گروه نجوم تیشتر لشت نشا (گیلان)

گروه نجوم تیشتر گیلان به ارائه خبر علمی با اولویت خبر نجومی می پردازد

بارش شهابی فرداشب را از دست ندهید

بارش شهابی فرداشب را از دست ندهید

هر سال در شامگاه 21 و 22 مرداد، زمین از مرکز توده ذرات برجامانده از دنباله‌دار سویفت-تاتل عبور می‌کند و آسمان زمین با شهاب‌باران برساووشی نورباران می‌شود. برای تماشای زیباترین شهاب‌باران سال آماده شوید.

امیر حسن‌زاده: وقتی ذرات گرد وغبار سرگردان در فضای بین سیارات وارد جو زمین می‌شوند، در اثر سرعت بالا و اصطکاک شدید به وجود آمده می‌سوزند و به صورت شهاب دیده می‌شوند. در آسمانی صاف و تاریک ممکن است در هر ساعت چند شهاب مشاهده کنید که در نقاط مختلف آسمان ظاهر و به سرعت محو می‌شوند. اما در شب‌های خاصی از سال، تعداد شهاب‌ها به یک‌باره زیاد می‌شود که به این پدیده «بارش شهابی یا شهاب‌باران» (Meteor shower) گفته می‌شود. بارش‌های شهابی در اثر ورود تودهای از ذرات به جو زمین به وجود می‌آیند. این ذرات با سرعت‌های زیاد (چند ده کیلومتر بر ثانیه) و تقریبا موازی یکدیگر وارد جو می‌شوند؛ در نتیجه از دید ناظر زمینی به نظر می‌آید که همه شهاب‌ها از یک نقطه آسمان خارج می‌شوند که به این نقطه کانون بارش گفته می‌شود. (برای مشاهده عکس در ابعاد بزرگ، اینجا را کلیک کنید)

بارش شهابی فرداشب را از دست ندهید

کانون بارش در هر صورت‌فلکی باشد، بارش شهابی به نام آن صورت فلکی خوانده می‌شود. منشأ بسیاری از بارش‌های شهابی، دنباله‌دارها هستند. این صخره‌های یخی با حرکت خود ذرات ریزی به جا می‌گذارند و با نزدیک شدن دنباله‌دار به خورشید، تعداد ذرات به جا مانده نیز افزایش می‌یابد. بنابراین مدار دنباله‌دار مملو از ذراتی می‌شود که با همان سرعت دنباله‌دار و تقریبا در همان مدار به دور خورشید گردش می‌کنند. به دلیل حرکت متناوب زمین به دور خورشید، سیاره ما در زمان مشخصی از سال به نزدیکی مدار دنباله‌دار می‌رسد و با برخورد به این ذرات، بارش شهابی رخ می‌دهد.

تاریخچه
بارش شهابی برساووشی یکی از معروف‌ترین بارش‌های شهابی سالیانه است که 27 تیرماه هر سال همزمان با برخورد زمین با توده ذرات فعال می‌شود و تعداد شهاب‌های آن به تدریج افزایش می‌یابد تا در حوالی 22 مرداد به اوج خود می‌رسد. در این هنگام زیر آسمان تاریک می‌توان شاهد 40 تا 60 شهاب در ساعت بود. پس از آن تعداد شهابها به تدریج کاهش می‌یابد تا اینکه در 3 شهریور با خروج زمین از محدوده مدار ذرات، فعالیت آن به پایان می‌رسد.
نخستین گزارش‌های رصد این بارش به بیش از 2هزار سال پیش بر می‌گردد که در شرق دور (چین، ژاپن و ...) ثبت شده است. دنباله‌دار منشأ بارش برساووشی دنباله‌دار سویفت-تاتل است که در سال 1862/1241 توسط لوییس سویفت از نیویورک و هورس تاتل از رصدخانه هاروارد کشف شد. چند سال پس از کشف این دنباله‌دار بود که «شیاپارلی» با کمک محاسباتش نشان داد که دنباله‌دار سویفت-تاتل منشأ بارش شهابی برساووشی است. این اولین بار بود که ارتباط بارش شهابی و دنباله‌دار به اثبات می‌رسید.
افزایش فعالیت بارش برساووشی در سال‌های 63-1861 تاییدکننده این مطلب بود. دوره تناوب دنباله‌دار سویفت-تاتل حدود 130 سال است و آخرین بار در اوایل دهه 1990/1370 به حضیض خود رسید و این عامل باعث شد که در سال‌های 1991/1370 و 1992 / 1371 تعداد شهاب‌های قابل مشاهده آن افزایش یابد. اما در سال‌های بعد بارش برساووشی به فعالیت معمول خود ادامه داد تا این‌که همانطور که انتظار می‌رفت در سال 2004 / 1383 مجدداً چشمگیر شد. اما در سال‌های اخیر بارش شهابی ظهوری معمولی داشته و باید منتظر افزایش فعالیت آن در سال 2028/1407 بمانیم.

 

امسال چه خبر؟
امسال اوج بارش شهابی برساووشی در بعدازظهر یکشنبه 22 مرداد 1391 پیش‌بینی شده است. اوج بارش چندین ساعت طول می‌کشد و رصدگران می‌توانند در همان شب برای رصد اقدام کنند. کانون بارش در ساعت 10 شب از سمت شمال شرق طلوع می‌کند و تا صبح در بالای افق قرار خواهد داشت. در این زمان هنوز ماه طلوع نکرده و می‌توانید رصد را بعد از ساعت 11 شب شروع کنید. اگر رصدگاه شما دارای افق شرقی باز و تاریکی باشد، می‌توانید در هر ساعت بیش از 20 شهاب مشاهده کنید. ماه در حوالی ساعت 2 بامداد 23 مرداد طلوع می‌کند و با روشن کردن آسمان، رویت شهاب‌ها را مشکل‌تر می‌کند. در هنگام سحر ارتفاع کانون بارش به حدود 60 درجه می‌رسد و شهاب‌ها پهنه آسمان را در می‌نوردند.

شرح عکس: فعالیت بارش شهابی برساووشی در سال 2011 / 1390

 فعالیت بارش شهابی برساووشی در سال 2011 / 1390

رصد و ثبت بارش شهابی
اخترشناسان بارش‌های شهابی را با روش‌های مختلفی همچون رصد مرئی، رادیویی، تصویربرداری ویدئویی و حتی با تلسکوپ (در برخی از بارش‌های کم‌شمار) بررسی می‌کنند.
با این روش‌ها تاکنون بیش از 50 بارش شهابی بررسی شده است. یکی از رایج‌ترین و کم‌هزینه‌ترین روش‌ها، رصد مرئی است، یعنی تماشای مستقیم شهاب‌ها که به یکی از علاقه‌مندی‌های اصلی منجمان آماتور امروز تبدیل شده است.
بررسی بارش‌های شهابی از اوایل قرن نوزدهم میلادی و به ویژه پس از ظهور باشکوه بارش شهابی اسدی در سال 1833 / 1212 جنبه علمی به خود گرفت و در دو قرن گذشته نتایج رصدهای آن در مجلات مختلفی به چاپ رسیده است. اما چه کارهای علمی در مورد بارش شهابی انجام می‌شود؟
همان طور که اشاره شد، بارش‌های شهابی معلول ذراتی هستند که وارد جوّ زمین می‌شوند و معمولاٌ به جا مانده از دنباله‌دارها هستند. بنابراین با مطالعه جنس این ذرات می‌توان در مورد دنباله‌دارها اطلاعاتی بدست آورد. منجمان حرفه‌ای برای این مقصود از طیف‌سنجی کمک می‌گیرند. علاوه بر این با مطالعه شهاب‌ها می‌توانیم در مورد توده ذراتی که در اطراف زمین هستند اطلاعاتی بدست بیاوریم و به کمک این روش در مورد خطر احتمالی برخورد ذرات به ماهواره‌ها و دیگر ساخته‌های بشری اطلاعاتی بدست آوریم که این مورد می‌تواند کاربردی برای بارش‌های شهابی در حوزه علوم فضایی باشد.

شدت هر بارش شهابی با با کمیتی به نام ZHR می‌سنجند. ZHR که مخفف عبارت «سرعت ساعتی سرسویی» است، برابر تعداد شهاب‌هایی است که یک منجم باتجربه در طول یک ساعت و تحت شرایط ایده‌آل رصدی می‎تواند مشاهده کند.

 

شهاب باران و منجمان آماتور
هر شهابی که در آسمان ظاهر می‌شود، دارای مشخصاتی است که لازم است ابتدا با آن‌ها آشنا شویم :

  • قدر : شهاب‌ها هم مانند ستاره‌ها روشنایی متفاوتی دارند که با مقیاس قدر بیان می‌شود. قدر شهاب بیان‌گر مقدار روشنایی آن در هنگام اوج درخشش است. قدر شهاب را به کمک مقایسه روشنایی‌اش با ستاره‌ها می‌توان تعیین کرد که البته این کار تقریبی است و با تمرین و تجربه می‌توان دقت آن را بالا برد
  • طول رد: برخی از شهاب‌ها رد بلند و برخی دیگر ردی کوتاه دارند. به طول ظاهری مسیری که یک شهاب طی می‌کند طول رد گفته می‌شود و بر حسب درجه بیان می‌شود. برای اندازه‌گیری این کمیت می‌توانید از همان مقیاس‌های رایج زاویه‌سنجی استفاده کنید.
  • رنگ: شهاب‌ها رنگ‌های مختلفی دارند. وقتی جسم سازنده شهاب (شهابواره) وارد جو می‌شود، با برخورد به مولکول‌های گاز می‌سوزد و گرمای آن موجب یونیزه شدن گازهای اطراف می‌شود. رنگ شهاب نشان دهنده رنگ عنصری است که بیش از همه یونیزه شده است. به عنوان مثال رنگ سبز نشان دهنده اکسیژن جو، رنگ آبی مربوط به نیتروژن جو و رنگ زرد مربوط به سدیم موجود در شهابواره است. اگر هم سرعت شهاب بسیار زیاد باشد معمولاً به رنگ سفید دیده می‌شود.

برای رصد، نخستین کار پیدا کردن یک مکان مناسب است. این مکان باید تاریک و با افقی نسبتاً باز باشد. هر چه آسمان تاریک‌تر باشد، شهاب‌های بیشتری خواهید دید. حتماً لباس گرم، زیرانداز، چراغ قوه بزرگ و کوچک، دفترچه یادداشت، ساعت و دیگر ضروریات رصد را به همراه داشته باشید. به این نکته توجه داشته باشید که از دید شما به نظر می‌رسد همه شهاب‌های بارش شهابی از یک نقطه خارج می‌شوند. مثلاً اگر مسیر شهاب‌های بارش شهابی برساووشی را در جهت معکوس ادامه دهیم، به نقطه‌ای در صورت فلکی برساووش می‌رسیم. در شب رصدی ممکن است شهاب‌هایی مشاهده کنید که مربوط به بارش شهابی خاصی نیست، این‌ها شهاب های پراکنده نامیده می‌شوند. بنابراین شناخت صورت‌های فلکی می‌تواند برای رصد دقیق لازم باشد.
در رصد شهاب‌ها، مهم‌ترین کار شمارش تعداد شهاب‌های مشاهده شده و ثبت مشخصات آن‌هاست. می‌توانید در فواصل مشخص (مثلاً هر 30 دقیقه) این کار را انجام دهید و این داده‌ها را در جداول جداگانه‌ای ثبت کنید.

 

همکاری‌های بین‌المللی
یکی از مزیت‌هایی بارش شهابی این است که افرادی که به ابزارهای رصدی دسترسی ندارند، می‌توانند با چشم غیرمسلّح به رصد آن بپردازند و این می‌تواند انگیزه خیلی خوبی برای منجمان آماتور کنجکاو باشد. منجمین آماتور در سراسر دنیا با رصد بارش‌های شهابی و ثبت مشخصات آنها به جمع‌آوری داده‌ها می‌پردازند و با تبادل آن‌ها با دیگر منجمان و سازمان‌هایی که در نقاط مختلف جهان به رصد بارش شهابی می‌پردازند، گامی برای فهم بهتر این پدیده بردارند.
زمانی رصد و ثبت بارش‌های شهابی ارزش علمی قابل توجهی پیدا می‌کند که با داده‌های دیگر گروه‌ها ادغام شود. در این صورت است که می‌توان به نتایج قابل قبولی دست پیدا کرد. مراکز و سازمان‌های بین المللی وجود دارند که با جمع‌آوری داده‌های رصدی شهاب‌ها به تجزیه و تحلیل جهانی آن‌ها می‌پردازند. یکی از معروف‌ترین آن‌ها سازمان بین‌المللی شهاب (International Meteor Organization) است. در بارش‌های شهابی مختلف، رصدگران خلاصه داده‌های خود را در فرم‌های مخصوص وارد می‌کنند تا در نهایت با استفاده از آن‌ها نتایج علمی مورد نظر به دست آید.
در بارش شهابی برساووشی سال گذشته، 139 رصدگر از 31 کشور مختلف داده‌های خود را ارسال کردند که ایران نیز سهم قابل توجهی را به خود اختصاص داد. امسال نیز رصدگران می‌توان در این برنامه مشترک رصدی همکاری داشته باشد. به همین منظور بخشی برای بارش شهابی 1391 راه‌اندازی شده است که در اینجا قابل دسترس است.

شرح عکس: پراکندگی رصدگران بارش شهابی برساووشی 1390 که با IMO همکاری کرده‌اند.

 پراکندگی رصدگران بارش شهابی برساووشی 1390 که با IMO همکاری کرده‌اند

منبع: خبرآنلاین


پلوتو ، منظومه اسرارآمیز (کشف قمر پنجم)

پلوتو، منظومه اسرارآمیز

به دنبال کشف پنجمین قمر منظومه پلوتو، این سیاره کوتوله یک بار دیگر در دهه اخیر خبرساز شد. نخستین بار شش سال پیش بود که اخراج این سیاره از فهرست سیارات منظومه شمسی، آن را در صدر عناوین خبری قرار داد.

پوریا ناظمی: «منظومه شمسی ما از 9 سیاره تشکیل شده است». این بخشی از کتاب‌های درسی و متن‌های معتبر در باره منظومه شمسی تا پیش از سال 2006 / 1385 بود. شاید همان موقع نیز بسیاری باور داشتند که این جمله روزی تغییر می‌کند و دانشمندان خواهند توانست سیارات بیشتری را در منظومه شمسی پیدا کنند. اما شاید کمتر کسی فکر می‌کرد به جای آن‌که در متن‌های آینده تعداد سیارات منظومه شمسی افزایش پیدا کند با کاهش این تعداد مواجه شوند. در تب و تاب روزهایی که دانشمندان خبر از کشف دهمین سیاره منظومه شمسی که بعدها اِریس نام گرفت بودند، انجمن جهانی نجوم IAU بر اساس بررسی‌های طولانی‌مدت و با توافق اعضا، نه تنها این سیاره جدید را به عضویت خانواده منظومه شمسی نپذیرفت که پلوتو را نیز از خانواده اخراج کرد؛ تصمیمی که اگر چه اعتراض‌های بسیاری را در پی داشت، اما از پشتوانه منطقی قابل قبولی برخوردار بود. بدین ترتیب. اکنون منظومه شمسی ما 8 سیاره و تعداد زیادی سیاره کوتوله یا پلوتومانند دارد. این موضوع اگرچه نقطه عطفی در داستان پر فراز و نشیب پلوتو بود، اما همه داستان نیست؛ چراکه این سیاره حتی از پیش از کشفش، توجه های زیادی را به خود اختصاص داده بود.

 

در جستجوی سیاره ایکس
در ابتدا کشف پلوتو حاصل پیش‌بینی علمی بود. در دهه 1840 / 1220 دانشمندان و به ویژه اوربین لو وقیه (Urbain Le Verrier) و بر اساس تنش‌هایی که در مدار اورانوس مشاهده کرده بودند، وجود سیاره‌ای در فراسوی مدار آن را پیش بینی کردند. در اواخر قرن نوزدهم و پس از کشف سیاره نپتون، این بررسی‌ها ادامه یافت و محاسبات نشان می‌داد باید جرم دیگری نیز فراتر از مدار اورانوس وجود داشته باشد که این بی نظمی‌های مداری را بر اساس معادلات مکانیک سماوی نیوتونی،توضیح دهد. بدین ترتیب جستجو برای یافتن سیاره مرموز آغاز شد.
در سال 1906 / 1285، پرسیوال لاول که رصدخانه لاول را تاسیس کرده بود، پروژه‌ای را برای جستجوی این سیاره که به سیاره ایکس معروف شده بود، آغاز کرد. این تلاش‌ها تا سال 1916 / 1295 بدون آن‌که به نتیجه‌ای برسد ادامه داشت و این عدم موفقیت سبب شد جستجوی برای یافتن سیاره مجهول حداقل 10 سال متوقف شود. سرانجام در سال 1929 / 1308 مدیر رصدخانه لاول، جوان 23 ساله‌ای اهل کانزاس را مأمور این کار کرد. این جوان 23 ساله که تازه وارد رصدخانه لاول شده بود، کلاید تومبا نام داشت.

 

آخرین کاشف بزرگ
تومبا برای این جستجو وظیفه داشت تا به طور منظم و سازمان‌یافته‌ای از بخش‌های تقسیم شده آسمان شب به فاصله دو هفته یک بار عکاسی کند و سپس با مقایسه این تصاویر با هم ببیند آیا می‌تواند رد سیاره‌ای را که در این مدت در میدان دید تصاویر جابجا شده است، پیدا کند یا نه. سیارات به دلیل این‌که در مداری به دور خورشید در حال گردشند، موقعیتشان نسبت به ستارگان زمینه تغییر می‌کند. این تغییر را برای سیاره‌های نزدیک می‌توان هر شب رصد کرد، اما در سیاره‌های دور دست به دلیل آرام بودن این تغییرات – که به دلیل فاصله مداری بیشتر نسبت به زمین و در نتیجه سرعتی ظاهری کمتر آن‌هاست - باید در فواصل زمانی طولانی‌تر به دنبال اثر تغییر مکان آن‌ها گشت. برای این منظور تومبا از ابزاری استفاده می‌کرد که به سرعت تصاویر دو صفحه عکاسی شده از یک ناحیه را مقابل چشمان او جلو و عقب می‌برد و بدین ترتیب حالت تصویر متحرکی را ایجاد می‌کرد که امکان تشخیص اجرام متحرک در آن مهیا می‌شود.
یک سال پس از آغاز این جستجوی جدید و در روز 18 فوریه 1930 / 29 بهمن 1308، تومبا جسم متحرک احتمالی را در صفحاتی که مربوط به تاریخ‌های 23 و 29 ژانویه همان سال / 3 و 9 بهمن 1308 بودند پیدا کرد. 21 ژانویه 1930 / 1 بهمن 1308 تصویر دیگری از این ناحیه گرفته شده بود که اگرچه کیفیت پایین‌تری داشت، اما به تومبا کمک کرد تا با مقایسه هر سه تصویر نسبت به وجود شیء جدید اطمینان پیدا کند. پس از پیدا شدن این نقطه متحرک، تصاویر بیشتری از این ناحیه تهیه شد و پس از بررسی داده‌ها و اطمینان از صحت کشف آن، خبر کشف این سیاره جدید در تاریخ 13 مارس 1930 / 22 اسفند 1308 به مرکز رصدخانه هاروارد ارسال شد.

نام پلوتو را چه کسی انتخاب کرد؟


پس از کشف این سیاره و اعلام خبر آن سیلی از پیشنهادهای متفاوت از سراسر جهان برای نام‌گذاری آن ارسال شد. در حالی که در رصدخانه لاول بحث‌ها بر سر نام‌های پیشنهادی نظیر زئوس، پرسیوال و غیره در جریان بود، در نهایت این پیشنهاد دختر 11 ساله‌ای از آکسفورد انگلستان به نام ونیتا برنی بود که پذیرفته شد. او که در کنار ستاره‌شناسی به اسطوره‌های یونان باستان نیز علاقمند بود، پیشنهاد کرد نام این سیاره پلوتو گذاشته شود؛ نام الهه جهان مردگان که پیش‌تر در اساطیر یونان به نام هایدس نیز شناخته می‌شد. وجه تسمیه این نام نیز اطلاعاتی بود که از بررسی پلوتو می‌رسید، جهانی یخ زده و تاریک که با جهان مردگان دنیای اسطوره‌ای قابل مقایسه است.
جالب این‌جاست که سال‌ها بعد از کشف پلوتو مشخص شد اعضای رصدخانه لاول در سال 1915 / 1294 موفق شده بودند تصویری از پلوتو را ثبت کنند اما نتوانسته بودند تشخیص دهند که با سیاره‌ای جدید مواجهند. تحقیقات بعدی نشان داد آن‌ها حتی اولین گروهی نبودند که این سیاره را بدون آن‌که متوجه شوند به دام انداخته‌اند و حداقل 16 تصویر دیگر وجود دارد که در آن‌ها پلوتو ثبت شده است. قدیمی‌ترین این تصاویر به سال 1909/1288 باز می‌گردد، اما با وجود این‌که پلوتو در این مدت هر از گاهی چهره‌ای از خود نشان می‌داد هیچ کس آن را شناسایی نکرده بود.
کشف پلوتو اگرچه جستجوی طولانی کشف سیاره نهم را به نتیجه رساند اما تازه آغاز ماجرا به شمار می‌رفت؛ چراکه بررسی‌های بعدی نشان دادند این سیاره هیچ شباهتی با سیارات دیگر ندارد.

 

وصله نچسب!
در منظومه شمسی بلافاصله پس از خورشید، 4 سیاره سنگی عطارد، ناهید، زمین و مریخ قرار دارند. پس از این چهار سیاره چگال و کوچک و در فاصله‌ای دورتر، دنیای غول‌های گازی آرام گرفته است. مشتری، زحل، اورانوس و نپتون، همگی سیارات گازی بزرگی هستند که چگالی کم و جرم بسیار بالایی دارند.

پلوتو این نظم را به هم زد. بر اساس بررسی‌هایی که بعدها و توسط ابزارهای پیشرفته‌تر و از جمله تلسکوپ فضایی هابل صورت گرفت، مشخص شد چگالی پلوتو بین 1.8 تا 2.1 گرم بر سانتی‌متر مکعب است، یعنی 50 تا 70 درصد این سیاره را سنگ و 50 تا 30 درصد آن را یخ تشکیل داده است. از سوی دیگر معلوم شد این سیاره تنها نیست. در سال 1978 / 1357 قمر بزرگ آن به نام شارون کشف شد، قمری که اندازه‌اش تقریبا معادل نیمی از پلوتو است و این دو به شدت تحت تأثیر میدان گرانشی یکدیگرند. در سال 2005 / 1384 دو قمر دیگر پلوتو به نام‌های نیکس و هیدرا کشف شدند و در سال‌های 2011 / 1390 و 2012 / 1391 تلسکوپ فضایی هابل اقمار چهارم و پنجم این سیاره را کشف کرد.
مهم‌تر از ساختار و ترکیبات این سیاره، آن‌چه پلوتو را با دیگر اعضای خانواده منظومه شمسی متمایز می‌ساخت، مدار متفاوتش بود. پلوتو نه تنها مداری بسیار کشیده (بیضی شکل‌تر) از دیگر سیاره‌ها داشت که می‌توانست در مواقعی از سال (منظور از سال، سال پلوتویی است که 248 سال زمینی به طول می‌انجامد) این جرم را به فاصله نزدیک‌تری از خورشید نسبت به نپتون برساند، در عین حال زاویه مدار آن با صفحه منظومه شمسی بسیار زیاد بود (حدود 17 درجه) و به همین دلیل هم در آسمان شب بسیاری از اوقات بسیار دور تر از دایره‌البروج رصد می‌شود.
بررسی‌ها و تحقیقات بعدی نشان داد پلوتو داستان زندگی متفاوتی از سایر سیارات منظومه شمسی دارد. در واقع این سیاره سابق، عضوی از خانواده کمربند کویی‌پر است، منطقه‌ای در فراسوی مدار نپتون که میزبان توده‌های سنگی و یخی بازمانده از دوران شکل‌گیری منظومه شمسی است. کشف اِریس باعث شد همگان نسبت به وجود اجرام بزرگ‌تر از پلوتو در این ناحیه اطمینان حاصل کنند و به همین دلیل، برای تفکیک قائل شدن میان سیارات و این اجرام که داستان تحول و تکامل متفاوتی را از سر گذرانده‌اند، طبقه‌بندی جدیدی به آن‌ها اختصاص داده شود. بدین ترتیب در منظومه شمسی و کنار سیارات، خانواده جدیدی به نام سیارات کوتوله یا سیارات پلوتومانند اضافه شد.

 

تعریف جدید سیارات
البته زمانی که IAU دست به تعریف سیاره زد، به منشأ اجرام اشاره‌ای نکرد بلکه تعریفش را به این شکل مطرح کرد که هر جرمی که سه ویژگی زیر را داشته باشد، سیاره است:
1. در مداری به دور خورشید بچرخد
2. جرمش به اندازه‌ای باشد که آن را به تعادل هیدرو استاتیکی برساند (تقریبا شکل کروی به آن بدهد)
3. همسایگی خود را در مدارش به دور خورشید پاک کرده باشد. منظور از اینکه همسایگی خود را پاک کرده باشد، این است که از نظر گرانشی حاکم بر محیط اطراف خود باشد و مثلا قمر یک سیاره دیگر نباشد.
بر همین مبنا سیاره کوتوله به جرمی گفته شد، که به دور خورشید بچرخد، شکل ظاهری آن بیشتر از آن‌که تحت تأثیر نیروهای مکانیکی اطراف باشد تحت تأثیر گرانش خود جسم شکل گرفته باشد ولی محیط اطراف خود را پاک نکرده باشد.

 

سیل اعتراضات
اخراج پلوتو از خانواده منظومه شمسی اما با موافقت همگان روبرو نبود. بسیاری از علاقمندان حتی دست به برگزاری تظاهرات در اعتراض به این تصمیم زدند و البته اعتراضات محدود به مردم علاقمند نبود. درون جامعه علمی نیز برخی به این تصمیم اعتراض داشتند و حتی ارایه تعریف رسمی از سیاره را توسط اتحادیه جهانی نجوم غیرضروری می‌دانستند.
از سوی دیگر مهندسان ناسا نسبت به این تصمیم ناخشنود بودند.
زمانی که پلوتو هنوز در زمره سیارات منظومه شمسی به شمار می‌رفت، یکی از معدود مکان‌هایی به شمار می‌رفت که هیچ وقت انسان فرصت آن را پیدا نکرده بود که نگاهی از نزدیک به آن بیندازد. به همین دلیل ناسا طرحی اکتشافی برای این سیاره و خانواده اقماری آن به نام New Horizons (به معنی افق‌های نو) تایید کرد. این سفینه در سال 2006 / 1385 زمین را به مقصد سیاره پلوتو ترک کرد و هنوز خیلی از زمین دورنشده بود که پلوتو از فهرست سیارات خارج شد! البته این تغییر نام چیزی از ارزش‌های این مأموریت کم نمی‌کند. پلوتو و اجرام فراسوی نپتون هنوز برای ما ناشناخته مانده‌اند و این در حالی است که بسیاری از اسرار شکل‌گیری منظومه شمسی و تحول آن را در دل خود نگاه می‌دارند.

نیوهورایزنز در سال 2015 / 1394 به مدار پلوتو می‌رسد و وظیفه دارد این سیاره و منظومه اقماری اطراف آن که اخیرا به عدد 5 رسیده است، بررسی کند. البته احتمال می‌رود با نزدیک شدن نیوهورایزنز اقمار جدیدی نیز در اطراف پلوتو کشف شود. مطابق برنامه این فضاپیما پس از بررسی این سیاره مسیر خود را در قلمرو اجرام کمربند کویی‌پر ادامه می‌دهد و احتمالا یک یا دو جرم دیگر این محدوده را بررسی می‌کند.
بدین ترتیب در سال 2015 / 1394 بار دیگر پلوتو برای چندمین بار در یک قرن اخیر بر سر زبان‌ها می‌افتد. سیاره، سیاره کوتوله یا عضوی از کمربند کوی‌پر، فرق چندانی برای دانشمندان نمی‌کند. پلوتو اسرار بسیاری را در دل خود پنهان نگاه داشته که می‌تواند درک ما را از جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، بهبود بخشد.

منبع: خبرآنلاین