گروه نجوم تیشتر لشت نشا (گیلان)

گروه نجوم تیشتر گیلان به ارائه خبر علمی با اولویت خبر نجومی می پردازد

کشف منظومه خورشیدی مشابه منظومه خورشیدی زمین

کشف منظومه خورشیدی مشابه منظومه خورشیدی زمین

اخترشناسان موفق به یافتن جهانی کوچک متشکل از سه ستاره بر مدار ستاره ای در فاصله 27.8 سال نوری از زمین شده اند که امکان مشاهده آن با چشم غیر مسلح وجود دارد.سیاره های جدید با ابعادی 3.5 تا 24.9 برابر سیاره زمین در مدار این ستاره در حرکت بوده و منظومه خورشیدی کوچکی را به وجود آورده اند. اخترشناسان امیدوارند این یافته بتواند در کشف جهانهایی کوچکتر از جهان یافته شده که احتمال وجود حیات نیز در آن وجود دارد کمک کند. تیم بین المللی کاشف این منظومه سیاره چهارمی که بر مدار ستاره شبه خورشیدی 23 لیبری در فاصله 84 سال نوری در حرکت است را نیز کشف کرده است.ستاره 61 ویرجینیز در صورت فلکی Virgo قرار داشته و امکان مشاهده آن از هر دو نیم کره زمین وجود دارد، جرم این ستاره 0.96 برابر جرم خورشید بوده و تنها تفاوت آن با خورشید سطح پایین تر نور آن است.سیاره های عضو خانواده این ستاره توسط اخترشناسان انگلیسی، استرالیایی و آمریکایی و با کمک گرفتن از تلسکوپ Anglo- Australian در نیو ساوث ولز و تلسکوپ Keck در هاوایی شناسایی شده اند. این سیاره ها به واسطه تاثیر نیروی کشش سیاره ها بر روی نور ستاره مادر که در شناسایی یک سیاره روشی متداول به شمار می رود، شناسایی شدند.سیاره چهارمی سیاره ای در ابعاد سیاره مشتری است که در مدار ستاره 23 لیبرای در صورت فلکی لیبرا در حرکت است. در سال 2006 سیاره ای دیگری در مدار این سیاره کشف شده بود. حرکت کامل به دور این ستاره برای سیاره اش در حدود 14 سال زمینی زمان خواهد برد در حالی که سیاره مشتری طی 12 سال می تواند خورشید را دور بزند.بر اساس گزارش تلگراف، اخترشناسان معتقدند منظومه ای خورشیدی دوردست نسبت به منظومه خورشیدی ما بسیار متفاوت به نظر می رسند زیرا یا سیاره ها بسیار کوچک هستند و یا مدار حرکتی آنها کاملا بیضوی است، در مقابل این سیاره جدید از مداری بزرگ و تقریبا گرد برخوردار است و برای اولین بار دانشمندان موفق به مشاهده منظومه ای شده اند که شباهت زیادی به منظومه خورشیدی ما دارند.مهر


معمای قمر سیاره زحل حل شد

معمای قمر سیاره زحل حل شد

کاوشگر کاسینی موفق شد معمای یک قمر زحل به نام "یاپتوس" را حل کند و نشان دهد که چرا سطح جلویی این قمر روشن تر از سطح عقبی آن است.جووانی دومنیکو کاسینی در سال 1671 "لاپتوس"، یکی از قمرهای زحل را کشف کند. از آن زمان تاکنون این معما وجود داشت که چرا یک طرف سطح این قمر تاریکتر از طرف دیگر آن است. اکنون پس از 300 سال تلاش سیاره شناسان در حل این معما، کاوشگر کاسینی توانست این راز را حل را کند و توضیحی برای حالت دوگانه سطح لاپتوس بدهد. تصاویری که کاوشگرهای وویاجر و کاسینی از این قمر تهیه کرده اند نشان می دهند که ماده طرف تاریک در منطقه دیگر و در نزدیکی استوا گسترده می شود و ماده روشن که بخش اعظم آن از یخ آب است 10 برابر درخشان تر از طرف دیگر است.محققان دانشگاه "فریه" در برلین آلمان با دستگاه "تصویربرداری زیر سیستم علمی" (ISS) کاسینی موفق شدند به تصاویر جدیدی از این قمر دست یابند. این سیاره شناسان در این خصوص اظهار داشتند: "تصاویری که ISS تهیه کرده است نشان می دهند که روی صورت این قمر که به طرف زحل است مواد هم روشن تر و هم قرمز تر از مواد صورت دیگر آن هستند و به همین دلیل صورتی که به طرف سیاره است رنگی تر است و بنابراین به دلیل گرد و غبار قرمزی که خود قمر به طرف مدار اطراف زحل پرتاب می کند کمتر تاریک به نظر می رسد."همچنین گروهی از محققان موسسه تحقیقات جنوب غربی در کلورادو در تحقیقات مشابهی نقش یخ آب در بروز این حالت دوگانه قمر لاپتوس را نشان دادند. براساس گزارش ساینس، این سیاره شناسان نتایج ISS و رصدهای گرمایی طیف نگار فراسرخ کامپوزیتی (CIRS) کاسینی را با مدلهای رایانه ای ترکیب کردند. کاسینی رصدهای خود را با کمک دستگاه CIRS در سالهای 2005 و 2007 انجام و نشان داد که مناطق تاریک به دمای بسیار بالایی برابر با 129 درجه کلوین می رسند و به دلیل این دمای بالا چندین متر یخ در دوره زمانی میلیاردها سال بخار شده است.دوره چرخش کامل لاپتوس بسیار طولانی و برابر با 79 روز زمینی است. بنابراین مدت زمان بسیار زیادی را در مجاورت خورشید باقی مانده و تا این حد گرم می شود. این دانشمندان فرض کردند که گرد و غباری که در طرف نزدیک به زحل وجود دارد گرمای بیشتری را جذب می کند و به این ترتیب بخار یخ نزدیک به استوا را موجب می شود. یخ بخار شده روی قطبهای سردتر و روشن تر طرف دیگر می نشیند. کاهش سطح یخ در خاک با ماده تیره طرف تاریک موجب تاریک شدن این منطقه می شود. این درحالی است که طرف دیگر و قطبها به روشن شدن و سرد شدن ادامه می دهند و یخ بیشتری را جمع می کنند و به این ترتیب روشن تر می شوند. مهر


شب یلدا میراثی برای جهان

شب یلدا میراثی برای جهان

یلدایتان خجسته باد

یکی از ویژگیهای ایرانیان باستان برگزاری جشن های متعدد آنها در بهانه ها و اوقات مختلف سال است که عمده آنها بر مبنای تقویم ایرانی بیان و مشخص می شده است. در گاهشماری تقویمی ایران باستان هرروز ماه دارای نام خاص خود بوده و هر بار که نام ماه و نام روز با هم منطبق می شده جشنی بدین مناسبت برپا می شد. اما فراتر از این آیین های برخی جشن های ویژه ایرانیان که اتفاقا تا کنون نیز پابرجا باقی مانده اند ریشه نجومی و علمی قوی تری دارند

 

 ایین های  نوروز و یلدا هنوز در میان ایرانیان با احترام و اقبال بیشتری گرامی داشته می شود و هر دوی این جشن ها بر مبنای رویدادهای نجومی مهمی بنا شده است

 

تعیین زمان نوروز و یلدا بر مبنای تصوری صورت می گیرد که ما از وضعیت زمین و آسمان داریم. امروزه اخترشناسان برای اینکه توان نقشه برداری از ستاره های آسمان و تعیین سیستم مختصاتی از آن را داشته باشند از مفهومی به نام کره آسمان استفاده می کنند . این کره آسمان در حقیقت مانند پوسته ای هم مرکز با کره زمین است که در اطراف زمین قرار گرفته است. برای راحتی تصویر سازی تصور می شود تمام ستاره های آسمان (فارغ از فاصله حقیقی که با ما دارند ) بر روی این پوسته شفاف تصویر شده اند. علاوه بر ستاره ها ماه، خورشید، سیارات و همه اجرام دیگر سماوی را نیز بر این کره تصویر می شوند. . برای اینکه این تصویر کارآمدتر شود برخی از نقاط و خطوط مرجعی که برروی زمین وجود دارد بر روی این پوسته نیز  رسم می شود. قطبین شمال و جنوب با نام قطبین شمال و جنوب سماوی و خط استوا با نام استوای سماوی اصلی ترین خطوط و نقاط مرجعی هستند که برروی این کره تعیین می شوند اما خط مهم دیگری نیز برروی این کره رسم می شود که مبدا مختصات بعد سماوی (معادل طول جغرافیایی روی زمین ) را مشخص می کند . این خط مسیر حزکت ظاهری سالانه خورشید به دور زمین و از میان ستاره های آسمان است. خورشید در مدت یک سال (و به دلیل حرکت مداری زمین به دور خورشید) مسیری مشخص را در میان ستاره ها و صور فلکی آیمان طی می کند این خط فرضی به خط دایره البروج معروف است علاوه بر خورشید ماه  و دیگر سیارات نیز در نواری در اطراف این خط در زمینه آسمان جابجا می شوند که به منطقه البروج معروف است. این مسیر ظاهری خورشید به دور زمین دایره ای را روی کره سماوی رسم می کند که 5/23 درجه با استوای سماوی فاصله دارد و نیمی از مسیر آن زیر استوا و نیمی از آن بالای آن قرار دارد. بدین ترتین 4 منطقه مشخص بر مبنای این مسیر مسخص می شود در دو نقطه دایره البروج خط استوا را قطع می کند. این دو نقطه به نام نقاط اعتدالین معروف است . نقطه اعتدال بهاری زمانی است که پس از آن خورشید شروع به ارتفا ع گرفتن نسبت به استوا می کند و اعتدال پاییزی زمانی است که پس از آن خورشید در مسیر خود بر دایره الیروح یه زیر استوا می رود. نوروز ایرانی که آغاز سال هم به شمار می رود زمانی جشن گرفته می شود که خورشید به نقطه اعتدال بهاری یا اول حمل برسد و تعدل روز و شب برقرار شود. این نقطه مبدا مختصات بعد سماوی نیز در سیستمهای ثبت و نقشه برداری آسمان نیز به شمار می رود.  اما در کنار 2 اعتدال دو نقطه دیگر نیز در این سیستم وجود دارند که به انقلابین معروفند. انقلاب تابستانی زمانی است که خورشید به بیشترین زاویه و فاصله خود از استوا در سمت شمال برسد . در این هنگام که آغاز فصل تابستان است طولانی ترین روز اتفاق می افتد و موتاهترین شب سال (در نیمکره شمالی) تجربه می شود. نقطه مقابل انقلاب زمستانی است. زمانی که خورشید به این نقطه می رسد بیشترین فاصله منفی با استوا را دارد و بدین ترتیب برای ساکنان نیمکره شمالی زمین ، خورشید کمترین ارتفاع را از افق دارد و به همین دلیل طول روز کوتاهتر از هر زمان دیگری است و در این شب (یلدا) ما طولانی ترین شب سال را تجربه می کنیم.

 

بر اساس یافته های تاریخی از دوران باستان تا کنون اخترشناس ایرانی ( و سایر ملل) می توانستند با رصد خورشید رسیدن آن به هر یک از این نقاط را با دقت اعلام و جشن های خود را بر پای دارند جشن هایی که تا دوران ما نیز گرامی داشته می شود

 

 

نفوذ فرهنگی یلدا

 

با وجودیکه در کشور ما نوروز بسیار گرامی داشته می شود اما این جشن یلدا است که نرزهای جغرافیایی و فرهنگی را پشت سر گذاشته و در نقاط مختلف جهان از سوی مردم گرامی داشته می شود بدون آنکه حتی ریشه هایش را به یاد آورند.

 

یلدا در لغت سریانی به معنی زایش و تولد است. بر اساس یکی از پر نفوذ ترین آیین های ایران باستان که از آن به میتراییسم یا پرستش مهر یاد می شود. یلدا یاد آور زایش مهر و پایان دوره سلطه تاریکی است. در شب انقلاب زمستانی است که ما طولانی ترین شب سال را سپری می کنیم و از فردای آن روز ، شبها رو به کوتاهی می روند و مدت حکومت روز در نیمکره شمالی فزونی می یابد. آیین پرستش مهر که یکی از آیین های راز آلود جهان به شمار می رود پس از حمله اسکندر در ایران همراه با سربازان یونانی به اروپا برده شد و به طور گسترده ای در اروپا مورد توجه قرار گرفت به طوریکه معابد مهر پرستی را می توان تا دوردست ترین کرانه های غربی اروپا نیز یافت. این آیین به گفته مورخان چنان در اروپا نیرومند شد که حتی ظهور مسیحیت نیز نتوانست نفوذ آن را کاهش دهد و به گفته برخی مورخین شاید اگر امپراتور فلاویوس والریوس آرلیوس کنستانتینوس (کنستانتین اول) نبود امروزه همه جمعیت مسیحی جهان مهر پرست بودند و مسیحیت در مقابل مهر پرستی به حاشیه می رفت. این امپراتور بود که پس از پذیرش مسیحیت  ،اختلافات موجود در روایتهای موجود را به زیان پیشروی قلمرو خود دید و در سال 325 میلادی شورایی به نام شورای اول نیکائا (First Council of Nicaea)  را تشکیل داد تا اصول دین مسیح را بنیان گذارند در این شورا و شورای بعدی بود که اناجیل اربعه رسمیت یافت و در مورد زمان تولد حضرت مسیح تصمیم گیری شد. هیچ تاریخ دقیقی از تولد عیسی مسیح در دست نیست اما بر مبنای برخی از آثار باقی مانده و از جمله اشارات انجیل لوقا ، این تاریخ باید در حدود 29 سپتامبر سال 5 پیش از میلاد بوده باشد. اما به دلیل نفوذ شدید مهر پرستی این شورا و شوراهای بعدی تصمیم گرفت تا برخی آیین های رایج مهر پرستی را به مسیحیت وارد کند که از جمله آنها تولد حضرت مسیح بود که مطابق 25 دسامبر (معادل با تولد مهر یا یلدای ایرانی) اعلام شد همچنین برخی دیگر از آیین ها از جمله لباس روحانیون یا مغ های مهر پرستی به بابا نویل داده شد و درخت یلدا به شکل کاج کریسمس به حیات خود ادامه داد. بدین ترتیب تمام مسیحیان جهان نیز یلدا را (اما با نام کریسمس) جشن می گیرند. دامنه نفوذ این باور ایراین بسیار گسترده است و گاه در مکانهایی خود را نشان می دهد که به هیچ وجه انتظار آن را نداریم شاید یکی از غیر معمول ترین نمودهای این فرهنگ را بتوان در مراسم معروف اسپانیایی ها یافت. گاو بازی یکی از سنتهای تاریخی در اروپا و آمریکای جنوبی است که ریشه در ایده مهر پرستی و تولد مهر دارد. بر اساس افسانه های میتراییسم مهر ، پس از تولد خود گاوی را قربانی می کند.  در مراسم گاوبازی نیز ماتادور (یا قربانی کننده گاو) با لباسی که روی آن آینه دوزی شده است تا فروغ خورشید (مهر) را تداعی کند با پارچه ای با رنگ زرد و ارغوانی ( رنگ آسمان در پیش و پس از غروب) گاو را به سمت سرنوشت خود می خواند اگر به یاد داشته باشیم که گاو حیوانی کوررنگ است و انتخاب رنگ قرمز و ارغوانی تنها جنبه سمبولیک دارد و به خاطر بیاوریم که مهر نه خود خورشید که نوری است که پس یا پیش از طلوع و غروب بر شطح زمین سایه می گستراند این تطابق را بهتر درک خواهیم کرد.

 

 در بسیاری از  فرهنگ های دیگر نیز  از یلدا به اشکال گوناگون یاد شده و این شب گرامی داشته می شود .

 

 یلدا با خود رمز پایان تاریکی را نیز دارد و در پایان طولانی ترین شب است که صبح طلوع می کند و این یکی از جان مایه های مراسمی است که در چنین شبی برگزار می شود.

 

ایدون باد

نویسنده : پوریا ناظمی


زمین در انتظار تصمیم کپنهاگ

 

متن زیر متن پرونده ای است که ۵شنبه گذشته در جام جم در باره کپنهاگ منتشر شد البته در اینجا نمی توانستم ساختارگرافیکی آن را حفظ کنم

---
زمین در انتظار تصمیم کپنهاگ

16 آذر پس از ماه‌ها بحث و جدل در سایه روشن امیدواری و ناامیدی، اجلاس کپنهاگ کار خود را در مرکز تجمعات بلا در این شهر آغاز کرد؛ بزرگ‌ترین اجلاسی که تاکنون برای چاره‌اندیشی درباره مساله محیط زیست برپا شده است. گروه زیادی از دانشمندان، متخصصان، فعالان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در کنار هیات‌هایی از بیش از 190 کشور گردهم جمع شده‌اند تا تصمیم مشترکی در زمینه مهار گرمایش زمین بگیرند. در 3 روز آخر این نشست، سران بسیاری از این 190 کشور به کپنهاگ خواهند رفت تا تصمیم بگیرند و نتیجه آن باعث قضاوت آیندگان درباره ما خواهد شد. در روز اول این نشست 65 روزنامه بزرگ جهان سرمقاله واحدی را منتشر کردند و در آن از شرکت‌کنندگان این نشست خواستند تصمیمی بگیرند که ما را در برابر نسل آینده سرافکنده نکنند. این یک مبالغه نبود. تصمیمی که در کپنهاگ گرفته خواهد شد وظیفه کشورهای جهان در زمینه کنترل انتشار گازهای گلخانه‌ای از سال 2012 به بعد را مشخص خواهد کرد، یعنی وقتی که مدت اجرای پروتکل کیوتو به پایان خواهد رسید. در اجرای پروتکل کیوتو بسیاری از تولیدکنندگان اصلی گاز‌های گلخانه‌ای نظیر آمریکا غایب بودند و برخی دیگر به بهانه‌های مختلف، مصوبات آن را اجرا نکردند، اما این بار عزم جدی‌تری جزم شده است تا کمکی به حال آینده نوع بشر شود. چشم‌های زمین و بشر با امید و ناامیدی به کپنهاگ دوخته شده است. آیا این بار هم بشر زیاده‌طلب آینده حیات روی زمین را با منافع اقتصادی کوتاه‌مدتش معامله خواهد کرد؟ یا این‌که متواضع‌تر می‌پذیرد آینده بدون زمین، سیاره‌ای که روی آن زندگی می‌کنیم، معنایی ندارد و هرچه در توان دارد برای کمک به آن انجام می‌دهد؟ این پرسشی است که تا 10 روز دیگر پاسخش مشخص خواهد شد.


گرمایش زمین چیست؟

پس از انقلاب صنعتی، بشر مدرن شروع به استفاده روزافزون از زغال‌سنگ، ‌نفت و مشتقات این سوخت‌های فسیلی کرد. سوخت‌های فسیلی، از بقایای موجودات زنده دوران قدیم زمین به وجود آمده‌اند و سوزاندن آنها همراه با آزاد کردن مقدار زیادی از گازهای گلخانه‌های و بخصوص دی‌اکسید کربن است. اگر نگاهی به فعالیت‌های روزانه خود بیندازیم، می‌بینیم تا چه حد روند تولید این گازها افزایش پیدا کرده است. چراغ برقی که در خانه ما روشن می‌شود، رادیو، تلویزیون یا هر ابزار الکتریکی دیگر، نیازمند مصرف برقی است که عمده آن در نیروگاه‌هایی تولید می‌شود که با سوخت‌های فسیلی کار می‌کنند. افزایش انتشار این گازهای گلخانه‌ای در جو زمین، باعث تشدید پدیده گلخانه‌ای و افزایش دمای میانگین سیاره زمین در سال‌های اخیر شد. با افزایش این دما، ماشه مجموعه‌ای از رویدادهای مرگبار چکانده و سیل اتفاقات بعدی جاری می‌شود. این افزایش بظاهر ناچیز در دمای میانگین سیاره زمین که در حد چند درجه سانتی‌گراد ارزیابی شده است، باعث تغییرات جدی در الگوهای آب و هوایی حاکم بر زمین می‌شود. به عبارت دیگر، اقلیم آشنای سیاره ما دچار دگرگونی می‌شود که آن دگرگونی عظیم به تغییر اقلیم شناخته می‌شود. جاری شدن سیلاب‌ها،‌ افزایش بیابان‌زایی، ‌تغییر سطح دریاهای آزاد،‌ تغییر الگوی توفان‌ها و گردبادها،‌ ذوب شدن یخ‌های قطبی،‌ تغییر الگوی جریان‌های آبی،‌ ذوب شدن یخچال‌ها و نابودی گونه‌های مختلف گیاهی و جانوری، بخش‌هایی از اثرات این تغییر اقلیم به شمار می‌رود. امروزه تغییرات اقلیمی ناشی از گرمایش زمین را در کنار افزایش جمعیت و بحران غذا، ‌3 چالش بنیادین پیش‌روی بشر معاصر ارزیابی می‌کنند.

اثر گلخانه‌ای چیست؟‌

یکی از وظایفی که اتمسفر زمین به عهده دارد، کنترل دمای میانگین سیاره است. اگر زمین جو نداشت، در طول روز که در مقابل تابش مستقیم پرتوهای خورشید قرار می‌گرفت دما بشدت بالا می‌رفت و در شب یکباره دمای زمین تا ده‌ها درجه زیر صفر کاهش پیدا می‌کرد. در چنین شرایطی از نظر تفاوت دمای شبانه‌روز، کمتر موجود زنده‌ای می‌توانست دوام بیاورد؛ اما در جو زمین پدیده‌ای به نام پدیده گلخانه‌ای وجود دارد که با متعادل نگاه داشتن دمای زمین در شب و روز، امکان ادامه فعالیت‌های حیاتی را ممکن می‌کند. وجود گازهایی که به آنها گازهای گلخانه‌ای می‌گویند و مهم‌ترین آنها دی‌اکسیدکربن است، در جو زمین باعث می‌شود شرایطی مانند یک گلخانه در زمین به وجود آید.

اگر در زمستان درون گلخانه‌ای رفته باشید می‌بینید علی رغم سرمای محیط، درون گلخانه بسیار گرم است. علتش پوشش نایلونی یا شیشه‌ای سقف گلخانه است که اجازه ورود نور و پرتوهای گرمایی به درون گلخانه را داده، اما مانع خروج بخش عمده‌ای از آنها می‌شوند. گازهای گلخانه‌ای در جو زمین هم چنین نقشی را به عهده دارند. تابش‌های گرمایی که به زمین می‌رسند از جو زمین عبور می‌کنند. گازهای جو زمین در برابر بخشی از پرتوهای گرمایی و همچنین در برابر نور مرئی طیف الکترومغناطیس شفاف است؛ اما این پرتوها پس از برخورد با سطح زمین و هنگام بازتاب، دچار تغییر طول موج می‌شوند و این لایه گازهای گلخانه‌ای، اجازه عبور مجدد این پرتوهای گرمایی را نمی‌دهد و راه بخشی از آنها را سد می‌کند. گرما درون لایه می‌ماند و هنگام شب نیز دمای میانگین بالا خواهد ماند. به این ترتیب، حیات ما وابسته به وجود این گازهای گلخانه‌ای است، اما شرایط سیاره ما خلاف آنچه به نظر می‌آید، بسیار شکننده است. تعادلی بسیار ظریف شرایط حیات روی این سیاره زیبا را به وجود آورده است و اندکی تغییر در این تعادل، می‌تواند همه شرایط را بر هم بزند. اگر حجم گازهای گلخانه‌ای در جو زمین افزایش یابد (‌که این روزها در حال افزایش است)‌، آن گاه این لایه مانع خروج بخش‌های بیشتری از پرتوهای گرمایی از جو زمین می‌شود و با انباشته شدن گرمای بیشتر، کم‌کم دمای میانگین زمین افزایش می‌یابد. این اثر است که به تشدید اثر گلخانه‌ای و افزایش دمای میانگین سیاره و در نتیجه گرمایش زمین می‌انجامد. این اتفاقی است که در نهایت باعث می‌شود چرخه متعادل سیستم‌های اقلیمی روی زمین دستخوش تغییر ‌شود و حتی حیات ما را روی زمین تغییر دهد.

عصر یخبندان در راه است؟

عصر یخبندان نام ناآشنایی برای مردم نیست. آنها شاید با شنیدن این نام به یاد مجموعه فیلم‌های انیمیشنی بیفتند که با این نام ساخته شده و روایت جذابی از شخصیت‌های خود را در دوره یخبندان بزرگ نشان می‌دهد؛ اما عصر یخبندان بارها روی زمین رخ داده است. بسیاری از دانشمندانی که روی اثرات گرمایش زمین مطالعه می‌کنند هشدار می‌دهند ادامه روند کنونی باعث ایجاد عصر یخبندانی جدید خواهد شد. اما چگونه گرم شدن سیاره ما می‌تواند دوره‌ای از سرما و یخبندان را به همراه بیاورد؟

اگر به نقشه جغرافیا نگاه کنید می‌بینید بسیاری از مناطق اروپا و نواحی اسکاندیناوی در همان عرض جغرافیایی قرار دارند. بخش‌هایی از آلاسکا و نواحی مرکزی سیبری در آن قرار گرفته است، اما هوای این مناطق بیشتر از آن‌که شبیه نواحی سردسیر آلاسکا باشد، شبیه نواحی مرکزی آمریکاست. علت هم به جریانی بازمی‌گردد که کنترل دما را در اقیانوس به عهده دارد. این جریان آبی، آب‌های گرم را با خود از نواحی استوایی به عرض‌های شمالی می‌آورد و در آنجا گرمای آب توسط نواحی یخی بزرگ مانند صفحه یخی گرینلند جذب شده و دوباره این جریان به سمت عرض‌های پایین‌تری ادامه مسیر می‌دهد. یکی از معروف‌ترین حلقه‌های این جریان که به نوعی موتور آن در این ناحیه به شمار می‌رود جریانی است که به جریان خلیج یا Gulf Stream مشهور است. این جریان به واسطه وجود صفحات یخی عظیم شمالی، نوعی جریان عظیم حرارتی اقیانوسی را شکل می‌دهد. جریان‌های آب گرم در لایه‌های سطحی به سمت عرض‌های شمالی حرکت می‌کنند و با از دست دادن گرما به اعماق اقیانوس می‌روند و رودخانه‌هایی در دل اقیانوس تشکیل می‌دهند که آب سرد را به عرض‌های پایین‌تر می‌برد و دوباره آنها را گرم می‌کند. همین جریان عظیم است که باعث ایجاد تابستان‌های مطبوع در اروپا و ساحل شرقی آمریکا می‌شود. به عبارت دیگر اگر این جریان کنترل‌کننده هوا (آبی که در این چرخه جابه‌جا می‌شود با خود جریانات هوایی را نیز جابجا می‌کند) به هر نوعی از کار بیفتد به جای وقوع تابستان‌هایی لذت‌بخش در این مناطق بخبندانی دائمی برقرار خواهد شد؛ چرا که ابزاری برای انتقال آب و هوای گرم به این عرض‌های جغرافیایی وجود نخواهد داشت.

حال با گرم شدن هوا و ذوب شدن یخ‌های قطبی و صفحات یخی شمالی عامل اصلی ایجاد چنین چرخه‌ای در معرض تهدید قرار گرفته است. بررسی دانشمندان نشان از آن دارد که پیش از این در زمانی که این چرخه با مشکل روبه‌رو شده، سیاره ما عصر بخبندانی را تجربه کرده است. اکنون به طور چشمگیری نه‌تنها یخ‌های شمالی در حال ذوب شدن هستند که برای اولین بار در صفحه یخی گرینلند که محرک جریان خلیج و کنترل‌کننده این جریان اقیانوسی است شکاف ایجاد شده است. این شکاف باعث نفوذ آب شور اقیانوس به درون این صفحه شده و نه‌تنها فرآیند انجماد مجدد آن را با مشکل مواجه می‌کند، بلکه با ایجاد منفذی برای ورود آب باعث رانده شدن قطعات صفحه یخی به اطراف می‌شود. بررسی‌ها از عمیق شدن این شکاف در سال‌های اخیر خبر می‌دهند و برای اولین بار اثرات شکاف صفحه گرینلند بخوبی قابل مشاهده است. چنانچه روند این تخریب ادامه پیدا کند، باید منتظر شروع عصر بخبندانی جدید بود؛ عصری که به گفته دانشمندان نخستین نشانه‌های خود را بروز داده است و اگر جلوی فرآیند تخریب این صفحه یخی و روند گرم شدن زمین گرفته نشود، از هم اکنون باید ورود خود به عصر بخبندان را اعلام کنیم.

واقعیتی تلخ یا توطئه‌ای جهانی؟

گرمایش زمین اگرچه موضوعی کاملا علمی به شمار می‌رود، اما همیشه با تردیدهایی نیز روبه‌رو بوده است تا حدی که برخی آن را توطئه‌ای از سوی کشورهای پیشرفته برای جلوگیری از رشد کشورهای در حال توسعه ارزیابی کرده‌اند. گروهی دیگر در کشورهای صنعتی آن را توطئه‌ای برای مانع تراشیدن ادامه رشد سریع کشورهای پیشرفته می‌دانند. چنین باورهایی به حدی عمیق بود که حتی 10 سال پیش نیز تصور این‌که سران بسیاری از کشورها را بتوان به دلیل این موضوع گردهم جمع کرد و توجه عمومی مردم را به تغییرات اقلیم جلب کرد و اجلاسی مانند کپنهاگ را بنا نهاد به افسانه می‌مانست.

بخشی از این عدم باور سیاستمداران و صاحبان صنایع به هزینه‌هایی بر می‌گردد که در صورت پذیرش این مساله ناچار به پرداخت آن هستند. آنها باید به دنبال سرمایه‌گذاری برای یافتن منابع جایگزین انرژی بروند. سیستم‌ها و محصولات خود را به گونه‌ای اصلاح کنند که تولید گازهای گلخانه‌ای آنها کاهش یابد و در نهایت کشورهای صنعتی باید با کاهش سرعت رشد خود به کشورهای در حال توسعه در بنا کردن اقتصاد خود بر پایه این روش‌های جدید کمک کنند و از سوی دیگر کشورهای در حال توسعه نیز باید زمان بیشتری برای طی مراحل توسعه یافتگی سپری کنند و هزینه بیشتری بپردازند. راحت‌ترین راه حل این مشکل پاک کردن صورت مساله و انکار آن یا نسبت دادن آن به توطئه و دسیسه و سیاست بازی است. اما از سوی دیگر برخی از کارشناسان نیز معتقدند موضوع تنها بزرگنمایی رسانه‌ای از پدیده‌ای کاملا طبیعی است آنها به نمودار تغییرات دمای میانگین زمین در طول اعصار نگاه می‌کنند. با استفاده از استخراج لایه‌های یخ از اعماق صفحات یخی می‌توان میزان جذب دی اکسید کربن در آنها و در نتیجه تغییر میزان دی اکسید کربن جو در طول تاریخ را بررسی کرد. آنها با ورق زدن کتاب تاریخ بدرستی نشان می‌دهند، طی 600 هزار سال گذشته حداقل در 5‌مورد زمین با افزایش دی‌اکسید کربن و متناسب با آن افزایش دمای میانگین مواجه شده است. این افراد معتقدند طبیعت خود قادر به کنترل این مساله است و آن را به حالت عادی باز می‌گرداند، اما همین نمودار نشان می‌دهد در هیچ یک از دوره‌‌های پیشین طی 650 هزار سال گذشته، میزان دی اکسید کربن در جو زمین از حدود دویست و هفتاد ppm (دویست و هفتاد ذره در میلیون ) بیشتر نبوده، اما این مقدار در اکتبر سال 2009 به عدد سیصد و هشتاد و چهار و سی و هشت صدم ppm رسیده است. در حالی که در سال 1960 این عدد تنها حدود ppm سیصد و پانزده بود. با این سرعت رشد و چنانچه این روند متوقف نشود، در 4 دهه آینده این عدد به حدود ششصد ppm خواهد رسید که فاجعه‌ای بزرگ را به ارمغان خواهد آورد. اگرچه پیش از این زمین به دلایل مختلف شاهد این افزایش دی‌اکسید کربن بوده است، اما در هیچ یک این دفعات عوامل مصنوعی در تولید آن دست نداشته‌اند و زمین می‌توانسته خود را به حالت اول بازگرداند اما این بار ورود دی اکسید کربن به واسطه فعالیت‌هایی است که خارج از کنترل طبیعت هستند. بشر به طور مصنوعی این حجم گازهای گلخانه‌ای را وارد جو می‌کند و اگر زمین هم بخواهد با آن مقابله کند تنها می‌تواند بخشی را جبران کند که به طور طبیعی و دوره‌ای به آن تحمیل شده است نه آن بخشی که بشر از زمان صنعتی شدن خود حریصانه به جو سیاره خود تزریق می‌کند.

جنب و جوش جهانی برای حفظ زمین

اینک بسیاری از مردم جهان با پدیده گرمایش زمین آشنا شده‌اند. ده‌ها سازمان غیرانتفاعی در کنار سازمان‌های بین‌المللی و ملی و گروه‌های دانش‌آموزی و دانشجویی برای کمک به حل این مشکل در کنار هم قرار گرفته‌اند. گویی صدایی از سراسر جهان برای درخواست از همه بلند شده است تا به کمک سیاره مادری بشتابند. برای این مهم هر کاری صورت گرفته است؛ تحقیقات جدی آکادمیک، جلسات سخنرانی عمومی، نوشتن کتاب‌های عامه‌فهم، ساخت انیمیشن، اهدای جوایز اسکار و نوبل صلح به فعالان این حوزه و سرانجام برگزاری کنسرت‌های عظیم تا هنرمندان مردم را با این پدیده آشنا کنند.

اما برای بعضی از کشورها کارهای تبلیغی که انجام می‌دهند ارزشی فراتر از یک وظیفه اخلاقی دارد. چند ماه پیش هیات دولت مالدیو جلسه کابینه خودرا با موضوع امضای طرح حفاظت از جزایر مرجانی در اعماق آب برگزار کرد. رئیس‌جمهور و وزیران با لباس‌های غواصی زیرآب رفتند تا توجه جهان را به مشکلی جلب کنند که کشور آنها را با خطری قریب‌الوقوع مواجه کرده است. مالدیو ارتفاع چندانی از سطح آب ندارد و با ادامه فرآیند گرمایش زمین تا حدود یک دهه دیگر شاید به طور کامل زیرآب برود. چندی پیش از آن رئیس‌جمهور این کشور در توری بین‌المللی به دیدار سران کشورها رفت و به آنها گفت اگر فکری برای گرمایش زمین نکنید، باید بزودی فکری برای فروش زمین به مالدیو بکنید تا بتوانیم مردم کشور را به آنجا منتقل کنیم. هفته پیش نیز هیات دولت نپال جلسه کابینه خود را در ارتفاعات هیمالیا برگزار کرد تا توجه جهان را به خطراتی که گرم شدن زمین برای یخچال‌های طبیعی ایجاد کرده است، جلب کند. این یخچال‌ها منبع اصلی تامین آب شرب بخش بزرگی از جمعیت جهان به شمار می‌رود که با از بین رفتن آنها مشکل آب شرب برای جمعیت رو به افزایش زمین بیشتر به چشم خواهد آمد و از سوی دیگر کمبود این منابع بنابر اعلام سازمان بهداشت جهانی با شیوع بیماری‌های جدید و گسترده همراه خواهد بود.

اینها تنها نمونه‌هایی از مشکلاتی است که گرمایش زمین را به تهدیدی علیه بشر تبدیل کرده و بار سنگینی را بر دوش شرکت‌کنندگان در اجلاس کپنهاگ می‌گذارد و از آنها می‌خواهد فارغ از اختلافات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود به آینده سیاره‌ای بیندیشند که خانه همه ماست.

پایانی برای سرزمین‌های یخی

اگر از فضا به زمین نگاه کنید سیاره زیبا و آبی رنگی را می‌بینید که با ابرهای پراکنده و کلاهک‌های قطبی‌اش منظره‌ای چشم نواز را در برابر چشمان شما به نمایش می‌گذارد. در 2 نیمکره شمالی و جنوبی زمین 2 کلاهک یخی باستانی، سرزمین افسانه‌های یخ‌های شمالگان و جنوبگان را تشکیل می‌دهند. جنوب این سرزمین خشک و سرد، میزبان پنگوئن‌های امپراتور و شمال، قلمرو خرس‌های شکوهمند قطبی است. این دو سرزمین یخ بسته، اما تنها دشت‌هایی افسرده و ناکارآمد نیستند، بلکه به نوعی این سرزمین‌های یخی هستند که تعادل ظریف و شکننده شرایط حیاتی روی زمین را کنترل می‌کنند. کوه‌های یخی شکوهمند و زیبای شمالگان و جنوبگان به نوعی خنک‌کننده‌های طبیعی زمین به شمار می‌روند. اینک با افزایش روند گرمایش جهانی زمین، روند تخریب این کلاهک‌های قطبی شتاب گرفته است. سال گذشته و در میانه زمستان نیمکره جنوبی بود که قطعه یخ بزرگی از یکی از دیواره‌های یخی جنوبگان جدا شد. اتفاقی که کمتر نمونه‌ای از آن در تاریخ و در این ابعاد ثبت شده است. همین روزها قطعه یخ عظیم دیگری که از صفحه یخی جنوبگان جدا شده در اقیانوس و اطراف زلاندنو سرگردان است. این روند در قطب شمال با شدت بیشتری در حال رخ دادن است. برخی پیش‌بینی‌ها حکایت از آن دارد که در دهه آینده برای اولین بار در تابستان کلاهک قطبی شمالی زمین ناپدید خواهد شد و در صورت ادامه روند موجود، این کلاهک به طور کامل در 50 سال آینده نابود خواهد شد. تنها خرس‌های قطبی نیستند که در صورت ادامه این روند امید به ادامه حضور خود بر این سیاره را ازدست خواهند داد، بلکه بیشتر از آنها انسان‌ها باید نگران باشند. 2 خطر اصلی از ناحیه ذوب شدن یخ‌های قطبی زمین را تهدید می‌کند. نخست با افزایش یخ‌های قطبی، سطح آب آزاد دریاها افزایش می‌یابد. ادامه روند کنونی و افزایش دما باعث خواهد شد بسیاری از نقاط ساحلی کشورها زیر آب فرو روند. ژاپن، استرالیا، سواحل آمریکا و کانادا، جزایر آسیای جنوب شرقی و شرق چین بیشترین صدمه را از این بابت خواهند دید. با افزایش چند متری سطح آب‌های آزاد در عمل بخش بزرگی از شهرهای ساحلی غیرقابل زیست خواهند شد. فاجعه زمانی خود را نشان می‌دهد که به یادآوریم بیش از نیمی از جمعیت شهرنشین جهان در مناطق ساحلی سکونت دارند. این افزایش سطح آب و در نتیجه آن، از میان رفتن شهرهای محل سکونت بشر، باعث خواهد شد بازماندگان و کسانی که در این شهرها زندگی می‌کنند به جستجوی مکان جدیدی برای زندگی برآیند و امواج عظیمی از مهاجرت شکل بگیرد. ضمن آن‌که وارد شدن آب حاصل از ذوب شدن یخ‌‌های قطبی، باعث تغییر چگالی و دمای میانگین آب‌ها می‌شود که خود عامل بروز برخی سوانح طبیعی عظیم است.

اما آب شدن یخ‌های قطبی مشکلات دیگری را نیز با خود به همراه دارد. یخ‌های قطبی همانند آینه عمل می‌کنند. به عبارت دیگر، ضریب انعکاس یخ بسیار بالاست. اگر پرتو نوری را به طور مداوم به یک ظرف آب که روی آن را یک قطعه یخ گرفته و یک ظرف آب بدون یخ بتابانید، طی زمان ظرف اول شما دمای خود را حفظ خواهد کرد، اما ظرف دوم که حاوی آب بدون یخ است با جذب پرتوهای گرمایی شروع به گرم شدن می‌کند. این همان وضعیتی است که زمین با آن مواجه است. پرتو‌های خورشیدی که به زمین می‌رسند بخشی توسط آب اقیانوس‌ها و زمین جذب یا بازتابانده می‌شوند، اما بخشی از آنها که به لایه‌های یخی برخورد می‌کند مستقیم و بدون آن‌که جذب شوند بازتابانده ‌شده و از جو خارج می‌شوند. با آب شدن این یخ‌ها، سطح بازتاب‌دهنده زمین کاهش پیدا می‌کند و تشعشعاتی که پیش از این به خارج جو فرستاده می‌شدند جذب آب شده و باعث افزایش دمای آن می‌شوند. به عبارت دیگر کاهش این یخ‌ها باعث سرعت گرفتن فرآیند گرمایش زمین می‌شود، گویی بار دیگر دومینو‌های طبیعت خود را این‌گونه نشان می‌دهند. کافی است ماشه اولین اتفاق چکانده شوند تا مجموعه‌ای از رویدادهای تشدید کننده آغاز شود.

انقراض‌های بزرگ در راه است

تغییرات اقلیمی چه تاثیری بر جانوران و گیاهان می‌تواند داشته باشد؟ ‌خب فرض کنیم دما چند درجه‌ای هم گرم‌تر شد. چه خطری می‌تواند موجودات زنده را تهدید کند؟ واقعیت این است که چنین رویدادی به شکل غیر قابل انکاری بر حیات جانوران مختلف تاثیر خواهد گذاشت. آشناترین چهره‌هایی که در معرض نابودی دائمی قرار گرفته‌اند خرس‌های دوست داشتنی قطبی هستند. این موجودات زیبا و با شکوه که حاکمان سرزمین‌های سپید پوش و افسانه‌ای شمالی به شمار می‌روند، از هم اکنون تاوان گرم شدن زمین را با از دست دادن جان خود می‌پردازند. برای اولین‌بار در این دهه بود که قایق‌های ماهیگیری جنازه خرس‌های قطبی را پیدا کردند که در آب‌های اقیانوس شمالی غرق شده بودند. ماهرترین شناگران به دلیل خستگی از پای در می‌آیند و علت هم چیزی جز گرم شدن زمین نیست. خرس‌های قطبی زندگی خود را بر یخ‌های شناور می‌گذرانند. آنها باید برای یافتن غذا دست به سفرهای طولانی در آبهای اقیانوسی بزنند. در شرایط عادی وقتی آنها سفرهای دریایی خود را آغاز می‌کردند، تعداد بسیار زیادی قطعه یخ شناور در آب‌های اقیانوس منجمد شمالی شناور بود و خرس‌ها می‌توانستند از آنها برای استراحت استفاده کنند. اکنون با گرم شدن دمای میانگین سیاره زمین، لایه‌های یخی کلاهک شمالی زمین با سرعت بسیار زیادی در حال آب شدن هستند. برای اولین بار درچند سال اخیر، در تابستان یخ‌های پیوسته در کلاهک قطبی شمال کمرنگ شد و پیش‌بینی می‌شود با ادامه روند فعلی تاسال 2050 نشانه‌هایی از این کلاهک‌ها باقی نماند. این نابودی کلاهک قطبی با ناپدید شدن یخ‌های شناور قطبی همراه بوده است و به این ترتیب خرس‌های قطبی بینوا به دنبال غذا، شنای بی‌بازگشت خود را آغاز می‌کنند. این موجودات شکوهمند و سپیدپوش، اما تنها قربانیان گرمایش زمین نیستند.

بر اثر این رویداد، بسیاری از موجودات کوچک‌تر و ناآشناتر در خطر نابودی قرار گرفته‌اند. گونه‌هایی مانند مرجان‌ها یکی از نمونه‌های بارز گونه‌های کوچکی هستند که بر اثر پدیده گرمایش زمین در معرض خطر قرار گرفته‌اند. این نوع از موجودات نسبت به شرایط زیست خود بسیار حساس هستند و اندکی تغییر در دمای محیط باعث خواهد شد این موجودات امکان ادامه حیات خود را از دست بدهند و با نابودی مواجه شوند، اما این بلایی نیست که تنها بر سر جزایر مرجانی بیاید، بلکه بسیاری دیگر از گونه‌های حیاتی ساده در جهان با همین مشکل دست به گریبان هستند. اما آیا لازم است نگران از میان رفتن چند گونه جانور ساده و ابتدایی باشیم؟ حقیقت این است که بیش از گونه‌های بزرگ باید نگران چنین جانوران و گونه‌های کوچک و ناشناسی باشیم که بسیار آسیب‌پذیر هستند. دلیل اصلی این نگرانی به موقعیت چنین گونه‌هایی در زنجیره غذایی باز می‌گردد. اگر این زنجیره را در نظر بگیرید، می‌بینید ابتدای آن، همین موجودات قرار دارند که منبع غذایی بسیاری از جانوران رده 2 قرار می‌گیرند. این حلقه کوچک‌تر، خوراک رده‌های بالایی و در نهایت خوراک موجودات بزرگ و انتهای حلقه را تامین می‌کنند. انسان و خوراک‌های اولیه انسان در انتهای چنین زنجیره‌ای قرار گرفته‌اند و اگر به هر دلیلی چنین زنجیره‌ای گسسته شود، فرآیند انقراض همانند مهره‌های دومینو آغاز خواهد شد و تعداد بسیاری از گونه‌های دست بالایی را نیز با خود نابود خواهد کرد. تغییرات آب و هوایی به همین دلیل عامل نگرانی جدی برای انسان باید به شمار رود اگرچه همه نگرانی‌ها فقط بابت از دست دادن امکانات غذایی نیست.


عصر هاریکن‌ها

نام‌هایی مانند کارتینا، ایوان، آنا و حتی گونو شاید به نظر نام‌های اشخاصی از ملیت‌های مختلف بیاید، اما این نام‌ها در سال‌های اخیر برای کسانی که اخبار تغییرات اقلیم را دنبال می‌کنند حکم زنگ خطری جدی در رابطه با واکنش طبیعت به گرم شدن زمین را دارند.

هنوز هم نام کاترینا مترادف یکی از بزرگ‌ترین مصیبت‌های طبیعی دوره معاصر در ایالات متحده شناخته می‌شود و از آن در کنار حوادث 11 سپتامبر به بزرگ‌ترین چالش‌های معاصر آمریکا یاد می‌شود. توفان گردابی عظیمی که منطقه نیواورلئان را در نوردید و هزاران نفر را کشت یا بی خانمان کرد و بحرانی ملی برای این کشور به وجود آورد. همه ساله توفان‌های حلقوی یا هاریکن‌ها در فصل مشخص خود از روی نواحی حاره‌ای شکل می‌گیرند و با دریافت انرژی از آب‌های اقیانوسی قدرت خود را افزایش می‌دهند و در رده‌بندی توفان‌ها افزایش قدرت پیدا می‌کنند و در نهایت با ورود به سرزمین‌های خشک انرژی خود را از دست داده، نابود می‌شوند. سازمان جهانی رصد هاریکن‌ها برای شناسایی آنها جدولی از نام‌ها را پیشنهاد ‌کرده است که هر ساله به ترتیب وقوع این نام‌ها روی توفان‌ها گذاشته می‌شود، اما در سال‌های اخیر دانشمندان متوجه شده‌اند 2 تغییر عمده در رفتار این هاریکن‌ها به چشم می‌خورد، نخست آن‌که این هاریکن‌ها قدرت بیشتری از خود به نمایش می‌گذارند و از سوی دیگر منطقه وقوع آنها نسبت به گذشته عریض‌تر شده است. به عبارت دیگر نه تنها تعداد دفعات بروز هاریکن‌های قدرتمند نسبت به گذشته بیشتر شده است که آنها در عرض‌های شمالی‌تر نیز دیده می‌شوند. در نمونه‌ای که چند سال پیش رخ داد، ساکنان جنوب ایران و نواحی جنوبی خلیج فارس برای اولین بار در طول تاریخ ثبت این پدیده‌ها، شاهد بروز یک هاریکن بودند که به نام توفان گونو مشهور شد و ساکنان جنوب ایران وقوع آن را خوب به خاطر دارند. متخصصان اقلیم با بررسی این رفتار هاریکن‌ها امکان ارتباط آن با گرمایش زمین را ممکن می‌دانند. بر اساس نظر این افراد تغییر دمای آب‌های اقیانوس هرچند به میزان اندک نه تنها قدرت این توفان‌ها را بیشتر کرده است، که بازه تشکیل آنها را افزایش داده و با ادامه روند گرمایش زمین و آب شدن یخ‌های قطبی باید منتظر تعداد بیشتری از هاریکن‌های قدرتمند در عرض‌های وسیع‌تری از سیاره خود باشیم. توفان‌هایی که می‌توانند برای بسیاری از کشورها و مردمی که در نواحی خطر زندگی می‌کنند، مصیبت بار باشند. هاریکن‌ها جلوه دیگری از پاسخی هستند که طبیعت سیاره ما به تخریب وسیعی می‌دهد که بشر در آن ایجاد کرده است.


مبارزه فردی با گرمایش زمین

آیا ما شهروندان ساکن سیاره زمین می‌توانیم کاری برای مقابله با گرمایش زمین انجام دهیم؟‌ آیا چون بزرگ‌ترین تولیدکننده‌های گازهای گلخانه‌ای تحت تاثیر سیاست‌ دولت‌ها هستند، ‌دست شهروندان عادی برای مبارزه با این پدیده بسته است؟‌ آیا اقدامات فردی هر یک از ما در مقابل انبوه تولید گازهای گلخانه‌ای توسط صنایع بزرگ اساسا فایده‌ای دارد؟ ‌واقعیت این است که اگرچه صنایع بزرگ نقش بسیار جدی در تولید گازهای گلخانه‌ای و گرمایش زمین دارند و کارهای کوچک ما نقش کوچکی در کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای دارد، اما اگر این اقدامات از سوی تعداد بسیار زیادی از شهروندان رعایت شود، حاصل جمع آن کاهش عدد قابل توجهی از تولید گازهای گلخانه‌ای خواهد بود. راه‌های زیر روش‌هایی است که هریک باعث می‌شود به طریقی در استفاده از منابعی که با تولید گازهای گلخانه‌های در ارتباط هستند صرفه‌جویی شود و شما هم می‌توانید در خانه و زندگی خود، آنها را به کار ببرید. شاید انجام همین قدم‌های کوچک، جان توله خرس‌های قطبی را نجات دهد.

1- حتی‌الامکان از وسایل نقلیه عمومی و در صورت امکان از دوچرخه ‌به جای وسایل شخصی موتوری استفاده کنید.

2- دمای ترموستات را در زمستان 2 درجه کاهش و در تابستان 2 درجه افزایش دهید.

3- فیلترهای مشعل و تهویه هوای خود را به صورت مرتب تمیز و جایگزین کنید.

4- دستگاه‌های الکتریکی مانند تلویزیون و رایانه را در حالت Standby قرار ندهید.

5- یخچال و فریزر را در مکان‌های سرد و دور از وسایل گرمایشی مانند اجاق قرار دهید.

6- برفک‌ یخچال‌ها و فریزرهای قدیمی را مرتب پاک کنید.

7- زباله‌های زیستی (Organic) را بازیافت کنید.

8- از کیسه‌های پلاستیکی استفاده مجدد کنید. پیشنهاد بهتر این است که هنگام خرید با خودتان یک زنبیل پارچه‌ای حمل کنید.‌ برخی از نمونه‌های آن به شکل تاشو طراحی شده و می‌توانید در جیب یا کیفتان بگذارید.‌ یادتان باشد شما تنها چند دقیقه از آن کیسه استفاده می‌کنید، اما برای بازگشت آن به طبیعت سال‌های طولانی زمان نیاز است.

9- زباله‌های خود را کاهش دهید.

10- به جای غذاهای یخزده، ‌غذاهای تازه خریداری کنید.

11- جنگل‌های سرتاسر جهان را در مقابل هرگونه آسیب محافظت کنید. می‌دانید که جنگل‌های هیرکانی مازندران و گیلان در رده باستانی‌ترین جنگل‌های جهان هستند که از پیش از عصر یخبندان باقی مانده‌اند و هر سانتی‌مترمربع آن یک موزه واقعی است؟

12- از اتلاف حرارتی خانه‌هایتان برای مدت زمان طولانی جلوگیری و شیشه‌های یک جداره قدیمی را با شیشه‌های دوجداره جایگزین کنید.

13- با دوستان و بستگان خود از خطرات تغییرات اقلیمی صحبت نمایید و این پیشنهادها را به آنها نیز ارائه کنید.

آیا گرمایش زمین برای ایران مهم است؟

شاید بسیاری سوال کنند در میان همه مشکلاتی که جامعه در حال توسعه‌ای مانند ایران با آن مواجه است، آیا باید نگران گرمایش زمین بود؟ مگر ما چقدر در این پدیده نقش داشته‌ایم و مگر ما چه کار می‌توانیم بکنیم؟ پیش از این‌که به نقش ایران اشاره شود، شاید بد نباشد به یاد بیاوریم که ایرانیان میراث‌دار میراثی هستند که در آن طبیعت ارج نهاده می‌شود و وارثان این فرهنگ باید خود را متعهد به احترام به طبیعت بدانند. اینک این طبیعت در خطر افتاده و حتی اگر ما نقشی هم در این میان نداشتیم به واسطه تعهدات فرهنگی خود باید در هر سطحی که می‌توانستیم برای حل آن اقدام می‌کردیم، بازهم با فرض بی‌تقصیر بودن ما در این رویداد نباید فراموش کرد که متاسفانه یا خوشبختانه مرزهای سیاسی و فرهنگی برای زمین و سیاره ما قابل تشخیص نیست. اگر سیاره ما آسیب ببیند برایش فرقی نمی‌کند که چه کسی آسیب وارد کرده یا در کجا این آسیب واقع شده است. همه سرزمین‌ها و دریاهای زمین در برابر این آسیب واکنش نشان خواهند داد و همه ما در مثل شبیه مسافران آن کشتی چوبی هستیم که اگر مسافری محل نشستن خود را سوراخ کند، همه غرق خواهند شد. وقتی توفانی مانند گونو وزیدن بگیرد، برایش دبی و بوشهر فرقی نمی‌کند. وقتی سطح آب دریاها افزایش پیدا کند، برایش سواحل شمالی و جنوبی خلیج فارس فرقی نمی‌کند و وقتی دمای زمین افزایش پیدا کرد و بیماری‌های متنوع ناشی از آن شایع شد، همه دچار آن خواهند شد. کما این‌که اگرچه ایدز از آفریقا و آنفلوآنزای خوکی از مکزیک برخواستند، اما اینک در کشور ما نیز قربانی می‌گیرند. اما فراتر از این بحث‌های اخلاقی واقعیت مهم دیگری وجود دارد که بر اساس برآوردهای سازمان ملل متحد، ایران نقش قابل توجهی در این پدیده دارد. طی سال‌های اخیر رتبه ایران در تولید گازهای گلخانه‌های به شکل چشمگیری افزایش پیدا کرده است؛ به طوری که هم‌اکنون ایران از نظر تولید گازهای گلخانه‌ای در رده دهم جهان قرار دارد و اولین کشور غیرصنعتی تولیدکننده این گازها در جهان به شمار می‌رود. کشورهایی مانند فرانسه، استرالیا و برزیل در این فهرست پس از ایران قرار گرفته‌اند. علاوه بر نقش ما در تولید گازهای گلخانه‌ای باید یادآور شد که اثرات این پدیده در ایران هم قابل ملاحظه است و یخچال‌های زمستانی کوهستان‌ها هر روز کوچک‌تر می‌شود و الگوی آب و هوایی ما در حال تغییر مشهودی است. به همین دلیل هم حضور فعال ایران در برنامه‌هایی مانند اجلاس کپنهاگ و از سوی دیگر ایفای نقش شهروندان برای کمک به حفظ سیاره خودشان، می‌تواند در کنار هم، عذر خواهی کوچکی به سهم خودمان باشد ازطبیعتی کهدر قبال آن ظلمیروا داشته‌ایم.

 

جدول زمانی  رویدادهای مهم تاریخ گرمایش:

1895 - 1894

دانشمند سوئدی، سوانت آرینوس در تلاش برای توضیح وقوع عصر یخبندان به ارتباط میزان سطح دی‌اکسیدکربن در جو زمین و این پدیده اشاره کرد.

1957

راجر روله، اقیانوس‌شناس آمریکایی که بعدها از او به نام پدر اثر گلخانه‌ای یاد کردند بر اساس تحقیقاتش نتیجه گرفت ما در حال تجربه‌ای در ابعاد جهانی هستیم که به دلیل افزایش دی‌اکسیدکربن در جو به زمین تحمیل شده است. دوره تدریس او در دانشگاه هاروارد، باعث تحت تاثیر قرارگرفتن بسیاری از دانشجویانش از جمله ال گور شد.

1970

اولین حرکت جهانی برای جلب توجه درباره اثرات تغییر اقلیم با برگزاری اولین روز زمین صورت گرفت. 20 میلیون نفر در آمریکا این را مراسم برگزار کردند و خیابان پنجم نیویورک بسته شد.

1988

دانشمندان شرکت‌کننده در اجلاس تغییرات اقلیم تورنتو برای اولین بار به طور رسمی اعلام کردند گرمایش زمین بر اثر انباشت گازهای گلخانه‌ای آغاز شده است و خواستار کاهش 20 درصدی انتشار دی‌اکسیدکربن تا 2005 شدند. دهه 80 میلادی رکورد گرم‌ترین دهه تاریخ تا آن زمان را به خود اختصاص داد.

1990

700 دانشمند و اقلیم‌شناس در هیات بین‌الدولی تغییرات اقلیم (IPCC) ‌به اجماع رسیدند که سیاره زمین با گرمایش غیرمنتظره‌ای روبه‌روست و برای حل آن نیاز به اقدام جدی و فوری برای کاهش گازهای گلخانه‌ای وجود دارد.

2001

گزارش 2600 صفحه‌ای ‌IPCC اعلام کرد که زمین با سرعتی بیش از هر زمان دیگری در طول هزار سال اخیر در حال گرم شدن است و میزان انباشت دی‌اکسیدکربن در جو زمین در طول 20 میلیون سال پیش تا کنون هیچ‌گاه به اندازه امروز نبوده است.

2005

مجلس ایران عضویت کشور در پیمان کیوتو را تصویب کرد. در همین سال پروتکل کیوتو از 16 فوریه عملیاتی شد .

2007

‌بزرگ‌ترین کنسرت موسیقی تاریخ با نام زمین، به طور زنده همزمان در شهرهای سیدنی، ‌ژوهانسبورگ،‌ نیوجرسی،‌ ریودوژانیرو، ‌قطب جنوب،‌ توکیو، ‌کیوتو، ‌شانگهای، ‌لندن، هامبورگ، ‌واشنگتن و رم با حضور ده‌ها خواننده و موسیقیدان و با هدف جلب توجه جهانیان به گرمایش زمین برگزار شد.

2007

ال گور و دفتر بین‌الدولی تغییرات اقلیم،جایزه صلح نوبل را برای تلاش به دلیل مقابله با گرمایش زمین به دست آوردند.

2009

‌اجلاس کپنهاگ برای تعیین خط مشی مقابله با روند گرم شدن زمین در سال‌های پس از 2012 برگزار می‌شود.

 

 


نویسنده : پوریا ناظمی
منبع: وبلاگ پوریا ناظمی

رکورد دورترین خوشه‌ کهکشانى شکسته شد

رکورد دورترین خوشه‌ کهکشانى شکسته شد

با کشف یک خوشه‌ کهکشانى در ‌٢/١٠ میلیارد سال نورى از زمین، رکورد دورترین خوشه‌ کهکشانى که پیش از این در اختیار خوشه‌اى در فاصله‌ حدود یک میلیارد سال نورى از زمین بود شکسته شد. این جرم که دورترین خوشه‌ کهکشانى کشف ‌شده تاکنون است، با ترکیب داده‌هاى رصد‌خانه‌ پرتو ایکس چاندراى ناسا و تلسکوپ‌هاى نورى و فروسرخ شناسایى شده است. این خوشه متعلق به زمانى است که عالم فقط یک چهارم عمر فعلى خود را داشته است. خوشه‌هاى کهکشانى بزرگ‌ترین اجرام موجود درعالم‌اند که اجزایشان به‌ سبب نیروى گرانش کنار هم جمع‌اند. کشف چنین ساختار عظیمى در آن دوران آغازین عالم مى‌تواند اطلاعات مهمى را درباره‌ چگونگى تحول کیهان در این مرحله بحرانى در اختیارمان قرار دهد. خوشه‌ى کهکشانى ‌٠۴١JKCS زمانى شناسایى شد که دانشمندان به این باور رسیدند که خوشه‌هاى کهکشانى را مى‌توان براساس مدت زمان سپرى‌شده از تشکیل آنها، در آغاز عالم یافت؛ بنابراین، با بررسى ویژگى‌هاى این خوشه‌ى کهکشانى - مانند ترکیبات، جرم و دما - مى‌توان اطلاعاتى از چگونگى شکل‌گیرى عالم به دست آورد. در اغلب موارد، خوشه‌هاى کهکشانى دوردست را نخست با رصدهاى مرئى و فروسرخ شناسایى مى‌کنند که آشکارساز ستاره‌هاى پیر و سرخ حاکم در کهکشان‌هاى سازنده‌ خوشه‌هاست. خوشه کهکشانى ‌٠۴١JKCS در حقیقت در سال ‌٢٠٠۶ (‌١٣٨۵) در نتیجه‌ مطالعاتى کشف شد که با تلسکوپ فروسرخ بریتانیا (UKIRT) صورت گرفت. سپس، فاصله‌ این خوشه را به کمک رصدهاى مرئى و فروسرخ تلسکوپUKIRT، تلسکوپ کانادا - فرانسه - هاوایى و تلسکوپ فضایى اسپیتزر ناسا مشخص کردند. رصدهاى فروسرخ اهمیت بیشترى دارند، چراکه نور مرئى کهکشان‌ها به ‌سبب انبساط عالم در فواصل بسیار زیاد به طول موج‌هاى فروسرخ انتقال مى‌یابد. داده‌هاى چاندرا آخرین مدرک بود که ‌٠۴١JKCS واقعاً یک خوشه کهکشانى به معناى حقیقى کلمه است. تابش پرتو ایکس انبساط ‌یافته‌اى که چاندرا دید، نشان‌دهنده‌ این است که در بین این کهکشان‌ها گازهاى داغى وجود دارد که این مساله را مى‌توان از خوشه‌هاى کهکشانى انتظار داشت تا از خوشه‌هایى که در حال شکل‌گیرى‌اند. همچنین، بدون مشاهدات پرتو ایکس این احتمال باقى مى‌ماند که این جرم ترکیبى از گروه‌هاى مختلف کهکشانى است که در امتداد مسیر دید ما قرار گرفته یا اینکه رشته‌اى بلند از کهکشان‌ها و گاز است که از روبه‌رو دیده مى‌شود. جرم و دماى این گاز داغ که از رصدهاى چاندرا به دست آمد، تمام این احتمالات را منتفى کرد. به نوشته نجوم، گستردگى و شکل این تابش ایکس همراه با نبود منبع رادیویى مرکزى، این احتمال را مورد تردید قرار مى‌دهد که گسیل پرتو ایکس به‌ سبب پراکنده شدن تابش زمینه‌ ریزموج کیهانى به ‌وسیله‌ ذرات گسیل‌کننده‌ امواج رادیویى ایجاد شده باشد. هنوز ممکن نیست که با شناسایى تنها یک خوشه‌ى کهکشانى در فاصله‌ى بسیار دوردست بتوان مدل‌هاى کیهان‌شناختى را بررسى کرد، اما تحقیقات جهت شناسایى دیگر خوشه‌هاى کهکشانى در فواصل بسیار دور همچنان ادامه دارد. به گفته‌ بِن موگان، از دانشگاه بریستول در بریتانیا، «این کشفى هیجان‌انگیزاست چراکه شبیه این است که فسیلى از دایناسور تیرانوزروس رکس بیابیم که بسیار قدیمى‌تر از دیگر نمونه‌هاى شناسایى شده باشد. یک فسیل ممکن است درست با شناخت ما از دایناسورها منطبق باشد اما اگر تعداد بسیارى فسیل شناسایى کنیم مى‌بایست به بررسى مجدد چگونگى تکامل دایناسورها بپردازیم. همین مساله را مى‌توان به خوشه‌هاى کهکشانى و شناخت ما از کیهان‌شناسى نیز تعمیم دادبرخى از پرسش‌هاى مطرح‌شده براى دانشمندان درباره‌ این خوشه که امید است با مطالعه‌ بیشتر به آنها پاسخ داده شود، عبارتند از این که تراکم عناصر سازنده‌ (مانند آهن) در چنین اجرام جوانى چیست؟ آیا نشانه‌اى دال بر اینکه این خوشه هنوز در حال شکل‌گیرى است، وجود داردو آیا دما و روشنایى پرتو ایکس چنین خوشه‌ دوردستى مانند خوشه‌هاى نزدیک‌تر به جرم آن بستگى دارد یا نه؟

منبع : GSI - ایسنا


هشت روش فناورانه برای حل بحران گرمای زمین/ زمین عینک آفتابی می‌زند!

هشت روش فناورانه برای حل بحران گرمای زمین/ زمین عینک آفتابی می‌زند!

بحران گرمای جهانی در عین بزرگی از نظر برخی دانشمندان به اندازه ای قابل حل است که می توان آن را با توسعه دادن روشهای فناورانه مهار کرد. هشت روش فناوری برای حل این بحران پیشنهاد شده است.در حالی که رهبران جهان قصد دارند در نشست کپنهاک در رابطه با شرایط آب و هوایی جهان به صحبت و مذاکره بپردازند، بسیاری بر این باورند که تنها راه برای حل بحران آب و هوایی و گرمای جهانی برداشتن قدمهای سریع و خلاقانه و ارائه فناوری های جدید برای مهار حرارت جهان است.طی چند سال گذشته دانشمندان در این زمینه به نتایج متعددی دست پیدا کرده اند، از صخره های جذب دی اکسید کربن تا شبکه های فضایی کنترل کربن که می توانند به گونه ای در کنترل این بحران تاثیر گذار باشند. برخی از این ابداعات بر روی کاهش و جذب دی اکسید کربن تمرکز داشته و برخی دیگر راه کارهایی را برای سرد کردن زمین ارائه می کنند.نشریه ای بی سی بر همین اساس هشت شیوه خلاقانه و معمولی را که می توانند در این راه به انسانها کمک کرده و به گونه ای به مهار گرمای جهانی ختم شوند رامعرفی کرده است.

اسپری کردن در لایه اوزون: حتما به یاد دارید که باید از اسپری کردن ذرات معلق از بین برنده لایه ازون خودداری کنید، اکنون زمان آن رسیده که در این باره بازنگری کرده و این کار را در قالبی دیگر از سر بگیریم. طرح "تعبیه ذرات استراتوسفریک" بر این اساس است که مواد شیمیایی مانند دی اکسید سولفور در نزدیکترین لایه اتمسفری زمین اسپری شود تا با ترکیب با دیگر مواد شیمیایی درون اتمسفر نور خورشید را از زمین بازتاب دهد. این گاز بخشی از نور خورشید را بازتاب داده و از گرم شدن زمین تحت تاثیر این تابشهای خورشیدی جلوگیری می کند. سولفور ماده ای ارزان قیمت است که یک کیلوگرم از آن می تواند تاثیر صدها هزار کیلوگرم از دی اکسید کربن را خنثی کند. یکی از مشکلاتی که برای اجرای این طرح پیش بینی شده است، احتمال تاثیرگذاری بیش از حد آن بر روی برخی از مناطق و بروز تغییرات شدید آب و هوایی است. همچنین استفاده از یک آلاینده برای خنثی کردن آلاینده ای دیگر از دیگر انتقاداتی است که به این طرح وارد شده است.

استفاده از عینک آفتابی برای زمین: ایده استفاده از عینک آفتابی برای زمین طرح دیگری است که می تواند به گونه ای از گرم شدن زمین جلوگیری کند. چنین ساختاری باید از رشته های متقاطع آلومینیوم ساخته شده و در فضا قرار گیرد، این حصار می تواند مانند یک فیلتر از عبور برخی تابشهای مادون قرمز جلوگیری کند. به گفته برخی از دانشمندان این طرح با تمامی غیر عادی بودنش در برابر خورشید نقطه ای کوچک خواهد بود که آسیبی به رشد زمین وارد نخواهد کرد. از مشکلات اساسی این طرح، ساخت فیلتری با وسعت یک میلیون و 554 هزارکیلومتر مربع است که باید جایی میان خورشید و زمین قرار گیرد، ساخت چنین ساختاری در حال حاضر بسیار دور از ذهن به نظر رسیده و در عین حال ابزاری برای انتقال آن به مدار زمین وجود ندارد.

 

 

استفاده از سنگها برای به دام انداختن دی اکسید کربن: تشکیل مواد شیمیایی در سنگها به هزاران سال زمان نیاز دارد اما دانشمندان معتقدند می توان چنین فرایندی را در مدت زمانی کوتاه و با استفاده از کربناتی کردن معدنی انجام داد. طی این فرایند دی اکسید کربن فشرده شده، حرارت دیده و با مواد معدنی مانند سرپانتین یا الیوین و یا صخره های آهکی ترکیب می شود. نتیجه این فرایند ماده ای سخت و غیر مضر است که می توان از آن در ساختمان سازی نیز استفاده کرد. اما اجرای این طرح نیازمند کشف منابع معدنی است که قابلیت ترکیب با دی اکسید کربن را دارند که این فرایند خود نیازمند انجام عملیات اکتشافی معدنی با تمامی تاثیرات منفی آن بر روی محیط زیست است. همچنین حرارت دادن به دی اکسید کربن نیز خود عامل تولید این گاز به شکلی دیگر است.

به دام انداختن دی اکسید کربن در زیر زمین: بر اساس این طرح می توان دی اکسید کربن را جذب کرده و در زیر زمین و یا در چاه های نفت تزریق کرد. طی پروژه Weyburn در کانادا محققان میلیونها تن از دی اکسید کربن را در زیر زمین دفن کرده اند و بر این باورند در صورتی که چنین پروژه ای در سرتاسر جهان شکل گیرد می توان در حدود 200 هزار گیگاتن از گاز دی اکسید کربن را در زیر زمین دفن کرد. با این حال یکی از بزرگترین موانعی که بر سر راه اجرای این پروژه وجود دارد، نیاز به سرمایه بالا برای به دام انداختن گاز دی اکسید کربن است در حالی که احتمال نشت این گاز از زیر زمین طی سالهای متوالی نیز وجود دارد.

منبع : GSI - مهر

 

ساخت فیلترهای عظیم هوا: این طرح، ساخت فیلترهای عظیم هوا برای خارج کردن دی اکسید کربن در تئوری طرح قابل اجرایی به نظر می رسد. چنین فیلتری می تواند دی اکسید کربن موجود در هوا را جذب کرده و آن را با مواد شیمیایی فیلتر ترکیب کند و در نهایت استخراج و ذخیره کند. اما مشکلاتی مانند عظمت بالای این طرح و تعداد و وسعت چنین فیلتری برای افزایش تاثیرگذاری آن محدودیتهای بزرگی را برای اجرای آن به وجود می آورد. در عین حال استخراج دی اکسید کربن ذخیره شده در مواد شیمیایی فیلترها خود نیازمند صرف انرژی گزافی است که دی اکسید کربن بیشتری تولید خواهد کرد.

ساخت درختهای مصنوعی: درختان بخش قابل تحسینی از طبیعت هستند که نقشی قابل توجه در جذب دی اکسید کربن به عهده دارند، اما در صورتی که بتوان درختانی موثرتر از درختان طبیعی تولید کرد، میزان جذب دی اکسید کربن در سطح جهان نیز افزایش پیدا خواهد کرد. درختی مصنوعی با برگهای پلاستیکی با قابلیت جذب دی اکسید کربن می توانند این گاز مخرب را جذب کرده و در مکانی ایمن ذخیره کنند. این درختان نیازی به نور مستقیم خورشید نداشته و می توان آنها را در هر مکانی نصب کرد. در صورتی که این درختان به درستی طراحی شوند می توانند عملکردی هزار بار سریعتر از درختان واقعی داشته باشند. اما به دلیل اینکه این درختان عملکردی مانند درختان طبیعی ندارند، مشکل اساسی در استفاده از آنها سرنوشت دی اکسید کربن ذخیره شده است. در عین حال انرژی جدا سازی گاز ترکیب شده با فیلترهای جذب دی اکسید کربن بسیار بالا و خود عاملی جدید در تولید این گاز به شمار می رود.

استفاده از ابرهای نمکی: ابرها لایه ای محافظتی برای زمین به شمار می روند و به همین خاطر برخی از دانشمندان بر این باورند می توان با کمک پراکندن نمک در میان هوا ابرهای بیشتری تولید کرد. این پدیده شانس قرار گرفتن ذرات بخار آب و نمک در کنار یکدیگر و تشکیل ابرها را افزایش خواهد داد. ابرهای نمکی در عین حال سفید رنگ تر بوده و می توانند میزان بیشتری از نور خورشید را بازتاب داده و زمین را خنک تر کنند. برای پراکندن نمک در هوا نیز می توان از قایقهایی استفاده کرد که به واسطه رایانه ها هدایت شده و توده هایی عظیم از آب دریا را به هوا پرتاب می کنند. به گزارش مهر، در عین حال در صورتی که تعداد زیاد ابرها برای زمین خطر ساز شود می توان به راحتی پروژه را متوقف کرد. با این حال هیچکس نمی داند برای اجرای چنین طرحی به چند قایق نیاز خواهد بود و آیا نمکهای آب دریا برای تشکیل ابرها کافی هستند یا خیر؟

پرورش پلانکتونها: ایده اصلی این طرح استفاده از پودر آهن برای تولید بیشتر پلانکتونها در اعماق اقیانوسها است زیرا این جانداران می توانند دی اکسید کربن را بخورند. باروری از طریق پودر آهن پیشتر در اقیانوس جنوبی در قطب جنوب مورد آزمایش قرار گرفته بود که نتایج آن نشان می دهد با کمک چنین شیوه ای می توان در حدود 453 کیلوگرم دی اکسید کربن را با هزینه کمتر از 10 سنت از بین برد. اما این طرح مشکل بزرگی را در پیش رو دارد و آن این است که توده های عظیم پلانکتونها می توانند اکوسیستم را در اعماق اقیانوسها از بین ببرند و منجر به نابودی گونه های دیگر جانداران شوند.


دولت بودجه نجات‌بخشی تالاب انزلی را نمی‌پردازد

دولت بودجه نجات‌بخشی تالاب انزلی را نمی‌پردازد

عضو مجمع نمایندگان گیلان در گفت‌و‌گو با ایلنا:

تالاب بین المللی انزلی در دنیا بی‌نظیر و زیستگاه بسیاری از پرندگان مهاجر هست ولی به دلیل ورود فاضلاب از طریق رودخانه‌های منتهی به آن در حال حاضر آلوده و به سمت نابودی پیش می‌رود/ دولت اعتبار 700میلیارد تومانی را نمی‌دهد.
ایلنا: عدم تخصیص اعتبار 700 میلیارد تومانی دولت برای نجات‌بخشی تالاب بین‌المللی انزلی غیرقابل توجیه است.
عضو مجمع نمایندگان گیلان در مجلس در گفت‌و‌گو با ایلنا، گفت: هیات دولت در سفر دور دوم به گیلان اعتبار 700 میلیارد تومانی برای اجرای فاضلاب صنعتی در 11 شهر این استان و نجات‌بخشی تالاب انزلی تصویب کرد، ولی متاسفانه تاکنون نسبت به پرداخت آن اقدامی نکرده و این غیر قابل توجیه است.
علی میرزایی فلاح آبادی ادامه داد: تالاب بین المللی انزلی در دنیا بی‌نظیر و زیستگاه بسیاری از پرندگان مهاجر هست ولی به دلیل ورود فاضلاب از طریق رودخانه‌های منتهی به آن در حال حاضر آلوده و به سمت نابودی پیش می‌رود.
عضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس درباره برنامه‌های در دست اجرا برای نجات‌بخشی تالاب انزلی، گفتک در سفر دوم احمدی‌نژاد در سال گذشته به گیلان، هیات دولت اعتبار 700 میلیارد تومانی برای اجرای فاضلاب صنعتی در 11 شهر فومن، صومعه‌سرا، لاهیجان، لنگرود، رودبار، انزلی، آستانه اشرفیه، آستارا و تالش اختصاص بدهد ولی متاسفانه تاکنون این اعتبار تخصیص داده نشده و شاهد آلودگی شدید تالاب انزلی و وضعیت بسیار بد آن هستیم.
میرزایی فلاح آبادی وظیفه دولت را برای نجات بخشی تالاب انزلی از آلودگی‌های موجود بسیار مهم و ضروری دانست و تاکید کرد: وظیفه دولت است که در اسرع وقت امکانات و اعتبارات لازم را برای اجرای فاضلاب صنعتی در 11 شهر گیلان و هدایت آن به تصفیه‌خانه‌ها تخصیص بدهد تا از بین رفتن تالاب بین المللی انزلی به عنوان زیستگاه بسیاری از پرندگان مهاجر، منطقه گردشگرپذیر حیات و اقتصاد گیلان جلوگیری بشود در غیر این‌صورت باید هم‌چنان شاهد مرگ آن باشیم.
نماینده مردم فومن در پایان از اداره کل محیط زیست، میراث فرهنگی و گردشگری و استانداری گیلان خواست هرچه سریعتر نسبت به مبارزه با آلودگی تالاب انزلی تا اخذ اعتبار 700 میلیارد تومانی مصوب دولت و توسعه گردشگری اقدام بکند.

منبع: iranamerica.com - ایلنا


تا سی سال آینده جنگلی باقی نمی‌ماند

... کارشناسان و متخصصان محیط‌زیست با ابراز نگرانی شدید از رشد فزآینده تخریب جنگل‌ها در کشور، تغییر کاربری جنگل‌ها، نقش وزارتخانه‌ها و نهاد‌های دولتی در نابودی جنگل‌ها، قاچاق چوب، فقر گسترده ساکنان حاشیه جنگل‌ها، حضور دام در جنگل و اجرای ناقص طرح صیانت از جنگل‌ها و مراتع کشور را از دلایل عمده نابودی جنگل‌های کشور می‌دانند.

... در پنج سال اخیر به دلیل شتاب گرفتن مصوبات احداث طرح‌های صنعتی و احداث شهرک‌های صنعتی جدید و همچنین توسعه شهرک‌های صنعتی موجود، پاک‌تراشی و تغییر کاربری جنگل شتاب بیشتری گرفته است.

...تصور می‌کنم مشکل تخریب جنگل‌ها در اکثر نقاط جهان وجود دارد، اما چرا ایران که از نظر نسبت مساحت جنگل به کل مساحت کشور حتی در شمار 100 کشور اول برخوردار از پهنه‌های جنگلی نیست در شمار شش کشور اول مخرب جنگل قرار دارد؟ تصور می‌کنم اراده ملی برای حفظ جنگل‌ها ضعیف‌تر از ایران نیست. حفاظت جنگل در ایران نه یک موضوع حیاتی، ملی، جهانی و بنیادین، بلکه صرفاً دلمشغولی یکی از سازمان‌های وابسته به یکی از وزارتخانه‌های دولت است. در دولتی که آشکارا هیچ اولویتی برای محیط زیست در طبیعت قائل نیست و به گفته رئیس سازمان محیط زیستش در طول جلسات هیأت دولت حتی یک بار درباره مفهوم توسعه پایدار بحث نشده و مکرراً دولت‌مردانش به تصریح یا تلویح حفظ محیط زیست را مزاحمی در مسیر توسعه می‌دانند عجیب نیست مساحت کل جنگل‌های ایران در چهل سال گذشته به یک سوم کاهش پیدا کرده است.»

تا سی سال آینده جنگلی باقی نمی‌ماند

حسین صرافی: جنگل‌های ایران حال و روز خوشی ندارند و در معرض نابودی هستند. هر روز هزاران اصله درخت در جنگل‌ها و مناطق حفاظت شده قطع می‌شوند و سازمان‌های محیط زیست و جنگل‌ها و مراتع کشور که مسئولیت حفظ و صیانت از این میراث گران بها را به عهده دارند با سوء تدبیر و مدیریت روند نابودی را سرعت می‌بخشند.
کارشناسان و متخصصان محیط‌زیست با ابراز نگرانی شدید از رشد فزآینده تخریب جنگل‌ها در کشور، تغییر کاربری جنگل‌ها، نقش وزارتخانه‌ها و نهاد‌های دولتی در نابودی جنگل‌ها، قاچاق چوب، فقر گسترده ساکنان حاشیه جنگل‌ها، حضور دام در جنگل و اجرای ناقص طرح صیانت از جنگل‌ها و مراتع کشور را از دلایل عمده نابودی جنگل‌های کشور می‌دانند.
اهل نظر معتقدند اگر روند نابودی جنگل‌های ایران با روند فعلی ادامه یابد، در 30 سال آینده در کشور جنگلی باقی نخواهد ماند.
تغییر کاربری
مهم‌ترین دلیل نابودی جنگل‌های شمال کشور تغییر کاربری آنها است. محمد درویش، متخصص محیط زیست معتقد است: «تغییر کاربری ابتدا در دامنه‌های جلگه‌ای اتفاق افتاد. کشاورزان این مناطق را به اراضی کشاورزی تبدیل کردند، اما با افزایش رفاه مردم و رشد شهرنشینی این اراضی به خانه، ویلا و شهرک‌های ویلایی تبدیل شدند.»
دکتر مخدوم استاد محیط زیست دانشگاه تهران با اشاره به وجود تبدیل جنگل‌ها به اراضی کشاورزی و سپس ویلا می‌گوید: «در پنج سال اخیر به دلیل شتاب گرفتن مصوبات احداث طرح‌های صنعتی و احداث شهرک‌های صنعتی جدید و همچنین توسعه شهرک‌های صنعتی موجود، پاک‌تراشی و تغییر کاربری جنگل شتاب بیشتری گرفته است.»
این متخصص محیط زیست یکی دیگر از موارد تغییر کاربری جنگل‌ها را احداث راه می‌داند و می‌افزاید: «راه‌سازی غیرضروری و مخرب، در دولت نهم شتاب بیشتری گرفته است به گونه‌ای که دولت پا را فراتر گذاشته و پروژه‌هایی که تنها مطالعات و کلنگ زنی آنها در گذشته انجام شده ولی به دلیل مشکلات بسیار زیست محیطی و فشار افکار عمومی متوقف شده بود را اجرایی کرده و با نابودی اکوسیستم‌های پیوسته و آبخیزهای حیاتی سبب ساز تخریب جنگل‌ها می‌شوند.»
نقش دولت در تخریب جنگل‌ها
شواهد نشان می‌دهد تخریب جنگل‌ها توسط دولت در چند سال اخیر شدت گرفته است. دکتر ناصر کرمی، روزنامه‌نگار و اقلیم‌شناس معتقد است: «تصور می‌کنم مشکل تخریب جنگل‌ها در اکثر نقاط جهان وجود دارد، اما چرا ایران که از نظر نسبت مساحت جنگل به کل مساحت کشور حتی در شمار 100 کشور اول برخوردار از پهنه‌های جنگلی نیست در شمار شش کشور اول مخرب جنگل قرار دارد؟ تصور می‌کنم اراده ملی برای حفظ جنگل‌ها ضعیف‌تر از ایران نیست. حفاظت جنگل در ایران نه یک موضوع حیاتی، ملی، جهانی و بنیادین، بلکه صرفاً دلمشغولی یکی از سازمان‌های وابسته به یکی از وزارتخانه‌های دولت است. در دولتی که آشکارا هیچ اولویتی برای محیط زیست در طبیعت قائل نیست و به گفته رئیس سازمان محیط زیستش در طول جلسات هیأت دولت حتی یک بار درباره مفهوم توسعه پایدار بحث نشده و مکرراً دولت‌مردانش به تصریح یا تلویح حفظ محیط زیست را مزاحمی در مسیر توسعه می‌دانند عجیب نیست مساحت کل جنگل‌های ایران در چهل سال گذشته به یک سوم کاهش پیدا کرده است.»
دکتر اسماعیل کهرم، استاد محیط زیست دانشگاه آزاد با اشاره به این که نیمی از جنگل‌های ایران در 30 سال گذشته نابود شده و به 12 میلیون هکتار رسیده نقش دولت را در این تخریب مؤثر می‌داند و معتقد است: «میزان برداشت پایدار از جنگل‌ها باید 2/3 میلیون متر مکعب باشد، اما دولت 6 میلیون متر مکعب از جنگل‌های هیرکانی شمال کشور برداشت می‌کند که دست کم سه میلیون سال قدمت دارند.»
استاد دانشگاه آزاد اسلامی به داستان گسترش فضای شهرک صنعتی در منطقه لاکان رشت اشاره می‌کند و می‌گوید: «استاندار گیلان بدون اخذ نظر کارشناسان منابع طبیعی استان و سازمان جنگل‌ها و مراتع، 1200 هکتار از بهترین اراضی جلگه‌ای واقع در ضلع جنوبی شهرک را برای گسترش فضای شهرک صنعتی در نظر گرفت و از وزیر جهاد خواست تا با این درخواست موافقت کند. مجوز ساخت کارخانه‌های پتروشیمی در حالی در استان‌های گیلان، مازندران و سمنان صادر شده است که این مناطق از نظر دارا بودن جنگل‌های هیرکانی در دنیا بی‌نظیرند.»
قاچاق چوب
قاچاق چوب تا دو دهه گذشته یکی از دلایل عمده نابودی جنگل‌ها بوده اما هم اکنون به دلیل مقابله با قاچاق تأثیر زیادی در تخریب جنگل‌ها ندارد. ولی محمد درویش، متخصص محیط زیست، از قطع بی‌رویه درختان توسط کارخانه‌های تولید زغال در زاگرس خبر می‌دهد و می‌گوید: «هرساله هزاران اصله درخت قدیمی که ارزش بالایی دارند توسط کارخانه‌های تولید زغال قطع و به زغال تبدیل می‌شوند و کیسه‌ای 10 هزار تومان به فروش می‌رسد.»
فاضلاب و زباله
هم اکنون حدود 50 واحد دفع زباله به وسعت 300 هکتار در جنگل‌های شمال وجود دارد که روزانه به طور میانگین بیش از 3 هزار تن زباله در آن دفن می‌شود.
با اینکه سال‌ها درباره تبعات انباشت زباله هشدارهای بسیار داده شده ولی روند انباشت آن در جنگل ادامه دارد. سوءمدیریت پسماند‌ها و انتخاب جنگل و رودخانه به عنوان مخازن رایگان زباله و فاضلاب و آلوده‌سازی آب، خاک و جنگل در سطح و زیرزمین و به دنبال آن بروز بیماری‌های عفونی انگلی، گوارشی، پوستی، تنفسی، انواع سرطان‌ها و مرگ‌های زودرس مشکوک و...، دستاورد فاجعه بار این سوءمدیریت در شمال و دیگر مناطق کشور است که هزینه‌های هنگفت درمان آنها، بار مالی سنگینی بر مردم تحمیل کرده است.
دکتر اسماعیل کهرم می‌گوید: «یک متخصص محیط زیست انگلیسی پسماند زباله را پلیدترین عنصر روی زمین می‌داند، چون باکتری‌های موجود در خاک را نابود، زمین را عقیم، به سفره‌های آب زیر زمینی نفوذ می‌کند و دوباره به سطح خاک می‌آید و تمام موجودات زنده؛ درختان، گیاهان و بذر‌های سطح خاک را نابود می‌کند.»
حضور دام در جنگل
بر طبق بند یک ماده شش مصوبه «صیانت از جنگل‌های شمال» هیأت وزیران، سازمان جنگل‌ها و مراتع موظف بود تا سال 1388، 3/3 میلیون واحد دامی را از جنگل‌ها خارج کند. اما این مصوبه در مهلت مقرر تحقق نیافت و حتی با تأخیری چندین‌ساله هم بعید است به طور کامل اجرا شود.
دکتر مخدوم استاد محیط زیست دانشگاه تهران می‌گوید: «امید می‌رفت با اجرای دقیق طرح صیانت از جنگل‌ها و خروج دامها، یکی از عوامل مؤثر نابودی جنگل‌ها از میان برود اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد.»
استاد محیط‌زیست دانشگاه تهران می‌افزاید: «این طرح در استان گلستان به دلیل مدیریت صحیح اجرا شد اما در استان مازندران با پرداخت پول و تحویل خانه به دامداران آنها را از جنگل بیرون کردند اما دام‌ها همچنان در آنجا حضور دارند.»
یوسف گرجی بحری، پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران با اشاره به زیان‌های حضور دام در جنگل می‌گوید: «در گذشته تعداد دام کم بود و آسیب‌های وارده به جنگل نیز مهم نبود ولی اکنون به دلیل افزایش تعداد دام و افزایش جمعیت، فشار به جنگل زیاد شده است.»
او می‌افزاید: «دامداری سنتی در جنگل‌های شمال به صرفه نیست و دامداران از روی ناچاری به کار خود ادامه می‌دهند. چاره کار آن است دامداریهای صنعتی ایجاد شود و با زراعت علوفه و استفاده از غذاهای کنسانتره، دامداری سنتی به دامپروری صنعتی تبدیل شود.»
این پژوهشگر در ادامه می‌گوید: «حضور دام در جنگل از زادآوری طبیعی درختان جلوگیری می‌کند زیرا دام، نهال را می‌خورد و درختان جدید به وجود نمی‌آید و جنگل، مخروبه می‌شود.»
گرجی‌بحری معتقد است: «خسارت مخروبه شدن عرصه‌‪ ۲۰۰هکتاری، سالانه دست کم ۲۰۰ میلیون تومان است. برخی از کارشناسان معتقدند علت اصلی پیشرفت کند طرح خروج دام از جنگل‌‌های شمال، نابسامانی و ضعف تشکیلاتی است.»
ناصرقلی صفاری، مسئول سابق طرح ساماندهی جنگل‌نشینان سازمان جنگل‌ها و مراتع دراین‌باره می‌گوید: «در ادارات منابع طبیعی، بخش مشخصی برای پیگیری این امر وجود ندارد و فقط یک نفر را مسئول طرح خروج دام کرده‌اند. طبیعی است با کمبود نیروی انسانی کار به درستی انجام نشود.»
او تصریح می‌کند: «حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی جنگل‌نشینان، عشق می‌خواهد و در قالب حق ماموریت، نمی‌توان مسائل را حل کرد.»

منبع : iranamerica.com - خبر آنلاین


انفجار عظیم کیهانی رکوردی از لحاظ فاصله ثبت کرد

انفجار عظیم کیهانی رکوردی از لحاظ فاصله ثبت کرد

انفجار خارق العاده مهیب یک ستاره عظیم در مراحل اولیه کیهان توسط تلسکوپ ها ثبت شده است. این دورترین شی واحدی است که تاکنون رؤیت می شود.

این انفجار ابتدا توسط تلسکوپ فضایی سوئیفت ناسا رصد شد که وظیفه اش ثبت اشعه گاما است که در اثر رویدادهای شدید ساطع می شود.

سپس سایر تلسکوپ ها علائم آن را دنبال کرده و منبع آن را شیئی در فاصله 13 میلیارد سال نوری رقم زدند.

دانشمندان می گویند که نابودی این ستاره احتمالا به ایجاد یک سیاهچاله منجر شده است.

پروفسور نیال تنویر از دانشگاه لیستر در بریتانیا گفت: "این ما را به حیطه ای می رساند که قبلا به آن پا نگذاشته بودیم."

او افزود: "این دورترین انفجار اشعه گاماست که تاکنون ثبت می شود، و همچنین دورترین شیئی است که تاکنون کشف می شود."

ماهواره سوئیفت در سال 2004 برای تحقیق درباره "فلاش" های کیهانی که انرژی خارق العاده عظیمی از آنها منتشر می شود و یکی از تکان دهنده ترین رویدادهای کیهانی به حساب می آید به فضا پرتاب شد.

پروژه سوئیفت تحت هدایت ناسا با حمایت گسترده دانشمندان بریتانیایی و ایتالیایی انجام شده است.

انفجار اخیر که "جی آر بی 090423" نامگذاری شده روز 23 آوریل توسط سوئیفت ردیابی شد.

رصدهای متعاقب آن توسط تلسکوپ مادون سرخ کینگدام و تلسکوپ شمالی ژمنای که هر دو بر کوه مونا کی در هاوائی مستقر هستند انجام شد.

انبساط فضایی

تحلیل طیف نوری این رویداد تایید کرد که "گرایش به سرخ" این انفجار 8/2 (هشت و دو دهم) است. گرایش سرخ مقیاسی برای سنجش میزان "کشیدگی" نور در اثر انبساط کیهان است.

هرچه گرایش به سرخ بیشتر باشد شیء دورتر و قدمت آن در تاریخ کیهان بیشتر است.

رقم 8/2 معادل فاصله ای بیش از 13 میلیارد سال نوری است. به عبارت دیگر، تصویری که از این انفجار به ما رسیده است متعلق به زمانی است که جهان فقط 630 میلیون سال قدمت داشت که تنها یک بیستم عمر کنونی آن است که 13 میلیارد و 700 میلیون سال رقم زده می شود.

رکورد دار قبلی از لحاظ قدمت و فاصله یک انفجار اشعه گاما بود که در سال 2008 - آن هم توسط سوئیفت - کشف شد. گرایش به سرخ آن انفجار 6/7 (شش و هفت دهم) بود که آن را 190 میلیون سال نوری از "جی آر بی 090423" نزدیکتر می کرد.

دانشمندان آنچه را که معتقدند ممکن است کهکشان های کم سوء با گرایش به سرخ 8 تا 10 باشد رؤیت کرده اند، اما ماهیت واقعی آنها هنوز موضوع تحقیقات است.

پژوهشگران خیلی مشتاقند این فاصله های دور را کاوش کنند زیرا به این ترتیب می آموزند که کیهان چگونه در مراحل اولیه تکامل یافت و این به آنها کمک می کند دریابند که چرا جهان اینگونه است که اکنون به نظر می رسد.

دانشمندان معتقدند که شرایط فوق العاده داغ موجود پس از "انفجار بزرگ" (Big Bang) در نهایت آنقدر سرد شد که پروتون ها، نوترون ها و الکترون ها فرصت یافتند اتم های خنثی هیدروژن و هلیوم را تشکیل دهند.

وقتی اولین ستارگان در اثر ریزش درونی ابرهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شدند، جهان روشن شد.

به علاوه آنقدر تشعشعات شدید فرابنفش از این ستارگان داغ و جوان ساطع شد که گاز اطراف را "سرخ" کرد و باعث جدا شدن الکترون ها از اتم های خنثی و ایجاد پلاسمای رقیقی میان ستارگان شد که امروز هم قابل ردیابی است.

ستاره ای که اکنون بقایای انفجار آن توسط سوئیفت ردیابی شده است به احتمال زیاد جزو آن گروه اولیه از غول هایی بود که مسئول این تحولات هستند.

منبع : tehranlondon.com


احتمال وقوع فاجعه زیست محیطی در زمان نسل کنونی

احتمال وقوع فاجعه زیست محیطی در زمان نسل کنونی

مطالعات تازه ای که در باره تغییرات جوی صورت گرفته نشان می دهد که این احتمال که فاجعه 4 درجه سانتیگراد گرمتر شدن هوای کره زمین در دوره نسل کنونی اتفاق افتد، در حال افزایش است.

دانشمندانی که این مطالعات را انجام داده اند می گویند تا اواسط قرن حاضر احتمال گرمتر شدن هوای کره زمین تا 4 درجه سانتیگراد و جود دارد .

به گفته این دانشمندان در منطقه قطب شمال، در همین مدت ممکن است درجه حرارت هوا تا 15 درجه سانتیگراد افزایش یابد.

این بررسی که توسط نهاد تحقیقاتی معتبر Hadley Centre در بریتانیا صورت گرفته، به این نتیجه رسیده که چنانچه گازهای گلخانه ای کنترل نشود، در ظرف مدتی کمتر از 50 سال درجه حرارت هوای کره زمین افزایش خواهد یافت و در نتیجه آن ممکن است زمین های پست را سیل فرا گرفته و نیمی از تمام گونه های حیوانات و گیاهان از بین بروند و دسترسی به آب در سراسر جهان به مخاطره افتد.

ولی دانشمندانی که این گزارش را تهیه کرده اند بر این نکته پافشاری می کنند که وقوع این فاجعه اجتناب ناپذیر نیست و چنانچه میزان گازهای گلخانه ای به زودی کاهش یابد هنوز می توان از وقوع آن جلوگیری کرد.

این گزارش هنگامی انتشار می یابد که نمایندگان 190 کشور جهان برای شرکت در دور دیگری از گفتگوها قبل از تشکیل اجلاس تغییرات جوی در ماه دسامبر، در بانکوک گرد آمده اند.

این اجلاس به ابتکار سازمان ملل متحد در کپنهاگ تشکیل خواهد شد.

مقامات سازمان ملل متحد نمایندگان شرکت کننده در نشست بانکوک را ترغیب کرده اند که گام های لازم را در جهت تهیه پیش نویس متنی که در کنفرانس کپنهاگ مطرح می شود بردارند.

یکی از درخواست های مهم کشورهای در حال توسعه این است که کشورهای ثروتمند باید به کشورهای در حال توسعه برای کاهش تولید گازهای گلخانه ای کمک مالی کنند.

گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا می گوید برای مقابله با فقر از طریق استفاده از تکنولوژی پاک، به سالانه 100 میلیارد دلار نیاز است.

کشورهای اتحادیه اروپا کم و بیش با این موضوع موافقند ولی باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در اجلاس گروه 20 در هفته گذشته این موضوع را نادیده گرفت.

راجر هارابین، تحلیلگر بی بی سی در امور محیط زیست می گوید سیاست های آقای اوباما در مورد محیط زیست در مجلس سنای آمریکا با مشکل عظیمی روبروست و سناتورهای آمریکایی با تامین بودجه لازم برای کمک به حفاظت از محیط زیست موافق نیستند.

منبع : tehranlondon.com


باران شهاب سنگ ها وضع زمین را عوض کرد

باران شهاب سنگ ها وضع زمین را عوض کرد

 

رگباری از شهاب سنگ ها که حدود چهار میلیارد سال قبل بر زمین و مریخ بارید احتمالا این سیارات را گرمتر و مرطوبتر کرده است.

پژوهشگران برای اندازه گیری گازهایی که هنگام ورود شهاب سنگ ها به جو آزاد می شد، این سنگ های جوان را در معرض حرارت فوق العاده قرار دادند.

جو زمین در آن زمان هنوز در مرحله تشکیل شدن بود و بارها در معرض باران شهاب سنگ ها قرار گرفت.

محققان می گویند این رگبارها برای بدل کردن این دو سیاره به جایی گرمتر و مرطوبتر که آن را برای ایجاد حیات مساعدتر می کند کافی بوده است.

نتایج این مطالعه در نشریه "Geochimica et Cosmochimica Acta" منتشر شده است.

تیم محققان کار را با 15 قطعه شهاب سنگ کهن از سراسر جهان شروع کرد. این سنگ ها با استفاده از تکنیک خاصی به نام "پایرولیسیس-اف تی آی آر" حرارت داده شد.

در این شیوه برای افزایش دمای قطعات به حداکثر 20 هزار درجه سانتیگراد در ثانیه از الکتریسیته استفاده می شود. سنگ ها در جریان این فرآیند به گاز تجزیه می شوند که این گازها مورد تحلیل قرار گرفت.

منبع آب

محققان دریافتند که در این فرآیند حدود 12 درصد از جرم یک قطعه معمولی به بخار آب و شش درصد آن به دی اکسید کربن بدل شد.

آنها سپس با استفاده از مدل های ریاضی شمار شهاب های افتاده بر زمین در جریان "بمباران سنگین نهایی" (ال اچ بی) را حساب کردند.

"ال اچ بی" دوره ای در حدود چهار میلیارد سال قبل بود که در جریان آن شمار خارق العاده بزرگی از شهاب سنگ ها بر سیارات منظومه شمسی بارید.

این پژوهشگران براساس تخمین های منتشره از شمار شهاب های باریده در "ال اچ بی"، به این نتیجه رسیده اند که هر سال 10 میلیارد تن آب و دی اکسید کربن وارد جو زمین و مریخ می شد.

به گفته آنها این وضع باعث گرمایش کره، پیدایش اقیانوس های مایع، و محیطی قابل سکونت تر برای موجودات زنده می شد.

ریچارد کورت سرپرست این تحقیق از "امپریال کالج لندن" گفت: "احتمال داده شده است که شهاب سنگ های کهن به خاطر ترکیب شیمیایی شان یکی از علل پیدایش آب روی زمین بوده باشند."

"ما اکنون داده هایی داریم که نشان می دهد دقیقا چقدر آب و دی اکسید کربن به طور مستقیم توسط شهاب سنگ ها به اتمسفر زمین تزریق شد. این گازها فورا فرآیندی را به جریان انداختند که باعث تقویت گردش آب و گرمایش سیاره شد."

زمین از وجود یک میدان مغناطیسی بهره مند است که بادهای خورشیدی را دفع می کند؛ به گفته محققان همین بادهای خورشیدی باعث زدوده شدن اتمسفر مریخ از گازهایی می شد که شهاب سنگ ها وارد اتمسفر آن سیاره می کردند.

منبع : tehranlondon.com


تلسکوپ فضایی هرشل تولد ستارگان را ضبط کرد

تلسکوپ فضایی هرشل تولد ستارگان را ضبط کرد

هرشل که اخیرا راهی فضا شد ثابت کرده است که ابزار بی نظیری است

سازمان فضایی اروپا تصاویر خیرکننده تازه ای که توسط تلسکوپ فضایی هرشل ضبط شده را منتشر کرده است.

این تصاویر که تشکیل ستارگان را نشان می دهد جزو مهمترین تصاویری که در چند دهه اخیر از فضا گرفته شده است، توصیف می شود.

منجمان امیدوارند که با تحلیل این تصاویر، بتوانند به سوالاتی درباره چگونگی تشکیل ستارگان و کهکشان ها پاسخ دهند.

هرشل بزرگترین تلسکوپ نجومی است که تاکنون در فضا مستقر شده است. این تلسکوپ هفت ماه پیش راهی فضا شد.

این تلسکوپ از زمان آغاز کار موفق به گرفتن عکس هایی از غبار فضایی که تاکنون غیرقابل رؤیت بود شده است. این موادی است که کهکشان ها، ستاره ها، سیارات و حتی کلیه اشکال حیات از آنها ساخته شده اند و دانشمندان درحال مطالعه آن هستند تا به درکی از چرخه حیات کیهانی دست یابند.

بروس سوئینیارد از آزمایشگاه روترفورد اپلتون در آکسفوردشایر بریتانیا، از اعضای تیم پژوهشگرانی است که ابزار "اسپایر" (Spectral and Photometric Imaging Receiver) در هرشل را طراحی کرده اند. این یکی از سه ابزار مهمی است که نقش چشم تلسکوپ را بازی می کنند.

این سه ردیاب به هرشل امکان می دهند امواج شدیدا فروسرخ و امواج نوری با طول موج کمتر از یک میلیمتر را رؤیت کند که در نتیجه امکان دیدن اجرام پنهان در پس توده های گرد و غبار آسمانی از جمله ستارگان در هنگام تولد آنها فراهم می شود.

این توانایی همچنین به هرشل امکان می دهد اعماق کیهان را رصد کند و کهکشان هایی را ببیند که زمانی شکل گرفتند که عمر کیهان از یک پنجم تا نصف حالا بود. این دوره ای از تاریخ کیهان است که تصور می شود زایش ستارگان در اوج بود.

پروفسور سوئینیارد توضیح داد که هرشل با نگاه به "کهشکان های جوان" قادر است بخشی از تاریخ تشکیل ستارگان را آشکار کند.

او گفت که هزاران کهکشانی که این تلسکوپ ردیابی کرده است به محققان اجازه می دهد مدل های تشکیل کهکشان ها را آزمایش کنند و فرآیندهای شیمیایی که باعث تشکیل غبار فضایی می شود را کشف کنند.

یکی از این عکس ها نشان می دهد که بخشی از فضا که تاکنون خلاء به نظر می رسید در واقع آکنده از غبار ستاره ای است.

این تصاویر نشان داده است که ساز و کارهای کهیان ممکن است متنوع تر و پیچیده تر از آن باشد که نظریات کنونی بر آن دلالت دارد.

منبع : tehranlondon.com


کشف گسست های وسیع در یخ های قطب شمال

کشف گسست های وسیع در یخ های قطب شمال

در جریان تحقیقاتی در یک سفر اکتشافی توسط ارتش کانادا، شواهدی چشمگیر از تکه تکه شدن بخشی از کلاهک یخی قطب شمال به دست آمده است.

دانشمندان همسفر با نیروهای کانادایی یک ترک بزرگ و تازه را در جریان ارزیابی وضعیت صفحات عظیم یخی در شمال دور کانادا یافتند.

این تیم شبکه ای از گسست ها را یافت که برای بیش از 16 کیلومتر در "وارد هانت"، بزرگترین صفحه یخی منطقه، کشیده می شد.

سرنوشت بلوک های وسیع یخ یکی از نشانگرهای کلیدی تغییرات آب و هوایی تلقی می شود.

دِرِک مولر، یکی از دانشمندان حاضر در آن سفر، از دانشگاه ترنت، گفت: "من از دیدن این ترک های تازه مبهوت شدم."

وی توضیح داد: "این یعنی صفحه یخی درحال تجزیه است، قطعات آن مثل یک پازل به هم وصلند اما می توانند جدا شوند."

دکتر لوک کاپلند از دانشگاه اوتاوا که از دیگر دانشمندان این سفر بود می گوید ترک های تازه با الگوی تغییرات مشاهده شده در قطب شمال سازگار است:

"ما شاهد تغییرات خیلی چشمگیری هستیم؛ از عقب نشینی یخچال ها گرفته تا ذوب یخ های دریا."

"میزان یخ های شناور در دریا سال گذشته 23 درصد کمتر از هر زمان دیگر بود و آنچه اکنون بر سر صفحات یخی (ice shelf) می آید بخشی از همین تصویر است."

وقتی صفحات یخی از بدنه اصلی جدا شوند، به صورت "جزیره های یخ" در اقیانوس شناور می شوند و جغرافیای خط ساحلی قطب را دگرگون می کنند.

سال گذشته من بخشی از تیم بی بی سی بودم که در جریان انجام نخستین رشته تحقیقات دکتر مولر و دکتر کاپلند در "جزیره ایلز آیس" - کوهی یخی به اندازه منهتن نیویورک - به آنها ملحق شد.

این کوه یخی اکنون دو نیمه شده است که هر قطعه اکنون 640 کیلومتر پایین تر از موقعیت اولیه آن در جنوب قرار دارد.

تغییرات سریع در قطب شمال نزاع بر سر مالکیت آن را زنده کرده است.

سفر اکتشافی ارتش کانادا یک "گشت حاکمیتی" نامیده شد.

پس از ذوب بی سابقه قطب شمال در سال گذشته، اکنون همه خیره شده اند تا ببینند امسال تابستان چه اتفاقی خواهد افتاد.

هرچند حداکثر پهنای کلاهک یخی قطب شمال در زمستان گذشته کمی بیش از زمستان قبل از آن بود، اما هنوز پایین تر از میانگین درازمدت است.

منبع : سایت ایرانیان انگلستان


درختان پهن برگ ماموتها را منقرض کردند

درختان پهن برگ ماموتها را منقرض کردند

دیرینه شناسان آمریکایی دریافتند که علت انقراض پستانداران عظیمی چون ماموتها در آخرین عصر یخبندان گسترش جنگلهای درختان پهن برگ بوده است.دانشمندان دانشگاه ویسکونسین مدیسون در این بررسیها کشف کردند که تولد و رشد جمعیت جدیدی از گیاهان پهن برگ به خصوص درختان افرا، زبان گنجشک و نارون در آمریکای شمالی علت انقراض ماموتها بوده است. این محققان در این خصوص اظهار داشتند: "در مدت آخرین عصر یخبندان که بین پلیستوسن و اولوسن (بین 18 تا 6 هزار سال قبل) رخ داده است آمریکای شمالی شاهد بزرگترین تغییرات اکولوژیکی بوده است به طوری که یک گونه گیاهی جدید در این منطقه گسترش یافت درحالی که 34 گونه جانوری نابود شدند."این گروه جانوران عظیم شامل ماموتها، فیلهای بزرگ مستودن و ببرهای دندان شمشیری بودند. تا کنون با توجه به بقایای فسیلی این جانوران، دانشمندان نتیجه گیری کرده بودند که انقراض این گونه ها در اثر نابودی محل سکونت آنها و شکار به دست انسان بوده است. اکنون این دیرینه شناسان با بررسی رسوبات دریاچه "اپلمن" در ایندیانا خلاف فرضیات پیشین را نشان دادند و کشف کردند که انقراض و نابوی این "ابر جانوران" به خصوص گیاهخواران عظیم الجثه به دلیل رشد گیاهان پهن برگ بوده است. به خصوص این دانشمندان با بررسی گرده ها، کربن و قارچ Sporomiella که در فضولات جانوران گیاهخوار رشد می کند توانستند روند جمعیتی گونه های "ابر جانوران" را بازسازی کنند و نشان دهند که این جانوران غول پیکر بین 14 هزار 800 تا 13 هزار و 700 سال قبل و پیش از نابودی گونه جدید گیاهان پهن برگ و همچنین انقراض جمعیتهای انسانی "کلاویس" نابود شده اند. "کلاویسها" بزرگترین شکارچیان آمریکای شمالی بوده اند.این کشف همچنین فرضیه دیگری را رد می کند که براساس آن برخورد یک جرم آسمانی به زمین در حدود 12 هزار و 900 سال قبل منجر به انقراض این جانوران شده است. مهر


داده‌هاى زلزله‌شناسى حاکیست که باید وقوع زلزله در کشور را باید جدی بگیریم

داده‌هاى زلزله‌شناسى حاکیست که باید وقوع زلزله در کشور را باید جدی بگیریم

رییس پژوهشگاه زلزله‌شناسى و مهندسى زلزله گفت: داده‌هاى دریافتى ما از ایستگاه‌هاى زلزله‌شناسى حاکیست که وقوع زلزله در کشور را باید بسیار جدى بگیریم و این یک هشدار جدى است. دکتر تسنیمى در مراسم برگزارى یازدهمین مانور سراسرى زلزله و ایمنى در مدارس افزود: ما با توجه به زلزله‌خیز بودن کشورمان نمى‌توانیم بگوییم که کشورى ایمن در برابر زلزله خواهیم داشت، مگر این که تصمیماتمان در این زمینه بر اساس تفکر و دانش روز باشد. وى ادامه داد: در کشور زلزله‌خیز مانند ایران که ما آن را به چهار منطقه تقسیم‌بندى کرده‌ایم، اکثر مناطق، زلزله‌خیز هستند که این موضوع نشان مى‌دهد که ما باید بسیار هوشیارانه و با تمرکز در زمینه‌ مقابله با زلزله رفتار کنیم. رییس پژوهشگاه زلزله شناسى و مهندسى زلزله همچنین خطاب به دانش‌آموزان سراسر کشور، اظهار کرد: دانش‌آموزان با توجه به ظرفیت گسترده‌اى که در جمعیت آن‌ها وجود دارد، بهترین جمعیت مخاطب به لحاظ ارائه آموزش‌هاى مقابله با زلزله و انتقال دانش روز در این زمینه هستند. ایسنا


خورشید

مقدمه
خورشید ستاره‌ای است از ستارگان رشته اصلی که 5 میلیارد سال از عمرش می‌گذرد. این ستاره کروی شکل بوده و عمدتا از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است. وسعت این ستاره 1.4 میلیون کیلومتر (870000 مایل) است. جرم این ستاره 7 برابر جرم یک ستاره معمولی بوده و همچنین 750 برابر جرم تمام سیاراتی است که به دورش می‌چرخند. در هسته خورشید ، جرم توسط واکنشهای هسته‌ای تبدیل به تشعشعات الکترومغناطیسی که نوعی انرژی هستند، می‌شود. این انرژی به سمت بیرون تابانده شده و باعث درخشنگی خورشید می‌گردد. سایر اجسام آسمانی موجود در منظومه شمسی که توسط جاذبه خورشید در مدارهایشان قرار گرفته‌اند نیز گرمایشان را از این انرژی می‌گیرند.

 خورشید

  مواد تشکیل دهنده خورشید حالت گازی دارند، بنابراین خورشید محدوده دقیق و معینی نداشته و مواد اطراف آن بتدریج در فضا منتشر می‌شوند. اما چنین به نظر می‌رسد که خورشید لبه تیزی داشته باشد، چرا که بیشتر نوری که به زمین می‌رسد از یک لایه که چند صد کیلومتر ضخامت دارد ساطع می‌شود. این لایه فوتوسفر نام داشته و به عنوان سطح خورشید شناخته شده است. بالای سطح خورشید ، کروموسفر یا رنگین کره و هاله خورشیدی قرار دارند که با همدیگر جو خورشید را تشکیل می‌دهند.

مرکز خورشید مانند کوره‌ای هسته‌ای است با دمای 15 میلیون درجه سانتیگراد (27 میلیون درجه فارنهایت) که چگالی‌اش 160 برابر آب می‌باشد. تحت چنین شرایطی هسته‌های اتم هیدروژن باهم ترکیب شده و تبدیل به هسته‌های هلیووم می‌شوند. در این حین، 0.7 درصد جرم ترکیب شده ، تبدیل به انرژی می‌شود. از 590 میلیون تن هیدروژنی که در هر ثانیه در مرکز خورشید ترکیب می‌شوند، 3.9 میلیون تن به انرژی تبدیل می‌شود. این سوخت هیدروژنی ، تا 5 میلیارد سال دیگر دوام خواهد داشت. مسیر نامنظم 2 میلیون سال طول می‌کشد تا انرژی تولید شده در مرکز خورشید به سطح آن رسیده و بصورت نور و گرما تابش کند، سپس بعد از فقط 8 دقیقه ، این انرژی به زمین می‌رسد.

هنگامی که خورشید منبسط می شود تا تبدیل به یک غول سرخ شود، قطرش حدود 150برابر بزرگتر خواهد شد. گازهای منبسط شده و داغ، رنگ زرد و حرارت خود را از دست داده و قرمز رنگ و سرد خواهند شد. اما بخاطر بزرگتر شدن سطح خورشید،درخشندگی آن 1000برابر افزایش یافته و نور بیشتری ساطع خواهد کرد.

ادامه مطلب

کشف فسیل‌هاى ستاره‌یى از گذشته کهکشان راه شیرى

کشف فسیل‌هاى ستاره‌یى از گذشته کهکشان راه شیرى

دانشمند‌ان به تازگى دریافته‌اند که یک مجموعه از ستاره‌هاى کهنه و قدیمى احتمالا بقایاى یک کهکشان کوتوله هستند که در طول روزهاى اولیه عمر خود به تدریج با کهکشان راه شیرى ادغام شده است. این خوشه ستاره‌یى کروى که در میان برجستگى مرکزى ستارگان کهکشان راه شیرى قرار مى‌گیرد، «ترزان 5 » نام دارد و از صفحه مسطح کهکشان بیرون مى‌زند. یک خوشه کروى مى‌تواند میزبان مجموعه‌اى 10 هزار تا یک میلیون تایى از ستاره‌ها باشد که با کمک جاذبه کنار هم پیوند خورده‌اند. رصدهاى جدید با تلسکوپ بسیار بزرگ رصدخانه جنوب اروپا نشان مى‌دهد که دیدگاه سنتى درباره نحوه شکل‌گیرى مجموعه‌هاى ستاره‌یى در کهکشان ما، در مورد خوشه ستاره‌یى «ترزان 5» که ستاره‌هاى آن به دو جمعیت با سن‌ها و ترکیبات شیمیایى متفاوت تقسیم شده‌اند، صدق نمى‌کند. به گفته محققان ترکیبات نشان مى‌دهند که مواد یک ستاره از کجا منشاء گرفته است. یافته‌هاى جدید به اخترشناسان کمک خواهد کرد که قطعه‌هاى پازل موجود درباره گذشته کهکشان ما را کنار هم قرار دهند و به اطلاعات کاملترى در این زمینه دست پیدا کنند.ایسنا


بزرگترین ستاره شناخته شده براى بشر رو به مرگ است

بزرگترین ستاره شناخته شده براى بشر رو به مرگ است

تلسکوپ جدید اروپا موسوم به "هرشل" در حال بررسى ستاره روبه مرگى است که 30 تا 40 برابر عظیم تر از خورشید است. ستاره "وى واى کانیس میجر" بزرگترین ستاره شناخته شده براى دانشمندان روزهاى پایانى خود را مى گذراند و "هرشل" که از ماه مه ( اردیبهشت) کار خود را آغاز کرده است این ستاره را از نظر طیفى زیر نظر دارد.ستاره "وى واى کانیس میجر" ابر غول قرمز رنگ به شدت تکامل یافته است که درحال از دست دادن سوخت هسته اى خود است.این ستاره ممکن است هرلحظه به عنوان یک ابرنواختر دستخوش انفجار شود و مقادیر بسیار زیادى کربن، اکسیژن و نیتروژن را در فضاى بین ستاره ها مننتشر کند.ستاره یاد شده حدود چهار هزارو 500 سال نورى از زمین فاصله دارد و حداقل 200 سال است که مورد رصد ستاره شناسان است."مت گریفین" از ستاره شناسان دانشگاه "کاردیف بریتانیا" گفت: تلسکوپ "هرشل" مى تواند تصویر بسیار نزدیکى از ابر غبارى و گازى شکلى که از این ستاره به فضا متصاعد مى شود و ترکیبات منبع نورى آن بگیرد. ایرنا


ماه ( همسایه و قمر زمین )

مقدمه
کره ماه که تنها قمر طبیعی زمین است، که پوشیده از سنگ بوده و قطرش یک چهارم قطر زمین می‌باشد. ماه ، نوری از خود ندارد اما نور خورشید را منعکس کرده و قابل رویت می‌شود. کره ماه پوشیده از غبار بوده ، آب و حیات در آن یافت نمی‌شوند. بخاطر جاذبه بسیار ضعیفش نمی‌تواند ذرات گاز را نگه دارد و بنابراین فاقد جو است. در سطح ماه هزاران گودال شهاب سنگی وجود دارند که گدازه آتشفشانی در بعضی از این گودالهای بزرگ تراوش کرده و باعث تشکیل دریا (ماریا) در سطح ماه شده است.


چنین به نظر می رسد که ماه پیش از تشکیل ، پوسته‌اش حالتی مذاب داشته است. سن قدیمیترین سنگی که از ماه به زمین آورده شده نشان می‌دهد که این پوسته حدود 4.48 میلیارد سال پیش تشکیل شده است. طی 500 میلیون سال بعد از تشکیل پوسته ، بمباران شدید شهاب سنگها باعث شکستگی ، تغییر شکل و ذوب مجدد پوسته شد. ضربات ناشی از دو شهاب سنگ عظیم اخیر باعث تشکیل دو حوزه (دریا) ارینتال و ایمبریوم شده اند. جو جاذبه سطحی ماه بقدری ضعیف است که نمی‌تواند مانع از فرار ذرات گاز به فضا شود. در نتیجه ، جرم کل جو کره ماه به اندازه جرم هوای درون یک استادیوم بسکتبال است.

فاصله متوسط از زمین 384500 کیلومتر
قطر استوا 3476 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 27.32 روز زمینی
مدت حرکت انتقالی 27.32 روز زمینی
سرعت مداری 1.02 کیلومتر در ثانیه
دمای سطحی 155- تا 105 درجه سانتیگراد
جرم (زمین = 1) 0.01
چگالی متوسط (آب = 1) 3.34
جاذبه (زمین = 1) 0.16
تعداد قمر 0

 

 

 

 

 

 

 

 

اندازه کره ماه در مقایسه با سایر اقمار منظومه شمسی متوسط است. بزرگترین قمر ، متعلق به مشتری است که گانیمید نام داشته و قطرش 5262 کیلومتر است ، در حالیکه قطر ماه 3476 کیلومتر می‌باشد. از اقمار متعدد کوچکتر ، می‌توان از کردلیا ، قمر اورانوس ، نام برد که فقط 30 کیلومتر قطر دارد.

ماه ( همسایه و قمر زمین )

شکل گیری ماه
ماه و زمین بطور همزمان و حدود 4.5 میلیارد سال پیش شکل گرفتند. اینکه ماه دقیقا چگونه بوجود آمده هنوز معلوم نشده است. ممکن است همراه با زمین در اوایل شکل گیری منظومه شمسی شکل گرفته باشد، یا اینکه بعدها جذب میدان جاذبه شده و در مدار قرار گرفته است. نظریه‌ای که بیش از سایر نظریه‌ها پذیرفته شده این است که ماه از برخورد یک سیارک به اندازه مریخ به زمین بوجود آمده است.

اثرات متقابل جاذبه‌های زمین و ماه بر همدیگر باعث افزایش مدت حرکت وضعی هر دو جسم شده است. بعنوان مثال ، زمانی مدت حرکت وضعی زمین (طول شبانه روز) فقط 10 ساعت بود، اما این زمان به 24 ساعت کنونی افزایش یافته است. اگر این روند همچنان ادامه پیدا کند، طول ماهها به 47 روز خواهد رسید. اما مقیاس زمانی این روند بسیار طولانیتر از طول عمر خورشید بوده ، بنابر این منظومه شمسی عمر کافی برای رسیدن به آن زمان را نخواهد داشت. قطر خورشید 400 برابر قطر ماه و فاصله آن از زمین نیز 400 برابر فاصله ماه از زمین است. این اتفاق تصادفی باعث می‌شود تا هم ماه و هم خورشید به یک اندازه به نظر رسیده و در هنگام کسوف تمام سطح خورشید گرفته شود.

ماه ( همسایه و قمر زمین )

 
چرا ماه به روی زمین سقوط نمی‌کند؟
زمین با نیروی گرانش ماه را به سوی خود می‌کشد. اگر انسان ماه را که در حقیقت بی وقفه به دور سیاره ما می‌چرخد، از گردش باز می‌داشت، ماه فقط برای مدت کوتاهی ثابت می‌ایستاد، آنگاه با سرعتی فزاینده به سمت زمین می‌شتافت و در نهایت با آن برخورد می‌کرد. البته این عمل میسر نیست. ماه از هماه زمانهای اولیه با سرعتی برابر 3659 کیلومتر در ساعت به دور زمین در حال گردش بوده است. در اثر این حرکت گردشی ، یک نیروی گریز از مرکز به سمت خارج ایجاد می‌شود، که درست به اندازه نیروی گرانش زمین که به سمت داخل کشش دارد، است. این دو نیروی مخالف ، اثر یکدیگر را بطور متقابل خنثی می‌کنند، به نحوی که ماه هموراه بر مدار خود باقی می‌ماند.

ادامه مطلب

مریخ ( بهرام )

مریخ ( بهرام )

مریخ چهارمین سیاره منظومه شمسی و  آخرین سیاره سنگی است که بر گرد خورشید می چرخد. در طول تاریخ بشر همواره این سیاره در کانون توجهات نجومی بوده است. برای مثال بابلیان قدیم حرکات این نور قرمزسرگردان آسمان شب را دنبال کردند ونام nargel  یا  نام خدای جنگ را برآن گذاشتند.در همان زمان رومی ها بخاطر گرامیداشت خدای جنگشان اسم کنونی آنرا انتخاب کردند. یونانی ها نیز این سیاره را آرس که بیانگر خدای جنگ آنان است می نامیدند. این سیاره نزد کسانی که به آسمان می نگریستند مظهر جنگ و خون بود.

این سیاره در یک مدار بیضی شکل و با سرعتی حدود 1/24 کیلومتر در ثانیه  به دور خورشید می چرخد که اوج یا دورترین فاصله آن از خورشید  2۵۸ میلیون کیلومتر و در حضیض یانزدیکترین فاصله ۲۰۸ میلیون کیلومتر از خورشید فاصله می گیرد. ولی به طور متوسط 228 میلیون کیلومتر از خورشید فاصله دارد. این سیاره همسایه بعدی زمین است که گاهی به ما نزدیک می شود و به حدود ۵۸ میلیون کیلومتری ما می رسد و گاهی در آن سوی خورشید به فاصله ۴۰۳ میلیون کیلومتری از ما قرار می گیرد. از جهاتی هم شبیه زمین است و یک شبانه روز آن حدود۲۴   ساعت و۴۳  دقیقه  طول می کشد.اگر هرشب در یک ساعت خاص مریخ را رصد کنید حدود ۳۳ شب وقت لازم است تا بتوانید کل سیاره را رصد کنید. محور گردش آن نسبت به خط عمود حدود 24 درجه است. هر یک سال آن معادل 2 سال (687 روز) زمینی است و قطر آن حدود 6794 کیلومتر است (جالب است بدانید مساحت مریخ با مساحت خشکیهای زمین تقریبا برابر است.) به علت دوری از خورشید حداقل دمای آن به 100 درجه زیر صفر و حداکثر آن به 27 درجه سانتیگراد می رسد.

سرعت گریز از سطح آن 5 کیلومتر بر ثانیه است. جو آن 200 مرتبه از جو زمین رقیق تر است و فشار این جو رقیق حدود پنج میلی بار است(فشار جو زمین بیش از 1000 میلی بار است).هسته سیاره بصورت ترکیبی از آهن وسیلیسیم وجنس جبه نیز از سیلیسیم می باشد.

بهترین زمان رصد مریخ زمانی است که با زمین در حالت مقابله باشد در این وضعیت فاصله بین دو جرم به حداقل رسیده ومی توان عوارض سطحی سیاره را با تلسکوپهای آماتوری نیز مشاهده کرد.این وضعیت هر ۲۶ ماه یکبار تکرار می شود و۳ ماه قبل و۳ ماه بعد ازاین تاریخ است که  سیاره ارزش رصد کردن پیدا می کند ودر بقیه روزها اندازه آن بسیارکوچک است.

البته با توجه به بیضوی بودن مدار دو سیاره زمین و مریخ در هر مقابله فاصله بین دو جرم متفاوت است بنابراین بعضی از مقابله ها از بقیه باارزش تر هستند.در ضمن بدلیل همین بیضی بودن مداری در چرخش بدور خورشید حداقل فاصله بین دو سیاره معمولا" چند روز قبل یا بعد از مقابله رخ می دهد.

حرکت رجعی(بازگشتی):

در حالیکه زمین به حالت مقابله با این سیاره می رسد(مانند بقیه سیارات بیرونی ) وبعد از عبور از آن حالت به نظر می رسد که این سیاره حرکت عادی به سمت شرق خود در زمینه ستارگان  را متوقف کرده وبه سمت غرب برمی گردد بعد از مدتی دوباره متوقف شده وحرکت عادی خود به سمت شرق را آغاز می کند.این حرکت ویژه سیارات بیرونی ناشی از این است که زمین در مدار دور خورشید سریعتر از آنها حرکت می کند.در حالیکه زمین از آنها سبقت می گیرد به نظر می رسد که مانند اتومبیلی در اتوبان از زمین عقب می مانند وبه عقب بر می گردند ولی بعد از اینکه فاصه زمین با آنها بیشتر شد (برای مثال بعد از گذشت دو ماه ) به نظر می رسد که حرکت عادی خود را آغاز می کنند.

 

 ترکیبات جوی:

در جو آن گازهای دی اکسید کربن (با درصد۳/۹۵ )، اکسیژن (با درصد ۱۵/۰ )، نیتروژن با درصد۷/۲و کمی بخار آب(با درصد ۰۳/۰ ) و گازهای بی اثر(مانند آرگون با درصد ۶/۱ )وجود دارد.

مهمترین عوارض سطحی:

مریخ دارای کوه آتشفشانی عظیم الجثه ای است که المپیوس(Olympus Mons ) نام دارد. این کوه بزرگترین کوه آتشفشانی در منظومه شمسی است. وسعت المپیوس در حدود 600 کیلومتر،ارتفاع آن از دشتهای مجاور24 کیلومتر و قطر دهانه آتشفشانی آن ۸0 کیلومتر است.علاوه بر این دره ای با طول ۴۰۰۰ کیلومتر وعمق ۷ کیلومتر بانام Valles Marineris و دهانه ای برخوردی بزرگ با قطر۲۰۰۰ وعمق ۶ کیلومتر با نام Hellas Planitiaدر سطح مریخ وجود دارد.

وجود جو٬ کلاهک های قطبی٬ تغییرات اشکال روشنایی وتاریکی ها بر سطح آن وبطور کلی داستان معروف کانالهای مریخی باعث شد تعداد زیادی از منجمان ودانشمندان آنرا سیاره ای مانند زمین بپندارند وحتی زندگی موجوداتی مانند انسان را بر سطح آن جاری می دانستند.بعد از گذشت حدود سه دهه٬ فضاپیماهای روباتیک٬ مدار گردها ٬مریخ نورد ها تمام این نظرات را باطل اعلام کرده اند.

نامگذاری عوارض سطحی :

 

همانطور که می دانید روشنایی یک جسم بازتاب کننده نوری، آلبدو یا ضریب بازتاب و نواحی تاریک وروشن سطحی اجرام نیز عوارض آلبدویی نامیده می شوند.بکمک فضاپیماها ودیگر ماهواره های مخصوص نقشه برداری از مریخ مشخص شده که در مریخ بعضی از این عوارض٬ نواحی توپوگرافیکی نیستند فقط ناشی از اختلاف رنگ میان نواحی مجاور ناشی از اختلاف مواد تشکیل دهنده سطحی هستند.در حالیکه نواحی ای نیز وجود دارند که ناشی از عوارض طبیعی سیاره هستند.

بنابراین این سیاره دارای دو نوع نقشه با نامگذاریهای متفاوت است آنهایی که بر اساس عوارض مشاهده شده از زمین تعریف شده اند وآنهایی که بر اساس نقشه برداریهای دقیق از نزدیک تهیه شده اند.بر این اساس عوارضی  وجوددارند که دارای دو نام قدیمی وجدید می باشند .برای مثال دریای  Mare Sirenum  به Terra Sirenum  به معنای سرزمین Sirens  تغییر نام داده است. بسیاری از رصد کنندگان مریخ هنوز تمایل دارند از نامگذاریهای قدیمی استفاده کنند چراکه این نامهاهستند که بیانگر ظاهرعوارض قابل مشاهده از روی زمین هستند .

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره نامگذاری عوارض سطحی به آدرس زیر مراجعه نمایید:

http://planetarynames.wr.usgs.gov/jsp/SystemSearch2.jsp?System=Mars

ابرهای مریخی:

 

ابرهای مریخ عموما" از غبار٬ مه٬ شبنم ودیگر ذرات تشکیل شده ودارای رنگهای متفاوتی هستند.

1-ابرهای سفید: این ابرها بیشتردر نواحی میانه واستوایی بویژه بین فصلهای بهار وپاییز دیده می شوند.این ابرها پدیده ای روزانه هستند در اول صبح تشکیل شده وبا افزایش دما در میانه روز ازبین می روند.این ابرها در نیمکره ای که پوشش قطبی آن در حال ذوب شدن است بیشتر به چشم می خورند.

2-ابرهای سفید –آبی :این ابرها معمولا" باابرهای سفید شکل می گیرند والبته بعضی مواقع تشخیص آنها مشکل است.عقیده بر این است که این ابرها در ارتفاع های پایین جو سیاره شکل می گیرندواحتمالا" مه وشبنم سطحی هستند.

3- ابرهای زرد رنگ: این ابرها معمولا" زمانی که سیاره در حضیض مداری یعنی زمانی که با خورشید کمترین فاصله را دارد وگرمای خورشید موجب صعود بادهایی که ذرات غبار سطحی را به همراه دارند میشود بوجود می آیند. در حالیکه این ابرها کوچک وبا عمر کم هستند در بعضی موارد حتی می توانند کل سطح سیاره را دربر بگیرند .این ابرها معمولا در نواحی Hellas Planitia   و Serpentis Mare شکل می گیرند٬البته می توان انتظار شکل گیری آنها را در نواحی  Chryse٬Solis Lacus ٬ Lsidis Regio   و Aeria  داشت.

4-ابرهای دابلیو شکل: این ابرها با نواحی آتشفشانی سیاره مانند Olympus Mons ٬Pavonis Mons ٬ Ascraeus Mons  و Arsia Mons  همراه هستند معمولا" بزرگ بوده وسریع حرکت می کنند.

طوفانهای غباری:

 این طوفانها در هرزمانی می توانند رخ دهند اما در زمانی که مریخ در حضیض مداری باشد وگرمای خورشید موجب وقوع بادهای سریع السیرسطحی می شود بیشتر رخ می دهند. این طوفانها می توانند مقطعی بوده ویا کل سیاره را دربربگیرند وموجب ناپدید شدن عوارض سطحی سیاره از دید زمینیان شوند.گفتنی است برای مشاهده عورض سطحی سیاره مناسب است که از فیلترهای ویژه رصد مریخ استفاده نمود.

 

 

قطبهای مریخ

در سال 1666 میلادی جیووانی دومینیکو کاسینی ستاره شناس ایتالیایی و متصدی رصدخانه لویی چهاردهم در پاریس نواحی سفید رنگی را در قطبهای مریخ کشف کرد. بعد ها مشاهدات ویلیام هرشل این کشف را تایید کرد و مشخص شد که نواحی سفید رنگ در واقع پوششهای قطبی مریخ اند. این پوششها درست همانند پوششهای یخی زمین رشد می کنند و طی یک سال مریخی به تدریج تحلیل می روند. هرشل تصور می کرد که ساکنان مریخ در شرایطی نظیر شرایط حاکم بر زمین با چهار فصل و روزهایی تقریبا" برابر با روزهای زمین زندگی می کنند. پوشش یخی قطب جنوب مریخ بزرگتر از پوشش قطب شمالی است اما گهگاهی تغییراتی نیز دارد و گاهی به دو یا چند قسمت جداگانه تقسیم می شود علاوه بر این می تواند در فصل بهار حتی ناپدید شود..دربعضی از مقابله های مریخ با زمین بعلت زاویه کشیدگی محور آن، قطب جنوب مریخ بخوبی آشکار است.تغییرات قطب شمال مریخ کمتر ازقطب جنوب است البته تغییرات آن مانند قطب جنوب قابل پیش بینی نیست بهمین دلیل رصد آن جذاب تر است.در بعضی از روزها بویژه در فصل پاییز مریخی بر فراز قطب شمال مریخ چیزی شبیه آب یا مه تشکیل شده وناپدید می شود.بزرگ شدن پوشش قطب شمال با افزایش مه رابطه مستقیم دارد.

 

طیف سنج مادون قرمز   مارینر9 مشخص کرد که دمای سیاره مریخ در استوا حداکثر17 درجه سانتیگراد و در نواحی قطبی حداقل 120 درجه سانتیگراد زیر صفر است. هنگامی که سیاره در نقطه اوج مداری خود قرار دارد در نیمکره جنوبی زمستان است که سردتر از زمستان نیمکره شمالی است. پوشش یخی زمستانی در جنوب می تواند تا عرض جغرافیایی 55 درجه جنوبی امتداد یابد. هنگامی که سیاره به خورشید نزدیک می شود نواحی شمالی زمستان گرمتری دارند. در این صورت پوشش یخی زمستانی فقط می تواند تا عرض جغرافیایی 65 درجه شمالی برسد. در تابستان زمانی که با افزایش دما دی اکسید کربن منجمد(یخ خشک) به بخار تبدیل می شود پوششهای یخی نیز ذوب می شوند. دانشمندان معتقدند که یخهای قطب جنوب از دی اکسید کربن تشکیل شده اند. این یخها بر خلاف دی اکسید کربن برفکی که پایداری کمی دارد دیر ذوب می شوند. قطر پوشش قطب جنوب در اوج گرمای تابستان نیمکره جنوبی به 300 کیلومتر می رسد. قطر پوشش قطب شمال خیلی بیشتر است و هرگز کمتر از هزار کیلومتر نمی شود. دماهای اندازه گیری شده در قطب شمال نشان می دهد که پوشش یخی تابستانی باید از آب یخ زده تشکیل شده باشد. زیرا در این زمان دما از نقطه انجماد یخ خشک بالاتر است. به علاوه تجمع بخار آب بر روی پوشش یخی نیمکره شمالی به هنگام تابستان نشان می دهد که در این منطقه آب یخ زده وجود دارد.

قمرهای مریخ

در سال 1877 میلادی هنگامی که شیپارلی به دقت در حال ترسیم کانالها بر روی نقشه هایش بود یک ستاره شناس آمریکایی به نام آسف هال نیز در حال مشاهده مریخ بود. او از نوعی تلسکوپ انعکاسی جدید 66 سانتیمتری واقع در رصدخانه نیروی دریایی ایالات متحده در شهر واشنگتن استفاده می کرد.ستاره شناسان سالها به دنبال قمرهای مریخ بودند. یوهان کپلر در قرن هفدهم میلادی اعلام کرده بود که مریخ باید دو قمر داشته باشد. او معتقد بود که در ورای منظومه شمسی یک الگوی ریاضی نهفته است. طبق این الگو تعداد قمرهای سیاراتی که پس از زمین قرار دارند باید افزایش یابد. به این ترتیب که تعداد آنها هر دفعه باید دو برابر شود. با توجه به این که زمین دارای یک قمر است و در زمان کپلر تصور می شد که سیاره مشتری چهار قمر دارد بنابراین طبق ریاضیات حاکم بر این تئوری مریخ باید دو قمر داشته باشد.

آسف هال در ابتدای اوت 1877 میلادی مشاهدات طاقت فرسایی را برای یافتن اقمار مریخ آغاز کرد. در آن زمان نزدیکی مریخ به زمین مشکلاتی را ایجاد می کرد. مریخ آنقدر نزدیک بود که به هنگام مشاهده آن توسط تلسکوپ درخشندگی قابل توجهش اشکالاتی را در رصد این سیاره ایجاد می کرد. هال در یازدهم اوت متقاعد شد که چیزی نمی تواند بیابد. ولی همسرش به او اصرار کرد که بار دیگر نگاه کند. بالاخره در آن شب او متوجه چیزی شد. آن جرم آسمانی خیلی کوچک بود ولی قطعا" وجود داشت. بعد از مدتی آسمان ابری شد.

در شانزدهم اوت آسمان دوباره صاف شد و هال توانست قمر مریخ را به وضوح مشاهده کند. در روز هفدهم اوت هال با پیدا کردن قمر دوم مریخ به هیجان آمد. به این ترتیب نظریه دو برابر شدن اقمار درست به نظر می رسید. دانشمندان همچنان تصور می کردند که سیاره مشتری دارای چهار قمر و سیاره زحل دارای هشت قمر است. اما آنها در سال 1892 میلادی قمر پنجم مشتری و در سال 1898 میلادی قمر نهم سیاره زحل را کشف کردند. اکنون آشکار شده بود که تعداد اقمار سیارات مطابق نظر کپلر نیست.

آسف هال اقمار مریخ را به صورت نقاطی نورانی و متحرک مشاهده کرد. ولی تصاویری که در سال 1969 میلادی توسط فضاپیمای مارینر و در سال 1975 توسط وایکینگ ارسال شد نشان داد که اقمار دوقلوی مریخ ظاهری بسیار ناهنجار و بی قاعده دارند. هال این اقمار را به افتخار اسبهای کالسکه خدای جنگ در افسانه یونان فوبوس (به معنای خدای ترس) و دیموس (به معنای خدای وحشت) نامید.

آسف هال نتوانست اندازه اقمار مریخ را تعیین کند. اما مشاهدات بعدی نشان داد که طول قمر بزرگتر مریخ یعنی فوبوس تقریبا" 27 کیلومتر است. فوبوس خیلی به مریخ نزدیک است و دریک مدار دایره ای شکل و به  فاصله 9380 کیلومتری آن قرار دارد. نزدیکی زیاد باعث می شود که این قمر با سرعت زیادی حول مریخ بچرخد. به طوری که هر چرخش کامل آن 7 ساعت و 51 دقیقه طول می کشد.

دیموس هم مانند فوبوس دارای یک مدار دایره ای شکل است ولی در فاصله 23500 کیلومتری مریخ قرار دارد. طول دیموس در حدود 15 کیلومتر است و 31 ساعت و 5 دقیقه طول می کشد تا یکبار به دور مریخ بچرخد.فوبوس و دیموس هر دو خاکستری رنگند و به خاطر وجود دهانه های آتشفشانی شبیه شهاب سنگهای آبله گون اند. این دو قمر هم مانند قمر زمین بدلیل پدیده قفل شدگی گرانشی همیشه یک روی خود را به مریخ نشان می دهند.

شهاب سنگهای مریخی

 

عقیده بر این است که حداقل۳۴ شهاب سنگ غیر عادی کشف شده بر سطح زمین که با نام شهابسنگهای SNC هم شناخته می شوند ،در واقع تکه هایی از مریخ بوده اند که بر اثر برخوردهای شدید  سنگی یا شهابی از سیاره قرمز جدا شده ودر دام جاذبه زمین گیر افتاده اند این عقیده باوجود شهابسنگهایی که بهمین طریق از سطح ماه به سطح زمین آمده اند تقویت شده است.یک نمونه از شهابسنگهای مریخی شهاب سنگ معروف ALH 84001  با عمری بیش از چهارونیم میلیارد سال می باشد .در تابستان 1996 یک تیم پژوهشی ناسا در مرکز فضایی جانسون اعلام کردند که شواهدی از وجود حیات ابتدایی در این سنگ یافته اند.کارشناسان این تیم عقیده داشتند اولین مولکولهای ارگانیک واصلی که به نظر می رسید دارای منشاء مریخی باشند٬ چندین ترکیب معدنی که از ویژگیهای فعالیت زیستی بوده واحتمالا" میکروفسیل ها(فسیل هایی بسیار ریز) از ساختار باکتری شکل اولیه را درون سنگ مریخی یافته اند.نتایج کار این گروه هنوز بطور قطعی اثبات نشده است.سن این شهابسنگها کمتر از 2 میلیارد سال تخمین زده شده است.ترکیب ساختمانی آنها نشاندهنده این است که در جریانات بازالتی مواد مذاب یا lava  ودر نتیجه فعالیت آتش فشانی شکل گرفته اند.این شهاب سنگها در سه گروه با نامهای شرگوتیت(Sherogottites) ناخلایت وچاسییگنی(Chassigny)یا SNC .کشف گاز حبس شده درون این شهابسنگها یکی از نشانها های مریخی بودن آنها به حساب می آید.ترکیب ایزوتوپیک این سنگها تشابه بسیار زیادی با ترکیب جو مریخ دارد.

 

کاوش های مریخی

بین سالهای 1963 تا 1974 میلادی کاوشگرهای بسیاری از طرف روسها و آمریکایی ها به سوی سیاره مریخ فرستاده شدند و تعدادی از این کاوشگرها در انجام ماموریت خود ناکام ماندند و تعدادی دیگر توانستند  ماموریت خود را با موفقیت انجام دهند.

در بیستم اوت سال 1975 میلادی فضاپیمای وایکینگ 1 که توسط ایالات متحده آمریکا طراحی و ساخته شده بود به فضا پرتاب شد. نخستین هدف این فضاپیما کشف حیات در سطح سیاره مریخ بود.

به دنبال آن فضاپیمای وایکینگ 2 در نهم سپتامبر همان سال به فضا پرتاب شد. این دو فضاپیما تقریبا" یک سال بعد به مریخ رسیدند و تا زمان انتخاب یک محل مناسب برای فرود در مداری در اطراف مریخ قرار گرفتند. این دو فضاپیما هنگامی که در جستجوی یک محل مناسب برای فرود بودند عکسهایی را به زمین ارسال کردند.

یک ماه پس از ورود به مدار مریخ بالاخره یک محل فرود مناسب برای فضاپیمای وایکینگ 1 انتخاب شد. مریخ نشین فضاپیمای وایکینگ 1 تقریبا" 10 دقیقه پس از ورود به جو مریخ به آرامی فرود آمد. محل فرود در 4/24 درجه شمال قطب مریخ واقع شده بود. 45 روز بعد وایکینگ 2 در آن سوی سیاره 7500 کیلومتر دورتر از وایکینگ 1 در 9/47 درجه شمالی به آرامی فرود آمد. هنگامی که مریخ نشینها از فضاپیما های خود جدا شدند ابتدا سرعت آنها توسط هشت موتور از مدار خارج کننده راکت کند شد. در این مدت یک محافظ حرارتی کپسول را در مقابل اصطکاک ناشی از ورود به جو مریخ محافظت می کرد. هنگامی که سرعت فرود از 16 هزار کیلومتر بر ساعت به حدود هزار کیلومتر بر ساعت کاهش یافت یک چتر باز شد. در ارتفاع هزار متری چتر دور انداخته شد و یک سری هشت تایی از موتورهای راکت مریخ نشین سرعت فرود را باز هم کاهش دادند. در این لحظه سرعت فرود هر یک از مریخ نشینها فقط 8/8 کیلومتر بر ساعت بود.
هر دو مریخ نشین به دوربینهایی با قابلیت عکاسی پی در پی ،بیلهای مکانیکی و دستگاههایی جهت آنالیز شیمیایی و زیست شناسی نمونه های برداشته شده از سطح مریخ مجهز بودند. آنها تصاویر مربوط به طبیعت متروکه ،عوارض صخره ای و مناطق تپه شنی حاصل از وزش بادهای مریخی اطراف محل فرود وایکینگ 1 را به زمین ارسال کردند. اما آنها در انجام ماموریت اصلی خود که کشف حیات در سطح این سیاره بود ناکام ماندند.

پروژه وایکینگها بعنوان اولین وسایل ساخته دست بشر برای فرود آرام بر سطح یک سیاره  به حساب می آمدند.زمان مفید کاری چهار فضاپیمای وایکینگ از 90 روز پیش بینی شده فراتر رفت.نتایج نسبتا" مفیدی از عملیات آنها بدست آمد ونهایتا" ناسا پایان پروژه را در تاریخ 21 می 1983 اعلام کرد.

بعنوان نتایج این پروژه میان سیاره ای اعلام شد که تغییرات دمایی جو سیاره بسیار کم است بعنوان مثال بالاترین دمای ثبت شده توسط  هردو مریخ نشین 21- درجه سانتیگراد وپایین ترین دما نیز 124- درجه سانتی گراد گزارش شد.نتایج بدست آمده ازاین پروژه همچنین نشان میدادند که جو سیاره بطور عمده ای از گازکربنیک تشکیل شده است.نیتروژن آرگون اکسیژن ودر حدی ناچیز نئون٬ زنون وکریپتون نیز وجود دارد.جو سیاره شامل مقادیری اندک آب هم می باشد که مقدار آن تنها به یک هزارم مقدار آب در جو زمین می رسد.حتی این مقادیر ناچیز هم می تواند متراکم شده و ابرهایی را بر فراز جو تشکیل دهد وحتی می تواند موجب تشکیل مه صبحگاهی شود.هم چنین شواهد نشان می دادند که سیاره در گذشته جو چگال تری داشته که باعث جریان یافتن آب مایع بر سطح آن شده است.عوارضی فیزیکی شبیه به بستر رودخانه ها تنگه ها وخطوط ساحلی دریاها اشاره به وجود رودخانه هایی بزرگ وحتی دریاهایی داشته است.

 

موج جدید کشفیات مربوط به این سیاره از سال 1996 آغاز شد .در این سال ناسا ماموریت نقشه بردار مریخ(Mars Global Surveyor) را از ایستگاه نیروی هوایی کیپ کاناورال در فلوریدا آغاز کرد.این فضاپیما در 12 سپتامبر سال 1997 به سیاره رسید.بعد از گذشت 1.5 سال تصحیحات مداری از مداری بیضی کشیده به مداری دایروی٬ ماموریت نقشه برداری خود را در مارس 1999 شروع کرد.با استفاده از یک دوربین فوق حساس سیاره را از ارتفاع پایین در یک مدار قطبی که یک سال مریخی( که در حدود دو سال زمینی است) طول کشید نقشه برداری نمود.این فضاپیما بعد از ارسال حجم بسیار زیاد اطلاعات در باره سطح و جو سیاره در سال 2001 فعالیتش را به پایان رساند.

ناسا در سال 1996 فضاپیمایی دیگر را نیز با نام Mars Path Finder  به معنای راهیاب مریخ به سوی آن ارسال کرد.هدف از ارسال آن آزمایش روبات های مجهز مریخ نورد  ارزان قیمت با فناوری بالا بود.راهیاب مریخ طی یک فرود غلطشی وبا استفاده از کیسه های هوایی جهت فرود بر سطح سیاره نشست تصاویری دقیق از محل فرود خود ارسال نمود وتوانست تحلیل های شیمیایی مفیدی را از نزدیکترین سنگها ولایه های محل فرود انجام دهد.نتایج این پروژه نشان میدادند که مریخ زمانی گرم ومرطوب بوده است.اکنون این سئوال مطرح شده بود که آیا در گذشته با وجود آب بر سطح آن وجو غلیظ تر زندگی می توانسته بوجود بیاید یا خیر؟

در 11 دسامبرسال 1998 ناسا یک مدار نورد(Mars Climate Orbiter) با هدف مطالعات  آب وهوا شناسی مریخ روانه آن کرد.این مدار نورد به تحقیقات آب وهوایی میان سیاره ای وبه جمع آوری اطلاعاتی جهت ارسال مریخ نشین قطبی (Mars Polar Lander) پرداخت.این مدار نورد طی یک شیرجه به نواحی غلیظ جو مریخ آتش گرفته ونابود شد.

مریخ نشین قطبی هم در سال 1999 توسط یک موشک دلتا 2 به سمت مریخ پرتاب شد.برنامه ریزی شده بود که در این پروژه یک روبات سطح نشین در منطقه ای قطبی در جنوب سیاره فرود بیاید به همراه آن دو کاوشگر عمقی بانام deep space 2 وجود داشت.متاسفانه در تاریخ 3 دسامبر به سیاره رسید وبطور مرموزی گم شد.

بدنبال آن ناسا  فضاپیمای اودیسه مریخ(Mars Odyssey) را در 7 آوریل 2001 به سیاره قرمز فرستاد.وسایلی با هدف مطالعه سطح سیاره  کشف آب ومحیط یونیده اطراف سیاره در مدار نورد نصب شده بود.اودیسه در تاریخ 24 اکتبر سال 2001 به سیاره رسید ودر مدار مناسب قرار گرفت.با کمک پدیده ترمز هوایی توانست در مداری نزدیک دایروی حول قطبی قرار بگیرد.از ژانویه سال 2002 به اندازه گیری های علمی پرداخت.کار اصلی آن در اواخر تابستان 2004 ادامه یافت از آن به بعدتا تاریخ اکتبر سال 2005 از آن به عنوان یک ماهواره مخابراتی رله ای جهت ارسال اطلاعات از مریخ نورد تحقیقاتی مریخ یا Mars Exploration Rover به زمین استفاده شد.

در تابستان سال 2003 ناسا دو مریخ نورد مشابه به سطح مریخ فرستاد.اسپریت (MER-A) در دهم ژوئن سال 2003 توسط یک موشک دلتا 2 از پایگاه هوایی کیپ کاناورال به فضاپرتاب شد ودر تاریخ 4 ژانویه 2004 با موفقیت بر سطح مریخ فرود آمد.آپورجونیتی یا مریخ نورد فرصت (Opportunity)یا MER-B  را در 7 ژولای 2003 توسط موشک دلتا 2 به فضاپرتاب شد ودر تاریخ 25 ژانویه سال 2004 بر سطح آن فرود آمد.هردو آنها با استفاده از نتایج آزمایشات موفق رهیاب مریخ در استفاده از کیسه های هوایی جهت فرود در سطح فرود آمدند.

در سال 2003 ناسا در پروژه ای با نام مارس اکسپرس (Mars Express) با همکاری با آژانس فضایی اروپا وآژانس فضایی ایتالیا فضاپیمایی را روانه سیاره کرد که در دسامبر همان سال به مریخ رسید وشروع به اندازه گیری های جوی وسطحی سیاره از یک مدار قطبی نمود.این فضاپیما شامل یک سطح نشین کوچک با نام بیگل دو بود (بیگل نام کشتی تحقیقاتی چارلز داروین بود که با آن به تحقیقات گسترده ای دست زد.)متاسفانه پس از فرود بیگل دو بر سطح مریخ آژانس فضایی اروپا نتوانست با آن ارتباط برقرار کند واز دست رفت.علیرغم آن مارس اکسپرس توانست با موفقیت به کارهای در نظر گرفته شده بپردازد.

در تاریخ 12 اوت سال 2005 ناسا یک فضاپیمای جدید ودقیق را با نام Mars Reconnaissance Orbiter(MRO) را راهی سیاره کرد.هدف آن بررسی دقیق تر مناطقی بود که توسط نقشه بردار کره مریخ و اودیسه 2001 انتخاب شده بودند.دقت عکسبرداری آن به 0.2 تا 0.3 متر می رسید.احتمالا" از سال 2009 ناسا برنامه ای گسترده را برای ایجاد آزمایشگاههایی دائمی بر سطح مریخ شروع خواهد نمود.در این برنامه انواع مریخ نورد های جدید کاوشگرهای عمقی روباتهای هوشمند و.... مورد آزمایش قرار خواهند گرفت.

ناسا در نظر دارد از سال 2014 برنامه ساخت وبررسی فضاپیماهای قابل برگشت از مریخ را نیز آغاز کند.

 

مشخصات مداری (ژانویه ۲۰۰۰)
نیم‌قطر بزرگ ۲۲۷، ۹۳۶، ۶۳۷ کیلومتر
۱۴۱، ۶۳۲، ۹۷۶ مایل
۱٫۵۲۳، ۶۶۲، ۳۱ واحد نجومی
پیرامون مدار ۱، ۴۲۹، ۰۰۰، ۰۰۰ کیلومتر
۸۸۷، ۹۰۰، ۰۰۰ مایل
۹٫۵۵۳ واحد نجومی
خروج از مرکز ۰٫۰۹۳، ۴۱۲، ۳۳
حضیض ۲۰۶، ۶۴۴، ۵۴۵ کیلومتر
۱۲۸، ۴۰۲، ۹۶۷ مایل
۱٫۳۸۱، ۳۳۳، ۴۶ واحد نجومی
اوج ۲۴۹، ۲۲۸، ۷۳۰ کیلومتر
۱۵۴، ۸۶۳، ۵۵۳ مایل
۱٫۶۶۵، ۹۹۱، ۱۶
تناوب مداری ۶۸۶٫۹۶۰۰ روز
۱٫۸۸۰۸ سال
تناوب هلالی ۷۷۹٫۶۹ روز
۲٫۱۳۵ سال
سرعت مداری:
~میانگین
~بیشینه
~کمینه

۲۴٫۰۷۷ کیلومتر در ثانیه (۵۳٫۸۵۹ مایل در ساعت)
۲۶٫۴۹ کیلومتر در ثانیه (۵۹٫۲۷۷ مایل در ساعت)
۲۱٫۹۷۲ کیلومتر در ثانیه (۴۹٫۱۵۰ مایل در ساعت)
تمایل نسبت به:
~صفحه مداری زمین
~صفحه استوایی خورشید

۱٫۸۵۰، ۶۱ درجه
۵٫۶۵ درجه
طول دایره البروجی اعتدال بهاری ۴۹٫۵۷۸، ۵۴ درجه
شناسه حضیض ۲۸۶٫۴۶۲، ۳۰ درجه
تعداد ندیم‌های طبیعی ۲
مشخصات فیزیکی (ژانویه ۲۰۰۰)
قطر استوایی ۶٬۸۰۴٫۹ کیلومتر
۴، ۲۲۸٫۴ مایل
۰٫۵۳۳ برابر قطر زمین
قطر قطبی ۰٫۵۳۳ برابر قطر زمین
۴، ۱۹۷٫۲ مایل
۰٫۵۳۱ برابر زمین
پخی ۰٫۰۰۷، ۳۶
مساحت سطح ۱۴۴، ۷۹۸، ۴۶۵ کیلومتر مربع
۵۵٬۹۰۶٬۷۷۱ مایل مربع
۰٫۲۸۴ برابر زمین
حجم ۱٫۶۳۱، ۸‎×۱۰۱۱ کیلومتر مکعب
۰٫۱۵۱ برابر زمین
جرم ۶٫۴۱۸، ۵‎×۱۰۲۳ کیلوگرم
۰٫۱۰۷ برابر زمین
چگالی متوسط ۳٫۹۳۴ گرم در سانتیمتر مکعب
گرانش استوایی ۳٫۶۹ متر در مجذور ثانیه
۰٫۳۷۶ برابر زمین
سرعت فرار ۵٫۰۲۷ کیلومتر در ثانیه
۱۱٫۲۴۵ مایل در ساعت
تناوب گردش ۱٫۰۲۵، ۹۵۷ روز
۲۴٫۶۲۲، ۹۶۲ ساعت
تمایل محور ۲۵٫۱۹ درجه
بعد سرسو در قطب شمال ۳۱۷٫۶۸۱، ۴۳ درجه
۲۱:۱۰:۴۴
بازتاب ۰٫۱۵
دمای سطحی:
~کمینه
~متوسط
~بیشینه

۱۴۰- درجه سانتی‌گراد (۱۳۳ درجه کلوین)
۶۳- درجه سانتی‌گراد (۲۱۰ درجه کلوین)
۲۰ درجه سانتی‌گراد (۲۳۹ درجه کلوین)
مشخصات جوی
فشار جوی ۰٫۷ تا ۰٫۹ کیلو پاسکال
دی اکسید کربن ۹۵٫۷۲ درصد
نیتروژن ۲٫۷ درصد
آرگون ۱٫۶ درصد
اکسیژن ۰٫۱۳ درصد
مونو اکسید کربن ۰٫۰۷ درصد
بخار آب ۰٫۰۳ درصد
اکسید نیتریک ۰٫۰۱ درصد
نئون ۰٫۰۰۰۲۵ درصد (۲٫۵ ذره در هر میلیون)
کریپتون ۰٫۰۰۰۰۳ درصد (۳۰۰ ذره در هر میلیارد)
زنون ۰٫۰۰۰۰۰۸ درصد (۸۰ ذره در هر میلیارد)
ازن ۰٫۰۰۰۰۰۳ درصد (۳۰ ذره در هر میلیارد)

 

جدولی از اطلاعات فضاپیماهایی که تاکنون به سمت مریخ رهسپار شده اند.

 

نام فضاپیما

متعلق به

تاریخ پرتاب

نتیجه عملیات

مارس یک

شوروی

1 نوامبر 1962

در ارتفاع 106000 کیلومتری ارتباط با آن قطع شد

مارینر 3

آمریکا

5 نوامبر 1964

ارتباط با آن قطع شد.در مداری حول خورشید قرار گرفت.

مارینر 4  

آمریکا

28 نوامبر 1964

21 عکس ومقداری اطلاعات ارسال نمود.ارتباط با آن در21 دسامبر سال 1967 قطع شد.

زوند 2

شوروی

30 نوامبر 1964

در 2 ماه می 1965 ارتباط با آن قطع شد

مارینر 6

آمریکا

24 فوریه 1969

76 عکس ارسال نمود وبرفراز استوای مریخ در ارتفاع 3392کیلومتر پرواز کرد.

مارینر 7

آمریکا

27 مارس 1969

126 عکس بیشتر از نیمکره جنوبی ارسال نمود

مارینر 8

آمریکا

8 می 1971

عملیات ناموفق بود .در دریا سقوط کرد.

مارس 2

شوروی

19 می 1971

کپسول همراه آن بر سطح مریخ فرود آمد ولی تصویری ارسال ننمود.مدار آن در ارتفاع 2448 تا 24400 کیلومتری بود.

مارس 3

شوروی

28 می 1971

مدار نورد اطلاعاتی برگشت داد ولی ارتباط با سطح نشین 20 ثانیه پس از فرود قطع شد. مدار آن در ارتفاع 1552 تا 212800 کیلومتری بود.

مارینر 9

آمریکا

30 می 1971

7329 تصویر ارسال نمود.ارتباط در27 اکتبر سال 1972 قطع شد

مارس 4

شوروی

21 ژولای 1973

به مدار مورد نظر اطراف سیاره نرسید

مارس 5

شوروی

25 ژولای 1973

ارتباط با آن قطع شد.مدار آن در ارتفاع 1760 تا 32500 کیلومتر

مارس 6

شوروی

5 اوت 1973

طی عملیات فرود بر سطح سیاره ارتباط با آن قطع شد

مارس 7

شوروی

9 اوت 1973

به مدار مورد نظر اطراف سیاره نرسید

وایکینگ 1

آمریکا

20 اوت 1975

در تاریخ 20 ژولای 1976 بر سطح سیاره فرود آمد.

وایکینگ 2

آمریکا

9 سپتامبر 1975

درتاریخ 3 سپتامبر 1976 بر سطح سیاره فرود آمد

فوبوس 1

شوروی

7 ژولای1988

در تاریخ 29 اوت 1988ارتباط با آن قطع شد

فوبوس 2

شوروی

12 ژولای 1988

بعد از ارسال مقداری عکس و اطلاعات از مریخ وفوبوس ارتباط با آن قطع شد.

مشاهده گر مریخ

Mars observer

آمریکا

25 سپتامبر 1992

در 25 اوت 1993ارتباط با آن قطع شد

مارس 96

روسیه

16 نوامبر 1996

عملیات ناموفق .در دریا سقوط کرد.

مسیریاب مریخ

pathfinder

آمریکا

4 دسامبر 1996

در 4 ژولای 1997 روز استقلال آمریکا در دره Ares  فرود آمد.مریخ نورد ساژرنر به همراه آن ارسال شده بود.ارتباط در 6 اکتبر 1997 قطع شد

نقشه بردار کره

Global surveyor

آمریکا

7 نوامبر 1996

اطلاعاتی ارسال نمود

نازومی

ژاپن

3 ژولای 1998

مدار نورد

مدار نورد آب وهوای مریخ

Mars climate orbiter

آمریکا

11 دسامبر 1998

مدار نورد.ارتباط با آن در 23 سپتامبر 1999 قطع شد

سطح نشین قطبی مریخ

Mars polar lander

آمریکا

3 ژانویه 1999

مدارنورد +سطح نشین.ارتباط با آن در 3 دسامبر 1999 قطع شد

اودیسه مریخ

Mars odyssey

آمریکا

7 آوریل 2001

در مداری نزدیک قطبی به بررسی سیاره پرداخت

مریخ نورد روح

sprit

آمریکا

10 ژوئن 2003

در تاریخ 4 ژانویه  2004 بر سطح مریخ فرود آمد وبه عکسبرداری وارسال اطلاعات پرداخت.

مریخ نورد فرصت

Opportunity

آمریکا

7ژولای 2003

در تاریخ 25 ژانویه2004 بر سطح مریخ فرود آمد وبه عکسبرداری وارسال اطلاعات پرداخت.

مارس اکسپرس

ناسا و اسا

2003

به اندازه گیری های جوی وسطحی سیاره از یک مدار قطبی پرداخت.

شامل یک سطح نشین هم بود.

فضاپیمای MRO

ناسا

12 اوت 2005

کامل کننده کاوشهای قبلی وعکسبرداریهای دقیق

 

منبع : دانشنامه ستاره شناسی - ویکی پدیا


عطارد ( تیر )

نگاه اجمالی
عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید است. از اینرو ، دمای آن در روز به 400 درجه سانتیگراد می‌رسد. در این دما سرب هم ذوب می‌شود. شبها دما افت می‌کند و احتمالا تا 200 درجه سانتیگراد پایین می‌آید. عطارد جو ندارد و نمی‌تواند گرما را نگه دارد. از اینرو دمای شب و روز آن تفاوت زیادی باهم دارند. یک بار چرخش آن به دور خود 59 روز و یک بار گردش آن به دور خورشید 88 روز طول می‌کشد. مدار عطارد کاملا به شکل بیضی است و در نتیجه فاصله آن از خورشید بین 47 تا 69 میلیون کیلومتر تغییر می‌کند. این سیاره کوچک اندکی از ماه بزرگتر است.

 

 عطارد ( تیر )

 

 

موقعیت عطارد نسبت به زمین
عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید و نیز کوچکترین سیاره خاکی است. هر سال در حدود سه بار به عنوان ستاره درخشان شامگاهی در نزدیکی افق غروب خورشید و نیز به عنوان یک ستاره صبحگاهی ظاهر می‌شود. بخاطر سرعت کم آن نسبت به زمین از لحاظ افسانه‌ای ، خدای روشنی نامیده شده است. در مواقعی ، عطارد در درخشندگی شبیه زحل می‌شود، اما معمولا بواسطه درخشندگی همسایه‌اش ، خورشید ، ناپدید می‌گردد.

حرکت عطارد

 

  عطارد ( تیر )

 


عطارد در یک مدار با ثابت خروج از مرکز (e=0.02056) و میل زیاد (7 درجه نسبت به دایرة ‌البروج) با نیم قطر اطول 0.03871Au و یک دوره تناوب مداری نجومی 87.96 روز به دور خورشید می‌گردد. بزرگترین زاویه کشیدگی این سیاره که از زمین مشاهده شده است، از ˚18(قرین خورشیدی) تا ˚28 (بعید خورشیدی) ، با متوسط 23 قرار دارد. تصور می‌شد که دوره تناوب چرخشی نجومی ‌عطارد یا (مانند زمین) 24 ساعت یا بطور همزمان 88 روز باشد. اما در اوایل سال 1960 میلادی برای اولین بار تپشهای راداری منعکس شده از سطح عطارد دریافت شدند و در سال 1965 میلادی جی.اچ. پتنژیل (G.H.Pettengill) و آر.بی. وایس مستقیما با استفاده از فنهای راداری دوپلری نشان داده‌اند که دوره تناوب چرخشی عطارد در حدود 59 روز است.

گرانش سیاره
جاذبه سطحی عطارد به قدری ضعیف است که قادر به نگهداری ذرات اطراف خود نیست. در نتیجه عطارد تقریبا فاقد جو است. چگالی فضایی اطراف عطارد حدود 1000 میلیارد برابر کمتر از چگالی جو زمین است.

 

مشخصه‌های فیزیکی

عطارد ( تیر )


شعاع عطارد 24400 کیلومتر است. جرم آن 33x1023kg می‌باشد که از اختلالات گرانشی بر روی فضاپیما محاسبه شده است. عطارد هیچ قمر طبیعی ندارد. چگالی متوسط آن 5420 کیلوگرم بر متر مکعب می‌باشد که نظیر یک سیاره خاکی است، اما برای اندازه عطارد زیاد است. از آنجا که گرانش کلی عطارد کمتر از زمین است (فشردگی آن کمتر است)، اما چگالی حجمی ‌آن در حدود چگالی حجمی‌ زمین می‌باشد، لذا باید در برگیرنده مقدار بیشتری از فلزات باشد.

حدس می‌زنیم که در داخل عطارد یک گوشته صخره‌ای و یک هسته بزرگ فلزی (شاید نیکل و آهن) وجود داشته باشد. عطارد هوا ندارد. در آن ، پس از سپری شدن روز بی‌درنگ شبی سرد فرا می‌رسد. از اینرو ، سطح آن در نتیجه فرسایش تغییر نمی‌کند. طی هزاران میلیون سال ، سطح عطارد مورد اصابت خرده سنگهای فضایی قرار گرفته است. به علت این بمباران مداوم اکنون سطح سیاره پر از گودال است. کف گودالها پوشیده از گرد و غباری است که از متلاشی شدن این خرده سنگها به‌وجود آمده است.

 

فاصله متوسط از خورشید 57.93 کیلومتر
قطر استوا 4879 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 58.65 روز زمینی
مدت حرکت انتقالی 87.97 روز زمینی
سرعت مداری 47.89 کیلومتر در ثانیه
دمای سطحی 180- تا 430 درجه سانتیگراد
جرم (زمین=1) 0.06
چگالی متوسط (آب=1) 5.43
جاذبه (زمین=1) 0.38
تعداد قمر 0

 

 

 

 

 

 

 


میدان مغناطیسی
درسال 1974 میلادی (1353 شمسی) سفینه فضایی مارنیر 10 از کنار عطارد گذشت. مارینر 10 یک میدان مغناطیسی ضعیف سیاره‌ای را با شدتی در حدود 220nT ، 1nT=10-9T آشکار کرد. اگر چه این مقدار کوچک است. ولی برای قطع مغناطوسپهر در بادهای خورشیدی کافی است. در اینجا میدان مغناطیسی ، ذرات باردار (اکثرا پروتونها) را از باد خورشیدی اطراف سیاره منحرف می‌کند.

به نظر می‌رسد که میدان عطارد یک دوقطبی باشد که کم و بیش با محور چرخش سیاره ، در یک امتداد قرار گرفته است. دراین صورت ، بطور کلی میدان مغناطیسی عطارد شبیه میدان مغناطیسی زمین ولی ضعیفتر از آن است. حضور یک میدان مغناطیسی و همچنین چگالی زیاد سیاره دلالت بر آن دارد که عطارد مانند زمین دارای یک هسته فلزی است که عمدتا از آهن و نیکل تشکیل شده است. به نظر می‌رسد که این سیاره همانند یک آهنربای دائمی ‌است. میدان مغناطیسی زمین صدبار شدیدتر از میدان مغناطیسی عطارد است.

حوزه کالریس
حوزه کالریس به وسعت 1300 کیلومتر (800 مایل) بزرگترین حوزه ناشی از برخورد شهابسنگها به سطح عطارد است. حلقه‌های کوهستانی هم مرکز ناشی از برخورد شهابسنگهای عظیم ، این حوزه را محصور کرده‌اند. کف این حوزه پوشیده از گدازه سفت شده است، همچنین گودالهای کوچک و جوان نیز در کف این حوزه یافت می‌شوند. کالریس واژه‌ای لاتینی و به معنای گرما می‌باشد. این اسم به این دلیل انتخاب شده است که این حوزه هنگام نزدیک شدن عطارد به خورشید یک دور در میان ، رو به خورشید بوده و گرمترین نقطه سیاره می‌گردد.

عطارد ( تیر )


گودالها
سطح سیاره عطارد پوشیده از گودالهای شهابسنگی است که حدود 3.5 میلیارد سال پبش بر اثر بمباران شهابسنگها بوجود آمده‌اند. اندازه گودالهای موجود در عطارد از چند متر تا 1000 کیلومتر (600 مایل) متغیر است. گودالهای بزرگتر ، حوزه نامیده می‌شوند. گودالها دارای مشخصاتی نظیر قله‌ها و حلقه‌های کوهستانی ، دیوارهای تراس دار و رگه‌هایی درخشان از توف (موادی که بر اثر برخورد شهابسنگ به بیرون پرتاب می‌شوند) هستند. مشخصات یک گودال به اندازه ، سرعت و جهت شهابسنگی که آنرا بوجود آورده بستگی دارد.

تحول سطح
چون ماه و عطارد هر دو فاقد جوهای قابل توجهی هستند، آب و هوا ، سطوحشان را فرسوده نمی‌کند. هر دو جهانهای کوچکی با ناحیه داخلی سردتر از ناحیه داخلی زمین هستند. اکنون نه آتشفشانهای فعال زیادی دارند و نه دستخوش تحول سطحی دائمی ‌می‌شوند که زمین از انتقال یافتن صفحات پوسته‌ای تجربه کرده است. فقدان جو و کوتاه بودن زمان تحول پوسته‌‌ای هر دو به جرمهای کوچک ماه و عطارد مربوط می‌شود و جو آنها برای مدت طولانی حفظ نمی‌شود.

همچنین جرمهای کوچک دلالت بر این دارند که حرارت داخلی‌شان از تلاشی مواد رادیواکتیو نسبت به مقدار مشابه برای زمین کمتر است و جریان گرمایی‌شان به طرف بیرون چنان سریع می‌باشد که هر دو جسم به سرعت سرد خواهند شد. داخل زمین داغ است و شارش گرمایی به طرف بیرون آن ، جریانهایی در گوشته پلاستیکی ایجاد می‌کند و اینها تحول پوسته زمین را نیرو می‌بخشند. ماه و عطارد هر دو فاقد این ترکیب درونی داغ و گوشته پلاستیکی هستند.

عطارد ( تیر )

 


هلال عطارد
رصد کردن سیاره عطارد دشوار است. نزدیک بودن مدار آن به خورشید سبب می‌شود که هیچگاه ˚27 دورتر از قرص خورشید دیده نشود. در نتیجه ، تنها قبل از طلوع و غروب آفتاب می‌توان آن را نزدیکی افق دید. حرکت مداری عطارد سریع است و به همین سبب ، در هر بار گردش به دور خورشید امکان دید آن به چند روز محدود می‌شود. عطارد نیز مانند ماه ، دوره هلالی دارد. از آنجا که هلالهای عطارد تنها به کمک تلسکوپ قابل روءیت است، اگر می‌خواهید عطارد را با تلسکوپ کاوش کنید، مواظب باشید که به طرف خورشید نشانه نروید.

منبع : رشد


زهره ( ونوس )

نگاه اجمالی
زهره یکی از سیاره‌هایی است که می‌توان آن را به آسانی در آسمان پیدا کرد. زهره گاهی 'ستاره شام' نامیده می‌شود. این سیاره درخشان بیش از هر سیاره دیگر ، به زمین نزدیک می‌شود و در نزدیکترین نقطه به 42 میلیون کیلومتری ما می‌رسد. در روشنترین حالت ، پس از ماه ، درخشنده‌ترین جرم آسمانی است. هنگام طلوع خورشید در مشرق دیده می‌شود و هنگام غروب خورشید در مغرب. شعاع زهره نزدیک به 6100 کیلومتر و چگالی آن 501 گرم بر سانتیمتر مکعب است.

زهره ( ونوس )

سیاره دوقلوی زمین
زهره دومین سیاره خاکی از طرف خورشید و نزدیکترین سیاره به زمین است. زهره 'الهه عشق' نامیده می‌شود و شباهت زیادی در اندازه و جرم به زمین دارد. زهره و زمین دوقلو هستند، زیرا جرم و اندازه تقریبا یکسانی دارند. با وجود این در سایر جهات به مقدار زیادی متفاوت هستند.

جو زهره

زهره ( ونوس )
جو زمین و زهره بسیار متفاوت است. اکسیژن و نیتروژن گازهای اصلی جو زمین هستند، ولی در جو زهره ، گاز مسموم کننده دی‌اکسید کربن وجود دارد. در بالای جو زهره ، حتی ابرهایی از اسید سولفوریک نیز یافت می‌شود. یکی از ویژگیهای مهم جو زهره آن است که مانند شیشه گلخانه عمل می‌کند. شیشه‌های گلخانه ، پرتوهای پرانرژی خورشید را به درون گلخانه راه می‌دهند و در نتیجه خاک گرمای کافی به‌دست می‌آورد. اما این شیشه‌ها از خروج انرژی که بوسیله خاک و گیاهان تولید می‌شود، جلوگیری می‌کنند. از اینرو ، انرژی در گلخانه حفظ می‌شود و دمای آنجا بالا می‌رود (اثر گلخانه‌ای).

 

در زهره نیز گاز چگال دی‌اکسید کربن تقریبا همین رفتار را دارد. حفظ شدن گرما در آن ، دمای زهره را به 500 درجه سانتیگراد می‌رساند، که از دمای سطحی عطارد (نزدیکترین سیاره به خورشید) نیز بیشتر است. در جو زهره ، به قدری دی‌اکسید کربن وجود دارد که فشار ناشی از آن ، حدود یکصد برابر فشار جو زمین است. این فشار برابر است با فشاری که در عمق یک کیلومتری اقیانوسهای زمین وارد می‌شود.

حرکت ظاهری
تقریبا چرخش دایره‌ای (e=0.0068) مدار زهره نسبت به دایرة ‌البروج 3.39 درجه شیب دارد و دارای نیم قطر اطول 0.7233 Au و دوره تناوب مداری نجومی 224.70 شبانه ‌روز می‌باشد. در هر مدار زهره ، عطارد و زمین سیاره‌های فوق‌العاده درخشانی هستند. مطالعات انتقال دوپلری راداری نشان می‌دهند که سیاره‌ای با یک دوره تناوب نجومی‌ 243.01 شبانه‌روز با حرکت برگشتی می‌چرخد و شیب صفحه مدار نسبت به استوایش فقط 3 درجه است. چرخش این سیاره به دور محور خود ، معکوس است و یک دور آن 243 روز زمینی طول می‌کشد. در حالی که در 225 روز ، یک بار خورشید را دور می‌زند. روز خورشیدی در زهره برابر 118 روز زمین است، یعنی هر سال آن دو شبانه‌روز طول می‌کشد.

فاصله متوسط از خورشید 108/20 کیلومتر
قطر استوا 12104 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 243/01 روز زمینی
مدت حرکت انتقالی 224/70 روز زمینی
سرعت مداری 35/03 کیلومتر در ثانیه
دمای سطحی 480 درجه سانتیگراد
جرم (زمین=1) 0/81
چگالی متوسط (آب=1) 5/25
جاذبه (زمین=1) 0/93
تعداد قمر 0

مشخصه‌های فیزیکی
فاصله زمین تا زهره را می‌توان مستقیما توسط رادار اندازه گرفت، سپس شعاع فیزیکی آن را از روی قطر زاویه‌ای بدست آورد. زهره دارای شعاع 6052 کیلومتر است که فقط 5 درصد از شعاع زمین کوچکتر می‌باشد. زهره مانند عطارد هیچ قمر طبیعی شناخته شده‌ای ندارد و بنابراین تنها وقتی که یک فضاپیما از آن می‌گذرد، یا آنرا دور می‌زند، می‌توان به دقت جرم آنرا محاسبه کرد. بسیاری از سفینه‌های فضایی که سعی داشتند در سطح زهره فرود آیند در اثر تراکم جو و گرمای زیاد آن نابود شده‌اند، ولی سرانجام در 1975 میلادی (1354شمسی) دو سفینه روسی ، که شبیه به دستگاههای اکتشاف اعماق دریا بودند، نخستین عکسها را با موفقیت از سطح آن به زمین مخابره کردند. در این عکسها ، منظره‌ای از صخره‌های تیز و نمودهای هموار دیده می‌شود. اندازه بیشتر صخره‌ها از 30 تا 60 سانتیمتر است.

ادامه مطلب

زحل

زحل

سیاره زحل(عربی) یا کیوان (فارسی)سیاره بعد از مشتری قبل از اورانوس و ششمین سیاره منظومه شمسی بوده و بعد از سیاره مشتری بزرگترین سیاره منظومه به حساب می آید.یک حلقه زیبا آنرا از بقیه سیارات  متمایز کرده است.

زحل دورترین سیاره ای است که ستاره شناسان باستان آن را می شناختند. در ١۶١٠میلادی گالیله، ستاره شناس ایتالیایی، اولین کسی بود که زحل را با تلسکوپ دید. در کمال شگفتی، او دو زائده در دو طرف سیاره مشاهده کرد. او آنها را به شکل دو کره مجزا رسم کرد و گفت به نظر می رسد زحل، سیاره ای سه تایی است. در رصدها و طرح های بعدی، او دو جسم جانبی زحل را مانند دسته هایی که به سیاره متصل اند، رسم کرد. در ١۶۵٩ میلادی هویگنس، ستاره شناس هلندی، با تلسکوپی که از تلسکوپ گالیله قوی تر بود، زحل را رصد کرد و اعلام کرد در اطراف زحل حلقه باریک و مسطحی وجود دارد. در ١۶٧۵، ستاره شناس ایتالیایی، ژان-دومینیک کاسینی، شکافی را بین دو حلقه زحل، که اکنون آنها را حلقه های A و B می نامیم، مشاهده کرد. اکنون می دانیم که اثرات گرانشی میماس، یکی از اقمار زحل، شکاف ۴٨٠٠ کیلومتری کاسینی را به وجود آورده است.

زحل نیز مانند مشتری، بیشتر از هیدروژن (۹۶ درصد)و هلیوم (سه درصد)تشکیل شده است. حجم آن ۷۶۳ بار بیشتر از زمین است. بادهای جو بالایی زحل در مناطق استوایی، تا سرعت ۵٠٠ متر بر ثانیه نیز حرکت می کنند( برای مقایسه، بادهای طوفانی شدید زمین در لایه های بالایی جو ١١٠ متر بر ثانیه است). این بادهای پرسرعت با گرمایی که از درون سیاره می آید، ترکیب می شوند و نوارهای زرد رنگ و طلایی رنگ سطح زحل را تشکیل می دهند.

مجموعه حلقه های زحل، بزرگترین و پیچیده ترین حلقه ها در منظومه شمسی هستند که تا صدها هزار کیلومتر از سیاره فاصله گرفته اند. در اوایل دهه ١٩٨٠میلادی، دو فضاپیمای ویجر متعلق به ناسا کشف کردند که بیشتر حلقه های زحل از یخ آب تشکیل شده اند؛ آنها همچنین ساختارهای مواج روی حلقه ها، حلقه های کوچک و ... ، اشکال تیره ای در حلقه ها که با سرعتی متفاوت از سرعت سایر مواد حلقه اطرافشان به دور سیاره می گردند، کشف کردند. مواد حلقه اندازه های گوناگونی، از چند میکرومتر تا چند ده متر، دارند. دو قمر کوچک زحل، درون شکاف بین دو حلقه اصلی قرار دار ند.  بعضی از اقمار زحل بعنوان اقمار شفرد نقش مهمی در شکل گیری وپایداری حلقه های زحل دارند.

تا کنون  ۵۶ قمر زحل کشف شده است و احتمالا بسیاری از آنها هنوز دیده نشده اند. بزرگترین قمر زحل ، تیتان، کمی از سیاره عطارد بزرگتر است. ( تیتان دومین قمر بزرگ منظومه شمسی است؛ گانیمد، قمر مشتری، مقام اول را دارد.) تیتان جو ضخیمی از هیدروژن دارد که احتمالا شبیه به جو زمین در مدتها پیش است. مطالعه و بررسی بیشتراین قمر، اطلاعات بسیاری درباره شکل گیری سیارات، و احتمالا اولین روزهای زمین، به ما می دهد.

زحل اقمار کوچک بسیاری نیز دارد. هریک از این قمرها در نوع خود بی نظیر و یکتا هستند؛ از انسلادوس که سطحش به طور مداوم در حال تغییر است، تا یاپتوس که یک روی آن به سیاهی قیر و نیمکره دیگرش به سفیدی برف است.

 میدان مغناطیسی زحل ۲۱/۰ تسلا ،یک بیستم میدان مشتری واندکی از میدان مغناطیسی زمین ضعیف تر است. زحل، حلقه هایش و بسیاری از اقمار آن، درون مغناط کره زحل، ناحیه ای در فضا که ذرات باردار در آن بیشتر تحت تاثیر میدان مغناطیسی زحل هستند تا بادهای خورشیدی، قرار گرفته اند. تصاویر تلسکوپ فضایی هابل نشان می دهد در مناطق قطبی زحل شفق هایی مانند شفق های قطبی زمین تشکیل می شود. شفق های قطبی زمانی تشکیل می شوند که ذرات باردار در امتداد خطوط میدان مغناطیسی وارد جو سیاره شوند. ویجر ١ و٢    در  ١٩٨١ میلادی از کنار زحل گذشتند و تصاویری از آن به زمین ارسال کردند. مرحله بعدی تکمیل دانش ما از زحل در حالی که کاسینی و هویگنس به تحقیقات خود ادامه می دهند، ادامه دارد. کاوشگر هویگنس در ژانویه ٢٠٠۵ میلادی بر سطح تیتان فرود آمد و داده هایی را از سطح و جو این قمر جمع آوری کرد. کاسینی در طی ماموریت ۴ ساله اش، برای بررسی اقمار، حلقه ها و مغناط کره آن، بیش از ٧٠ دور زحل خواهد گشت. فضاپیمای کاسینی-هویگنس از پروژه های مشترک ناسا، سازمان فضایی اروپا و سازمان فضایی ایتالیا است.

 

فهرست اقمار زحل

 

سال کشف

 

کاشف

 

قدرظاهری

 

دوره چرخش

(روز)

کشیدگی مداری

(درجه)

خروج ازمرکز

 

فاصله متوسط تاسیاره

 

ابعاد

(km(

نام قمر

 

REGULAR SATELLITES

 

1990

m.showalter

19

0.575

0.000

0.000

133600

20

pan

     

24

0.594

0.000

0.000

136500

7

daphnis

 

1980

r.terrile

18.5

0.602

0.000

0.000

137700

32

atlas

 

1980

s.collins

15.5

0.613

0.000

0.002

139400

100

prometheus

 

1980

s.collins

16

0.629

0.000

0.004

141700

84

pandora

 

1966

r.walker

15

0.69

0.335

0.021

151400

119

epimetheus

 

1966

a.dollfus

14

0.70

0.165

0.007

151500

178

janus

 

1789

w.herschel

12.5

0.94

1.566

0.021

185600

397

mimas

     

25

1.01

0.000

0.000

194000

3

methone

     

25

1.14

0.000

0.000

211000

4

pallene

 

1789

w.herschel

11.5

1.37

0.010

0.000

238100

499

enceladus

 

1980

b.smith

18

1.89

1.158

0.001

294700

24

telesto

 

1684

g.cassini

10

1.89

0.168

0.000

294700

1060

tethys

 

1980

b.smith

18.5

1.89

1.473

0.001

294700

19

calypso

 

1684

g.cassini

10

2.74

0.002

0.000

377400

1118

dione

 

1980

laques-lacacheux

18

2.74

0.212

0.000

377400

32

helene

     

25

2.74

0.000

0.000

377400

4

polydeuces

 

1672

g.cassini

9

4.518

0.327

0.001

527100

1528

rhea

 

1655

c.huygens

8

15.95

1.634

0.029

1221900

5150

titan

 

1848

w.bond

14

21.28

0.568

0.018

1464100

266

hyperion

 

1671

g.cassini

10.5

79.33

7.570

0.028

3560800

1436

iapetus

IRREGULAR GROUPS

     

22.0

449.2

46.16

0.334

11110000

16

kiviuq

     

22.6

451.5

46.74

0.322

11125000

12

ijiraq

 

1898

w.pickering

16

548.2

174.8

0.164

12944300

240

phoebe

     

21.3

686.9

45.13

0.364

15200000

22

paaliaq

     

23.6

728.2

152.7

0.270

15539000

8

skathi

     

20.5

783.5

33.98

0.478

16182000

32

albiorix

     

23.0

871.2

34.45

0.474

17342000

10

erriapo

     

20.1

895.6

45.56

0.295

17531000

40

siarnaq

     

22.1

926.1

33.51

0.536

17982000

15

tarvos

     

23.8

951.6

167.5

0.208

18418000

7

mundilfari

     

23.8

1003.9

145.8

0.431

19007000

7

narvi

     

23.9

1016.7

175.8

0.114

19459000

7

suttungr

     

23.9

1094.3

176.0

0.471

19941000

7

thrymr

     

21.7

1315.4

173.1

0.335

23041000

18

ymir

اقماری که در سال

2005 کشف شده و باید نامگذاری بشوند

     

24.5

1103

165.1

0.580

19800000

6

S/2004 S07

     

24.6

1355

168.0

0.213

22200000

6

S/2004 S08

     

24.7

1077

157.6

0.235

19800000

5

S/2004 S09

     

24.4

1026

167.0

0.241

19350000

6

S/2004 S10

     

24.1

822

41.0

0.336

16950000

6

S/2004 S11

     

24.8

1048

164.0

0.401

19650000

5

S/2004 S12

     

24.5

906

167.4

0.273

18450000

6

S/2004 S13

     

24.4

1081

12.7

0.292

19950000

6

S/2004 S14

     

24.2

1008

156.9

0.180

18750000

6

S/2004 S15

     

25.0

1271

163.0

0.135

22200000

4

S/2004 S16

     

25.2

986

166.6

0.259

18600000

4

S/2004 S17

     

23.8

1052

147.4

0.795

19650000

7

S/2004 S18

اقماری که در سال

2006 کشف شده و باید نامگذاری بشوند

     

23.5

912

153.3

0.360

18217125

8

S/2004 S19

     

24.6

970

154.2

0.130

18981135

6

S/2006 S1

     

23.9

1245

148.4

0.341

22350000

7

S/2006 S2

     

24.6

1142

150.8

0.471

21132000

6

S/2006 S3

     

24.4

905

172.7

0.374

18105000

6

S/2006 S4

     

24.6

1314

166.5

0.139

23190000

6

S/2006 S5

     

24.7

942

162.9

0.192

18600000

6

S/2006 S6

     

24.8

1237

166.9

.368

22290000

6

S/2006 S7

     

24.5

869

155.6

0.418

17610000

6

S/2006 S8

 

منبع : دانشنامه ستاره شناسی


مشتری ( برجیس )

 نگاه اجمالی

متوسط از خورشید 778/33 کیلومتر
قطر استوا 142984 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 9/48 ساعت
مدت حرکت انتقالی 11/86 سال زمینی
سرعت مداری 13/06 کیلومتر در ثانیه
دمای ابر فوقانی -150 درجه سانتیگراد
جرم (زمین=1) 317/93
چگالی متوسط (آب=1) 1/33
جاذبه (زمین=1) 2/54
تعداد قمر 16

مشتری ( برجیس )

مشتری پنجمین سیاره نزدیک به خورشید و اولین غول از چهار غول گازی است. مشتری بزرگترین سیاره منظومه شمسی بوده و جرم آن از تمام سیارات دیگر بیشتر است. مشتری که نزدیکترین سیاره غول پیکر به خورشید است، از نظر بزرگی و جرم در مقام اول جای دارد. هنگامی که در آسمان پدیدار می‌شود، به غیر از زهره از تمام ستارگان و سیاره‌های دیگر ، نورانی تر دیده می‌شود. اشکال گوناگونی در مشتری دیده می‌شود که حتی با یک تلسکوپ کوچک نیز قابل رویت است. مثلا لکه بزرگ سرخ رنگی می‌توان در آن دید. موقعی که به مشتری نگاه می‌کنیم، فقط ابرها و توفانهای جو فوقانی آن را می‌بینیم. حتی تلسکوپهای مستقر در سفینه‌های فضایی نمی‌توانند از سطح پنهان در زیر هزاران کیلومتر گاز تیره جو آن تصویر بدست آورند.حجم این سیاره 1300 برابر زمین، و جرم آن دو و نیم برابر جرم تمامی سیارات منظومه شمسی است. ابرهای انواری شکل مشتری غالباً از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده اند. جو درونی سیاره حدود 1000 کیلومتر (600 مایل) پایین‌تر از ابرها شروع می‌شود که در این نقطه گاز هیدروژن به مایع تبدیل می‌گردد. در اعماق پایین تر، هیدروژن حالت فلزی دارد. در مرکز مشتری ، هسته‌ای سنگی و بسیار داغ وجود دارد که حرارتش به 3500 درجه سانتی گراد (63000 درجه فارنهایت) می‌رسد.

 

مشتری گون

آن سوی مریخ ، از کمربند سیاری به اندازه تقریبا 3AV عبور می‌کنیم و بالاخره به بزرگترین سیاره مشتری گون یعنی مشتری که به خاطر نام سلطان خدایان اولمپیا (Olym pian) نامگذاری شده است، می‌رسیم. به دلیل اندازه بسیار بزرگ و آلبدوی زیاد آن (51%) ، مشتری در آسمان شبهای زمین به خصوص در نقطه مقابله یک سیاره خیلی روشن است. سیاره‌های غول پیکر منظومه شمسی ، بطور قابل ملاحظه‌ای بزرگتر از سیاره‌های درونی هستند. برای مثال ، قطر مشتری یازده برابر قطر زمین و حجم آن ، هزار برابر حجم زمین است. ولی چگالی این سیاره‌ها در حدود چگالی آب است.

 مشتری ( برجیس )

 

حرکت مشتری


مدار مشتری حول خورشید ، خروج از مرکز کمی دارد (0.0484) و تنها به اندازه 1.31 درجه نسبت به دایرةالبروج میل دارد. نیم قطر طول مدار آن 5.2028AV است. این سیاره یک مدار نجومی را در 11.862 سال زمینی طی می‌کند. دوره تناوب مداری هلالی 398.88 روزه آن ، دلالت بر این دارد که مشتری (با شکل کامل) هر سال دیرتر به نقطه مقابله بر می‌گردد. از آنجا که فقط می‌توانیم جو غلیظ مشتری را ببینیم، دوره تناوب چرخش سیاره بوسیله دوره تناوب چرخش اشکال جوی آن ، نظیر لکه قرمز بزرگ با اندازه گیری انتقال دو پلری نور از لبه‌های نزدیک و دور شونده و با مطالعه چرخش ساختار میدان مغناطیسی تعیین می‌شود.

در می‌یابیم که محور چرخشی مشتری 7 دقیقه و 3 ثانیه نسبت به محور مداری آن میل دارد. اما دوره تناوب چرخشی نجومی آن از 9 ساعت و 50 دقیقه در استوا تا 9 ساعت و 55 دقیقه در عرضهای جغرافیایی بالاتر تغییر می‌کند. از این رو جو گازی شکل مشتری یک چرخش جزئی نشان می‌دهد. در استوا سریعترین و در قطبین آهسته‌ترین (خورشید نیز به مدار جزئی می‌چرخد، زیرا آن هم یک سیال است) است. چرخش بسیار سریع مشتری در اثر پخی زیاد آن نتیجه می‌شود.

ادامه مطلب

لایه های جو زمین

مقدمه
محیط فضایی از اندرکنشهای زیادی مانند نیروهای ثقل ، ماگنتو استاتیک ، الکترو استاتیک ، الکترومغناطیس و ... نسبت به زمان و مکان تغییراتی مهم را نشان می‌دهد که طبیعت ترکیب و توزیع ماده ، دمای گاز بین سیاره‌ای خواه یونیزه و یا خواه خنثی را تغییر می‌دهد. محدوده زمینی بصورت ناحیه فضایی مورد مطالعه قرار می‌گیرد که تأثیرات زمین در آن ناحیه از اهمیت اساسی برخوردار است. این تأثیر بطور یکسان بر حسب فاصله از زمین صورت نمی‌گیرد. تأثیر میدان مغناطیسی تا دهها برابر شعاع کره زمین و نسبت به جهت تابش خورشید و فعالیت آن گسترده است و بالاخره اتمسفر زمین پس از چندین کیلومتر قابل صرفنظر کردن است.

وقتی به تدریج از سطح زمین بالا می‌رویم، بر حسب ارتقاع با طبقه بندی اتمسفری روبرو خواهیم شد که بعضی پارامترها اهمیت ویژه‌ای خواهند داشت. طبیعت مولکولها یا یونها که وابسته به میدان ثقلی زمین ، جذب تابش خورشیدی و بنابراین دما ، چگالی و همچنین یونش را تغییر می‌دهد. حدود لایه‌های فضایی نه از نظر فضایی و نه از نظر زمانی بطور مطلق ثابت نیست. زیرا که پارامترهای مداخله کننده خود نیز ثابت نیستند. دمای لایه‌های بالایی وابسته به جذب خورشیدی در هنگام روز و شب متفاوت خواهد بود. ترکیبات آنها بر اثر فعالیت خورشیدی تغییر می‌کند. به علاوه لازم است تغییرات محلی جغرافیایی را مانند میدان مغناطیسی زمین در نظر گرفت. اتمسفر زمین را بر حسب چگونگی روند دما ، اختلاف چگالی ، تغییرات فشار ، تداخل گازها و سرانجام ویژگیهای الکتریکی به لایه‌های زیر تقسیم کرده‌اند:

لایه های جو زمین

تروپوسفر (Troposphere)
تروپوسفر پایینترین لایه اتمسفر است که خود از لایه‌های کوچکتری تشکیل شده است. وجه تمایز این لایه با دیگر لایه‌های اتمسفر ، تجمع تمامی بخار آب جو زمین در آن است؛ به همین دلیل بسیاری از پدیده‌های جوی که با رطوبت ارتباط دارند و عاملی تعیین کننده در وضعیت هوا به شمار می‌آیند (از قبیل ابر ، باران ، برف ، مه و رعد و برق) تنها در این لایه رخ می‌دهند. منبع حرارتی لایه تروپوسفر انرژی تابشی سطح زمین است. از اینرو با افزایش ارتفاع با کاهش دما مواجه خواهیم بود. ضخامت تروپوسفر ، از شرایط حرارتی متفاوتی که در عرضهای جغرافیایی مختلف حاکم است تبعیت می‌کند. این ضخامت معمولا از 17 تا 18 کیلومتر در استوا به 10 تا 11 کیلومتر در مناطق معتدل و 7 تا 8 کیلومتر در قطبها تغییر می‌کند.

استراتوسفر (Stratosphere)
لایه استراتوسفر بر روی لایه تروپوسفر قرار دارد و ضخامت متوسط آن حدود 23 کیلومتر است. در 3 کیلومتر اول استراتوسفر ، دمای هوا ثابت است، اما در قسمتهای بالاتر دمای هوا با ارتفاع افزایش می‌یابد. در استراتوسفر به ندرت ابر تشکیل می‌شود و تنها در شرایط ویژه‌ای ممکن است ابرهای کوهستانی به نام ابرهای مرواریدی در ارتفاع 21 تا 29 کیلومتری از سطح زمین ظاهر شوند که علت وجود آنها حرکات موجی شکل هوا از سوی موانع می‌باشد.
از دیگر ویژگیهای مهم استراتوسفر وجود ازن در این لایه است که بخصوص در ارتفاع 20 تا 30 کیلومتری سطح زمین بر اثر واکنشهای مختلف فتوشیمیایی بدست می‌آید. مقدار ازن در این لایه معمولا روند فصلی دارد حداکثر آن در بهار و حداقل آن در پاییز مشاهده می‌شود.

لایه های جو زمین
مزوسفر (Mesosphere)
مزوسفر در بالای لایه گرم ازن لایه مزوسفر قرار دارد که دما در آن متناسب با افزایش ارتفاع با آهنگ 0.3 سانتیگراد به ازای هر 100 متر کاهش می‌یابد بطوری که دما در مرز فوقانی آن در ارتفاع 80 تا 90 کیلومتری به 80- درجه سانتیگراد می‌رسد. نتیجه این دمای پایین انجماد بخار آب ناچیز موجود در این لایه است که باعث بوجود آمدن ابرهای شب تاب می‌شوند. این ابرها در تابستان و در عرضهای بالا دیده می‌شوند. مزوسفر سردترین لایه اتمسفر تلقی می‌شود.

یونسفر (Ionosphere)
یونش اتمسفر در عرضهای مغناطیسی پایینتر از 60 درجه و به هنگام روز بر اثر یونش فوتونی اتمها و مولکولای اتمسفر با امواج الکترومغناطیسی کوتاه (XUV) تابشی از خورشید است. این گفتار در ارتفاعات بالاتر از 120 کیلومتری صحت دارد. یونسفر از بخش فوقانی مزوسفر تا ارتفاع تقریبی 1000 کیلومتری اتمسفر زمین ، بار الکتریکی شدیدی حاکم است که زاییده وجود یونها و الکترونهای آزاد است. در حقیقت پرتوهای پر انرژی خورشید که از فضای خارج به طبقات بالایی اتمسفر وارد می‌شوند باعث گسستگی پیوند یا یونیزاسیون مولکولها و اتمها می شوند.

بر اثر یونیزاسیون ، الکترون آزاد می‌شود و باقی مانده اتم بصورت یون در می‌آید؛ به همین علت این لایه از جو را یونسفر نامیده‌اند. شدت یونیزاسیون در تمام ارتفاعات یونسفر یکسان نیست؛ بنابراین لایه‌های متفاوت با تراکم الکترون و یون متفاوت با ارتفاعات مجاور خود در یونسفر وجود دارد؛ این لایه‌ها در ارتباطات رادیویی اهمیت بسیاری دارند. این لایه ها عبارتند از لایه‌های D ، E ، F.

لایه های جو زمین

اگزوسفر (Exosphere)
شرایط موجود در یونسفر در این لایه نیز حاکم است؛ بدین معنی که گازها در این لایه همچنان قابلیت هدایت الکتریکی خود را حفظ می‌کنند. سرعت ذرات در این لایه بسیار زیاد است و در مواردی به 11.2 کیلومتر در ثانیه می‌رسد. اگزوسفر لایه گذار جو به فضای کیهانی به شمار می‌آید که بخش فوقانی آن را در ارتفاع بیش از سه هزار کیلومتری از سطح زمین برآورد کرده‌اند.

ماگنتوسفر و باد خورشیدی
وقتی میدان مغناطیسی زمین از نظر فضایی دیده شود، دیگر به یک میله مغناطیسی شباهت ندارد. میدان مغناطیسی در طرف روز توسط باد خورشیدی متراکم و در صرف شب خطوط میدان باز و تا فواصل بسیار زیادی از زمین گسترش دارد. باد خورشیدی یک پلاسمای مافوق صوتی که بطور شعاعی به بیرون از تاج خورشیدی جریان می‌یابد. این جریان باد خورشیدی همیشه وجود دارد و بنابراین زمین همواره غوطه‌ور در ذرات داغی است که از اتمسفر خورشید می‌رسند. در داخل ماگنتوسفر مناطق زیر قرار دارند:

 

منطقه تله‌ای پایستار که در آنجا خطوط نیرو روی زمین بسته نمی‌شوند و جول محور مغناطیسی زمین در چرخشند.


منطقه شبه تله‌ای که در آنجا خطوط نیرو روی زمین در طرف خورشید بسته می‌شوند و خطوط نیرو در طرف شب بازند.

منبع : دانشنامه رشد


پروژه بین المللی « جهان در شب » یا TWAN چیست؟

پروژه بین المللی « جهان در شب » یا TWAN چیست؟

بابک امین تفرشی متولد 1357 در تهران است. او سالهاست با فعالیتهای ترویج علم و بخصوص گسترش نجوم آماتوری در کشور شناخته شده است.

وی به عکسبرداری نجومی نیز مشغول است و بارها تصاویر برگزیده او در نشریات مشهوری چون اسکای اندتلسکوپ و مرکوری و پایگاه های اینترنتی شاخصی چون ناسا و اسپیس و در دات کام منتشر شده است.وی همچنین مدیریت یکی از پروژه های سال جهانی نجوم را با «جهان در شب» برعهده دارد و عضو برد مشاوران اخترشناسان بدون مرز است.
بابک امین تفرشی به تازگی موفق شد جایزه بنیاد علمی «لنارت نیلسون» در سال 2009 را از آن خود کند. او 15 آبان ماه، جایزه 7 هزار دلاری خود را در استکهلم دریافت کرد. گفتگوی ما را با او بخوانید:
پروژه بین المللی «جهان در شب» چیست؟
پروژه جهان در شب - با نام مختصر توان - در سطح جهان بویژه در بین جامعه علاقه مندان به نجوم شناخته شده است. هدف اصلی این پروژه، نشان دادن آسمان بر فراز مکانهای تاریخی و فرهنگی دنیا است، با این پیام که آسمان مثل یک سقفی بالای سر تمام ملتها کشیده شده است و آنها را از این طریق به یکدیگر نزدیک می کند. همه ما زیر یک سقف قرار داریم، پس یک خانواده هستیم.هدف دیگر این پروژه، ایجاد پل ارتباطی بین مردم و اخترشناسی است، آن هم به کمک تصاویر هنرمندانه و آموزشی.پروژه «جهان در شب» شامل 40 علاقه مند از 30 کشورمختلف دنیا است. این 40 نفر شامل عکاس، مشاور و نیز کسانی هستند که برگزاری برنامه هایی از جمله نمایشگاه، کارگاه آموزشی و سخنرانی را برعهده دارند.
کار اصلی این پروژه، تولید و ارایه تصاویری است که آسمان و زمین را در یک فریم به تصویر می کشد. این گروه تاکنون در بیش از 25 کشور دنیا نمایشگاه ها و برنامه های مختلفی ارایه کرده است. در ایران هم بزودی اولین برنامه «توان» در چند شهر از جمله تهران، زاهدان و اهواز برگزار خواهد شد.
درباره جایزه عکس تان هم توضیح دهید؟
جایزه ای که به من تعلق گرفت، جایزه «لنارت نیلسون» بود. این جایزه از دوازده سال پیش شروع شده است. لنارت نیلسون عکاس معروف سوئدی است که جزو چهره های شاخص این کشور محسوب می شود. او حدود چهار دهه پیش عکسهای بسیار قابل توجهی از درون بدن انسان تهیه کرد.
هدف اصلی این بنیاد، توسعه عکاسی علمی است؛ حالا چه در رشته های پزشکی، و چه در علوم پایه.این جایزه به خاطر تأسیس و هدایت پروژه twan در ایران و به خاطر عکسهایی که در ایران و کشورهای مختلف از آسمان شب گرفته بودم، به من تعلق گرفت، البته به همراه خانمی که اخترشناس همکار پروژه فضاپیمای کاسینی در ناسا است. ایشان به خاطر فعالیت تصویربرداری این پروژه- که دید مردم را نسبت به سیاره زحل تغییر داد- موفق شد این جایزه را دریافت کند.
آقای تفرشی! دانش ستاره شناسی علاقه مندان فراوانی دارد. چه راهکارهای ارتباطی وجود دارد که علاقه مندان بتوانند با مراکز نجومی ایران مرتبط شوند؟
علاقه مندان باید دانش خود را در حوزه نجوم ارتقا بدهند و همزمان با آن کارهای رصدی مثل رصد سیارات یا حتی رصدهای مسیه را هم تجربه کنند. من توصیه می کنم کسانی که به این دانش گرایش دارند، از طریق انجمنهای آماتوری نجوم که تقریباً در همه شهرها وجود دارند، وارد این جهان شگفت انگیز بشوند. سایت انجمن نجوم ایران هم هست که می تواند برای یافتن مراکز مناسب نجومی راهنمای مناسبی باشد.
آقای امین تفرشی! ماراتن مسیه چیست؟
رقابت رصدی مسیه هر سال در فروردین یا اسفند انجام می شود و این زمانی است که بیشترین اجرام آسمانی را در طول یک شب می شود دید. فهرست مسیه در واقع فهرستی از اجرام نجومی است که در آسمان دیده می شود. مسیه نام یک دانشمند فرانسوی است که برای اولین بار فهرست جامعی از همه اجرامی که در آسمان شب دیده می شوند تهیه کرده است.
ماراتن مسیه هم عنوان رقابتی است که در آن ستاره شناسان آماتور می کوشند هر کدام، اجرام بیشتری از این فهرست را رصد کنند.گردهمایی های ماراتن مسیه یکی از شیرین ترین و در عین حال آموزنده ترین فعالیتهای نجومی است که کمک می کند علاقه مندان آسمان را بهتر بشناسند و از سوی دیگر ارتباط بهتری هم بین آنها شکل بگیرد.

منبع : روزنامه قدس


کشف اسکلت انسانهای پیش از تاریخ در نزدیکی باتلاق گاوخونی

کشف اسکلت انسانهای پیش از تاریخ در نزدیکی باتلاق گاوخونی

نخستین شواهد زندگی پیش از تاریخ در استان اصفهان با کشف
سه اسکلت در نزدیکی باتلاق گاوخونی به دست آمد
این اسکلتها زیر خانه‌هایشان دفن شده بودند
کاوش های باستان شناسی در تپه کپنده اصفهان و در نزدیکی باتلاق گاو خونی منجر به کشف سه اسکلت متعلق به انسان های پیش از تاریخ شد «فریبا سعیدی»، سرپرست هیات باستان شناسی تپه کپنده در این باره به میراث خبر گفت: «یافته های باستان شناسی از این تپه پیش از تاریخی شامل 3 گور متعلق به دو مرد و یک زن می شود که به صورت درون مسکونی و زیر خانه محل زندگی شان دفن شده بودند به گفته وی تدفین ها به صورت طاق باز بوده و همراه اسکلت ها ظروف سفالی و یک آویز و دستبند مفرغی نیز کشف شده است نخستین اسکلت در این تپه متعلق به یک مرد است که به صورت جنینی زیر یک اجاق خوراک پزی در حالی که آویز مفرغی نیز بر گردن وی بوده کشف شده است این اسکلت به علت سالم بودن توسط هیات باستان شناسی بلوکه و همراه اشیاء قبر به اصفهان فرستاده شده است تا مطالعات بیشتری روی آن انجام شود سعیدی در باره وضعیت معیشتی ساکنان پیش از تاریخی این تپه به میراث خبر گفت: «شواهد باستان شناسی نشان می دهد اقوام ساکن در این تپه اواخر هزاه چهارم و اوایل هزاره سوم پیش از میلاد در این منطقه زندگی می کردند که اغلب کشاورز و دامدار بوده اند. ما از طریق شناور سازی خاک شواهد بی شماری استخوان حیوانی و دانه های خوراکی پیدا کرده ایم که برای انجام آزمایش های گیاه باستان شناسی و جانور باستان شناسی جمع آوری شده است از جمله مهمترین یافته های باستان شناسی در تپه پیش از تاریخی کپنده کشف مقادیر قابل توجهی ژتون است که در دوران پیش از تاریخی برای تجارت مورد استفاده قرار می گرفته است. باستان شناسان گمان می کنند اقوام ساکن در این تپه حدود 6 هزار سال پیش با نقاط دیگر هم جوار خود در تجارت و داد و ستد بوده اند سعیدی در خصوص کشف معماری در این تپه باستانی گفت: «شواهد نشان می دهد مکان استقرار به دست آمده متعلق به بناهای خشتی با خشت های قالب گرفته شده است و به دست آوردن اطلاعات باستان شناسی منوط به کاوش های بیشتر در بخش استقراری تپه است وی در مورد یکی از اسکلت های کشف شده گفت: «یکی از اسکلت های کشف شده متعلق به مردی است که در کنار کوره سفال گری خود به خاک سپرده شده است. شواهد باستان شناسی و بقایای خاکستر نشان می دهد که کوره وی پس از مرگ نیز به کار خود ادامه داده است تپه کپنده در 85 کیلومتر اصفهان و در نزدیکی باتلاق گاو خونی واقع شده است. کاوش در این تپه به درخواست پژوهشکده باستان شناسی و بر اساس مطالعات دکتر "احمد صالحی"، استاد دانشگاه هنر انجام گرفته است نختستین بررسی ها در این تپه باستانی که سال گذشته انجام گرفت نشان داد که تپه کپنده متعلق به دوره آغاز شهر نشینی است و به همین منظور کاوش های باستان شناسی در آن از اواسط اسفند ماه سال گذشته آغاز و تا 30 فروردین سال جاری ادامه دارد باستان شناسان در تلاشند تا ارتباط ساکنان این تپه باستانی را با دیگر تپه های هم دوره شناسایی کنند در حال حاضر سطح این تپه به منظور ساخت زمین فوتبال تسطیح شده و باستان شناسان روی این تپه تاریخی به رغم برهم خوردن لایه های تاریخی ، شواهدی از عصر آهن پیدا کرده اند
منبع : میراث خبر - kafrani.persianblog.ir


بانوان فضانورد

بانوان فضانورد

والنتینا ترشکوا


  او لین زن فضانورد بود. وی دختری 26 ساله ، اهل روسیه و کارگر کارخانه نخ ریسی بود. در سال 1963 با روی کار آمدن حزب کارگر، شوروی تصمیم گرفت اولین زن را به فضا بفرستد. سفر او سه روز به طول انجامید و در این مدت  48 بار زمین را دور زد. سفر والنتینا بیشتر جنبه تبلیغی داشت. او بعدها با آندریان نیکولایف که فضانورد روسی بود ازدواج کرد و اولین زوج فضانورد تشکیل شدند.


سالی راید

اولین فضانورد امریکایی بود. او در ده سالگی به عضویت تیم ملی تنیس در آمد. بعد ها در رشته زبان انگلیسی و فیزیک تحصیل کرد و اخترفیزیکدان شد. او همچنین در زمینه فیزیک لیزر نیز فعالیت می کرد. او از یک بازوی رباتی استفاده کرده بود تا ارتباط دو ماهواره را برقرار کند و در ارتقا این سیستم نقش موثری داشت.  وی مامور رسیدگی به انفجار چلنجر شده بود.

 

کریستا مک آلیف

در رشته تاریخ فارغ التحصیل شده بود و معلم تاریخ و مدنی بود. کریستا مک آلیف مأموریت داشت که دو درس کتاب درسی را از شاتل فضایی به دانش آموزانش بدهد. او یکی از سرنشینان فضاپیمای چلنجر بود که 73 ثانیه پس از ترک زمین جلوی چشمان بسیاری از دانش آموزان و اولیاء شان که داشتند معلمشان را بدرقه می کردند، منفجر شد.

 

جودت رزنیک

او دکترای مهندسی الکترونیک داشت و اولین یهودی بود که به فضا رفت. او بازوی روباتیکی را بر روی دیسکاوری به راه انداخت. او که فضانورد ناسا بود عاقبت همراه 7 فضانورد دیگر در شاتل چلنجر کشته شد.

 

سلتون کلارک

دکتر کلارک که یک کاپیتان نیروی دریایی بود در سال 1996 به برنامه های فضایی پیوست. او یک پزشک بود و تخصص جانور شناسی داشت.

 

کالپانا چاولا

یک فضانورد هندی بود.  وی لیسانس هوانوردی خود را در هند گرفت و فوق لیسانس و دکتری را در همان رشته در امریک کسب کرد. او تابعیت امریکایی گرفته بود. او و سلتون کلارک سرنشینان فضاپیمای چلنجر بودند که فضاپیمایشان چند دقیقه قبل از فرود آمدن منفجر شد. آنها دو هفته را در فضا سپری کردند و 80 آزمایش علمی انجام دادند. هیئت تحقیق حادثه کلمبیا اشتباهات عملیاتی ناسا و نیز خطای فنی را در وقوع این حادثه دلخراش موثر می دانست.

 

ساویستکایا

اهل روسیه و هوانورد  بود و اولین زنی بود که راهپیمایی فضایی را در خارج از ایستگاه فضایی انجام داد. دومین زنی بود که از روسیه به فضا رفت. او با پرواز دومش، اولین زنی بود که دو بار به فضا سفر کرد.

کاترین سولیوان

اولین زن امریکایی بود که راهپیمایی فضایی را برگزار کرد.

 

روبرتا بندار

اولین زن خلبان در شاتل فضایی و اولین زن کانادایی فضانورد بود.

 

مای جمیسون

اولین زن سیاهپوست آفریقایی-آمریکایی  فضانورد بود. در کودکی،زمانی که به معلم و همشاگردی هایش می گفت : می خواهم دانشمند شوم. همه برایش می خندیدند. سرانجام پزشک شد. او به هنر و علم و سیاست علاقه دارد. وی بعد از ترک ناسا استاد دانشگاه شد.

شانون لوسید

این فضانورد امریکایی 188 روز را در فضا سپری کرد. او در ایستگاه فضایی میر کار و زندگی می کرد. وی دو رکورد از خود به جا گذاشت:

1- طولانی ترین زمان سپری شده برای یک زن در فضا

2- طولانی ترین زمان سپری شده برای یک امریکایی در فضا

لوسید دو بار به فضا رفت و جمعا 223 روز آنجا ماند.

 

 جری کاب

پدرش خلبان بود. جری وقتی 12 ساله بود با هواپیمای پدرش پرواز می کرد وقتی شانزده ساله شد گواهینامه پرواز را اخذ کرد. اولین زنی بود که امتحانات فضانوردی ناسا را پاس کرد ولی ناسا با پرواز او موافقت نکرد در حالیکه کاب علاقه زیادی به سفر به فضا داشت. او می گفت: دوست دارم تمام زندگی ام را بدهم تا به فضا سفر کنم.

منبع : ثاقب - آسیه سخن شنو


نظر سنجی سازمان ملل در مورد درج نوروز در تقویم بین المللی

نظر سنجی سازمان ملل در مورد درج نوروز در تقویم بین المللی

نظر سنجی سازمان ملل در مورد درج نوروز در تقویم بین المللی به عنوان یک روز جهانی تا الان فقط 300هزار نفر ثبت شده، سریع اقدام کنید و به دیگران هم یا آوری کنید.   برای ثبت نوروز در تقویم سازمان ملل امضا نمایید

 

http://www.petitiononline.com/Norouz

به دوستاتون هم اطلاع بدید


جهان چشم به راه کپنهاگ ( گازهای گلخانه ای )

جهان چشم به راه کپنهاگ ( گازهای گلخانه ای )
مرکز بلا در شهر کپنهاگ دانمارک، بزرگ‌ترین مرکز اجتماعات در منطقه اسکاندیناوی است؛ مرکزی که در مساحتی به ابعاد 121800 متر مربع بنا شده و می‌تواند میزبانی 20 هزار و 200 نفر را بر عهده بگیرد. این مرکز از زمانی که اولین بخش آن در سال 1965 ساخته شد تاکنون میزبان رویدادهای بزرگی بوده است؛ از مجمع اتحادیه اروپا گرفته تا کنگره جهانی المپیک و حتی مراسم اهدای جوایز موسیقیMTV در سال 2006. اما آنچه که این مرکز در فاصله 7 تا 18 دسامبر (16 تا 27 مهرماه) شاهد آن خواهد بود شاید مهم‌ترین مجمعی باشد که تاکنون نه‌تنها در این مرکز که در سراسر سیاره ما برگزار می‌شود. 

شاید این جمله به نظر غلوآمیز بیاید، اما این کنفرانس می‌تواند سرنوشت آینده زمین را تعیین کند. اگر تصمیمی جدی و با پشتیبانی شرکت‌کنندگان در آن اتخاذ شود شاید زمین بتواند نفسی به آسودگی بکشد و در غیر این صورت، جهان با سرعت بیشتری به سوی مصیبت‌هایی خواهد رفت که انسان عامل به وجود آمدن آنها بوده است. در مرکز بلا در کپنهاگ، نه‌تنها کارشناسان درباره راه‌های مقابله با گرمایش زمین بحث خواهند کرد که مقامات رسمی کشورهای مختلف در عالی‌ترین سطوح خود به بحث و بررسی درباره تصمیماتی خواهند پرداخت که روش عمل جهانیان در مقابل یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی بشر را در تمام تاریخش مشخص خواهد کرد. این نشست اگرچه پانزدهمین کنفرانس عمومی در چارچوب تغییرات اقلیم سازمان ملل متحد و پنجمین کنفرانس بررسی شرایط توافقنامه کیوتوست، اما از آنجا که قرار است تصمیمات سیاسی در قبال رفتار کشورهای عضو پس از سال 2012 در برابر مساله تولید گازهای گلخانه‌ای و گرمایش زمین و تغییرات اقلیم در آن اتخاذ شود، اهمیتی دوچندان دارد. جهان با بیم و امید روزهای تقویم را تا رسیدن به این نشست خط می‌زند تا شاهد تصمیماتی باشد که شاید بتواند سیاره ما و به طور مشخص‌تر انسان را در برابر خطری که با آن مواجه است حفظ کند. اما هرچقدر که امیدها زیاد است، نگرانی‌ها هم بالاست. آیا سیاستمداران قادر خواهند بود این بار دعواها و منافع سیاسی و اقتصادی را کنار بگذارند و به تعهدی مسوولانه تن در دهند که آینده تمدن انسان را تضمین می‌کند یا بار دیگر منافع اقتصادی و سیاسی، مانع نگاه دقیق و واقع‌گرایانه به آینده خواهد شد؟

گفته می‌شود بشر امروز با 3 بحران واقعی مواجه است؛ بحران‌هایی که می‌تواند نقطه پایانی بر حضور انسان بر این سیاره بگذارد و به حیات تنها گونه هوشمند سیاره زمین در تاریخ حیاتش پایان دهد. این بحران‌ها انفجار جمعیت، بحران آب و غذای جهانی و از همه مهم‌تر تغییرات اقلیم است. انفجار جمعیت باعث کاهش منابع آب و غذای سالم شده و تغییرات اقلیم باعث تغییر الگوی زندگی بر سیاره ما شده است. آنچه حل آن نیازمند سیاست‌های فراملی است و هیچ فرد و کشوری نمی‌تواند به تنهایی با آن مبارزه کند، گرمایش جهان است. اما گرمایش زمین چیست؟

سیاره زمین یکی از نقاط استثنایی منظومه شمسی است. این سیاره در فاصله مشخصی از خورشید قرار گرفته که آن را منطقه کمربند حیاتی می‌نامند. اگر زمین اندکی به خورشید نزدیک‌تر بود افزایش دما باعث می‌شد بذر حیات پیش از بارور شدن بر این سیاره خشکیده شود و اگر اندکی دورتر از جای فعلی خود بود، زمهریر در زمین شکل می‌گرفت که بذرهای حیات را منجمد می‌کرد. زمین در جای مناسبی برای شکل‌گیری حیات قرار گرفته است و حیات توانست بر این سیاره شکوفا شود و رشد و تحول پیدا کند اما در کنار این فاصله مناسب و وجود منابعی مانند آب و مواد معدنی و هزاران عامل ریز و درشت دیگر این جو یا اتمسفر زمین است که تضمینی بر ادامه حیات به شمار می‌رود. جو زمین نه‌تنها لایه‌ای از گازهایی مانند نیتروژن و اکسیژن است که حیات را برای ما فراهم می‌آورد و فشار لازم برای ادامه حیات موجوداتی مانند ما را تامین می‌کند اما وظیفه‌های دیگری نیز بر عهده دارد. یکی از این وظایف محافظت از زمین در برابر پرتوهای کیهانی و تابش‌های فرابنفش مضری است که از طرف خورشید و فضا به سمت زمین می‌آید و اگر ما به طور مستقیم در معرض آن قرار بگیریم، از بین خواهیم رفت. چندی پیش که لایه ازن زمین به دلیل آزاد شدن برخی ترکیبات گازی در جو رقیق شده بود، تعداد زیادی از ساکنان نیمکره جنوبی دچار سرطان پوست شدند. یکی دیگر از کارهایی که جو زمین انجام می‌دهد، کنترل دمای سیاره است. اگر زمین جو نداشت، در طول روز که در مقابل تابش مستقیم پرتوهای خورشید قرار می‌گرفت دما بشدت بالا می‌رفت و در شب یکباره دمای زمین تا ده‌ها درجه زیر صفر کاهش پیدا می‌کرد. در چنین شرایطی از نظر تفاوت دمای شبانه‌روز کمتر موجود زنده‌ای می‌تواست دوام بیاورد. نمونه چنین رفتاری را در سیاره عطارد و یا سطح ماه می‌توانیم ببینیم. اما جو زمین پدیده‌ای به نام پدیده گلخانه‌ای به وجود می‌آورد که با متعادل نگاه داشتن دمای زمین در شب و روز امکان ادامه فعالیت‌های حیاتی را ممکن می‌کند. جو زمین به‌ دلیل وجود گازهایی که به آنها گازهای گلخانه‌ای می‌گویند و مهم‌ترین آنها دی‌اکسید کربن است. وجود این گازها شرایطی مانند یک گلخانه را به وجود می‌آورد. تابش‌های گرمایی که به زمین می‌رسد از جو زمین عبور می‌کند. گازهای جو زمین در برابر بخشی از پرتوهای گرمایی و همچنین در برابر نور مرئی طیف الکترومغناطیس شفاف است. اما این پرتوها پس از برخورد با سطح زمین و هنگام بازتاب، دچار تغییر طول موج می‌شوند و این لایه گازهای گلخانه‌های اجازه عبور مجدد این پرتوهای گرمایی را نمی‌دهد و راه بخشی از آنها را سد می‌کند. گرما درون لایه گرما کره باقی می‌ماند و هنگام شب نیز دمای میانگین بالا باقی می‌ماند. به این ترتیب حیات ما وابسته به وجود این گازهای گلخانه‌ای است، اما شرایط سیاره ما خلاف آنچه به نظر می‌آید، بسیار شکننده است. تعادلی بسیار ظریف شرایط حیات روی این سیاره زیبا را به وجود آورده است و اندکی تغییر در این تعادل، می‌تواند همه شرایط را بر هم بزند و باعث شود عواملی که باعث بقای حیات روی زمین هستند تبدیل به عوامل مرگبار شوند.گازهای گلخانه‌های نیز چنین هستند. اگر حجم گازهای گلخانه‌ای در جو زمین افزایش یابد، آنگاه این لایه مانع خروج بخش‌های بیشتری از پرتوهای گرمایی از جو زمین می‌شود و با انباشته شدن گرمای بیشتر، کم‌کم دمای میانگین زمین افزایش پیدا می‌کند. این اثر است که از آن به تشدید اثر گلخانه‌ای و افزایش دمای میانگین سیاره و در نتیجه گرمایش زمین می‌انجامد. این اتفاقی است که در نهایت باعث می‌شود تا چرخه متعادل سیستم‌های اقلیمی روی زمین دستخوش تغییر ‌شود و در نهایت حیات ما را روی زمین دستخوش تغییر کند.

پس از انقلاب صنعتی که در نتیجه آن انسان رو به استفاده بیش از پیش از سوخت‌های فسیلی از جمله ذغال‌سنگ و بعدها نفت و مشتقات آن آورد، روند تولید گازهای گلخانه‌های نیز افزایش یافت.

 

سوخت‌های فسیلی، از بقایای موجودات زنده دوران قدیم زمین به وجود آمده‌اند و سوزاندن آنها همراه با آزاد کردن مقدار بسیاری زیادی از گازهای گلخانه‌های و بخصوص دی‌اکسید کربن است. اگر نگاهی به فعالیت‌های روزانه خود بیندازیم، می‌بینیم که تا چه حد روند تولید این گازها افزایش پیدا کرده است. چراغ برقی که در خانه ما روشن می‌شود، رادیو، تلویزیون یا هر ابزار الکتریکی دیگر، نیازمند مصرف برقی است که عمده آن در نیروگاه‌هایی تولید می‌شود که با سوخت‌های فسیلی کار می‌کنند. بنابراین هر کاربری برقی به طور مستقیم و غیرمستقیم در تولید گازهای گلخانه‌های نقش ایفا می‌کند. در کنار آن ماشین‌ها، هواپیماها، اجاق‌های خوراک‌پزی و گرمایشی، به طور مستقیم از مشتقات نفتی استفاده می‌کنند و به طور مستقیم گازهای گلخانه‌های را به جو زمین می‌فرستند و باعث گرمایش زمین می‌شوند. در چند قرن اخیر، این فرآیند کم‌کم خود را به شکل مشهودی نشان داده است و در 50 سال اخیر بود که دانشمندان متوجه مسیری شدند که با افزایش این گازها پیش روی ما قرار گرفته است. بنابر نظر این دانشمندان، با افزایش تولید و آزادسازی این گازها که خود نتیجه نوع سبک زندگی و فعالیت‌های صنعتی ماست، دمای میانگین سیاره ما نیز افزایش می‌یابد. با افزایش این دما، ماشه مجموعه‌ای از رویدادهای مرگبار چکانده می‌شود و سیل اتفاقات بعدی دومینووار جاری می‌شود. با افزایش دمای میانگین زمین، چرخه حیاتی آب و هوا روی زمین دچار تغییر می‌شود. جریان‌های آبی که باعث تعادل دمای آبی می‌شوند، در اثر این رویداد تغییر می‌کنند و با این تغییر، زندگی برخی گونه‌های کوچک دریازی که در سر حلقه زنجیره‌های غذایی بزرگ‌تر قرار دارند نابود می‌شوند. در کنار آن، این فرآیند با آب شدن یخ‌های قطبی همراه خواهد بود. با آب شدن یخ‌های بیشتر و شناور شدن آنها در اقیانوس‌ها، همزمان 2 اتفاق رخ می‌دهد؛ نخست کاهش دمای اقیانوس‌ها که در نتیجه آن هاریکن‌ها با قدرت بیشتر و در کمربندهای وسیع‌تری از مناطق زمین رخ می‌دهند. این آب شدن یخ‌ها باعث می‌شود تا سطح آب‌های آزاد افزایش پیدا کند. از هم‌اکنون، اثرات این آب شدن یخ‌ها را می‌توان مشاهده کرد. برخی از محققان پیش‌بینی می‌کنند که اگر جلوی این فرآیند گرفته نشود، برخی از کشورها به طور کامل و برای همیشه زیر آب فرو خواهند رفت. مقامات کشور مالدیو از هم اکنون نگران آینده کشورشان در چند دهه آینده هستند و همین چند ماه پیش بود که رئیس‌جمهور و اعضای هیات دولت آن جلسه خود را زیر آب برگزار کردند تا توجه جهانیان را به خطرات ناشی از گرمایش زمین جلب کنند. این خطر تنها متوجه مالدیو نیست؛ مناطق ساحلی که اتفاقا بیشترین جمعیت جهان را در خود جای داده‌اند در خطر جدی قرار دارند. ایالات متحده، ژاپن، کانادا، استرالیا، چین و بسیاری دیگر از کشورها در صورت چنین رویدادی با جمعیت میلیاردی آوارگان مواجه خواهند شد.

آب شدن یخ‌ها در برخی از مناطق می‌تواند اثرات مخرب تری به جای بگذارد. اگر صفحه یخی گرینلند آب شود (که هم اکنون شکست آن آغاز شده است)، احتمالا جریان آبی موسوم به جریان خلیج از کار می‌افتد و روندی پیچیده که به نوعی کنترل‌کننده دمای آب‌های زمین و سیستم هوایی آن است، از کار خواهد افتاد و به این ترتیب، انسان با چهره‌ای خشن از رفتارهای آب و هوایی زمین مواجه می‌شود.

این تغییرات دما همچنین باعث انقراض‌های گسترده‌ای خواهد شد؛ انقراض‌هایی که از هم اکنون آغاز شده است. برخی موجودات مانند خرس‌های قطبی از هم اکنون دچار مصیبت شده‌اند و به دلیل نبودن قطعات یخ شناور، برای اولین بار در قرن‌های اخیر، مردم جنازه‌های شناور خرس‌های قطبی را در آب‌های شمالی پیدا می‌کنند. البته موجوداتی که منقرض می‌شوند بسیار بیشتر و متنوع‌تر از خرس‌ها هستند. بسیاری از سرحلقه‌های زنجیره‌های غذایی بشدت به دمای میانگین زمین حساسند و با تغییر آن نابود می‌شوند و نابودی این موجودات کوچک باعث از بین رفتن تمام زنجیره‌ای خواهد شد که از آنها سرمنشأ می‌گیرد.

همان‌طور که در نمودار روبرو می‌بینید درجه حرارت زمین چه براساس اطلاعات ایستگاه‌های هواشناسی و چه حرارت آب‌های آزاد در حال افزایش است. هرچند در بعضی سال‌ها کاهش کمی را نشان می‌دهد اما در کل میانگین منحنی صعودی است.

هم‌اکنون گرمایش زمین چهره سیاره ما را تغییر داده و برف‌های کلیمانجارو به افسانه‌ها پیوسته است. شاید تا 40 سال دیگر هیچ نشانی از یخ‌های کلاهک قطبی شمال زمین نباشد. به هر جا که نگاه می‌کنید، اثرات این پدیده دیده می‌شود و گویی زمین و زمان به ما هشدار می‌دهد.

چنین چهره تاریکی از زمین، حاصل فعالیت‌های بی‌منطق انسان و استفاده نامحدود آن از منابع سوخت فسیلی است. انسان در برابر بزرگ‌ترین خطری قرار گرفته است که از آغاز پیدایشش روی زمین تا کنون با آن مواجه بوده است. اگرچه تصور می‌شد اگر مردم بدانند در برابر چنین خطری قرار گرفته‌اند، بلافاصله همه امکانات خود را برای مقابله با آن به کار می‌گیرند، اما انسان این گونه عمل نکرد و با مطرح شدن این داستان ابتدا دست به انکار زد. بسیاری از سیاستمداران و دانشمندان گفتند زمین بزرگ‌تر از آن است که دستکاری ما چنین اثر مرگباری بر آن بگذارد. برخی گفتند که در تاریخ بارها چنین اتفاقی افتاده و خود زمین راه‌حلش را پیدا می‌کند. البته شکی در این نیست که زمین از این فرآیند جان سالم به در خواهد برد، اما بعید است انسان در چنین زمینی جایگاهی برای زیست داشته باشد. زمانی که خطر جدی شد، سیاستمداران و دانشمندان به فکر افتادند که یکی از مهم‌ترین آنها برگزاری اجلاس کیوتو بود که در سال 1997 میلادی برگزار شد و در آن همه کشورهای جهان توافق کردند تا تولید گازهای گلخانه‌ای خود را کاهش دهند. اما چنین چیزی رخ نداد و برخی از بزرگ‌ترین کشور‌ها مانند استرالیا، آمریکا و چین به آن نپیوستند؛ درحالی که بزرگ‌ترین تولیدکننده‌های گازهای گلخانه‌ای بودند.

سیاستمداران و اقتصاددانان استدلال می‌کردند که اگرچه تولید گازهای گلخانه‌ای زیانبار است، اما تبدیل صنایع به صنایع غیرآلاینده هزینه‌بر است و مانع رشد اقتصادی کشورها می‌شود و کشورهای ضعیف‌تر هم استدلال کردند که چون اقتصاد‌های بزرگ مسوول چنین رفتاری هستند، پس خود آنها هم باید راه‌حلی پیدا کنند.

موعد اجرایی پروتکل کیوتو در حالی به پایان می‌رسد که نتوانسته به اهداف خود دست پیدا کند. در ماه‌های اخیر، چندین جلسه در سطح مقامات ارشد برگزار شد تا در این باره تصمیم‌گیری کنند؛ اجلاسی مانند سران اروپا و سران اپک که در هیچ‌کدام از آنها توافقی جدی صورت نگرفت و با این‌که در همان روزها صحبت از شکست لایه یخی گرینلند و افزایش سرعت آب شدن یخ‌های قطبی منتشر می‌شد، همه آنها همه چیز را به اجلاس کپنهاگ واگذاشتند.

اینک سالن بلا در شهر کپنهاگ خود را برای اجلاسی آماده می‌کند که باید در آن سران کشورهای جهان تصمیمات خود را برای کاهش میزان تولید گازهای گلخانه‌ای در افق سال 2012 و پس از آن اعلام کنند. 2012 در تاریخ اقوام باستانی مایا‌ها به عنوان پایان دنیا مطرح شده است و شاید اگر تصمیمات این اجلاس و تلاش‌های مشابه به نتیجه نرسد، این سال به راستی آغاز نابودی زمین باشد.

اجلاس کپنهاگ موفق نخواهد شد مگر این‌که همه سیاستمداران برای یک بار فراموش کنند که روسای دولت‌هایی متفاوت هستند و به یاد بیاورند با همه اختلاف نظرهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، همه سرنشینان یک کشتی به نام زمین هستند. اگر زمین نباشد و حیات انسان روی آن نابود شود، دیگر چیزی هم به نام کشورها یا فرهنگ‌ها یا قدرت‌های اقتصادی باقی نخواهند ماند که با هم به نزاع برخیزند. کپنهاگ تنها در شرایطی موفق است که هم سران و هم مردم عادی خود را سرنشینان این کشتی فرض کنند. مسوولیت‌های دولت‌ها آسان نخواهد بود، اما تنها راه برای بقاست. از سوی دیگر، تک‌تک شهروندان سیاره هم باید مسوولیت خود را بپذیرند. اگر دولت‌های بزرگ باید با تصمیماتی شجاعانه تعهد خود را به کاهش سریع تولید گازهای گلخانه‌ای بیان و به آن عمل کنند،شهروندان عادی هم باید با تغییر روش زندگی خود به حل این مساله کمک کنند.کارهای ساده‌ای مانند استفاده کمتر از کیسه‌های پلاستیکی، استفاده از وسایل نقلیه عمومی، خاموش کردن چراغ‌های غیرضروری یا حتی خاموش کردن رایانه‌های شخصی به جای استند‌‌بای‌‌گذاشتن آنها، در کنار کارهای بزرگ سیاره ما را نجات خواهد داد.

زمین سیاره ماست و ما را بدون توجه به فرهنگ‌ها، سیاست‌ها یا نژاد و زبانمان روی خود جای داده است و اگر بخواهیم بازهم برآن زندگی کنیم، باید خود را شهروندانی مسوول در برابر سیاره خود بدانیم. این مبارزه‌ای است که اگر همه بشریت در آن شرکت نکنند، قطعا شکست خواهند خورد.

اینک زمین تب‌دار ما با چشمانی نگران به کپنهاگ می‌نگرد. آیا بشر این بار حاضر خواهد شد مسوولیت خود را بپذیرد؟

منبع : وبلاگ پوریا ناظمی


نگهداری 70 هزار فسیل منحصر بفرد ماقبل تاریخ در گاراژ خانه اجاره ای ( کرمان )

نگهداری 70 هزار فسیل منحصر بفرد ماقبل تاریخ در گاراژ خانه

خبرگزاری مهر: مدیر موزه دیرینه شناسی کرمان گفت: هم اکنون 70 هزار فسیل منحصر بفرد ماقبل تاریخ در گاراژ خانه اجاره ای بدون محافظت اصولی نگهداری می شود در حالیکه هر کدام از آنها به تنهایی برای تغییر تاریخ علم دیرین شناسی دنیا کافی است.محسن تجربه کار در گفتگو با خبر نگار مهر در کرمان اظهار داشت: هم اکنون آن بخش از فسیلها که در موزه دیرینه شناسی کرمان نگهداری می شوند نیز به دلیل بی توجهی مسئولان در معرض خطر هستند چرا که دیوارهای موزه ترک خورده و آب از سقف و دیواره موزه به درون نفوذ کرده است.
تجربه کار خاطرنشان کرد: با تلاش فراوان توانسته ام 140 هزار قطعه فسیل از مناطق مختلف استان کرمان جمع آوری کنم که بیش از 50 درصد از این فسیلها در دنیا بی مانند هستند.
وی در خصوص نگهداری این فسیلها نیز یادآور شد: از مجموع 140 هزار فسیل به دست آمده تنها سه هزار قطعه شاخص در موزه نگهداری می شود و از بقیه این فسیلها هم اکنون 70 هزار قطعه در گاراژ منزل شخصی، 20 هزار در اتاقی در باغ هرندی کرمان و مابقی در انبار موزه در شرایط نامناسب نگهداری می شوند و همه آنها در معرض تخریب جدی قرار دارند.
تجربه کار افزود: این نکته تاسف آور درحالی روی داده است که بسیاری از این فسیلهای منحصر بفرد در هر کدام از موزه های معتبر دنیا مورد فخر و ارتقاء جایگاه علمی هر کشور محسوب می شوند اما هم اکنون بخش عمده آنها در گاراژ خانه اجاره ای تجربه کار نگهداری می شوند!
مدیر موزه دیرینه شناسی کرمان با اشاره به کمبود امکانات برای نگهداری این فسیل ها افزود: بیش از 70 هزار قطعه از این فسیلهای منحصر بفرد در گاراژ خانه ای اجاره و بدون هیچ گونه امکانات نگهداری می شوند.

گاراژ نگهداری فسیلهای 200 میلیون ساله!
وی گفت: به دلیل تعداد زیاد این فسیلها و محدودیت مکانی هر دسته از فسیلها در یک حلبی و جعبه خاص ریخته شده است.
آب از سقف و دیواره موزه نفوذ کرده و سقف در انتهای موزه شکست خورده است
موزه دیرینه شناسی کرمان که از سال 82 در پارک انقلاب کرمان راه اندازی شده است به صورت یک غار زیرزمینی در پارک و با همکاری شهرداری کرمان احداث شده است و به همین دلیل بازدید کنندگان را در شرایط خاص محیطی قرار می دهد، اما تجربه کار در خصوص شرایط این موزه می گوید: به دلیل قرار گرفتن موزه در قسمت فوقانی پارک انقلاب کرمان پس از هر بار آبیاری درختان و فضای سبز پارک، آب از قسمتهای مختلف دیواره و سقف موزه به داخل محوطه سرازیر می شود و با وجود تذکرات فراوان این مشکل رفع نشده و استمرار این مسئله موجب شکست سقف در قسمت انتهای موزه و نشست زمین شده است.
تجربه کار افزود: از سوی موزه بارها در خصوص رفع این معضلات با دستگاههای مربوطه مکاتبه شده است اما هیچ نتیجه ای حاصل نشده است.
هیئتی استرالیایی برای تنها یک تخم فسیل حاضر بود مبلغی هنگفت بپردازد اما حاضر به فروش آنها نشدممحسن تجربه کار
تجربه کار در خصوص موزه دیرینه شناسی کرمان نیز با اشاره به فضایی 600 متر مربعی موزه گفت: فضای موزه برای نگهداری سه هزار فسیل نیز بسیار کم است در حالیکه طبق استانداردهای برای نگهداری 140 هزار فسیل این مجموعه حداقل به 10 هزار مترمربع مساحت نیاز است.
محقق کرمانی گفت: در خصوص حل این مشکل رایزنی هایی با میراث فرهنگی صورت گرفته و به نظر می رسد در این خصوص اقدامات مثبتی درحال انجام است.
وی با اشاره به اینکه بارها مشکلات این موزه مطرح شده است گفت: با وجود تذکرات فراوان مسئولان هیچ توجهی به حل مشکلات نکرده اند.
وی از این فسیلها به عنوان سرمایه های مردم کرمان یاد کرد و گفت: هیئتی از استرالیا تنها برای یک تخم فسیل حاضر به پرداخت مبلغ هنگفت بودند اما از فروش این فسیل خود داری کردم این درحالی است کلیه هزینه های موزه تاکنون به صورت شخصی پرداخت شده است و هزینه سنگینی را به خانواده من وارد کرده است.
برق موزه دیرینه شناسی کرمان از دو سال پیش قطع است
وی با اشاره به اینکه 99 درصد فسیلهای این موزه در استان کرمان کشف شده است گفت: این موزه به عنوان اولین موزه دیرینه شناسی کشور، عملا در سال 82 با تائید بخش زمین شناسی دانشگاه شهید باهنر و همکاری شورای شهر و شهرداری کرمان راه اندازی شد اما بجای اینکه مسئولان از این موزه حمایت کنند برق موزه از دو سال قبل قطع شده است و تاکنون اقدامی در خصوص حل این مشکل صورت نگرفته است.
وی افزود: در هر جای دیگر دنیا با سرمایه گذاری در این بخش نسبت به جذب توریست و گردشگر و درآمد زایی موزه اقدام می کردند اما در سالهای اخیر نه تنها هیچ حمایتی از موزه صورت نگرفته است بلکه برق موزه نیز از دو سال پیش قطع شده است.
قطع برق موزه از دو سال پیش تاکنون امکان بازدید را از علاقه مندان گرفته استمدیر موزه دیرینه شناسی کرمان
تجربه کار با اشاره به بازدید یک هیئت دیرینه شناس فرانسوی از این موزه گفت: در زمان بازدید هیئت فرانسوی از موزه برق این مجموعه در زمان بازدید این هیئت وصل شد و 27 اردیبهشت ماه سال جاری دوباره بدون هیچ اخطاری قطع شده است و با وجود این مشکل عملا امکان بازدید مردم از این موزه مهیا نیست.
وی مشکل دیگر این موزه را محیط نا امن پارکی دانست که موزه در آن قرار گرفته و به دلیل همجواری با مرکز بازپروری اعتیاد و تجمع معتادان، فضای غیر فرهنگی را ایجاد کرده است که کمتر خانواده ای برای بازدید از این موزه با شرایط فعلی تمایل نشان می دهد.
وی گفت: درحالی با این موزه اینگونه برخورد شده است که حداقل 40 درصد فسیلهای این مجموعه در دنیا منحصر بفرد است و می تواند به یکی از مراکز اصلی مطالعاتی و فسیل شناسی جهان تبدیل شود.
تجربه کار گفت: تخریب ردپای دایناسور در کرمان بازتاب گسترده پیدا می کند اما در معرض خطر قرار گرفتن این مجموعه منحصر بفرد شامل آثار و پیکره دایناسورها مورد توجه قرار نمی گیرد.
وی افزود: مردم کرمان باید به این مجموعه به عنوان یک ثروت ملی نگاه کنند و نگذارند به سادگی این مجموعه تخریب شود.

 

ادامه مطلب

اطلاعات شهر تهران از دیدگاه خطر پذیرى لرزه اى ( زلزله ) به روز مى شود

اطلاعات شهر تهران از دیدگاه خطر پذیرى لرزه اى ( زلزله ) به روز مى شود

مدیر گروه مدیریت شرایط اضطرار پژوهشگاه بین المللى زلزله شناسى و مهندسى زلزله گفت: برآورد آسیب پذیرى و خسارت لرزه اى شهر تهران طى چند پروژه حساس پژوهشى و در قالب یک طرح کلان انجام و اطلاعات مربوطه به روز مى شود. دکتر بابک منصورى افزود: دراین طرح، بانکهاى اطلاعات مکانى و توصیفى شهرى شامل انواع گونه هاى متداول سازه اى، وضعیت معابر شهرى و آمار جمعیتى در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایى یا GIS گردآورى، پالایش و به روز رسانى مى شود.وى اظهار داشت: با فرض سناریوهاى لرزه اى مهم و بر اساس توسعه روابط آسیب پذیرى ساختمانها، مدل سازى تلفات انسانى و انسداد معابر همخوان با شرایط شهر تهران، میزان خسارات فیزیکى و مالى پس از وقوع زلزله بر آورد مى شود.وى افزود: نتیجه این تحقیقات توصیه هاى پیشگیرانه براى کاهش خسارات جانى و مالى براى زلزله هاى مهم و محتمل خواهد بود که مسئله آمادگى براى مقابله با شرایط بعد از وقوع زلزله را نیز شامل مى شود.عضو هیات علمى پژوهشگاه بین المللى زلزله شناسى و مهندسى زلزله گفت: این طرح از اواخر بهار امسال آغاز شده و حدود یک سال دیگر به پایان مى رسد.وى در مورد طرح هاى پژوهشى در خصوص زلزله افزود: از لحاظ کیفى، طرح هاى پژوهشى خوبى در کشور انجام شده و یا در حال انجام است که جاى پیشرفت همواره احساس مى شود.منصورى ادامه داد: اما از نظر کمى، باید خاطر نشان کرد که با توجه به شرایط آسیب پذیرى نقاط مختلف کشور و قابلیتهاى موجود در حوضه پژوهشى و اجرایى، حمایت و سرمایه گذارى چشمگیرى لازم است تا بتوانیم به سطوح قابل قبول برسیم.وى ادامه داد: بحث در خصوص زلزله از دیدگاه مدیریت بحران و بکارگیرى فناوریهاى نوین عملا از یک تا دو دهه پیش در جهان آغاز شده و پیشرفتهاى علمى و دانش مربوطه در ایران نیز به موازات آن حاصل شده است.منصورى گفت: در مقایسه با کشورهاى پیشرفته و زلزله خیز نظیر ژاپن و آمریکا، در کشور ما بیشتر کاستى ها در حوزه توسعه و سرمایه گذارى در بکارگیرى روشهاى روز در بخشهاى اجرایى و عملیاتى احساس مى شود.مدیر گروه مدیریت شرایط اضطرار پژوهشگاه بین المللى زلزله شناسى و مهندسى زلزله در خصوص فناوریهاى نوین گفت: علاوه بر تاسیس بخش GIS در پژوهشگاه که خدمات کلى و جارى مرتبط با پژوهشکده هاى زلزله شناسى، سازه، ژئوتکنیک و مدیریت خطرپذیرى را حمایت مى کند، یک گروهى پژوهشى با عنوان "گروه ژئوماتیک" یا ژئوانفورماتیک نیز تعریف شده است.وى افزود: این گروه پژوهشى در حوضه توسعه و بکارگیرى فناوریهاى نوین مانند سنجش از دور، پردازش تصاویر ماهواره اى، شبکه حسگرهاى توزیع شده، GPS، GIS و غیره فعالیت دارد.

خطر لرزه ای ایران

اطلاعات شهر تهران از دیدگاه خطر پذیرى لرزه اى ( زلزله ) به روز مى شود

ایرنا


گرماى قطب شمال در دو هزار سال اخیر بى سابقه است

گرماى قطب شمال در دو هزار سال اخیر بى سابقه است

پژوهشگران دریافته اند گرماى مناطق مختلف قطب شمال به بیشترین میزان در دو هزار سال اخیر رسیده است. تغییر در مدار گردش زمین به دور خورشید باعث شد قطب شمال چندین قرن سردتر شود، اما در 100 سال گذشته با افزایش تولید گازهاى گلخانه اى از منابعى که انسان در فعالیت آنها دست داشته، دماى هواى ناحیه نیز بالا رفته است.دانشمندان یافته هاى خود را بر اساس شواهد به دست آمده از هسته هاى یخى، حلقه هاى مقطع درختان و رسوب دریاچه ها به دست آورده اندپژوهشگران دانشگاه آریزوناى شمالى، در آمریکا در گزارشى در نشریه ساینس اعلام کردند: یافته هاى آنها نشان مى دهد که نواحى قطبى به دو عامل حرارت خورشیدى و افزایش حرارت ناشى از تولید گازهاى گلخانه اى بسیار حساس است.پژوهش در 23 نقطه از قطب شمال انجام شد که در آن شواهد کافى براى به دست آمدن تصویر لازم براى مقایسه دهه به دهه تغییر وضع درجه حرارت وجود داشت.نتیجه این تحقیقات نمودارى شد که بر اساس آن یک دهه اخیر (1998-2008) گرم ترین دهه در کل دوره مورد پژوهش بوده است."درل کافمن" مجرى این تحقیقات مى گوید: "روند غالب در نمودار تولید شده، روند سرد شدنى است که در 1900 سال اول دیده مى شود."وى افزود: "اما قرن بیستم در تضاد واضحى با روند سرد شدن قرار دارد که انتظار مى رفت ادامه پیدا کند. نیم قرن آخر، گرم ترین در کل دوره مورد پژوهش بوده و 10 سال اخیر بدترین شرایط را داشته است."به طور متوسط تا سال 1900 از درجه حرارت این ناحیه حدود 0.2 درجه سانتى گراد در هر هزاره کم شد، اما از آن زمان حرارت 1.2 درجه سانتى گراد افزایش یافته است.یکى از دلایل روند کند کاهش درجه حرارت، انحراف هاى تدریجى (هر انحراف در طى هزاران سال) و مقطعى زمین از مدار حرکت خود به دور خورشید بوده است. این انحراف ها، ماهى از سال که در آن زمین از همیشه به خورشید نزدیک تر است را تغییر مى دهد.این انحراف مقطعى به تدریج از کل انرژى خورشیدى جذب شده در نواحى قطب شمال در تابستان کاست، تا اینکه گرمایش در اثر تولید گازهاى گلخانه اى شرایط را تغییر داد.پژوهش انجام شده همچنین بروز پدیده گرم شدن هوا در قرون وسطى را ثابت مى کند. برخى شواهد تاریخى حاکى از آن بود که حدود 1000 سال قبل، وقتى وایکینگ ها گرینلند را به مستعمره خود تبدیل کردند، هوا به اندازه اى گرم شده بود که آنها در ناحیه نیوفاندلند شروع به پرورش انگور کردند.پژوهش دانشگاه آریزوناى شمالى نشان داد "بر خلاف روند کاهش حرارت و به عنوان استثنایى در 19 قرن اول" هرچند در آن زمان حرارت به اندازه حال حاضر نبوده ، اما به مراتب از صد سال پیش گرم تر بوده است.روند اخیر گرمایش قطب شمال به وضوح خود را با کاهش عمده میزان سطح یخ هاى روى سطح آب در تابستان نمایان کرده است، که حداقل میزان سطح پوشیده از یخ در دریا، در سال 2007 با دوربین هاى ماهواره اى ثبت شد

منبع : ایرنا - GSI


ابرنواختر چگونه منفجر می شود ؟

ابرنواختر چگونه منفجر می شود ؟

فیزیک‌دانان موفق شده‌اند با شبیه‌سازی پرانرژی‌ترین انفجار عالم، به اسرار این انفجار و چگونگی پیدایش عناصر و هم‌چنین ستارگان نوترونی پی ببرند.

فیزیکدانان آزمایشگاه ملی آرگون واقع در شیکاگو با استفاده از ابررایانه بلو-ژن آی.بی.ام، موفق شدند شرایط بسیار شدید وقوع یک ابرنواختر نوع یک را به تصویر بکشند. ابرنواختر نوع یک، وقتی پدید می‌آید که یک کوتوله سفید بیش‌از حد سنگین می‌شود و پرانرژی‌ترین پدیده‌ای را به راه می‌اندازد که در دنیای امروز روی می‌دهد. نیوساینتیست، بخشی از این شبیه سازی را در قالب گزارش تصویری آماده کرده است.

ابرنواختر نوع 1 چیست؟
وقتی ستاره‌ای هم‌اندازه خورشید به پایان عمر خود برسد، به یک کوتوله سفید تبدیل می‌شود. در این حالت، هسته داغ ستاره که ابعادش به اندازه زمین است، باقی می‌ماند و دیگر لایه‌های ستاره از آن دور می‌شوند. این هسته بسیار داغ با دمای حدود ده‌هزار درجه سانتی‌گراد، نمی‌تواند فرآیند هم‌جوشی هسته‌ای به راه بیاندازد و بنابراین همانند قطعه فلز داغی که گوشه‌ای رها شده باشد، آرام آرام سرد و کم‌نور می‌شود.

ابرنواختر چگونه منفجر می شود ؟اما اگر این کوتوله سفید در فاصله‌ای نسبتا نزدیک به دور ستاره‌ای دیگر بگردد، بخشی از مواد ستاره همدم می‌توانند از آن جدا شوند و راهی کوتوله سفید شوند. بدین‌ترتیب، سنگینی کوتوله سفید افزایش می‌یابد. سال‌ها پیش، دانشمندی به نام سوبرامانیان چاندراسکار حساب کرد که حداکثر سنگینی یک کوتوله سفید بیشتر از 1.4 برابر خورشید نیست و اگر جرم کوتوله از این حد بیشتر شود، انفجاری روی خواهد داد که ابرنواختر نوع یک خوانده می‌شود. چاندارسکار برای این کشف، مفتخر به دریافت جایزه نوبل فیزیک شد و این مقدار را به افتخار او، حد چاندراسکار نامیدند.

اگر جرم کوتوله سفید از حد چاندراسکار بیشتر شود، هم‌جوشی عنصرهایی مانند کربن در سطح کوتوله اتفاق خواهد افتاد و در عرض چند ثانیه، تمام کوتوله منفجر می‌شود و انرژی فوق‌العاده فراوانی را که میلیاردها بار درخشان‌تر از خورشید است، آزاد می‌کند. در این حالت، درخشندگی ابرنواختر با درخشندگی کهکشان برابری میکند! این انرژی آن‌قدر زیاد است که تمام عناصر شناخته‌شده را تولید می‌کند و این درحالی است که درون ستارگان، تنها عناصر محدودی تشکیل می‌شوند که سنگین‌ترین آنها آهن است. این بدان معنی است که بیش از هشتاد عنصر و فلز دیگر مانند سرب ،نیکل، طلا، نقره، اورانیوم و غیره، روزی در انفجار یکی از این ستارگان به‌وجود آمده است.

برای مشاهده ادامه مقاله و تصاویر به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب

ایستگاه فضایی زادگاه پروانه ها می شود

ایستگاه فضایی زادگاه پروانه ها می شود

 

 

 

 

 

 

 

دانش آموزان سراسر آمریکا با شرکت در پروژه ای تعدادی لارو پروانه را به منظور مطالعه بر روی روند رشد و تولد این حشرات به همراه شاتل آتلانتیس به ایستگاه فضایی انتقال خواهند داد.

دانش آموزان آمریکایی طی پروژه ای به بررسی چگونگی رشد پروانه ها در فضا و مقایسه این فرایند با زمین خواهند پرداخت.

این دانش آموزان طی ماموریت جدید آتلانتیس لارو دو گونه از پروانه ها را به ایستگاه فضایی بین المللی خواهند فرستاد تا شاهد رشد آنها در شرایط خلا ایستگاه باشند.

در حدود 100 دانش آموز در دوره های دبستان و بالاتر در این پروژه شرکت دارند و کیتهایی حامل لارو پروانه ها را به همراه دارند تا بتوانند با مقایسه آنها با اطلاعات به دست آمده از پروانه های فضایی تفاوت فرایند رشد این حشرات در زمین و فضا را تعیین کنند.

پروانه هایی که در روز دوشنبه به همراه آتلانتیس به فضا سفر خواهند کرد در ایستگاه ساکن شده و هر 15 دقیقه یکبار از آنها عکسبرداری خواهد شد. سپس این تصاویر به زمین ارسال شده و از طریق وب سایت این پروژه در اختیار دانش آموزان قرار خواهد گرفت.

بر اساس گزارش ام اس ان بی سی، دیگر مراکز آموزشی و دبستانهایی که در این پروژه مشارکت ندارند نیز می توانند از طریق این وب سایت در جریان روند پروژه و اطلاعات به دست آمده قرار گیرند.

منبع: مهر - حشره شناسی


سیستم عامل گوگل رسما معرفی شد

سیستم عامل گوگل رسما معرفی شد

 با سیستم عامل گوگل رایانه را با سرعت تلویزیون روشن کنید

به گزارش فارس به نقل از رویترز، این سرعت تا بدان حد زیاد است که با مدت زمان لازم برای روشن شدن یک تلویزیون و مشاهده آن برابری می کند.
سیستم عامل نوپای گوگل موسوم به کروم که بر مبنای فناوری نوپای کلود کامپیوتینگ طراحی شده همچنین اطلاعات را بر روی وب ذخیره می کند و طراحی آن کاملا متن باز است، اما تنها بر روی رایانه های کوچک و سبک نت بوک قابل استفاده خواهد بود.
کروم اولین بار چهار ماه قبل به طور آزمایشی در دسترس برخی متخصصان قرار گرفت و رقیبی جدی برای تولیدات مایکروسافت و اپل تلقی می شود. این سیستم عامل در نگاه اول شباهت زیادی با یک مرورگر دارد و با هدف تشویق مردم به استفاده گسترده تر از اینترنت طراحی شده است.
با این حساب زنگ خطر برای سیستم عامل های سنتی مانند ویندوز مایکروسافت از هم اکنون به صدا درآمده است.


نمرات علمی امتحانات داخلی ( شهریور 88 )

اسامی به ترتیب نمرات نمی باشد

----------------------------------------------

نام                              نمره

----------------------------------------------

خانم ها

مریم شادکام            خوب

لیلا ابراهیمی           خیلی خوب

غزاله بزرگی          خیلی خوب

زهرا قربانی           خوب

گلناز باراندوست      عالی

الناز باراندوست       عالی

آرزو قاسم پور        خوب

معصومه کهنسال      خوب

فاطمه فتحی پور      خوب

مریم خانجانی          خوب

سیده نازنین ولمی      خیلی خوب

ریحانه بربری          خوب

بهناز باغساز            عالی

پریسا حسن زاده       عالی

سمیه خانی نیا          عالی

سحر باراندوست       عالی

----------------------------------------------

آقایان

مهدی اکبرنژاد          عالی

مرتضی نبی پور        خیلی خوب

صابر صفرپور         خوب


ساختار ایستگاه فضایی ( ISS )

ساختار ایستگاه فضایی ( ISS )

مقدمه

ایستگاههای فضایی به دور زمین می‌چرخند و برای هفته‌ها یا ماهها محل کار و زندگی فضانوردان هستند، ایستگاه فضایی تمام نیازهای خدمه را برآورده می‌کند تا به هنگام انجام آزمایش زنده و سالم بمانند. زباله‌های خورشیدی بزرگ برق تولید و دیواره‌ها و سپرهای مخصوص دما را مطلوب و خدمه را از تشعشع و قطعات سرگردان فضایی مصون نگه می‌دارند. بار اندازها به سفینه‌های تدارکاتی ارسالی از زمین امکان می‌دهند که محموله خود را تخلیه کنند.

 

در آینده شاید بتوان از ایستگاههای فضایی به عنوان استراحتگاههای آرامش بخش در آزاد راه فضا استفاده کرد.

 

اولین ایستگاه فضایی جهان سالیوت 1 در سال 1971 پرتاب شد. این اولین ایستگاه از 7 ایستگاهی بود که اتحاد جماهیر شوروی سابق در مدار زمین مستقر کرد و کیهان نوردان سفینه سایوز به استثنای سالیوت 2 در همگی آنها ساکن شدند. با گذشت زمان طول اقامت آنها از چند هفته به 6 ماه افزایش یافت، سالیوت 6 و 7 یک بار انداز اضافه داشتند تا کیهان نوردان بتوانند با خدمه دیدار کنند و سفینه تدارکاتی پروگرس بتواند آذوقه بیشتری از زمین بیاورد

 

سالیوت 1

تاریخ پرتاب: آوریل 1971

اقامت در مدار: 6 ماه

 

اقامت کیهان نوردان: یک بار به مدت 22 روز.سه کیهان نورد به نام گرگوری دوبرفولسکی ، ویکتور پاتسایف و ولادیسلا ولکوف درخلال اقامتشان اولین پژوهشها درباره گیاه شناسی فضایی را انجام دادند. هر سه در مرحله بازگشت این مأموریت رکورد شکنشان کشته شدند. تحقیق نشان داد که شیر فلکه معیوب باعث تراکم زدایی سریع هوای کپسول سالیوت شده و کیهان نوردان درونش را خفه کرده است. برخلاف فضانوردان آپولو این خدمه لباسهای مخصوص فشار هوا نپوشیده بودند، در این صورت ممکن بود زنده بمانند. سالیوت 1 به هنگام بازگشت به جو زمین بر فراز اقیانوس آرام سوخت

 

سالیوت 2

تایخ پرتاب: آوریل 1973

اقامت در مدار: 2 ماه

اقامت کیهان نوردان: بی سرنشین

ایستگاه به مجرد پرتاب قطعاتش را یکی پس از دیگری از دست داد و 2 ماه بعد که به جو زمین بازگشت سوخت

 

سالیوت 3

تایخ پرتاب: ژوئن 1974

اقامت در مدار: 7 ماه

اقامت کیهان نوردان: یکبار به مدت 14 روز

آمریکا مشکوک بود که سالیوت 3 مأموریتی نظامی دارد و تدابیر شدید امنیتی پرتاب این ایستگاه این ظن را تقویت می‌نمود. گزارشهای بعدی نشان داد که 2خدمه آن ، پاول پایوویچ و یوری آریتوخین احتمالا 2 هفته اقامت خود در مدار را به نقشه برداری دقیق از تأسیسات نظامی آمریکا سپری کرده‌اند، هر چند که جزئیات این گزارشها نادرست است. سالیوت 3 ، هفت ماه بعد از پرتاب در جو زمین سوخت

 

سالیوت 4

تایخ پرتاب: دسامبر 1974

اقامت در مدار:2 سال و یک ماه

اقامت کیهان نوردان: 2 اقامت ، یکی 30 روز و دیگری 63 روز

درخلال این اقامتها برنامه بلند پروازانه‌ای از آزمایشها و رصدهای خورشیدی ، سیاره‌ای و ستاره‌ای انجام شد. این ایستگاه در بازگشت منهدم شد

 

سالیوت 5

تایخ پرتاب: ژوئن 1976

اقامت در مدار: 13 ماه

اقامت کیهان نوردان: 2 اقامت ، یکی 63 روز و دیگری 17 روز

خدمه سالیوت 5 مقدار آلودگی ذرات معلق در جو زمین را مطالعه نمودند و اثرات بی وزنی را بر ماهی باردار بررسی کردند. ‌آنها همچنین درباره پرورش بلور آزمایشهایی انجام دادند و با موفقیت بدون استفاده از پمپ ، ماده محرکه ایستگاه رادر فضا تعویض کردند. این ایستگاه در بازگشت سوخت

 

سالیوت 6

تایخ پرتاب: سپتامبر 1977

اقامت در مدار: 4 سال

اقامت کیهان نوردان: 11 اقامت کوتاه (معمولا به مدت یک هفته) و 5 اقامت بلند (که بیشترین آن 184 روز طول کشید.) با 2 کوره مخصوص سالیوت 6 در شرایط جاذبه خفیف مواد نیمه هادی ساخته شد. گاهی اوقات خدمه می‌توانستند با سبزیجات پرورش یافته در باغچه کوچک ایستگاه به غذایشان تنوع ببخشند. سالیوت 6 در سال 1986 به هنگام بازگشت به زمین سوخت

 

سالیوت 7

تایخ پرتاب: آوریل 1982

اقامت در مدار: 8 سال و 8 ماه

اقامت کیهان نوردان: سالیوت 7 به مدت 4 سال پذیرای 10 خدمه بود. طولانی‌ترین اقامت آنها 236 روز بود و در این مدت آزمایشهای مفصلی بر روی سیستم عضلات قلب انجام شد. در خلال یک راهپیمایی فضایی ، بااستفاده از دستگاه جوش ، ایستگاه تعمیر شد. سالیوت 7 به هنگام بازگشت به زمین در سال 1991 سوخت

 

اسکای لب

اولین ایستگاه فضایی آمریکا به نام اسکای لب در 14 مه 1973 پرتاب شد، دقایقی بعد از پرتاب سپر ضد شهابواره و یکی از باله‌های خورشیدی آن بر اثر فشار هوا کنده شد. خدمه اولیه اسکای لب خسارت وارده را به گونه ای تعمیر نمودند که این ایستگاه فضایی قابل سکونت شد. در سال بعد سه خدمه هر کدام به مدت 28 59 و 84 روز در آن اقامت کردند. اسکای لب در سال 1979 به زمین سقوط کرد، اکثر بخشهای آن به هنگام ورود به جو منهدم شدند، ولی برخی از قطعاتش در استرالیا افتادند، خوشبختانه کسی در این سقوط آسیب ندید

 

ساخت یک ایستگاه فضایی بین المللی با مشارکت آمریکا ? روسیه ? کانادا و ژاپن از سال 1997 شروع شده است. این ایستگاه موسوم به آلفا ظرف مدت 5 سال در فضا مونتاژ می‌شود. این عملیات با پرتاب یک مرکز کنترل ساخت روسیه آغاز شده است، ایستگاه آلفا علاوه بر کاربردهای علمی و تحقیقاتی توقفگاهی برای مسافرت فضایی به مریخ خواهد بود

 

سفینه‌های سایوز

قبل از پیدایش ایستگاههای فضایی سفینه‌های سایوز فقط در مدار زمین می‌چرخیدند. اولین سایوز ، سایوز 1 در سوم آوریل 1967 پرتاب شد. یک ملاقات فضایی میان آن و سایوز 2 ترتیب داده شد، ولی برای سایوز 1 مشکلات فنی پیش آمد و پرتاب سایوز 2 لغو شد. در خلال بازگشت به جو زمین ، بندهای چتر سایوز 1 درهم گره خوردند. در نتیجه این سفینه به زمین اصابت کرد و ولادیمیر کوماروف فضانورد را کشت

 

سفینه‌های فضایی سایوز کیهان نوردان روس را به فضا می‌برند و برمی‌گردانند، سه خدمه آن در بخش میانی سفینه که سپر حرارتی دارد مسافرت می‌کنند، زیرا به هنگام بازگشت به جو زمین باید دمای زیادی تحمل کنند. در قسمت جلو واحد مداری حامل غذا و آذوقه است، واحد تجهیزات در عقب حاوی موتور اصلی موتورهای موشکی بازگشت و تجهیزات مخابراتی و کنترل است


شاهکار جدید هابل : شکار عدسی گرانشی

شاهکار جدید هابل : شکار عدسی گرانشی

شکار تازه هابل:

 

حلقه های انیشتین

 

تلسکوپ فضایی هابل در آخرین سال های عمر خود توانسته است کمیاب ترین پدیده های کیهانی را به تصویر بکشد

نظریه نسبیت پیش بینی می کند یک کهکشان می تواند همانند یک عدسی همگرا، نور اجرام پشتش را تقویت کندعدسی گرانشی می تواند نور اجرام بسیار دوردست را تقویت کند و آن ها را به ما نشان دهد

 

بالا:تصاویر جدید هابل، حلقه های کامل اینشتین را ثبت کرده اند، این حلقه ها، تصاویر اجرام بسیار دوری هستند که کهکشان وسط تصویر، نورشان را تقویت کرده، ولی تصویری حلقوی از آن ها تشکیل داده است

چپ: فرض کنید یک عدسی گرانشی از جلوی یک شهر عبور می کند، چون شدت گرانش با فاصله گرفتن از عدسی کم می شود، قدرت جمع آوری نور هم کاهش می یابد و در نهایت تصویر عجیب و غریبی به دست می آید. در این عکس، عدسی گرانشی روی ستون برج ونکور قرار گرفته است.

گروه دانش و فناوری ـ ذوالفقاردانشی: تلسکوپ فضایی هابل در آخرین پژوهش های علمی خود موفق شده است نمونه هایی از یک پدیده کیهانی نادر را ثبت کند. این پدیده که به عدسی گرانشی مشهور شده است، یکی از پیش بینی های نظریه نسبیت عام محسوب می شود که می گوید گرانش می تواند مسیر پرتوهای نور را خم کند و همانند یک عدسی همگرا برآن تأثیر بگذارد.

عدسی گرانشی به چه دردی می خورد؟

عدسی گرانشی از نظر عملکرد درست مثل یک عدسی اپتیکی است که نور را جمع می کند و تصویر می دهد، با این تفاوت که نمی توانیم هیچ تنظیمی انجام دهیم. بنابر این اغلب تصاویری که تشکیل می شوند از کیفیت لازم برای بررسی برخوردار نیستند، اما این بدان معنی نیست که نتوان هیچ اطلاعاتی را استخراج کرد. از یک عدسی گرانشی دو نوع اطلاعات می توان استخراج کرد.

الف ـ اطلاعات در مورد جسم دور دست: یکی از هدف های بزرگ اخترشناسان و کیهان شناسان، این بوده که بتوانند دورترین اجرام عالم را مشاهده کنند. این ها نخستین اجرامی هستند که در عالم به وجود آمده اند و نورشان بیش از سیزده میلیون سال در راه بوده است تا به ما برسد. فاصله بسیار زیادی که دارند سبب می شود قطر زاویه ای بسیار کوچک و نور بسیار ضعیفی داشته باشند. اگر بخواهیم تلسکوپی بزرگ بسازیم تا این اجرام را مشاهده کنیم، باید هزینه گزافی بپردازیم. بهترین راه حل این است که از این عدسی های گرانشی استفاده کنیم تا نور اجسام دوردست را تقویت کنند. تصور کنید از یک عدسی با قطر چند صد هزار سال نوری استفاده می کنید تا اجرام دوردست را مشاهده کنید! چه احساسی به شما دست می دهد؟ دانشمندان با این اطلاعات می توانند درستی یا نادرستی مدل های آغاز عالم را بیازمایند و اطلاعات زیادی کسب کنند. بهترین حالت هم این است که در تصویر هیچ تغییری به وجود نیاید و فقط نورش تقویت شود. اما در بقیه حالت ها هم می توان اطلاعاتی ارزشمند ولی کمتر و کلی تر به دست آورد.

ب ـ اطلاعاتی در مورد عدسی گرانشی: اخترشناسان مدت هاست فهمیده اند اثرات گرانشی کهکشان ها بسیار قوی تر از آن چیزی است که می توان در کهکشان ها مشاهده کرد. آن ها حدس زده اند ممکن است در کهکشان ها مقدار زیادی ماده وجود داشته باشد که قابل دیدن نیست و از این رو آن را ماده تاریک نام نهاده اند. اندازه گیری ها نشان می دهد ماده تاریک 9 برابر بیشتر از ماده روشن است و به صورت هاله ای کروی در اطراف کهکشان های مارپیچی قرار دارد.برای بررسی فراوانی ماده تاریک، باید اثرات گرانشی یک کهکشان را اندازه گیری کرد که معمولا کار ساده ای نیست. دانشمندان با بررسی کمان های گرانشی می توانند جرم یک عدسی گرانشی را اندازه گیری کنند و از مقایسه آن با مقدار جرم روشن، مقدار ماده تاریک را تخمین بزنند. از سوی دیگر، چون کهکشان های عدسی گرانشی در فواصل مختلفی قرار گرفته اند و نوری که از آن ها می بینیم در زمان های متفاوتی آن ها را ترک کرده، می توانیم نتیجه بگیریم کهکشان ها را در زمان های متفاوتی مشاهده می کنیم: کهکشان های نزدیک نشان دهنده وضعیت جهان در زمان نزدیک است و کهکشان های دور نشان دهنده شرایط جهان در زمان های بسیار دور. پس با بررسی این کهکشان ها می توان به چگونگی تحول کهکشان ها و ماده تاریک در طول زمان نیز پی برد.

بدین ترتیب در یک پدیده عدسی گرانشی هم می توان در مورد آن جسم دوردست اطلاعاتی به دست آورده و هم در مورد خود عدسی گرانشی و ماده تاریک موجود در آن. دانشمندان مرکز اخترفیزیک  هاروارد ـ اسمیت سونیان هم با همکاری پژوهشگران مؤسسه نجومی هلند، از تلسکوپ هابل استفاده کردند تا چنین اطلاعاتی را به دست آورند.

نوزده شکار هابل

تاکنون حدود یک صد عدسی گرانشی شناخته شده است و تلسکوپ فضایی توانسته است نوزده مورد جدید به آن ها اضافه کند. در پروژه جدید هابل که SLACS نام دارد، اخترشاسان به رهبری آدام بولتون ابتدا فهرستی از کاندیداهای عدسی گرانشی تهیه کردند. آن ها با استفاده از فهرست یک صد میلیونی پروژه SDSS (نقشه برداری دیجیتالی آسمان اسلوان) تمام کهکشان هایی را که نشانه ای از عدسی گرانشی داشتند، گردآوری کردند. سپس از میان دویست هزار جسم کاندید شده، کهکشان هایی را انتخاب کردند که بین دو تا چهار میلیارد سال نوری از زمین فاصله داشته باشند و آنگاه طیفشان را بررسی کردند. آن ها در این طیف به دنبال رد پای کهکشان هایی بودند که فاصله شان تا زمین دو برابر فاصله کهکشان عدسی باشد و دقیقا پشت عدسی واقع شده باشد. از بین این فهرست، 28 نمونه را که احتمال می دادند دارای بهترین شرایط هستند، انتخاب کردند و با استفاده از هابل تصاویر دقیقی از آن تهیه کردند.

تلسکوپ فضایی هابل این خوبی را دارد که خارج از جو رصد می کند، بنابراین اثرات مخرب جو روی آن تأثیری ندارد و تصاویر این تلسکوپ شفاف ترین تصاویری است که بشر می تواند تهیه کند. دوربین پیشرفته نقشه برداری (ACS) که در آخرین مأموریت تعمیر هابل روی آن نصب شد، هجده مگاپیکسل وضوح دارد و تصاویری که ثبت کرده جزو بهترین نمونه های کمان های اینشتین محسوب می شوند. از 28 کاندید، 19 نمونه دارای کمان های اینشتین بودند و 8 تای آن ها حلقه کامل اینشتین بودند. تا پیش از این فقط سه حلقه کامل در نور مرئی ثبت شده بود.دانشمندان می خواهند با بررسی این تصاویر، مقدار ماده تاریک در عدسی های گرانشی را اندازه گیری کنند و به تحلیلی در مورد چگونگی تغییرات ماده تاریک در طول زمان دست یابند. صد البته که بررسی کهکشان های دور دست هم جزو موضوعات مورد علاقه آن ها است. نتایج این تحقیقات در ا سترونو میکال ژورنال مجلد فوریه 2006 به چاپ خواهد رسید.برای دیدن تصاویر هابل می توانید به پایگاه www.stsci.eduمراجعه کنید.

 

یک آزمایش ساده

 

یک ذره بین قوی بردارید و از فاصله نه چندان دور به یک شمع نگاه کنید. ذره بین را آن قدر جلو و عقب کنید تا به جای شعله یک حلقه نورانی ببینید. این معادل حالتی است که یک حلقه اینشتین شکل می گیرد. فاصله ذره بین را تغییر ندهید و آن را به چپ و راست یا بالا و پایین ببرید. به تصویری که درون ذره بین می بینید دقت کنید. این کمان های منقطع شبیه به کمان های اینشتین هستند و با همان مکانیسم تشکیل می شوند!

 

اینشتین کهکشان را یک ذره بین می دید

 

نود سال پیش، آلبرت اینشتین مقاله ای را به چاپ رساند و نظریه نسبیت عام را مطرح کرد. در این نظریه، او مفاهیم جدیدی از ماده، گرانش و انرژی مطرح کرد و آن ها را در قالب یک فرمول بندی جدید ارائه داد. نظریه نسبیت عام او خواص جالبی را در مورد گرانش پیش بینی می کرد که برخی از آن ها بعدها مشاهده شدند. یکی از جالب ترین آن ها، تأثیر میدان گرانشی بر پرتوهای مستقیم نور بود که موجب می شد مسیر نور در عبور از میدان گرانشی منحرف شود.اما، ماجرا به همین سادگی نبود. فرمول های نسبیت عام نشان می داد اگر یک جسم آسمانی سنگین برسر پرتوهای نوری یک جسم دوردست قرار بگیرد، آن گاه گرانش بسیار شدید این جسم سنگین پرتوهای نور را منحرف می کند و مانند یک عدسی همگرا، آن ها را جمع می کند. با این تفسیر، این جسم آسمانی همانند یک عدسی همگرا بسیار بزرگ رفتار می کند و از اجرام دور دست، تصویر تهیه می کند.

در سال 1935، اینشتین در مقاله ای این پدیده را توضیح داد و آن را عدسی گرانشی نامید. او فکر می کرد فقط ستارگان می توانند در نقش یک عدسی گرانشی ظاهر شوند و از آن جا که اثرات تقویت کنندگی این اجرام بسیار ضعیف است، نمی توان اثرات پدیده عدسی گرانشی را با بزرگ ترین ابزارهای رصدی زمین هم مشاهده کرد.

اینشتین آنقدر زنده نماند که اولین عدسی گرانشی را ببیند.

 

چند نوع عدسی داریم؟

 

مانند یک عدسی جمع می کندو تصویری حلقوی تشکیل می دهد

ریزهمگرایی گرانشی: اگر ستارگان بخواهند عدسی گرانشی باشند، اثر بسیار ضعیفی خواهند داشت و تصویر به دست آمده قابل دیدن نیست. در مقابل نور ستاره تقویت می شود و درخشندگی ستاره چندین برابر می شود. امروزه این پدیده به ریز همگرایی گرانشی مشهور شده است

حلقه های اینشتین: در این حالت، عدسی گرانشی کاملا روی خط دید جسم دوردست قرار می گیرد. عدسی تمام نور اطراف خود را جمع می کند و تصویری حلقه مانند تولید می کند.

کمان های اینشتین: اگر عدسی گرانشی اندکی با خط دید آن جسم دوردست فاصله داشته باشد، دیگر یک حلقه کامل تولید نمی کند، بلکه یک یا چند کمان منقطع تشکیل می دهد.

صلیب، دوتایی و غیره: بعضی وقت ها شکل عدسی گرانشی و چگونگی آرایش جسم دوردست و عدسی و زمین به شکلی است که یک تا چند تصویر کامل از آن جسم تشکیل می شود. این تصاویر معمولا نسبت به عدسی گرانشی حالت تقارنی دارند.

فقط تقویت نور: بسیار به ندرت اتفاق می افتد که یک عدسی گرانشی در فاصله ای از خط دید زمین و یک جسم دوردست قرار بگیرد که در شکل آن جسم تغییری ایجاد نشود و فقط درخشندگی اش چندین برابر شود. در این حالت جسم، حقیقی است و به واسطه تقویت نور بهتر دیده می شود. این بهترین حالت یک عدسی گرانشی برای نمایش اجرام دوردست است


جنگنده های لیزری در تعقیب اخترشناسان

جنگنده های لیزری در تعقیب اخترشناسان

استفاده از لیزر روز به روز گسترده‌تر می‌شود، از بمب‌افکن‌های مجهز به تسلیحات لیزری تا بزرگ‌ترین رصدخانه‌های جهان

مجید جویا: شرکت بوئینگ اعلام کرد که در اواسط ماه سپتامبر / شهریور یک هواپیمای پیشرفته لیزری تاکتیکی (ATL) را آزمایش کرد که توانست در جریان یک آزمایش، یک وسیله نقلیه متحرک را روی زمین هدف قرار دهد. این اولین باری است که هواپیمای سی130-اچ بهینه‌سازی شده این شرکت از لیزر شیمیایی خود برای هدف قرار دادن یک هدف متحرک استفاده کرد. بوئینگ اطلاعاتی در مورد اتومبیل مورد آزمایش ارائه نکرد، به غیر از اینکه از راه دور هدایت می‌شد. در مورد سرعت اتومبیل، وضع هوا، سرعت هواپیما و ارتفاع هواپیما نیز چیزی اعلام نشد.

میزان خسارت نیز البته زیاد نبود: لیزر تنها یک سوراخ روی گلگیر اتومبیل ایجاد کرد. ولی با این کار گام کوچک دیگری برای نمایش توانایی اسلحه‌های هدایت انرژی برداشت. چند هفته قبل از آن نیز، ای‌تی‌ال یک حمله لیزری علیه یک هدف ثابت انجام داده بود. در آن مورد، بوئینگ در بیانیه مطبوعاتی 1 سپتامبر اعلام کرده بود که «انرژی پرتو لیزر وسیله نقلیه را شکست داد». عبارت «شکست داد» در این مورد به این معنا است که وسیله نقلیه به طور موقت و یا دائم از انجام هدف خود ناتوان ماند.

ادامه مطلب

زلزله هایی که فضا را می لرزانند

زلزله هایی که فضا را می لرزانند

 

  ستاره های نوترونی که مجهز به میدانهای مغناطیسی شدیدی هستند "مگنتار" نام دارند. این ستاره های نوترونی می توانند کلید درک برخی از جنبه های ناشناخته جهان مثل امواج گرانشی و لرزشی باشند.

به همین منظور گروهی از محققان دانشگاه ایندیانا و لابراتوار ملی لس آلاموس (LANL) در آمریکا یک مدل دینامیک مولکولی را توسعه دادند که می تواند رفتار ستاره های نوترونی را شبیه سازی کند.

این مدل در مجله علمی "Physical Review Letters" تشریح شده است.

این ستاره شناسان در این خصوص توضیح دادند: "ما به کمک ابر رایانه های LANL توانستیم یک منطقه از پوسته یک ستاره نوترونی را مدلسازی کنیم که از حرکت 12 میلیون ذره تشکیل شده است. به خصوص این شبیه سازی نشان می دهد که چگونه پوسته این ستاره از یونها و اتمهای یونیزه شده تشکیل شده است. فشار ستاره به دلیل فشرده شدن بیش از حد الکترونها و ایجاد یونها است. بنابراین ما محاسبه کردیم که چگونه این پوسته بد شکل می شود و سرانجام در زیر وزن زیاد کوههای سطح ستاره نوترونی می شکند."

ترک خوردن پوسته می تواند منجر به تولید نور این ستاره ها شود.

برپایه این مدل، کوههایی که روی سطح ستاره های نوترونی تشکیل می شوند در سرعت چرخشی و شدت امواج گرانشی و لرزشی نقش دارند.

منبع : مهر - صدای آسمان


32 سیاره فراخورشیدی جدید

32 سیاره فراخورشیدی جدید کشف شد

با این کشف جدید، تعداد سیارات کشف‌شده در خارج از منظومه شمسی به 400 عدد رسید. سبک‌ترین این سیارات تازه کشف شده تنها 5 برابر زمین سنگینی دارد.

ذوالفقار دانشی: اخترشناسان موفق شده‌اند 32 سیاره فراخورشیدی جدید کشف کنند. این سیارات که ابعاد آنها از 5 برابر زمین تا 10 برابر سیاره مشتری متغیر است، با استفاده از تلسکوپ 3.6 متری رصدخانه جنوبی اروپا در لاسیای شیلی آشکار شده‌اند.

این کشف از آن‌رو پراهمیت است که نشان می‌دهد تعداد سیارات کم‌جرم در کهکشان ما بسیار زیاد است. استفان اودری، اخترشناس در دانشگاه ژنو در سوییس می‌گوید: «نتایج رصدهای ما نشان می‌دهد حداقل 40درصد از ستارگان خورشید مانند در کهکشان میزبان سیارات کم‌جرم هستند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که در اصل، سیارات کم‌جرم در همه‌جا پیدا می‌شوند و این، نکته‌ای بسیار مهم است. جالب‌تر این‌جاست که مدل‌های اخترشناسی نیز وجود آنها را پیش‌بینی می‌کند و ما امیدواریم که بتوانیم حتی سیارات بسیار کم‌جرم زمین مانند را نیز پیدا کنیم».

ادامه مطلب

بزرگترین و پیشرفته ترین تلسکوپ ( رصدخانه ) جهان

تلسکوپ ال‌بی‌تی (Large Binocular Telescope)(نام اصلی: پروژه کلمبوس Columbus Project)نام بزرگ‌ترین،قوی‌ترین،پیشرفته ترین و دقیق ترین تلسکوپ نوری ساخته شده در جهان است که در بلندیهای 3190 متری کوه گراهام بلندترین کوه از رشته کوههای پیلانیو در جنوب شرقی ایالت آریزونای آمریکا قرار گرفته است.این تلسکوپ یکی از تلسکوپ های رصد خانه بین المللی کوه گراهام میباشد.

 

بزرگترین و پیشرفته ترین تلسکوپ ( رصدخانه ) جهان

 

 

ساختار کامل تلسکوپ LBT ::این تلسکوپ دارای نیرویی محرکه برای تغییر وضعیت آینه های آن در تغییرات ناخواسته جوی میباشد که دید آن را در این شرایط بهتر میکند

تلسکوپ ال‌بی‌تی دارای یک تلسکوپ دوچشمی است که به اخترشناسان امکان میدهد تا کیهان را دقیق تر و در اعماق ژرف‌تری جستجو کنند.در ساخت این تلسکوپ کشورهای ایتالیا و آلمان نیز همکاری داشته اند.

برخلاف بیشتر تلسکوپ‌های امروزی که حاوی یک آینه برای جمع‌آوری نور هستند، تلسکوپ دوچشمی متشکل از دو آینه4 / 8 متری است. قدرت تصویربرداری تلسکوپ ال‌بی‌تی در حدود ۱۰ برابر بهتر و واضح‌تر از تصاویر ارسالی از تلسکوپ فضایی هابل است.

 

 

ادامه مطلب

لایه اوزون

لایه اوزون

حقیقت امر لایه ازن چیست؟
لایه ازون در قسمت شمالی زمین در سال 1980 بین 15 تا 20 درصد کاهش پیدا کرده است. برای رفع این مشکل جمعی از بهترین متخصصان زمین شناسی هر سال برای تحقیق وجستجو دور یکدیگر جمع می شوند .در سال 1992 پروتکل مونترئال درباره لایه اوزون مطالعه و تحقیقی داشت که فهمید بزرگ شدن سوراخ لایه اوزون بستگی به آلودگی هوا و تولید مواد سمّی دارد. در همان سال سازمان ملل متحد و حفاظت از محیط زیست برنامه ای را طرّاحی کرد که این برنامه جهت محافظت و حمایت از محیط زیست و مخصوصا لایه اوزون به نام برنامه UNEP طراحی کرد که این برنامه جهت جلوگیری از تولید مواد سمّی و مواد شیمیایی آلوده کننده است. مولکولهای اکسیژن (O2) به اکسیژن اتمیک (O) تبدیل می شوند. اکسیژن اتمیک به سرعت با مو لکولهای بیشتری ترکیب شده و به شکل اوزون می شود. ان پوشش حرارتی که در سطح بالا رشد کرده و سلامتی لایه اوزون را به خطر انداخته است و این مورد باعث شده است که اگر استراتوسفر نباشد ما نتوانیم بدون آن زنده بمانیم. بالای استراتوسفر مقداری از آلودگی مضّر اشعه مادون بنفش را و همچنین تشعشعاتی از خورشید ( امواج بین 320 تا 240) را که باعث می شود لایه اوزون آسیب ببیند و همچنین جان گیاهان به خطر بیفتد را جذب میکند. اشعه مادون بنفش با تابیدن نور مولکولهای اوزون را می شکافد ولی اوزون می تواند تغییر شکل بدهد و عکس العمل زیر ازآن حاصل می شود:
 

O + O2 مادون قرمز + O3
O2 + O
  O3
 

همچنین اوزون در اثر عکس العمل زیر نابود میشود :

 

O3 + O   O2 + O2

 
عکس العمل دوم با افزایش پیدا کردن ارتفاع آهسته انجام می شود امّا عکس العمل سوم سریعتر انجام می شود. دربین همکاری عکس العمل ها تمرکز اوزون درحال تعا دل است. دربالای اتمسفر اکسیژن اتمیک هنگامی که اشعه مادون بنفش در سطح بالایی است، پیدا می شود. در اثر حرکت استراتوسفر هوای متراکم تری بدست می آید وجذب اشعه ی مادون بنفش افزایش می یابد و سطح اوزون به حد اکثر و تخمینا" km 20 می رسد. همراه با تئوری کمپمن یک مشکل نیز وجود داشت که این مشکل در سال 1960 تشخیص داده شد وحقیقت این بود که اوزون به وسیله عکس العمل 4 آهسته حرکت می کرد و دیده نمی شود. گرم شدن زمین ترمیم حفره اوزون را به تعویق می اندازد دانشمندان هشدار داده اند پدیده گرم شدن زمین می تواند تلاشها برای ترمیم حفره اوزون را که قرار بود تا سال 2050 انجام گیرد، حدود 30 سال به تعویق اندازد .این موضوع به رقم پیشرفت هایی است که برای از رده خارج کردن مواد شیمیایی مخرّب اوزون انجام شده است.

طبق گزارشی کاهش فراوانی در مصرف گازهای ساخته دست انسان بنام (کلروفلورو کربن) پدید آمده است .اینها گازهایی هستندکه لایه محافظ زمین را می خورند .دانشمندان گفتند:اگر کشورها مصمم به دنبال نمودن این روند باشند ،(حفره داخل لایه اوزون به آغاز به جمع شدن و کوچک شدن خواهد نمودتا اینکه ظرف 50 سال ترمیم خواهد شد . ) این جمع بندی و نتیجه گیری توسط (مجمع بررسی فرایند های استراتوسفر و نقش آن در آب و هوا SPARC به عمل آمد .این مجمع از صد ها کارشناس اقلیمی که دسامبر سال 1999در آرژانتین گرد هم آمدندو در سایه توجهات سازمان هواشناسی جهانی تشکیل جلسه دادند،شکل گرفته است. این دانشمندان هشدار دادند: حتّی اگر کاهش مصرف گازهایCFC برآورده شود،پدیده گرم شدن زمین_که نتیجه تولیید گازهای گلخانه ای با وجود کربن به عنوان عنصر اصلی آن است و از سوختهای سنگواره ای بدست می آید _میتواند محلت ترمیم حفره اوزون را چند دهه به تعویق اندازد.به عنوان یک تناقض ، گرم شدن زمین ،جو را در نزدیکی سطح زمین حرارت میدهد اما لایه پایینی (استراتوسفر) یعنی جایی را که اوزون قرار دارد همچنان سرد نگه میدارد . این دماهای پایین به ویژه درزمستان مسبب جمع شدن ابرهای استراتوسفر در نواحی قطبی میشود . این پدیده آغازگر واکنشهای نابود کننده اوزون توسط مولکولهای کلری استکه توسط کلروفلورو کربن ها آزاد میشوند. پیش بینی های دایر بر این که حفره اوزون که بالای قطب جنوب قرار دارد، به زودی کوچک خواهد شد با آخرین اطلا عات مغایرت دارد که نشان میدهد که این حفره درحال گسترش است وبه طور بی سابقه ای در چند سال اخیر بزرگ شده است.

تاریخچه سوراخ شدن لایه اوزون :


ابتدا: جریان تاسف بار سوراخ شدن لایه اوزون در لایه زیر استرا توسفر در بالای منطقه انتارکتیکا اولین بار در دهه هفتاد (1970 تا 1979) توسط یک گروه تحقیقاتی به نام BAS کشف شد .این گروه در مورد اتمسفر بالای منطقه انتارکتیکا از یک ایستگاه تحقیقاتی مشاهده می گردند. ایستگاه تحقیقاتی BAS فالکر اولین بار در حالی تحقیقات را انجام داد که اندازه گیری اولیه در سال1985برای اولین بار سوراخ شدن لایه اوزون آنچنان نگران کننده بود که دانشمندان تصور میکردند که دستگاهای اندازه گیری خراب است .آنها دستگاه های دیگری جانشین آن دستگاه ها کردند تا آنکه نتایج بدست آمده اندازه گیری های اولیه را تایید کرد . چند ماه بعد که سوراخ شدن لایه اوزون قابل مشاهده بود، (پس از مشاهده سوراخ شدن لایه اوزون تحقیقات قبلی تایید شد) از طرف دیگر اطلاعات ماهواره TOMS سوراخ شدن لایه اوزون را نشان نمی داد، بدین دلیل که نرم افزارهایی که اطلاعاتی در مورد لایه اوزون می داد به صورتی برنامه ریزی شده بود که لا یه اوزون در منطقه کوچکی مورد بررسی قرار می گرفت. بررسی های بعدی ، اطلاعات بدست آمد هنگامی که نتایج گروه BASمنتشر نشد،مورد تایید قرار گرفت و بیانگر این مطلب بود که سوراخ شدن لایه اوزون به طور سریع و در مقیاس بزرگی بر بالای منطقه انتارکتیکا انجام می شود.

اوزون لایه ای را در استراتوسفر تشکیل می دهد که منطقه استوا باریکتر و در دو قطب پهن تر است .میزان اوزون در بالای سطح کره زمین به وسیله مقیاسی به نام DU Dobson units اندازه گیری میشود که این میزان در منطقه استوایی در حدود 260DU است و به میزان بیشتری در جاهای دیگر است. این در حالی است تغییرات فصلی بسیار وسیعی اتفاق میافتد واین در حالی شکل می گیرد و اشعه ماورای بنفش در لایه استراتوسفر نفوذ میکند یا آن را می شکافد.

 

 

» منبع : سازمان هواشناسی کشور - انجمن مهندسی شیمی


کشف فسیل یک دایناسور پرنده 150 میلیون ساله با چهار بال

کشف فسیل یک دایناسور پرنده 150 میلیون ساله با چهار بال

دیرینه شناسان چینی فسیل نوعی دایناسور با قدمت 150 میلیون سال را کشف کردند که اثراتی از وجود پر روی بدن و چهار بال آن وجود دارد.این فسیل دایناسور که در کنفرانس سالانه دیرینه شناسان در بریستول انگلیس معرفی شده است را محققان چینی در شمال شرقی این کشور کشف کرده اند.بقایای این دایناسور به حدی خوب محافظت شده اند که حتی اثرات جای پر را حفظ کرده اند. این فسیل متعلق به گونه ای از دایناسور پرنده به نام Anchiornis huxleyi است که 150 سال میلیون سال قبل در شرق آسیا می زیسته است. در اطراف اسکلت این فسیل امکان دیدن پرهایی که بدن آن را کاملا پوشانده اند وجود دارد. در این خصوص این دیرینه شناسان توضیح دادند: "این دایناسور چهار بال داشته چرا که پرها نه تنها پاهای عقبی و دم را پوشانده اند بلکه پاهای جلویی نیز پوشیده از پر است. ما امسال فسیلهای دیگری هم از این نوع پیدا کردیم اما این فسیل جدید بسیار خوب محافظت شده و تائید می کند که جد پرندگان امروزی بوده است.تاکنون تئوریهای که نشان می دهند پرندگان از دایناسورها ایجاد شده اند هرگز به صورت تجربی تائید نشده بود چرا که هیچ بقایایی از پرهای قدیمی جانداران اولیه ای که پرواز می کردند وجود نداشت. قدیمی ترین فسیلهایی که حضور پر در آنها اثبات شده بود تنها 10 میلیون سال قدمت داشتند. این فسیلها متعلق به آرکئوپتریکس است که اولین گونه پرنده به شمار می رود و اولین بقایای آن در آلمان و در پایان قرن نوزدهم پیدا شدند. اکنون این دانشمندان نشان دادند که Anchiornis huxleyi می تواند حلقه گمشده میان دو گونه پرنده و دایناسور باشد. این فسیل می تواند همچنین در خصوص اولین تکنیکهای پرواز جانداران توضیح دهد.


ادامه مطلب