گروه نجوم تیشتر لشت نشا (گیلان)

گروه نجوم تیشتر گیلان به ارائه خبر علمی با اولویت خبر نجومی می پردازد

ساعت های آفتابی

ساعت های آفتابی

 اینک هزاران سال از اولین نگاه عاشقانه ای که به آسمان دوخته ایم می گذرد، در این سالها چیزهای بسیاری آموخته ایم که به یاری آن دیدمان را از کیهان بهتر کرده ایم.
به کمک جادوی فناوری امروز می توانیم به واقعیت اجرامی پی ببریم که زمانی در مرزهای باورهای اساطیری مان زندگی می کردند و امروز به حوزه مشهودات آمده اند؛ اما در این روند رو به رشد و دوست داشتنی پیشرفت علم ، برخی کشورها سرمایه های عظیم خود را فراموش کردند و بهایی عظیم و هنگفت و صدالبته بی دلیل پرداخته اند

برخی از این سرمایه ها دیگر هیچ گاه بازنمی گردند، اما برخی دیگر را شاید بتوان تا حدی دوباره به یادها آورد. امروزه بسیارند دانشمندان فراموش شده ایرانی که در دوران اوج و شکوه تمدنی کهن که امروز جزو راویان خسته داستان های کهن ، کسی از آنها یاد نمی آورد، چراغی در دست راه پیش روی دانش را روشنایی می بخشیدند و امروز از فراموشان ملتی اند که هرچه دارند جز این نامهای کهن و وارثان راه و نام آنها نیست.
زمانی نه چندان دور، باورهای علمی به بهانه های گوناگون راه به زندگی ما می گشودند، اما امروز به بهانه مدرن شدن آنها را از زندگی خود بیرون کرده ایم و دیگران آنها را به شهرهای خود خوانده اند؛ شاید میان همه این نمادهای علمی ، ساعتهای آفتابی داستانی غم انگیزتر از بقیه دارند.
انسان از زمانی که به یاد می آورد به طبیعت می نگریسته و چرخه تکرار شونده آن را پیش رو داشته است. بهار، تابستان ، پاییز و زمستان نشان از توالی منظمی بود که برای بشر نخستین ، معنی مهمتری از ما داشت.
آن دوران که بشرهنوز متمدن تر و کشاورز نشده بود این چرخه نشان از فصل مناسب شکار یا کوچی مرگبار می داد و در دوره ای بعد درک این توالی ها از نان شب هم واجب تر شد، چراکه نان مردم در دست دانستن درست فصل ها بود و کشاورزی بی دانستن زمان کشت و داشت و برداشت هیچ سودی برای مردمان به همراه نداشت. در تمام تمدنهای بزرگ اولیه ، تقویم به عنوان نیازی ضروری برای مردمان به وجود آمد و شاید بتوان تقویم را نخستین دانشی دانست که بشر سعی در توسعه آن داشت.


ساعت های نخستین
موضوع اصلی تقویم سنجش و نگهداری زمان بود و زمانی که این تقسیم بندی به بخشهای کوچکتر می رسید نیاز اصلی انسان به نگاه داشتن زمان های مربوط به یک روز نیز افزایش یافت.
حضور خورشید در آسمان و توالی روز و شب نخستین تقسیم بندی های شبانه روزی را به وجود آورد و این گونه بود که کم کم مساله نگاه داشتن حساب زمانهای یک روز بیشتر به چشم آمد و به این ترتیب نخستین ابزارهای سنجش زمان و حداقل مشخص کردن نقاط مهم ساعتهای شبانه روز بیشتر مطرح شد و نخستین ابزارهای سنجش زمان نیز شکل گرفت و گسترش پیدا کرد و به این ترتیب نخستین ساعتها به عرصه وجود گام گذاشتند.
در این میان ساعتهای آفتابی شکل گرفتند و یکی از باستانی ترین ابزارهای سنجش زمان را شکل دادند که تاکنون به حیات خود ادامه داده و نقشی تاریخی و مهم در تاریخ پیشرفت علم بازی کرده اند؛ چراکه با بهبود درک انسان از کره آسمان کارایی آنها نیز بهتر و دقیق تر شده اند.
براساس نوشته های هرودوت ، تاریخچه ساعتهای آفتابی به بیش از 5000سال پیش بازمی گردد. هرودوت منشا این ابزارهای سنجش زمان را به سومری ها و کلدانی ها نسبت می دهد؛ اقوامی پیشرویی که در منطقه بین النهرین می زیستند. این مردمان نخستین کسانی بودند که تقسیم بندی های دقیقی از زمان ارائه کردند.
تقسیم بندی 24ساعته زمان که امروزه نیز آن را به کار می بریم یادگاری از این اقوام است. ابتدا نخستین ساعتهای آفتابی که شاید قدمت آنها به پیش از این اقوام هم برسد تنها شاخص هایی بودند که زمان عبور خورشید از نصف النهار ناظر (یا همان ظهر شرعی) و بلندترین نقطه آفتاب در آسمان را نشان می دادند، اما سومری ها این ابزار را گسترش دادند و اولین نمونه های ساعتهای آفتابی عمودی را ساختند.
در این ساعتها که ساده ترین نوع ساعتهای آفتابی است ، یک شاخص عمودی سایه ای را بر صفحه ای می اندازد که تقسیم بندی های آن ساعت روز را نشان می دهد.
این دانش در سالهای بعد و با تغییر کانون های تمدنی گسترش بیشتری پیدا کرد. دهها نوشته نقش و تحول این ساعتها را در حوزه های تمدنی دیگر از چین تا مصر و ایران و یونان نشان می دهد.
بر مبنای مدارک موجود نخستین کسی که به محاسبات نظری ساعتهای آفتابی با دقت توجه کرد و باعث رواج آنها شد آنکسیماندر اهل ملطیه در قرن 6پیش از میلاد بود. در این دوران بود که ساعتهای آفتابی در نقاط مختلف امپراتوری یونان گسترش یافت.
در بیشتر میدان های شهر، ساعتهای آفتابی روی پایه های عمودی نصب می شدند تا مردم از زمان آگاه شوند و از آن گذشته در بسیاری از معابد و منازل این دوران می توان حضور ساعتهای آفتابی را جستجو کرد.


خارج از تمدن یونانی
در سالهای حدود 340پیش از میلاد، ستاره شناسی کلدانی به نام بروسوس ، ساعتهای آفتابی کروی را طراحی کرد. در این ساعت آفتابی جذاب شاخص درون نیمکره ای قرار می گرفت که علاوه بر نشان دادن زمان بر حسب یک تقسیم بندی 12ساعته طول روز، بلندای سایه نیز فصلها را مشخص می کرد. به این ترتیب گامهایی برای پیچیده تر کردن طراحی ساعتهای آفتابی برداشته شد. این روند تحول به طور گسترده ای ادامه یافت.
در حدود 27پس از میلاد مهندس و معماری رومی به نام ویرتوویوس ، حدود 13نوع ساعت آفتابی متفاوت را طراحی و معرفی کرد و شاید یکی از جذاب ترین نمونه آنها ساعتهای آفتابی قابل حمل ونقل بود تا کاربران هر جایی که هستند بتوانند زمان را بسنجند.
این پیشرفت پس از ارائه نظریه زمین مرکزی بطلمیوس در کتاب تاثیر گذار او مجسطی ، باز ادامه یافت و نظریه پردازان بر مبنای این نظر، ساعتهای آفتابی را در گوشه و کنار جهان گسترش دادند.
در کنار فرهنگ یونانی این ابزار در گوشه و کنار جهان متمدن آن زمان نیز به کار گرفته می شد و طرحهای گوناگونی از آن گسترش می یافت و بویژه در پرستشگاه های جهان باستان به طور جدی مورد توجه قرار می گرفت.
ای.سی.کروپ ستاره باستان شناس برجسته ، از ساعت آفتابی کهنی سخن به میان می آورد که در محوطه معبد چغازنبیل در شوش نصب بوده است.
اگرچه این نظریه با نقدهای بسیاری مواجه شده ، اما به هرحال می توانند نشانه ای از گستردگی استفاده از ساعتهای آفتابی در خارج از مرزهای تمدن یونانی باشد.
با آغاز تمدن اسلامی - ایرانی ، طراحی این ساعتها با دقتهای بیشتری همراه شد. اینک علاوه بر تمام کاربردهای پیشین این ابزارهای می بایست نقشی بزرگتر به عهده گیرند و زمان اوقات شرعی را برای مسلمین به نمایش بگذارند.
ریاضیات پیشرفته این دوران به کمک طراحان و اخترشناسان آمد تا ساعتهای آفتابی پیچیده نه تنها به عنوان ابزاری علمی و رصدی که به عنوان ابزار تعیین وقت مناسک مذهبی در گوشه و کنار مرزهای تمدن کهن اسلامی گسترش یابند.
این گسترش نه تنها پس از انقلاب خورشید مرکزی کوپرنیک متوقف نشد، بلکه شناخت دقیق تر آسمان ها و حرکات زمین باعث شد این ابزار به دقت بالاتری نیز دست یابد و نمونه های جدیدتری از آن ساخته شود.
در تمام این دوران ساعتهای آفتابی در کنار کارکرد اصلی خود از جهتی دیگر نیز مورد توجه قرار گرفتند و آن استفاده از مفاهیم زیبایی شناسی در طراحی آنها بود به طوری که کم کم ساعتهای آفتابی نمادی شدند از ترکیب علم ، هنر و فرهنگ با گذشت زمان و بروز و ظهور فناوری های نوین کم کم ساعتهای آفتابی کاربری علمی خود را از دست دادند و جایگاه خود را به ساعتهای مکانیکی ، دیجیتال و اتمی دادند.
در عصر دقت دیگر نمی شد کارها را با تکیه بر سایه پیش برد، اما مهم اینجاست که ساعتهای آفتابی هیچ گاه قدر و منزلت خود را از دست ندادند.اینک با وجود گذشت سالها ساعتهای آفتابی به عنوان نمادی از هویت تاریخی و علمی کشورهای گوناگون و از آن مهمتر به عنوان نمادی از تلاقی علم ، فرهنگ و هنر به یادگار مانده اند و هرروزه تعداد آنها افزوده می شود.
گاهی تنها همان ایده های اولیه به کار می رود و گاهی نوآوری های جذابی در آنها دیده می شود که نشانگر ریاضیاتی پیشرفته در پشت آن است.


با چند ساعت آفتابی
امروزه ، عصر ساعتهای آفتابی دیجیتال یا ساعتهای آفتابی که با شکست نور کار می کنند و صدها نوع دیگر آغاز شده است.
متاسفانه در کشور ما این داستانی فراموش شده است و در قلب تمدن کهن و باستانی ایرانیان و در مرکز تمدن عظیم اسلامی - ایرانی که زمانی مبتکر دهها و صدها گونه جدید ساعتهای آفتابی بوده است ، امروزه دیگر به زحمت می توان نشان از ساعتهای آفتابی گرفت.
این در حالی است که در کشوری مانند فرانسه در سالهای اخیر نه تنها تمامی ساعتهای آفتابی قدیمی شناسایی و در صورت نیاز بازسازی شده که هزاران مورد جدید ساخته شده اند.
بر طبق آمار موجود بیش از 30هزار ساعت آفتابی در گوشه و کنار فرانسه دیده می شود. ایتالیایی ها هر ساله با برگزاری جشنواره ساعتهای آفتابی صدها مورد جدید آنهارا در نقاط گوناگون نصب می کنند، اما در جایی که زمانی مهد رشد این ابزارها بوده است نه تنها این ساعتها دیگر ساخته نمی شوند که نمونه های موجود در مساجد، میدان ها و غیره نیز فراموش شده اند.
آیا شما می دانید در شهر شما چند ساعت آفتابی وجود دارد؟ آیا تا کنون فکر کرده اید به جای تزیین های نامانوسی که بر سر در ساختمان های جدید نصب می شود می توان ساعت آفتابی زیبایی که جدا از دقت علمی ، تابلویی هنری نیز باشد نصب کرد و آیا می دانید خود شما می توانید برای محل زندگی یا کار خود چنین ساعتهایی بسازید؟
امروزه ترویج ساخت ساعتهای آفتابی نه تنها یادآور میراث با ارزشی است که متاسفانه در آستانه فراموشی است که نقش آموزشی فوق العاده بالایی دارد.
به راستی چه اشکالی داشت که با نیمی از هزینه ساخت ساعت عقربه ای که در کنار اتوبان همت تهران نصب شده است و از آن به عنوان بزرگترین ساعت عقربه ای خاورمیانه یاد می شود، ساعت آفتابی زیبایی بنا می شد تا هم به جذابیت گردشگری شهر تهران می افزود، هم مردم کاربرد دانش در زندگی روزمره را از نزدیک حس می کردند، هم بر زیبایی شهر افزوده می شد و هم کودکان و نوجوانان علاقه بیشتری به مسائل علمی پیدا می کردند؟
توجه به چنین مباحثی در کنار پیشرفت های روز باید صورت گیرد و اولین گام در این میان آشنا کردن همه با ارزشهای این ابزارها، نقش تاریخی و فرهنگی آنها و شاید مهمتر از آن بازیابی منابع موجود اندک است که اگر فراموش شود شاید برای همیشه از حافظه تاریخی ما پاک شوند.جشنواره ساعتهای آفتابی که از امسال قرار است به همت انجمن نجوم ایران در روز انقلاب تابستانی (بلندترین روز سال یا 31خرداد) برگزار شود چنین هدفهایی را برای خود تعیین کرده است ؛ بازیابی و احیای ساعتهای آفتابی موجود در کشور در کنار ترویج فرهنگ ساخت و استفاده از ساعتهای آفتابی مهمترین اهداف این جشنواره است.
شاید در همسایگی شما، در مسجد قدیمی شهر یا در خانه ای قدیمی ساعت آفتابی فراموش شده ای باشد که باید دوباره کشف شود.
ایران با فرهنگ طولانی و سابقه تمدنی بالایی که دارد متاسفانه بی توجه به چنین منابع اعتبار بخش فرهنگی راه خود را به پشتوانه میراث گرانقدر و انبوه خود پیش می برد، اما به یاد داشته باشیم که همه مردم جهان به دنبال اعتبار هستند و اگر غفلت ما ادامه یابد تمام افتخارات گذشته فراموش خواهد شد.
ساعتهای آفتابی یک نمونه است ؛ اما نشانه ای مهم از اهمیت دادن به گذشته ای پرشکوه خواهد بود که در عین حال می تواند در عصر حاضر، هم زیبایی بخش منازل ما باشد و هم یادآوری فرهنگی.
شاید ساخت و نصب یک ساعت آفتابی یا بازیابی یک نمونه قدیمی آن کار دشواری نباشد و گام بزرگی به حساب نیاید، اما همین گامهای کوچک است که در کنار هم سرنوشت یک فرهنگ را رقم می زند.

نویسنده : پوریا ناظمی

نویسنده : علی : ۱:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم