در صفحه نزدیک به قلمرو سیارات خارجی قرار گرفته اند که از گذر دنباله دارها و برخورد سیارک ها با یکدیگر به وجود امده اند و به مرور زمان پخش شده و پدید اورنده یک قرص کم فروغ شده اند. درست در امتداد خورشید ما بیشترین بازتاب نور را داریم اما به دلیل درخشش خورشید هرگز این قسمت درخشان را نخواهیم دید.

 

آزمایش پدیده نور مخالف

 

برای فهم بهتر چگونگی اتفاق افتادن پدیده نور مخالف می توانید صبح کمی بعد از طلوع افتاب به یک چمنزار بروید که قطرات شبنم هنوز دیده می شوند. به سایه سر خود نگاهی بیندازید .هاله ای از نور سفید را مشاهده می کنید.این روشنایی که از سمت سایه به بیرون به تندی کاهش می یابد به "نور مقدس" موسوم است. بنونتو سلینی (مجسمه ساز ایتالیایی) در قرن 16 این ازمایش را کرد و وقتی این پدیده را در اطراف سایه خود دید تصور کرد که این نور از نشانه نبوغ و درک و فهم اوست!

                                                                                                      

رصد نور مخالف

از فروردین تا شهریور هر سال دیدن نور مخالف در عرض های میانه و شمالی نیمکره شمالی بسیار دشوار است زیرا نقطه پاد خورشید در نیمه شب ارتفاع کمی از افق دارد. از اواسط اذر تا اوایل بهمن نقه مقابل خورشید در اسمان به بیشترین ارتفاع می رسد ولی در این زمان نور مخالف در راه شیری قرار دارد و  دیدن ان سخت است. در نتیجه از اوایل مهر تا اوایل اذر و از اواسط بهمن تا اواخر فروردین زیر اسمانی بسیار تاریک هنگامی که ماه نو به وضعیت هلال  در امده است بهترین فرصت برای دیدن این نور در اسمان نیمکره شمالی و به خصوص ایران است. در نتیجه این چند شب چون ماه هم در وضعیت هلال است بهترین موقعیت برای این نور در سال است. تصویری را که شما در روبرو مشاهده می کنید نور مخالف به همراه نور منطقه البروجی است که با ابزار پیشرفته و دوربینهای سی سی دی از ان عکسبرداری شده است ولی شما نباید انتظار دیدن چنین صحنه ای را داشته باشید. در این شبها نور مخالف در صورت فلکی سنبله قرار دارد و شما باید در اسمان به دنبال هاله بیضی شکل کم نوری باشید. برای دیدن ان به اسمانی بسیار تاریک نیاز دارید. اگر بتوانید این پدیده را مشاهده کنید باید ان را جزء افتخارات رصدی خود قرار دهید زیرا کمتر کسی وجود دارد که از این پدیده اطلاع دارد و ان را دیده است. تا دیر نشده بجنبید و این وقت طلائی را در این چند شب از دست ندهید.

 

 

منبع: parssky - spaceonline


جهان هستی بیکران و غیر قابل تصور

علم امروزی بشر تا به دان جا رسیده که قادر باشد در مورد جهان هستی توضیحاتی را ارائه کند . جهان هستی بیکران و غیر قابل تصور. ستاره های بیشماری را که در آسمان شب می بینید تنها سه هزار ستاره از سیصد میلیارد ستاره در کهکشان راه شیریند . در جهان چیزی حدود صد میلیارد کهکشان وجود دارد .بشریت همواره با این سئوال مواجه بوده است که : آیا این جهان از ابتدا بدین صورت بوده یا این که همه چیز از جایی و به طور ناگهانی به وجود آمده است ؟ کشف این مطلب که جهان در حال انبساط است موجب شگفتی بسیار در اوایل قرن گذشته شد. بر اساس این یافته فیزیکدان ها حدس زدند که جهان می باستی در گذشته و از اندازه بسیار کوچک متولد شده باشد . این مطلب که جهان آغازی دارد همچنین هیبت ابعاد و خلق آن ، انسان را با این سئوال روبرو ساخت که جهان چگونه آغاز شده است . اکنون بس از رصد ها و تفکرهای بسیار به پاسخی رسیده ایم که بیگ بنگ نام گرفته است .

 

بیگ بنگ چیست ؟

 

بر اساس نظریه بیگ بنگ جهان از انفجار حجم بسیار کوچک - ابعادی کوچکتر از حفره های روی پوست - ، با دما و چگالی بسیار زیاد آغاز شده است .بر اساس این نظریه شکل گیری  فضا همانند کش آوردن سطح   یک بادکنک است – مواد، دردرون و سطح بیرونی فضای در حال انبساط می یاشند، همانند ذرات غبار روی  شطح یک بادکنک-  این انفجار همانند انفجار ماده در یک فضای خالی نیست بلکه خود  فضا به همراه این انفجار متولد شده است و ماده را همچنان که منبسط میشود به همراه خود حمل می کند . فیزیکدان ها حتی بر این عقیده هستند که زمان نیز با بیگ بنگ آغاز شده است . امروزه ، اکثر دانشمند ها نظریه یگ بنگ را قبول دارند . شواهد موجود به قدر کافی محکم بودند که در سال 1951 دفتر کلیسای کاتولیک اعلام کرد نظریه بیگ بنگ با کتب مقدس مطابقت دارد .

 

جهان هستی بیکران و غیر قابل تصور 

 

تا اوایل قرن 19 مردم می پنداشتند که جهان پایدار و ثابت است . در سال 1915 با نظریه نسبیت عام اینشتین که به ماهیت فضا ، زمان و جاذبه  می پردازد حالت های  محتمل دیگری نیز ارائه شد . با ارائه نظریه نسبیت ساحتار فضا قادر بود که منبسط یا منقبض شود . در سال 1917 ستاره شناسی به نام ویلم دسیتر با به کار گیری نسبیت در مورد جهان نشان داد که جهان قادر است منبسط شود . (Willem de Sitter)

 

در سال 1922 ریاضیدانی به اسم الکساندر فریدمن (Aleksandr  Friedmann) با استفاده از روش های ساده تر به همین نتیجه رسید .  نتیجه بدست آمده توسط  جرج لمایتر (Georges Lemaitre) کیهان شناس در سال 1927 نیز همین بود . این گام ، تحولی بزرگ در مورد دیدگاه پذیرفته شده جهان-ثابت بود . جرج لمایتر بر این عقیده بود  که با سفر به کذشته کیهان ، ماده جهان می بایستی در ابعادی کوچک جمع شود و در آنجا انفجاری  رخ داده باشد . اگرچه این احتمال حالت شگفت آور جدیدی برای جهان در نظر می گرفت ولی مبتنی بر رصد های وقت نبود .

 

 

چرا بر این تفکریم که  بیگ بنگ  اتفاق افتاده است ؟

 

نتایج 3 رصد مهم طی قرن گذشته به ستاره شناسان کمک کرد تا اطمینان حاصل کنند که جهان با بیگ بنگ آغاز شده است . اولین آنها این است که جهان در حال انبساط است – بدین معنی که فضای میان کهکشان ها در حال بزرگ و بزرگتر شدن است -  این مشاهده منجر به این حدس شد که قبل ازانبساط همه چیز در جایی کنار هم قرار داشته است . دوم اینکه این نظریه به خوبی قادر به توضیح فراوانی هلیم و دتریم ( ایزوتوب هیدروژن ) در جهان است . دما و چگالی و محیط منبسط شونده جهان اولیه شرایط  خوبی برای تولید این هسته ها با فراوانی که امروز شاهد آن هستیم می باشد . دلیل سوم اینکه ستاره شان موفق به رصد تابش پس زمینه کیهانی  – نابش بس از انفجار اولیه - از هر سمت کیهان  شده اند .  تابش پس زمینه کیهانی دلیل قاطعی بر تایید آغازی این چنین – با یک انفجار-  برای جهان است . آفای استفان هاوکینگ در این مورد می گوید : این اکتشاف بی نظیر ، اکتشاف قرن است .  

 

انبساط جهان

 

همزمان با این ایده که جهان در حال انبساط است ، ستاره  شناسی یه اسم  وستو سلیفر (Vesto Slipher) متذکر شد که تعداد کهکشان هایی که از ما دور می شوند بیشتر از آنهایی هستند که به ما نزدیک می شوند .ستاره شناسان با استفاده از نور دریافتی از یک کهکشان قادرند دریابند که یک کهکشان به ما نزدیک یا از ما دور می شود . اگر طیف نوری کهکشان به سمت طول موج کوتاه تر اتقال یابد - انتقال به آبی – کهکشان در حال نزدیک شدن به ماست ، مثال معروف این مطلب تغییر طول موج صدای یک آمبولانس در حال نزدیک شدن به ما است . اگر طیف نوری کهکشان به سمت طول موج بلند تر انتقال یابد - انتقال به سرخ – کهکشان در حال دور شدن از ماست ، همان طور که طول موج صدای یک آمبولانس که در حال دور شدن از ما است افزایش می یابد . میزان اتقال به سرخ یا آبی بستگی به سرعت دور شدن یا نزدیک شدن کهکشان دارد . بنابراین وستو سلیفر مشاهده کرد که بیشتر کهکشان ها دارای انتقال به سرخ هستند تا اتقال به آبی .

 

درسال 1929 ، ادوین هابل (Edwin Hubble) کشف کرد کهکشان هایی که در فاصله ی بیشتری از ما قرار دارند با سرعت بیشتری از ما دور می شوند ، این سرعت متناسب با فاصله است . به عبارت دیگر کهکشان هایی که در فاصله دورتری نسبت به ما هستند دارای اتقال به سرخ بیشتری نیز می باشند . کهکشان های دور دست فاصله ای در ابعاد میلیون و میلیارد سال نوری با ما دارند و این به این معناست که ما به گذشته ای در ابعاد میلیون یا میلیارد سال نوری نگاه می کنیم . در حین سفر نور کهکشان ها به سمت ما طیف نور ازطول موج های کوتا هتر به سمت طول موج های بلند تر - انتقال به سرخ – اتقال می یابد . این انتقال به سرخ در اثر انبساط ساختار فضا است. اگر طول موج دو برابر شود ، جهان می باید با ضریب 2 منبسط شود. بنابراین کشف هابل این بود که عامل انبساط به نحوی با مسیر طی شده توسط نور در ارتباط است ، معادل با اینکه شما به چه میزان به گذشته نگاه می کنید . این مطلب بیان گر این است که هر چه در زمان به  عقب و عقب تر برگردیم جهان کوچک و کوچکتر است . با سفر به گذشته ی یک جهان منبسط شونده خواهیم دید که فاصله ی میان کهکشان ها در حال کاهش و چگالی جهان در حال افزایش است .

 

این روند تا جایی ادامه  پیدا می کند که تمامی ماده جهان در حجمی بسیار کوچک متراکم می شود ، که نتیجه این روند چگالی باور نکردنی جهان اولیه - لحظه بیگ بنگ – است . با تقسیم فاصله ی کهکشان بر سرعت ذاتی آن قادر به تخمین طول عمر جهان خواهیم بود . با این روش می توانیم  تخمین بزنیم که در چه زمانی فاصله ی ما تا دیگر کهکشان ها صفر بوده است . محاسبات نشان می دهند که بیگ بنگ در حدود 10 تا 15 میلیون سال قبل - 3 برابر عمر زمین – اتفاق افتاده است .

 

یکی از راه های تست کردن این تخمین این است که به ذنبال کهن ترین جسم در کیهان باشیم این جسم می باید سنی در حدود 10 تا 15 میلیارد سال داشته باشد نه بیشتر . روش دیگر بررسی فعالیت های رادیو اکتیوی ایزوتپ های اورانیوم است . می دانیم که کهن ترین ایزوتوپ های تشکیل شده توسط فعالیت های هسته ای ابر –نو اخترها 10 میلیارد سال سن دارند . با استفاده از مدل های امروزی تحول ستاره ای می دانیم که کهن ترین ستارهای موجود در کهکشان را شیری در حدود 10 میلیارد سال سن دارند . سنین به دست آمده با تخمین -های ما مطابقت دارند

 

فراوانی هلیم و دتریم در کیهان

 

با توجه به این که در ابتدای کیهان دما بسیار زیاد بوده است می تواند دلیل خوبی برتائید  این مطلب باشد که هلیم و دتریم پیش از تشکیل هر ستاره ای در جهان بوجود آمده اند  .  این عناصر در همجوشی های هسته ای تولید می شوند. همجوشی یک پروتون با یک نترون منجر به تولید دتریم - هیدروژن سنگین - می شود . این فرایند تنها در دماهای بسیاربالا مثل دمای هسته ی ستاره ها امکان پذیر است . در سال 1946 ، جورج گاموو

 

 (George Gamow) یکی ازدانشجویان فریدمن  پیشنهاد داد که همجوشی هسته ای می بایست در کیهان اولیه زمانی که دما بسیار بالا بود اتفاق افتاده باشد . این فرآیند سنتز هسته ای نام دارد ، که منجر به تولید هلیم و دتریم (همچنن مقداری لیتیم و بریلیوم) از دریای انبوه پروتون ها و نترون های پر انرژی کیهان اولیه  شده است .در اوایل دهه ی 1960 طیف سنجی ستاره های محلی نشان داد که هلیم 20 تا 30 در صد از جرم ستاره ها را تشکیل می دهد . و بقیه جرم ستاره را غالبا ازهیدروژن تشکیل شده است . تنها دو منبع در جهان حاضر فادر به تولید هلیم هستند که یکی ستاره های آسمانند و دیگری بمب های اتمی . هر دو این ها با استفاده از همجوشی هسته ای و در آمیختن هسته های هیدروژن ، هلیم تولید می کنند که انرژی فراوانی نیز از این فرایند تولید می شود .ستاره شناسان بر این اعتقادنند که اگر تمامی هلیم موجود در جهان توسط ستاره ها تولید شده است درنتیجه روشنایی آسمان باید بیشتر از حال حاضر باشد . بنابراین هلیوم موجود می باید قبل از ستاره ها تولید شده باشد .

 

برپایه تئوری سنتز هسته ای مدل بیگ بنگ فیزیکدان ها در اواسط دهه ی 1960 تخمین زدند که در حدود یک چهام جرم کیهان در ابتدا به هلیم تبدیل شده است ، در حالی که باقیمانده جرم به هیدروژن تبدیل شده. این مقدار با اندازه  گیری های اولیه 20 تا 30 درصد فراوانی هلیم ، که امروزه مشاهده می کنیم - که توسط بیگ بنگ ، قبل از اینکه در ستاره ای تولید شود، تولید شده است -  سازگار است . در اوایل دهه ی 1970 با مطالعه طیف دیگر کهکشان ها مشخص شد که اکثریت هلیم مشاهده شده  قبل از شکل گیری ستاره ای در کیهان وجود داشته است .

 

 مقدار اکسیژن موجود در ستاره میزان سنتز هسته ای ستاره را نشان می دهد زیرا این ستاره ها هستند که توسط همجوشی هسته ای هیدروژن عناصر سنگین تری مثل : اکسیژن ، نیتروژن ، کربن و هلیوم را تولید می کنند . اگر همانند اکسیژن تمامی هلیوم موجود در کیهان توسط ستاره ها تولید شده باشد انتظار نمی رود در کهکشان هایی که اکسیژن ندارند هلیوم یافت شود زیرا کهکشان ها قبل از شکل گیری عناصرسنگین در ستاره ها شکل گرفته اند . برای شکل گیری یک کهکشان مقدار اولیه هلیوم  مورد نیاز در حدود 24 درصد است و این مطلب تاییدی بر وجود تئوری سنتز هسته ای بیگ بنگ است . به این معنا که باید در جهان اولیه هلیوم تولید شده باشد . نتایج رصدی از این تئوری - که در جهان اولیه یک چهارم جرم کیهان توسط سنتز هسته ای به هلیوم تبدیل شده است - دفاع می کنند .

 

 شاهد دیگری برای تایید سنتز هسته ای در کیهان اولیه دتریوم می باشد . دتریم بر خلاف هلیوم هرگز در مرکز ستاره ها تولید نمی شود .دتریم تولید شده در ستاره ها در دمای بالا و فشار زیاد بلا فاصله یا تجزیه

 

می شود- در دمایی بالاتر از یک میلیون درجه کلوین دتریم به یک پروتون و یک نترون تجزیه می شود- و یا اینکه به هلیوم تبدیل می شود  . ستاره شناسان در اوایل دهه 1970 پی بردنند که عاملی نا مشخص در کیهان حاضر منجر به تولید دتریم می شود . مطالعات انجام گرفته در سال 1973 بر روی طیف جذبی ستاره های نزدیک  شان داد که ماده ی میان ستاره ای حاوی مقدار کمی دتریوم می باشد . و از آنجا که ستاره ها قادر به تولید دتریوم نمی باشد ، در نتیجه دتریوم موجود می بایستی درابتدای شکل گیری کهکشان ها یا حتی قبل از آن تولید شده باشد . با وجود  اینکه در کیهان اولیه دما به شدت بالا بوده است ولی به دلیل انبساط عالم چگالی و فشار به سرعت کاهش یافته طی این مدت دتریوم تولید شده فرصتی برای تجزیه پیدا نکرده است . بر این اساس فراوانی هلیوم و دتریوم موجود در جهان شاهد دیگری است بر آغازی با دمای بالا، برای کیهان که این انفجار نیرومند با مدل بیگ بنگ سازگاری دارد .

 

تابش پس زمینه ی کیهانی  

 

دلیل سوم و نهایی برای مدل بیگ بنگ تابش پس زمینه ی کیهانی است . در سال 1948 آقای گاموو

 

 پیش بینی کرد که  تابش حاصل از سنتز هسته ای کیهان اولیه هنوز فابل آشکار سازی است . او دمای لازم برای تشکیل هلیوم در کیهان اولیه را محاسبه کرد و بر اساس آن دمای تابش های به جا مانده از آن فرآیند را  در جهان امروز حدود 5 درجه ی کلوین تخمین زد . اغلب فیزیکدان های تئوری و حتی خود او بر این باور بودند که این دما برای ردیابی بسیار ضعیف است.

 

به هر حال در سال 1964 دو ستاره شناس رادیویی به نام های آرنو پنزیاس (Arno Penzias) و رابرت ویلسون (Robert Wilson) می کوشیدند تا سیگنال های مزاحم  پس زمینه را از سیگنال های دریافتی آنتن رادیویی خود حذف کنند . آنها بر این باور بودند که عامل این نویز مزاحم  پس زمینه فضله ی کبوترانی است که در آنتن رادیویی آنها لانه کرده اند و با پاک کردن این فضله ها می توانند این نویز مزاحم را حذف کنند اما پس از یک سال آنها همچنان این نویز مزاحم را دریافت می کردنند ، و قادر به حذف آن نبودند . آن دو متوجه شدن که این نویز در تمام جهات به صورت یکسان دریافت می شود - چه آنتن رادیویی آن ها به سمت خورشید هدفگیری شده باشد یا به سمت مرکز کهکشان و یا حتی محدوده های خالی آسمان-  این بدان معنا بود که این سیگنال می بایستی از ورای کهکشان منشاء داشته باشد ، در غیر این صورت نمی توانست در تمام جهات آسمان به صورت یکسان دریافت شود . همگرایی شدید این سیگنال نشان می داد که منبع این سیگنال در فاصله ی دوری از ما قرار دارد به عبارت دیگر در اوایل عمر کیهان اتفاق افتاده است .همچنین منبع این سیگنال می بایستی  پر قدرت باشد که در حال حاضر ما قادر به آشکار سازی آن هستیم . سرانجام فیزیکدان ها پی بردند که این تابش ها از انفجار اولیه کیهان منشاء  گرفته اند - همان طور که  آقای گاموو پیش بینی کرده بود - . اما آن ها چگونه می توانستند مطمئن شوند که کشف پنزیاس و ویلسون همان تابش پس زمینه ی کیهانی است ؟

 

اگر این تابش حاصل بیگ بنگ باشد باید از طیف جسم متعارفی که جسم سیاه نامیده می شود  پیروی کند. جسم سیاه جسمی است که تمام تابش دریافتی را جذب می کند . بر اساس مدل بیگ بنگ کیهان اولیه تجمعی فشرده شده از ذره و نور بوده است ، و دمایی بسیار بالا داشته است . در یک چنین محیطی ذره دائما با نور در برخورد بوده است ، آن را جذب می کرده و دوباره آن را تابش می کرده است . نور در یک چنین شرایطی دارای طیف جسم سیاه می باشد ، و این مشخصه نور در طول سفرش در فضای منبسط شونده ثابت می ماند . در طیف جسم سیاه هر طول موج دارای شدت خاصی است . و این شدت در طول موج های مختلف تنها تابع دمای جسم است . بنابراین ستاره شناسان با اندازه گیری شدت تابش در طول موج های مختلف میتوانند نتیجه یگیرند که این تابش با تابش جسم سیاه مطابقت دارد یا خیر.

 

در دهه ی 1970 گروه های مختلفی شدت تابش را در امواج ماکرو ویو و فروسرخ اندازه گیری کردند . تمامی این مشاهدات تایید کرد که تابش پس زمینه ی کیهانی یک تابش جسم سیاه می باشد و دمای آن در حدود 3 درجه ی کلوین است . در سال 1991 رصد خانه فضایی COBE  اندازه گیری دقیقی از تابش پس زمینه ی کیهانی انجام داد و نتیجه بسیار شگفت آور بود . در 43 مورد اطلاعات اندازه گیری شده همخوانی کاملی با طیف جسم سیاه داشتند .  این اطلاعات چنان با طیف جسم سیاه هم خوانی داشتند که نمودار طیف جسم سیاه به طور کامل در پس آن ها مهو می شد . این مورد ، آخرین نمونه از یکسان بودن فیزیک تئوری و مشاهدات انجام  گرفته شده توسط نجوم بود . 

 

بر اساس اندازه گیری های ماهواره COBE  دمای تابش  پس زمینه ی کیهانی می بایستی  0.010±2.726باشد . این مقدار اندازه گیری شده به اندازه قابل توجهی از مقدار اصلی تابش کمتر است ودلیل این امر انبساط عالم می باشد -عالم منیسط شونده  منجر به افزایش  طول موج تابش شده  و انرژی موج را کاهش می دهد - این موج به اندازه سن عالم در راه بوده تا به ما برسد . امروزه ستاره شناسان می دانند که عالم منبسط شونده طول موج تابش پس زمینه ی کیهانی را با ضریب 1000 افزایش می دهد . درخش پس از بیگ بنگ در زمانی اتفاق افتاده است که عالم تنها 000/500 هزار سال عمر داشته است در نتیجه تابش پس زمینه ی کیهانی قدیمی ترین سوژه رصد شده تا کنون است .در حقیقت ما اتفاقات حاصل از بیگ بنگ را نظاره می کنیم .

 

نتیجه

 

در قرن بیستم ما نظاره گر جهش بزرگی در درک و شناخت کیهان بودیم . از زمانی که معتقد به جهانی پایدار بودیم چندی نمی گذرد . کهکشان های دوردست که از ما دور می شوند ما را متوجه ساختند  که جهان در حال انبساط است .  با سفری به گذشته این جهان منبسط شونده ما به کیهان اولیه ای چگال و داغ می رسیم .  در میانه های قرن بیستم به این مطلب پی بردیم که واکنش های هسته ای در کیهان اولیه رخ داده اند دلیلی بر فراوانی نسبی هلیوم و دتریوم می باشند .  با حرکت به جلو توانستیم درخش پس از بیگ بنگ را که میلیارد ها سال پیش اتفاق افتاده است ،  آشکار سازی کنیم . در نهایت کشف این که جهان با بیگ بنگ آغاز شده است ممکن است مانند سایر اکتشافات انسان ثابت و پا بر جا باقی بماند .

 

اگر چه بیگ بنگ به عنوان تنها تصور جهانی از جهان است . اما امروزه فیزیکدان های ذره ای در حال تدارک تئوری در مورد تاریخ جهان در چند ترلیونیوم ثانیه پس از بیگ بنگ هستند . آنها قادرند که نظری های خود را با استفاده از شتاب دهنده های ذرات امتحان کنند و وقایع را ( حتی با انرژی های بالا ) همانند جهان اولیه شبیه سازی کنند .  برای درک اینکه جهان چگونه آغاز شده است تئوری باید تدوین شود که شامل نظریه نسبیت عام (به دلیل جاذبه باور نکردنی جهان اولیه) و مکانیک کوانتومی (به دلیل چگال  و فشرده بودن جهان اولیه) باشد . هدف فیزیک امروزه ارتقا بخشیدن نظریه کوانتومی جاذبه است تا جایی که روزی ما به این حقیقت پی ببریم که چه چیزی در لحظه ی تولد جهان اتفاق افتاده است .

منبع: www.parssky.com


بیگ بنگ ( انفجار بزرگ )

بیگ بنگ ( انفجار بزرگ )

 

همانطور که گفتم پیدایش کائنات براى انسان یک نادانسته بود و بشر مى خواست بداند که این پیدایش از کجا شروع شد.آیا به صورت یکنواخت بوده و همین گونه نیز ادامه دارد یا نه؟ چنان که برخى اعتقاد داشته اند که کائنات همین ساختار را داشته و بدون تغییر باقى مى ماند. خب نتیجه اینکه نظریه هاى مختلفى در این رابطه وجود داشت و نظریه پردازیهاى زیادى مى شد. یکى از این نظریه ها که حدود سى و هفت یا سى و هشت سال قبل ارائه شد بیگ بنگ یاهمان انفجار بزرگ نام داشت که توانست به خیلى از ابهامات پاسخ بدهد. این نظریه، آغاز کائنات را از یک هسته اتم در فضا و زمان صفر مى داند زیرا آن هنگام هنوز فضا وزمان آغاز نشده بود. تصور بکنید که تمام کائنات در یک هسته اتم یاحتى کوچکتر از آن جاى داشت و در یک لحظه این فضا و زمان آغاز مى شود یعنى اینکه یک انفجار بزرگ که حاصل گرانش شدید ناشى از فشردگى بوده، شروع شد.

این واقعه بین سیزده تا پانزده میلیارد سال پیش رخ داده است، درحقیقت این حادثه از آن نقطه صفر شروع مى شود. قابل ذکر است که باوجودچنین فشردگى اى طبیعتاً دماى بسیار زیادى در لحظه کمى قبل از انفجار بزرگ حاکم بوده است. هنگامى که فضا وزمان شروع به بزرگ و باز شدن کرد، دما مدام رو به کاهش بوده به طورى که تخمین زده مى شود وقتى فقط یک ثانیه ازتشکیل کائنات مى گذشته است ده میلیارد کلوین نزول دما داشته ایم.

انبساط جهان به قدرى شدید رخ داده است که از اندازه کوچکتر از یک هسته اتم در یک لحظه به اندازه کره زمین بزرگ مى شده، یعنى انبساط و تورم بعد از بیگ بنگ شروع شده بود اما هنوز کهکشانها به وجودنیامده بودند. نور آغاز کائنات بود سپس بعداز نور، ماده ایجاد شد و شاید بعد از دو میلیارد سال از انفجار بزرگ کهکشانها شکل گرفتند و خورشید ما یکى از ذرات کوچک آنهاست.

کهکشانها چگونه و چه زمانى شکل گرفتند؟

کهکشانى که ما در آن هستیم (کهکشان راه شیرى) حدود ده میلیارد سال پیش به وجود آمده است البته اگر قبول کنیم که بیک بنگ سیزده میلیاردسال پیش رخ داده است.

اما کهکشانها انواع مختلفى دارند که عبارت است از: نامنظم، بیضوى و مارپیچى. ازمواد اطراف کهکشانها که باقى مانده بودند بازوهاى کهکشانى شکل گرفتند اما چون فشردگى مواد را در آن قسمت فضا داشتیم ونیز کهکشانهاى شکل گرفته بسیار نزدیک به هم بودند طبیعتاً برخوردها هم زیاد بوده است یعنى دوکهکشان با هم ادغام شده و یک کهکشان بزرگتر تشکیل مى دادند یا سبب ساز بازوهاى کهکشانى بزرگتر مى شدند. این اثرات در بحث انتقال به سمت قرمز یا رد شیفت مى گنجند.

این انفجار چقدر طول کشید؟

براى لحظه انفجار بزرگ عدد ده به توان منفى چهل و سه را در نظر مى گیرند و بعد از آن لحظه، حادثه شروع مى شود که حتى هنوز به هزارم ثانیه نرسیده، تغییرات در حال رخ دادن بوده است.

عالم در ابتدا چگونه به نظر می آمد؟

آشکار است برای آگاهی از چگونگی اولین ثانیه ها و یا بهتر بگوییم اولین اجزای ثانیه های پس از انفجار اولیه نباید از ستاره شناسان پرسید بلکه در این مورد باید به فیزیکدان های متخصص در امر فیزیک ذره ای مراجعه کرد که در مورد تشعشعات و ماده در شرایط کاملا سخت و غیر عادی تحقیق می کنند و تجربه می کنند. تاریخ کیهان معمولا به 8 مقطع کاملا متفاوت و غیر مساوی تقسیم می شود :

مرحله اول - صفر تا 43- 10 ثانیه


این مساله هنوز برایمان کاملا روشن نیست که در این اولین اجزای ثانیه ها چه چیزی تبدیل به گلوله آتشینی شد که کیهان باید بعدا از آن ایجاد گردد . هیچ معادله و یا فرمول های اندازه گیری برای درجه حرارت بسیار بالا و غیر قابل تصوری که در این زمان حاکم بود در دست نمی باشد.

مرحله دوم- 43- 10 تا 32- 10 ثانیه

اولین سنگ بناهای ماده مثلا کوارک ها و الکترون ها و پاد ذره های آنها از برخورد پرتوها با یکدیگر به وجود می آیند. قسمتی از این سنگ بناها دوباره با یکدیگر برخورد می کنند و به صورت تشعشع فرو می پاشند. در لحظه های بسیار بسیار اولیه ذرات فوق سنگین - نیز می توانسته اند به وجود آمده باشند. این ذرات دارای این ویژگی هستند که هنگام فروپاشی ماده بیشتری نسبت به ضد ماده و مثلا کوارک های بیشتری نسبت به آنتی کوارک ها ایجاد می کنند. ذرات که فقط در همان اولین اجزای بسیار کوچک ثانیه ها وجود داشتند برای ما میراث مهمی به جا گذاردند که عبارت بود از : افزونی ماده در برابر ضد ماده

مرحله سوم- از 32- 10 ثانیه تا 6- 10 ثانیه

کیهان از مخلوطی از کوارک ها - لپتون ها - فوتون ها و سایر ذرات دیگر تشکیل شده که متقابلا به ایجاد و انهدام یکدیگر مشغول بوده و ضمنا خیلی سریع در حال از دست دادن حرارت هستند

مرحله چهارم- از 6- 10 ثانیه تا 3- 10ثانیه

تقریبا تمام کوارک ها و ضد کوارک ها به صورت پرتو ذره ها به انرژی تبدیل می شوند. کوارک های جدید دیگر نمی توانند در درجه حرارت های رو به کاهش به وجود آیند ولی از آن جایی که کوارک های بیشتری نسبت به ضد کوارک ها وجود دارند برخی از کوارک ها برای خود جفتی پیدا نکرده و به صورت اضافه باقی می مانند. هر 3 کوارک با یکدیگر یک پروتون با یک نوترون می سازند. سنگ بناهای هسته اتم های آینده اکنون ایجاد شده اند.

مرحله پنجم - از 3- 10 ثانیه تا 100 ثانیه

الکترون ها و ضد الکترون ها در برخورد با یکدیگر به اشعه تبدیل می شوند. تعدادی الکترون باقی می ماند زیرا که ماده بیشتری نسبت به ضد ماده وجود دارد. این الکترون ها بعدا مدارهای اتمی را می سازند

مرحله ششم - از 100 ثانیه تا 30 دقیقه

در درجه حرارت هایی که امروزه می توان در مرکز ستارگان یافت اولین هسته های اتم های سبک و به ویژه هسته های بسیار پایدار هلیم در اثر همجوشی هسته ای ساخته می شوند. هسته اتم های سنگین از قبیل اتم آهن یا کربن در این مرحله هنوز ایجاد نمی شوند. در آغاز خلقت عملا فقط دو عنصر بنیادی که از همه سبکتر بودند وجود داشتند : هلیم و هیدروژن

مرحله هفتم - از 30 دقیقه تا 1 میلیون سال پس از خلقت

پس از گذشت حدود 300000 سال گوی آتشین آنقدر حرارت از دست داده که هسته اتم ها و الکترون ها می توانند در درجه حرارتی در حدود 3000 درجه سانتی گراد به یکدیگر بپیوندند و بدون اینکه دوباره فورا از هم بپاشند اتم ها را تشکیل دهند . در نتیجه آن مخلوط ذره ای که قبلا نامرئی بود اکنون قابل دیدن می شود.

مرحله هشتم - از یک میلیون سال پس از خلقت تا امروز

از ابرهای هیدروژنی دستگاههای راه شیری ستارگان و سیارات به وجود می ایند. در داخل ستارگان هسته اتم های سنگین از قبیل اکسیژن و آهن تولید می شوند. که بعد ها در انفجارات ستاره ای آزاد می گردند و برای ساخت ستارگان و سیارات و حیات جدید به کار می ایند.

عناصر اصلی حیات زمینی چه زمانی پدیدار شد؟

برای زمین با توجه به گوناگونی حیات که در آن وجود دارد 3 چیز از اهمیت خاصی برخوردار بوده است:

از همان ابتدای خلقت همیشه ماده بیشتری نسبت به ضد ماده وجود داشته و بنابراین همواره ماده برای ما باقی می ماند.

در مرحله ششم هیدروژن به وجود آمد این ماده که سبک ترین عنصر شیمیایی می باشد سنگ بنای اصلی کهکشانه ها و سیارات می باشد. هیدروژن همچنین سنگ بنای اصلی موجودات زنده ای است که بعدا روی زمین به وجود آمدند و احتمالا روی میلیاردها سیاره دیگر نیز وجود دارند. در مرکز ستارگان اولیه هسته اتم های سنگین از قبیل اکسیژن و یا کربن یعنی سنگ بناهای اصلی لازم و ضروری برای زندگی و حیات بوجود آمدند.

آیا عالم همواره در حال انبساط خواهد بود؟

جنبش انبساطی یا به عبارت دیگر از همدیگر دور شدن کهکشانه ها به هر حال رو به کند شدن است. زیرا جزایر جهانی متعدد در واقع به سمت یکدیگر جذب می شوند و در نتیجه حرکت انبساطی آن ها کند تر می شود. اکنون پرسش فقط این است که آیا زمانی تمام این حرکت ها متوقف خواهد گردید و این عالم در هم فرو خواهد پاشید؟ این مساله بستگی به تراکم ماده در جهان هستی دارد. هر چه این تراکم بیشتر باشد نیرو های جاذبه بین کهکشانه ها و سایر اجزای گیتی بیشتر بوده و به همان نسبت حرکت آن ها با شدت بیشتری متوقف خواهد شد. در حال حاضر چنین به نظر می رسد که تراکم جرم بسیار کمتر از آن است که زمانی عالم در حال انبساط را به توقف در آورد. به هر حال این امکان وجود دارد که هنوز جرم های بسیار بزرگ ناشناخته ای از قبیل ( سیاهچاله های اسرار آمیز) یا ( ابرهای گازی شکل تاریک) وجود داشته باشند و نوترینو ها که بدون جرم محسوب می شوند جرمی هرچند کوچک داشته باشند. اگر این طور باشد در این صورت حرکت کیهانی زمانی شاید 30 میلیارد سال دیگر متوقف خواهد شد. در آن زمان کهکشان ها با شتابی زیاد حرکت به سوی یکدیگر را اغاز خواهند کرد تا در نهایت به شکل یک گوی آتشین عظیم با یکدیگر متحد شوند. آن زمان شاید می باید روی یک انفجار اولیه جدید دیگر و تولد یک عالم جدید حساب کنیم. با توجه به سطح کنونی دانش بشر و میزان پژوهش های انجام شده باید اینطور فرض کرد که عالم تا ابدیت انبساط خواهد یافت.

با توجه به بزرگى وعظمت کائنات، پیدایش حیات غیرزمینى چقدر احتمال دارد؟ با یک حساب سرانگشتى متوجه مى شویم که باوجود این تعداد ستاره احتمال حیات بسیار زیاد است. حتى بعضى از ستاره ها داراى سیاره نیستند و یا این سیاره بسیار دور از ستاره یا بسیار نزدیک به آن هستند و برخى هم گازى مى باشند اگر تمام این موارد را از کل ستاره ها کم کنیم تقریباً بیست وپنج درصد آنها امکان وجود حیات را دارند.

آیا میدانستید …؟

- فقط حدود 4درصد عالم از ماده ، به شکلی که ما می شناسیم تشکیل شده است ، یعنی ماده معمولی که ما می شناسیم و در آزمایشگاه وجود دارد، فقط 4درصد کل عالم را می سازد. 23درصد عالم را ماده تاریک سرد تشکیل داده که دانشمندان اطلاعات خیلی کمی درباره اش دارند و 73درصد باقی مانده را انرژی تاریک عجیب تشکیل می دهد که تقریبا تنها چیزی که در موردش می دانیم ، این است که وجود دارد!

منبع :mollasadra & roshd.ir - hupaa


صفر مطلق

آیا می‌دانید در دمای صفر مطلق (273 – سانتی‌گراد) چه اتفاقاتی می‌افتد؟ چرا دست‌یابی به این دما هیچ وقت در عمل امکان‌پذیر نیست و چه نقاط یا اجرامی در زمین،‌ یا حتی دنیا وجود دارند که به این دما نزدیکند؟

بهنوش خرم‌روز:‌ حتما درباره صفر مطلق شنیده‌اید، تقریبا 273 درجه سانتی‌گراد زیر صفر. آیا می‌دانید در این دمای خاص چه اتفاقاتی می‌افتد؟ چرا دست‌یابی به این دما هیچ وقت در عمل امکان‌پذیر نبوده است؟ و چه نقاط یا اجرامی در زمین،‌ یا حتی دنیا وجود دارند که به این دما نزدیکند؟

در واقع به نظر می‌رسد که هنوز هم ما جواب این سوال‌ها را کامل نمی‌دانیم، زیرا اتفاقاتی که در این دما می‌افتند، هم‌چنان شگفت‌انگیز و غافل‌گیرکننده است. برای نمونه،‌ هفته پیش دانشمندان اعلام کرده‌اند که مولکول‌های گاز بسیار سرد شده ‌می‌توانند تا صد بار بیشتر از مولکول‌های گاز در دمای اتاق، واکنش شیمیایی داشته باشند.

به گزارش نیوساینتیست، در آزمایش‌هایی که در دمای نزدیک به دمای اتاق صورت می‌گیرند،‌ واکنش‌های شیمیایی با کاهش دما کندتر می‌شوند. اما اخیرا دانشمندان متوجه شده‌اند که در دمای نزدیک به صفر مطلق (15/273- سانتی‌گراد یا صفر درجه کلوین) تبادل اتم‌ها کماکان انجام می‌گیرد و این امر، باعث ایجاد اتصالات شیمیایی جدید در این فراید می‌شود. به نظر می‌رسد این فرایند مدیون تاثیرات خارق‌العاده کوانتومی است که قابلیت‌های مولکول‌ها را در دمای پایین افزایش می‌دهد.

به گفته دبورا جین از دانشگاه کلرادو‌ که مقاله‌ای در مورد این یافته جدید منتشر کرده،‌ شاید خیلی منطقی به نظر برسد که انتظار نداشته باشیم در صفر مطلق اثری از واکنش‌های شیمیایی باشد، اما در واقع این طور نیست و در این دما واکنش‌های فراوانی صورت می‌گیرد.

اما چرا دست یافتن به دمای صفر مطلق غیرممکن است؟
از نظر عملی، این کار نیاز به این دارد که گرمای گاز را بگیرید؛‌ اما هر چه دما را پایین بیاورید،‌ گرمای بیشتری را باید از گاز بگیرید. در واقع برای رسیدن به صفر مطلق باید این کار را تا بی‌نهایت ادامه داد. در زبان کوانتوم، باید به سراغ اصل عدم قطعیت هایزنبرگ برویم که می‌گوید هر چه دقیق‌تر در مورد سرعت یک ذره بدانیم،‌ کم‌تر در مورد موقعیت آن خواهیم دانست و برعکس. بنابراین اگر می‌دانید که اتم‌هایتان در آزمایش‌تان وجود دارند،‌ باید تاحدی نسبت به سرعت حرکت آن‌ها و این که بالای صفر مطلق هستند یا نه، نامطمئن باشید،‌ مگر این که وسعت آزمایش شما به اندازه کل هستی باشد!

فکر می‌کنید سردترین جای منظومه شمسی ما کجاست؟
سردترین جایی که تا به حال در منظومه شمسی ما پیدا شده، روی کره ماه است. سال گذشته، ماهواره اکتشافی ماه ناسا، دمای گودال همیشه در سایه‌ای را در قطب جنوب ماه اندازه‌گیری کرد: 240- درجه سانتی‌گراد. این دما حتی از دمای اندازه‌گیری شده برای پلوتو که فاصله‌اش از خورشید 40 برابر فاصله زمین از خورشید است نیز 10 درجه سردتر است.

فکر می‌کنید سردترین جرم طبیعی دنیا چه چیزی باشد؟

سردترین نقطه شناخته شده دنیا ، قلب سحابی بومرنگ

سردترین جای شناخته شده دنیا، قلب سحابی بومرنگ است که در منظومه قنطورس قرار گرفته و پنج‌هزار سال نوری با ما فاصله دارد. دانشمندان در سال 1997/ 1376 گزارش کردند که گازهای به جا مانده از یک ستاره مرکزی در حال مرگ، با سرعت خبره‌کننده‌ای جارو می‌شوند و آن ناحیه از فضا تا دمای یک درجه کلوین سرد شده است، یعنی تنها یک درجه گرم‌تر از دمای صفر مطلق. معمولا آثار به جا مانده از تشعشعات حاصل از انفجار بزرگ، یا همان تابش ریزموج زمینه کیهانی، ابرهای گازی موجود در فضا را تا 2.7 کلوین گرم می کند. اما انبساط سحابی بومرنگ نوعی یخچال کیهانی پدید آورده که باعث می‌شود گازها سرمای غیرعادی خود را همچنان حفظ کنند و گرم‌تر از این نشوند.

ادامه مطلب

سیاهچاله ( Black Hole )

سیاهچاله ( Black Hole )

مقدمه

طبق نظریه ، نسبیت عام ، گرانش انحنا دهنده فضا - زمان است. فضای حول ستاره به نحو بارزی خم می‌شود در لحظه‌ای که هسته ستاره تبدیل به حفره سیاه می‌شود. این جرم خطوط فضا زمان را مانند پیله‌ای به دور خود می‌پیچد. امواج نوری کم تحت زوایای خاصی به سمت سیاهچاله روان می‌شود. در سطح کره‌ای که هم مرکز نقطه یکتایی سیاهچاله است، تجمع می‌کنند. در فاصله معینی از سیاهچاله که بسته به جرم ستاره رمبیده دارد، جاذبه آنچنان زیاد است که نور نمی‌تواند فرار کند، به این فاصله افق حادثه گفته می‌شود.


ساختار سیاهچاله‌ها
با حل استاتیک غیر چرخشی با تقارن کروی برای معادلات میدان انیشتین این نکته مشخص می‌شود که سیاهچاله‌ها که از یک سمت به صورت چاه عمل می‌کنند، در سطح دیگری بصورت چشمه عمل می‌کند. یعنی می‌تواند دو سطح مختلف فضا زمان را از جهانهای گوناگون یا دو نقطه بسیار دور از جهان خودمان را به هم متصل کند. که به این حالت کرم چاله یا پل انیشتین رزن گفته می‌شود.

 

سیاهچاله‌ها چگونه بوجود می‌آیند؟

سیاهچاله‌ها چگونه بوجود می‌آیند؟


هر چه ستاره‌های نوترونی بزرگتر باشد کشش جاذبه‌ای داخلی آن نیز بیشتر خواهد بود. در سال 1939 اوپنهایمر فکر کرد که نوترونها نمی‌توانند در برابر همه چیز مقاومت کنند. به نظر او اگر یک چیز در حال از هم پاشیدن بزرگتر از 2.3 برابر اندازه خورشید بود، آنگاه نه تنها الکترونها بلکه نوترونهای آن نیز در هم می‌شکست.

همچنین باید بدانیم که وقتی نوترونها در هم شکستند، دیگر هیچ چیز مطلقا وجود ندارد که از در هم پاشیدن ستاره جلوگیری کند. اگر شما خود را روی سطح یک توده در حال از هم پاشیدن تصور کنید، آنگاه شما با فرو ریختن آن جسم به مرکز آن نزدیکتر و نزدیکتر خواهید شد. و بنابراین نیروی جاذبه بیشتر و بیشتری را حس خواهید کرد. تا هنگامی که ستاره به مرحله کوتوله سفید برسد، شما بیش از 1.016 تن وزن پیدا خواهید کرد.


وقتی که ستاره به در هم پاشیدن ادامه داد و از مرحله ستاره نوترونی هم گذشت و بطور کامل از هم پاشید، وزن شما از 15000 میلیون تن بیشتر و بیشتر خواهد شد. اگر سیاهچاله به اندازه کافی به ما نزدیک بود، می‌توانستیم نیروی جاذبه بر آن را حس کنیم. اما وقتی یک سیاه چاله در میان ستاره‌ها خیلی دورتر از ما قرار دارد، آیا می‌توانیم وجود آنرا اثبات کنیم؟ برای این منظور اخترشناسان دو راه آشکار شدن حدس می‌زنند.

 

اول از روی جرم سحابی برای مثال اگر آنها جرمهای تمام ستارگان موجود در یک خوشه ستاره‌ای مرئی بطور قابل ملاحظه‌ای کمتر از جرم خوشه وجود داشته باشد، مرکز کهکشانها به عنوان مکانهایی تلقی می‌شوند که در آنها سیاهچاله‌ها وجود دارند. زیرا چگالی مواد در آنجا زیاد است.


راه دوم نیز این بوده که اگر چه hc سیاهچاله‌ها هیچ تشعشعی خارج نمی‌شود، اما چیزهایی که در سیاهچاله‌ها سقوط می‌کنند. به هنگام سقوط اشعه ایکس از خود منتشر می‌کنند و هر چیز کوچکی که در سیاهچاله‌ها سقوط کند تنها مقدار کمی اشعه ایکس از خود منتشر می‌کند. این مقدار برای کشف آن در فاصله میلیونها میلیون کیلومتری کافی نخواهد بود.


در سال 1971 یک دانشمند انگلیسی به نام استفن هاوکینگ عنوان کرد که این واقعه بوجود آمدن سیاهچاله‌ها هنگامی که جهان نخستین انفجار بزرگ خود را آغاز کرد اتفاق افتاده است. هنگامی که تمامی مواد تشکیل دهنده جهان منفجر شد، مقداری از این مواد آن چنان به هم فشرده شدند که تبدیل به سیاهچاله گشتند. وزن برخی از این سیاهچاله‌ها ممکن است به اندازه وزن یک سیاره کوچک و یا از آن کمتر باشد و وی آنها را سیاهچاله کوچک نامید.

 

نتایج تحقیقات هاوکینگ
سیاهچاله‌ها می‌توانند وزن از دست بدهند.


مقداری از انرژی جاذبه‌ای آنها در خارج از محدوده شعاع شوارتز شیلد ستاره به ذرات ماده تبدیل می‌شود.


ممکن است این ذرات به فضای بیرون بگریزند از این طریق مقداری از مواد تشکیل دهنده سیاهچاله‌های بزرگ که به اندازه یک ستاره وزن دارند، برای تبخیر همه مواد تشکیل دهنده‌اش میلیونها میلیون سال وقت لازم است. در حالی که در این مدت خیلی بیشتر از این مقدار ماده به آن اضافه می‌شود. بنابراین هیچگاه از طریق تبخیر وزن آن کاسته نمی‌شود.


هر چه سیاهچاله کوچکتر باشد سرعت تبخیر آن بیشتر است یک سیاهچاله کوچک واقعی باید بیشتر از مقدار ماده‌ای که به خود جذب می‌کند وزن از دست بدهد. بنابراین سیاهچاله کوچک باید بوسیله تبخیر کوچکتر و کوچکتر شود و بالاخره هنگامی که دیگر خیلی خیلی کوچک شد یک مرتبه تبخیر آن حالت انفجاری به خود گرفته و تشعشعاتی حتی با انرژی بیشتر از اشعه ایکس منتشر کند. اشعه منتشر شده از این طریق اشعه گاما خواهد بود.


سیاهچاله‌های کوچکی که 15 میلیون سال پیش هنگام نخستین انفجار بزرگ جهان ایجاد شده‌اند، اکنون ممکن است در حال ناپدید شدن باشند. هاوکینگ اندازه اولیه آنها و نوع اشعه گامایی را که هنگام انفجار تولید می‌کنند، حساب کرد.

 

انواع سیاهچاله ها


شوارتس شیلد: ساده ترین نوع سیاهچاله‌هاست، بار و چرخش ندارد، تنها یک افق رویداد و یک فوتون کره دارد، از آن نمی توان انرژی استخراج کرد. شامل تکینگی ، نقطه‌ای است که در آن ماده تا چگالی نامحدود در هم فرو رفته است.


رایزنر- نورد شتروم: هم بار دارد وهم چرخش ، می تواند دو افق رویداد داشته باشد ، اما تنها یک فوتون کره دارد. شامل یک تکینگی نقطه ای است که وجود آن در طبیعت نامحتمل است، زیرا بارهای آن همدیگر را خنثی می کنند.


کر: چرخش دارد، اما بار ندارد. بیضی و از بیرونی حد استاتیک است. منطقه تیره میان افق رویداد و حد استاتیک ارگوسفر است، که می توان از آن انرژی استخراج کرد. می تواند دو افق رویداد و دو حد استاتیک داشته باشد. دو فوتون کره دارد. شامل یک تکینگی حلقه‌ای است.
کر- نیومان: هم بار دارد و هم چرخش ، همان سیاهچاله کر است، جز اینکه بار دارد، ساختارش شبیه ساختار سیاهچاله کر است. می‌توان از آن انرژی استخراج کرد. یک تکنیگی حلقه‌ای دارد.

ادامه مطلب

رادیو تلسکوپ ( تلسکوپ رادیویی )

 

 در اوایل قرن هفدهم میلادی گالیله با ساختن تلسکوپ، چشم خود را به ابزاری مسلح نمود که می‌توانست توانایی رصد او را افزایش دهد. هر چند امروزه تلسکوپهایی به مراتب قویتر و حساستر از آنچه گالیله ساخته بود، طراحی و تولید می‌شوند، اما اصل موضوع هنوز تغییر نکرده است. واقعیت این است که باید نوری وجود داشته باشد تا تلسکوپ با جمع‌آوری و متمرکز ساختن آن تصویری تهیه نماید.
جیمز کلارک ماکسول، فیزیکدان برجسته انگلیسی در قرن نوزدهم میلادی پی به ماهیت الکترومغناطیسی بودن نور برد. در واقع امواج الکترومغناطیسی تنها به نور محدود نمی‌شوند و طیف گسترده‌ای را در بر می‌گیرند، اما چشم ما فقط قادر به ایجاد تصویر از محدوده خاصی از این طیف گسترده‌ می‌باشد که ما آن را نور می‌نامیم. برای مشاهده و درک سایر طول موجهای ارسال شده به جانب ما، احتیاج به ابزاری جهت جمع‌آوری، آنالیز و آشکارسازی آنها به شکل صوت یا تصویر داریم..

رادیو تلسکوپ ( تلسکوپ رادیویی )

 

 

 

 

 

امواج الکترومغناطیسی طیف بسیار وسیعی از طول موجهای بسیار کوچک تا بسیار بزرگ را در بر‌می‌گیرند. این امواج را با توجه به اندازه طول موج به هفت دسته‌ مختلف تقسیم‌بندی می‌کنند که شامل امواج گاما با طول موجهایی کوچکتر از 9-10 سانتیمتر تا امواج رادیویی با طول موج بزرگتر از 10 سانتیمتر را شامل می‌شوند.  همانطور که در شکل بالا ملاحظه می‌شود محدوده امواج نوری که قابل دیدن توسط چشم انسان می‌باشند، محدوده بسیار کوچکی از این طیف گسترده است. با حرکت از سمت امواج رادیویی به سمت امواج گاما، همزمان با کاهش طول موج، فرکانس آن و در نتیجه انرژی موج افزایش می‌یابد.

 

ادامه مطلب

نظریه نسبیت خاص ( انیشتین )

نظریه نسبیت خاص انیشتین

 

بطور کلی نسبیت خاص را می توان در یک جمله خلاصه کرد:تمامی سرعتها نسبی هستند مگر سرعت نور که مطلق است.هر دو نظریه نسبیت خاص ونسبیت عام توسط آلبرت انیشتین(1955-1879)به فرمول در آمدند.هر دو نظریه از لحاظ ریاضی پیچیده بوده(به ویژه نسبیت عام) واز دید مردم نیز بسیار غیر قابل فهم.دلیل غیر قابل فهم بودن آنها این است که در مورد اجسامی که با سرعتهای فوق العاده بالا حرکت می کنند خود را نشان می دهند.عقل سلیم افراد هم براساس تجربیات افراد با مشاهدات شان که عموما" اجسامی با حرکت کند هستند شکل گرفته است.یک مثال را در نظر بگیرید.شخصی در ماشینی با سرعت در حال نزدیک شدن به شماست،در یک لحظه گلوله ای به سمت شما شلیک می کند.اگر سرعت گلوله ای را که به سوی شما حرکت می کنداندازه بگیرید(اگر فرصت داشته باشید!)خواهید دید که این سرعت با جمع کردن سرعت گلوله با سرعت خود رو به دست می آید.

حال فرض کنید همین شخص نور یک چراغ قوه را به سمت شما بفرستد.اگر بخواهید سرعت نور (سرعت فوتونها)دریافتی را اندازه بگیرید متوجه خواهید شد که بر خلاف تجربیات عقل سلیم، سرعت این نور حاصل جمع خود رو با سرعت نور در حالت سکون نخواهد بود.این چیزی است که نسبیت خاص بیان می کند،یعنی سرعت نور هیچ ارتباطی به سرعت چشمه اش ندارد ومطلق است.برای هر ناظری این سرعت ثابت است وبه این که ناظر با چه سرعتی نسبت به منبع نور حرکت کند بستگی ندارد.

سرعت مطلق نور در خلاء 459/299792 کیلومتر در ثانیه یا در حدود 300000 کیلومتر در ثانیه است.اشاره به کلمه خلاء ضروری است زیرا برهمکنش نور با ماده می تواند مقداری از سرعت نور بکاهد.سرعت نور ،سرعت تمامی تابشهای الکترومغناطیسی از رادیویی تا گاما است.

این واقعیت که سرعت نور ثابت است به صورت تجربی نخستین بار در سال 1887 میلادی در کلیولند توسط دو فیزیکدان محقق شد.مطلق بودن سرعت نور دارای تبعات بسیار شگفت انگیزی است.

بطور ابتدایی فرض کنید بخواهید برای اندازه گیری سرعت نور از رابطه ساده زیر استفاده کنید

        

                       V=X/T                              

 

 که در آن V  سرعت، X  مسافت طی شده و T  زمان باشد.فرض کنید با سرعتی قابل مقایسه با سرعت نور حرکت می کنید.اگر یک چراغ در دستان شماباشد و بخواهید سرعت نوری که از آن بیرون می آید واز شمادور می شود را اندازه بگیرید، عقل سلیم حکم می کند که باید سرعت نوری که از شمادور می شود را برابر با حاصل جمع سرعت خودتان با سرعت ثابت نور(c ) بدست بیاورید.از آنجاییکه سرعت این نور کمتر از حاصل جمع بالا و همچنان برابر با سرعت ثابت نور خواهد بود باید X  یا مسافت ،کوتاه شده(انقباض) و  T  هم  طولانی شده باشد(انبساط).اگر ناظرثابتی هم از راه دور بخواهد سرعت نور بیرون آمده از چراغ در دستان شما را اندازه بگیرد به همین نتایج خواهد رسید.

 

نتیجه کلی ،در سرعتهای در حد قابل مقایسه با سرعت نور :

1-اگر دو ناظر نسبت به هم در حرکت باشند ،هریک دیگری را در جهت حرکت کوتاه تر می بیند.چیزی مانند فضای مطلق وجود ندارد.فاصله بین دو نقطه برای ناظران مختلف ،متفاوت است.این به انقباض نسبیتی لورنتز (Lorentz)معروف است.

2-اگر دو ناظر نسبت بهم در حرکت باشند،هریک ساعت دیگری را کندتر می یابد.یعنی همان طور که دربالا درباره T  اشاره شد ،فاصله زمانی بین تیک تاکهای ساعتهای یکدیگر را  طولانی تر احساس می کنند.بنابراین چیزی مانند زمان مطلق وجود ندارد ، نرخ گذر زمان برای ناظران مختلف متفاوت است.این به اتساع نسبیتی زمان معروف است.

 

3-اگر دو ناظر نسبت بهم در حرکت باشند،هریک جرم دیگری را افزوده می بیند.افزایش نسبیتی جرم

ادامه مطلب

نظریه نسبیت عام ( انیشتین )

نظریه نسبیت عام ( انیشتین )

 

در دهه اول قرن بیستم انقلابی در فلسفه علوم طبیعی پیش آمد که بسیاری آن را از حیث عمق معنا و به هم زدن احکام موجود پذیرفته شده ، نسبت به انقلاب کوپرنیکی - گالیله‌ای ، برتر به شمار می‌آورند. در این  زمان دو نظریه بسیار مهم پا به عرصه رقابت نهادند ، نظریه نسبیت(نسبیت خاص ونسبیت عام) و کوانتمی که نسبت به کارهای دانشمندان پیشین از جمله ماکسول ، سارین ، کلوین و کلاوزیوس به نحو چشمگیری متفاوت بودند. این نظریه‌های جدید با مکانیک نیوتونی نیز در بعضی از اصول و فرضهای بنیادی اختلاف شدیدی داشتند.

 آلبرت انیشتین در سال 1917، مقاله نسبیت عام را که مطالعه ای بر کل کیهان بود ارائه نمود. نسبیت عام را می توان در یک جمله کوتاه خلاصه کرد:جرم می گوید که فضا-زمان چطور خم بر دارد.انحنای فضا-زمان مسیرحرکت جسم را تعیین می کند. در نسبیت خاص درباره رفتار اجسامی که دارای سرعتی نسبت بهم هستند بحث می شود ولی در نسبیت عام از شتاب گیری اجسام با وجود گرانش صحبت می شود.

عقل سلیم بیان می کند که فضا وزمان دو نهاد مستقل از هم هستند وزمان با ساعت وفضا با خط کش سنجیده می شود.نسبیت خاص به ما می گوید که فضا وزمان واگردان(interconvertible) هستند.اگر جسمی با سرعت زیاد حرکت کند آنرا در فضا فشرده(انقباض لورنتز) ودر زمان متسع می یابیم.اما الحاق فضا وزمان برای همه ناظران یکسان است.

دیدگاه انیشتین در این باره که گرانش چگونه عمل می کند با دیدگاه نیوتن تفاوت بسیاری دارد.بر اساس نگرش نیوتن جرم به گرانش می گوید که چگونه نیرو اعمال کند ونیرو به جرم می گوید که چگونه شتاب بگیرد.

بر اساس نگرش انشتین:جرم به فضا –زمان می گوید که چگونه خمیده شود.خمش به جرم می گوید که چگونه حرکت کند.

وقتی که از انحنای فضا  - زمان صحبت می کنیم منظورمان چیست؟ فضا – زمان دارای چهار بعد است یعنی سه بعد فضایی ویک بعد زمانی.

برای تجسم موضوع ،یک سطح دو بعدی را درنظر بگیرید.اگر سطح دو بعدی مستوی باشد(مانند روی یک میز):کوتاه ترین قاصله بین دو نقطه،خط راست است.خطوط موازی هیچگاه تقاطع ندارند.اگر سطح دو بعدی منحنی باشد (مانند گوی )کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه یک خط منحنی است.(بر روی سطح کروی کوتاه ترین فاصله دایره ای عظیمه است.خطوط موازی همگرای یا واگرایی دارند(بر روی یک سطح کروی خطوط موازی بهم می رسند).همانطور که سطوح دو بعدی مستوی یا منحنی داریم،احجام مسطح یا منحنی چهار بعدی هم میسر است.انحناء قابل بحث ودرک است ولی ارتباط آن با گرانش چیست؟

بر اساس تفکر نیوتنی به انحناء ربطی ندارد ،یک جسم سنگین بر اجسام دیگر نیرو وارد می کند.امادیدگاه نیوتن از دادن پاسخ به این سوال که چه چیزی در یک فضای خالی ، حامل نیرو است درمانده می ماند.

انیشتین می گوید که یک جسم سنگین، فضا –زمان اطراف خود را تابدار می کند.اجسام در سقوط آزاد کوتاه ترین مسیر بین دو نقطه را دنبال می کنند وبنابراین در فضا – زمان انحناء دار، خطوط منحنی را طی می کند.انیشتین همچنن خاطر نشان می کند که فوتونها هم در فضا – زمان منحنی، مسیرهای منحنی را می پیمایند هر چند که جرم ندارند.

برای تشبیه دیدگاه گرانشی انیشتین،یک صفحه لاستیکی را که بر روی یک چهارچوب کشیده شده در نظر بگیرید.این صفحه کاملا" تخت است. پس اگر تیله ای را بروی آن بسرانید،بدون انحراف خط مستقیمی را طی می کند.حال یک توپ سنگین را بروی صفحه رها کنید.این توپ آنقدر سنگین است که باعث شود صفحه در اطرافش گود بردارد.اکنون همان تیله را روی صفحه ودر حوالی توپ سنگین بسرانید.انحنای صفحه لاستیکی باعث می شود که تیله مسیری منحنی را دنبال کند.یک ناظر که نتواند انحنای سطح لاستیکی را از فاصله ببیند خواهد گفت که توپ سنگین در حال اعمال نیرویی بر تیله است وآنرا از مسیر راست منحرف کرده است.

بنابراین وقتی که جسمی کوتاه ترین مسیر را برروی یک سطح منحنی می پیماید به نظر می آید که دارد نیرویی بر آن اعمال می شود.به همین ترتیب هم ،جسمی که کوتاه ترین مسیر را در یک فضا – زمان چهار بعدی طی می کند مانند این است که نیرویی (نیروی گرانش ) بر آن اعمال شده است.کدام دیدگاه درست است؟ دیدگاه نیوتن (گرانش به عنوان نیرو)  یا دیدگاه انیشتین (گرانش به عنوان انحناء )؟

تنها چیزی که مارا به پاسخ درست یعنی دیدگاه انیشتین می رساند پیش گوییهای این دیدگاه درباره رفتار اجسام در نزدیکی اجسام بسیار سنگین (که سرعت فرار از سطحشان قابل مقایسه با سرعت نور است)می باشد.سه آزمون تجربی اصلی درباره نسبیت عام صورت گرفته که همگی آنرا تایید می کنند.

 

آزمون یک:حرکت تقدیمی حضیض مدار سیاره تیر

ادامه مطلب

فسیل

 

 فسیل ( Fossil )
 فسیل ( Fossil ).
 فسیل ( Fossil )..



بقایای موجودات زنده که در لایه های زمین مانده اند سنگواره (فسیل) نامیده می شوند در فرآیندی که میلیونها سال به طول می انجامد سنگواره مانند یک کپی از حیوان یا گیاه مرده شکل می گیرد این فرایند آهسته به این معنی است که سنگواره هاییکه امروزه کشف می شوند از بقایای گونه های بسیار قدیمی تشکیل شده اند که بسیاری از آنها اکنون منقرض شده اند.


عکس سمت چپ متعلق به آرکئوپتریکس است . این پرنده مانند پرندگان امروزی بالهای پوشیده از پر داشت و مانند خزندگان دارای دندانها ٬چنگالها٬دست ها و دم بلند استخوانی بوده است .

سنگواره سمت چپ هم سنگواره آرکئوپتریکس است که در سال 1861 یافت شد.


حیوانات وگیاهان بسیار قدیمی نه تنها توسط فرآیند فسیل شدن در صخره ها بلکه به طرق دیگر نیز حفظ شده اند در بعضی موارد اعضای نرم بدنشان هم چنان به بقای خود ادامه داده اند برای مثال حشرات و عنکبوتها در عنبر حفظ شده اند ماموتهای پشمالو در دره های عمیق یخ زده به نام لایه منجمد دائمی یافت شده اند استخوانهای گربه های دندان شمشیری در حفره های قیر بسیار قدیمی کشف شده اند.


حشرات که حدود 350 میلیون سال پیش ظاهر گشتند اکنون فراوان ترین گروه جانوران روی زمین را تشکیل می دهند آنها از اجداد بدون بال خود تکامل حاصل کردند اما بعدها توانایی قدرت پرواز را کسب نمودند در حدود 130 میلیون سال پیش افزایش چشمگیر در تعداد و نوع حشرات حاصل شد گروههای جدید نظیر زنبور ها،مورچه ها و پروانه ها بر روی گیاهان متعلق به همان دوره رشد و نمو یافتند.


اکنون بزرگترین و متنوعترین گروه حیوانات روی زمین بی مهرگان (حیوانات بدون ستون مهره)هستند آنها همچنین اولین حیواناتی هستند که حدود یک میلیارد سال در دریاها تکامل یافتند تا 600 میلیون سال پیش چتر دریایی پدید آمده و دیگر نرم تنان مانند حلزون 50 میلیون سال بعد بوجود آمدند اولین نرم تنان ساکن زمین بیش از 400 میلیون سال پیش بر روی زمین ظاهر گشتندو باعث ازدیاد حیواناتی نظیر حشرات و عنکبوتها شدند.



این وابستگان عقربهای امروزی و خرچنگهای نعل اسبی بین 250 تا 440 میلیون سال پیش در آبهای شیرین و دریاها یافت شدند عقربهای دریایی از دست و پای پارو مانند خود برای شنای سریع استفاده می کردند گونه های بزرگتر آنها تا 1/2 متر (7 فوت)می رسیدند و با چنگالهای بزرگ خود ماهی شکار می کردند.

ادامه مطلب

دنباله دار هالی

دنباله دار هالی

بیشتر مردم ستاره دنباله دار را تکه‌ای غبار آلود در آسمان تصور می‌کنند. ابتدا ستاره دنباله دار به صورت جسم تار و مه آلودی در آسمان می‌شود و به آرامی در میان ستارگان حرکت می‌کند و درخشانتر می‌گردد، سپس دوباره کم نور می‌شود و ناپدید می‌گردد. از تکه غبار آلود به تدریج دنباله‌ای خارج می‌شود که در جهت مخالف راستای خورشید کشیده شده است. همچنان که ستاره دنباله دار درخشانتر می‌شود، دم آن نیز درازتر می‌شود، بطوری که گاهی تا دور دستهای آسمان امتداد می‌یابد. سپس دنباله کوتاه و ناپدید می‌شود.

"دنباله" فقط یکی از ویژگیهای متعدد ستاره دنباله دار است. مردم در قدیم تصور می‌کرده‌اند که ستاره دنباله دار سر زنی است که موهای بلند او به عقب کشیده شده است. و در واقع نام ستاره دنباله دار از واژه‌ای یونانی به معنای "مو" گرفته شده است.

ستاره‌های دنباله دار بزرگ

 دنباله دار هالی .

 

ستاره های دنباله دار نیز مانند شهابوارها از لحاظ اندازه و شکل متفاوتند. برخی از ستاره‌های دنباله دار کاملا بزرگند. در سال 1811 ستاره دنباله دار عظیمی در آسمان ظاهر شد که سر آنرا ابری از غبار تشکیل می‌داد که از خورشید بزرگتر بود و طول دنباله آن به میلیونها کیلومتر می‌رسید. دنباله آن فقط از غبار پراکنده بسیار ناچیزی تشکیل شده بود، ولی باشکوه به نظر می‌رسید.

ستاره‌های دنباله دار بزرگ دیگری در سالهای 1861 و 1882 و 1910 ظاهر شدند. ستاره‌های دنباله داری که در سالهای 1861 و 1910 ظاهر شدند دارای دنباله‌ای بودند که نیمی از آسمان را فرا گرفته بود. از سال1910 به بعد چند ستاره دنباله دار درخشان دیده شده است، ولی هیچ یک از آنها مانند غولهای قبل از 1910 نبودند. در واقع انسانهایی که اکنون زندگی می‌کنند به زحمت ستاره دنباله دار حقیقی باشکوهی را دیده‌اند.

ادامه مطلب

نابینایان و نجوم

آیا نابینایان می توانند ستاره شناس شوند؟!

آیا  شما در مورد چگونگی پیدایش جهان ، شکل گیری خورشید و زمین ، چگونگی آغاز حیات در کره خاکی و یا مکانی در گوشه ای از عالم که مانند دنیای زمینی ما باشد چیزی می دانید؟                                                   

در طول تاریخ ، انسانها پرسش هایی از این دست را مطرح کرده اند تا بلکه جایگاه ما در پهنه ی گیتی را درک کنند.

برخی به مذهب رجوع می کنند تا پاسخ خود را بیابند.دانش ستاره شناسی به این پرسش ها از دیدگاه علمی پاسخ می دهد.ممکن است شما هنگامیکه در مورد گستردگی فضا یا احتمال اینکه روزی انسانها قادر به ارتباط با تمدنهای هوشمند در کهکشان ما باشند تأمل می کنید ، بسیار شگفت زده شوید.من به عنوان یک اخترشناس که علاقه ی وافری به آموزش دارد می دانم که بسیاری از دانش آموزان از مقطع دبستان تا دانشگاه توسط ستاره شناسی بسیار شگفت زده شده اند.برخی از آنها ممکن است نجوم را به عنوان یک شغل برگزینند .اما برای بسیاری این علم دریچه ای به سوی دیگر عرصه های دانش و فن آوری است.                                                

من نابینا نیستم و یا در بینایی مشکلی ندارم ، همچنین هیچ یک از اعضای خانواده ی من اینگونه نیستند.اما به شدت احساس می کنم پرسش هایی که در ستاره شناسی مطرح می شوند برای همه افراد مهم هستند و فرقی نمی کند که آنها نابینا باشند یا از نعمت بینایی برخوردار باشند.همه ما می خواهیم بدانیم که چه کسی هستیم ، جایگاهمان در این جهان چیست و به سوی کجا رهسپاریم.گذشته از این ، جهان از آن همه انسانهاست!در این مقاله قصد دارم برخی از دیدگاه های خود را در مورد سر و کار داشتن با دانش آموزان نابینا یا کسانی که دچار اختلالات بینایی هستند و در عین حال نجوم می آموزند با شما قسمت کنم.

نابینایان و نجوم

 

دکتر برنارد بک وینچاتز(نویسنده مقاله) به دانش آموزان نابینا ستاره شناسی می آموزد

 

هنگامی که فعالیت خود را در "لمس کیهان" * آغاز کردم، به زودی دریافتم که دیدگاه های نادرستی در مورد نجوم وجود دارد و یکی از آنها این است که بسیاری از مردم معتقدند نجوم یک علم بصری است.  تصور آنها از یک ستاره شناس کسی است که که از درون تلسکوپ به آسمان می نگرد و از آنچه مشاهده می کند یادداشت بر می دارد.این ممکن است روشی باشد که گالیله ، 400 سال پیش ، از آن برای مشاهدات خود استفاده می کرد.اما ستاره شناسی نوین بسیار متفاوت است.توان دوربین های دیجیتالی برای مشاهده ، بسیار بالاتر از چشمان  ماست( حتی فیلم های عکاسی) و مدتهاست که از آنها به عنوان آشکارسازهای نور جمع آوری شده توسط تلسکوپها استفاده می شود.این دوربین ها بسیار حساس تر از چشمان ما هستند و این امکان را ایجاد می کند تا به دقت ، کوچکترین تفاوت در درخشندگی،موقعیت و شکل ظاهری اجرام را اندازه گیری کنیم .همچنین با استفاده از چنین ابزارهای پیشرفته ای می توان با نوردهی طولانی مدت ، اجرامی که میلیاردها بار کم نور تر از آنچه چشمان ما می توانند ببینند را آشکارسازی کرد.هنگامیکه دوربین های دیجیتالی نور ناشی از اجرام آسمانی را به صورت الکترونیکی ثبت کردند ، این نور به یک رایانه منتقل می شود و با استفاده از نرم افزارهای ویژه مراحلی را طی می کند.اخترشناسان از چشمان خود برای خواندن ارقام ، کلمات و برخی اوقات نمودارهایی که بر صفحه نمایشگر رایانه نمایان می شوند استفاده می کنند اما چشمان آنها هیچ گاه به عنوان یک ابزار علمی برای انجام اندازه گیری ها تلقی نمی شود.هیچ چیز وجود ندارد که یک فرد نابینا نتواند انجام دهد.

ادامه مطلب

اثر زیمان

در حال حاضر می‌دانیم که اوربیتالهایی از قبیل از نظر انرژی برابرند و در غیاب میدان مغناطیسی نمی‌توان تفاوتی بین الکترونهایی که این اوربیتالها را اشغال کرده‌اند، قائل شد، ولی وقتی طیف نشری اتم هیدروژن در میدان مغناطیسی مورد مطالعه قرار می‌گیرد، وضعیت پیچیده‌تری پیدا می‌کند. یعنی هر خط طیفی حاصل از چندگانگی خطوط طیفی که خارج از میدان مغناطیسی بدست می‌آید، در میدان مغناطیسی به چند خط طیفی فوق‌العاده نزدیک به یکدیگر تجزیه می‌شود. مثلاً در مورد اتم سدیم، همانطور که در شکل نشان داده شـده است، این رویداد موجب می‌شود که هر یک از دو
اثر زیمان
خط طیفی اصلی آن به چندین خط تفکیک شود. چنین وضعیتی که به ساختار ظریف خطوط طیفی موسوم است، اولین بار توسط زیمان (در سال 1896) مشاهده شد و اثر زیمان نامیده می‌شود. این اثر، با قبول دو درجه آزادی برای حرکت الکترون یعنی در نظر گرفتن دو عدد کوآنتومی اصلی و فرعی برای مشخص کردن انرژی الکترون در چرخش به دور هسته، قابل بررسی نیست. بلکه برای توجیه آن باید سه درجه آزادی برای حرکت الکترون یا به بیانی دیگر، عدد کوآنتومی دیگری علاوه بر اعداد کوآنتومی اصلی و فرعی برای مشخص کردن دقیق وضعیت الکترون در فضای اطراف هسته باید در نظر گرفت. برای این منظور، باید قبول کرد که وقتی الکترون، بدون وجود یک میدان مغناطیسی خارجی، به دور هسته اتم می‌چرخد مرجعی وجود ندارد تا بتوان سطح مشخصی برای مدار چرخش آن در نظر گرفت. به بیان دیگر، سطح مدار چرخش آن کاملاً اختیاری است. اما وقتی الکترون در یک میدان مغناطیسی خارجی به دور هسته می‌چرخد، سطح مدار چرخش آن نسبت به راستای میدان مغناطیسی تغییر می‌کند. زیرا الکترون (ذره باردار) ضمن چرخش به دور هسته، در نقش یک مغناطیس کوچک (با ممان مغناطیس) عمل می‌کند. در نتیجه، در یک میدان مغناطیسی (با شدت)، تحت تأثیر قرار گرفته و سطح مدار چرخش آن دستخوش تغییراتی می‌شود. این تغییرات، دیگر اختیاری نبوده بلکه از محدودیت کوآنتومی پیروی می‌کند. بطوریکه تصویر بردار ممان مغناطیسی حاصل از چرخش الکترون بر روی این سطوح، نسبت به راستای میدان، همواره باید مضرب درستی از باشد. این مضرب درست را که به عدد کوآنتومی مغناطیسی موسوم شده است، با نشان می‌دهند.

منبع : دانشنامه ی رشد - شبکه فیزیک هوپا

آتشفشانها و زمین ساخت ورقه ای ( تکتونیک صفحه ای )

آتشفشانها و زمین ساخت ورقه ای ( تکتونیک صفحه ای )

چرخه زمین ساخت و رتبه‌ای با مطالعه آتشفشانها شروع می شود. زمین ساخت صفحه‌ای نظریه ای می‌باشد که توسط زمین شناسانی که حرکات پوسته و گوشته خارجی زمین را توضیح می‌دهند، گسترش یافت. این دو لایه لیتوسفر یا سنگ کره زمین یا پوسته خارجی سنگ های جامد را می‌سازند. زمین ساخت صفحه‌ای همچنین منشاء بیماری از وقایع زمین شناختی را توضیح می‌دهد که شامل آتشفشانها و زمین لرزه ها می‌باشد. برعکس حضور آتشفشانها و زمین لرزه ها داده ها را برای فهم بیشتر در مورد زمین ساخت ورقه ای فراهم می‌کند. در آزمایشگاه کلاس ششم، دانش آموزان روی طرح ریزی داده ها و تفسیر نتایج تمرکزی بیشتری خواهند داشت نظریه زمین ساخت ورقه ای کمک می کند تا توضیح دهیم که چرا و کجا آتشفشانها اتفاق می‌افتند. صفحات حرکت می کنند، در لبه ها یا مرزها با هم برخورد می‌کنند. این باعث ذوب می‌شود، مخصوصاً در مرز صفحات همگراد زمانی که دو صفحه به هم نزدیک می‌شوند. و مرز صفحات ؟؟ زمانی که دو صفحه از هم دور می شوند. همان طور که شکل زیر نشان داده شده است.

 

آتشفشانها و زمین ساخت ورقه ای ( تکتونیک صفحه ای ).

 

 

2 – درباره سه نوع آتشفشان را با مرور نمودارهای نشان داده شده در زیر بحث کنید. ببینید که دانش آموزان می‌توانند بخشهای آتشفشانها را قبل از اینکه شما نامگذاری کنید، نامگذاری کنند. از آنها بخواهید تا در مورد اینکه آیا یک الگوی توزیع برای آتشفشانها وجود دارد یا آنها در مکانهای یکسان قرار داردند، فکر کنند. در آزمایش آنها خواهند فهمید که هیچ الگویی که بتوان آن را یافت وجود ندارد. بگذارید آن را در آزمایش بفهمند. این آزمایش مثالی از یک فرضیه بی معنی می باشد، ؟؟؟ که جواب آن نه می باشد.

 

ماگما از سنگ جامد لم چگالتر می‌باشد، بنابراین به سمت سطح زمین حرکت خواهد کرد. زمانی که به سطح می رسد، باعث فوران می‌شود. بنابراین تعدادی از فعالیتهای آتشفشانی، نظیر جزایر هاوایی، با مدل ریش ساخت ورقه ای متناسب نیست. هاوایی در وسط صفحه اقیانوس آرام قرار دارد و در مرز صفحه قرار ندارد. این آتشفشان و آتشفشانهای دیگر که در داخل صفحه اتفاق می‌افتد و در لبه ها قرار ندارد (بین صفحه‌ای) احتمالا توسط نقاط داغ ایجاد می‌شوند که منشاء ماگما در گوشته زمین زیر صفحات هستند. تشکیل ماگمای نقاط داغ، کاملاً قابل فهم نیست. در آزمایشگاه مکان چندین آتشفشان را در مرز صفحات همگرا و سری بین صفحه‌ای طرح ریزی خواهند کرد.

ماسه شکل آتشفشان را مشخص می‌کنیم. اول، یک آتشفشان سپری که از گدازه تشکیل شده است. نام سپر ساختار کوتاه و پهن آتشفشان نظیر یک سپر معکوس را تشریح می‌کند. آتشفشانهای هاوایی از نوع سپری هستند. دوم، مخروط خاکستر که یک ساختار پر شیب تر می‌باشد و از خاکسترها (سنگهای خرد شده دانه ریز) که به طور انفجاری از آتشفشان فوران کرده سات تشکیل شده است. سرانجام، یک آتشفشان مرکب که از لایه های مختلط خاکستر و گدازه تشکیل شده است. آتشفشانهای مرکب غالباً مرتفع تر از آتشفشانهای سپری هستند اما شیب مخروط های خاکستر را ندارند. کوه شاستا MT.Shasta در کالیفرنیا و کوه فوجی در ژاپن مثالهایی از آتشفشانهای مرکب هستند.

روشها:

1 – با کلاس این مطلب را مرور کنید که آتشفشانها و زمین لرزه ها داده های لازم برای زمین شناسان برای تفسیر فرآیندهای زمین را فراهم می‌کنند، نظیر حرکات صفحات. از دانش آموزان بخواهید که ایالت ها و کشورهای زیر را در روی نقشه یا کره قرار دهند. ارگان، واشینگتن، کالیفرنیا، ایتالیا، فیلیپین، ژاپن، هاوایی، ایسلند، آریزونا، نیکاراگوا، مکزیک و شیلی. این به آنها کمک خواهد کرد تا آنها به سرعت جایگزاری کنند زمانی که آزمایش را کامل می‌کنند.

ادامه مطلب

آتشفشان

آیا تا به حال در مورد آتشفشان‌ها که یکی از جالبترین و در عین حال خطرناکترین پدیده‌های طبیعی هستند فکر کرده‌اید؟

آتشفشان


وقتی خبری از فعال شدن آتشفشانی می‌شنویم و یا در جریان عکس‌ها و فیلم‌هایش قرار می‌گیریم، پس از برطرف شدن آن شگفتی همیشگی که از دیدن مقدار زیاد مایعات مذاب حاصل می‌شود اولین چیزی که به ذهنمان خطور می‌کند قدرت لایتناهی خداوند و تغییرات طبیعت است که چطور کوه بلند و آرامی که سال‌های سال در یک نقطه بی‌صدا و حرکت بوده است را ناگهان به چنین جنبشی واردار می‌کند.
گرچه تاکنون دانشمندان جزئیات بسیار زیادی از علل این فعالیت‌ها عنوان کرده‌اند اما تعجب و جذابیت این اتفاق برای بسیاری از ما همچنان ادامه دارد.
تعریف کلی که از کوههای آتشفشانی ارائه شده است نشان می‌دهد که "آتشفشان‌ها در هر جایی از دنیا که مواد داخل اعماق زمین بتوانند راه خود را به سطح باز کنند به وقوع می‌پیوندد." که در اکثر مواقع این مواد از دهانه کوههای مستعد خارج می‌شوند.
توضیح علمی دیگزی که وجود دارد آن است که آتشفشان یک ساختمان زمین شناسی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی (به صورت مذاب، گاز، قطعات جامد یا هر سه) از درون زمین به سطح آن راه می‌یابند. انباشتگی این مواد در محل خروج، برجستگی هایی به نام کوه آتشفشان ایجاد می‌نماید..
سوال کلی که می‌تواند برای هر کسی پیش آید آن است که موادی که از دهانه آتشفشانها خارج می‌شوند که گرمای غیر قابل توصیفی دارند دقیقا چه هستند؟

ماگما Magma:

ماده طبیعی، داغ و سیال که عمدتا سیلیکاتی بوده و ماده اصلی سازنده سنگ‌ها به شمار می‌رود.

گدازه Lava:

ماگمایی است که به سطح زمین راه یافته است. گدازه می تواند در سطح زمین مانند رودخانه جریان یابد یا تشکیل دریاچه را بدهد.
و در نهایت سنگ های آتشفشانی که به صورت ماگمای گداخته در سطح زمین به سرعت سرد می‌شوند و انواع بسیار متنوع آنها تاکنون شناسایی شده است.
اینکه ما تصور می‌کنیم این پدیده‌ها تنها در دنیای ما صورت می‌پذیرد کاملا اشتباه است زیرا تحقیقات نشان می‌دهد که آتشفشانها پدیده‌های جهانی هستند و در سایر کرات منظومه شمسی به ویژه سیارات مشابه زمین نیز صورت می‌پذیرند چنان که پوشش سطحی ماه اغلب با سنگ های آتشفشانی پوشیده شده است و بارزترین ارتفاعات مریخ توسط آتش فشانها ساخته شده است..
در تاریخ بشر از 200 سال قبل تاکنون حدود 19 فعالیت آتش فشانی به ثبت رسیده است که طی آنها دست کم 1000 نفر جان خود را از دست داده‌اند و هزاران نفر دیگر نیز زخمی شده‌اند.
هم اکنون بیش از 500 کوه آتش فشانی فعال در دنیا وجود دارد که هر چند وقت یکبار به اشکال مختلف فعالیت خود را با بیرون دادن گازها و یا ابرها و حتی پرتاب گدازه‌ها نشان می‌دهند و خطراتی را برای ساکنین منطقه بوجود می‌آورند.
منبع:www.hamshahrionline.ir  - www.rasekhoon.net


آتشفشان‌های بستر اقیانوس و تغییرات اقلیم

یک گروه تحقیقاتی به رهبری بیل چادویک از دانشگاه ایالتی اورگان، فعالیت‌های مجموعه عظیم آتش‌فشان‌های زیر‌دریایی «نورث‌وست روتا1» را در اقیانوس آرام، از سیزدهم فروردین‌ماه گذشته به مدت دوهفته بررسی کردند. این تحقیق نتایج فوق‌العاده‌ای برای آنها در برداشت. آنها موفق به کشف گونه‌های جانوردی جدیدی شدند که تاکنون ناشناخته مانده بود. چادویک در گفتگو با بخش خبری نشریه نیچر درباره درس‌هایی صحبت کرده که می‌توان از آتش‌فشان‌ها آموخت.

نورث‌وست روتا1 در کجا واقع شده است؟
در بخش غربی اقیانوس آرام و حدود100 کیلومتری شمال جزیره گوام، زنجیره کاملی از آتش‌فشان‌های فعال وجود دارد که کمان آتش‌فشانی ماریانا نامیده می‌شود. این کمان شامل 9 جزیره است، اما بیشتر آتش‌فشان‌های آن زیردریا واقع است. بیش از 50 آتش‌فشان‌ زیر‌دریایی در این منطقه وجود دارد.

آتش‌فشانی که درموردش تحقیق کردی، چقدر بزرگ است؟
این آتش‌فشان در 3هزار متری عمق بستر اقیانوس قرار دارد و ارتفاع قله آن هم حدود 2500 متر است.

چرا این منطقه را انتخاب کردی؟ آیا دلایل خاصی داشتی؟
ما کار بررسی این منطقه را از چند سال پیش آغاز کرده‌ بودیم. در ابتدا تمام منطقه را نقشه‌برداری کردیم تا ببینیم کدام مکان‌ها از لحاظ گرمایی فعال است. در واقع می‌خواستیم محل چشمه‌های آب بسیارداغ را در بستر اقیانوس همراه با گونه‌های جانوری ساکن این مناطق بهتر بشناسیم. پس از آن به عملیات غواصی و جستجوی بیشتر به وسیله ابزارهای عملیاتی متحرک در مکان‌هایی پرداختیم که برای ما جالب‌تر بودند. این منطقه هم یکی از جالب‌ترین بخش‌ها بود و در واقع همیشه ما را متحیر می‌کرد، چرا که دائم فعال بود و فوران‌های زیر‌دریایی داشت. این منطقه تنها نقطه روی زمین بود که ما توانسته بودیم انفجارها و فوران‌های زیرآبی را تماشا کنیم. گروه اکتشافی دیگری هم که در حال حاضر در حوزه لائو، جایی بین فیجی و تانگا مستقر شده، توانسته‌است انفجارهای زیردریایی را در این منطقه شناسایی کند. ما اطلاعات چندانی در این زمینه نداریم، اما عکس‌هایی که دیده‌ام، بسیار چشمگیر به نظر می‌رسند.

آتشفشانهای بستر اقیانوس و تغییرات اقلیم

نورث‌وست روتا1 را می‌شود به چه چیز تشبیه کرد ؟
ما از یک ماشین خودکار استفاده می‌کنیم، که به وسیله یک‌سری کابل از کشتی به اعماق اقیانوس فرستاده می‌شود. این دستگاه امکان دیدن تصاویر زنده و دریافت اطلاعات را برای تیم تحقیقاتی فراهم می‌کند. در ابتدا همه چیز آرام به نظر می‌رسد، شما هرگز نمی‌توانید حدس بزنید بالای سطح یک آتش‌فشان زنده ایستاده‌اید؛ مگر این‌که سری به اتاق فرمان بزنید و آنجاست که روی مانیتورها، آتش‌فشانی را می‌بینید که کاملا فعال است.

هر بار به سراغ روتا1 می‌رویم، با اتفاق تازه‌ای مواجه می‌شویم؛ از خروج آرام گازها از دهانه آتش‌فشان گرفته تا بیرون زدن گازهای آتشفشانی برای آهسته کردن خروج گدازه‌ها، که هم‌زمان با آن تمام بستر اقیانوس تکان می‌خورد، می‌لرزد و قطعه‌های عظیم با خروج گدازه‌های تازه به آهستگی از دهانه آتش‌فشان کنار زده می‌شوند. سال‌های قبل ما آنرا قدرتمند‌تر دیده‌ایم: گدازه‌ها ممکن بود تکه‌تکه‌ درون آب پرتاب شوند و رد سرخی در دهانه آتش‌فشان دیده شود. این اتفاق آن‌قدر سریع می‌افتاد که آب فرصت سرد کردن گدازه‌ها را پیدا نمی‌کرد. این آتشفشان روز به روز و ساعت به ساعت تغییر می‌کند.

آتشفشانهای بستر اقیانوس و تغییرات اقلیمچه گونه‌های جانوری جدیدی را کشف کردی؟
در کنار چشمه‌های آب داغ، ما اغلب با وفور جانوری متفاوتی برخورد می‌کنیم، جاندارانی که با حیات دریایی مورد انتظار ما یکی نیستند، چرا که آنها برای تأمین انرژی مورد نیازشان از مواد شیمیایی حاصل از فعالیت آتشفشانی در بستر اقیانوس استفاده می‌کنند. اولین حلقه زنجیره غذایی را معمولا باکتری‌ها و سایر میکروارگانیسم‌ها تشکیل می‌دهند که توسط حیوانات دیگر خورده‌ خواهند شد؛ اما در کمان ماریانا، ما جمعیت‌های زیستی متفاوتی را می‌بینیم. در نورث‌وست روتا1، زنجیره غذایی با دو نوع میگوی گوشتخوار آغاز می‌شود: یکی از آنها پیش از این فقط در کوه‌های دریایی هاوایی دیده شده بود و دیگری، گونه‌ای کاملا جدید است. علاوه بر این دو، با نوعی صدف کوهی ناشناخته هم برخورد کردیم و امسال نوعی صدف سرسخت هم به این جمعیت اضافه شد.

چگونه فوران‌های آتش‌فشانی پیوسته، حیات دریایی نزدیک به آن‌را تحت تأثیر قرار داده است ؟
در ابتدا، فقط چند گونه میگو و انواعی از صدف‌های کوهی وجود داشتند. اما امسال متفاوت بود، جانداران متنوع‌تر شده بودند. صدف سرسخت هم به آنها اضافه شده بود و جمعیت میگو و صدف کوهی به شدت افرایش پیدا کرده بود. حیرت‌آور است، شما اصلا فکر نمی‌کنید یک آتشفشان فعال بتواند بهترین زیست‌بوم برای جانوران باشد، در حالی‌که بعضی گونه‌ها آن‌را به سرتاسر اقیانوس ترجیح می‌دهند.

ما شاهد بودیم که گازهای حاصل از آتش‌فشان می‌توانند بعضی گونه‌های دریایی ساکن در منطقه را مانند تعدادی از ماهی‌ها، میگوها یا سرپاوران 10 بازویی، هنگام شنا به نزدیکی آتشفشان‌ها بکشند. اجساد این جانوران به بستر اقیانوس سقوط می‌کند و میگوهای گوشتخوار که با منطقه آتش‌فشانی سازگارند، غذای مورد نیازشان را بدست می‌آورند. آتشفشان از یک سو حیات دریایی را حمایت می‌کند و از سوی دیگر، موجب مرگ تعدادی از آبزیان می‌شود.

آتشفشانهای بستر اقیانوس و تغییرات اقلیمچه کسی اسامی آتش‌فشان‌های زیر دریایی را انتخاب می‌کند؟
فکر می‌کنم اولین کسانی که آنها را پیدا می‌کنند، اسامی را هم انتخاب کنند. ما در اولین بازدید از کمان ماریانا در سال 1382 / 2003 این آتشفشان را پیدا کردیم و آن‌را «نورث وست روتا1» نامیدیم، برای این‌که در شمال غربی جزیره روتا واقع شده بود، جایی‌که در مجموع چهار رشته از کوه‌های دریایی کنار هم قرار داشتند و هر کدام علاوه بر نام، به یک شماره هم نیاز داشتند.

پس شما با آتشفشان زیردریایی عظیمی مواجهید که با فوران‌های دائمی‌اش، جانوران دریایی را از بین می‌برد و شما نمی‌خواهید آن‌را چیزی شبیه مونت دوم (کوه هلاکت، برگرفته از داستان ارباب حلقه‌ها) بنامید؟
در زمان نام‌گذاری نمی‌دانستیم که این آتشفشان فعال است؛ تا سال بعد که با تجهیزات عملیاتی به این منطقه برگشتیم. ما این نام را در گزارش‌ها و نشریات استفاده کرده‌ایم و گمان می‌کنم چاره‌ای جز استفاده همیشگی از آن نداشته باشیم.

منبع: خبر آنلاین


آتشفشان های فعال کره زمین

آتشفشان های فعال کره زمین

 

آتشفشانهای مهم کره زمین

 

·       در ایتالیا کوه وزوویوس در 79 میلادی فعالیت کرد و پمپئی در زیر مواد

 

آتشفشانی این کوه مدفوع شد.

 

·       در شمال سیسیل در جزایر لیپاری کو استرومبولی در 1956 فعالیت کرد،

 

این کوه 926متر ارتفاع داشته و به چراغ دریای مدیترانه معروف است.

 

·       در جزیره ایسلند بیش از 25 آتشفشان فعال وجود دارد، آتشفشان اسک جا

 

بزرگترین و فعالترین آنها است.

 

·       در جزایر کومور(جنوب شرقی افریقا)آتشفشان فعال کارتالا وجود دارد،

 

آخرین انفجار بزرگ آن در سال 1904 بوده است.

 

·       در جزیره رئونیون در شرق مادگاسکار(جنوب شرقی افریقا)آتشفشان فعال

 

پیتون دولافرنرز وجود دارد.

 

·       در جزایر کوریل(بین ژاپن و روسیه )13 آتشفشانوجود دارد که تعدادی از آنها

 

زیر دریا می باشند.

 

در ژاپن حداقل34 مخرج آتشفشانی وجود دارد(مثلا فوجی یاما در جنوب

 

غربی توکیو به ارتفاع3773 متر که به کوه مقدس معروف است) و یا آدزو

 

مایاما و اسامایاما که فعالند.

 

 

 

آتشفشان Volcano

 

·       ئر جزایر فیلیپین بیش از یکصد مرکز انفجار وجود دارد که مهمترین آنها

 

هیبوک هیوک در جزیره کامی گونتن است.

 

·       در هاوایی نیز آتشفشانهای فعال وجود دارد مانند مالونالو(4170 متر) که بسش

 

از آتشفشانهای دیگر لاو از آن خارج میشود، انفجار عظیم آن در 1950 به وقوع

 

پیوست.

 

·       در جزابر سوماترا و جاوه اندونزی نیز آتشفشانهای زیادی وجود دارد که

 

معروفترین آنها کراکانو می باشد

 

·       در گواتمالا نیز کوه هایی مانند سانتامار یا کوئیزال(خطرناکترین آتشفشان

 

آمریکای مرکزی) و ناهومولکووسان بدرو از آتشفشانهای فعال می باشد

 

·       در السالوادر کوه انرالکو که در 1956 فعالیت کرد به چراغ دریایی معروف

 

است

 

·       در شیلی و آرژانتین بیش از 25 آتشفشان فعال ونیمه فعال وجود دارد که

 

خلال سالهای(1948-1960)بسیار فعالیت کرده اند

 

·       بزرگترین مجموعه آتشفشانهای جهان در اندونزی قرار دارد(167 کوه)

 

·       بلند ترین کوه آتشفشان فعال جهان کوه آنتوفالا در آرژانتین است(6450 متر)

 

آتشفشان های فعال کره زمین .

 

·       بلند ترین کوه آتشفشان خاموش جهان آکونگاگوا در آرژانتین است

 

(6960 متر)

 

·       طویل ترین جریان مواد مذاب آتشفشانی بر اثر انفجار کوه لکی در ایسلند بوده

 

(به طول 70 کیلومتر)

 

·       بزرگترین دهانه آتشفشان دنیا متعلق به قله کالدرا از کوه آسو در جزیره

 

کیوشو ژاپن با 5/27 کیلو متر عرض- قله آتشفشان نگرونگرو نیز در شمال

 

تانزانیا 20 کیلومتر عرض است.

 

·       بزرگترین انفجار آتشفشانی متعلق به کوه کراکاتو اندونزی بوده که در ساعت 10

 

 صبح روز27 اوت 1883 به وقوع پیوست .163 دهکده ویران و 36880 نفر در

 

اثر امواج زلزله کشته شدند. این انفجار 26 برابر قدرت بمب هیدروژنی بوده است

 

(5 برابر این انفجار در سانتورنی اقیانوس آرام در 1470سال قبل از میلاد به

 

وقوع پیوست).

 

منبع: www.farabanafsh.blogfa.com


مثلثات کروی در قبله یابی

مثلثات کروی در قبله یابی

یکی از موارد مهم استفاده از مثلثات کروی, مبحث تعیین قبله است. چنانچه می دانید در بسیاری از احکام شرعی, رعایت جهت قبله لازم است. از آنجا که خداوند در قرآن می فرماید: "فول وجهک شطر المسجد الحرام" , با فرض کروی بودن کره زمین , تفاهم عرفی از روکردن به مکانی بر روی کره , انتخاب کمترین فاصله تا آن مکان است. با توجه به اصلی که در مثلثات کروی برای تعیین نزدیکترین فاصله روی کره ذکر کردیم, برای تعیین قبله هر نقطه از کره زمین باید دایره عظیمه ای که از آن نقطه و مسجد الحرام می گذرد, بیابیم و با تعیین زاویه انحراف دایره عظیمه از نصف النهار شهر مورد نظر, زاویه انحراف قبله آن مکان را نسبت به شمال و جنوب جغرافیایی پیدا کنیم. با استفاده از این روش جهت قبله صحیح هر نقطه به دست می آید. جهت قبله بدست آمده ممکن است با حدسیات ابتدایی ما همخوان نباشد. مثلا جهت قبله در آمریکا و کانادا به سمت شمال شرقی محاسبه می شود, در صورتیکه در نقشه مسطح, جهت جنوب شرقی صحیح می نماید. با کمی تامل و با در نظر گرفتن کروی بودن کره زمین, می توانیم به صحت اعتبار جهت شمال شرقی در قبله آمریکا و کانادا پی ببریم. چون آن جهت، کوتاه ترین فاصله بین آن قسمت از کره ی زمین و شهر مکه می باشد.

مثلثات کروی در قبله یابی

فرض کنید می خواهیم جهت قبله نقطه ای مانند قم با عرض جعرافیایی 34 درجه و 39 دقیقه و طول جغرافیایی 50 درجه و 54 دقیقه را بیابیم. عرض جغرافیایی مسجد الحرام را معادل 21 درجه و 27 دقیقه و طول جغرافیایی آن را برابر 39 درجه و 49 دقیقه در نظر می گیریم. با استفاده از رابطه دومی که در مثلثات کروی ارایه دادیم, خواهیم داشت:

 

tan (A+B)/2 =  (cos (a-b)/2  cot C/2 ) / cos (a+b)/2

 

tan (A-B)/2 =   (sin (a-b)/2  cot C/2 ) / sin (a+b)/2

 

 

با حل این دستگاه دو معادله دو مجهول می توانیم زاویه B که همان انحراف جهت قبله از شمال است را بدست آوریم. بدین ترتیب که :

a = 35.55 = فاصله زاویه ای قم از قطب

b = فاصله زاویه ای مکه از قطب = 55/68

C = 1.11= اختلاف طول جغرافیایی دو نقطه

  tan (A-B)/2 =   -(sin (35.55 - 55.68) / 2)  cot 55.5 / sin (35.55 + 55.68) / 2  = - 34.1

 tan (A+B)/2 =  cos (35.55 - 55.68) / 2  cot 55.5 /  cos (35.55 + 55.68) / 2= 73.21

 

زاویه B برابر 7/140 محاسبه می شود بنا بر این قبله قم 2/39 درجه از جنوب به سمت غرب انحراف خواهد دارد.

 

 

در این زمینه مراجعه نمایید به:

ماشاء الله احیایی, کاربرد علوم در قبله یابی.- تهران: انتشارات امیرکبیر, 1367.

و. م. اسمارت, نجوم کروی, ترجمه داود محمدزاده جسور.- تهران: مرکز نشر دانشگاهی, 1375.

ا.ای.ری و دی.کلارک, ستاره شناسی: اصول و عمل, ترجمه سید احمد سیدی نوقابی.- مشهد: معاونت فرهنگی آستانقدس رضوی, 1366

تألیف:

دکتر محمد سمیعی

منبع: www.tebyan.net


لیزر

لیزر (laser) در واقع از حروف نخست کلمات Light Amplification by Stimulated Emission of Radiation که به معنی تقویت نور توسط گسیل القایی تابش است، گرفته شده است.

نگاه اجمالی
لیزر کشفی علمی می‌باشد که به عنوان یک تکنولوژی در زندگی مدرن جا افتاده است. لیزرها به مقدار زیاد در تولیدات صنعتی ، ارتباطات ، نقشه ‌برداری و چاپ مورد استفاده قرار می‌‌گیرند. همچنین لیزر در پژوهشهای علمی و برای محدوده وسیعی از دستگاههای علمی‌ ، موارد مصرف پیدا کرده است. برتری لیزر در این است که از منبعی برای نور و تابشهای کنترل شده ، تکفام و پرتوان تولید می‌کند. تابش لیزر ، با پهنای نوار طیفی باریک و توان تمرکزیابی شدید ، چندین برابر درخشانتر از نور خورشید است.

تاریخچه
انیشتین در 1917 میلادی نظریه گسیل القایی را بیان داشت و روابط مشهور جذب و نشر را به جهان عرضه نمود. بر پایه این تئوری چهل سال بعد ، تاونز و همکاران او ، نخستین تقویت کننده گسیل القایی را با بکار گیری آمونیاک مورد آزمایش قرار داده و سیستمی‌ به اسم میزر پدید آوردند که در فرکانس 2.3X1011Hz کار می‌کرد.

نخستین لیزر در 1960 بوسیله میلمن ، با استفاده از یاقوت قرمز (ترکیبی از اکسید آلومینیوم خالص به همراه 5 درصد اکسید کروم III ساخته شد و اولین لیزر گازی He - Ne توسط دکتر علی جوان در آزمایشگاه شرکت Bell در آمریکا ساخته شد. در سال 1986 کشف شد که منبع لیزر می‌تواند نور همدوس تابش کند، به گونه‌ای که دامنه و فاز آن در تمامی‌ نقاط فضا ، قابل سنجش و تعیین باشد. یکی دیگر از خواص لیزر ، همگرایی بالای آن است. به دلیل این ویژگی ، تمامی انرژی پرتو لیزر تقریبا در یک فرکانس متمرکز می‌‌شود. لذا تکفامی و بالا بودن شدت آن ایده‌آل است.

نحوه ایجاد پرتو لیزر
اولین شرط ایجاد لیزر ، داشتن ماده یا محیطی است که بتواند انرژی را در خود ذخیره کند. نمونه‌هایی از این مواد عبارتند از: بلورهایی مثل یاقوت ، ایتریوم ، آلومینیوم گارنت ، () یا گازهایی مثل CO2 و He - Ne و ... و مایعاتی مانند رنگهای رودآمین – 6G می‌‌باشد. انیشتین در سال 1916 نشان داد که گسیل القایی نور را می‌توان از یک اتم برانگیخته بدست آورد.

چنانچه اتم و یا مولکول در تراز بالاتر E2 واقع شود و فوتونی با فرکانس‌ v با اتم برانگیخته وارد برهمکنش شود. بطوری که
hv = E2 _ E1 باشد، در این صورت احتمال معینی وجود خواهد داشت که اتم به تراز پایینتر بیافتد. در نتیجه ، دو فوتون حاصل می‌‌شود، فوتون القا کننده و القا شونده ، که هر دو همفاز هستند.در عین حال ، اگر اتمهایی به تعداد N2 در تراز E1 باشند، می‌توانند با جذب فوتونهای فوق ، برانگیخته شده و به تراز انرژی E2 برسند.

چنانچه هدف به دست آوردن تابش همدوس باشد، باید سعی شود که N2 >> N2 گردد، به عبارت دیگر ، تجمع معکوس رخ دهد. فرآیندی که طی آن تجمع معکوس صورت می‌‌گیرد، دمش می‌نامند. وقتی یک سیستم دو ترازی با محیط اطراف خود در حال تعادل گرمایی باشد، جمعیت تراز انرژی بالاتر Nj کمتر از جمعیت تراز Ni خواهد بود. با استفاده از فرآیند اشباع شدن می‌توان Ni را با Nj مساوی گردانید. بطوری که مقدار جذب به صفر تنزل یابد.

چنانچه بتوان مقدار Nj را بیشتر از Ni نمود، اکثر اتمهای سیستم که به حالت برانگیخته می‌‌روند، تمایل خواهند داشت که به حالت انرژی کمتر برگردند. بدیهی است که این تمایل به وسیله کوانتای تابش فرودی تشدید می‌گردد. بدین معنی که سیستم نه تنها فوتون فرودی را جذب نمی‌کند بلکه فوتون فرودی باعث برانگیختگی سیستم برانگیخته شده که با سقوط به حالت پایینتر دو کوانتا انرژی تابشی از دست می‌دهد (فوتون مربوط به اتم برانگیخته به همراه فوتون فرودی). تمام این فرآیندها تابش لیزر را بوجود می‌آورند.

قرار دادن محیط تولید لیزر در یک مشدد نوری با انتهای آینه‌ای که تابش را در محیط تولید لیزر به جلو و عقب می‌فرستد، سبب تراکم تابش سطوح بالا در تشدید کننده بوسیله ادامه گسیل القایی می‌شود. سپس تابش لیزر از طریق آینه‌ای نیمه شفاف ، از یک انتهای کاواک به بیرون گسیل می‌شود.

 

لیزر (laser)

 

تفاوت پرتو لیزر با نور معمولی
پرتو لیزر دارای چهار خاصیت مهم است که عبارتند از: شدت زیاد ، مستقیم بودن ، تکفامی‌ و همدوسی. لیزرها در اشکال گوناگون وجود دارند. ممکن است تصور شود که پرتو لیزر همانند اشعه ایکس ، گاما ، ماورا بنفش (UV) و مادون قرمز (IR) ، جایگاهی معین در طیف الکترومغناطیسی را داراست، حال آنکه این پرتو می‌تواند هر کدام از فرکانسهای محدوده طیف نامبرده را در برگیرد، با این تفاوت که دارای مشخصاتی از قبیل تکفامی ، همدوسی و شدت زیاد است.

اینکه چگونه می‌توان پرتو لیزری با فرکانسهای دلخواه را تولید نمود، کار دشواری است که عملا با آن روبرو هستیم. مشکل دیرپا در تابش لیزری ، فقدان پوشش گسترده طول موجی در آن است. به دلیل اینکه لیزرها به‌ خودی ‌خود فاقد قابلیت تنظیم طول موج هستند، پوشش کل طیف نورانی نیاز به ابزارهای متعدد و جداگانه دارد.

نمونه‌هایی از لیزرهای متداول
لیزرهای متدوال مادون قرمز (IR (2 _ 10μm: لیزر مونو اکسید کربن (CO) ، لیزر دی اکسید کربن (CO2) و بلورهای هالیدهای قلیایی و ابزار دیودی. لیزر نئودنیوم یق () تابشی در طول موج 1.06 میکرومتر تولید کرده و لیزرهای الکساندریت یا دیودهای مخابراتی قابل تنظیم در IR نزدیک هستند. (طول موج از 2000nm تا 700nm)
>
لیزرهای محدوده نامرئی (400 _ 700nm): لیزرهای آرگون _ کریپتون و لیزر هلیوم _ نئون، لیزرهای رنگی و لیزر تیتانیوم_یاقوت کبود.


لیزرهای محدوده ماورای بنفش (200 _ 400nm): لیزرهای اگزایمر (لیزر هالید گاز نادر) ، نیتروژن ، لیزر رنگی با فرکانس دو برابر شده ، لیزرهای  با فرکانس چندین برابر شده.

طبقه بندی لیزر در حالت کلی
لیزر پیوسته کار
لیزر پالسی


هولوگرام
هولوگرام یک تصویر سه بعدی است که با استفاده از لیزر ایجاد می شود . نور دستگاه لیزر به دو پرتو می شکند . یکی از پرتوها با انعکاس از روی یک آینه از روی شی به صفحه عکاسی می تابد . پرتو دیگر به وسیله آینه دیگری بدون برخورد به شی به صفحه عکاسی فرستاده می شود . صفحه عکاسی در جایی قرار داده می شود که دو پرتو تلاقی می کنند . سپس صفحه عکاسی ظاهر می شود و ، در صورتی که به طریق صحیح به آن نور تابانده شود ، هولوگرام را پدیدار می کند.

چگونگی ایجاد این دو دسته تا حدود زیادی بستگی به ساختار درونی محیط تولید لیزر ، مکانیزم ایجاد لیزر و پارامترهای دیگر دارد که بررسی آنها خارج از این مقوله است. از لحاظ کاربردی ، لیزر‌های پالسی با مدت پالس 12-10 ثانیه در دسترس هستند. چنین لیزرهایی در جهت پژوهش در فرایندهایی که در گازها و مایعات ، با سرعتهای بسیار بسیار سریع رخ می‌‌دهد، بکار برده می‌شوند.


منبع: دانشنامه رشد


آب عجیب ترین مایع جهان ( مایع حیات )

آب عجیب ترین مایع جهان ( مایع حیات )

آب، فراوان‌ترین مایع و به‌جرات مهم‌ترین مایعی است که روی زمین وجود دارد؛ اما اهمیت آن به پدیده‌های زیستی منحصر نمی‌شود. ویژگی‌های فیزیکی آب در مقایسه با دیگر مواد روی زمین، بی‌نظیر است.

محمود حاج‌زمان: ما با معما‌های زیادی مواجه هستیم، از طبیعت ماده تاریک و سر منشاء جهان گرفته، تا تحقیق برای نظریه همه‌چیز. اینها همه معماهایی در مقیاس بزرگ هستند، اما شما می‌توانید معمای دیگری را از جهان فیزیکی مشاهده کنید که از آشپزخانه شما می‌آید (و اگر همان‌قدر بزرگ نباشد، به همان اندازه گیج‌کننده باشد). فقط یک لیوان را از آب سرد پر کنید، یک قالب یخ در آن بیاندازید و صبر کنید تا آب از تلاطم بیفتد.

این واقعیت که یخ شناور می‌شود، اولین مورد عجیب این ماده است. زمانی معما عمیق‌تر می‌شود که با استفاده از یک دماسنج دمای آب را در اعماق مختلف اندازه بگیرید. در بالا و در نزدیک قالب یخ، می‌بینید که دمای آب نزدیک به صفر درجه است، اما در انتهای لیوان دما به 4 درجه می‌رسد. دلیل آن این است که چگالی آب در دمای 4 درجه سلسیوس، از هر دمای دیگری بیشتر است (یک ویژگی عجیب دیگر که آن را از هر مایع دیگری متمایز می‌سازد).

به گزارش نیوساینتیست، خواص عجیب آب همچنان ادامه دارد و برخی از آنها برای زندگی حیاتی هستند. به دلیل اینکه چگالی یخ از آب کمتر است و چگالی آب در نقطه انجماد کمتر از زمانی است که آب تا چهار درجه گرم‌تر باشد، آب نسبت به ته لیوان، از بالا به پایین منجمد می‌شود. بنابراین حتی در طول عصر یخ بندان، زندگی در اعماق دریاها و اقیانوس‌ها همچنان ادامه داشت. آب ظرفیت خارق‌العاده‌ای برای گرفتن گرما دارد و این به ملایم‌تر کردن تغییرات آب‌و هوایی کمک می‌کند، که در غیر این صورت می‌تواند اکوسیستم‌ها را نابود کند.

با این حال، به رغم اهمیت بسیار زیاد آب برای حیات، هیچ نظریه واحدی دست کم تا کنون نتوانسته یک توضیح قابل قبول برای خصوصیات اسرارآمیز آن ارائه کند. اگر ما بتوانیم نظریات اندرس نیلسون از فیزیکدانان دانشگاه استنفورد کالیفرنیا، و لارس پترسون از دانشگاه استکهلم سوئد، و همکاران این دو را بپذیریم؛ بالاخره توانسته‌ایم به دلیل واقعی خیلی از این خصوصیات غیر عادی پی ببریم.

نظریات جنجالی این دو، بسط دهنده نظریه‌ای است که بیش از یک قرن پیش از این توسط ویلهلم رونتگن، کاشف اشعه ایکس، ارائه شده است. او ادعا کرده بود که مولکول‌ها در آب مایع آن گونه که در کتاب‌های امروزی می‌بینیم، تنها از یک طریق به هم نپیوسته‌اند، بلکه این اتصال از دو مسیر کاملا متفاوت انجام می‌شود.

ساختار اسرارآمیز آب
کلید فهم اسرار آب، نحوه تعامل مولکول‌های آن با همدیگر است، مولکول‌هایی که از یک اتم اکسیژن و دو اتم هیدروژن تشکیل شده‌اند. اتم اکسیژن بار منفی ناچیزی دارد و اتم‌های هیدروژن، در مجموع بار مثبتی معادل آن دارند. به همین ترتیب، اتم‌های هیدروژن و اکسیژن مولکول‌های همسایه، از طریق تشکیل پیوندی به نام پیوند هیدروژنی به همدیگر جذب می‌شوند.

پیوندهای هیدروژنی، خیلی ضعیف‌تر از پیوندهایی هستند که اتم‌ها را در مولکول‌ها در کنار هم قرار می‌دهند، و به همین دلیل همواره در حال گسیختن و بازپیوستن هستند. این پیوندها هنگامی به حداکثر قدرت خود می‌رسند که مولکول‌ها به نحوی کنار هم قرار گرفته باشند که هر پیوند هیدوژنی در امتداد یک پویند مولکولی قرار بگیرد. شکل یک مولکول آب به نحوی است که هر مولکول H2O در میان چهار مولکول همسایه قرار می‌گیرد و یک هرم با قاعده مثلثی را تشکیل می‌دهد، که معمولا به نام تتراهدرون یا چهارسطحی شناخته می‌شود.

ادامه مطلب

پاسخنامه تشریحی ششمین المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک

لینک دانلود "سوالات و پاسخنامه تشریحی مرحله اول ششمین المپیاد نجوم و اخترفیزیک" آماده است. ادامه مطلب را مشاهده نمایید..... (سوالات+پاسخنامه تشریحی )

 

1. با توجه به اینکه قصد داشتیم در کمترین زمان ممکن پاسخ سوالات تستی و مسایل کوتاه ششمین المپیاد نجوم و اخترفیزیک را در اختیارتان قرار دهیم، فایل قبلی اشکالات تایپی داشت و چون هر یک از پاسخ دهندگان به صورت جداگانه فرمول ها را تایپ کرده بودند در فایل نهایی بعضی اعداد هم اشتباه شده بودند که در این نسخه سعی شده کمترین اشکالات وجود دشته باشند.

بنابراین کسانی که نسخه قبلی را دانلود کرده بودند حتما این فایل را دریافت نمایند

  2. همچنین لازم به ذکر است که این پاسخنامه صرفا دیدگاه حل کنندگان آن است و بدیهی است که ممکن است در برخی موارد با پاسخنامه باشگاه اختلافات جزئی داشته باشد

 

3. هرگونه استفاده از این پاسخنامه در سایر وب سایت ها یا وبلاگ ها به صورت لینک دادن به این صفحه مجاز است.

 

لینک دانلود سوالات

 

لینک دانلود پاسخنامه

 

 ( بر مبنای دفترچه سوالات کد 1)

 

منبع : nojumnews.com


سیستم موقعیت یاب جهانی جی‌پی‌اس ( GPS )

سیستم موقعیت یاب جهانی جی‌پی‌اس ( GPS )

Gps چیست؟

جی‌پی‌اس (GPS: Global Positioning System) سیستم موقعیت یاب جهانی منظومه‌ای از ۲۴ ماهواره است که زمین را دور می‌زند و در هر مدار ۴ ماهواره قرار دارد و توسط وزارت دفاع ایالات متحده پشتیبانی می‌شود. راکت‌های کوچکی نیز ماهواره‌ها را در مسیر صحیح نگاه می‌دارد. به این ماهواره‌ها نوستار (NAVSTAR) نیز گفته می‌شود. جهت شناسایی موقعیت جغرافیایی آنها بین ۱۰ تا ۱۰۰ متر امکان‌پذیر می‌سازد. این ماهواره‌ها از محاسبات ریاضی ساده‌ای برای پخش اطلاعات استفاده می‌کنند که به عنوان طول و عرض و ارتفاع جغرافیایی، توسط گیرنده‌های زمین ترجمه شده‌اند. جی‌پی‌اس در تمام شرایط به‏صورت ۲۴ ساعت در شبانه‏روز و در تمام دنیا قابل استفاده است، و هیچ‏گونه بهایی بابت این خدمات اخذ نمی‌شود. ماهواره‌های جی‌پی‌اس، هر روز دو بار در یک مدار دقیق دور زمین می‌گردند و سیگنال‌های حاوی اطلاعات را به زمین می‌فرستند.

با توجه به نزول شدید بهای گیرنده‌های این سیستم و افزایش امکانات آنها، این فناوری در آینده نزدیک بیش از پیش در اختیار همگان قرار خواهد گرفت.

 

جی پی اس چگونه کار می کند؟

ماهواره های این سیستم، در مداراتی دقیق هر روز 2 بار بدور زمین می گردند و اطلاعاتی را به زمین مخابره می کنند. گیرنده های GPS این اطلاعات را دریافت کرده و با انجام محاسبات هندسی، محل دقیق گیرنده را نسبت به زمین محاسبه می کنند. در واقع گیرنده زمان ارسال سیگنال توسط ماهواره را با زمان دریافت آن مقایسه می کند. از اختلاف این دو زمان فاصله گیرنده از ماهواره تعیین می گردد. حال این عمل را با داده های دریافتی از چند ماهواره دیگر تکرار می کند و بدین ترتیب محل دقیق گیرنده را با اختلافی ناچیز ، معین می کند .

گیرنده به دریافت اطلاعات همزمان از حداقل 3 ماهواره برای محاسبه 2 بعدی و یافتن طول و عرض جغرافیایی، و همچنین دریافت اطلاعات حداقل 4 ماهواره برای یافتن مختصات سه بعدی – ارتفاع-  نیازمند است. با ادامه دریافت اطلاعات از ماهواره ها گیرنده اقدام به محاسبه سرعت، جهت(قطب نما)، مسیرپیموده شده، فواصل طی شده، فاصله باقی مانده تا مقصد، زمان طلوع و غروب خورشید و بسیاری اطلاعات مفید دیگر، می نماید.

 

تاریخچه جی پی اس

سیستم موقعیت یاب جهانی جی‌پی‌اس ( GPS )

اولین ماهواره جی‌پی‌اس در سال ۱۹۷۸ با موفقیت به فضا پرتاب شد. هدف اصلی و اولیه از طراحی جی‌پی‌اس، اهداف نظامی بوده، امـا از سال ۱۹۸۰ به بعد بـرای استفاده‌های غیرنظامی نیز در دسترس قرار گرفت. در سال ۱۹۹۴ تمامی ۲۴ ماهواره در مدار زمین قرار گرفت.

 

 مشخصات کلی

تکمیل کانال ۲۴ (NAVSTAR) عددی ماهواره‌ای: ۱۹۹۴

تکمیل کانال ۲۹ عددی ماهواره:

عرض هر ماهواره: ۱۸/۵ متر

طول باتری‌های خورشیدی: ۵/۵ متر

 

کنترل زمینی

بخش کنترل زمینی این بخش شامل ایستگاههای کنترل زمینی است که دارای مختصات معلوم هستند و موقعیت آنها از طریق روشهای کلاسیک تعیین موقعیت نظیر روش VLBI (تعیین فواصل بلند توسط کوازارها)و روش SLR (فاصله سنجی ماهواره‌ای با امواج لیزر) بدست آمده‌است. این ایستگاه‌ها وظیفه تعقیب چندجمله‌ای (Polynomials) ریاضی بطریق کمترین مربعات، پارامترهای مداری (افمریزها)و موقعیت ماهواره‌ها را نسبت به یک سیستم مختصات ژئودتیک ژئوسنتریک (مبدا سیستم مختصات تقریباً در مرکززمین قرار دارد.) محاسبه می‌نماید.

تعداد این ایستگاههای زمینی ۵ عدد است که ایستگاه اصلی با نام کلرادو اسپرینگ در آمریکا قرار داردو ۴ ایستگاه فرعی دیگر در نقاط دیگر کره زمین مستقر هستند. آخرین بخش از سیستم جی‌پی‌اس، قسمت USER یا کاربران سیستم است که خود شامل دو بخش است:

1.آنتن دریافت کننده اطلاعات ارسالی از ماهواره‌ها

2.گیرنده(پردازش‌کننده اطلاعات دریافتی و تعیین کننده موقعیت محل آنتن)

نرم‌افزار و ریزپردازنده داخل گیرنده فاصله بین آنتن زمینی تا ماهواره‌‌های مرتبط با گیرنده را تعیین می‌کند سپس با استفاده از حداقل ۴ ماهواره موقعیت X وY و Z محل استقرار آنتن یا همان گیرنده تعیین می‌شود.

نکته مهمی که می‌بایست مورد توجه قرار گیرد این است که ارتفاعی که جی‌پی‌اس به ما می‌دهد با ارتفاع موجود در نقشه‌ها و اطلس‌ها فرق می‌کند.ارتفاع جی‌پی‌اس نسبت به سطح مبنایی بنام بیضوی است در حالی که ارتفاع موجود در نقشه‌ها ارتفاع اورتومتریک است که از سطح دریا‌های آزاد محاسبه می‌گردد. مقدار این اختلاف در بیش ترین حالت در حدود ۱۰۰ متر است.

ادامه مطلب

سنگهای آذرین ، Igneous rocks

ریشه لغوی
سنگهای آذرین ، Igneous rocks نام خود را از واژه Ignis گرفته‌اند که در لاتین به معنای "آتش" است.

 

سنگهای آذرین ، Igneous rocks


دید کلی
این سنگهای پرورده آتش ، زمانی توده‌ای داغ و مذاب را به نام ماگما تشکیل میداده‌اند، که سرد شدن تدریجی ماگما ، آنها را به سنگ سخت و جامد تبدیل کرده است. بنابراین گدازهای که از دهانه آتشفشان فوران کرده و بر سطح زمین جاری می‌شود، به سرعت سرد و سخت شده و سنگی آذرین را بوجود می‌آورد.

 

سنگهای آذرین ، Igneous rocks


تاریخچه و سیر تحولی
اغلب مولفین یونانی و رومی ، آتشفشانها ، فعالیتهای آتشفشانی و زمین لرزه ها را توصیف می‌کردند. استاربو جغرافیدان و مورخ یونانی (63 قبل از میلاد ـ 20 بعد از میلاد ) فعالیتهای آتشفشانی اتنا ، سوما ـ وزوو و جزایر لیپاری را توصیف کرد. او آتشفشانها را به منزله دریچه‌های اطمینان تلقی می‌نمود که از آنها مواد سیال خارج می‌شود.


در قرن هیجدهم اولین مناظرات و مباحثات تند و شدید درباره ماهیت و منشا سنگها در گرفت. در مباحثات منشا سنگها مناظراتی بین دسته و گروههای زیر وجود داشت: در یک طرف نپتونیستها و در طرف دیگر ولکانیستها و پلوتونیستها قرار داشتند. نپتونیستها معتقد بودند که سنگهای پوسته متوالیا در یک اقیانوس اولیه تهنشین شده‌اند و به نظر آنها بازالت و گرانیت هر دو سنگهایی هستند که در این اقیانوس بزرگ را سبب شده‌اند. پلوتونیستها اعتقاد داشتند که زمین از انجماد مواد مذاب و داغ بوجود آمده است و گرانیت را یک سنگ نفوذی داغ به شمار می‌آوردند.


در سال 1825 واژه ماگما و مفهوم منحصر به فرد ماگمای اولیه توسط اسکراپ عنوان شد.


سرجـیـمزهال ( 1761 ـ 1832 ) به همراه ریمور ( 1726 ) و اسپالانزانی ( 1794 ) و جورج وات ( 1804 ) پیترولوژی تجربی را پایه‌گذاری کرد.


در سال 1844 چاربز داروین ( 1882ـ 1809 ) اظهار داشت که انواع مختلف سنگهای ماگمایی ممکن است از یک ماگمای اولیه اشتقاق یافته باشند به شرط آنکه ترکیب ماگما با تبلور و جدایش یک یا چند کانی مشکل سنگها تغییر یابد.


در سال 1850 هنری کلیفتون سوربی ( 1826ـ 1908 ) جهت مطالعه میکروسکوپی ، اولین مقطع نازک سنگها را تهیه کرد.


اوایل سال 1861 روش طبقه بندی شیمیایی سنگها را ابداع کرد و در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم برخی از روشهای نمایش شیمیایی و نهایتا طبقه‌بندی شیمیایی سنگها پا به عرصه ظهور نهاد ( موینسون ـ لسینگ 1899 ، کراس ، ایدینگز ، پیرسون و واشنگتن 1903 ، اوسان 1919 ، نیگلی 1920 ، فون ولف 1922 ).


آلفرد لوتاروگز ( 1915 ) از کتابش تحت عنوان « منشا قاره‌ها و اقیانوسها » ، اصل و ریشه سوالات پزولوژیستها را به مفهوم تغییر ناپذیری قاره مربوط دانست.


در سال 1969 موریس و ریچادر ویلژوئن اولین توصیف دقیق شیمیایی و سنگ شناسی یک سری جدید و مهم سنگهای آتشفشانی را که واجد انواع اولترامافیکها بود ، منتشر ساختند.


از آن زمان تا به امروز سنگ شناسی آذرین همانند دیگر رشته‌های علوم فراز و نشیبهای بسیاری را پشتسر گذاشته و با کوشش پیشگامان علم پترولوژی تجربی ، بررسی شرایط تشکیل کانیها و سنگها ، بویژه سنگهای آذرین و دگرگونی رو به رونق نهاد.

 

 


انواع سنگهای آذرین
انجماد ماگما به سنگهای آذرین ، یا در سطح زمین صورت می‌گیرد و یا در داخل پوسته زمین ، بنابراین بر حسب اینکه ماگما در کجا منجمد شود دو گروه سنگ آذرین خواهیم داشت.

 

سنگهای آذرین خروجی: سنگهای آذرینی را که از انجماد ماگما در سطح زمین بوجود می‌آید سنگهای آذرین خروجی می‌نامند.


سنگهای آذرین نفوذی: به آن دسته از سنگهای آذرین که از انجماد ماگما در داخل پوسته زمین تشکیل می‌گردد سنگهای آذرین نفوذی گفته می‌شود. سنگهای آذرین نفوذی خود در پوسته زمین به اشکال مختلفی منجمد می‌شوند که شامل موارد زیر می‌باشند.


لاکولیت‌ها
سیل‌ها
دایک‌ها
لوپولیت‌ها
پاتولیت‌ها
فاکولیت‌ها
استوک‌ها


انواع سنگهای آذرین از نظر رنگ
سنگهای آذرین فلسیک یا روشن
سنگهای آذرین مافیک یا تیره
سنگهای آذرین بینابینی


سنگ شناسی دگرگونی (Metamorphic Rocks)

ریشه لغوی
واژه دگرگونی ، که از کلمه لاتین Metamorphic به معنای تغییر شکل گرفته شده است، به این اشاره دارد که سنگ اولیه ، شکل اصلی خود را تغییر داده و به شکل جدید در آمده است.

 

سنگ شناسی دگرگونی (Metamorphic Rocks)


دید کلی
سنگهای دگرگونی ، سنگهایی هستند که از تغییر شکل سنگهای قبلی به علت تغییر شرایط فیزیکی ( فشار ـ دما ) یا شیمیایی و در حالت جامد به‌وجود می‌آیند. پدیده دگرگونی به محو و ناپدید شدن یک یا مجموعه‌ای از کانیهای متبلور سنگ تعبیر می‌شود. این تغییرات ممکن است بر روی سنگهای رسوبی که در شرایط سطحی به وجود آمده‌اند یا در سنگهای آذرین که از ماگما متبلور گردیده و یا حتی در سنگهای دگرگونی حادث شود.


در حالت اخیر ، شرایط دگرگون شدگی سنگ قبلی تغییر می‌نماید و این پدیده با ظهور و پیدایش یک یا مجموعه‌ای از کانیهای جدید همراه می‌باشد. بنابراین دگرگونی عبارت از پاسخی است که هر سنگ در مقابل تغییرات محیط شیمیایی یا فیزیکی از خود بروز می‌دهد و این پاسخ به صورت تجدید تبلور کانیهای قدیمی به دانه‌های جدید و یا پدیدار شدن کانیهای نو ظهور و تخریب بعضی دیگر تجلی می‌کند.


تاریخچه
واژه متامورفیسم برای اولین بار در سال 1820 توسط A.Boue عنوان گردید و جیمز هاتن اولین کسی بود که در کتاب خود به نام فرضیه کره زمین به مفاهیم کلی دگرگونی اشاره نمود.


سیر تحولی و رشد
Elie de Beament و A. Daubre که در اواسط قرن نوزدهم می‌زیسته‌اند، اولین کسانی بودند که دگرگونی ناحیه‌ای و دگرگونی مجاورتی را از هم متمایز کردند و اصطلاح دگرگونی ناحیه‌ای توسط A.Daubre وارد این علم گردید.


با عنوان شدن واژه ژئوسنکلینالها توسط J.D.Dana ، James Hall و E.Haug در فاصله سالهای بین 1859 و 1910 ، سنگهای دگرگونی ناحیه‌ای معنی و مفهوم دیگری پیدا کرد. این دانشمندان دما و فشار بالا و همچنین حرکات زمین ساختی حاکم بر اعماق این ژئوسنکلینالها را عامل اصلی دگرگونی ناحیه‌ای دانستند.


اصطلاح دینامومتامورفیسم در سال 1886 توسط H.Rosenbusch پیشنهاد شد و بعدها دانشمندان دیگری واژه Dynamic را برای دگرگونی کاتاکلاستیک بکار بردند.


در فاصله سالهای بین 1870 و 1900 ، سنگ نگاری میکروسکوپی به وجود آمد.


Grubenmann ( 1924 ـ 1850 ) و Niggli سنگهای دگرگونی ، ناحیه‌ای را بر حسب ترکیب شیمیایی تقسیم‌بندی نمودند که بعضی از زمین شناسان اروپایی هم از آن نامها استفاده می‌کنند.


جورج بارو با بررسی زمین شناسی سنگهای دگرگونی در اسکاتلند ، نشان داد که سنگهای دگرگونی این مناطق یک تغییر تدریجی در بافت و ترکیب کانی شناسی دارند و نتیجه این مطالعات باعث کشف زون دگرگونی تدریجی گردید.


بررسی زونهای مختلف کانیهای دگرگونی به کرات و در نواحی مختلف توسط تیلی ( 1925 ) و هارکز ( 1932 ) و Barth ( 1936 ) صورت گرفت ولی در هیچکدام از این مطالعات مساله پیوند بین فرایندهای زمین شناسی و فرایندهای دگرگونی تدریجی به دقت مورد نظر قرار نگرفت.

ادامه مطلب
نویسنده :