گروه نجوم تیشتر لشت نشا (گیلان)

گروه نجوم تیشتر گیلان به ارائه خبر علمی با اولویت خبر نجومی می پردازد

مایاها

مایاها

مایاها که بودند و چگونه زیستند؟

 

غریبه زمانی به شهر رسید که فصل گرما و خشکی آغاز شده بود. تنها در این فصل بود که معابر جنگل سخت و خشک می شد و جنگاوران مجال می یافتند راه خود را از میان درختان انبوه بیابند. غریبه، پیشاپیش مردانش از معبر اصلی شهر "واکا" گذشت و در ادامه از مقابل معابد و بازارهای شهر هم گذر کرد. مردم، تحت تأثیر هیبت آن مردان جنگی، با آن تاج های پرنشان برسر، نیزه ها و سپرهای آینه مانندشان، مبهوت و خیره، نظاره گر این نمایش قدرت بودند.

    در متون باستانی، تاریخ این رویداد، هشتم ژانویه سال378 میلادی و نام آن غریبه "آتش مولود"(Fire is Born) عنوان شده است. او به عنوان فرستاده و سفیر فرمانروای قدرتمند کوهپایه های مکزیک وارد"واکا"- گواتمالای امروز- شده بود، اما تا چند دهه پس از آن، نامش در سراسر قلمرو تمدن جنگلی "مایا" برسر زبانها می چرخید. در طول حیات او، تمدن مایا به اوج قدرت و شکوه خود رسید؛ قدرتی که تا پنج قرن دوام داشت.


 

مایاها ."مایا" برای انسان امروزی همواره یک معما به شمار رفته است. تا چند دهه پیش، بسیاری از پژوهشگران از واکاوی آثار به جای مانده از شهرهای ویران شده مایا و البته خط زیبا و هنوز رمزگشایی نشده آنها، چنین  می پنداشتند که مایا، جامعه ای متین، آرام، باسواد و مقید به مذهب و معنویت بوده است. اما پس از آن که کتیبه شناسان موفق به خواندن خط مایایی شدند، دریافتند جامعه مایا شاهد رگه هایی تیره از خشونت بوده است: قدرت طلبی، زور آزمایی، شکنجه اسیران، قربانی کردن بردگان و رفتارهایی از این دست جزو شاخصه های آشکار تمدن مایا بوده است. با این حال، بسیاری از اسرار مایا به قوت خود باقی ماند، از آن جمله، این که اگر تمدن مایا چنین متوحش بود، پس چه عاملی آن را به سمت قدرت و شکوه زمانه اش سوق داد؟

    دوره کلاسیک مایایی

    درست در همان زمانی که شهرت "آتش مولود" رو به گسترش بود، بادهای تغییر و تحول در دنیای مایا وزیدن گرفته بود. از پس این تحولات، مجموعه ابتکاراتی بیرون آمد که به تحکیم روابط مایایی ها با همسایگان خود و دیگر فرهنگها و در نهایت خلق بسیاری از دستاوردهای هنری انجامید. این دوره از تمدن مایا به "دوره کلاسیک مایا" معروف است.

    از یافته های جدید چنین بر می آید که "آتش مولود" کلید اصلی این تغییر و تحول و به عبارتی »دوران گذار« بوده است. همچنین بسیاری از باستان شناسان و مورخان معتقدند او بود که بازسازی پیکره و رهبری تمدن مایا را به دست گرفت. به اعتقاد این گروه از پژوهشگران، وی با ترکیب دیپلماسی و قدرت، متحدانی پدید آورد، سلسله های جدید را بنا نهاد، تأثیرگذاری حکومت خود را توسعه داد و بر قدرت مرکز این حکومت- شهر تئوتی هواکان، نزدیک مکزیکوسیتی امروزی- افزود.

    البته برسر ماهیت میراثی که به دست "آتش مولود" رسیده، بین پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد. گروهی معتقدند که تمدن مایا پیشاپیش از پتانسیل قدرت گیری و رشد برخوردار بوده و این جنگجوی نام آور، تنها از موقعیت پیش رو در زمان مناسب بهره گرفته است. به هر حال در این که ورود او به "واکا" همزمان با آغاز دوره تحول تمدن مایا بوده، هیچ شکی نیست. از جمله این مدعیان، "نیکلای گروب"، پژوهشگر دانشگاه بُن است. وی می گوید: من نمی گویم که "آتش مولود" نظام جدیدی را پایه گذاشت، اما یقین دارم که او در دوره آغاز قدرت گیری مایا می زیست.

    نکته دیگری که برهمگان واضح و روشن است، این که مایایی ها، پیش از ظهور "آتش مولود" نسبت به اصلاح موقعیت جغرافیایی خود و ترک نواحی فرو دست جنوب مکزیک و گواتمالا به سمت مناطق بالا دست و مرتفع اقدام کرده بودند. تاریخ شکل گیری واکای قدیم، جایی که امروزه "ال پرو" خوانده می شود، به تقریب هزار سال قبل از میلاد مسیح برآورد شده است. مایایی ها به سرزمینی پا گذاشتند که از جنگل های انبوه، مه سنگین، باران شدید، گل و لای و انواع جانوران خطرناک - از جمله پشه های جنگلی - آکنده بود. به این نام ها باید"بالام"- خدای جنگل- یا همان یوزپلنگ جگوار را هم افزود!

    نخستین مهاجران برای یافتن جای اسکان چندان گزینه ای نداشتند. اغلب مناطق مناسب اسکان، پیش تر مملو از جمعیت انسانی شده بود و حرکت به سمت نواحی ممنوعه ناگزیر می نمود. اما مایایی ها خیلی زود در کنار رودخانه ها، دریاچه ها و مرداب ها اسکان یافتند و توانستند از خاک حاصلخیز منطقه بهره بگیرند. آنها برای فراهم آوردن زمین زراعی و کاشت غلاتی چون ذرت، بخشهایی از جنگل را سوزاندند و مسطح کردند. همزمان با رشد جمعیت، متدهای آنها برای زندگی زراعی اصلاح می شد. مثلاً دریافتند که از گل و لای باتلاقها می توان به عنوان کود زراعی استفاده کرد.

    معابد و قصرهای بزرگ

    در سده های بعد، سازگاری مایایی ها با زندگی در جنگل، شرایط را برای رویکرد به زندگی شهری فراهم آورد. ساخت معابد و قصرهای بزرگ با دهها اتاق و دالان و پلکان های هرمی شکل محصول همین دوره از تمدن مایا است.

    آنها به گونه ای هنرمندانه از عناصری چون رنگ و اشکال تجسمی در ساختمانها استفاده می کردند. همچنین توانستند سیستم نگارشی هیروگلیفی (خط تصویری) خود را توسعه دهند و برای شمارش روزها نیز به مفهومی از عدد صفر دست یابند. آنها شمار روزهای سال را365 روز می دانستند و به گونه ای پیچیده، شمار روزها در سال های کبیسه را نیز تصحیح می کردند. مایایی ها به طور منظم و با قاعده، ستاره ها را رصد و خورشید گرفتگی ها را پیش بینی می کردند. آنها همچنین عمارت های ویژه برپایی مراسم های خود را به گونه ای زاویه دار  می ساختند که در مواقع خاصی از سال رو در روی طلوع یا غروب آفتاب واقع باشد.

نبض قدرت

    شهر"واکا" در قرن چهارم میلادی پایتختی با پرستیژ و پرشکوه برای مایایی ها به شمار می آمد. این شهر در آن روزگار چهار میدان اصلی، صدها ساختمان، معابدی به بلندی300 فوت(91 متر) و عمارت هایی برای برپایی مراسم مختلف داشت. واکا بیش از هر چیز یک قدرت تجاری به شمار   می آمد. از این رو بخشهایی استراتژیک از حریم رود سن پدرو (San Pedro) را که از قلب منطقه پتن (Peten) به سمت غرب در جریان بود، به شهر متصل کرده بودند. به بیان دیگر، واکا تا حریم رود »سن پدرو« توسعه یافته بود تا امکان تردد کشتیهای تجاری و بازرگانی به سهولت میسر باشد. عمده محصولات مایایی ها که به مقاصد مختلف صادر می شد، شامل خوارو بار و غلاتی چون ذرت، انواع حبوب نباتی، فلفل، گیاه آوکادو، چیکل(صمغ درخت ساپودیلا که برای تهیه سریش به کار می رفت) و لاتکس(شیرابه لاستیک مانندی که از درختان کائوچو گرفته می شد و برای ساخت توپ های بازی جهت تفریح و تفنن در مراسم های جشن و سرور به کار می رفت) بود. در مقابل، بسیاری از کالاهای غیربومی نیز از دنیای پیرامون به بازار واکا راه پیدا می کرد. از آن جمله، انواع مجسمه ها و تندیس های یشمی، جواهرات و البسه ای بود که بیشتر از سمت مکزیک و نواحی کوهستانی وارد می شد.

    از شواهد و قراین و گمانه ها چنین بر می آید که واکا در سال378 - سال ورود "آتش مولود" - قریب به یکصد هزار نفر جمعیت داشته است. اگر چه در این خصوص سند مکتوبی به جای نمانده، اما در صورت صحت این گمانه می توان ادعا کرد که واکا در آن روزگار، یکی از بزرگ ترین شهرهای دنیا بوده است.

    گذشته از تمام اینها، واکا ویژگی دیگری هم داشت: این شهر به لحاظ جغرافیایی و ژئوپولتیکی، برای انجام یک عملیات جنگی بسیار مناسب می نمود و به احتمال فراوان، این همان ایده ای بود که پای "آتش مولود" را به واکا کشانده بود.

    او از جانب حکمران پتن مأموریت داشت توسعه دامنه حکمرانی پتن را تا "تئوتی هواکان" ، به واکایی ها پیشنهاد دهد و در صورت نپذیرفتن آنها، به زور متوسل شود. هدف نهایی او، البته فتح "تیکال" (Tikal) در50 مایلی شرق واکا بود. پادشاهی تیکال، این شهر را به یکی از پرنفوذترین مناطق مایا تبدیل کرده بود و کافی بود تا کنترل این شهر به دست "آتش مولود" بیفتد تا دیگر شهرها یکی از پس دیگری سقوط کنند. استقبال حاکم واکا از"آتش مولود" و پذیرش پیشنهاد او، البته مسیر را برای نیل به این اهداف جاه طلبانه بسیار هموار کرد و همین آغازی بود برای قدرت گیری و آوازه این جنگجوی جسور در تمدن مایا.  

سقوط

   مایاها .. یکی از روزهای سال800 میلادی، قلمرو آرام و صلح طلب "کانکوئن" (Cancuen) - از مناطق مرکزی تمدن مایا- دستخوش گردبادی از خشم، جنون و توحش شد. کان ماکس، پادشاه "کانکوئن"، احتمالاً می دانسته که عنقریب ، دردسری در راه است، چرا که دستور به ساخت صدها خاکریز و جان پناه موقت گرداگرد کاخ200 اتاقی اش داده بود. پادشاه، البته نتوانست از این تدبیر طرفی ببندد. مهاجمان شهر را محاصره کردند و چون سیلابی برقلب کانکوئن تاختند. سرعت حمله به قدری بالا بوده که پژوهشگران، امروزه هنوز از چند و چون آن متحیراند.

    پس از تسلط به شهر، مهاجمان31 نفر را به اسارت گرفتند. از جواهرات و آویزهایی که از آنها به جا مانده، مشخص است که جزو نجیب زادگان و احتمالاً از افراد خانواده کان ماکس بوده اند. در میان آنها چند زن و کودک هم بوده،2 نفر از زنان نیز باردار بوده اند.

    تمامی اسیران به بارگاه تشریفات دربار انتقال یافته و اعدام شدند. نظر باستان شناسان حاکی است که قاتلان با استفاده از ادوات شکنجه، قربانیان خود را به صلابه کشیده اند. جسد این31 نفر در مقبره زیرزمینی کاخ پیدا شده، اما مشخص است که شاه کان ماکس و ملکه اش بدون شکنجه، در اقدامی مجزا، کشته شده اند. چرا که جسد آن دو، صدها یارد دورتر از گور نخست و ملبس به لباس های اشرافی شان کشف شده است.

    ماجرایی که شرح آن رفت و جزئیاتش در پی مطالعه و تحقیق پژوهشگران و باستان شناسان اعلام شده، در حقیقت بخشی از موجی را در بر می گیرد که پایه های قدرت و شکوه تمدن مایا را سست و متزلزل کرد. این، همان خشونتی بود که حدود500 سال قبل تر، بستر همسان سازی، فرمانروایی واحد و تحکیم مرکز گرایی تمدن مایا را به دست »آتش مولود« فراهم آورده بود. اما اینک به شکل آتش انتقام و آزمندی از جای جای این قلمرو پهناور سربرآورده بود.

    "کانکوئن" یکی از آخرین شهرهای مرکزی مایا- در گواتمالای امروزی- بود که از پس این آتش سوزان، ویران می شد و به تاریخ می پیوست.

   

جرقه نخست خشونت های داخلی به دست دو برادر مشتعل شد. پادشاهان دو قلمرو"تیکال" و "کالاکمول" با هدف کسب قدرت بیشتر، به یکدیگر تاختند و نبردی خونین را آغاز کردند که دامنه اش به سرعت به دیگر قلمروها تسری یافت و پهنای مایا را در برگرفت و همین، سقوط این تمدن را رقم زد.

    پژوهشگران البته گمانه های دیگری را هم برای این زوال و فروپاشی ناگهانی قائلند. به عقیده بسیاری ، ازدیاد جمعیت (به حدی که کنترل و نظارت برآن از عهده یک کانون فرماندهی خارج بود)، آسیب های ناشی از حوادث و بلایای طبیعی و زیست محیطی، خشکسالی موسمی و افراط و اسراف منابع مالی به دست پادشاهان و حاکمان قلمروهای مختلف در کنار خشونت و خونریزی از جمله عوامل مؤثر در فروپاشی تمدن مایا بوده است؛ تمدنی که از بازمانده های باستانی آن چنین بر می آید که بضاعت و شایستگی ایستایی را داشته، اما دستخوش سرنوشت و تقدیر و البته سوء تدبیر والیانش، به قهقرا رفته است.

 

 

 

حدودا برای مدت 6 قرن، از سال 300 تا 900 میلادی، تمدن مایا در زمینهای پست گواتمالا و مکزیک کنونی رونق گرفت. بسیاری از مایاها در شهرهایی مثل تیکال، پالنگ کی و کوپان زندگی می کردند. حاکمان آنها در این نواحی عبادتگاههای هرمی شکل، قصرها، بازار و میدانهای تجارتی و زمینهای ورزشی بسیار زیبایی ساختند . آموزش هنر و تجارت رونق پیدا کرد و نویسندگان با استفاده از عکسها و نقشهای سمبلیک، یک سیستم نوشتاری ایجاد کردند. ریاضیدانان و ستاره شناسان مایا بسیار متخصص بودند.

 

 

عبادتگاه هرمی شکل


تعداد بسیاری زیادی از اهرام سنگی (معبدهای هرمی شکل) در جنگلهای انبوه آمریکای مرکزی پنهان شده اند. بسیاری از این اهرام توسط مایاها، در حد فاصل سالهای 300 میلادی و 900 میلادی ساخته شدند. یکی از بزرگترین هرمها، معبد کتیبه ها در منطقه پالنگ در مکزیک می باشد.

 

حروف تصویری مایاها


کسی تا کنون طریقه خواندن خط مایاها را که با استفاده از حروف تصویری نوشته می شد، کشف نکرده است. نخستین حروف تصویری روی سنگهای یاد بودی حکاکی شدند که برای بزرگداشت حاکمان یا ثبت وقایع مهم بود. سپس حدودا از تاریخ 890 میلادی، کاهنان مایا روی کاغذ های ساخته شده از پوست درختان با استفاده از قلم های ساخته شده از موی خوک وحشی، می نوشتند. یک کتاب مایا را کودکس (مجموعه قوانین) می نامند.

 

1000 سال قبل از میلاد

روستاهای کوچک کشاورزنشین مایاها ، مذهب و فنون و صناعت تمدنهای اولمک، ژآپوتک و تئوتی واکان متعلق به آمریکای مرکزی، را از طریق تجارت و جنگ، تاثیر پذیرفتند و آن را توسعه دادند.

292 میلادی

فرهنگ قدیمی مایاها شروع به رونق یافتن می کند. شهرها با ساختمانهای سنگی مخصوص جشنها در روی زمینهای کشاورزی روستاهای قدیمی ساخته شدند. اولین کتیبه مایاها در سال 292 میلادی روی بنای یادبودی قرارداشت که در شهر تیکال، گواتمالا، پیدا شد.

600

سال 600 فرهنگ قدیمی مایاها در اوج خود قرار دارد. کشیشهای قدرتمند و حاکمان نیرومند ، به نواحی شهری مثل کوپان و پالنگ کی تسلط پیدا می کنند. آنها معابد و قصرهای بسیار زیبایی می سازند و دستاوردهای خود را روی سنگهای یادبود می نویسند.

800

کار ساخت ساختمانها و کتیبه ها در بسیاری از شهرهای مایا از قبیل واکساکتوم، زولتان و زامانتوم متوقف می گردد. این امر بیانگر سقوط قدرت کشیشها و حاکمان می باشد.

900

بسیاری از نواحی شهری گواتمالا، شامل کریگ، تیکال و پلانگ کی، تخلیه می شوند. شهرهای جدید مایایی شامل اوسمال، مایاپان و چیچن ایتزا در شبه جزیره یوکاتان در مکزیک دستخوش نابودی نشدند. اما این مراکز در زمینه آموزش و هنر، به پای زمینهای پست قدیمی، نمی رسیدند.

1000

شهرهای مایایی چیچن ایتزا بوسیله تولتکهای مهاجم تسخیر شده و گسترش پیدا می کنند.

1401 ـ 1200

شهر مایاپان که دارای حصاردیواری بود. پایتخت شهرهای مایا می باشد. این شهر یک مرکز تجاری مهم محسوب می شود.

1502

کریستف کلمب کاشف، در سفر چهارم خود به آمریکا ، تجار مایایی را روی جزایر دور از هندوراس می بیند. آنها از دانه های کاکائو ، به عنوان پول استفاده می کردند.

1520

فاتحان اسپانیایی با مایاها روبرو می شوند، که در شهرهای کوچکی که توسط رئیسهای کوچک اداره می شد، زندگی می کردند. این شهرها در شبه جزیره یوکاتان قرار دارد.

تا قبل از سال 900 میلادی تمدن مایایی در سرزمینهای پست، گواتمالای امروز، رو به زوال رفت. نواحی شهری تحلیه شدند و مجسمه های سنگی و عبادتگاههای جدید ساخته نشد. هیچ کس نمی داند علت ترک آن شهرهای زیبا توسط مایاها با آن سرعت چه بود.

 

زمین لرزه یا بیماری؟


برخی از کارشناسان معتقدند که شهرهای مایاها بر اثر یک زلزله عظیم، ویران شدند. از طرفی، ویرانه های موجود، هیچ مدرکی را که دلیل بر وقوع چنین فاجعه ای باشد، نشان نمی دهند. برخی نیز بر این باورند که مایاها، بر اثر شیوع مالاریا یا تب زرد، از شهرهاشان گریختند. اما ظاهرا هیچ یک از این دو بیماری، تا قبل از فتح آمریکا توسط اسپانیا، در آنجا وجود نداشته است. از طرفی اگر مایاها قبل از اشغال آمریکا توسط اسپانیا، دچار تب زرد شده بودند، بطور طبیعی در برابر شیوع مجدد آن در قرن 17م، مصونینت بیشتری می داشتند.

 

بحران کشاورزی


صاحب نظران دیگر معتقد هستند که زوال ناگهانی این تمدن، احتمالا در اثر نابودی و سوزاندن مزارع کشاورزی حادث شده است. زارعین باستانی آمریکایی درختها را قطع کردند و بعد کنده آنها را سوزاندند تا به زمین کشاورزی بیشتری برای کشت ذرت دست پیدا کنند. اما زمینهایی که به این شکل بوجود بیایند، به تدریج حاصلخیزی خود را از دست می دهند و زارعین مجبورند همین کار را در جایی دیگری تکرار کنند. روش کشاورزی سوزاندن درختان، علت مهاجرت مداوم قبایل قدیمی را توضیح می دهد، اما کاملا سرنوشت مایاها را روشن نمی کند. بعضی از شهرهای متروک مایاها در نواحی که سکنه کشاورز آن، مزارع خود را پس از برداشت محصول آتش می زدند، قرار نداشتند. بعنوان مثال شهر کوپلن ، در منطقه حاصلخیز دره اطراف رودخانه قرارداشت.

 

قیامهای سیاسی


هنر مایایی در قرن نهم میلادی زرق و برق بیشتری پیدا کرد. بعضی از دانشمندان بر این عقیده هستند که علت این امر، فساد ایجاد شده در میان اقوام حاکم نواحی شهری بوده است. کاهنان و اشراف، جامعه سنتی مایایی را تحت سلطه خود داشتند. آنها دستور ساخت معابد هرمی شکل، قصرها و بناهای یادبود را صادر کردند و تنها عده ای خط سمبلی مایایی و تقویم آنها را می توانستند بخوانند. احتمالا سقوط بسیاری از تمدن های قدیمی مایا در اثر قیام سیاسی مردم عادی بر علیه حکام بوده است. ممکن است بیماری، کمبود غلات و یا بلایای طبیعی از دلایل انقلاب مردم بوده باشد.

 

حقایق ثبت شده


تجار مایا را به نام »پولم ها» می خواندند. آنها خدایان خاص خود را داشتند و از پرداخت مالیات معاف بودند. پولمها (تجار) به تجارت نمک، پنبه، کاکائو، عسل، موم، ماهی و سنگ چخماق در طول مسیر رودخانه ها، مابین شهرهای مایا، می پرداختند. آنها به تجارت اشیاء زینتی مانند طلا، سنگهای قیمتی و پرهای زرد مایل به سبز پرنده ای به نام کتسال، نیز دست می زدند. آنها از دانه های کاکائو، ریسمانهایی که زنگوله های مسی از آن آویخته بود، و صدفهای قرمز رنگ به عنوان پول استفاده می کردند.

 

مایاها ...

 

فصد و قربانی
نموداری از باورهای مایا درباره ماهیت مقدس خون ، عبارت بود از عمل فصد ، یعنی بریدن رگ انسان یا حیوان برای جاری ساختن خون. ( ولی این کار الزاما به معنای کشتن انسان یا حیوان نبود) فصد در بسیاری شعائر دینی مایاها اجرا می شد. سرچشمه خون بستگی به این داشت که از اجرای آن شعائر به چه نتیجه ای می خواهند برسند. خواسته های کوچک از خدایان فقط نیاز به پرندگان و حیونات کوچک داشت، در حالی که خواسته های بزرگ یا رویدادهای مهم، قربانی کردن حیوانات بزرگ را می طلبید، مثلا در شهر کوپان هفده جاگوار(پلنگ آمریکایی) در مراسم دینی وقف یک پرستشگاه به درگاه خدایان قربانی شدند.

 

دنیای اسرار آمیز

 

 “مایا”ها از چرخ استفاده نمیکردند – اما جاده های پهن و یکدست انها باستان شناسان را به این فکر انداخت که انها چه نیازی به این جاده های پهن داشتند.؟!!

در میان بناهای باشکوه ” مایا “ها در ” په لنگ ” و شهر” چیکن ایتزا ” نقوش حجاری شده بسیاری بر تخت سنگها و دیوارها بچشم میخورد – اما سرامد تمام انها تابوت حجاری شده ای است, که بسیاری از باستان شناسان و دانشمندان علوم فضائی را به تعجب و تحسین وادار کرده است – این تابوت در سال 1952 توسط تیم کاوشگران پرفسور ” البرتو روزلهالیر ” بعد از گذشت 2 سال تلاش بی وقفه بدست امد . در کنار این تابوت انواع لوح های سنگی که وزن بعضی از انها بیش از 5 تن میباشد , بهمراه یک ماسک سنگی که با ظرافت بینظری ساخته شده است – بدست امد .

بر روی این تابوت – تصاویر پیچیده ای نقش بسته بود که سالها تصور می شد این اشگال معنا و مفهوم خاصی ندارند .

پرفسور ” ریماند کارتایر ” باستان شناس نامی جهان که سالهای بسیاری صرف تحقیق و بررسی تمدنهای امریکای لاتین و بخصوص تمدن شگفت انگیز ” مایا “ها کرده است, بعد از یک کار طاقت فرسا توانست رمز کتیبه ها و همچنین تابوت حجاری شده را پیدا کرده و انرا ترجمه نماید. کار پرفسور ” ریماند کارتایر ” چون طوفان سهمگینی بود که بر اندیشه دانشمندان امروزی ما تازیانه می زد – خبر بسیار حیرت انگیز و شگفت اور بود – مایاها هزاران سال پیش, از نیروی الکترو مغناطیس زمین با خبر بودند .!!

انها درک عمیقی از سیستم خورشیدی و پرتوهای حرارتی ان داشته اند . سئوالی که دانشمندان از خود میپرسیدند این بود : چگونه .؟!! مایاها از کجا به این دانش عظیم دست پیدا کرده بودند.؟ این سئوالی است که دانش امروز جوابی برای ان ندارد . متاسفانه بخش عظیمی از کتیبه ها “مایا”ها نابود شده است – اما همان اندک مدارک, دال بر دانشی می کنند که دانش امروز قادر به درک ان نیست .

به عنوان مثال باستان شناس امریکایی –” هایات وریل ” بیش از 30 سال از عمر خود را صرف تحقیق پیرامون تمدنهای از بین رفته در امریکای جنوبی و مرکزی نمود . او در کتاب بینظیر خود تحت عنوان ” پلی از نور ” از یک شهر ماقبل ” اینکاها” نام میبرد که در حفاظ یک دژه مستحکم و غیر قابل نفوذ سنگی قرار داشت و تنها راه رسیدن به داخل ان پلی از نور یا یک ماده یونیزه بود که بنا بدلخواه ساکنین انجا ظاهر و یا ناپدید می شده است.!! “

هایات وریل ” که در سن هشتاد سالگی چشم از جهان فرو بست – تا اخرین لحظه عمرش ان را تائید مینمود و همسر وی نیز که بعد از او هنوز در قید حیات بود از نقطه نظرات شوهر متوفی اش حمایت میکرد . اما ” هایات وریل ” با کدامین مدرک اینچنین محکم از یک پل نوری حرف میزند.؟! در کشور مکزیک یک قلعه مستحکم که دیوار به بلندی 14 متر و پهنای بیش از 5 متر میباشد وجود دارد – که بصورت مربع است و هیچ دربی ندارد .

وزن سنگهای بکار رفته در این بنای اسرار امیز هر کدام بیش از 25 تن میباشد – که بصورت باور نکردنی صیقل داده شده است – در اطراف این قعله اسرار امیز هیچ مدخل یا وردی کشف نشده است. ایا ” اینکا”ها بخود انهمه زحمت طاقت فرسا میدادند که یک بنای بی درب بسازند.؟!! یا انها میدانستند چگونه از این دیوارهای غول پیکر عبور کنند؟! همانطور که در بالا اشاره کردم – من قبلا توضیحات مفصلی از “اینکا”ها و “مایا”ها در وبلاک قرار دادم و همانگونه که میدانید این قوم اسرار امیز خبرگان علوم ریاضیات – نجوم و ستاره شناسی بودند – “مایا”ها از چرخ استفاده نمیکردند – اما جاده های پهن و یکدست انها باستان شناسان را به این فکر انداخت که انها چه نیازی به این جاده های پهن داشتند.؟!!

محاسبات بسیار دقیق ریاضی – ستاره شناسی و نجوم بینظیر از “مایا”ها تمدنی ساخته که بقول پرفسور “اریک فن دانکین” “مایاها” ربوتیک ترین تمدن جهان هستند.!! تمام زندگی و دانش انها از روی تقویم و برنامه شکل میگرفته است. تمام بناهای باشکوه از روی برنامه و تقویم مایائی ساخته شده است.!! چه کس این تقویم را در اختیار انها قرار داده است.؟!! سئوالی که هنوز پاسخی به ان داده نشده.!! در یک افسانه مایائی بنام “پوپول وه ” اینچنین میگوید : خدایان قادر به شناختن و دانستن همه چیز بودند, کیهان و چهار جهت اصلی – قطب های زمین و همچنین گرد بودن شکل زمین را میدانسته اند.!! چگونه اجداد “مایا”ها از گرد بودن زمین باخبر بودند.؟!

انان نه تنها صاحب یک تقویم افسانه ای بودند بلکه محاسبات باور نکردنی هم انجام داده اند که تا امروز چون یک معما حل نشده است . انان می دانستند که سال زهره 584 روز است و مدت سال زمینی را هم در حدود 2410و 365 روز محاسبه کرده اند ( محاسبه دقیق امروزی عدد 2422و 365 است) – محاسبات مایائی به 64 میلیون سال پیش برمیگردد .

نوشته های دیگر در جزئیاتی بحث میکند که قریب به 400 میلیون سال قدمت دارد . این فرمولهای مشهور زهره ای را- تنها میتوان با یک کامپیوتر امروزی محاسبه کرد . به هر تقدیر بسیار مشگل است که منشاء این حقایق را از مردمانی جنگل نشین که بسیاری انها را وحشی میدانند بدانیم . فرمول مشهور نجومی “مایا”ها از قرار زیر است : تزولکین 260, سال زمینی 365 و سال زهره ای 584 روز است . این اعداد ظاهرا حاصل یک تقسیم ساده عجیب را, پنهان نگاه میدارند . اما 365 مساوی حاصل ضرب 73 در 5 و584 مساوی حاصل ضرب 73 در 8 است .

960 37 = 73 × 2 × 260 = 73 × 2 × 13 × 20 ( ماه )

960 37 = 73 × 5 × 104= 73 × 5 × 13 × 8 (خورشید)

960 37 = 73 × 8 × 65 = 73 × 8× 13× 5 (زهره )

به عبارت دیگر تمام این ادوار بعد از 37960 روز با هم تقارون پیدا می کنند . اساطیر مایائی مدعی است که بعد از این ,خدایان به محل استراحتگاه بزرگ خود باز خواهند گشت . براستی این محاسبات پیچیده – شگفت انگیز نیست .؟!! در مدت 8 سال زمینی – زهره 13 بار به دور خورشید میگردد و این محاسبات را “مایا”ها به شکل بینظیری انجام داده اند .

استفاده از تقویم زهره ای یک حقیقت قابل ملاحظه است, زیرا درست است که درخشش چشمگیر ان احتمالا توجه “مایا”ها را به خود جلب کرده است اما محاسبه مدت زمان گردش انتقالی ان نسبت به کره زمین دانش نجومی عظیمی را می طلبیده است . شاید باور کردنی نباشد اما انها کسوف و خسوف را تا چندین هزار سال بطور دقیقی محاسبه کرده اند . تا چند سال پیش نوعی تقویم در کشورمان دیده می شد و احتمالا الان هم وجود دارد . این تقویم کوچک که شکل گردی داشت ازچهار لایه فلزی تشکیل شده بود و هر کس که میخواست مثلا بداند 5 سال دیگر 23 بهمن در چه روزیست – انرا به روی اعداد تنظیم میکرد و مثلا متوجه می شد که انروز یکشنبه است, تعجب نکنید این راز را هزاران سال پیش مایاها میدانستند و از ان برای پیشگوبینی خسوف و کسوف استفاده میکردند . تزولکین ریاضیات و محاسبات پیچیده مایا است, این ریاضیات جدولی از یک قرینه سازی اعدادی شکل میگرفته است .


طی اجرای مراسم دینی برای خشنودی خدایان ، پاره ای اوقات لازم می آمد که یک پادشاه جایی از بدن خود را ببرد تا خون لازم برای مراسم فراهم شود . آثار به جا مانده مایاها نیز نشان می دهند که در اجرای مراسم گوناگون مذهبی، از زبان و یا یکی دیگر از اعضاء بدن یکی از نخبگان خون جاری می شد، این جریان به ویژه در مراسم مذهبی مربوط به باروری اجرا می گردید. ولی شایع ترین  وفراوان ترین مورد برای ریختن خون انسانها، کشتن آنها در مراسم خاصی بود. در یک چنین قربانی کردن، فرد مورد قربانی یک اسیر جنگی - یک برده - یا کودکی بود که والدینش باور داشتند با قربانی کردن فرزندشان، طالع سعد و رفاه برای سایر افراد خانواده به بار خواهند آورد.

مایاها اسیران خود را به شیوه های گوناگون قربانی می کردند. یکی از این روش ها بریدن گلوی قربانی بود ، شیوه دیگر پاره کردن شکم قربانی بود. در شهر چیچن ایتزا در ناحیه یوکاتان، اسرای قربانی را در باتلاقی می انداختند، در حقیقت چاهی بود طبیعی که بر اثر رانش زمین که بر روی یک رود یا دریاچه زیر زمینی قرار داشت به وجود آمده بود.( پدیده ای که در یوکاتان امری طبیعی بود) در واقع دو حلقه از این گونه چاه ها در یوکاتان وجود داشت، یکی آب آشامیدنی مردم را تامین می کرد و دیگری مخصوص قربانی کردن بود، قربانیانی که برای خشنودی خدای باران فدا می شدند. چاه مخصوص قربانی کردن که " چاه قربانی " یا " چاله مقدس " نامیده می شد، تقریبا پنجاه متر قطر داشت و گودی آن تا سطح آب حدود بیست متر و عمق خود آن نیز بیست متر بود. اسقف لاندا درباره این چاله چنین نوشته است : " از دیر باز آنها (مایا ها) رسمی داشتند که مردان را زنده زنده درون آن بیاندازند و این در دوران خشکسالی بود و برای خدایان قربانی می شدند. مایاها معتقد بودند که قربانیان نمی میرند، هر چند که آنها (قربانیان) هرگز دوباره دیده نشدند. جز قربانیان چیزهای فراوان دیگری نیز در آن می انداختند، مانند سنگهای گرانبها، و چیزهای پر ارزش دیگر. "
روش رایج برای قربانی انسان که در بسیاری شهرهای دیگر مایا انجام می شد آن بود که ابتدا قربانیان را برهنه می کردند ، سپس بدن آنها را رنگ آبی می زدند . و بعد آنها را به تالار مخصوص قربانی که خارج از پرستشگاه قرار داشت می بردند . در آنجا قربانی را می خوابانیدند و یک کاهن سینه قربانی را با یک خنجر تیز می شکافت و با سرعت قلبش را بیرون می آورد ، قلبی که هنوز در حال تپش بود . خون قلب را به سر و روی یک بُت که در مرکز جایگاه مراسم بود می پاشیدند  . بقیه خون قربانی را خشک می کردند که بعدا برای بُخور دادن از ان استفاده می کردند ، زیرا مایاها بر این باور بودند که دود این بخور به هنگام مراسم دعا می تواند خواست های آنان را به خدایان برساند.

منبع: دانشنامه رشد -  نشنال جئوگرافیک، اگوست2007  - ufolove.wordpress.com  - www.negahak.com

نویسنده : علی : ۳:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/٢٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم